Original1

آغاز به خریدن آثار هنری با بودجه ی محدود

شاید شما هم مانند اکثر افراد تصور می کنید که خریدن آثار هنری اصل تنها مختص ثروتمندان است! در متن زیر که سرآستین برایتان ترجمه کرده، مارک سابلت[1] مجموعه دار سرشناس، توضیح می دهد که چرا این باور اشتباه است.

 

باورهای غلط رایج در مورد خریدن آثار هنری اصل را فراموش کنید! برای آغاز به جمع آوری یک کلکسیون خوب از آثار هنری اصل ، نیازی نیست که حتما ثروتمند باشید.

برای بعضی مجموعه دارها، مهمترین نکته در انتخاب آثار هنری این است که قیمت آثار در آینده افزایش پیدا کند. اما لزومی نیست که هدف اصلی شما هم یک سرمایه گذاری سودآور باشد.

مارک سابلت، بنیانگذار گالری «مدیسین من»[2] در توسان آریزونا و مجموعه دار باسابقه ی آثار هنری می گوید: «دلیل شما برای خریدن یک اثر هنری باید احساسی باشد که آن اثر در شما ایجاد می کند؛ نوعی حس رضایت که پیش از آن نداشتید».

او می افزاید: «احساسی که برخی از آثار به مخاطب منتقل می کنند باعث ترغیب مجموعه دار به خریدن آنها می شود». جذابیت هنر برای سابلت آنچنان قوی بود که منجر شد 26 سال پیش حرفه ی قبلی اش یعنی پزشکی را کنار بگذارد و به طور تمام وقت وارد این حرفه شود.

پس از اینکه پیشنهاد کار به عنوان پزشک ورزشی به او داده شد، شغلی که مدت ها آرزویش را داشت، نگران شد که برای همیشه در آن کار گیر بیافتد. او قلباً چیز دیگری می خواست، و تصمیم گرفت در عوض بر روی علاقه اش به مجموعه داری تمرکز کند. حالا او به طور حرفه ای به کسانی که می خواهند مجموعه دار آثار هنری شوند مشاوره می دهد.

در ادامه برخی از نکاتی که او به مجموعه داران تازه کار توصیه می کند را با شما در میان می گذاریم.

دنبال الهام باش!

سابلت می گوید: «اولین قدم برای مجموعه دار شدن این است که بدانی چه چیز دوست داری و چه چیز به بودجه ات می خورد».

قبل از اینکه اولین خریدتان را انجام دهید، وارد مرحله ی تحقیقات شوید. باید هنرمندانی را پیدا کنید که آثارشان شما را جذب می کند. شاید یک جستجوی اینترنتی ساده شما را در مسیر درست قرار دهد. شاید هنرمند مورد علاقه ی جدیدتان را در شبکه های مجازی پیدا کنید و سپس جزئیات آثارشان و بازه ی قیمتی آنها را بررسی کنید.

علاوه بر آن در نمایش ها و رویدادهای هنری محلی شرکت کنید. در چنین مکان هایی، هم امکان دارد آثار جدیدی برای مجموعه تان پیدا کنید و هم می توانید رابطه ی بهتری با هنرمندان و گالری های محلی برقرار کنید.

 

از پولتان بیشترین بهره را ببرید!

لازم نیست برای شروع به جمع آوری یک کلکسیون از آثار هنری اصل ، سرمایه خیلی زیادی داشته باشید. اما اینکه بودجه تان را چطور تقسیم بندی می کنید اهمیت فراوانی دارد.

فرض کنید شما صد دلار برای خریدن آثار هنری بودجه دارید. در اینجا باید یک تصمیم مهم بگیرید. آیا می خواهید با این پول چندین اثر نسبتا ارزان بخرید یا یکی دو اثر گرانتر که بیشتر چشمتان را گرفته؟

توصیه ی مارک سابلت این است که کیفیت را فدای کمیت نکنید.

