B140204-copy-1

هنر خوس‌دوزی؛ بازگشت به ریشه‌های هنر ایرانی

خوس‌دوزی، هنری دیرینه و چشم‌نواز، نمایان‌گر فرهنگ و هنر غنی ایرانی است. این هنر دست، که بخشی از میراث فرهنگی استان هرمزگان و مناطق جنوبی ایران به شمار می‌رود، یادآور داستان‌ها و سنت‌هایی است که نسل‌های مختلف آن‌ را به ارث برده‌اند.

تاریخچه خوس‌دوزی: ریشه‌هایی در گذر زمان

خوس‌دوزی از دوران صفویه رواج یافت و به‌ویژه در بندرعباس و بلوچستان محبوب بود. این هنر، که در آغاز با نخ‌هایی از جنس نقره و طلا شکل می‌گرفت، امروزه با نوارهای نازک پلاستیکی رنگارنگ جایگزین شده است. علی‌رغم تغییر مواد، روح این هنر و زیبایی‌های آن همچنان پابرجاست.

 

پایه‌های هنر خوس‌دوزی

نخ‌های به‌کاررفته در خوس‌دوزی، معمولاً طلایی یا نقره‌ای هستند. این نخ‌های براق و زیبا، ظرافت خاصی به پارچه‌های توری یا مخملی می‌بخشند. استفاده از سوزن «چنایل» برای دوختن بر روی مخمل و تور نیاز به مهارت و تخصص زیادی دارد.

طرح‌ها و نقوش: زیبایی‌شناسی در خوس‌دوزی

طرح‌های متداول در خوس‌دوزی شامل انواع نقوش هندسی، اسلیمی، دانه‌ای و خشتی است. نقوش ستاره‌ای با شش، هشت و دوازده پر، همچنین نقوش کندو عسلی، شش قلب و خشت در خشت، از جمله طرح‌های محبوب به شمار می‌آیند.

 

کاربردهای خوس‌دوزی: فراتر از زیبایی

خوس‌دوزی در ساخت انواع پرده‌های توری، روسری‌ها، چادرهای توری، لباس‌های عروس، جلد قرآن، شلوارها، روتختی‌ها و دیگر اقلام زینتی به کار می‌رود. این هنر، علاوه بر ارزش زیبایی‌شناسی، بخشی از هویت فرهنگی و سنت‌های منطقه‌ای را نیز به نمایش می‌گذارد.

ریشه‌ی هنر خوس‌دوزی

شهرهای جنوبی ایران نظیر هرمزگان، بلوچستان، فارس و کردستان به‌عنوان مراکز اصلی این هنر شناخته می‌شوند. در این مناطق، خوس‌دوزی بخش مهمی از صنایع دستی و بازارهای محلی را تشکیل داده و به‌ویژه میان گردشگران محبوب است.

هنر خوس‌دوزی در آستین

ما در آستین، با هنرمندان و طراحان این هنر زیبای ایرانی همکاری می‌کنیم تا هنر خوس‌دوزی را به نسل‌های آینده منتقل و این میراث فرهنگی را حفظ کنیم.

برند مُروا، مهرنوش شاه حسینی از جمله طراح‌های مطرح در حوزه‌ی خوس‌دوزی آستین به حساب می‌آید.

محصولات برند مُروا روایت‌گر زنان هرمزگان است. تمام آثار مُروا از ابتدا تا انتها توسط زنان هنرمند هرمزگان تولید می‌شود.

خوس‌دوزی؛ میراثی در دستان هنرمندان

خوس‌دوزی، با زیبایی‌های منحصربه‌فرد و غنای فرهنگی خود، نه تنها هنری زیبا بلکه بخشی از تاریخ و فرهنگ ایران است. این هنر، که به دقت و مهارت بالایی نیاز دارد، نشان‌دهنده ذوق و خلاقیت بی‌پایان هنرمندان ایرانی است. امیدواریم تا با انتقال این میراث فرهنگی به نسل‌های آتی، از زیبایی‌های آن تا مدت زیادی بهره‌مند شویم و لذت ببریم.

Ali-Honarvar8-1

پاپیه ماشه: از صنایع دستی باستان تا هنر مدرن

پاپیه ماشه (Papier-mâché)، یک اصطلاح فرانسوی به معنای «کاغذ جویده» است. این دست‌ساخته، نوعی ماده مرکب متشکل از قطعات کاغذ یا خمیر است. اغلب با منسوجات تقویت و با چسب‌، نشاسته یا خمیر کاغذ دیواری متصل می‌شود. ممکن است به نظر برسد این ماده ساده و حتی پیش پا افتاده است. اما پاپیه ماشه دارای تاریخچه‌ای غنی است که در طول قرن‌ها و فرهنگ‌ها، از تابوت‌خانه‌های مصر باستان تا مبلمان آوانگارد معاصر، امتداد دارد.

 

خاستگاه و کاربردهای اولیه

خاستگاه آن تا حدودی مبهم است، زیرا تکنیک اصلی ساخت اشیاء از کاغذ و چسب چیزی است که می‌توانست به طور مستقل در مناطق مختلف توسعه یابد. با این حال، اعتقاد بر این است که این هنر در چین باستان، زادگاه کاغذ، جایی که مصنوعات مربوط به سلسله هان (202 قبل از میلاد - 220 پس از میلاد) نشان می‌دهد که کاغذ پاپیه ماشه برای ساخت اشیایی مانند کلاه ایمنی مورد استفاده قرار می‌گرفت.

این تکنیک در امتداد جاده ابریشم گسترش یافت و به خاورمیانه رسید، جایی که از آن در راستای هنر اسلامی استفاده کردند. در قرن پانزدهم، راه خود را به اروپا باز کرد و به ویژه در فرانسه و ایتالیا محبوب شد. در این تجسم‌های اولیه، پاپیه ماشه اغلب برای اشیاء کاربردی مانند سینی‌، کاسه و جعبه استفاده می‌شد.

قرن هفدهم تا نوزدهم: عصر طلایی پاپیه ماشه

Papier-maché به شکل امروزی در قرن 17 و 18 معرفی شد. در این دوره، با آزمایش مواد و تکنیک‌های مختلف، مانند ترکیب لایه‌های کاغذ و چسب، اقلام بادوام و شگفت‌آوری تولید شد. در فرانسه، صنعتگران این هنر را با معرفی روکش‌های جدید، به ویژه تذهیب و لاک‌کاری پر زرق و برق ارتقا دادند.

قرن نوزدهم به عنوان «عصر طلایی» پاپیه ماشه یاد می‌شود. در این زمان، پاپیه ماشه به یک ماده اصلی در کاربردهای مختلف از مبلمان گرفته تا دکوراسیون معماری تبدیل شده بود. عصر ویکتوریا، با میل خود به دکوراسیون مفصل و باجزییات، شاهد گسترش پاپیه ماشه در دکوراسیون خانه بود. صندلی‌ها، کابینت‌ها و حتی قاب‌های تخت با طرح‌های متفاوت، که اغلب با مروارید تزئین شده‌اند، تطبیق‌پذیری این ماده ساده را در این دوران به نمایش گذاشتند.

قرن بیستم: افول و احیای هنری

با انقلاب صنعتی و ظهور پلاستیک و سایر مواد، استفاده سنتی از پاپیه ماشه کاهش یافت. با این حال، قرن بیستم نیز شاهد تحولی در صنایع دستی بودیم، نه به عنوان یک تقلید صرف از مواد محکم‌تر، بلکه به خودی خود به عنوان یک رسانه همه‌گیر در جامعه هنری. هنرمندان و دوستداران محیط زیست به طور یکسان از کاغذ پاپیه ماشه به دلیل هزینه کم، سهولت استفاده و طبیعت دوستدار محیط زیست استقبال کردند.

