B140204-copy-1

هنر خوس‌دوزی؛ بازگشت به ریشه‌های هنر ایرانی

خوس‌دوزی، هنری دیرینه و چشم‌نواز، نمایان‌گر فرهنگ و هنر غنی ایرانی است. این هنر دست، که بخشی از میراث فرهنگی استان هرمزگان و مناطق جنوبی ایران به شمار می‌رود، یادآور داستان‌ها و سنت‌هایی است که نسل‌های مختلف آن‌ را به ارث برده‌اند.

تاریخچه خوس‌دوزی: ریشه‌هایی در گذر زمان

خوس‌دوزی از دوران صفویه رواج یافت و به‌ویژه در بندرعباس و بلوچستان محبوب بود. این هنر، که در آغاز با نخ‌هایی از جنس نقره و طلا شکل می‌گرفت، امروزه با نوارهای نازک پلاستیکی رنگارنگ جایگزین شده است. علی‌رغم تغییر مواد، روح این هنر و زیبایی‌های آن همچنان پابرجاست.

 

پایه‌های هنر خوس‌دوزی

نخ‌های به‌کاررفته در خوس‌دوزی، معمولاً طلایی یا نقره‌ای هستند. این نخ‌های براق و زیبا، ظرافت خاصی به پارچه‌های توری یا مخملی می‌بخشند. استفاده از سوزن «چنایل» برای دوختن بر روی مخمل و تور نیاز به مهارت و تخصص زیادی دارد.

طرح‌ها و نقوش: زیبایی‌شناسی در خوس‌دوزی

طرح‌های متداول در خوس‌دوزی شامل انواع نقوش هندسی، اسلیمی، دانه‌ای و خشتی است. نقوش ستاره‌ای با شش، هشت و دوازده پر، همچنین نقوش کندو عسلی، شش قلب و خشت در خشت، از جمله طرح‌های محبوب به شمار می‌آیند.

 

کاربردهای خوس‌دوزی: فراتر از زیبایی

خوس‌دوزی در ساخت انواع پرده‌های توری، روسری‌ها، چادرهای توری، لباس‌های عروس، جلد قرآن، شلوارها، روتختی‌ها و دیگر اقلام زینتی به کار می‌رود. این هنر، علاوه بر ارزش زیبایی‌شناسی، بخشی از هویت فرهنگی و سنت‌های منطقه‌ای را نیز به نمایش می‌گذارد.

ریشه‌ی هنر خوس‌دوزی

شهرهای جنوبی ایران نظیر هرمزگان، بلوچستان، فارس و کردستان به‌عنوان مراکز اصلی این هنر شناخته می‌شوند. در این مناطق، خوس‌دوزی بخش مهمی از صنایع دستی و بازارهای محلی را تشکیل داده و به‌ویژه میان گردشگران محبوب است.

هنر خوس‌دوزی در آستین

ما در آستین، با هنرمندان و طراحان این هنر زیبای ایرانی همکاری می‌کنیم تا هنر خوس‌دوزی را به نسل‌های آینده منتقل و این میراث فرهنگی را حفظ کنیم.

برند مُروا، مهرنوش شاه حسینی از جمله طراح‌های مطرح در حوزه‌ی خوس‌دوزی آستین به حساب می‌آید.

محصولات برند مُروا روایت‌گر زنان هرمزگان است. تمام آثار مُروا از ابتدا تا انتها توسط زنان هنرمند هرمزگان تولید می‌شود.

خوس‌دوزی؛ میراثی در دستان هنرمندان

خوس‌دوزی، با زیبایی‌های منحصربه‌فرد و غنای فرهنگی خود، نه تنها هنری زیبا بلکه بخشی از تاریخ و فرهنگ ایران است. این هنر، که به دقت و مهارت بالایی نیاز دارد، نشان‌دهنده ذوق و خلاقیت بی‌پایان هنرمندان ایرانی است. امیدواریم تا با انتقال این میراث فرهنگی به نسل‌های آتی، از زیبایی‌های آن تا مدت زیادی بهره‌مند شویم و لذت ببریم.

f18fe543ed7353be47724ed0d487f3a0

تاریخچه لباس زیر از گذشته تا امروز

لباس زیر از رایج‌ترین لباس‌ها برای مصرف روزانه‌ی تمام افراد به حساب می‌آید. اما چه کسی از تاریخچه‌ی آن اطلاع دارد؟

مفهوم استفاده از پارچه برای پوشش قسمت‌های خصوصی بدن در حدود 5000 سال قبل از میلاد با غارنشینان و مصریان باستان آغاز شد. در اتریش، حدود سال 1991، باستان‌شناسان در مقبره‌های مصری پارچه‌های کتان سلطنتی‌ای را پیدا کردند که بنابر اعتقاد مردم باستان برای زندگی پس از مرگ ملکه و فرعون‌ها استفاده می‌شد. چه کسی فکرش را می‌کرد که لباس‌زیر چنین قدرتی داشته باشند!

تاریخچه‌ی مختصری از لباس زیر

لباس زیر از 5000 سال قبل از میلاد به عنوان پوشش اصلی برای مردان و زنان غارنشین مورد استفاده قرار گرفت. این پوشش شامل یک تکه پارچه کوچک کمربند شکل است که از طریق ساق پا به دور کمر پیچیده شده است. این کمربند به ویژه در مناطق سردسیر برای پوشش قسمت‌های خصوصی بدن مورد استفاده قرار می‌گرفت.

مصریان باستان و فرعون‌ها نیز از کمربندهای چرمی به عنوان لباس خود استفاده می‌کردند و تنوع پارچه و طول آن را به عنوان نماد قدرت و موقعیت در نظر می‌گرفتند.

لباس زیر در قرون وسطی

با وجود این که زنان هم به اندازه‌ی مردان به استفاده از لباس زیر نیاز داشتند، اما اساسا تا قرن 19 این لباس برای مردان تکاور استفاده می‌شد. لباس مردان قرون وسطایی تا حدودی شبیه شورت باکسر با کمربندهای الاستیک بود.

درهمین دوره لباس‌های زیر زنانه ساختارهای چند تکه داشتند، اما هیچ پارچه‌ای برای پوشاندن قسمت‌های حساس بدن آن‌ها وجود نداشت. آن‌ها در آب و هوای سرد کرست‌های منقبض، بدنه‌های سفت، سازه‌های دامن فلزی و گاهی اوقات زیر لباس‌های زیر لباس‌های جوراب بافی پشمی داشتند.

به مرور ساختار برخی از این لباس‌ها بزرگ‌تر و بزرگ‌تر شد، بنابراین بسیاری از زنان مجبور نبودند آن‌ها را بیرون بیاورند تا از دستشویی استفاده کنند. البته این تغییر برای زنانی بود که به طبقه سلطنتی تعلق داشتند، در طبقات پایین زنان در شرایط نامساعدی زندگی می‌کردند.

لباس زیر در قرون 17 تا 19

در حدود دهه 1600، مردان (به ویژه خانواده سلطنتی) شروع به استفاده از شورت‌های 13 اینچی کردند که تا حدودی با آنچه امروزه به عنوان شورت جوکی می‌شناسیم شبیه است. لباس‌ زیر‌های مردانه بندهای تنگ دور کمر و مچ پا داشتند و با روبان‌ها و پارچه‌های مختلف فانتزی تزیین می‌شدند، در حالی که زنان بیشتر و بیشتر به نام مد رنج می‌کشیدند، زیرا نیم تنه‌های توری روز به روز سفت‌تر می‌شدند تا دور کمر در کوچک‌ترین حالت ممکن قرار گیرد.

آیا تا به حال فکر کرده اید که چرا می گوییم "جفت لباس زیر"؟

در اوایل دهه 1800، زنان شروع به استفده از زیرشلواری کردند. این زیرشلواری از یک جفت پای جداگانه که در کمر به هم متصل، و دور مچ پاهایشان سفت میشد تشکیل میشد.

در اواسط قرن 19، این تکه‌ها بین پاها باز بودند تا رفتن به حمام برایشان آسان‌تر باشد. خوشبختانه در پایان قرن، زنان با لباس‌های شلواری آشنا شدند: شلوارهای گشاد بلند که زیر لباس‌ها و دامن‌ها می‌پوشیدند.

لباس زیر از دهه 1900 تا به امروز

لباس زیر در دهه 1920-1940

زمانی که به دهه 1920 رسیدیم، لباس زیر زنانه جایگاه خود را پیدا کرده بود. در این سال‌ها، لباس های زیر به سمت چسبان شدن رفت و به مرور زمان به دلیل همگام شدن با صنعت مد از سادگی خود کاست.

در دهه 1940 با ظهور مهندسی پوشاک و سوتین مدرن، لباس زیر زنانه مقبول‌تر شد که به همراه آن احساس شرمساری زنان نسبت به لباس زیر کاهش یافت. همین موضوع جامعه را تحت فشار قرار داد و باعث شد این ایده تبدیل به یک «دختر پین‌آپ» شود(مانند آن‌هایی که از شخصیت‌های کارتونی می‌شناسیم).

تغییر و تحول در دهه 1950

در دهه 1950 ما بالاخره به آنچه نیاز داشتیم رسیدیم: راحتی! بیکینی، با کمربندهای انعطاف‌پذیرتر و پارچه‌های نخی، به محصول راحت و جذاب تبدیل شد و درها را برای استایل‌های جدید مد روز در آینده باز کرد.