اما تکلیف پوشاندن قسمت های خالی روی دیوار چه می شود؟ سابلت می گوید: «اگر هدفتان صرفا پر کردن فضا به منظور تزئین است، در واقع با دکوراسیون سر و کار دارید و نه مجموعه داری! اگر هدفتان جمع آوری مجموعه ای از آثار هنریست که باعث افتخارتان باشد، سعی کنید هنرمندانی را پیدا کنید که آثارشان به دلتان می نشیند».

در دام تلاش برای سرمایه گذاری سودآور نیافتید!

سابلت می گوید: «به طور کلی، هنگامی که می خواهید تصمیم بگیرید چه اثر هنری ای بخرید، بهتر است مبحث سودآوری و درآمدزایی را از معادلاتتان کنار بگذارید. پیش بینی تغییر ارزش مالی آثار هنری در طول زمان کار بسیار دشواری است».

او می افزاید: «در رابطه با هنرمندان تازه کار که هنوز در حال کسب تجربه و تثبیت سبک و سیاق خودشان هستند، چنین پیش بینی ای عملاً ناممکن است».

البته یک نکته وجود دارد که توجه به آن می تواند شانس اینکه ارزش یک اثر هنری در طول زمان حفظ شده یا بیشتر شود را افزایش دهد. هنگامی که هنرمند مورد علاقه تان را پیدا کردید، آثاری از او را انتخاب کنید که بهتر از بقیه بازگو کننده ی سبکِ کاری آنها باشد. برای مثال، اگر یک هنرمند هم پرتره نقاشی می کند و هم مناظر طبیعی، اما بیشتر به خاطر کشیدن منظره ی غروب کوهستان شهرت دارد، بهتر است از او نقاشی منظره ی کوهستان بخرید تا پرتره.

ولی هرگز کاری که چشمتان را نگرفته نخرید، حتی اگر اثر مشهوری از آن هنرمند باشد. همیشه احتمال دارد اثری که امروز بسیار محبوب است در آینده ارزش مالی اش را از دست بدهد.

اثری را بخرید که در شما حس خاصی بر می انگیزد، این نوع از ارزش بعید است که هرگز کاهش پیدا کند. مارک سابلت می گوید: «من فقط آثاری را می خرم که حس کنجکاوی ام را بر می انگیزند».

در مورد خریدن آثار بعدی هم او توصیه ای دارد: «لزومی نیست حتما بین آثار مجموعه ی شما شباهتی وجود داشته باشد. به نظر من وجود تنوع در آثار یک مجموعه حتی نکته ی مثبتی محسوب می شود».

برای خریدن آثار هنری اصل به منابع معتبر رجوع کنید.

بهترین گزینه این است که آثار را از گالری های هنری فیزیکی یا آنلاین بخرید. در این صورت می توانید از اصالت اثر مطمئن باشید.

مارک سابلت می گوید: «از اهمیت نقش گالری ها در این معادله هر چه بگوییم کم گفته ایم».

او می افزاید: «وقتی یک گالری تصمیم می گیرد آثار یک هنرمند را بر دیوارش نصب کند، بدین معناست که به باور آنها این آثار دارای ارزش هستند. به خصوص وقتی قصد خرید آثار یک هنرمند تازه کار را دارید این موضوع بسیار مهم می شود».

«تخمین ارزش آثاری که توسط هنرمندان تازه کار خلق شده اند کار دشواریست، چرا که آنها هنر را به مثابه راهی برای خودشناسی به کار می برند. اما اگر آینده نگر باشید و اثری را بخرید که حس خوبی برایتان ایجاد می کند، بعید است که بعدا از خریدتان پشیمان شوید».

