2_news_media_image-1400x800

مبلمان طراحی شده توسط معروف‌ترین معماران

از بسیاری جهات مثل سلیقه شخصی، میل به منحصر به فرد بودن، تغییر لحظه‌ای مد و ... طراحی مبلمان برای معماران کاری سخت‌تر از طراحی ساختمان است. طراحی مبلمان تنها به ساخت قطعات کاربردی بسنده نمی‌کند، بلکه فراتر از آن، یعنی تبدیل قطعه‌ای کاربردی به یک اثر هنری می‌پردازد. اثر هنری که در عین کاربردی بودن، از مجسمه‌سازی، معماری و همزمان درآمیختن هنر و زیبایی شناسی تشکیل می‌شود. برخی از این آثار به طرز خلاقانه‌ای از طبیعت الهام گرفته‌اند، در حالی که برخی دیگر به طرز هوشمندانه ای ساده هستند.

با توجه به ساختار، فرم، زیبایی شناسی و کارایی انواع مبلمان، به بررسی برخی از طراحی‌های برتر توسط معماران مطرح می‌پردازیم.

صندلی پنتون/ Panton Chair

صندلی پانتون یک طرح کلاسیک در تاریخ طراحی مبلمان محسوب می‌شود. این صندلی توسط ورنر پنتون(Verner Panton) در سال 1959 طراحی و پس از آن برای تولید در یک سریال با همکاری ویترا (1967) ساخته شد.

این اولین صندلی تمام پلاستیکی بود که به صورت یک تکه با طرح کنسول طراجی شد. از زمان معرفی به بازار، چندین مرحله تولید را طی کرده است. از سال 1999 می‌توان صندلی را مطابق با مفهوم اصلی آن( ساختار پلاستیکی به همراه روکش براق) مشاهده کرد.

با توجه به ساختار، فرم، زیبایی شناسی و کارایی انواع مبلمان، به بررسی برخی از طراحی‌های برتر توسط معماران مطرح می‌پردازیم.

صندلی پنتون/ Panton Chair

راحتی این صندلی از ترکیب ساختار کنسولی آن با فرمی شبیه به بدن انسان و مواد انعطاف پذیر حاصل می‌شود. صندلی پانتون جوایز طراحی بین المللی متعددی را دریافت کرده و در مجموعه‌های بسیاری از موزه‌های برجسته به نمایش درآمده است. این صندلی به دلیل فرم رسایی که دارد، به نماد قرن بیستم تبدیل شده است.

صندلی بارسلونا/Barcelona Chair

صندلی بارسلونا توسط لودویگ میس فن در روهه (Ludwig Mies van der Rohe)، معمار معروف و لیلی راش(Lilly Reich)  معمار آلمانی طراحی شد.

ایده اصلی آن از صندلی‌های اشراف رومی به نام Curule می‌آید. صندلی بارسلونا یکی از معروف‌ترین طراحی‌های قرن گذشته به حساب می‌آید.

طرح صندلی بارسلونا اولین بار در غرفه آلمانی نمایشگاه بارسلونا (سال 1929) ساخته شد، میس به دنبال ایجاد شئ که طراحی باز رادیکال و دیوارهای ایستاده غرفه‌اش را تحسین کند بود. او به طور خلاقانه‌ای یک صندلی استراحت بدون بازو در کنار یک صندلی پهن طراحی کرد. نسخه نهایی صندلی از نظر ظاهری متفاوت و مجلل محسوب می‌شد.

ایجاد یک مبلمان برای خانواده سلطنتی در زمانی که بسیاری دیگر به فکر طراحی اشیایی برای "مرد عادی" بودند، کاری بود که فقط لودویگ میس ون در روهه می‌توانست انجام دهد. او می‌دانست که پادشاه و ملکه اسپانیا از غرفه بازدید خواهند کرد، و به همین دلیل تلاش کرد تا صندلی مناسبی برای پادشاه بسازد.

صندلی ویگل/ Wiggle Chair

صندلی ویگل توسط معمار برجسته فرانک.اُ گهری (Frank.O Gehry) در سال‌های 1968 تا 1972 طراحی شد. فرانک گهری به دلیل استفاده از مصالح غیر معمول در طراحی‌های خود شهرت فراوان دارد. این صندلی، نمادی از طراحی مبلمان مدرن به همراه جذابیت جاودانه است.

در دهه 1960 گرایش به مواد مقرون به صرفه و سبک افزایش یافت که موجب شد آزمایشاتی در زمینه‌ی استفاده از مقوا در طراحی مبلمان صورت گیرد. در آن زمان فرانک گهری یک ماده مقوایی به نام "تخته لبه" را ایجاد کرد که در آن از چندین لایه مقوای راه راه استفاده می‌شد. این لایه‌ها به هم چسبیده و کاربردی بودند.

صندلی ویگل بدون شک مشهورترین طرح در آثار فرانک گری است. این صندلی مدرن دارای شکل مجسمه ای جذابی است که به هر فضای داخلی جلوه می‌بخشد.

صندلی توپ/ Ball Chair

صندلی توپ توسط ایرو آرنیو(Eero Aarnio)، یکی از مبتکران بزرگ طراحی مبلمان مدرن ساخته شد. در دهه 1960، ایرو آرنیو شروع به ترکیب پلاستیک با رنگ‌های زنده و فرم های ارگانیک کرد که باعث شد هرچه بیشتر از اصول سنتی طراحی مبلمان فاصله بگیرد. آثار پلاستیکی ایرو بازتاب فرهنگ پاپ و روح زمان خود است. بسیاری از آثار آرنیو در معتبرترین موزه های جهان از جمله موزه ویکتوریا و آلبرت در لندن و موما در نیویورک قرار دارد.

صندلی توپ در سال 1963 طراحی شد و اولین بار در نمایشگاه مبلمان کلن در سال 1966 به نمایش درآمد. این صندلی یکی از محبوب ترین آثار طراحی کلاسیک فنلاند به حساب می‌آید که پیشرفت بین المللی Eero Aarnio را به همراه داشت.

طراحی صندلی توپ، کاربر را به دوران «مدرن قدیمی» دهه 1960 بازمی‌گرداند. این صندلی در نوع خود بی نظیر است و در سراسر جهان در مجموعه های طراحی و موزه های متعدد و همچنین در مجموعه ای از فیلم ها، موزیک ویدیوها و جلد مجلات به نمایش گذاشته شده است.

Ali-Honarvar8-1

پاپیه ماشه: از صنایع دستی باستان تا هنر مدرن

پاپیه ماشه (Papier-mâché)، یک اصطلاح فرانسوی به معنای «کاغذ جویده» است. این دست‌ساخته، نوعی ماده مرکب متشکل از قطعات کاغذ یا خمیر است. اغلب با منسوجات تقویت و با چسب‌، نشاسته یا خمیر کاغذ دیواری متصل می‌شود. ممکن است به نظر برسد این ماده ساده و حتی پیش پا افتاده است. اما پاپیه ماشه دارای تاریخچه‌ای غنی است که در طول قرن‌ها و فرهنگ‌ها، از تابوت‌خانه‌های مصر باستان تا مبلمان آوانگارد معاصر، امتداد دارد.

 

خاستگاه و کاربردهای اولیه

خاستگاه آن تا حدودی مبهم است، زیرا تکنیک اصلی ساخت اشیاء از کاغذ و چسب چیزی است که می‌توانست به طور مستقل در مناطق مختلف توسعه یابد. با این حال، اعتقاد بر این است که این هنر در چین باستان، زادگاه کاغذ، جایی که مصنوعات مربوط به سلسله هان (202 قبل از میلاد - 220 پس از میلاد) نشان می‌دهد که کاغذ پاپیه ماشه برای ساخت اشیایی مانند کلاه ایمنی مورد استفاده قرار می‌گرفت.

این تکنیک در امتداد جاده ابریشم گسترش یافت و به خاورمیانه رسید، جایی که از آن در راستای هنر اسلامی استفاده کردند. در قرن پانزدهم، راه خود را به اروپا باز کرد و به ویژه در فرانسه و ایتالیا محبوب شد. در این تجسم‌های اولیه، پاپیه ماشه اغلب برای اشیاء کاربردی مانند سینی‌، کاسه و جعبه استفاده می‌شد.

قرن هفدهم تا نوزدهم: عصر طلایی پاپیه ماشه

Papier-maché به شکل امروزی در قرن 17 و 18 معرفی شد. در این دوره، با آزمایش مواد و تکنیک‌های مختلف، مانند ترکیب لایه‌های کاغذ و چسب، اقلام بادوام و شگفت‌آوری تولید شد. در فرانسه، صنعتگران این هنر را با معرفی روکش‌های جدید، به ویژه تذهیب و لاک‌کاری پر زرق و برق ارتقا دادند.