لباس زیری که ما امروزه می‌شناسیم

تا دهه 2000 با روی کارآمدن کمپانی‌هایی مثل ویکتوریا سیکرت، کالوین کلین، لباس زیر تقریباً به همان چیزی تبدیل شد که ما امروزه می‌شناسیم، با این تفاوت که این دهه مفهوم نوآورانه‌ای از لباس‌های زیر را ایجاد کرد که باعث شد زنان تشویق شوند لباس زیر خود را با توجه به قالب بدنشان انتخاب کنند.

علاوه بر لباس‌های فرم‌دار، مدل‌های لباس زیر زیادی وجود دارند که به ایجاد احساس راحتی بیشتر در خانم‌ها روی فرم بدنشان تمرکز می‌کنند.

در نهایت، تمام آن فراز و نشیب‌ها در تاریخ لباس‌های زیر مارا به جایی رسانده که افراد آزادانه می‌توانند لباس زیر مورد نیاز خود را تهیه کنند و به شکل روزمره از آن استفاده کنند.

 

image_123655411-1-890x530

عجایب فرهنگی و هنری ایران

ایران زادگاه و خانه‌ی همه‌ی ماست، هر چند شگفتی‌های این سرزمین هرگز تمامی ندارد، اما تصمیم گرفتیم تا چند شگفتی متفاوت از این سرزمین را یادآور شویم. در این میان بنای تاریخی، مکان خاص، آداب و رسوم، صنایع دستی، غذا و حیوانی نادر را گنجاندیم.

کلیسای تادئوس مقدس

کلیسای تادئوس مقدس یکی از نخستین کلیساهای جامع جهان مسیحیت به شمار می‌رود. این کلیسا در استان آذربایجان غربی قرار دارد و روی مزار تادئوس( از حواریون حضرت مسیح) احداث شده است. معمار این بنا گریگور روشنگر نخستین رهبر دینی ارمنیان است.

تادئوس مقدس یکی از حواریون مسیح بود که برای تبلیغ دین مسیحیت به منطقهٔ جنوب فلات ارمنستان آمد. در سال ۶۶ میلادی، تادئوس مقدس به همراه سان‌دُخت، دختر پادشاه و تنی چند، که به دین مسیحیت ایمان آورده بودند، به دستور پادشاه وقت ارمنستان دستگیر شدند و پس از شکنجه به قتل رسیدند و تادئوس مقدس در مکان فعلی مدفون شد.

ارمنی‌های ایران هر سال در روزهای آخر تیرماه و هفته اول مرداد ماه (تاریخ مراسم هر ساله متغیر است) که مصادف با قتل تادئوس مقدس و پیروان مسیحی اوست در کلیسای تادئوس مقدس مراسم خاصی برپا می‌کنند. این مراسم با حضور ارمنیان و تعدادی از سفرای کشورهای مسیحی در ایران برای زنده نگه داشتن فرهنگ و هنر این سرزمین برگزار می‌شود.

جنگل سنگی سیرجان

جنگل سنگی سیرجان به دست فردی به نام “درویش خان اسفندیار پور” پس از اصلاحات ارضی در سال ۱۳۴۰ برای اعتراض به از دست دادن املاکش  ساخته شد.

این باغ به شکل یک شش ضلعی نامنظم است. درویش خان فردی ناشنوا بود که . امرار معاش او و خانواده‌اش از طریق دامداری و کشاورزی تامین می‌شد.

پس از اصلاحات ارضی در سال ۱۳۴۰، درویش خان برای اعتراض به از دست دادن املاکش، دست از باغ‌داری برداشت تا این‌که همه درختان زمین باقی مانده او پس از تقسیم اراضی خشک شدند. او به همه شاخه‌های درخت‌های میوه سنگ آویزان کرده بود و از آنها چون میوه حقیقی مراقبت می‌کرد. درویش خان اسفندیارپور در سن ۸۳ سالگی در ۱۸ فروردین ۱۳۸۶ درگذشت و پیکرش در این باغ دفن گردید.

هنر خوس دوزی

تکنیک خوس‌دوزی از هنرهای سنتی و قدیمی بندرعباس و سیستان و بلوچستان است که در دوره ی صفوی مورد استقبال و رونق قرار گرفت. این هنر عبارت است از دوختن نوارهای ظریف خوس یا نخ روی پارچه های توری ظریف.

هنر خوس‌دوزی شامل دوخت نوارهای باریک خوس یا همان نقده بر روی پارچه ­های توری ریز­بافت و پارچه­ هایی است که می‌توان آنها را شمارش کرد و در طرح ­های هندسی، منحنی، دانه ­ای، اسلیمی و خشتی پایه بلند است.

 

علاوه بر پارچه ی توری این هنر بر روی پارچه ی مخمل نیز کار می­ شود که برای پارچه ی مخمل از سوزن مخصوصی به ­نام سوزن چنایل استفاده می ­شود. تاریخچه ی این هنر زیبا بر ما پوشیده است اما آنچه مسلم و واضح است این هنر در زمان صفویه در بندرعباس و بلوچستان از رونق زیادی برخوردار بوده است.

نوع نخی که در خوس ­دوزی به­‌کار می‌­رود، نخ نقده طلایی یا نقره­ای است که به نخ خوس مشهور است و به ­همین دلیل به دوختی که با این نخ ­ها انجام می­‌شود خوس­‌دوزی می­‌گویند. در صورت اجرای ظریف و تمیز، پشت و روی پارچه یکنواخت و هر دو روی پارچه نقش­دار می­‌شود. هنرمندان این خطه گاهی خوس­ دوزی را با انواع رودوزی­ های دیگر از جمله گلابتون و پولک­دوزی تلفیق و اثری بدیع و متفاوت خلق می­کنند.

مراسم پیرشالیار-فرهنگی دیرینه

این مراسم سالگرد ازدواج پیری افسانه‌ای به نام شالیار است و ریشه در اسطوره‌ها، اعتقادات و آیین‌های مردم روستای اورامان کردستان دارد.

تاریخچه‌ی مراسم پیرشالیار

به باور مردم منطقه اورامان، پیر شالیار صاحب کراماتی بوده؛ به‌عنوان مثال، در فرهنگ و تاریخ شفاهی این منطقه آمده که وی دختر ناشنوای شاه بخارا، «شاه بهار خاتون» را شفا داده است.

 

پس از اینکه طبیبان از مداوای او عاجز می‌مانند، پادشاه شرط می‌کند، کسی که دخترش را شفا دهد، به دامادی خود در خواهد آورد. آوازه کرامات پیر شالیار به بخارا می‌رسد و از همین رو عده‌ای از اطرافیان پادشاه راهی اورامان می‌شوند. دختر در نزدیکی روستای اورامان تخت، شنوایی خود را به دست می‌آورد و وقتی نزدیک خانه پیر شالیار می‌شوند، صدای نعره دیوی به گوش آن‌ها می‌رسد. دیو از تنوره موسوم به «تنوره دیوها» بر زمین می‌افتد و کشته می‌شود. با مرگ دیو، دختر شاه شروع به صحبت می‌کند و شفا می‌یابد.

شاه نیز به وعده خود عمل می‌کند و دخترش را به عقد پیر شالیار درمی‌آورد و متعاقبا جشن عروسی بزرگی برپا می‌شود. این طور به نظر می‌رسد که مراسم آیینی امروزه، سالگرد همان جشن عروسی است.

امروزه جشن پیرشالیار چگونه برگزار می‌شود؟

جشن پیر شالیار در غروب پنجشنبه هفته اول بهمن ماه آغاز می‌شود و متولی برای شروع مراسم، گردوی درختان وقفی پیر شالیار را با کمک کودکان در میان خانواده‌های روستای اورامان و روستاهای اطراف پخش می‌کند. در واقع آن‌ها با این کار، شروع مراسم عروسی پیر در چهارشنبه و پنجشنبه هفته بعد را نوید می‌دهند. در این فاصله امكانات پخت آش سنتی مراسم و آماده‌كردن دام‌های اهدایی در دستور کار قرار می‌گیرد. علاوه بر این، در طول هفته رسم «كلاو روچنه» اجرا می‌شود که برادران به خواهران خود و برادرزاده‌ها به عمه‌هایشان سر می‌زنند و هدیه‌ای نظیر گردو و شیرینی برای آن‌ها می‌برند.

با فرارسیدن هفته دوم بهمن، قسمت دوم مراسم «كلاو روچنه» و یک روز قبل از مراسم اصلی، از عصر روز سه‌شنبه تا شب هنگام برگزار می‌شود. این برنامه كه خاص كودكان است از روستای سرپیر شروع می‌شود و آن‌ها با كیسه‌هایی در دست به سراغ خانه‌ها می‌روند و هر خانوار تنقلاتی چون بیسكویت، گردو و شیرینی را در كیسه كودكان می‌ریزند تا با شادمانی به خانه برگردند. سپس این ماجرا از اذان صبح چهارشنبه تا طلوع آفتاب در اورامان تخت ادامه پیدا می‌كند.

تعارف در فرهنگ ایرانی

ریشه‌ی تعارف در فرهنگ ایرانی نمونه‌ای از احترام متقابل و تأکید بر رتبه اجتماعی که شامل طیف وسیعی از رفتارها در جامعه است.