توصیه ی نهایی مارک سابلت این است که از خریدن آثار هنری از منابع نامعتبر خودداری کنید. خرید از حراجی ها نیز عموماً هزینه ی بالاتری روی دوشتان می گذارد، و علاوه بر آن گاهاً دیده شده که آثار تقلبی و غیراصل سر از حراجی ها در بیاورند. آسیب دیدگی آثار به شکلی در نگاه اول مشخص نشود هم معضل دیگریست که در این رابطه وجود دارد. بنابراین همیشه بهترین و مطمئن ترین راه برای خریدن آثار هنری اصل ، رجوع به گالری های هنری فیزیکی یا آنلاین است.

حال که تمام این نکات را می دانید، ورود شما به دنیای مجموعه داری آثار هنری را خوشامد می گوییم!

 

AliPhi0Main

صد تکه خروجی از چیدمان تعاملی «کال» اثر علی فی

روز جمعه بیستم دی ماه 1398، آستین در فضای جدیدی که در مجاورت کارخانه ی آرگو افتتاح کرده، از خروجی های چیدمان تعاملی صوتی-تصویری «کال» رونمایی کرد. این چیدمان دیجیتال که در سالهای پیش در ایران، اتریش و قطر به نمایش درآمده بود، اثر علی پناهی، با نام هنری «علی فی» است. در ادامه سرآستین گزارشی از این رویداد را به مخاطبین عزیز ارائه می کند.

کال، چیدمان تعاملی صوتی-تصویری

کال (ضد فرش)، یک چیدمان تعاملی صوتی-تصویری است که به کاوش در طراحی محیطی در یک معماری آینده گرایانه که ریشه در نقش‌ مایه های باستانی ایران دارد می پردازد.

ایده ی ابتدایی این پروژه، برقراری ارتباطی بین نمادهای هنری ایران باستان و مرتبط کردن آنها با رویکردهای جدید طراحی در قالب یک چیدمان بود. عناصر اصلی، فرش های ایرانی و باغ های ایرانی بودند که برآمده از ایده ی بهشت زمینی هستند؛ ایده ای که از زمان سلسله ی هخامنشیان در ادبیات ایران در حال گسترش بوده. همانطور که در متون مختلف آمده، این باغ ها در محیطی محصور بوده اند. هدف این باغ ها فراهم کردن مکانی حفاظت شده برای اشکال مختلف آسایش، هم روحی و هم جسمی بوده.

برخلاف فرش های سنتی، «کال» محدود به یک طرح ثابت نیست. آنچنان میراست که در ثانیه ای از بین می رود، و از سوی دیگر به راحتی می توان آن را به صورت آنی با حرکات دست تحت تاثیر نور خلق کرد.

طرح ها روی یک نمایشگر شفاف عمودی شکل می گیرند و توسط یک منبع نور و یک پردازنده، فرشی خلق می شود. نور سفید به سمت دست های مخاطبان تابیده می شود و با حرکت دست های آنها، طرح شروع به شکل گیری می کند.

بیش از 60 طرح مختلف در یک ثانیه شکل می گیرد، برخی از آنها ثبت شده و بر روی بوم یا متریالی دیگر چاپ می شوند.

نتیجه، یک فرش فیزیکی جدید شامل جزئیات فراوان با وضوح تصویریِ بسیار بالاست. به دلیل تنوع بیشمار در پارامترهای مختلف از جمله میزان نور در فضا، اندازه و موقعیت دست ها و رنگ پوست، هر کدام از طرح ها منحصر به فرد هستند و دوباره ساختن یک طرح قبلی، کاری تقریبا غیرممکن است.

صد تکه خروجی از چیدمان تعاملی، با همکاری آستین

طی همکاری آستین و علی فی، یکصد طرح منحصر به فرد که از این چیدمان تعاملی به دست آمده اند بر روی پارچه های شفاف چاپ شده و در فضای جدید آستین در مجاورت کارخانه ی آرگو به نمایش درآمدند. این آثار به طراحان، هنرمندان و مخاطبان ارائه شدند تا از آنها به طور مستقیم یا در آثارشان استفاده کنند.