صحنه معاصر: پاپیه ماشه در هنر و طراحی مدرن

در دنیای هنر و طراحی امروزی، پاپیه ماشه از میراث صنایع دستی عامیانه فراتر رفته و جایگاه بالایی در هنرهای زیبا و صنعت طراحی دارد. هنرمندان و طراحان تاثیر فرم، عملکرد، و زیبایی‌شناسی را به بوته آزمایش می‌گذارند و مرزهای کاربردی مواد را جابجا می‌کنند. یکی از این مبتکران، علی هنرور از استودیو هنرور است که از سال 2017 بر تکنیک‌های مجسمه‌سازی و صنایع دستی برای ساخت مبلمان و لوازم خانگی از مواد بازیافتی تکیه کرده است. علی هنرور، هنرمند و مجسمه‌ساز سرشناس ایرانی، فرآیندی استثنایی را در کار خود با کاغذ پاپیه ماشه به کار می‌گیرد که منجر به تولید قطعات معاصری می‌شود که با درک رایج عام از مواد خمیر کاغذ بیگانه است. از مرتب‌سازی اولیه تا فرآیند ادغام ، هر مرحله حاصل کاری عاشقانه است که می‌تواند ساعت‌ها یا حتی روزها را به خود اختصاص دهد. «سری رنگ‌دانه» (Pigment Series) او نتیجه 11 سال تحقیق او در راستای تعهد عمیقش به هنر و پایداری زیست محیطی است. آثار هنرور قدرت دگرگونی هنر را نشان می‌دهد و مواد بازیافتی را به قطعاتی تبدیل می‌کند که نه تنها زیبا هستند، بلکه به انرژی و اشتیاق هنرمند نیز آغشته‌اند.

نتیجه گیری

از منشأ باستانی تا ساخته‌های مدرن، پاپیه ماشه به قلمروهایی فراتر از کاربردهای اولیه‌اش گسترش پیدا کرده است. این گواهی بر خلاقیت انسان و پتانسیل بی‌پایان مواد ساده است. در عصر معاصر ما، جایی که پایداری اهمیت بالایی دارد، پاپیه ماشه مانند رسانه‌ای است که نه تنها همه‌کاره و در دسترس است، بلکه ذاتاً دوستدار محیط زیست بوده و الهام بخش دوستداران هنرمندان محیط زیست است.

Rangarang5-1-1400x800

تسخیر جهان توسط رنگ صورتی

رنگ صورتی که قدمتی بیش از یک میلیارد سال دارد، زمانی رنگ شکارچیان باستانی، زنان قدرتمند فرانسوی و پسرها به حساب می‌آمد!

این رنگ مدت‌هاست که مورد استفاده‌ی انسان‌ها قرار می‌گیرد. حتی در زمان‌های قدیم برای رنگامیزی لباس و همچنین گونه‌ها استفاده میشد. با وجود اینکه رنگ صورتی از آن زمان تاکنون بار فرهنگی انسان‌ها را در مورد نقش‌های جنسیتی به دوش می‌کشد، اما ما همچنان به دنبال انواع جدیدی از این رنگ زیبا می‌گردیم.

آیا صورتی می‌تواند قدیمی‌ترین رنگ کره زمین باشد؟

مطالعه‌ای در سال 2018 نشان داد که رنگ‌دانه‌های صورتی روشن در سنگ‌هایی با قدمت بیش از 1.1 میلیارد سال مشاهده شده‌اند. دنیای ما سالهاست رنگ صورتی را در خود حفظ کرده است. چه در اعماق صخره‌های باستانی باشد، چه بر روی فلامینگوهای تشنه میگو و یا در سواحل ماسه‌ای برمودا. با این حال، این رنگ بار فرهنگی زیادی به همراه دارد. هنگامی که صورتی از رنگی در پالت طبیعت به زینتی انسانی بدل شد، مفاهیمی از استعمار، زیبایی، قدرت و جنسیت را کنار یکدیگر به وجود آورد.

چگونه صورتی به چنین نقطه عطف فرهنگی تبدیل شد؟ باعلاقه‌ی دوباره به دنیای باربی، بر آن شدیم تا تاریخچه کوتاهی از این رنگ زیبا را برای شما بازگو کنیم.

انسان‌های اولیه در ابتدا فقط به تحسین زیبایی آن در دنیای طبیعی می‌پرداختند و پس از مدت کوتاهی شروع به استفاده از این ترکیب کردند. برای مثال، در کوه‌های آند در حدود 9000 سال پیش، شکارچیان منطقه‌ای که اکنون کشور پرو در آن قرار دارد، لباس‌های چرمی سرخابی با رنگ‌دانه‌های قرمز می‌پوشیدند. این رنگدانه اکسید آهن، یکی از قدیمی‌ترین رنگ‌دانه‌های طبیعی مورد استفاده انسان است.

کشف شکارچی زن ماقبل تاریخ، فرضیه‌های نقش جنسیتی رنگ صورتی را به هم می‌زند.

انسان‌ها راضی نبودند از این رنگدانه تنها برای دیوار غار‌ ها یا دباغی کردن لباس‌های چرمی خود استفاده کنند. در مصر باستان، آن‌ها از اخر برای رنگ کردن لب‌ها و گونه‌های خود استفاده می‌کردند. هنگامی که این رنگ‌دانه قرمز روی پوست اعمال می‌شد، نوعی رنگ صورتی (مانند رژگونه) ایجاد می‌کرد که انسان‌ها آن را با عشق و زیبایی مرتبط می‌دانستند. برای این کار از توت فرنگی له شده تا تاج خروس استفاده می‌شد.

صورتی، رنگی مرتبط با لوازم آرایشی و استعمار

اگرچه ریشه این کلمه ناشناخته است، کلمه "صورتی" برای توصیف کلی رنگ در قرن 18 استفاده می‌شد. در آن زمان، رنگ صورتی به طور جدایی ناپذیری با استعمار گره خورده بود. زیرا تقاضا برای رنگ‌دانه‌های لوازم آرایشی، اروپایی‌ها را به برداشت از منابع طبیعی در سایر نقاط جهان سوق داد.

به عنوان مثال، تاجران اروپایی در برزیل برده‌ها را مجبور کردند تا بسیاری از درختان را قطع کنند تا رنگدانه‌های صورتی از پوست و شیره قرمزشان به دست بیاید.

در این دوره اکتشاف، مصرف‌کنندگان گونه‌ها و لب‌ها‌یشان را با استفاده از رنگ‌دانه‌هایی مانند کارمین که از حشره کوچینی (در آمریکای مرکزی و جنوبی) به دست می‌آمد، به رنگ صورتی در می‌آوردند که پیوند نزدیکی با استعمار داشت. در این مدت، امپراتوری بریتانیا چنان بزرگ شده بود که رنگ صورتی - که نقشه‌سازان برای علامت‌گذاری قلمروهای آن در سراسر جهان استفاده می‌کردند – کل نقشه جهان را در بر گرفت.

استفاده از رنگ صورتی تبدیل به یک جنون واقعی می‌شود.

وقتی انواع رنگ‌‌های قرمز در دسترس‌تر و ارزان‌تر شدند، اشراف اروپایی قرن هجدهم به دنبال رنگ روشن‌تر افتادند. میشل پاستورو، مورخ هنر، می‌نویسد: «ممتازترین طبقات جامعه اروپایی برای متمایز کردن خود از طبقات متوسط که اکنون به رنگ‌های روشن، قوی و قابل اعتماد دسترسی داشتند، به دنبال رنگ‌های پاستلی و جدیدترین مدل‌های سایه‌های رنگی می‌گشتند».

مادام دو پومپادور، معشوقه لویی پانزدهم فرانسه در دهه‌های 1740 و 1750، از این رنگ برای امضا استفاده می‌کرد. هنرمندانی که او را نقاشی می‌کردند و اشیای ظریف برای خانه‌های او می‌ساختند، از رنگ صورتی در تمام طرح‌های خود، حتی کالسکه‌های او استفاده کردند و این موضوع باعث محبوبیت بیشتر این رنگ در سراسر اروپا شد.