در دنیای تعارف کردن، ادب از جایگاه والایی برخوردار است. مردم توسط “تعارف” آن چیزهایی که مورد پذیرششان است را رد می‌کنند؛ چیزی را می‌گویند که منظورشان نیست؛ چیزی را بیان می‌کنند که حسش نمی‌کنند؛ دعوت می‌کنند بی آنکه نیت‌شان واقعا دعوت کردن باشد؛ و حتی به جای انتقال اخبار بد، امید واهی را به دیگری تزریق می‌کنند. اشخاص از این طریق بدون توجه به واقعیت موضوع چیزی را بیان می‌کنند که صرفا “آرزو داشتند آنطور باشد.” تعارف در فرهنگ ایرانی به حدی ریشه‌دار است که یکی از مشخصه‌های فرهنگ ایرانی شناخته می‌شود.

گربه پالاس

این گربه‌ی ایرانی به دلیل ظاهر زیبایش شهرتی جهانی دارد. گربه وحشی پالاس از خاص‌ترین گربه‌های ایرانیست.

گربه‌های پالاس رنگ خاکستری دارند و بر روی دم آن‌ها حلقه‌های سیاه رنگ دیده می‌شود. همچنین بر روی بدن و پیشانی آن‌ها طرح‌های خاصی نقش بسته است. فک گربه‌های پالاس کوچک است و به همین دلیل این پستانداران در مقایسه با دیگر گربه‌سانان، تعداد دندان‌های کمتری دارند اما در عوض دندان‌های نیش آن‌ها بسیار بلند است.

گربه‌های پالاس حیواناتی شدیدا منزوی و غیراجتماعی هستند. هر دو جنس نر و ماده این گربه سان، تنها زندگی می‌کنند، قلمروی خاص خود را دارند و بر روی قلمرو خود بسیار حساس‌اند. این حیوانات اغلب روزها را در درون غارها و مناطق امن و تاریک سپری می‌کنند و در هنگام عصر، برای فعالیت و شکار بیرون می‌آیند. جذابیت زیاد این گونه باعث قاچاق بیش از حد آن و قرار گرفتن این گونه در معرض خطر انقراض شده است.

رشته خشکار

رشته‌خُشکار یا رشته‌خوشکار شیرینی سنتی گیلانی و قدیمی مردم گیلک است. نام این شیرینی از شکل این شیرینی که رشته‌گونه است گرفته شد. این شیرینی به عنوان شیرینی ویژهٔ ماه رمضان نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد که در گیلان و به‌ویژه در رشت برای افطار آماده می‌شود.

Handmade-felt-Carpet-by-Peace-Industry-Sculptural-Table-By-Studio-Honarvar-Presented-by-AASSTTIINN-Platform1-1-1400x800

نمد؛ از سنتی باستانی تا آینده‌ای پایدار

هنر نمد‌سازی یک سنت تاریخی است که در طی سال‌ها با فرهنگ‌های مختلفی از سراسر جهان ادغام شد. در این میان، فرش نمدی جایگاه ویژه‌ای دارد. فرش‌های نمدی بر خلاف همتایان گره‌دار خود، از طریق فرآیندی ایجاد می‌شوند که قدمت آن به هزاره‌ها قبل برمی‌گردد. نه تنها روشی از صنایع دستی را منعکس می‌کند، بلکه تاریخچه‌ای از جامعه، محیط و اهمیت فرهنگی را به نمایش می‌گذارد.

ریشه‌ها و اهمیت تاریخی

نمدسازی یک کار باستانی است که از آسیای مرکزی سرچشمه می‌گیرد؛ جایی که قبایل عشایری عمدتاً از آن برای عایق‌کاری و به عنوان یک محصول قابل اعتماد استفاده می‌کردند. این فرآیند شامل حصیرسازی، متراکم کردن و فشرده کردن الیاف - معمولاً پشم - بود و می‌توانستند از آن چادر، لباس و قالیچه بسازند که به نام «نمد» معروف است. این فرش‌ها نه تنها سودمند و دارای نقوش نمادین بودند که باورها، آرزوها و دنیای طبیعی را به تصویر می‌کشیدند.

با مهاجرت قبایل و گسترش راه های تجاری، هنر نمدسازی نیز گسترش یافت و به بسیاری از نقاط جهان باستان، از امپراتوری روم تا شرق دور رسید. با این حال، در امپراتوری ایران، نمدها شهرت فرهنگی پیدا کردند. آن‌ها نسبت به فرش‌های ریزگره اعتبار کمتری داشتند، اما در زندگی روزمره یک‌پارچه بودند و راحتی و گرما را فراهم می‌ساختند.

تأثیر فرهنگی و توسعه هنری

طی قرن‌ها، صنعت نمدسازی با هویت و فرهنگ مردم در مناطق مختلف جهان در هم آمیخت. به ویژه در ایران به بخش مهمی از بافت فرهنگی تبدیل شد. این طرح‌ها تکامل یافتند و روندهای اجتماعی، سیاسی و هنری زمان خود را منعکس کردند. زیبایی این الگوهای سنتی به تدریج با بیان‌های هنری دقیق‌تر ترکیب شد و هر نماد را به یک بوم نقاشی تبدیل کرد که اتفاقات دوران خود را منعکس می‌کند.

نمدها نه تنها وسیله‌ای برای تحسین زیبایی‌شناختی بودند، بلکه در زندگی اجتماعی نیز نقش اساسی داشتند. فرآیند ایجاد این محصولات فشرده بود و اغلب شامل تلاش جمعی خانواده‌ها و مردم می‌شد. این جنبه باعث ایجاد حس وحدت، همکاری و تداوم دانش فرهنگی و داستان سرایی شد، زیرا تکنیک‌ها و داستان‌ها در طول نسل‌ها منتقل می‌شدند.

احیای صنعت نمد به کمک Peace Industry

با این حال، با صنعتی‌شدن و ظهور مواد مصنوعی، صنایع دستی سنتی مانند نمدسازی با کاهش توجه چشمگیری مواجه شد. داستان پیس اینداستری از این‌جا آغاز می‌شود؛ چراغ امیدی برای این صنعت باستانی مهم، که توسط بامداد رئیس نیا در سال 2002 تأسیس شد و در صدد احیای هنر ایرانی نمد برآمد.

بامداد با درک وضعیت رو به افول این هنر در مقایسه با قالیچه‌های گره‌دار مشهورتر، سفری یک ساله را در سراسر ایران آغاز کرد. او با نمدسازان مختلف همکاری کرد و فنون سنتی را یاد گرفت و با تأسیس کارگاه Peace Industry در نزدیکی اصفهان شناخته شد.

با بیش از دو دهه تجربه، Peace Industry در تولید نمدهای باکیفیت پیشگام است و زیبایی‌شناسی باستانی و مدرن را به‌طور یک‌پارچه ترکیب می‌کند. آنها فعالانه با هنرمندان و طراحان در سراسر جهان همکاری می‌کنند و فرش‌های نوآورانه‌ و زیبایی تولید می‌کنند که مرزهای تکنیک و فرم را جابه‌جا می‌کند. کار آن‌ها نه تنها بر تعهد به حفظ میراث فرهنگی بلکه بر حفظ و استفاده از شیوه‌های پایدار و سازگار با محیط‌زیست استوار است و حاکی ارتباط و انعطاف‌پذیری این صنعت در دنیای امروز است.

پایداری و آینده

اهمیت شیوه‌های پایدار در تولید نمد فراتر از موضوع حفظ فرهنگ است. روش‌های سنتی مورد استفاده در ساخت، سازگار با محیط‌زیست هستند و از مواد طبیعی بدون نیاز به مواد شیمیایی مضر یا فرآیندهای زیان‌آور استفاده می‌کنند. این رویکرد در دنیای مدرن توجه خیل عظیمی از صنعت‌گران را به خود جلب کرده و پتانسیل صنایع دستی سنتی را که هم از نظر زیست محیطی مسئولیت‌پذیر هستند و هم از نظر تجاری قابل دوام، برجسته می‌سازد.

در این زمینه، فداکاری Peace Industry می‌درخشد. نمدهای ساخته شده توسط آن‌ها نه تنها شاهکارهای هنری فرهنگی هستند، بلکه تجسمی از پایدار بودن نیز هستند. آن‌ها نشان می‌دهند که چگونه می‌توانیم سنت‌های باستانی را گرامی بداریم، در حالی که در بازارهای جهانی به رقابت می‌پردازیم.

نتیجه‌گیری

سفر نمد، از استپ‌های آسیای مرکزی تا احیای آن در دوران معاصر، گواهی بر میراث ماندگار صنعت‌گری انسان است. در هر رشته‌، داستان‌هایی از گذشته، روح زمان حال و وعده‌های وسوسه‌کننده آینده وجود دارد. تولیدکنندگانی مانند Peace Industry در پیوند دادن این هنر تاریخی با حساسیت‌های مدرن بسیار مهم هستند و تضمین می‌کنند که هر نمد، همان‌طور که همیشه بوده است، روایتی در هم تنیده با عمق جامعه، هنر و امید است.

2_news_media_image-1400x800

مبلمان طراحی شده توسط معروف‌ترین معماران

از بسیاری جهات مثل سلیقه شخصی، میل به منحصر به فرد بودن، تغییر لحظه‌ای مد و ... طراحی مبلمان برای معماران کاری سخت‌تر از طراحی ساختمان است. طراحی مبلمان تنها به ساخت قطعات کاربردی بسنده نمی‌کند، بلکه فراتر از آن، یعنی تبدیل قطعه‌ای کاربردی به یک اثر هنری می‌پردازد. اثر هنری که در عین کاربردی بودن، از مجسمه‌سازی، معماری و همزمان درآمیختن هنر و زیبایی شناسی تشکیل می‌شود. برخی از این آثار به طرز خلاقانه‌ای از طبیعت الهام گرفته‌اند، در حالی که برخی دیگر به طرز هوشمندانه ای ساده هستند.