Cookingmain3

آشپزی به مثابه یک روش درمانی

صدای جلز و ولز کَره در ماهیتابه، صدای قل قل آب جوش، صدای ساییدن دانه های فلفل سیاه؛ همگی صداهای آرامش بخشی هستند که از آشپزخانه به گوش می رسند. ولی آیا هرگز واقعا به آنها توجه کرده اید؟ برخی از آرامش بخش ترین اوقات روز، ساعاتی هستند که برای آشپزی کردن صرف می کنیم. اما افراد به ندرت به لذت بردن از این تجربه توجه می کنند. بدون شک خوردن یک غذای خوشمزه با طعم خوشایند و جدید، تجربه ی لذت بخشی است؛ اما فرایند آماده کردنش چطور؟

آشپزی به مثابه یک روش درمانی

رسیدن به ذهن-آگاهی (یا به تعبیری حضور در لحظه) از طریق آشپزی، ایده ایست که به تازگی در علم روان درمانی هواداران زیادی پیدا کرده. هم محققین علمی و هم متخصصین ذِن و مراقبه، در مورد تاثیرات مثبت این روش بر سلامت روحی-روانی توافق دارند. وقتی مشغول آماده کردن هر نوع غذایی هستیم، برای تغذیه ی خودمان زحمت می کشیم و به مغز و بدنمان اطمینان می دهیم که انرژی در راه است! تمرکز، ذهن-آگاهی و هدفمندی ای که در این فرایند وجود دارد، ذهن شلوغ ما را آرام کرده و تسکین می دهد. در ادامه هشت دلیل اصلی که برای این ادعا مطرح شده را با شما در میان می گذاریم.

1. آشپزی آرامش را افزایش می دهد.

دکتر میهای چیکسنتمیهایی[1]، استاد دانشگاه شیکاگو، بعد از بیست سال مطالعه در این زمینه به این نتیجه رسید که آشپزی به عنوان یک خصیصه ی بنیادین انسان، توانایی ما برای اندیشیدن و حفظ آرامش را تقویت می کند. بر اساس تحقیقات بلند مدت او، آشپزی یکی از لذت بخش ترین فعالیت های روزانه برای اکثر افراد است و در این فهرست، تنها فعالیت هایی چون معاشرت با عزیزان و غذا خوردن بالاتر از آشپزی قرار می گیرند.

شاید دنیای بیرون پر از نگرانی و مشغله و دغدغه باشد، اما هنگامی که در خانه ی خود مشغول آشپزی هستیم، افکار سازنده و آرامش بخش در ذهنمان جاری می شود. نه بحثی، نه جدلی، نه دعوایی، هیچ درگیری و تقابلی وجود ندارد! در آشپزخانه آرام تر هستیم. یک نفس عمیق بکشید، تلویزیون را خاموش کنید، مشغول آماده کردن یک غذا شوید و از فرایند آشپزی لذت ببرید!

2. آشپزی کردن شکلی از مراقبه است.

آشپزی ترکیب متعادل و سازنده ای از چالش و آرامش را برای ما ایجاد می کند. جولیا اوهانا[2]، مددکار اجتماعی سرشناس و باتجربه، عقیده دارد که آشپزی با ایجاد چالش ذهنی از یک طرف و فراهم کردن تغذیه از طرف دیگر، تاثیرات روان شناختیِ مثبتی بر ذهن انسان می گذارد.

وقتی به شکلی خوشایند غرقِ چالشی می شویم که نتیجه ای بنیادی و لذتبخش (مثلا یک غذای خوشمزه) در پی دارد، بدنمان به آرامی وارد حالتی شبیه به مراقبه می شود. وقتی با ذهن-آگاهی و حضور در لحظه مشغول آشپزی هستیم، کاملا در این فرایند نشاط آور غرق می شویم.