قرن نوزدهم به عنوان «عصر طلایی» پاپیه ماشه یاد می‌شود. در این زمان، پاپیه ماشه به یک ماده اصلی در کاربردهای مختلف از مبلمان گرفته تا دکوراسیون معماری تبدیل شده بود. عصر ویکتوریا، با میل خود به دکوراسیون مفصل و باجزییات، شاهد گسترش پاپیه ماشه در دکوراسیون خانه بود. صندلی‌ها، کابینت‌ها و حتی قاب‌های تخت با طرح‌های متفاوت، که اغلب با مروارید تزئین شده‌اند، تطبیق‌پذیری این ماده ساده را در این دوران به نمایش گذاشتند.

قرن بیستم: افول و احیای هنری

با انقلاب صنعتی و ظهور پلاستیک و سایر مواد، استفاده سنتی از پاپیه ماشه کاهش یافت. با این حال، قرن بیستم نیز شاهد تحولی در صنایع دستی بودیم، نه به عنوان یک تقلید صرف از مواد محکم‌تر، بلکه به خودی خود به عنوان یک رسانه همه‌گیر در جامعه هنری. هنرمندان و دوستداران محیط زیست به طور یکسان از کاغذ پاپیه ماشه به دلیل هزینه کم، سهولت استفاده و طبیعت دوستدار محیط زیست استقبال کردند.

صحنه معاصر: پاپیه ماشه در هنر و طراحی مدرن

در دنیای هنر و طراحی امروزی، پاپیه ماشه از میراث صنایع دستی عامیانه فراتر رفته و جایگاه بالایی در هنرهای زیبا و صنعت طراحی دارد. هنرمندان و طراحان تاثیر فرم، عملکرد، و زیبایی‌شناسی را به بوته آزمایش می‌گذارند و مرزهای کاربردی مواد را جابجا می‌کنند. یکی از این مبتکران، علی هنرور از استودیو هنرور است که از سال 2017 بر تکنیک‌های مجسمه‌سازی و صنایع دستی برای ساخت مبلمان و لوازم خانگی از مواد بازیافتی تکیه کرده است. علی هنرور، هنرمند و مجسمه‌ساز سرشناس ایرانی، فرآیندی استثنایی را در کار خود با کاغذ پاپیه ماشه به کار می‌گیرد که منجر به تولید قطعات معاصری می‌شود که با درک رایج عام از مواد خمیر کاغذ بیگانه است. از مرتب‌سازی اولیه تا فرآیند ادغام ، هر مرحله حاصل کاری عاشقانه است که می‌تواند ساعت‌ها یا حتی روزها را به خود اختصاص دهد. «سری رنگ‌دانه» (Pigment Series) او نتیجه 11 سال تحقیق او در راستای تعهد عمیقش به هنر و پایداری زیست محیطی است. آثار هنرور قدرت دگرگونی هنر را نشان می‌دهد و مواد بازیافتی را به قطعاتی تبدیل می‌کند که نه تنها زیبا هستند، بلکه به انرژی و اشتیاق هنرمند نیز آغشته‌اند.

نتیجه گیری

از منشأ باستانی تا ساخته‌های مدرن، پاپیه ماشه به قلمروهایی فراتر از کاربردهای اولیه‌اش گسترش پیدا کرده است. این گواهی بر خلاقیت انسان و پتانسیل بی‌پایان مواد ساده است. در عصر معاصر ما، جایی که پایداری اهمیت بالایی دارد، پاپیه ماشه مانند رسانه‌ای است که نه تنها همه‌کاره و در دسترس است، بلکه ذاتاً دوستدار محیط زیست بوده و الهام بخش دوستداران هنرمندان محیط زیست است.

5180114-copy-1-1400x800

طراحی داخلی چیست؟تاریخچه-اصول و سبک‌های آن

طراحی داخلی، هنر ارتقای فضای درونی یک محیط برای ایجاد هماهنگی و زیبایی بیشتر، تاریخچه‌ای غنی دارد که به تمدن‌های باستانی باز می‌گردد. در حالی که اهمیت آن در طول سال‌ها تغییر کرده، اما همچنان یک جنبه حیاتی از زندگی روزمره ما است و بر خلق و خوی، بهره‌وری و رفاه کلی ما تأثیر می‌گذارد. در اینجا، به ریشه‌های طراحی داخلی، اهمیت آن، عوامل تعیین‌کننده و شکل‌دهنده و برخی از سبک‌های محبوب آن می‌پردازیم.

ریشه‌های طراحی داخلی

ریشه‌ی آن را می‌توان در مصر باستان جستجو کرد؛ جایی که هنر چیدمان و تزئینات داخلی برای اولین بار ظهور کرد. مصریان درک دقیقی از استفاده از رنگ، تعادل و نمادگرایی در طراحی‌های خود داشتند که هنوز هم در طراحی‌های داخلی امروزی دیده می‌شود.

با توسعه تمدن‌ها، طراحی داخلی تکامل یافت و فرهنگ‌ها و فناوری‌های آن زمان را بیشتر منعکس کرد. به عنوان مثال، یونانیان و رومیان باستان از نقاشی‌های دیواری و موزاییک‌ های متفاوت برای تزئین خانه‌های خود استفاده می‌کردند که اغلب از اساطیر و طبیعت الهام می‌گرفت. در دوران رنسانس، طراحی داخلی با تمرکز بر تقارن، تناسب و ادغام هنر، معماری و مبلمان، تولدی دوباره را تجربه کرد.

اهمیت طراحی داخلی

طراحی داخلی صرفاً در مورد زیبایی‌شناسی نیست و نقش مهمی در زندگی ما دارد. در این‌جا به دلایل اهمیت آن اشاره می‌کنیم.

عملکرد

طراحی داخلی خوب، عملکرد یک فضا را به حداکثر می‌رساند و آن را کاربردی‌تر و کارآمدتر می‌کند. چیدمان و سازمان‌دهی متفکرانه می‌تواند زندگی روزمره ما را تا حد زیادی بهبود بخشد.

زیبایی‌شناسی

طراحی خوب روحیه ما را بالا می‌برد و همچنین حس خوبی ایجاد می‌کند. این موضوع می‌تواند بر خلق‌و‌خو و بهره‌وری ما تأثیر مثبت بگذارد و باعث شود در خانه خود احساس راحتی کنیم.

پایداری

طراحی داخلی مدرن بر پایداری و ترویج استفاده از مواد سازگار با محیط زیست تاکید می‌کند. این نه تنها برای محیط زیست مفید است بلکه می‌تواند هزینه‌های طولانی مدت را نیز کاهش دهد.

تفاوت بین طراحی داخلی و دکوراسیون داخلی

طراحی داخلی و دکوراسیون داخلی اغلب به جای یکدیگر مورد استفاده قرار می‌گیرند، اما جنبه‌های مختلفی از افزایش زیبایی و عملکرد یک فضا را در بر می‌گیرند. طراحی داخلی یک رشته جامع است که فراتر از زیبایی‌شناسی سطحی است و شامل درک عمیق معماری، برنامه‌ریزی فضا و ادغام عناصر مختلف برای ایجاد یک محیط منسجم و کاربردی می‌شود.

طراحان داخلی با عناصر ساختاری مانند چیدمان، نور و مواد کار می‌کنند تا اطمینان حاصل کنند که فضا نه تنها از نظر بصری جذاب به نظر برسد، بلکه به طور موثر هدف مورد نظر خود را نیز پیاده‌سازی کند. از سوی دیگر، دکوراسیون داخلی بر زیبایی‌شناسی سطحی یک فضا متمرکز است که شامل انتخاب و چیدمان مبلمان، طرح‌های رنگی، منسوجات و اقلام دکوری برای افزایش جذابیت بصری است. در حالی که دکوراتورهای داخلی فضاها را زیبا جلوه می‌دهند، طراحان داخلی فضاهایی را ایجاد می‌کنند که هم زیبا و هم بسیار کاربردی هستند و اغلب شامل برنامه‌ریزی‌های عمیق‌تر و تغییرات ساختاری می‌شوند.

به طور خلاصه، طراحی داخلی یک رویکرد کلی‌نگر است که هم فرم و هم عملکرد را در نظر می‌گیرد، در حالی که دکوراسیون داخلی در درجه اول به زیبایی بصری یک فضا می‌پردازد.