با توجه به ساختار، فرم، زیبایی شناسی و کارایی انواع مبلمان، به بررسی برخی از طراحی‌های برتر توسط معماران مطرح می‌پردازیم.

صندلی پنتون/ Panton Chair

صندلی پانتون یک طرح کلاسیک در تاریخ طراحی مبلمان محسوب می‌شود. این صندلی توسط ورنر پنتون(Verner Panton) در سال 1959 طراحی و پس از آن برای تولید در یک سریال با همکاری ویترا (1967) ساخته شد.

این اولین صندلی تمام پلاستیکی بود که به صورت یک تکه با طرح کنسول طراجی شد. از زمان معرفی به بازار، چندین مرحله تولید را طی کرده است. از سال 1999 می‌توان صندلی را مطابق با مفهوم اصلی آن( ساختار پلاستیکی به همراه روکش براق) مشاهده کرد.

با توجه به ساختار، فرم، زیبایی شناسی و کارایی انواع مبلمان، به بررسی برخی از طراحی‌های برتر توسط معماران مطرح می‌پردازیم.

صندلی پنتون/ Panton Chair

راحتی این صندلی از ترکیب ساختار کنسولی آن با فرمی شبیه به بدن انسان و مواد انعطاف پذیر حاصل می‌شود. صندلی پانتون جوایز طراحی بین المللی متعددی را دریافت کرده و در مجموعه‌های بسیاری از موزه‌های برجسته به نمایش درآمده است. این صندلی به دلیل فرم رسایی که دارد، به نماد قرن بیستم تبدیل شده است.

صندلی بارسلونا/Barcelona Chair

صندلی بارسلونا توسط لودویگ میس فن در روهه (Ludwig Mies van der Rohe)، معمار معروف و لیلی راش(Lilly Reich)  معمار آلمانی طراحی شد.

ایده اصلی آن از صندلی‌های اشراف رومی به نام Curule می‌آید. صندلی بارسلونا یکی از معروف‌ترین طراحی‌های قرن گذشته به حساب می‌آید.

طرح صندلی بارسلونا اولین بار در غرفه آلمانی نمایشگاه بارسلونا (سال 1929) ساخته شد، میس به دنبال ایجاد شئ که طراحی باز رادیکال و دیوارهای ایستاده غرفه‌اش را تحسین کند بود. او به طور خلاقانه‌ای یک صندلی استراحت بدون بازو در کنار یک صندلی پهن طراحی کرد. نسخه نهایی صندلی از نظر ظاهری متفاوت و مجلل محسوب می‌شد.

ایجاد یک مبلمان برای خانواده سلطنتی در زمانی که بسیاری دیگر به فکر طراحی اشیایی برای "مرد عادی" بودند، کاری بود که فقط لودویگ میس ون در روهه می‌توانست انجام دهد. او می‌دانست که پادشاه و ملکه اسپانیا از غرفه بازدید خواهند کرد، و به همین دلیل تلاش کرد تا صندلی مناسبی برای پادشاه بسازد.

صندلی ویگل/ Wiggle Chair

صندلی ویگل توسط معمار برجسته فرانک.اُ گهری (Frank.O Gehry) در سال‌های 1968 تا 1972 طراحی شد. فرانک گهری به دلیل استفاده از مصالح غیر معمول در طراحی‌های خود شهرت فراوان دارد. این صندلی، نمادی از طراحی مبلمان مدرن به همراه جذابیت جاودانه است.

در دهه 1960 گرایش به مواد مقرون به صرفه و سبک افزایش یافت که موجب شد آزمایشاتی در زمینه‌ی استفاده از مقوا در طراحی مبلمان صورت گیرد. در آن زمان فرانک گهری یک ماده مقوایی به نام "تخته لبه" را ایجاد کرد که در آن از چندین لایه مقوای راه راه استفاده می‌شد. این لایه‌ها به هم چسبیده و کاربردی بودند.

صندلی ویگل بدون شک مشهورترین طرح در آثار فرانک گری است. این صندلی مدرن دارای شکل مجسمه ای جذابی است که به هر فضای داخلی جلوه می‌بخشد.

صندلی توپ/ Ball Chair

صندلی توپ توسط ایرو آرنیو(Eero Aarnio)، یکی از مبتکران بزرگ طراحی مبلمان مدرن ساخته شد. در دهه 1960، ایرو آرنیو شروع به ترکیب پلاستیک با رنگ‌های زنده و فرم های ارگانیک کرد که باعث شد هرچه بیشتر از اصول سنتی طراحی مبلمان فاصله بگیرد. آثار پلاستیکی ایرو بازتاب فرهنگ پاپ و روح زمان خود است. بسیاری از آثار آرنیو در معتبرترین موزه های جهان از جمله موزه ویکتوریا و آلبرت در لندن و موما در نیویورک قرار دارد.

صندلی توپ در سال 1963 طراحی شد و اولین بار در نمایشگاه مبلمان کلن در سال 1966 به نمایش درآمد. این صندلی یکی از محبوب ترین آثار طراحی کلاسیک فنلاند به حساب می‌آید که پیشرفت بین المللی Eero Aarnio را به همراه داشت.

طراحی صندلی توپ، کاربر را به دوران «مدرن قدیمی» دهه 1960 بازمی‌گرداند. این صندلی در نوع خود بی نظیر است و در سراسر جهان در مجموعه های طراحی و موزه های متعدد و همچنین در مجموعه ای از فیلم ها، موزیک ویدیوها و جلد مجلات به نمایش گذاشته شده است.

Ali-Honarvar8-1

پاپیه ماشه: از صنایع دستی باستان تا هنر مدرن

پاپیه ماشه (Papier-mâché)، یک اصطلاح فرانسوی به معنای «کاغذ جویده» است. این دست‌ساخته، نوعی ماده مرکب متشکل از قطعات کاغذ یا خمیر است. اغلب با منسوجات تقویت و با چسب‌، نشاسته یا خمیر کاغذ دیواری متصل می‌شود. ممکن است به نظر برسد این ماده ساده و حتی پیش پا افتاده است. اما پاپیه ماشه دارای تاریخچه‌ای غنی است که در طول قرن‌ها و فرهنگ‌ها، از تابوت‌خانه‌های مصر باستان تا مبلمان آوانگارد معاصر، امتداد دارد.

 

خاستگاه و کاربردهای اولیه

خاستگاه آن تا حدودی مبهم است، زیرا تکنیک اصلی ساخت اشیاء از کاغذ و چسب چیزی است که می‌توانست به طور مستقل در مناطق مختلف توسعه یابد. با این حال، اعتقاد بر این است که این هنر در چین باستان، زادگاه کاغذ، جایی که مصنوعات مربوط به سلسله هان (202 قبل از میلاد - 220 پس از میلاد) نشان می‌دهد که کاغذ پاپیه ماشه برای ساخت اشیایی مانند کلاه ایمنی مورد استفاده قرار می‌گرفت.

این تکنیک در امتداد جاده ابریشم گسترش یافت و به خاورمیانه رسید، جایی که از آن در راستای هنر اسلامی استفاده کردند. در قرن پانزدهم، راه خود را به اروپا باز کرد و به ویژه در فرانسه و ایتالیا محبوب شد. در این تجسم‌های اولیه، پاپیه ماشه اغلب برای اشیاء کاربردی مانند سینی‌، کاسه و جعبه استفاده می‌شد.

قرن هفدهم تا نوزدهم: عصر طلایی پاپیه ماشه

Papier-maché به شکل امروزی در قرن 17 و 18 معرفی شد. در این دوره، با آزمایش مواد و تکنیک‌های مختلف، مانند ترکیب لایه‌های کاغذ و چسب، اقلام بادوام و شگفت‌آوری تولید شد. در فرانسه، صنعتگران این هنر را با معرفی روکش‌های جدید، به ویژه تذهیب و لاک‌کاری پر زرق و برق ارتقا دادند.

قرن نوزدهم به عنوان «عصر طلایی» پاپیه ماشه یاد می‌شود. در این زمان، پاپیه ماشه به یک ماده اصلی در کاربردهای مختلف از مبلمان گرفته تا دکوراسیون معماری تبدیل شده بود. عصر ویکتوریا، با میل خود به دکوراسیون مفصل و باجزییات، شاهد گسترش پاپیه ماشه در دکوراسیون خانه بود. صندلی‌ها، کابینت‌ها و حتی قاب‌های تخت با طرح‌های متفاوت، که اغلب با مروارید تزئین شده‌اند، تطبیق‌پذیری این ماده ساده را در این دوران به نمایش گذاشتند.

قرن بیستم: افول و احیای هنری

با انقلاب صنعتی و ظهور پلاستیک و سایر مواد، استفاده سنتی از پاپیه ماشه کاهش یافت. با این حال، قرن بیستم نیز شاهد تحولی در صنایع دستی بودیم، نه به عنوان یک تقلید صرف از مواد محکم‌تر، بلکه به خودی خود به عنوان یک رسانه همه‌گیر در جامعه هنری. هنرمندان و دوستداران محیط زیست به طور یکسان از کاغذ پاپیه ماشه به دلیل هزینه کم، سهولت استفاده و طبیعت دوستدار محیط زیست استقبال کردند.