بدیهیست که با قرار دادن یک غذای نیمه آماده در مایکروفر، چنین احساسی را تجربه نخواهیم کرد. در عوض، پخت یک غذا را از مرحله ی صفر آغاز کنید، و واقعا به این فکر کنید که چه چیزی می توان به غذا افزود تا خوشمزه تر شود. شاید مقداری زرچوبه همان چیزی باشد که رایحه ی غذا را خوشایندتر می کند، یا شاید اضافه کردن چند قاشق آبلیمو طعم خاص تری به غذایتان ببخشد. هر ادویه یا ماده ی خوراکی ای که دوست دارید می توانید استفاده کنید، مهم اینست که خوب در موردش فکر کنید و آگاهانه تصمیم بگیرید.

3. با آشپزی کردن بیشتر لبخند خواهید زد!

این موضوع اثبات شده که به خرج دادن خلاقیت در شب، باعث می شود روز بعد بیشتر لبخند بزنید. طی تحقیقی که نتایجش در نشریه ی «روانشناسی مثبت گرا»[3] به چاپ رسید، محققین دریافتند آنهایی که شب قبل از یک روز کاری، به فعالیتی خلاقانه مثل آشپزی مشغول می شوند، نسبت به بقیه پرانرژی تر و مشتاق تر هستند. در واقع فعالیت های خلاقانه، مغز ما را در ساعات غیرکاری آماده و روغن کاری شده نگه می دارد!

شاید احساس کنید بعد از یک روز سخت کاری، ترجیح می دهید روبروی تلویزیون لم بدهید و کاری نکنید، اما اگر کمی وقت برای آشپزی بگذارید، مغزتان سرحال و آماده و خلاق می شود. بعد از یک روز کار و تلاش، مغز انسان خسته است، در این تردیدی نیست. اما همانطور که پس از هشت ساعت نشستن پشت میز، کمی نرمش به سلامت عضلات بدن کمک می کند؛ انجام فعالیتی خلاقانه بعد از یک روز کارِ روتین و تکراری هم باعث می شود احساسات و افکار مثبت تری داشته باشیم.

4. آشپزی محیطی کم تنش فراهم می کند.

همانطور که پیاده روی یا حرکات کششی باعث کاهش تنش جسمی می شود، کشیدن چند نفس عمیق و آماده کردن یک وعده غذا در محیطی آرام، به آسایش بدن و رها شدن از گرفتگی های عضلانی که بر اثر استرس و فشار روانی ایجاد شده اند کمک می کند.

تحقیقات پیرامون تاثیر آشپزی بر ذهن که در نشریه ی بریتانیایی «کاردرمانی»[4] به چاپ رسیده نشان می دهد که افراد شرکت کننده در نظرسنجی های این تحقیقات، همگی محیط آشپزخانه را فضایی خوشایند می دانند. به عقیده ی آنها، آشپزی فعالیتی عاری از فشار است و در نتیجه حالشان را بهتر می کند. عامل اصلی این موضوع، ماده ای به نام سروتونین است که فعالیتش در مغز انسان باعث احساس آرامش و تمدد اعصاب می شود.

آشپزی غیرحرفه ای باعث آرامش و کاهش تنش می شود، چون نه ضرب العجل زمانی دارد و نه پیشرفت شغلیتان به آن وابسته است؛ بنابراین می توان واقعا از آن لذت برد. شاید کودکی داشته باشید که ترجیح می دهد به جای خوراک لوبیا، پیتزا روی میز باشد! اما آنچه اهمیت دارد فرایند پختن غذاست. در ضمن همه مان می دانیم که فرزندانمان ته قلبشان هر چه برایشان پخته باشیم را دوست دارند.

5. آشپزی کردن به ما مهارت می آموزد.