عوامل تعیین کننده در طراحی داخلی

طراحی داخلی یک رشته چند وجهی است که تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد. برخی از عوامل کلیدی عبارتند از:

  • فضا و چیدمان: اندازه و چیدمان یک فضا به طور قابل توجهی بر انتخاب‌های طراحی تأثیر می‌گذارد. طراحان باید بهترین استفاده را از محیط موجود برای ایجاد یک فضای داخلی کاربردی و زیبا داشته باشند.
  • بودجه: بودجه یک عامل مهم در طراحی داخلی است و انتخاب مواد، مبلمان و وسایل دکور را مشخص می‌کند. یک طراح ماهر می‌تواند برای دستیابی به نتایج خیره‌کننده با بودجه‌ای محدود کار کند.
  • عملکرد: درک هدف یک فضا حیاتی است. محیط موردنظر ما چه اتاق خواب، آشپزخانه یا دفتر کار باشد، این طرح باید عملکرد مورد نظر خود را در عین هماهنگی با موضوع کلی طراحی برساند.
  • ترجیحات مشتری: طراحان داخلی از نزدیک با مشتریان برای درک ترجیحات، سبک زندگی و نیازهای خاص آن‌ها در ارتباط هستند. این اطلاعات فرآیند کلی طراحی را هدایت می‌کنند و باعث می‌شوند تا مشتریان به نتیجه دلخواه خود برسند.
  • گرایش‌ها و سبک‌ها: همگام بودن با روند گرایش‌ها و سبک‌های طراحی فعلی بسیار مهم است. این موضوع به ایجاد فضای داخلی مدرن و زیبایی بصری کمک می‌کند که بتواند در طول زمان ارزش خود را حفظ نماید.
  • سبک‌های طراحی داخلی

    طراحی داخلی یک زمینه متنوع با سبک‌های مختلفی برای اجرا است. در اینجا به چند مورد محبوب اشاره کرده‌ایم:

    • مینیمالیست: طراحی مینیمالیستی بر سادگی، خطوط تمیز و محیطی عاری از به‌هم‌ریختگی تمرکز دارد. در این سبک اغلب از یک پالت رنگی تک‌رنگ و دکور مینیمال استفاده می‌شود.
    • سنتی: طراحی سنتی با عناصر جاودانه و ظریف مشخص می‌شود. استفاده از مبلمان کلاسیک، رنگ‌های غنی و جزئیات آراسته بخشی از سبک طراحی سنتی است.
    • مدرن: طراحی مدرن بر سادگی و عملکرد تأکید دارد. دارای خطوط تمیز، فضاهای باز و طرح رنگ خنثی است و اغلب از مواد و فناوری نوآورانه استفاده می‌کند.
    • معاصر: طراحی معاصر به طور مداوم در حال تحول است و گرایش‌های طراحی فعلی را منعکس می‌کند. اغلب عناصری از سبک‌های مختلف را ترکیب می‌کند تا ظاهری تازه و منحصر به فرد ایجاد شود.
    • صنعتی: طراحی صنعتی از کارخانه‌ها و انبارها الهام می‌گیرد. این سبک ترکیبی از مواد خام، ساختارهای در معرض (Exposed)، و حس اصالت است.
    • بوهمی: طراحی بوهمی با رویکردی آزادانه و التقاطی مشخص می‌شود. دارای رنگ‌های پر جنب و جوش، الگوهای لایه‌ای و ترکیبی از روندهای جهانی است.
    نتیجه‌گیری

    طراحی داخلی یک زمینه پویا است که از ریشه‌های باستانی خود تکامل یافته و به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره ما تبدیل شده است. اهمیت آن در ایجاد فضاهای کاربردی و زیبایی‌شناختی بسیار بالاست. عواملی مانند فضا، بودجه، عملکرد، ترجیحات مشتری، و گرایش‌های طراحی، زمینه آن را شکل می‌دهند و طیف وسیعی از سبک‌ها را متناسب با سلیقه و نیازهای فردی امکان‌پذیر می‌سازند. چه سادگی مینیمالیستی یا ظرافت همیشگی طراحی سنتی، یا ظاهر نوآورانه فضای داخلی معاصر را ترجیح دهید، دنیای طراحی داخلی همیشه چیزی برای ارائه دادن دارد. بنابراین، اگر می‌خواهید فضای خود را متحول کنید، تاریخ غنی، اهمیت و سبک‌های متنوع طراحی داخلی را در نظر بگیرید تا محیطی قابل توجه بسازید.

IMG_8585-9 (1)

بدنت رو تکون بده!

ببنید، همه می دانند که ورزش و تحرک بسیار مهم است. همانطوری که خوردن سبزیجات هست. ولی اگر شما دلیل دیگری لازم دارید تا ضربان قلبتان را افزایش دهید و ماهیچه هایتان را به کار بیاندازید، ما در این مطلب به شما شش دلیل می گوییم که چطور ورزش کردن، بدن، ذهن و روحتان را بهبود می دهد.

بدن

نرمش نرمی می آورد

اگر شما عموما موقع نشستن و بلند شدن در حال ناله اید، احتمالا با درد مفاصل روبرو هستید. خبر خوب اینکه حرکت و ورزش، باعث ایجاد مایع مفصلی شده که منجر به نرم شدن محل اتصال مفاصل می شود. این مایع همچنین به عنوان لایه ای اطراف مفاصل، با افزایش مواد مغذی باعث می شود تا در همه جای بدنتان حس خوبی داشته باشید.

حالا که صحبت از درد مفاصل است

جدا از مزایای مایع مفصلی دراطراف محل اتصالات، آیا می دانستید که عضلات قوی تر  می توانند کمک بیشتری به تعادل مفاصل کنند؟ برای مثال، هنگامیکه عضلات پشت پا و زردپی شما قوی باشد، به زانو کمک بیشتری می کند و فشار را از روی نواحی که با افزایش سن باعث ایجاد ناراحتی می شود، کم می کند.

ذهن

بله، علم

ورزش میزان تولید هورمون "حس خوب" در مغز را افزایش می دهد. عملکرد ایندورفین در مغز مثل مورفین است؛ باعث می شود فرد هیجان و شعفی را تجربه کند که اثرش تا مدت ها پس از پایان ادامه یابد. ایندورفین به صورت منظم باعث می شود تمرین ورزشتان راحت تر باشد، چون در انتهای روز، کسی هست که دلش نخواهد حس خوبی داشته باشد؟

خدانگهدار استرس

همان ایندورفین هایی که هنگام فعالیت ترشح می شوند، می توانند به عنوان مسکن درد عمل کنند و نیز به کیفیت خواب کمک کنند. این ها عوامل مهمی در میزان اضطراب کلی یک فرد و توانایی او در حل مشکلات هنگام برخورد با موانع دارد. نشان داده شده که ورزش ایروبیک میزان ترشح هورمون های اصلی استرس، شامل آدرنالین را و کورتیزول را کاهش می دهد.

روح

ما با همدیگر بهتریم

یکی از "مزایا" ی جامعه ی مدرن این است که نیاز به ارتباط با انسان ها در دنیای واقعی را کم می کند. از شلوغی صف بلیط بدتان می آید؟ آنلاین سفارش دهید. از همکارانتان کلافه شده اید؟ از راه دور کار کنید. مشکل اینجاست که همه ی این کناره گیری ها افسردگی را افزایش می دهد. تعهد به تحرک و ورزش مردم را مجبور می کند از خانه هایشان بیرون بیایند و وارد فضاهای عمومی شوند که می توانند افرادی که از لحاظ ‌ذهنی شبیه شان هستند را ملاقات کنند.

زمان ارتباطات

گاهی به نظر می رسد که زمان، اندک ترین منبع است. ساعت های زیادی در محل کار، ارتباط با دوستان و خانواده، گذراندن زمان با فرزند، یاد گرفتن یک مهارت تازه و خیلی کارهای دیگر صرف می شود. بهتر نیست با یک تیر دو یا چند نشان بزنیم؟ مثلا قرار ناهار با دوست را تبدیل به قرار ورزش در تایم ناهار کنید؛ این کار شما را سرشار از انرژی، قوی و در ارتباط می کند. زمان زیادی برای شریکتان ندارید؟ یک کلاس وزش مشترک ثبت نام کنید، تفریح کنید و ضربان قلبتان را بالا ببرید.

توانستیم متقاعدتان کنیم؟ هیچموقع برای شروع ورزش دیر نیست.