صحنه معاصر: پاپیه ماشه در هنر و طراحی مدرن

در دنیای هنر و طراحی امروزی، پاپیه ماشه از میراث صنایع دستی عامیانه فراتر رفته و جایگاه بالایی در هنرهای زیبا و صنعت طراحی دارد. هنرمندان و طراحان تاثیر فرم، عملکرد، و زیبایی‌شناسی را به بوته آزمایش می‌گذارند و مرزهای کاربردی مواد را جابجا می‌کنند. یکی از این مبتکران، علی هنرور از استودیو هنرور است که از سال 2017 بر تکنیک‌های مجسمه‌سازی و صنایع دستی برای ساخت مبلمان و لوازم خانگی از مواد بازیافتی تکیه کرده است. علی هنرور، هنرمند و مجسمه‌ساز سرشناس ایرانی، فرآیندی استثنایی را در کار خود با کاغذ پاپیه ماشه به کار می‌گیرد که منجر به تولید قطعات معاصری می‌شود که با درک رایج عام از مواد خمیر کاغذ بیگانه است. از مرتب‌سازی اولیه تا فرآیند ادغام ، هر مرحله حاصل کاری عاشقانه است که می‌تواند ساعت‌ها یا حتی روزها را به خود اختصاص دهد. «سری رنگ‌دانه» (Pigment Series) او نتیجه 11 سال تحقیق او در راستای تعهد عمیقش به هنر و پایداری زیست محیطی است. آثار هنرور قدرت دگرگونی هنر را نشان می‌دهد و مواد بازیافتی را به قطعاتی تبدیل می‌کند که نه تنها زیبا هستند، بلکه به انرژی و اشتیاق هنرمند نیز آغشته‌اند.

نتیجه گیری

از منشأ باستانی تا ساخته‌های مدرن، پاپیه ماشه به قلمروهایی فراتر از کاربردهای اولیه‌اش گسترش پیدا کرده است. این گواهی بر خلاقیت انسان و پتانسیل بی‌پایان مواد ساده است. در عصر معاصر ما، جایی که پایداری اهمیت بالایی دارد، پاپیه ماشه مانند رسانه‌ای است که نه تنها همه‌کاره و در دسترس است، بلکه ذاتاً دوستدار محیط زیست بوده و الهام بخش دوستداران هنرمندان محیط زیست است.

5180114-copy-1-1400x800

طراحی داخلی چیست؟تاریخچه-اصول و سبک‌های آن

طراحی داخلی، هنر ارتقای فضای درونی یک محیط برای ایجاد هماهنگی و زیبایی بیشتر، تاریخچه‌ای غنی دارد که به تمدن‌های باستانی باز می‌گردد. در حالی که اهمیت آن در طول سال‌ها تغییر کرده، اما همچنان یک جنبه حیاتی از زندگی روزمره ما است و بر خلق و خوی، بهره‌وری و رفاه کلی ما تأثیر می‌گذارد. در اینجا، به ریشه‌های طراحی داخلی، اهمیت آن، عوامل تعیین‌کننده و شکل‌دهنده و برخی از سبک‌های محبوب آن می‌پردازیم.

ریشه‌های طراحی داخلی

ریشه‌ی آن را می‌توان در مصر باستان جستجو کرد؛ جایی که هنر چیدمان و تزئینات داخلی برای اولین بار ظهور کرد. مصریان درک دقیقی از استفاده از رنگ، تعادل و نمادگرایی در طراحی‌های خود داشتند که هنوز هم در طراحی‌های داخلی امروزی دیده می‌شود.

با توسعه تمدن‌ها، طراحی داخلی تکامل یافت و فرهنگ‌ها و فناوری‌های آن زمان را بیشتر منعکس کرد. به عنوان مثال، یونانیان و رومیان باستان از نقاشی‌های دیواری و موزاییک‌ های متفاوت برای تزئین خانه‌های خود استفاده می‌کردند که اغلب از اساطیر و طبیعت الهام می‌گرفت. در دوران رنسانس، طراحی داخلی با تمرکز بر تقارن، تناسب و ادغام هنر، معماری و مبلمان، تولدی دوباره را تجربه کرد.

اهمیت طراحی داخلی

طراحی داخلی صرفاً در مورد زیبایی‌شناسی نیست و نقش مهمی در زندگی ما دارد. در این‌جا به دلایل اهمیت آن اشاره می‌کنیم.

عملکرد

طراحی داخلی خوب، عملکرد یک فضا را به حداکثر می‌رساند و آن را کاربردی‌تر و کارآمدتر می‌کند. چیدمان و سازمان‌دهی متفکرانه می‌تواند زندگی روزمره ما را تا حد زیادی بهبود بخشد.

زیبایی‌شناسی

طراحی خوب روحیه ما را بالا می‌برد و همچنین حس خوبی ایجاد می‌کند. این موضوع می‌تواند بر خلق‌و‌خو و بهره‌وری ما تأثیر مثبت بگذارد و باعث شود در خانه خود احساس راحتی کنیم.

پایداری

طراحی داخلی مدرن بر پایداری و ترویج استفاده از مواد سازگار با محیط زیست تاکید می‌کند. این نه تنها برای محیط زیست مفید است بلکه می‌تواند هزینه‌های طولانی مدت را نیز کاهش دهد.

تفاوت بین طراحی داخلی و دکوراسیون داخلی

طراحی داخلی و دکوراسیون داخلی اغلب به جای یکدیگر مورد استفاده قرار می‌گیرند، اما جنبه‌های مختلفی از افزایش زیبایی و عملکرد یک فضا را در بر می‌گیرند. طراحی داخلی یک رشته جامع است که فراتر از زیبایی‌شناسی سطحی است و شامل درک عمیق معماری، برنامه‌ریزی فضا و ادغام عناصر مختلف برای ایجاد یک محیط منسجم و کاربردی می‌شود.

طراحان داخلی با عناصر ساختاری مانند چیدمان، نور و مواد کار می‌کنند تا اطمینان حاصل کنند که فضا نه تنها از نظر بصری جذاب به نظر برسد، بلکه به طور موثر هدف مورد نظر خود را نیز پیاده‌سازی کند. از سوی دیگر، دکوراسیون داخلی بر زیبایی‌شناسی سطحی یک فضا متمرکز است که شامل انتخاب و چیدمان مبلمان، طرح‌های رنگی، منسوجات و اقلام دکوری برای افزایش جذابیت بصری است. در حالی که دکوراتورهای داخلی فضاها را زیبا جلوه می‌دهند، طراحان داخلی فضاهایی را ایجاد می‌کنند که هم زیبا و هم بسیار کاربردی هستند و اغلب شامل برنامه‌ریزی‌های عمیق‌تر و تغییرات ساختاری می‌شوند.

به طور خلاصه، طراحی داخلی یک رویکرد کلی‌نگر است که هم فرم و هم عملکرد را در نظر می‌گیرد، در حالی که دکوراسیون داخلی در درجه اول به زیبایی بصری یک فضا می‌پردازد.

عوامل تعیین کننده در طراحی داخلی

طراحی داخلی یک رشته چند وجهی است که تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد. برخی از عوامل کلیدی عبارتند از:

  • فضا و چیدمان: اندازه و چیدمان یک فضا به طور قابل توجهی بر انتخاب‌های طراحی تأثیر می‌گذارد. طراحان باید بهترین استفاده را از محیط موجود برای ایجاد یک فضای داخلی کاربردی و زیبا داشته باشند.
  • بودجه: بودجه یک عامل مهم در طراحی داخلی است و انتخاب مواد، مبلمان و وسایل دکور را مشخص می‌کند. یک طراح ماهر می‌تواند برای دستیابی به نتایج خیره‌کننده با بودجه‌ای محدود کار کند.
  • عملکرد: درک هدف یک فضا حیاتی است. محیط موردنظر ما چه اتاق خواب، آشپزخانه یا دفتر کار باشد، این طرح باید عملکرد مورد نظر خود را در عین هماهنگی با موضوع کلی طراحی برساند.
  • ترجیحات مشتری: طراحان داخلی از نزدیک با مشتریان برای درک ترجیحات، سبک زندگی و نیازهای خاص آن‌ها در ارتباط هستند. این اطلاعات فرآیند کلی طراحی را هدایت می‌کنند و باعث می‌شوند تا مشتریان به نتیجه دلخواه خود برسند.
  • گرایش‌ها و سبک‌ها: همگام بودن با روند گرایش‌ها و سبک‌های طراحی فعلی بسیار مهم است. این موضوع به ایجاد فضای داخلی مدرن و زیبایی بصری کمک می‌کند که بتواند در طول زمان ارزش خود را حفظ نماید.
  • سبک‌های طراحی داخلی

    طراحی داخلی یک زمینه متنوع با سبک‌های مختلفی برای اجرا است. در اینجا به چند مورد محبوب اشاره کرده‌ایم:

    • مینیمالیست: طراحی مینیمالیستی بر سادگی، خطوط تمیز و محیطی عاری از به‌هم‌ریختگی تمرکز دارد. در این سبک اغلب از یک پالت رنگی تک‌رنگ و دکور مینیمال استفاده می‌شود.
    • سنتی: طراحی سنتی با عناصر جاودانه و ظریف مشخص می‌شود. استفاده از مبلمان کلاسیک، رنگ‌های غنی و جزئیات آراسته بخشی از سبک طراحی سنتی است.
    • مدرن: طراحی مدرن بر سادگی و عملکرد تأکید دارد. دارای خطوط تمیز، فضاهای باز و طرح رنگ خنثی است و اغلب از مواد و فناوری نوآورانه استفاده می‌کند.
    • معاصر: طراحی معاصر به طور مداوم در حال تحول است و گرایش‌های طراحی فعلی را منعکس می‌کند. اغلب عناصری از سبک‌های مختلف را ترکیب می‌کند تا ظاهری تازه و منحصر به فرد ایجاد شود.
    • صنعتی: طراحی صنعتی از کارخانه‌ها و انبارها الهام می‌گیرد. این سبک ترکیبی از مواد خام، ساختارهای در معرض (Exposed)، و حس اصالت است.
    • بوهمی: طراحی بوهمی با رویکردی آزادانه و التقاطی مشخص می‌شود. دارای رنگ‌های پر جنب و جوش، الگوهای لایه‌ای و ترکیبی از روندهای جهانی است.
    نتیجه‌گیری

    طراحی داخلی یک زمینه پویا است که از ریشه‌های باستانی خود تکامل یافته و به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره ما تبدیل شده است. اهمیت آن در ایجاد فضاهای کاربردی و زیبایی‌شناختی بسیار بالاست. عواملی مانند فضا، بودجه، عملکرد، ترجیحات مشتری، و گرایش‌های طراحی، زمینه آن را شکل می‌دهند و طیف وسیعی از سبک‌ها را متناسب با سلیقه و نیازهای فردی امکان‌پذیر می‌سازند. چه سادگی مینیمالیستی یا ظرافت همیشگی طراحی سنتی، یا ظاهر نوآورانه فضای داخلی معاصر را ترجیح دهید، دنیای طراحی داخلی همیشه چیزی برای ارائه دادن دارد. بنابراین، اگر می‌خواهید فضای خود را متحول کنید، تاریخ غنی، اهمیت و سبک‌های متنوع طراحی داخلی را در نظر بگیرید تا محیطی قابل توجه بسازید.

Rangarang5-1-1400x800

تسخیر جهان توسط رنگ صورتی

رنگ صورتی که قدمتی بیش از یک میلیارد سال دارد، زمانی رنگ شکارچیان باستانی، زنان قدرتمند فرانسوی و پسرها به حساب می‌آمد!

این رنگ مدت‌هاست که مورد استفاده‌ی انسان‌ها قرار می‌گیرد. حتی در زمان‌های قدیم برای رنگامیزی لباس و همچنین گونه‌ها استفاده میشد. با وجود اینکه رنگ صورتی از آن زمان تاکنون بار فرهنگی انسان‌ها را در مورد نقش‌های جنسیتی به دوش می‌کشد، اما ما همچنان به دنبال انواع جدیدی از این رنگ زیبا می‌گردیم.

آیا صورتی می‌تواند قدیمی‌ترین رنگ کره زمین باشد؟

مطالعه‌ای در سال 2018 نشان داد که رنگ‌دانه‌های صورتی روشن در سنگ‌هایی با قدمت بیش از 1.1 میلیارد سال مشاهده شده‌اند. دنیای ما سالهاست رنگ صورتی را در خود حفظ کرده است. چه در اعماق صخره‌های باستانی باشد، چه بر روی فلامینگوهای تشنه میگو و یا در سواحل ماسه‌ای برمودا. با این حال، این رنگ بار فرهنگی زیادی به همراه دارد. هنگامی که صورتی از رنگی در پالت طبیعت به زینتی انسانی بدل شد، مفاهیمی از استعمار، زیبایی، قدرت و جنسیت را کنار یکدیگر به وجود آورد.

چگونه صورتی به چنین نقطه عطف فرهنگی تبدیل شد؟ باعلاقه‌ی دوباره به دنیای باربی، بر آن شدیم تا تاریخچه کوتاهی از این رنگ زیبا را برای شما بازگو کنیم.

انسان‌های اولیه در ابتدا فقط به تحسین زیبایی آن در دنیای طبیعی می‌پرداختند و پس از مدت کوتاهی شروع به استفاده از این ترکیب کردند. برای مثال، در کوه‌های آند در حدود 9000 سال پیش، شکارچیان منطقه‌ای که اکنون کشور پرو در آن قرار دارد، لباس‌های چرمی سرخابی با رنگ‌دانه‌های قرمز می‌پوشیدند. این رنگدانه اکسید آهن، یکی از قدیمی‌ترین رنگ‌دانه‌های طبیعی مورد استفاده انسان است.

کشف شکارچی زن ماقبل تاریخ، فرضیه‌های نقش جنسیتی رنگ صورتی را به هم می‌زند.

انسان‌ها راضی نبودند از این رنگدانه تنها برای دیوار غار‌ ها یا دباغی کردن لباس‌های چرمی خود استفاده کنند. در مصر باستان، آن‌ها از اخر برای رنگ کردن لب‌ها و گونه‌های خود استفاده می‌کردند. هنگامی که این رنگ‌دانه قرمز روی پوست اعمال می‌شد، نوعی رنگ صورتی (مانند رژگونه) ایجاد می‌کرد که انسان‌ها آن را با عشق و زیبایی مرتبط می‌دانستند. برای این کار از توت فرنگی له شده تا تاج خروس استفاده می‌شد.

صورتی، رنگی مرتبط با لوازم آرایشی و استعمار

اگرچه ریشه این کلمه ناشناخته است، کلمه "صورتی" برای توصیف کلی رنگ در قرن 18 استفاده می‌شد. در آن زمان، رنگ صورتی به طور جدایی ناپذیری با استعمار گره خورده بود. زیرا تقاضا برای رنگ‌دانه‌های لوازم آرایشی، اروپایی‌ها را به برداشت از منابع طبیعی در سایر نقاط جهان سوق داد.

به عنوان مثال، تاجران اروپایی در برزیل برده‌ها را مجبور کردند تا بسیاری از درختان را قطع کنند تا رنگدانه‌های صورتی از پوست و شیره قرمزشان به دست بیاید.

در این دوره اکتشاف، مصرف‌کنندگان گونه‌ها و لب‌ها‌یشان را با استفاده از رنگ‌دانه‌هایی مانند کارمین که از حشره کوچینی (در آمریکای مرکزی و جنوبی) به دست می‌آمد، به رنگ صورتی در می‌آوردند که پیوند نزدیکی با استعمار داشت. در این مدت، امپراتوری بریتانیا چنان بزرگ شده بود که رنگ صورتی - که نقشه‌سازان برای علامت‌گذاری قلمروهای آن در سراسر جهان استفاده می‌کردند – کل نقشه جهان را در بر گرفت.

استفاده از رنگ صورتی تبدیل به یک جنون واقعی می‌شود.

وقتی انواع رنگ‌‌های قرمز در دسترس‌تر و ارزان‌تر شدند، اشراف اروپایی قرن هجدهم به دنبال رنگ روشن‌تر افتادند. میشل پاستورو، مورخ هنر، می‌نویسد: «ممتازترین طبقات جامعه اروپایی برای متمایز کردن خود از طبقات متوسط که اکنون به رنگ‌های روشن، قوی و قابل اعتماد دسترسی داشتند، به دنبال رنگ‌های پاستلی و جدیدترین مدل‌های سایه‌های رنگی می‌گشتند».

مادام دو پومپادور، معشوقه لویی پانزدهم فرانسه در دهه‌های 1740 و 1750، از این رنگ برای امضا استفاده می‌کرد. هنرمندانی که او را نقاشی می‌کردند و اشیای ظریف برای خانه‌های او می‌ساختند، از رنگ صورتی در تمام طرح‌های خود، حتی کالسکه‌های او استفاده کردند و این موضوع باعث محبوبیت بیشتر این رنگ در سراسر اروپا شد.

ظهور رنگ‌های مصنوعی در اواسط قرن نوزدهم - باعث ایجاد نوعی رنگ صورتی معروف به ارغوانی شد – که این رنگ را بیش از هر زمان دیگری در دسترس عموم قرار داد. در دهه 1930، صورتی روشن تبدیل به یکی از جنون‌آمیزترین روندهای فشن و مد شد. السا شیاپارلی، طراح مد آوانگارد، رنگ خاص خود را به نام «صورتی تکان‌دهنده» در آن زمان ساخت و به گسترش مد لباس زنانه در این راستا کمک کرد.

تا سال 1935، حتی روزنامه‌های محلی مانند نیوز و آبزرور در رالی کارولینای شمالی، اعلام کردند که «صورتی مورد علاقه همه است». در سال 1939، یک مفسر سلطنتی در روزنامه دیلی تلگراف لندن نوشت که صورتی آنقدر محبوب است که همه ساقدوش‌ها و دختران دم بخت از آن استفاده می‌کنند.

آیا رنگ صورتی مختص دخترهاست؟

تقریباً در این زمان بود که به عنوان رنگی در مد کودک مطرح شد. موضوع جنسیت و مد کودک سال‌ها با هم تلاقی داشتند. در طول جنگ جهانی اول، نویسنده کتاب‌های آداب معاشرت و ستون‌های مد روزنامه‌ها توصیه کردند که مادران لباس‌هایی با رنگ‌های خاص جنسیتی بپوشند.

اما کدام رنگ‌ها؟ یک نظرسنجی در سال 1927 در مورد رنگ‌های لباس نوزادی که در مجله تایم منتشر شد، کشوری دوگانه را نشان می‌دهد که در آن، خرده‌فروشانی مانند Filene's و Marshall Field رنگ صورتی را برای پسرها توصیه می‌کنند؛ اما  Macy's، Bullock's  و دیگران ادعا می‌کنند که برای دخترها بهتر است.