ظهور رنگ‌های مصنوعی در اواسط قرن نوزدهم - باعث ایجاد نوعی رنگ صورتی معروف به ارغوانی شد – که این رنگ را بیش از هر زمان دیگری در دسترس عموم قرار داد. در دهه 1930، صورتی روشن تبدیل به یکی از جنون‌آمیزترین روندهای فشن و مد شد. السا شیاپارلی، طراح مد آوانگارد، رنگ خاص خود را به نام «صورتی تکان‌دهنده» در آن زمان ساخت و به گسترش مد لباس زنانه در این راستا کمک کرد.

تا سال 1935، حتی روزنامه‌های محلی مانند نیوز و آبزرور در رالی کارولینای شمالی، اعلام کردند که «صورتی مورد علاقه همه است». در سال 1939، یک مفسر سلطنتی در روزنامه دیلی تلگراف لندن نوشت که صورتی آنقدر محبوب است که همه ساقدوش‌ها و دختران دم بخت از آن استفاده می‌کنند.

آیا رنگ صورتی مختص دخترهاست؟

تقریباً در این زمان بود که به عنوان رنگی در مد کودک مطرح شد. موضوع جنسیت و مد کودک سال‌ها با هم تلاقی داشتند. در طول جنگ جهانی اول، نویسنده کتاب‌های آداب معاشرت و ستون‌های مد روزنامه‌ها توصیه کردند که مادران لباس‌هایی با رنگ‌های خاص جنسیتی بپوشند.

اما کدام رنگ‌ها؟ یک نظرسنجی در سال 1927 در مورد رنگ‌های لباس نوزادی که در مجله تایم منتشر شد، کشوری دوگانه را نشان می‌دهد که در آن، خرده‌فروشانی مانند Filene's و Marshall Field رنگ صورتی را برای پسرها توصیه می‌کنند؛ اما  Macy's، Bullock's  و دیگران ادعا می‌کنند که برای دخترها بهتر است.

با این حال، در دهه 1960، مادران شروع به خرید لباس‌های صورتی برای نوزادان دختر خود کردند و به فرزندان پسر خود لباس‌های آبی پاستلی پوشاندند.

پائولتی تاریخ‌دان می‌نویسد: «هیچ یک از این تغییرات با توصیه‌های متخصصان مراقبت از کودک یا اعلامیه‌های صنعتی اتفاق نیفتاد.» در عوض، رنگ صورتی به عنوان نشانه‌ای از جنسیت مؤنث نوزاد و به عنوان بخشی از تلاش‌های پس از جنگ جهانی دوم برای تقویت نقش‌های جنسیتی سنتی در خانه‌های آمریکایی و درک خرده‌فروشان مبنی بر اینکه می‌توانند از این طریق پول بیشتری به دست بیاورند، معرفی شد.

جنبه تاریک رنگ صورتی

برخی می‌گویند که رنگ صورتی نمادی از ضعف یا حتی نیت شوم است. به عنوان مثال، در آلمان نازی، از این رنگ برای علامت زدن مردان همجنس‌گرا در اردوگاه‌های کار اجباری استفاده می‌شد. با ظهور جنگ سرد، هواداران مظنون به کمونیسم نام تحقیرآمیز pinkoss اطلاق می‌شد.  این اصطلاح به شخصی اشاره می‌کند که تمایلات قرمز رنگ (رنگ اصلی کمونیسم) به سیاست‌های رادیکال دارد.

تولد دوباره باربی

صورتی تا به امروز با زنانگی همراه بوده است - اما در دهه‌های اخیر، گروه‌هایی که زمانی با تحقیر این رنگ را نشان می‌دادند، حرکت‌هایی را برای بازپس‌گیری آن انجام داده‌اند.

امروزه، رنگ صورتی با برداشتی که شما از آن دارید تعریف می‌شود. محبوبیت این رنگ نیز بار دیگر در حال افزایش است. در سال 2016، پنتون اعلام کرد که سایه‌ای از صورتی غبارآلود – که نسلی که با آن زندگی کرده بود، آن را صورتی هزاره (Millennial Pink) نامیده – به عنوان رنگ سال انتخاب شده است.

امسال، فیلم باربی به کارگردانی گرتا گرویگ به ظهور زیبایی‌شناسی «باربیکور» کمک فراوان کرد. همچنین الهام‌بخش هواداران شد تا خانه‌ها و کمد لباس‌های خود را با هر سایه‌ای از رنگ صورتی اشباع کنند.

بر اساس گزارش  Axios، میزان جستجو برای عبارت " باربیکور" بین ماه مه 2022 تا مه 2023 بیش از 1000 درصد افزایش یافته که نشان دهنده تمایل مصرف‌کنندگان به دکوراسیون داخلی تماما صورتی است.

نمی‌توان گفت کدام مدل رنگ صورتی در آینده ما را مجذوب خود خواهد کرد.  اما با توجه به تاریخچه جذاب رنگ‌هایی که جایی بین سفید و قرمز قرار می‌گیرند، دوران شکوفایی بعدی آن نزدیک‌تر از همیشه است.

opt-3-9

هویت گمشده، تلاش برای بقا، وحدت؛ لوسی اُرتا

لوسی اُرتا هنرمند مفهومی بریتانیایی در ساتن کولدفیلد متولد شد. او با نشان افتخاری در سال ۱۹۸۹ از رشته مد و طراحی لباس کشباف دانشگاه نوتنگم ترنت فارغ التحصیل شد. بعد از اتمام تحصیلاتش فعالیت خود را در زمینه هنرهای مفهومی شروع کرد. او همچنین از سال ۲۰۰۲ استاد دانشگاه در رشته تحصیلی هنر و محیط کالج مُد لندن است و در حال حاضر سمت رئیس هیات مدیره این رشته در دانشگاه هنر لندن را بر عهده دارد.

اُرتا از رسانه های مختلف از جمله طراحی، چیدمان، پرفورمنس، ویدیو و عکاسی برای خلق یک اثر واحد استفاده می کند. چیدمان او مرزهای بین بدن انسان، معماری، لباس و مد را بررسی می کند و به کاوش نقاط مشترک اجتماعی میان آنان، همچون هویت و ارتباط می پردازند. او آثار اولیه ی خود را اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود خلق کرد؛ زمانی که با اصلاحات گورباچف جنگ سرد پایان یافت و نهایتا باعث فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شد و سپس فروپاشی دیوار برلین، اصلی ترین نماد جنگ سرد و پس از آن جنگ اول خلیج فارس همگی پیش زمینه ای شدند برای شکل گیری ایده های ارتا و فعالیت های سیاسی اجتماعی اش.  او وضعیت نابسامان جامعه آن زمان را اینگونه بازگو می کند:" بیکاری شایع شده بود؛شما می توانستید تاثیرات این بی ثباتی گسترده را در خیابان ها حس کنید. من به عنوان مشاور طراحی برای چند خانه مد کار می کردم و مشکلات مالی داشتم. احساس می کردم نیاز بیشتری به فعالیت در حوزه اجتماعی و بطور خلاقانه در یک رسانه ی جدید دیداری دارم.

لباس پناهگاه عنوان اولین مجموعه اُرتا بود که بین سال های ۱۹۹۲-۱۹۹۸ روی آن کار کرد. این مجموعه ترکیبی از معماری، مد و فعالیت های اجتماعی بود. لباس پناهگاه، جان پناه موقتی است که می تواند به شکل لباس درآید و در مواقع غیرمنتظره پوشاننده را از شزایط ناگوار محافظت کند. او طرح های اولیه این لباس را در دوران جنگ اول خلیج فارس ترسیم کرد؛ پاسخی شاعرانه به درخواست کمک های انسان دوستانه برای سرپناه و همچنین به افراد بی خانمان در حال رشد خیابان های پاریس.