دستپختتان خوب نیست؟ چه بهتر! تلاش برای آماده کردن غذایی خوشمزه، صورت مسئله ای به مغز می دهد که نقادانه در موردش تفکر کند و باعث می شود بر روی تحلیل کاری که مشغول انجامش هستیم تمرکز کنیم. در تحقیقِ دانشمندان بریتانیایی که پیشتر به آن اشاره کردیم، شرکت کنندگان هنگامی که تحت فشار نبودند، توانایی بیشتری برای تفکر نقادانه داشتند و بهتر روی آشپزی کردنشان متمرکز می شدند. هنگامی که با آگاهی و تفکر، یک دستورالعمل تهیه ی غذا را دنبال می کنیم و با تغییرات خلاقانه آن را طبق سلیقه ی خودمان بهبود می دهیم، سلول های عصبی که در ایجاد آرامش ذهنی نقش دارند به کار می افتند و ذهنمان را آرام می کنند. در این حالت ما احساس می کنیم که هم مشغول یادگیری هستیم و هم از فعالیتی که در حال انجامش هستیم لذت می بریم.

احساس خستگی و بی انگیزگی امری طبیعیست که هر انسانی آن را تجربه می کند. این حس بخشی جدایی ناپذیر از زندگی انسان است. با این وجود، باید مغزمان را تمرین دهیم. لازم نیست حتما یک آشپز حرفه ای سرشناس باشید. وقتی ببینید ایده هایی که در ذهن دارید چطور می تواند یک غذای تکراری را خوشمزه تر کند غافلگیر خواهید شد. آشپزخانه مکانی برای خلاقیت است و کمک می کند که ذهنمان خلاق تر و فعال تر باشد.

6. آشپزی اعتماد به نفس را بالا می برد.

 

این حقیقت اجتناب ناپذیر است که نتیجه ی آشپزی ممکن است موفقیت آمیز نباشد. ممکن است کلوچه ها بسوزند، برنج شفته شود، خوراک ته بگیرد؛ اما همین هم جزو زیبایی های آشپزیست. از طریق آزمون و خطا، به دستورالعل هایی برای تهیه ی غذا خواهیم رسید که شاید تا نسل ها بعد در خانواده مان باقی بماند.

به گفته ی محققینی چون دکتر «الیزابت آن مک کی»[5] و «لزلی هیلی»[6]، آشپزی باعث تقویت رویکردهای مثبت در انسان می شود. آنها می گویند آشپزی فعالیتی خلاقانه است که وقتی به نتیجه می رسد در فرد احساس موفقیت و مفید بودن ایجاد می کند.

برای آنکه سرسخت و پرطاقت شویم، باید فرایند دشواری را طی کنیم. معمولا، تنها از طریق شرایط پرفشار و دشوار است که انسان سرسخت و پرطاقت می شود. اما آشپزی کردن هم می تواند به ایجاد این ویژگی ها در انسان کمک کند.

پخت یک غذای کاملا جدید را امتحان کنید، به بازخوردهای آن دقت کنید، نظراتی که دریافت کردید را اعمال کنید و نتیجه را دوباره بررسی کنید.

7. آشپزی تمرکز را افزایش می دهد.

اینکه بعد از یک روز کاری سخت و طولانی روی مبل لم بدهیم و به تلویزیون خیره شویم کار لذتبخشی است؛ در این بحثی نیست! اما بیایید کار جدیدی را امتحان کنیم! آشپزی همراه با ذهن-آگاهی و حضور در لحظه، روشی ارزشمند و قابل لمس برای پر کردن اوقات است که به گفته ی محققان، تمرکز را افزایش می دهد و کمک می کند تا خارج از آشپزخانه هم کارهای دیگرمان را به شکل بهتری انجام دهیم.

باز هم به موضوع محرک های ذهنی سالم بازگردیم. هنگامی که مغزمان درگیر تولید چیزیست که قرار است از آن استفاده کنیم، مهارت های ذهنی مان تقویت می شود. در واقع با آشپزی کردن، برای انجام دادن هر چه بهترِ وظایفمان در دنیای بیرون از آشپزخانه هم تمرین می کنیم.