با این حال، در دهه 1960، مادران شروع به خرید لباس‌های صورتی برای نوزادان دختر خود کردند و به فرزندان پسر خود لباس‌های آبی پاستلی پوشاندند.

پائولتی تاریخ‌دان می‌نویسد: «هیچ یک از این تغییرات با توصیه‌های متخصصان مراقبت از کودک یا اعلامیه‌های صنعتی اتفاق نیفتاد.» در عوض، رنگ صورتی به عنوان نشانه‌ای از جنسیت مؤنث نوزاد و به عنوان بخشی از تلاش‌های پس از جنگ جهانی دوم برای تقویت نقش‌های جنسیتی سنتی در خانه‌های آمریکایی و درک خرده‌فروشان مبنی بر اینکه می‌توانند از این طریق پول بیشتری به دست بیاورند، معرفی شد.

جنبه تاریک رنگ صورتی

برخی می‌گویند که رنگ صورتی نمادی از ضعف یا حتی نیت شوم است. به عنوان مثال، در آلمان نازی، از این رنگ برای علامت زدن مردان همجنس‌گرا در اردوگاه‌های کار اجباری استفاده می‌شد. با ظهور جنگ سرد، هواداران مظنون به کمونیسم نام تحقیرآمیز pinkoss اطلاق می‌شد.  این اصطلاح به شخصی اشاره می‌کند که تمایلات قرمز رنگ (رنگ اصلی کمونیسم) به سیاست‌های رادیکال دارد.

تولد دوباره باربی

صورتی تا به امروز با زنانگی همراه بوده است - اما در دهه‌های اخیر، گروه‌هایی که زمانی با تحقیر این رنگ را نشان می‌دادند، حرکت‌هایی را برای بازپس‌گیری آن انجام داده‌اند.

امروزه، رنگ صورتی با برداشتی که شما از آن دارید تعریف می‌شود. محبوبیت این رنگ نیز بار دیگر در حال افزایش است. در سال 2016، پنتون اعلام کرد که سایه‌ای از صورتی غبارآلود – که نسلی که با آن زندگی کرده بود، آن را صورتی هزاره (Millennial Pink) نامیده – به عنوان رنگ سال انتخاب شده است.

امسال، فیلم باربی به کارگردانی گرتا گرویگ به ظهور زیبایی‌شناسی «باربیکور» کمک فراوان کرد. همچنین الهام‌بخش هواداران شد تا خانه‌ها و کمد لباس‌های خود را با هر سایه‌ای از رنگ صورتی اشباع کنند.

بر اساس گزارش  Axios، میزان جستجو برای عبارت " باربیکور" بین ماه مه 2022 تا مه 2023 بیش از 1000 درصد افزایش یافته که نشان دهنده تمایل مصرف‌کنندگان به دکوراسیون داخلی تماما صورتی است.

نمی‌توان گفت کدام مدل رنگ صورتی در آینده ما را مجذوب خود خواهد کرد.  اما با توجه به تاریخچه جذاب رنگ‌هایی که جایی بین سفید و قرمز قرار می‌گیرند، دوران شکوفایی بعدی آن نزدیک‌تر از همیشه است.

OLYMPUS DIGITAL CAMERA

مجسمه‌سازی و طراحی مبلمان- تلفیقی هنرمندانه

طراحی مبلمان مجسمه‌ای تنها به معنی ساخت قطعات کاربردی نیست؛ بلکه یک نوع هنر است که در طول قرن‌ها تکامل یافته و زیبایی‌شناسی، صنایع دستی و عملکرد را در هم می‌آمیزد.

یکی از جذاب‌ترین جنبه‌های این موضوع، مجسمه‌سازی و تلفیق آن با طراحی مبلمان است. جایگاهی که در آن اشیاء کاربردی به آثار هنری بدیع تبدیل می‌شوند. در اینجا، دنیای فریبنده طراحی مبلمان و مجسمه‌سازی را بررسی می‌کنیم. با ما همراه باشید تا در تاریخچه و اهمیت برخی نمونه‌های معاصر که ادغام هماهنگ فرم و عملکرد را به نمایش می‌گذارند، کاوش کنیم.

تاریخچه ترکیبی طراحی مبلمان و مجسمه‌سازی

طراحی مبلمان و ترکیب آن با مجسمه‌سازی (مبلمان مجسمه‌ای) نوعی نگرش وسیع‌تر به حوزه طراحی مبلمان است، اما با تاکید بر ارتقای عناصر زیبایی‌شناختی و هنری قطعات. ریشه‌های آن را می‌توان در جنبش‌ها و فرهنگ‌های مختلف تاریخی جستجو کرد:

ریشه‌های باستانی

خاستگاه طراحی مبلمان به کمک مجسمه‌سازی را می‌توان در مبلمان مصر باستان مشاهده کرد. جایی که جزئیات حکاکی متفاوتی در آن وجود دارد. مبلمان مصری اغلب دارای نقوش حیوانات، هیروگلیف و وسواس زیادی در تقارن بوده است.

عصر رنسانس

دوره رنسانس دوره‌ای مهم و اساسی برای ادغام صنعت هنر و مبلمان بود. صنعت‌گران و هنرمندان چیره‌دستی مانند لئوناردو داوینچی، میکل آنژ و رافائل با ایده‌های نوآورانه خود بر طراحی مبلمان تأثیر گذاشتند. حکاکی‌های استادانه، منبت‌های پیچیده و مواد غنی از ویژگی‌های مبلمان این دوره بود.

هنر نو

در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، جنبش آرت نوو اشکال ارگانیک و منحنی در طراحی مبلمان را معرفی کرد. هنرمندانی مانند هکتور گیمارد و آلفونس موچا قطعاتی را خلق کردند که شبیه موجودات زنده بودند و مرز بین مبلمان و مجسمه‌ها را از بین بردند.

مدرن در اواسط قرن

اواسط قرن بیستم با چهره هایی مانند Eero Saarinen، Isamu Noguchi، و Charles and Ray Eames، انقلابی در طراحی مدن مبلمان شکل گرفت. خطوط تمیز، مواد نوآورانه و اشکال جسورانه مجسمه‌سازی، ویژگی‌های بارز این دوره بودند.

اهمیت طراحی در حوزه مبلمان مجسمه‌ای

طراحی مبلمان مجسمه‌ای چیزی بیش از یک لذت بصری ایجاد می‌کند و از اهمیت عمیقی برخوردار است

بیان هنری

طراحی مبلمان مجسمه‌ای، یک نوع بوم نقاشی برای هنرمندان و طراحان برای بیان خلاقیت است. این موضوع به آن‌ها اجازه می‌دهد تا مرزهای فرم و عملکرد را جابجا کنند و قطعاتی بسازند که در عین مجسمه بودن، کاربردی نیز باشند.

نسخه‌های منحصر به فرد و محدود

مبلمانی که در آن‌ها از المان‌های مجسمه‌سازی استفاده شده، اغلب در نسخه‌های محدود عرضه می‌شوند و حس انحصاری بودن را به شما می‌دهند. مجموعه‌داران و علاقه‌مندان به این قطعات منحصر به فرد به دلیل اهمیت هنری و تاریخی آن‌ها، این ساخته‌های جذاب و زیبا را خریداری می‌کنند.

بیانیه‌های داخلی

مبلمان مجسمه‌ای می‌تواند به عنوان نقطه کانونی یک فضای داخلی عمل کند و زیبایی‌شناسی کل اتاق را دگرگون سازد. این قطعات حس درام و پیچیدگی ایجاد می‌کنند و باعث می‌شوند تا آن‌ها برای طراحی‌های داخلی سطح بالا ایده‌آل باشند.

 

نوآوری زیبایی شناختی

مبلمان مجسمه‌ای مرزهای طراحی مبلمان را جا به جا کرده، هنجارهای مرسوم را به چالش کشیده و طراحان را تشویق می‌کند تا مواد، تکنیک‌ها و فرم‌های جدیدی کشف کنند.

نمونه‌های معاصر مبلمان مجسمه‌ای

امروزه مبلمان مجسمه‌ای با طرح‌های نوآورانه خود به تکامل و تسخیر بازار ادامه می‌دهند. در اینجا چند نمونه معاصر آورده‌ایم که ادغام هماهنگ هنر و مبلمان را به نمایش می‌گذارند:

صندلی روبانی (Ribbon Chair) ساخته فرانک گری

این صندلی که توسط معمار مشهور فرانک گری طراحی شده، یک شاهکار مجسمه‌ای است که از لایه‌هایی از روکش‌های افرا خم شده و چندلایه ساخته شده است. انحناهای پر پیچ و خم و فرم برازنده، آن را به یک اثر هنری واقعی تبدیل کرده که راحتی بی‌نظیری ارائه می‌دهد.

کنسول Mantis از مارک فیش

مارک فیش، استاد خیمه‌سازی، کنسول Mantis را طراحی کرده است که نمونه‌ای خیره‌کننده از مبلمان مجسمه‌ایست. این قطعه دارای الگوهای خیاطی متفاوت بر روی سطوح است که یادآور اسکلت بیرونی حشرات بوده و فرم سینوسی و ارگانیک آن نیز ظرافت طبیعت را تداعی می‌کند.

میز قهوه Swirl از لین روزت

میز قهوه Swirl شبیه یک گردباد یخ‌زده است و طراح آن Noé Duchaufour-Lawrance است. پایه ارگانیک و مجسمه‌ای آن از رزین و آلومینیوم ساخته شده و ترکیبی هماهنگ از هنر و عملکرد را به نمایش می‌گذارد.