 

برای اُرتا سخن از لباس، سخن از آگاهی به برهنگی است، آگاهی از خود. لباس ها خصیصه ای جدا و بیگانه با ذات پوشاننده نیستند؛ بلکه او به وسیله ی لباس، واقعیت اصلی و ذاتی خود را نشان می دهد. چیدمان های این مجموعه، قابل حمل، سبک و دارای ساختاری مستقل اند که بیانگر مفهوم جابجایی و تبعید، فقر، بی خانمانی و بقاست. اولین اثر این مجموعه " جامه ی چادری" نام دارد که در ساخت آن از پلی آمید با پوشش آلومینیوم، پشم پلار و دیگر جانوران قطبی استفاده شده و مجهز به قطب تلسکوپ آلومینیومی، سوت، فانوس و قطب نماست. طراحی های این مجموعه، زیستگاهی قابل حمل هستند که به کاپشن و کوله پشتی تبدیل می شوند و برای راحتی شخص و تحرک جمعیت عشایری طراحی شده.

او همچنین کیف نجاتی برای چادرنشین های مدرن طراحی گرد که قابلیت تبدیل شدن به کوله پشتی و چادر را داشت؛ کیسه خوابی شیک طراحی کرد که به سادگی تبدیل به لباس حاضر و آماده ای برای زمستان های هسته ای می شد، زمستانی که از پیامدهای اقلیمی محتمل جنگ هسته ای است. زمانیکه او این چیدمان ها را در گالری باربیکن سال ۲۰۰۵ نمایش داد، کل گالری تبدیل به کمپ پناهندگان شده بود و به نظر می رسید هنرمند در حال آماده سازی خود برای آخرالزمان است. تبدیل سرپناه به لباس و برعکس، اساس مفهوم آزادی، اراده آزاد یا انتخاب، روابط جدید و تبادلات فرهنگی جدید است.

"هویت به علاوه ی پناهگاه" کت واک تجربی بود که برای پناهندگان پاریس اجرا شد؛ پروژه ای که با درگیر کردن ساکنان پناهگاه به پایان رسید. یکی از پراهمیت ترین ارزش های از دست رفته ی پناهندگان به همراه سرپناهشان، هویتشان بود؛ در شهری که هیچ جایی برایشان نداشت و احساس طردشدگی می کردند. دغدغه اُرتا طراحی سرپناه برای این افراد نبود، او به دنبال بازگرداندن این ارزش به پناهندگان بود. وی تعدادی کارگاه آموزشی برای ساکنان و کارکنان پناهگاه ترتیب داد  که تمرکز آنها بر دگرگونی هویت شخصی از طریق اختصاص مجدد لباس های دورانداختنی بود. طی یک دوره چهارماهه، پناهندگان مجموعه لباسی طراحی و تولید کردند که با استفاده از اجناس دست دوم اهدایی ساخته شده بودند. نتیجه یک مجموعه جذاب زنانه، لباس های ساخته شده از لباس زیر، دامن کوتاه و هیپستر از دست کش های چرمی، پیراهن های زنانه و کت های درست شده از کراوات بود که برای مخاطبین گسترده ای در طول هفته مد پاریس نمایش داده شد.

"پیوند معماری" مجموعه ای از اجراهای تعاملی عمومی است که اجراگران به یکدیگر متصاند و بخشی از ساختار پیوسته و مجزای این اجراها محسوب می شوند، اجرا را شکل می دهند و مفهوم ارتباط اجتماعی را به تصویر می کشند. پیوند معماری نمودی گویا از فلسفه پشت تمام آثار اُرتاست، چراکه به سادگی وابستگی متقابل افراد جامعه را تایید می کند. ساختار ناف مانند لوله هایی از پارچه که توسط زیپ از شکم فردی به پشت فر دیگری متصل می شود. داوطلبین با پوشیدن سرهمی های فوتوریستی یک اندازه و یک شکل صفی طویل یا شبکه ای عظیم از انسان را تشکیل می دادند. این چیدمان انسانی پیوندی اجتماعی بین شهروندان را شکل داد و افراد با یکدیگر شکل جدیدی از شبکه اجتماعی را ساختند. این پروژه شامل تعداد زیادی پرفورمنس بود که در گالری ها، موزه ها و فضاهای عمومی شهری به اجرا درآمدند.

اُرتا از اولین هنرمندانی بود که قدرت نهفته در لباس را برای بیان مسائل اجتماعی و سیاسی اثبات کرد. از طریق ارتباطات ما با یکدیگر است که مرکز خود را می یابیم. به بیانی دیگر، هویت ما با روابط مان شکل می گیرد. ما نتیجه کلی آنچه هستیم که دیگران به ما می دهند و آنچه ما به دیگران می دهیم.

" ما آموخته ایم در آسمان پرواز کردن را همچون پرندگان، در دریا شنا کردن را چون ماهیان، اما نیاموخته ایم هنر ساده ی باهم زندگی کردن را چون برادران."

منابع

Conceptual Art and Fashion in the 21st Century by Shirin Abedinirad

www.studui-orta.com

www.designindaba.com

installation_view_untitled_tableau_2017_pio_pico_los_angeles_courtesy_of_the_artist__vanessa_beecroft-9

آشنایی با هنرمند مفهومی با گرایش طراحی لباس: ونسا بیکروفت

ونسا بیکروفت نقاش و هنرمند مفهومی آوانگارد در شهر بندری جِنوا در ایتالیا متولد شد. او رشته های معماری و نقاشی را در این شهر و رشته طراحی صحنه را در آکادمی بررای میلان گذراند. او اهل ایتالیا بود اما مدارک بریتانیایی داشت؛ در واقع او در ایتالیا با نامی انگلیسی و مادری ایتالیایی بزرگ شد. این دوملیتی بودن موجب رنجش او در کودکی شد و تاثیر زیادی در درگیری اش با مقوله ی هویت داشت. او که اکنون ساکن لس آنجلس است در گفتگویی با مارینا آبراموویچ و شیرین نشاط درباره این نابجایی خانواده اش می گوید:" ما در واقع به فرهنگ محلی تعلق نداشتیم و من احساس می کردم در جای اشتباهی هستم. وقتی به آمریکا آمدم بلافاصله خو گرفتم، چراکه مثل همه یک مهاجر بودم."

از سال ۱۹۹۴ بیکروفت، بخاطر آثاری مشهور شد که دربرگیرنده گروهی از زنان شبیه به هم بود که لباس زیر، کفش های پاشنه بلند یا اسنیکرز، جوراب شلواری یا کلاه گیس و نه بیشتر را به تن داشتند. این اجراها پرفورمنس های ساده فریب دهنده ای اند که سوالاتی را در زمینه هویت سیاسی و شهوت در چهارچوب پیچیده ای بین بینندگان، مدل و مفهوم مطرح می کنند. هر اجرای بیکروفت برای مکان خاصی طراحی می شود و اغلب ارجاعاتی سیاسی، تاریخی یا به انجمن های اجتماعی محلی که در آن اجرا می شوند دارند.اجراهایی که استدلالی انسان شناسانه دارند و اجراگران و لباس هایشان عموما از شهری که پرفورمنس در آن اجرا می شود انتخاب می شوند؛ مواد اولیه او بدن زنده ی این اجراگران است. او ساختاری را در رویدهدهای زنده خود برای اجراگران می سازد که آنها خود ترکیب بندی بی دوام و یک روزه شان را خلق می کنند.

اجراهای زنده بیکروفت دغدغه هایی مفهومی و زیبایی شناسی دارد. ردپای طراحی و نقاشی را به آسانی می توان در پرفورمنس های او دید؛ در واقع این اجراها هم پرفورمنس و چیدمانی انسانی اند و هم ترکیب بندی یک تابلوی نقاشی را دارند. مدل های طراحی با هیکل های بی نقصشان در اجراهای او جای می گیرند و این بار نه به عنوان مدلی برای تجسم بخشیدن به یک تابلوی نقاشی ، بلکه به عنوان خود اثر هنری. آنها به جای حضور در فضایی دوبعدی، در فضایی چهاربعدی زنده و ملموس در مقابل مخاطبین حاضر در رویداد می ایستند.