منبع

www.yogasix.com

clique-images-547959-unsplash

با چربی های اضافه چه کنیم؟

برای زدودن چربی های اضافی که در قسمت میان تنه تجمع می کنند و نیز تقویت عضلات شکمی، باید از حجم غذای چربی که روزانه مصرف می کنید بکاهید. مطالعات انجام شده نشان می دهد که چربی هایی که همراه با غذاهای پر چربی مصرف می شوند به تجمع در منطقه شکم تمایل دارند؛ فرآیندی که موجب چاق شدن می شود.خلاص شدن از شر این چربی های اضافه کار ساده ای نیست، چون شکل زندگی امروزی با همه آسایش و پیشرفت های فن آوری- از حجم فعالیت هاس روزانه ما به شدت کاسته است.

بنابراین رژیم غذایی شما باید مبتنی بر واقعیت ها باشد. درحال حاضر رژیم غذایی اکثر افراد حاوی بیش از 40 درصد چربی است که کارشناسان تغذیه معتقدند که حداقل 10 درصد این میزان اضافی است. آن دسته از رژیم های غذایی که حاوی مقادیر زیادی چربی هستند، ارتباط مستقیمی با بیماری های قلبی،دیابت،چاقی،و سایر عوارض جدی برای سلامتی انسان دارند. شما می توانید با ایجاد تغییراتی در رفتارهای تغذیه ای خود و مصرف غذاهایی که در زیر توصیه می شود، چربی کمتر و در عین حال غلات کامل،سبزیجات و میوه بیشتری مصرف کنید.

غذاهای شما باید عمدتا غذاهایی باشند که میزان فیبر و هیدرات های کربن آنها زیاد باشد، از جمله نان تهیه شده از آرد کامل، سیب زمینی، غلات و برنج قهوه ای. مصرف سبزیجات و میوه شما احتمالا باید بسیار بیشتر از میزان فعلی آن باشد- حداقل پنج وعده در روز- به علاوه شما باید حبوبات خشک و دانه های خوراکی که از منابع سرشار و ارزان فیبر و پروتئین به شمار می روند، به غذاهای روزانه خود بیافزایید.

همچنین شما باید میزان گوشت مصرفی خود را به حدود یک کیلوگرم در هفته کاهش دهید. تنها گوشت بدون چربی بخورید و عمده گوشت مصرفی خود را از گوشت سفید نظیر گوشت مرغ تامین کنید و مقدار بیشتری ماهی به رژیم غذایی خود بیفزایید. به ویژه ماهی هالی روغن داری مثل ماهی تن، سالمون و ساردین.

از نظر لبنیات نیز توجه داشته باشید که بیش از 16 اونس در هفته مصرف نکنید و پنیر کم چربی حدود 100 گرم بخورید، اما مطمئن شوید که با خوردن فراوان ماست، کلسیم لازم را به بدن خود می رسانید.

غذاهای چربی دار را در حد بسیار کم مصرف کنید، به ویژه مواد خوراکی مانند کره که دارای چربی اشباع شده فراوان هستند، اما مصرف چربی های اشباع نشده و روغن هایی نظیر روغن زیتون در حد تعادل اشکالی ندارد.

همیشه چند نوع سبزی منجمد شده نظیر گل کلم، اسفناج یا سیب زمینی را که بتوان به سرعت آنها را جوشاند یا در مایکروفر قرار داد در دسترس داشته باشید. در این صورت همیشه می توان غذاهای مغذی کم چربی و سرشار از کربوهیدرات ها را فورا تهیه کرد.

ذخیره مواد غذایی

اگر مواد غذایی اصلی را در خانه داشته باشید، هرگاه که بخواهید می توانید با آنها یک غذای کم چربی سرد یا گرم فوری را تهیه کنید. وعده غذایی شام شما را می تواند یک پیتزای تهیه شده از نان کامل، بیسکوییت های تهیه شده از آرد کامل، کره بادام زمینی، شیر، سوپ سبزیجات با گل کلم فراوان و افزودن مقداری پنیر پارمزان بر آن، ساندویچ ماهی تن یا سوپ سیب زمینی و غلات سبوس دار به همراه موز و کشمش، تشکیل دهد.

منبع

getridoftheextrafat by Janeth Mayslota, Diora Michales, translated by Mahmoud Mazinani

IMG_8956-9

رنگ آمیزی طبیعت؛ جنگجوی ژاپنی

ماهی کوی ژاپنی برای سده ها همواره جذاب و انگیزه بخش بوده است. به خاطر زیبایی فیزیکی و رنگارنگشان به آنها "جواهرات زنده" و "گُل های شناور" هم می گویند. آن ها همچنین از لحاظ سمبل شناسی، به خصوص در فرهنگ های آسیایی بسیار پراهمیت و غنی اند. نام "کوی" ژاپنی است، اما این ماهی خیره کننده در فرهنگ های شرق آسیا، ایران باستان و چین نیز ریشه دارد.

اندازه ی این ماهی ها می تواند بسته به محیط زندگی متغیر باشد( در برکه های ژاپن کوی هایی دیده می شوند که گاها به اندازه ی یک انسان متوسط نیز می رسند). کوی ها با رنگ ها و نقش های درخشانی مزین اند که گویی با آبرنگ، هر کدام به یک طرح و رنگ، نقاشی شده اند. رنگ های کوی، نارنجی، زرد، نقره ای، قرمز، مشکی،سفید، طلایی و ترکیب این رنگ ها در الگوهای مختلف با یکدیگر است.

اما ماهی کوی چیست؟ چرا اهمیت دارد؟ چگونه طبیعت توانسته است هر ماهی را اینگونه متفاوت، منحصر به فرد و دل فریب نقاشی بکشد؟ معانی این ماهی چیست؟ آیا می توان بالاخره به زندگی میرای ماهی های قرمز عید پایان داد و یک ماهی خیره کننده، پر از معانی زندگی بخش و با طول عمر زیاد را بر سر سفره ها جای داد؟

ریشه یابی و سمبل شناسی ماهی کوی

کلمه ی " کُوی" در زبان ژاپنی از ریشه ی کلمه ی کارپ به معنای ماهی کپور می آید. این طور باور شده است که 2000 سال پیش، ماهی کپور از اوراسیا به چین و کره به عنوان ماده ی غذایی آورده شده است. کپور ماهی جان سختی است که تحمل زنده ماندن در مسافت های طولانی را دارد که این ویژگی باعث شد تا به سرزمین های دوردست برسد. حدود هزار سال بعد این ماهی از چین وارد ژاپن شد. واژه ی کوی در واقع در زبان ژاپنی همان کپور است که میان مزرعه داران ژاپنی بسیار محبوب شد و آنها را در برکه های مزارع خود نگه می داشتند و به عنوان ماده غذایی از آن بهره می بردند.

کوی رنگارنگ

هر موجود زنده ای اگر برای مدت طولانی در محیط تازه ای زندگی کند و پرورش یابد دستخوش تغییر می شود. بعد از سالیان دراز از ورود کوی به مزرعه ها و برکه های ژاپن، مزرعه داران ژاپنی شروع به دیدن تغییراتی در رنگ ماهی ها کردند. انگار به یکباره روی ماهی ها رنگ های درخشان و متفاوتی ریخته شده بود. مزرعه داران این ماهی های رنگی را جدا از باقی کپور ها نگه داشتند و به عنوان خوراکی مصرف نکردند و به عنوان سرگرمی و لذت بصری آنها را پرورش دادند.

کوی تا امروز

از اوایل دهه 1900 ماهی کوی به عنوان یک سرگرمی در ژاپن باب شد که نتیجه ی آن معرفی کوی به دنیا بود. مسافرانی که به ژاپن سفر می کردند این ماهی های رنگارنگ و زیبا را به نقاط مختلف دنیا بردند، آن ها را پرورش دادند و به عنوان سرگرمی و مدیتیشن از آن بهره بردند. در حال حاضر 13 نژاد کوی با رنگ ها و خال های متفوت وجود دارند که همگی با نام کلی " نیشیکیگوی" شناخته می شوند، اما هر گونه و خال، نام خاص خود را دارد.

ماهی کوی سمبل چیست؟

برای اینکه بتوانیم مفهوم و نشانه های موضوعی ماهی کوی در فرهنگ ژاپن و چین را بشناسیم بهتر است نگاهی به افسانه ها و حکایات در این باب داشته باشیم.