مبل ماریپوزا اثر ادوارد ورملی

این مبل نمادین که توسط ادوارد ورملی در دهه 1950 طراحی و توسط Dunbar Furniture تولید شد، یک نمونه کلاسیک از طراحی مجسمه‌سازی در اواسط قرن بیستم است. دسته‌های بال مانند و طرح شبح، آن را به قطعه‌ای جاودانه تبدیل کرده است.

کابینت پیکسل اثر بوکا دو لوبو

کابینت پیکسل یک شاهکار مجسمه‌سازی معاصر است. دارای 1088 مثلث چوبیست که یک طرح پیکسلی مسحورکننده را نمایش می‌دهد. این کابینت نفیس نه تنها برای قرار دادن وسایل، بلکه به عنوان یک اثر هنری جذاب نیز عمل می‌کند.

نتیجهگیری

طراحی مبلمان مجسمه‌ای گواهی بر پیوند ماندگار هنر و عملکرد است. این زمینه طراحی، همچنان مرزهای خلاقیت را درمی‌نوردد و قطعاتی را به ما معرفی می‌کند که نه تنها سودمند هستند، بلکه ابژه‌هایی برای بیان هنری عمیق‌اند. مبلمان مجسمه‌ای چه با تداعی سنت‌های تاریخی و چه با طراحی مدرن، نوآوری زیبایی‌شناختی را در خانه‌ها و فضاهای داخلی ما به ارمغان می‌آورد و به ما یادآوری می‌کند که مبلمان می‌تواند نقشی بسیار بیشتر از کارکرد صرف ایفا کند. مبلمان می‌تواند یک شاهکار واقعی طراحی و هنری باشد.

opt-3-9

هویت گمشده، تلاش برای بقا، وحدت؛ لوسی اُرتا

لوسی اُرتا هنرمند مفهومی بریتانیایی در ساتن کولدفیلد متولد شد. او با نشان افتخاری در سال ۱۹۸۹ از رشته مد و طراحی لباس کشباف دانشگاه نوتنگم ترنت فارغ التحصیل شد. بعد از اتمام تحصیلاتش فعالیت خود را در زمینه هنرهای مفهومی شروع کرد. او همچنین از سال ۲۰۰۲ استاد دانشگاه در رشته تحصیلی هنر و محیط کالج مُد لندن است و در حال حاضر سمت رئیس هیات مدیره این رشته در دانشگاه هنر لندن را بر عهده دارد.

اُرتا از رسانه های مختلف از جمله طراحی، چیدمان، پرفورمنس، ویدیو و عکاسی برای خلق یک اثر واحد استفاده می کند. چیدمان او مرزهای بین بدن انسان، معماری، لباس و مد را بررسی می کند و به کاوش نقاط مشترک اجتماعی میان آنان، همچون هویت و ارتباط می پردازند. او آثار اولیه ی خود را اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود خلق کرد؛ زمانی که با اصلاحات گورباچف جنگ سرد پایان یافت و نهایتا باعث فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شد و سپس فروپاشی دیوار برلین، اصلی ترین نماد جنگ سرد و پس از آن جنگ اول خلیج فارس همگی پیش زمینه ای شدند برای شکل گیری ایده های ارتا و فعالیت های سیاسی اجتماعی اش.  او وضعیت نابسامان جامعه آن زمان را اینگونه بازگو می کند:" بیکاری شایع شده بود؛شما می توانستید تاثیرات این بی ثباتی گسترده را در خیابان ها حس کنید. من به عنوان مشاور طراحی برای چند خانه مد کار می کردم و مشکلات مالی داشتم. احساس می کردم نیاز بیشتری به فعالیت در حوزه اجتماعی و بطور خلاقانه در یک رسانه ی جدید دیداری دارم.

لباس پناهگاه عنوان اولین مجموعه اُرتا بود که بین سال های ۱۹۹۲-۱۹۹۸ روی آن کار کرد. این مجموعه ترکیبی از معماری، مد و فعالیت های اجتماعی بود. لباس پناهگاه، جان پناه موقتی است که می تواند به شکل لباس درآید و در مواقع غیرمنتظره پوشاننده را از شزایط ناگوار محافظت کند. او طرح های اولیه این لباس را در دوران جنگ اول خلیج فارس ترسیم کرد؛ پاسخی شاعرانه به درخواست کمک های انسان دوستانه برای سرپناه و همچنین به افراد بی خانمان در حال رشد خیابان های پاریس.

 

برای اُرتا سخن از لباس، سخن از آگاهی به برهنگی است، آگاهی از خود. لباس ها خصیصه ای جدا و بیگانه با ذات پوشاننده نیستند؛ بلکه او به وسیله ی لباس، واقعیت اصلی و ذاتی خود را نشان می دهد. چیدمان های این مجموعه، قابل حمل، سبک و دارای ساختاری مستقل اند که بیانگر مفهوم جابجایی و تبعید، فقر، بی خانمانی و بقاست. اولین اثر این مجموعه " جامه ی چادری" نام دارد که در ساخت آن از پلی آمید با پوشش آلومینیوم، پشم پلار و دیگر جانوران قطبی استفاده شده و مجهز به قطب تلسکوپ آلومینیومی، سوت، فانوس و قطب نماست. طراحی های این مجموعه، زیستگاهی قابل حمل هستند که به کاپشن و کوله پشتی تبدیل می شوند و برای راحتی شخص و تحرک جمعیت عشایری طراحی شده.

او همچنین کیف نجاتی برای چادرنشین های مدرن طراحی گرد که قابلیت تبدیل شدن به کوله پشتی و چادر را داشت؛ کیسه خوابی شیک طراحی کرد که به سادگی تبدیل به لباس حاضر و آماده ای برای زمستان های هسته ای می شد، زمستانی که از پیامدهای اقلیمی محتمل جنگ هسته ای است. زمانیکه او این چیدمان ها را در گالری باربیکن سال ۲۰۰۵ نمایش داد، کل گالری تبدیل به کمپ پناهندگان شده بود و به نظر می رسید هنرمند در حال آماده سازی خود برای آخرالزمان است. تبدیل سرپناه به لباس و برعکس، اساس مفهوم آزادی، اراده آزاد یا انتخاب، روابط جدید و تبادلات فرهنگی جدید است.

"هویت به علاوه ی پناهگاه" کت واک تجربی بود که برای پناهندگان پاریس اجرا شد؛ پروژه ای که با درگیر کردن ساکنان پناهگاه به پایان رسید. یکی از پراهمیت ترین ارزش های از دست رفته ی پناهندگان به همراه سرپناهشان، هویتشان بود؛ در شهری که هیچ جایی برایشان نداشت و احساس طردشدگی می کردند. دغدغه اُرتا طراحی سرپناه برای این افراد نبود، او به دنبال بازگرداندن این ارزش به پناهندگان بود. وی تعدادی کارگاه آموزشی برای ساکنان و کارکنان پناهگاه ترتیب داد  که تمرکز آنها بر دگرگونی هویت شخصی از طریق اختصاص مجدد لباس های دورانداختنی بود. طی یک دوره چهارماهه، پناهندگان مجموعه لباسی طراحی و تولید کردند که با استفاده از اجناس دست دوم اهدایی ساخته شده بودند. نتیجه یک مجموعه جذاب زنانه، لباس های ساخته شده از لباس زیر، دامن کوتاه و هیپستر از دست کش های چرمی، پیراهن های زنانه و کت های درست شده از کراوات بود که برای مخاطبین گسترده ای در طول هفته مد پاریس نمایش داده شد.

"پیوند معماری" مجموعه ای از اجراهای تعاملی عمومی است که اجراگران به یکدیگر متصاند و بخشی از ساختار پیوسته و مجزای این اجراها محسوب می شوند، اجرا را شکل می دهند و مفهوم ارتباط اجتماعی را به تصویر می کشند. پیوند معماری نمودی گویا از فلسفه پشت تمام آثار اُرتاست، چراکه به سادگی وابستگی متقابل افراد جامعه را تایید می کند. ساختار ناف مانند لوله هایی از پارچه که توسط زیپ از شکم فردی به پشت فر دیگری متصل می شود. داوطلبین با پوشیدن سرهمی های فوتوریستی یک اندازه و یک شکل صفی طویل یا شبکه ای عظیم از انسان را تشکیل می دادند. این چیدمان انسانی پیوندی اجتماعی بین شهروندان را شکل داد و افراد با یکدیگر شکل جدیدی از شبکه اجتماعی را ساختند. این پروژه شامل تعداد زیادی پرفورمنس بود که در گالری ها، موزه ها و فضاهای عمومی شهری به اجرا درآمدند.

اُرتا از اولین هنرمندانی بود که قدرت نهفته در لباس را برای بیان مسائل اجتماعی و سیاسی اثبات کرد. از طریق ارتباطات ما با یکدیگر است که مرکز خود را می یابیم. به بیانی دیگر، هویت ما با روابط مان شکل می گیرد. ما نتیجه کلی آنچه هستیم که دیگران به ما می دهند و آنچه ما به دیگران می دهیم.

" ما آموخته ایم در آسمان پرواز کردن را همچون پرندگان، در دریا شنا کردن را چون ماهیان، اما نیاموخته ایم هنر ساده ی باهم زندگی کردن را چون برادران."

منابع

Conceptual Art and Fashion in the 21st Century by Shirin Abedinirad

www.studui-orta.com

www.designindaba.com