پس از چند اجرا، استفاده ی همیشگی از مدل های زنده، لباس و ملحقات آن در آثارش نگاه دنیای مد را به سوی او کشاند و سبب همکاری او با چندین طراح لباس و برند تجاری لباس شد. او متوجه تاثیر و نقش مد در جامعه بود:" شاید این واقعیت دارد که مد در تلاش است تا نگاه مردم را در زمانی که لباس می پوشند در جهت مفهومی کردن آن اصلاح کند. این را می پسندم که مد جامعه را به طرز ظریفی، با استفاده از شکستن سنت ها، همچون ایو سن لوران، مارجلا، هلموت لانگ متزلزل می کند."

 

اجراگران او همواره زنان بودند؛ اما او در سال ۱۹۹۹ با پرفورمنس وی بی سی و نه شیوه مرسوم خود را تغییر داد.این بار اجراگران او مردان جوانی بودند که بسان زنان در آثارش یونیفرم هایی یک شکل به تن داشتند . به حالت خبردار در موزه ایستاده بودند و مفهومی سیاسی در پس آن اجرا احساس می شد. بیکروفت درباره مراحل شکل گیری این پرفورمنس می گوید:" من این پروژه را پس از یک سال مذاکرات با ارتش آمریکا و بعد از دو سال تحقیق در اینترنت اجرا کردم. مربی ارتشی ام را در اینترنت پیدا کردم و دانشجوی دانشگاه افسری او شدم. پس از دو ماه تمرین های فیزیکی و ذهنی به سن دیگو، پایگاه یگان ویژه نیروی دریایی آمریکا رفتم. برای بدست آوردن آن مقام آنها باید هفته معروف به جهنم را بگذرانند. من پروژه ام را به دفتر روابط عمومی پایگاه نشان دادم. پس از پیگیری روند درخواستی، تاییدیه دریابد را برای ساختن پرتره نیروی دریایی آمریکا در موزه هنرهای معاصر سن دیگو در مقابل انظار مخاطبین جوامع هنری و ارتش دریافت کردم."

 

اثر سال ۲۰۰۲ بیکروفت، وی بی چهل و پنج، بزرگترین اثرش تا به امروز، به شیوه آثار پیشین اش است. زنان در این پرفورمنس با چکمه های پاشنه بلندی که توسط هلموت لانگ مخصوص این اجرا طراحی شده بود، در ترکیبی متقارن و شگفت صف آرایی شدند.  اجراگران طبق معمول دیگر پرفورمنس های بیکروفت وقتش احساس خستگی می کردند می نشستند و اجرا زمانی تمام می شد که آخرین زن بر زمین می نشست. چکمه های لانگ بهترین پوشش را برای اجراگران با هیکل های تندیس وارشان فراهم کردند تا تبدیل به شخصیتی شوند که در دوراهی بین یادگارخواهی و دُمیناتریکس کنترل شده می مانند. در این اجرا تن اجراگران به منظور کاهش حس شرم به رنگ زرد نقاشی شده بود.

آثار موخر بیکروفت تا حدودی نگرشی نمایش تر دارند. لباس های همسان مدل ها متعلق به دوره ای خاص هستند و گاه معاصر و نه برهنه.

بعضی از پرفورمنس ها شامل غذا می شوند. یکی از اجراهای اخیر او به نام وی بی شصت و پنج که در گالری پک میلان اجرا شد، شام آخر مهاجران آفریقایی، قانونی و غیرقانونی را به تصویر کشید که کت و شلوار پوشیده بر سر میزی بیست متری، در حال خوردن مرغ های سوخاری بدون کارد و چنگال هستند. بیست اجراگر هنگام گشایش نمایشگاه به مدت سه ساعت بر سر این میز نشستند و در حضور مخاطبین آرام آرام مشغول خوردن شدند.

منبع

conceptual art & fashion in the 21st century by Shirin Abedinirad

www.artnet.com

www.artsy.net

IMG_8054-9

مقدمه ای بر طراحی صنعتی

طراحی و هنر

طراحی صنعتی در همه جا حضور دارد. گویی در هوایی که تنفس می کنیم شناور است. مانند هنر، ادبیات، تئاتر و موسیقی، طراحی نیز در صفحات فرهنگی مجلات حضوری پررنگ تر یافته است. در گذشته طراحان- به استثنای طراحان معروف مد- از شهرت جهانی برخوردار نبودند اما امروزه شهرت آنها همپای ستارگان موسیقی و سینما رشد کرده است  

طراحانی چون اتوره سوتساس، فیلیپ استارک، چارلز و ری ایمز  و ماتئوتاون به اندازه آثارشان شناخته شده اند و در میان هنرمندان اعتبار ویژه ای دارند. شرکت ها نام طراحان را مانند امضای معتبر هنری زیر محصولاتشان حک می کنند و برای افزایش ارزش تجاری محصولات خود از نام آنها بهره می برند. این شرکت ها نمونه هایی از صندلی ها ، دستگاه های صوتی و ظروف شیشه ای را بصورت محدود و امضا شده برای برخی مشتریان تولید می کنند.

معماران نیز بخشی از جامعه ی طراحان هستند که از معروفیت بالایی برخوردارند. به خصوص طراحانی مانند لویی سالیوان، فرانک لوید رایت و فرانک او گری که جزو پیشکسوتان این عرصه محسوب می شوند.

امروزه طراحی صنعتی به بخشی شناخته شده از تاریخ فرهنگی ملل مختلف تبدیل شده است. آشنایی با نمونه های کلاسیک طراحی مدرن مانند آثار هنری نیودیزاین، آثار دهه ی پر جنب و جوش ۱۹۸۰، صندلی های تونت و مبلمان کروم و چراغ های باهاوس به مبحثی جذاب تبدیل شده و نمایشگاه های بزرگ هنری نمایش دهنده ی این محصولات، طیف گسترده ای از اقشار جامعه را به سوی خود می کشانند.

 

صنعت

در گذشته طراحی با معنای " تعیین فرم محصولات" دغدغه ی اصلی مهندسان بود ولی این معنا دیگر مانند گذشته نیست. زیرا طراحی صنعتی به بخش مهمی از بازاریابی و سیاست بازرگانی شرکت ها تبدیل شده است. در دوره ای که پیشرفت های فنی تکامل پیدا کرده و رقابت تنگاتنگی بین شرکت ها به وجود آمده دیگر نمی توان تمایز کیفی آشکاری میان محصولات مشاهده کرد و محصولات تولید شده با شیوه، دستمزد و مواد بکار رفته یکسان در جریان تولید به ندرت دارای قیمت های متفاوت هستند و این تنها طراحی صنعتی است که می تواند تعیین کننده ی تمایز بین آنها باشد.

طراحی تنها معطوف به فرم محصولات نیست و در ایجاد تصویر کلی شرکت ها هم اثرگذار است. از طراحی سربرگ گرفته تا فرم ساختمان ها، بسته بندی محصولات و آگهی های تجاری همه در شکل گیری تصویر سازمانی شرکت ها موثر هستند. این " هویت سازمانی" در شکل گیری ارتباطات درونی و بیرونی نقش مهمی را ایفا می کند. این درک از طراحی صنعتی توسط مراکز طراحی، موسسات عمومی، وزارت اقتصاد و اتاق های بازرگانی و نشریات حمایت و گسترش می یابد.

طراحی صنعتی گاهی منجر به سواستفاده های تجاری از آن نیز می گردد. به این معنی که گاهی برای فروش بیشتر محصولات در بازار از عنوان هایی مانند لباس جین طراحی شده، عینک طراحی شده، مبلمان طراحی شده و حتی مواد مخدر طراحی شده استفاده می شود در حالی که شاید هیچ یک به معنای واقعی طراحی نشده باشند.