دروازه ی اژدها بر رود زرد

طبق افسانه های چینی مکانی وجود داشته است به نام دروازه ی اژدها که روی آبشار رود زرد قرار داشته است. ماهی های کوی رودخانه را خلاف مسیر آب به سمت بالا شنا می کردند و تا به دهانه ی آبشار برسند. با وجود اینکه ماهی های بسیاری تلاش می کردند، اما تعداد کمی ماهی به اندازه کافی شجاع بودند که آبشار را به بالا بپرند. اگر یک ماهی کوی بتواند سفرش را در دروازه ی اژدها بالای آبشار به پایان رساند، تبدیل به اژدهایی قدرتمند می شود. در فرهنگ ژاپن و چین، اژدها نماد قدرت والاست. کسی که بتواند در آزمایش های سخت ثابت قدم بماند، می تواند بلندترین اهداف خود را به حقیقت برساند.

در پایین به برخی معانی، افسانه ها، کیفیت و نشانه شناسی ماهی های کوی اشاره می کنیم:

مقاومت و پایداری

ماهی کوی با قابلیتش در نوردیدن جریان آب و بالا رفتن به سمت آبشار تا رسیدن به مقصد، شناخته شده است. این موجودات، جنگجویانی مصمم هستند که هرگز ناامید نمی شوند.

دارایی و فراوانی

کوی ها همچنین با پیشرفت های مالی و موفقیت در ارتباط اند. کوی های بزرگ تر گران قیمت هستند. فرم های ظریف و برازنده، و رنگ های درخشان آنها غنا و ثروت را می رساند.

شانس

کوی در فرهنگ های آسیایی نماد طالع خوش و شرایط خوشایند است. باور شده است که این ماهی کمک می کند انرژی های مثبت به سمت شما و خانواده تان کشیده شود.

شجاعت

در کنار زیبایی شان، ماهی های کوی برای شجاعت بالایشان شناخته می شوند. آنها در مواجه چالش ها سرشان را بالا می آورند و عقب نمی کشند. بر موانع  فائق می آیند و می رسند.

استحکام خانواده

در فستیوال های ژاپنی از کوی به مفهوم  انرژی مثبت در ارتباط با خانواده و پیشرفت استفاده می شود. رنگ های خاصی از کوی، نشانه ی هر یک از افراد خانواده است. آنها همچنین نماد یکپارچگی، هارمونی و وحدت هستند.

دگرگونی

افسانه ای از چین کهن داستان ماهی کوی را می گوید که چگونه آبشار رود زرد را درنوردید، به دروازه ی اژدها رسید و تبدیل به اژدها شد.

کوی نمایانگر چرخش، رشد و دگردیسی است.

بی همتایی و عدم مطابقت

کوی این ویژگی را دارد که در جمع جلوه کند. طبیعت مصمم این ماهی ها تجسم بروز خلاقانه ی خود و نیز روحیه جنگجویانه را دربر می گیرد.

مفهوم بودایی

ویژگی ها و کاراکتر ماهی کوی همچنین تبدیل به سمبل های بودایی شده است. می توان اینگونه بیان کرد که انسان باید راه خود را در میان آب های فریبنده ی رنج باز کند، همانند کوی که همواره با روش های خودش در برابر سختی های اکنون می جنگد.

ماهی کوی

رسالت بودیساتوا این است که همواره روی هدف روشنگری متمرکز بماند، با وجود آب های متلاطم اطراف. سنگ محک سرشت بودا همیشه هست، و کوی ما را به قابلیت متمرکز ماندن و موفق شدن با وقار و استایل تشویق می کند.

ماهی کوی تجسم یک زیبایی آرام و رمزآلود است که هر دو آرامش بخش و انگیزنده و جذاب است. بگذارید تا ماهی کوی الهام بخش برای کِشت کردن ویژگی های بیشمار مثبت خود در شما باشد.

منابع

www.blog.buddhagroove.com

www.everything-ponds.com

www.koi-pond-guide.com

 

dane-wetton-1426717-unsplash

یوگا برای همه

گاهی اوقات ما تعجب می کنیم که چطور هنوز همه ی مردم یوگا نمی کنند. آیا نباید همه این تمرین تغییر دهنده ی زندگی را انجام دهند؟ بعضی ممکن است بگویند که یوگا برای همه مناسب نیست. اما ما کاملا مخالف این حرف هستیم. اهمیتی ندارد به دنبال چه چیزی هستید. هر آنچه بخواهید را در یوگا پیدا خواهید کرد.

قطع شدن برای وصل مجدد

در یک ساعت گذشته چندبار گوشی تان را چک کرده اید؟ اگر کسی از شما بخواهد که گوشی تان را برای شست دقیقه کنار بگذارید و نگاه نکنید، آیا می خندید و می گویید "آها" ؟

ولی آیا یک بار هم در طول کلاس یوگا این کار را کرده اید؟ می توان با امیدواری گفت نه!

جامعه ی امروز ما اینطور طلب می کند که ما همیشه در حال رفتن هستیم،همیشه متصلیم و همیشه در دسترس. این از خیلی جهات خوب است، اما می تواند طاقت فرسا نیز باشد. یوگا به ما این امکان را می دهد که برای مدتی از دنیای اطراف خود دور شویم تا مجددا شارژ شویم و به بدن و ذهن خود اتصال یابیم.

بدن قوی = ذهن آرام

ما همه راجع به مزایای ذهنی که از هر گونه ورزش دریافت می کنیم اطلاع داریم. چه می خواهد دویدن باشد، چه کوهنوردی، دوچرخه، وزنه برداری، فرقی نمی کند. اما زمانی که شما در حال دویدن هستید، احتمالا می خواهید به چیز دیگری جز دویدن فکر کنید و با یک پادکست یا موزیک ذهن خود را دور کنید.

اما در مورد یوگا اینطور نیست. وقتی در حال انجام پوزیشن جنجگو 2، واقعا از قرارگیری پاهایتان آگاهید، از ماهیچه های پاهایتان، نفس کشیدن و حتی حالات چهره. با ساختن و قوی کردن این ارتباط ذهن-بدن، مزایای آن را درست تر می بینیم.

برای رفع تنش ثبت نام کنید

در کنار کسانی که در باشگاه ورزش های مختلف سنگین می کنند، کسانی هستند که می خواهند ریلکس کنند و آرام شوند و ذهنشان را در ارتباط کامل با بدنشان قرار دهند. حتما این را شنیده اید که یوگا کاهش دهنده ی استرس است و به عنوان درمان برای مراجعانی که اضطراب دارند، توسط پزشک تجویز می شود.

پرسشی نیست. وقتی از کلاس یوگا خارج می شوید، بدون شک آرام تر هستید و در ترافیک صبور تر و در برخورد با همکارانتان ملایم تر..

راهی ساده تر برای مدیتیشن

مدیتیشن و آگاهی ذهن تمام چیزی است که الان در زندگی سالم مطرح است. اما مدیتیشن عادت ساده ای نیست که به آن متعهد ماند. تنها فکر ثابت نشستن و نفس کشیدن بدون پرت شدن حواس، بعضی از ما را بی قرار می کند. اما یوگا خود می تواند فرمی از مدیتیشن باشد. ارتباط تنفس با حرکت از انواع نیرومند مدیتیشن در حرکت است و همان کارایی نشستن برای بیست دقیقه را دارد.

علاوه بر این، کمی یوگا، مدیتیت کردن را ساده تر می سازد. وقتی عضلاتتان را کشیدید و رها کردید و ذهنتان را آرام ساختید، راحت تر می توانید بنشینید و بدون حرکت نفس بکشید.

بهبود، درمان، و جلوگیری از آسیب

بیشتر ورزشکاران حرفه ای به صورت منظم یوگا می کنند. یوگا قدرت، تعادل، انعطاف پذیری، تحرک، دوام و هر چیزی که برای یک ورزشکار به شدت مهم است را ارائه می کند.

اما حتی ورزشکاران غیر رسمی هم هنگام بازیابی پس از صدمه به یوگا روی می آورند و سپس آن را برای جلوگیری از صدمات احتمالی آینده ادامه می دهند.

ما همچنین این را هم می دانیم که کسانی که خیلی فعال نیستند، با نشستن زیاد و خیره شدن به صفحه نمایشگر، در معرض خطر هستند. انجام حرکات کششی و ابتدایی یوگا می تواند این افراد را به انجام حرکات کوتاه پشت میز وادارد که برای دقایقی می تواند ذهنتان را ساکت کند.

این فقط یک سطح ابتدایی از مزایایی که یوگا بر همگان دارد بود. یوگا اعتماد به نفس را بالا می برد، خواب شب را بهتر می کند، و به ما انرژی ای می دهد که ما را کمک می کند سالم زندگی کنیم.