شاید در نگاه اول به نظر بیاید که آرامش و تلاش برای رسیدن به یک دستاورد با هم در تضادند. اما آشپزی کردن، هر دوی اینها را در خود دارد. به غذایی که آماده کرده اید افتخار کنید و صد درصدِ توانتان را برای آماده کردنش به کار ببندید. با این کار هم به شکمتان لطف کرده اید و هم ذهنتان را تقویت می کنید!

8. آشپزی حواس را تقویت می کند.

اگر بخواهید با ذهن-آگاهی و حضور در لحظه آشپزی کنید، باید هر ماده ی اولیه را حس کنید، هر ادویه را بو کنید و به هر صدایی دقت کنید. تحقیقات نشان داده که وقتی آگاهانه به این فکر کنیم که ذهنمان روی چه چیز متمرکز شود، حواسمان تقویت می شود و همین کمک می کند که به جای سخت تر کار کردن، هوشمندانه تر کار کنیم.

مانند بیشتر فعالیت های مراقبه ای، آشپزی سر و صدای اضافی ذهن را خاموش می کند، و ما را قادر می سازد که در هر لحظه بر چیزی که واقعا اهمیت دارد تمرکز کنیم. به حسی که نسبت بر هر ادویه یا ماده ی غذایی دارید توجه کنید، و تصور کنید که چه تاثیری در طعم نهایی غذا دارد. چنین کاری بدون شک به تقویت حواستان کمک می کند.

آشپزی کردن فرایندی زمانبر است، و انجامش به شکلی که مثل مراقبه عمل کند آن را چالش برانگیزتر هم می کند. با این حال، عزم و اراده برای رسیدن به یک روش سالم در آشپزی، بسیاری از مزایای انواع مختلف مراقبه را با خود دارد.

البته که قرار نیست تمام آشپزخانه ها به سالن یوگا تبدیل شوند! اما با بهره گرفتن از ایده های مختلف طراحی، می توان آشپزخانه را به فضایی آرامش بخش تبدیل کرد. جایی که در آن غذا می پزید باید به شما حس آرامش بدهد. فارغ از اینکه چقدر در آشپزی مهارت دارید، دفعه ی بعد که می خواهید غذایی بپزید، سعی کنید به این موارد توجه کنید، مطمئن باشید که نتیجه ی مثبتش را فوراً لمس خواهید کرد.

U0

تاریخچه‎ دکوراسیون منزل

دکوراسیون منزل، به عنوان چیزی که ما امروز می شناسیم، تاریخچه ای کهن دارد و ناشی از یک فرایند تکاملیست که با تغییرات بنیادین اجتماعی همراه بوده است. بحث دکوراسیون منزل -در معنای عمومی کلمه- از همان زمانی آغاز شد که نیاکانمان زندگی در فضای بسته را انتخاب کردند. در متن زیر  تاریخچه ی دکوراسیون منزل را به صورت بسیار خلاصه بیان می کنیم تا در مقالات بعدی سرآستین به شکل گسترده تر به شرح رویکردهای آن در دوره های مختلف تاریخی بپردازیم. از شما دعوت می کنیم در این مجموعه مقالات با سرآستین همراه شوید.

 

دکوراسیون منزل پیشاتاریخی

همه می دانند که دکوراسیون منزل نسبت به مراحل آغازینش، یعنی زمانی که غارنشینان شروع به نقاشی دیوارهای غار کردند، مسیری طولانی را پیموده است. این نقاشی ها با رنگدانه های مختلفی که از گیاهان به دست می آمدند کشیده می شدند. به نظر می آید که کمی پس از آن، بحث زیبایی شناسی در دکوراسیون و عناصری از عواطف شخصی یا غنای هنری رواج پیدا کرد. ولی همچنان زمان زیادی لازم بود تا بحث دکوراسیون منزل در شکل کاملش پا به عرصه ی عمل بگذارد.