در دهه ی ۱۹۸۰ علی رغم مناقشات بی نتیجه، جامعه با مباحث ارزشمندی در خصوص معنای طراحی صنعتی مواجه گردید. با پیشرفت های فنی و آرمان های زیبایی شناسی جدید مرز میان هنر، پیشه و صنعت برداشته شد و بحث هایی هدفمند و مشخص در باب طراحی صنعتی ارائه شد.

امروزه پاسخ به این پرسش که " طراحی صنعتی چیست؟" به اندازه ی پرسش از ماهیت هنر پیچیده و دشوار است. عوامل گوناگون نظری و عملی حاکم بر طراحی صنعتی ارائه ی یک تعریف مشخص از آن را با مشکل مواجه ساخته است. به همین دلیل تعیین قلمرو طراحی صنعتی اهمیت فراوانی در کشف معانی آن دارد.

به همین منظور در مطلب آینده با چکیده ای از تاریخ طراحی صنعتی آشنا خواهیم شد

Post2-9

مروری بر تاریخ طراحی صنعتی

آنچه باعث پیشرفت تمدن غرب گردید، از وقایع قرن پانزدهم سرچشمه گرفت. با آغاز مدرنیته و افزایش طبقه متوسط تقاضا برای مصرف افزایش یافت. این امر باعث رونق تولید و در نتیجه شکل گیری کارگاه های تولیدی شد. شروع کار کارگاهی آغازی بود بر فرآیند تخصصی شدن مهارت ها در تولید. تولیدکنندگان از اوایل قرن ۱۶ برای گرفتن سفارش و معرفی محصولات تولید خود به طبقه متوسط تازه به دوران رسیده که بیشتر تمایل به خرید آثار زیبا و فاخر داشتند اقدام به توزیع گسترده کاتالوگ و کتاب های الگو کردند. با گسترش توزیع کتاب های الگو . افزایش تعداد سفارش ها، محصولاتی که پیش از این تکی سفارش داده می شدند، شروع به استاندارد شدن و تولید صنعتی نمودند.

 انگلستان اولین کشوری بود که برای تربیت طراح اقدام کرد. از جمله اولین کارخانه های انگلستان که طراحی در آن مورد توجه قرار گرفت، کارخانه ی سفالگری وِج وود بود. وجه تمایز این کارخانه با سایر تولید کنندگان این بود که نمی خواست در خدمت سفارش های طبقه اشراف باشد بلکه در جستجوی بازار گسترده تری در میان طبقات متوسط جامعه بود. در واقع وج وود را می توان پایه گذار سفارشات انبوه دانست.

سرویس غذاخوری و جام سفالی تولید شده در کارخانه ی وِج وود

انقلاب صنعتی

ماشین بخار در سال ۱۷۶۵ توسط جیمز وات اختراع شد. این اختراع سرآغاز انقلاب صنعتی است. دستگاه بخار زمینه ساز تولید انبوه ماشینی، ایجاد سیستم های جدید حمل و نقل( راه آهن- کشتی بخار) و رشد چشمگیر شهرها( معماری با ساختار فلزی) شد.

 

موتور بخار جیمز وات

تولید ماشینی باعث سرعت بخشی به تولید محصولات و عرضه گسترده آنها برای اقشار گوناگون جامعه با قیمتی ارزان تر از گذشته شد.

عموما شروع تاریخ طراحی صنعتی را از اواخر قرن ۱۸ میلادی و با ظهور ماشین بخار همراه می دانند. بر این اساس تاریخ ۱۷۷۷، مصادف با ساخت اولین پل آهنی جهان در شهر کل بروکدال انگلیس را نقطه شروع این حرکت، که مطابق با آغاز تولید صنعتی است می دانند.

فناوری و ماشینی شدن

قرن نوزدهم قرن مهندسان بود. به نظر می رسید که مرزی برای خلاقیت بی پایان آنها وجود ندارد. در اواسط قرن نوزدهم ایالات متحده به پیشگام فناوری و ماشینی شدن تبدیل شد. در سال ۱۸۳۵ ساموئل کلت تپانچه هفت تیر (رولور) را اختراع کرد. سال ۱۸۵۱ ایزاک مریت سینگر اقدام به تولید چرخ خیاطی خانگی کرد. در سال ۱۸۷۴ نخستین تراموای برقی در نیویورک به کار افتاد. سال ۱۸۷۵ توماس ادیسون لامپ روشنایی و میکروفون را اختراع کرد. و گراهام بل در سال ۱۸۷۶ تلفن و در همین سال رمینگتون نخستین ماشین تحریر مکانیکی را اختراع کرد.

در سال ۱۸۸۰ صنعت کاری به نام جی. ای. پولمان، اتاقک های پولمان را برای خطوط راه آهن ایالات متحده عرضه کرد، اتاقک هایی که واگنی مجلل برای خواب، سفر و صرف غذا بود که در مسافرت های طولانی مسیر بین قاره ای مورد استفاده قرار می گرفت.

مقارن با همین زمان در آرایشگاه ها،دفاتر و اماکن پزشکی اروپا صندلی های چرخان، قابل تنظیم و انواع دیگر مبلمان پدیدار شدند. در انگلستان، موطن اصلی صنعتی سازی، استفاده از مبلمان تاشو به منظور صرفه جویی در فضا، به خصوص در کشتی های تفریحی رونق گرفته بود. اما به مرور زمان این طرح های کاربردی و مهندسی محبوبیت خود را از دست داد و مردم بیشتر به سمت مبلمان تجملی آن دوران و مطابق سلیقه ی ثروتمندان عصر ویکتوریا گرایش یافتند تا از این طریق موقعیت اجتماعی خود را  به نمایش بگذارند.

توسعه ی صنعتی و تاریخ گرایی

در فاصله سال های ۱۸۷۰ و ۱۸۸۵ موج دوم صنعتی سازی به سرعت در سراسر اروپا گسترش یافت. در واقع نیاز به تولید انبوه اجناس ارزان قیمت در شهرهای در حال توسعه، فشار برای صنعتی شدن را افزایش داد. این صنعتی شدن که بسیاری از اشیای تولید شده ی آن بی ثبات و فاقد پیشینه ی تاریخی بودند موجب پدید آمدن جنبشی واپس نگر در اواخر قرن نوزدهم شد که به جستجوی سبک های متاثر از تاریخ می پرداخت. این جنبش شاخص های رمانتیسیسم، گوتیک و رنسانس را در هنر، معماری و هنرهای کاربردی بی هیچ قاعده ای در هم می آمیخت. نتیجه این بود که حتی جعبه ای سربی پانچ شده ی ماشینی که برای نگهداری ابزارهای صنعتی بکار می رفتند با زرق و برق و تزئینات فراوان ساخته می شدند و مبلمان با نوارهای تزئینی با ماشین تراشیده شده به سبک نئوگوتیک یا باروک و به تقلید از فرم های سنتی آراسته می شد.

پس از آغاز تولید ماشینی، ارتباط مستقیم بین صنعتگر و استفاده کننده از بین رفت و دیگر صنعتگران از نظر مشتریان خود آگاهی نداشتند تا برای جلب نظرشان یک محصول بدون عیب یا درخور سلیقه شان بسازند. تولید ماشینی باعث ظهور اشیایی شد که به تعداد کثیری ساخته می شد و کیفیتی پایینتر از محصولات دست ساز داشت. هنوز ماشین نمی توانست اشیا ظریف را به خوبی دست صنعتگر بسازد. با فاصله پرفتن تولید کننده و مصرف کننده دیگر بازتاب ها و آمارهای مشخصی برای کیفیت محصول عرضه شده به تولیدکننده نمی رسید تا آن را بهبود ببخشد. بنابراین سعی شد تا با تزئین صنعتی به جای کاردستی عامل جذب کننده برای طبقات مرفه جامعه ایجاد کنند. زیرا تزئینات هم معایب شیء را می پوشاند و هم به صاحب آن ارزش اجتماعی می بخشید!