یوگا کنید

منبع

www.yogasix.com/yoga-for-everyone

bekir-donmez-335320-unsplash-300x300

ریشه های یوگا

تمرینات غربی یوگا اساسا بدنی است، اما در رسوم هندی یوگا، ورزش بدنی جزئی از این تمرین چندبُعدی است که مرکزیت فکری و روحی دارد.

وجود یوگا می تواند به هزاران سال قبل برگردد، اما نقاط کلیدی وجود دارد که یوگای امروز را به ما رسانده است.

بیشتر مقاله ها در این زمینه وارد جزئیات بسیار دقیق در تاریخچه می شوند، که بسیار خوب است، اما اگر بدنبال یک منبع سریع و راهنمای تمرینات یوگای امروزی هستید، همینجاست.

تاریخچه ی یوگا در یک پاراگراف

یوگا مجموعه ای از تمرینات بدنی،ذهنی و روحی است که به عنوان یک عادت کهن و ورزش باستانی ریشه در 3000 سال پیش از میلاد در هند دارد. فیگورهای حکاکی شده با سنگ از وضعیت های یوگا را می توان در دره ایندوس حالت ها و تمرین های اصلی یوگا را به تصویر می کشد. نظریه های بسیاری از اینکه یوگا چه زمانی شروع شد وجود دارد. در ریگ ودا به آن اشاره شده اما به احتمال زیاد گسترش آن مربوط به قرن پنج و شش قبل از میلاد است.

 یوگا به گونه ای گسترش یافت که راهی شد برای رسیدن به هارمونی میان قلب و روح در مسیر روشنگری روحی. در طول این مسیر کشف شد که یوگا در درمان بسیاری از بیماری ها  مانند دیابت و فشار خون بالا سودمند است و آسیب های فیزیکی و دردهای مزمن را نیز بهبود می بخشد.

چند نوع یوگا وجود دارد

انواع گوناگونی از مکتب ها، تمرین ها و هدف ها در هندوئیسم، بودیسم و جینیسم وجود دارد. از میان شناخته شده ترین آن ها می توان هاتا یوگا و راجا یوگا را نام برد.

دقیقا تفاوت هاتا یوگا و راجا یوگا چیست

راجا یوگا مثل جد هاتا یوگا است. راجا یوگا مسیر ملوکانه یوگاست. کلمه ی راجا یعنی پادشاه و راجا یوگا به معنای یوگای سلطنتی است. در این نوع یوگا راه هایی وجود دارد که شخص با انجام دادن آنها به کنترل و انضباط ذهن دست می یابد. با انجام دادن این تمرین ها مهارت های ذهنی فرد افزایش پیدا می کند و میزان دقت، تمرکز، اراده،حافظه و سایر توانایی های ذهنی فرد تقویت می شود. در راجا یوگا مراحلی وجود دارد که شخص با انجام آنها ذهن بی قرار خود را در آرامش و صلح درونی مستقر می کند. این مراحل عبارتند از کناره گیری حواس، تمرکز فکر، مراقبه و یکی شدن.

هاتا یوگا معروف به یوگای بدنی از دو واژه ی “ها” به معنی خورشید و “تا” به معنی ماه تشکیل شده است. ماه و خورشید به ترتیب سمبل انرژی های منفی و مثبت بوده و هدف هاتا یوگا وحدت و هماهنگی بین این دو انرژی متضاد در بدن می باشد. هاتا یوگا نیز، مشابه بسیاری از مکاتب فلسفی معتقد است که جهان بر اساس اصل تضاد پایه گذاری شده و این عقیده به طور آشکار در تمرینات و فلسفه این مکتب نمود یافته است. در هاتا یوگا از حرکات بدنی یا اسانا، تکنیک های تنفسی یا پرانایاما و مدیتیشن یا مراقبه استفاده می شود که باعث می شوند تا سلامت فرد بهتر شده و به بُعد معنوی خود نزدیکتر شود. هاتا یوگا شخص را قادر می سازد بوسیله تمریناتی بر مقاومت طبیعی خود افزوده و سلامتی را در حیطه ی جسم و ذهن تجربه کند و بر واکنش های عصبی غیرارادی خود کنترل و تسلط داشته باشد.

انواع دیگر یوگا چیست

در واقع شش نوع اصلی وجود دارد، اما هاتا و راجا شناخته شده ترین آنها هستند. این شش گونه هاتا، راجا، باکتی، کارما، گیانا و آشتانگا است که هر کدام منحصر به فرد است و تعالیم و اهداف خاص خود را دارد.

منابع

www.yogasix.com/history-of-yoga

www.kanoon-yoga.com

www.yoga-mojezaman.com

Cookingmain3

آشپزی به مثابه یک روش درمانی

صدای جلز و ولز کَره در ماهیتابه، صدای قل قل آب جوش، صدای ساییدن دانه های فلفل سیاه؛ همگی صداهای آرامش بخشی هستند که از آشپزخانه به گوش می رسند. ولی آیا هرگز واقعا به آنها توجه کرده اید؟ برخی از آرامش بخش ترین اوقات روز، ساعاتی هستند که برای آشپزی کردن صرف می کنیم. اما افراد به ندرت به لذت بردن از این تجربه توجه می کنند. بدون شک خوردن یک غذای خوشمزه با طعم خوشایند و جدید، تجربه ی لذت بخشی است؛ اما فرایند آماده کردنش چطور؟

آشپزی به مثابه یک روش درمانی

رسیدن به ذهن-آگاهی (یا به تعبیری حضور در لحظه) از طریق آشپزی، ایده ایست که به تازگی در علم روان درمانی هواداران زیادی پیدا کرده. هم محققین علمی و هم متخصصین ذِن و مراقبه، در مورد تاثیرات مثبت این روش بر سلامت روحی-روانی توافق دارند. وقتی مشغول آماده کردن هر نوع غذایی هستیم، برای تغذیه ی خودمان زحمت می کشیم و به مغز و بدنمان اطمینان می دهیم که انرژی در راه است! تمرکز، ذهن-آگاهی و هدفمندی ای که در این فرایند وجود دارد، ذهن شلوغ ما را آرام کرده و تسکین می دهد. در ادامه هشت دلیل اصلی که برای این ادعا مطرح شده را با شما در میان می گذاریم.

1. آشپزی آرامش را افزایش می دهد.

دکتر میهای چیکسنتمیهایی[1]، استاد دانشگاه شیکاگو، بعد از بیست سال مطالعه در این زمینه به این نتیجه رسید که آشپزی به عنوان یک خصیصه ی بنیادین انسان، توانایی ما برای اندیشیدن و حفظ آرامش را تقویت می کند. بر اساس تحقیقات بلند مدت او، آشپزی یکی از لذت بخش ترین فعالیت های روزانه برای اکثر افراد است و در این فهرست، تنها فعالیت هایی چون معاشرت با عزیزان و غذا خوردن بالاتر از آشپزی قرار می گیرند.

شاید دنیای بیرون پر از نگرانی و مشغله و دغدغه باشد، اما هنگامی که در خانه ی خود مشغول آشپزی هستیم، افکار سازنده و آرامش بخش در ذهنمان جاری می شود. نه بحثی، نه جدلی، نه دعوایی، هیچ درگیری و تقابلی وجود ندارد! در آشپزخانه آرام تر هستیم. یک نفس عمیق بکشید، تلویزیون را خاموش کنید، مشغول آماده کردن یک غذا شوید و از فرایند آشپزی لذت ببرید!

2. آشپزی کردن شکلی از مراقبه است.

آشپزی ترکیب متعادل و سازنده ای از چالش و آرامش را برای ما ایجاد می کند. جولیا اوهانا[2]، مددکار اجتماعی سرشناس و باتجربه، عقیده دارد که آشپزی با ایجاد چالش ذهنی از یک طرف و فراهم کردن تغذیه از طرف دیگر، تاثیرات روان شناختیِ مثبتی بر ذهن انسان می گذارد.

وقتی به شکلی خوشایند غرقِ چالشی می شویم که نتیجه ای بنیادی و لذتبخش (مثلا یک غذای خوشمزه) در پی دارد، بدنمان به آرامی وارد حالتی شبیه به مراقبه می شود. وقتی با ذهن-آگاهی و حضور در لحظه مشغول آشپزی هستیم، کاملا در این فرایند نشاط آور غرق می شویم.

بدیهیست که با قرار دادن یک غذای نیمه آماده در مایکروفر، چنین احساسی را تجربه نخواهیم کرد. در عوض، پخت یک غذا را از مرحله ی صفر آغاز کنید، و واقعا به این فکر کنید که چه چیزی می توان به غذا افزود تا خوشمزه تر شود. شاید مقداری زرچوبه همان چیزی باشد که رایحه ی غذا را خوشایندتر می کند، یا شاید اضافه کردن چند قاشق آبلیمو طعم خاص تری به غذایتان ببخشد. هر ادویه یا ماده ی خوراکی ای که دوست دارید می توانید استفاده کنید، مهم اینست که خوب در موردش فکر کنید و آگاهانه تصمیم بگیرید.

3. با آشپزی کردن بیشتر لبخند خواهید زد!

این موضوع اثبات شده که به خرج دادن خلاقیت در شب، باعث می شود روز بعد بیشتر لبخند بزنید. طی تحقیقی که نتایجش در نشریه ی «روانشناسی مثبت گرا»[3] به چاپ رسید، محققین دریافتند آنهایی که شب قبل از یک روز کاری، به فعالیتی خلاقانه مثل آشپزی مشغول می شوند، نسبت به بقیه پرانرژی تر و مشتاق تر هستند. در واقع فعالیت های خلاقانه، مغز ما را در ساعات غیرکاری آماده و روغن کاری شده نگه می دارد!

شاید احساس کنید بعد از یک روز سخت کاری، ترجیح می دهید روبروی تلویزیون لم بدهید و کاری نکنید، اما اگر کمی وقت برای آشپزی بگذارید، مغزتان سرحال و آماده و خلاق می شود. بعد از یک روز کار و تلاش، مغز انسان خسته است، در این تردیدی نیست. اما همانطور که پس از هشت ساعت نشستن پشت میز، کمی نرمش به سلامت عضلات بدن کمک می کند؛ انجام فعالیتی خلاقانه بعد از یک روز کارِ روتین و تکراری هم باعث می شود احساسات و افکار مثبت تری داشته باشیم.

4. آشپزی محیطی کم تنش فراهم می کند.

همانطور که پیاده روی یا حرکات کششی باعث کاهش تنش جسمی می شود، کشیدن چند نفس عمیق و آماده کردن یک وعده غذا در محیطی آرام، به آسایش بدن و رها شدن از گرفتگی های عضلانی که بر اثر استرس و فشار روانی ایجاد شده اند کمک می کند.

تحقیقات پیرامون تاثیر آشپزی بر ذهن که در نشریه ی بریتانیایی «کاردرمانی»[4] به چاپ رسیده نشان می دهد که افراد شرکت کننده در نظرسنجی های این تحقیقات، همگی محیط آشپزخانه را فضایی خوشایند می دانند. به عقیده ی آنها، آشپزی فعالیتی عاری از فشار است و در نتیجه حالشان را بهتر می کند. عامل اصلی این موضوع، ماده ای به نام سروتونین است که فعالیتش در مغز انسان باعث احساس آرامش و تمدد اعصاب می شود.

آشپزی غیرحرفه ای باعث آرامش و کاهش تنش می شود، چون نه ضرب العجل زمانی دارد و نه پیشرفت شغلیتان به آن وابسته است؛ بنابراین می توان واقعا از آن لذت برد. شاید کودکی داشته باشید که ترجیح می دهد به جای خوراک لوبیا، پیتزا روی میز باشد! اما آنچه اهمیت دارد فرایند پختن غذاست. در ضمن همه مان می دانیم که فرزندانمان ته قلبشان هر چه برایشان پخته باشیم را دوست دارند.

5. آشپزی کردن به ما مهارت می آموزد.

دستپختتان خوب نیست؟ چه بهتر! تلاش برای آماده کردن غذایی خوشمزه، صورت مسئله ای به مغز می دهد که نقادانه در موردش تفکر کند و باعث می شود بر روی تحلیل کاری که مشغول انجامش هستیم تمرکز کنیم. در تحقیقِ دانشمندان بریتانیایی که پیشتر به آن اشاره کردیم، شرکت کنندگان هنگامی که تحت فشار نبودند، توانایی بیشتری برای تفکر نقادانه داشتند و بهتر روی آشپزی کردنشان متمرکز می شدند. هنگامی که با آگاهی و تفکر، یک دستورالعمل تهیه ی غذا را دنبال می کنیم و با تغییرات خلاقانه آن را طبق سلیقه ی خودمان بهبود می دهیم، سلول های عصبی که در ایجاد آرامش ذهنی نقش دارند به کار می افتند و ذهنمان را آرام می کنند. در این حالت ما احساس می کنیم که هم مشغول یادگیری هستیم و هم از فعالیتی که در حال انجامش هستیم لذت می بریم.

احساس خستگی و بی انگیزگی امری طبیعیست که هر انسانی آن را تجربه می کند. این حس بخشی جدایی ناپذیر از زندگی انسان است. با این وجود، باید مغزمان را تمرین دهیم. لازم نیست حتما یک آشپز حرفه ای سرشناس باشید. وقتی ببینید ایده هایی که در ذهن دارید چطور می تواند یک غذای تکراری را خوشمزه تر کند غافلگیر خواهید شد. آشپزخانه مکانی برای خلاقیت است و کمک می کند که ذهنمان خلاق تر و فعال تر باشد.

6. آشپزی اعتماد به نفس را بالا می برد.

 

این حقیقت اجتناب ناپذیر است که نتیجه ی آشپزی ممکن است موفقیت آمیز نباشد. ممکن است کلوچه ها بسوزند، برنج شفته شود، خوراک ته بگیرد؛ اما همین هم جزو زیبایی های آشپزیست. از طریق آزمون و خطا، به دستورالعل هایی برای تهیه ی غذا خواهیم رسید که شاید تا نسل ها بعد در خانواده مان باقی بماند.

به گفته ی محققینی چون دکتر «الیزابت آن مک کی»[5] و «لزلی هیلی»[6]، آشپزی باعث تقویت رویکردهای مثبت در انسان می شود. آنها می گویند آشپزی فعالیتی خلاقانه است که وقتی به نتیجه می رسد در فرد احساس موفقیت و مفید بودن ایجاد می کند.

برای آنکه سرسخت و پرطاقت شویم، باید فرایند دشواری را طی کنیم. معمولا، تنها از طریق شرایط پرفشار و دشوار است که انسان سرسخت و پرطاقت می شود. اما آشپزی کردن هم می تواند به ایجاد این ویژگی ها در انسان کمک کند.

پخت یک غذای کاملا جدید را امتحان کنید، به بازخوردهای آن دقت کنید، نظراتی که دریافت کردید را اعمال کنید و نتیجه را دوباره بررسی کنید.

7. آشپزی تمرکز را افزایش می دهد.

اینکه بعد از یک روز کاری سخت و طولانی روی مبل لم بدهیم و به تلویزیون خیره شویم کار لذتبخشی است؛ در این بحثی نیست! اما بیایید کار جدیدی را امتحان کنیم! آشپزی همراه با ذهن-آگاهی و حضور در لحظه، روشی ارزشمند و قابل لمس برای پر کردن اوقات است که به گفته ی محققان، تمرکز را افزایش می دهد و کمک می کند تا خارج از آشپزخانه هم کارهای دیگرمان را به شکل بهتری انجام دهیم.

باز هم به موضوع محرک های ذهنی سالم بازگردیم. هنگامی که مغزمان درگیر تولید چیزیست که قرار است از آن استفاده کنیم، مهارت های ذهنی مان تقویت می شود. در واقع با آشپزی کردن، برای انجام دادن هر چه بهترِ وظایفمان در دنیای بیرون از آشپزخانه هم تمرین می کنیم.

شاید در نگاه اول به نظر بیاید که آرامش و تلاش برای رسیدن به یک دستاورد با هم در تضادند. اما آشپزی کردن، هر دوی اینها را در خود دارد. به غذایی که آماده کرده اید افتخار کنید و صد درصدِ توانتان را برای آماده کردنش به کار ببندید. با این کار هم به شکمتان لطف کرده اید و هم ذهنتان را تقویت می کنید!

8. آشپزی حواس را تقویت می کند.

اگر بخواهید با ذهن-آگاهی و حضور در لحظه آشپزی کنید، باید هر ماده ی اولیه را حس کنید، هر ادویه را بو کنید و به هر صدایی دقت کنید. تحقیقات نشان داده که وقتی آگاهانه به این فکر کنیم که ذهنمان روی چه چیز متمرکز شود، حواسمان تقویت می شود و همین کمک می کند که به جای سخت تر کار کردن، هوشمندانه تر کار کنیم.