رقابت بین المللی در نمایشگاه های جهانی

نیمه دوم قرن نوزدهم عصر تکنولوژی و ماشینی شدن و برگزاری نمایشگاه های بزرگ جهانی بود. تجارت در حال توسعه ی جهانی زمینه ایجاد بازار ها و نمایشگاه های بین المللی را فراهم کرد . علاوه بر صحنه ی رقابتی خود، محلی برای مقایسه محصولات نیز به شمار می رفت.

اولین نمایشگاه بین المللی تولیدات صنعتی در سال ۱۸۵۱ در لندن برپا شد. ساختمان این نمایشگاه که در دوره ی خود بی نظیر بود، قصر بلورین نام داشت که توسط معمار ” جوزف پاکستون” طراحی شده بود. طرح و اجرای معماری این ساختمان عظیم کاملا متضاد با شیوه های سنتی آن دوران بود و به نوعی اولین سرپیچی از سبک معماری قدیم بود زیرا تماما از قطعات پیش ساخته فلزی ساخته شده بود که جدایی سنتی درون و بیرون را از بین می برد. اما در داخل این نمایشگاه محصولاتی به نمایش گذاشته شده بود که وضعی کاملا متضاد با معماری آن را داشت. انواع لوازم خانگی و اشیا به روش تولید ماشینی ساخته شده و دارای طرح های سنگین پر زرق و برق بود که بعدها تمام کاتالوگ های دوره ویکتوریایی را پر کرد و باعث شد که ساخت مبلمان و اثاثیه بزرگ و سنگین تا قرن بیست ادامه یابد.

نمایشگاه کریستال پالاس، لندن

ادامه دارد

منابع

An Overview On The History Of Industrial Design, Based on the book of Thomas Hoff by Moslem Amiri Parian

www.industrialdesignhistory.com

IMG_8535-9

ریموند لویی؛ مردی که “همه چیز” را طراحی کرد

ریموند لویی ۱۸۹۳-۱۹۸۶ تولد در پاریس و مرگ در موناکو، طراح صنعتی آمریکایی متولد فرانسه است که اقدامات وی در جهت طراحی محصول در دهه ۱۹۳۰ کمک شایانی به طراحی صنعتی به عنوان یک حرفه کرد.

لویی در دانشگاه پاریس رشته ی مهندسی برق خواند و در ۱۹۱۰ فارغ التحصیل شد. تحصیلات فوق او در رشته مهندسی با شروع جنگ جهانی دوم ناتمام ماند و او پس از خدمتش به ارتش فرانسه، مدرک تحصیلی اش را در سال ۱۹۱۸ گرفت.

یک سال بعد لویی به آمریکا مهاجرت کرد و در آنجا به عنوان تصویرگر فشن در مجله وُگ مشغول به کار شد و در سال ۱۹۲۹، سازمان دیزاین خود را تاسیس کرد. طراحی اواز یک یخچال در سال ۱۹۳۴ برای کمپانی سیِرز، بسیار سر و صدا کرد و توانست جایزه نمایشگاه بین المللی پاریس را در سال ۱۹۳۷ دریافت کند. او در سال ۱۹۴۵، بنیان ریموند لویی را پنج شریکش تاسیس کرد که تبدیل به برزگترین کمپانی طراحی صنعتی در دنیا شد.

طی سال های پس از آن که رویکرد زیبایی شناسی لویی را تحت تاثیر قرار داد، فرم های بسیار کاربردی، طراحی صنعتی مدرن ایالات متحده را شکل داده بود و تصاویر کارهای لویی سبک زندگی یک ملت را تحت تاثیر قرار داده بود. در آن دوره او طراحی های بسیار مهمی برای کمپانی های معروف دنیا انجام داد و برای خط آهن پنسیلوانیا لوکوموتیو و سایل حمل و نقل مسافر طراحی کرد. از طراحی های دیگر او می توان به ریش تراش برقی، خمیر دندان، خودکار، دستگاه های اداری، قوطی نوشیدنی، رادیو و نیز بسته بندی از جمله بسته بندی پاکت سیگار لاکی استرایک اشاره کرد که احتمالا معروفترین این طرح ها، قوطی کوکاکولا بود.

طراحی لباس فیلم و تئاتر

آیا تا به حال برایتان پیش آمده که فیلمی را تماشا کنید و از لباس های استفاده شده در آن حیرت زده شوید؟ آیا برایتان سوال پیش آمده که چه کسی تصمیم می گیرد هر کدام از کاراکترها چه شکلی هستند و چه لباسی می پوشند؟

در این مقاله با تاریخچه و چگونگی طراحی لباس آشنا خواهید شد.

 

طراحی لباس چیست؟

طراحی لباس در واقع پروسه ای از ساخت استایلی منسجم و ظاهری مشخص برای شخصیت هایی در برنامه های تلویزیونی، فیلم ها، اپرا، تئاترهای موزیکال، باله و دیگر انواع هنرهای اجرایی است.

طراحان لباس با کسانی مثل کارگردانان و طراحان صحنه کار می کنند تا به کمک یکدیگر، دنیایی را که ما در تلویزیون و روی صحنه می بینیم را خلق کنند.

 

 

bekir-donmez-335320-unsplash1

پاپ آرت چیست

هنر پاپ یا هنر مردم وار، یک جنبش هنری بود که در سال های دهه شصت در انگلستان و آمریکا به وجود آمد. هنر پاپ یکی از جنبش های اصلی قرن بیستم بود. دستمایه‌ی اصلی هنرمندان این سبک، فرهنگ مردمی، تولیدات انبوه، تبلیغات محیطی یا تلویزیونی، بسته بندی ها و در کل هر آنچه مردم بیشتر می دیدند از چیدمان صد قوطی کنسرو سوپ گرفته تا سریوگرافی پرتره مونالیزا. این سبک را می توان یک سبک روشن فکرانه با نگاهی انتقادی به مصرف گرایی به خصوص در آمریکا دانست.

پیشینه هنر پاپ:
کلمه هنر پاپ را جان مک هله در سال 1954 به وجود آورد. آقای مک هله معنی هنر پاپ رادر یک نمایشگاه در انگلستان به ریچارد همیلتن توضیح داده بود. سه یا چهار ماه بعد، آقای همیلتن طی نامه ای معنی هنر پاپ را تبیین کرد. در این نامه همیلتن گفته بود که هنر پاپ یک هنر جوان، ارزان، مردمی، فانی، مصرف گرا، کنایه آمیز، شهوت انگیز، فریبنده و یک تجارت بزرگ است. در سال 1958 کلمه پاپ آرت را برای اولین بار در مجله
Architectural Digest چاپ کردند. هنر پاپ را دادای نیمه دوم قرن بیستم نامیدند. این جنبش در آخرین سال های دهه پنجاه در انگلستان به وجود آمد و در آمریکا به نقطه کمال خود رسید.

پاپ آرت چیست؟
عبارت پاپ آرت مختصر پاپیولار آرت است. نام این جنبش همه چیز در باره خودش را آشکار می کند. پاپ آرت می خواست هنر را دوباره به زندگی روزانه مردم بیاورد. این جنبش در واکنش به نقاشی آبستره به میان آمد و ادعا می کرد جنبش آبستره بیش از حد  نخبه گرا است.

تصاویر مورد پسند هنرمندان پاپ، اشیا از زندگی روزمره بود. به طور مثال قوطی های سوپ به طراحی اندی وارهول. خصوصیت گرایش جنبش پاپ آرت استفاده وارهول از سیریگرافی، یک شیوه فوتو رئالیستیک و توده پسند پرینت میکینگ بود. پاپ آرت با فشار وارد مطبوعات و اعلانات شد. تفاوت بین هنر های زیبا و هنر های اعلانات بازرگانی به طور ارادی از بین رفت. مثال بسیار خوب پوشش آلبوم های موسیقی سال های دهه شصت است. شخصیت اصلی این مکتب فکری بدون شک اندی وارهول 1928-1987 بود. نام های بزرگ دیگر جاسپر جانس ، رابرت روشنبرگ ، دیود هاکنی ، کلاوس اولدنبرگ ، روی لیشتنشتاین ، جورج سگال ، جیمز روزنکویست بودند. جنبش پاپ آرت عمدتا یک جنبش هنری آمریکایی و بریتانیایی بود.