مانند بیشتر فعالیت های مراقبه ای، آشپزی سر و صدای اضافی ذهن را خاموش می کند، و ما را قادر می سازد که در هر لحظه بر چیزی که واقعا اهمیت دارد تمرکز کنیم. به حسی که نسبت بر هر ادویه یا ماده ی غذایی دارید توجه کنید، و تصور کنید که چه تاثیری در طعم نهایی غذا دارد. چنین کاری بدون شک به تقویت حواستان کمک می کند.

آشپزی کردن فرایندی زمانبر است، و انجامش به شکلی که مثل مراقبه عمل کند آن را چالش برانگیزتر هم می کند. با این حال، عزم و اراده برای رسیدن به یک روش سالم در آشپزی، بسیاری از مزایای انواع مختلف مراقبه را با خود دارد.

البته که قرار نیست تمام آشپزخانه ها به سالن یوگا تبدیل شوند! اما با بهره گرفتن از ایده های مختلف طراحی، می توان آشپزخانه را به فضایی آرامش بخش تبدیل کرد. جایی که در آن غذا می پزید باید به شما حس آرامش بدهد. فارغ از اینکه چقدر در آشپزی مهارت دارید، دفعه ی بعد که می خواهید غذایی بپزید، سعی کنید به این موارد توجه کنید، مطمئن باشید که نتیجه ی مثبتش را فوراً لمس خواهید کرد.

Cov-300x300

استفاده از ماسک پارچه‌ای دست‌ساز برای کمک به کاهش گسترش کووید-19

آیا ماسک پارچه‌ای دست‌ساز از ما در برابر ویروس محافظت می‌کند؟ آیا خرید ماسک پارچه‌ای بهتر از خرید ماسک‌های یک‌بار مصرف است؟ در این مقاله که مستقیماً از وبسایت «سی‌دی‌سی» یا «مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ایالات متحده» ترجمه شده و لینک مقاله‌ی اصلی در انتهای صفحه قرار دارد، مزایا و نحوه‌ی صحیح استفاده از ماسک پارچه‌ای دست‌ساز تشریح شده است.

توضیح سی‌دی‌سی در مورد استفاده از ماسک‌های دست‌ساز

سی‌دی‌سی توصیه می‌کند در مکان‌های عمومی که در آنها حفظ فاصله‌ی اجتماعی دشوار است (مثل فروشگاه‌ها و داروخانه‌ها) مخصوصا در مکان‌هایی که امکان انتقال بیماری در آنها زیاد است از ماسک پارچه‌ای دست‌ساز استفاده شود.

سی‌دی‌سی تاکید می‌کند که استفاده از ماسک پارچه‌ای ساده می‌تواند به کاهش گسترش ویروس کمک کند و باعث جلوگیری از گسترش ویروس توسط افرادی شود که به ویروس مبتلا هستند و خودشان از این امر آگاهی ندارند. ماسک پارچه‌ای ساده (که می‌توان آن را با هزینه و امکانات کم در خانه درست کرد) می‌تواند راهکار مؤثری برای کاهش گسترش ویروس در اجتماع باشد.

ماسک‌های پارچه‌ای را برای این افراد نباید استفاده کرد:

  • کودکان زیر دو سال
  • کسانی که مشکل تنفسی دارند
  • افرادی که هوشیار نیستند
  • افرادی که ناتوان هستند
  • به طور کلی، کسانی که قادر نیستند به تنهایی ماسک را از روی صورتشان بردارند.

 

نکته‌ی بسیار مهم این است که منظور از این ماسک‌های پارچه‌ایِ توصیه شده، ماسک‌های جراحی یا ماسک N-95 نیست. ماسک‌های جراحی و ماسک‌های N-95 تجهیزاتی حیاتی هستند که باید برای پزشکان، پرستاران و سایر افراد شاغل در کادر درمانی باقی بمانند.

ماسک پارچه‌ای را چطور به صورتمان بزنیم؟

ماسک‌های پارچه‌ای باید:

  • به شکل مناسب در دو طرف صورت محکم شوند ولی احساس ناراحتی ایجاد نکنند.
  • با کش یا بند در پشت سر یا پشت گوش‌ها بسته شوند.
  • از حداقل دو لایه پارچه درست شده باشند.
  • جلوی تنفس راحت را نگیرند.
  • قابل شستشو در ماشین لباسشویی باشند بدون اینکه شکل‌شان را از دست بدهند یا آسیب ببینند.

آیا ماسک پارچه‌ای باید مرتبا شسته شود؟

بله. ماسک پارچه‌ای باید به طور مرتب شسته شود. بسته به میزان استفاده از ماسک، میزان این شسشتو متفاوت است.

چطور باید ماسک پارچه‌ای را به شکل صحیح بشوییم یا ضدعفونی کنیم؟

شستشو با ماشین لباسشویی برای تمیز کردن ماسک پارچه‌ای کفایت می‌کند.

طریقه‌ی صحیح درآوردن ماسک پارچه‌ای از صورت به چه شکل است؟

افراد باید مراقب باشند که هنگام درآوردن ماسک از روی صورت، دستشان به چشم‌ها، دهان یا بینی برخورد نکند. بلافاصله پس از درآوردن ماسک دست‌ها را با آب و صابون بشویید یا با ضدعفونی کننده‌های حاوی الکل تمیز کنید.

 

cdc.gov/coronavirus/2019-ncov/prevent-getting-sick/diy-cloth-face-coverings.html

 

مقاله‌ی بالا مستقیما از وبسایت «سی‌دی‌سی» یا «مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ایالات متحده» ترجمه شده، اما سوال دیگری هست که در این مقاله به آن اشاره نشده و به همین دلیل آن را جداگانه در قسمت بعدی قرار دادیم:

آیا ماسک‌های یک‌بار مصرف موثرتر از ماسک‌های پارچه‌ای دست‌ساز هستند؟

تا مدت‌ها پس از شروع همه‌گیری ویروس کرونا، هنوز پاسخ دقیقی به این سوال داده نشده بود و حتی نهادهای بهداشتی معتبر جهان نیز نظرات متفاوت و گاها متضادی نسبت به این موضوع داشتند. اما سرانجام طی تحقیقی که متیو استیمیتز و همکارانش در «موسسه‌ی ملی استاندارد و فناوری ایالات متحده» انجام دادند و در آن از یک روش تصویربرداری جدید برای بررسی میزان گسترش قطرات ریز تنفسی هنگام استفاده از ماسک‌های مختلف استفاده کردند، مشخص گردید که تفاوت بین انواع مختلف ماسک چندان قابل توجه نیست و تمامی ماسک‌ها نقش بسیار مهمی در گسترش ویروس دارند. این تحقیق نشان داد که نحوه‌ی استفاده از ماسک، تاثیر بسیار پررنگ‌تری در پیشگیری از گسترش ویروس دارد تا نوع ماسک. همانطور که پیشتر اشاره شد، ماسک باید به نحوی روی صورت قرار بگیرد که کاملا جلوی دهان و بینی را بپوشاند و به اندازه‌ی کافی محکم باشد تا هوا به جای عبور از بافت ماسک، از اطراف آن خارج نشود.

با در نظر گرفتن اینکه تفاوت در تاثیرگذاری ماسک پارچه‌ای و ماسک یکبارمصرف بسیار جزئی است، یک نکته‌ی مهم وجود دارد که استفاده از ماسک پارچه‌ای را به گزینه‌ی مطلوب‌تر تبدیل می‌کند: تاثیرات زیست‌محیطی.
امروزه دیگر بحران شدید زیست‌محیطی که بشر و کره‌ی زمین با آن روبروست بر کمتر کسی پوشیده است. تمامی متخصصان تاکید دارند که برای غلبه بر آثار فاجعه‌بار این بحران، به تغییرات عمیق و فوری در جنبه‌های مختلف زندگی تمام انسان‌ها نیاز داریم، و یکی از این جنبه‌ها کاهش زباله و پسماند خصوصا پسماندهای پلاستیکی است. برخلاف ماسک پارچه‌ای، ماسک‌های یکبار مصرف همانطور که از نامشان پیداست قابل استفاده‌ی مجدد نیستند و به همین دلیل استفاده از آنها مستلزم تولید حجم بسیار زیادی از پسماندهای پلاستیکی است؛ و به باور متخصصان، تفاوت جزئی که در میزان تاثیرگذاری ماسک‌های پارچه‌ای و ماسک‌های یکبار مصرف وجود دارد نمی‌تواند این جنبه‌ی منفی را توجیه کند. به همین دلیل برای عموم مردم، بهترین گزینه این است که به جای ماسک یکبار مصرف، چند عدد ماسک پارچه‌ای داشته باشند و به شکل صحیح و موثر از آنها استفاده کنند.