تفکرات حاکم بر سبک پاپ
پاپ آرت در اصل یک جنبش هنری متعلق به دهه شست میلادی است. هنرمندان اولیه پاپ یک گروه هنری مستقل انگلیسی بودند که زیبایی شناسی هنری را گسترش دادند. در واقع این ها عقیده داشتند مبتذل ترین عناصر فرهنگ جامعه قابل زیبا بودن و هنری بودن هستند. آنها ابزارهای کار خود را فیلم های عامه پسند، آگهی های تبلیغاتی، داستان های کمیک استریپ علمی تخیلی، موسیقی پاپ، حروف و علائم متداول، اشیای روزمره و کالای مصرفی، معرفی کردند. در واقع هرچه که در چشمان مردم بیشتر دیده می شود می تواند ابزار قدرتمندی برای پاپ آرت باشد. پدید آورندگان پاپ آرت بر تأثیر بر فرهنگ عامه شهری تأکید داشتند. در آمریکا، پاپ آرت قدرت و نفوذ فراوانی داشت و به نوعی واکنشی برابر اکسپرسیونیسم انتزاعی و باورهای دادائیستی بود. هنر پاپ آرت به سرعت در عرصه های مختلفی مثل طراحی گرافیک، سینما و... رسوخ کرد. در دوران جدید با ظهور بیلبوردهای عظیم تبلیغاتی کنار بزرگراه ها، پاپ آرت قدرتمندترین ابزار خود را یافت.

همیشه پاپ آرت و «پول درآوردن از هنر» چنان به هم نزدیک به نظر می آیند که اگر نیت به وجود آورندگان آنها را در نظر نگیریم، به راحتی با هم اشتباه می شوند. این دو با هم بده بستان دارند، پاپ آرت از تجارت تغذیه می کند و تجارت از پاپ آرت.

هنرمندان سرشناس پاپ آرت:
انگلستان: ریچارد همیلتون و ادواردو پاولوزی
 گروه "ایندپندنت " را تأسیس کردند، این گروه مهم ترین حرکت این سبک در سراسر انگلستان بود. در دهه شست جنبش هنر پاپ را پیتر بلیک، پاتریک کالفیلد، داوید هآکنی ، آلن جونس  و پیتر فیلیپس ادامه دادند.

آمریکا: در اولین سال های دهه شست هنر پاپ به آمریکا رسید و در کار هنرمندانی مثل جیم داین ، جاسپر جونز، روی لیختنشتاین و روبرت راشنبرگ تأثیر گذار شد. یکی از مهم ترین هنرمندان این سبک اندی وارهول بود.

پاپ آرت در سایر هنرها:
طراحی محصول و گرافیک تبلیغاتی به سبک پاپ آرت، بر هنرمندان پسین خود بسیار تأثیر گذار بود. به طوری که امروزه اکثر طرح های گرافیکی تجاری از ایده های پاپ آرت بهره می برند. همچنین به خاطر استفاده از عناصر ساده زندگی روزمره و فرهنگ مصرف گرایی روزمره، بسیاری از کارتون ها از سبک نقاشی های تبلیغاتی پاپ آرت بهره می برند.

بسیاری از هنرمندان سرشناس پاپ نقاشی های فراوانی از حالت های روزمره و عادی زندگی دارند و این نشانه نگاه هنری آنها به اتفاقات روزمره است. هرچند که نباید فراموش کرد که هنرمندان پاپ آرت همواره نگاهی تجاری به هنر دارند.
موسیقی پاپ نیز هرچند که چندان وابسته به گرافیک و طراحی پاپ به نظر نمی رسد، اما تمام هنرمندان پاپ در این اعتقاد مشترک هستند که پیش پا افتاده ترین عناصر فرهنگ جامعه نیز قابل زیبا بودن هستند و می توان آنها را با زبان هنری بیان کرد.

منبع

 http://fa.wikipedia.org/wiki/پاپ_آرت

http://www.newdesign.ir/search.asp?id=68&rnd=7666

IMG_9020-9

آشنایی با هنرمند: موریس اشر

. در ۱۷ ژوئن ۱۸۹۸ در لیوواردن مرکز ایالت فریسلاند در بخش شمالی هلند پا به دنیا نهاد. او کوچکترین پسر جورج موریس مهندس عمران بودو موریس از همسر دوم پدرش به دنیا آمد. خانواده او در ۱۹۰۳ به آرنهم نقل مکان کردند و موریس دورهٔ دبستان و دبیرستان و بیشتر جوانیش را تا سال ۱۹۱۸در آنجا گذراند. دوستان و خانواده موریس او را ماک صدا می‌کردند. او در دوران کودکی رنجور بود و از بیماری‌هایی رنج می‌برد. در هفت سالگی در یک بیمارستان تخصصی بستری بود و نتوانست سال دوم دبستان را با موفقیت تمام کند. اگرچه نمرات درسی او به‌طور کلی ضعیف بود اما در زمینه نقاشی دارای استعداد ویژه‌ای بود و تا سیزده سالگی به نجاری و فراگیری پیانو می‌پرداخت و در دوره‌های کوتاهی به مطالعه معماری روی آورد.

وی از سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۲ تحت نظر ساموئل جسورن د موسکویتا در هارلم هلند به تحصیل در رشتهٔ گرافیک پرداخت. اشر پس از پایان تحصیلاتش در این رشته، به دفعات بخصوص به ایتالیا مسافرت کرد و از ۱۹۲۳ تا ۱۹۳۵ در رم اقامت داشت. ظهور فاشیسم در این دوران، زندگی را در رم برای او بیشتر وبیشتر غیرقابل تحمل می ساخت، بنابراین در ژوئیه ۱۹۳۵ به شاتوداوراکس در سوئیس رفت. از ماه مه تا ژوئن ۱۹۳۶، او آخرین سفر مطالعاتی خود را که ازسواحل ایتالیا تا اسپانیا بود با کشتی اقیانوس پیما اجرا نمود. در این سفر از روی معرقهای کاخ الحمرا و مسجد جامع قرطبه در کوردوبا به کپی‌برداری پرداخت.در ۱۹۳۷ به اوکل که نزدیک بروکسل بود رفت و در سال ۱۹۴۱ از آنجا به هلند برگشت تا در باژن اقامت گزیند. موریس اشر در ۱۹۷۰ به لارن در شمال هلند رفت و در ۲۷ مارس ۱۹۷۲ درگذشت.

او به خاطر آثار ملهم از ریاضی خود در جهان مشهور است. هنر اشر نزد دانشمندان و ریاضیدانان، و همچنین در میان مردم عادی به خوبی شناخته شده‌است.افزون براینکه آثار او در انواع مقالات فنی استفاده می‌شود، کارهایش بر روی جلد بسیاری از کتاب‌ها و آلبوم‌ها نقش بسته‌است. او یکی از منابع الهام عمده‌ داگلاس هافستادر در نگارش کتاب «گودل، اشر، باخ» در سال ۱۹۷۹ بود.

از مشهورترین آثار موریس اشر «نسبیت»، «آبشار»، «دست با بازتاب کره» و «دستانی که نقاشی می‌کنند» هستند.

اشر با معمارى،پرسپكتيو و فضاهاى ناممكن بازى مى كرد و هنر موریس اشر هنوز مردم زيادى را در شگفت فرو مى برد. در آثار او بررسى هاى دقيق از دنياى اطراف و بيان حالات و فانتزى هايش به چشم مى خورد. موريس اشر به ما نشان مى دهد كه واقعيت، شگفت انگيز، قابل درك و جذاب است.