در جهان باستان، دکوراسیون یک مسئله ی تجملاتی بود که تنها طبقه ی حاکم به آن دسترسی داشت. در اغلب دوره های تاریخی، تنها حاکمان و طبقه ی ثروتمند آنقدر دارایی داشتند که برای دکوراسیون منزلشان هزینه کنند. صنایع دستی گرانقیمت ساخته شده از سنگ ها و مواد دیگری که از نقاط مختلف جهان به دست آمده بود؛ آثار هنری چشم نواز که دیوارها و کف خانه ی ثروتمندان را می پوشاند؛ و هر شکل دیگری از هزینه کردن برای دکوراسیون، تنها مختص به طبقه ی خاصی از جامعه بود.

دکوراسیون منزل در عصر باستان

دکورهای تجملاتی منزل علی الخصوص در امپراتوری روم بسیار قابل توجه بود. از کاشی کاری های زینتی و پرده های نگارین با رنگ های غنی گرفته تا ابداع یک سیستم گرمایش مرکزی برای خانه ها، تمام شواهد حاکی از نقش مهم دکوراسیون در سبک زندگی رومیان است.

با فرا رسیدن قرون وسطی، دکوراسیون منزل بیشتر به بازنمایی آنچه در آن دوران بر جامعه می گذشت تبدیل شد. وقتی پای رنسانس به میان آمد و کشفیات و بیانات هنری جدید راه خود را پیدا کردند، دکوراسیون منزل هم چهره ی جدیدی به خود گرفت. نهادهای مذهبی و همینطور طبقه ی حاکم، هنر را ترویج و تشویق می کردند، در نتیجه آویختن آثار هنری به دیوار، تبدیل به عنصری پذیرفته شده در دکوراسیون منزل شد.

دکوراسیون برای همه ی منازل

این نکته حائز اهمیت است که بحث دکوراسیون منزل را باید به چشم یک موضوع بین المللی دید. رویکردهایی که در جهان متداول می شوند بر گرایش ها در هر کشور اثرگذار هستند. انقلاب صنعتی، نقطه ی عطفی در زمینه دکوراسیون بود. در این زمان بود که به لطف تولید انبوه صنعتی، کالاهای مرتبط با دکور منازل بالاخره تبدیل به محصولاتی عمومی شدند و مردم عادی نیز از پس هزینه ی خرید آنها بر آمدند.

ماری هاویس[1]، نویسنده ی فمینیست در آستانه ی ورود به قرن نوزدهم نوشت: «من سرسختانه باور دارم یکی از اصول اولیه‎ ی خوش سلیقگی این است که خانه های ما، مانند لانه ی حیوانات و آشیانه ی پرندگان، باید سلیقه و عادات شخصی خودمان را بازنمایی کند». همین رویکرد بود که راه را برای پدیده ای کاملا جدید مثل حرفه ی طراحی داخلی هموار کرد. دکوراسیون منزل به آرامی به یک سرگرمی و پس از آن به یک شغل تمام عیار تبدیل شد که امروز حرفه ای افراد بسیاریست.

در دهه ی 20 میلادی، دکوراسیون منزل تا حد زیادی متاثر از افراط و اسرافی بود که از رویای امریکایی، جنبش هنری «آرت دکو»[1] و تولد فیلم های هالیوودی منتج میشد. در اروپا، پاسخ به این پدیده، جنبش باوهاوس[2] بود که به طور کامل بر رویکردی مدرنیستی به دکوراسیون منزل تاکید داشت.

دکوراسیون منزل و رکود بزرگ

با ورود به دهه ی 30 میلادی، دوره ی رکود بزرگ فرا رسید و رویکردهای اسراف گرایانه ی دهه ی قبل را به شدت کاهش داد. در این دوره، دکوراسیون منزل بیشتر بر کارایی و کارآمدی تمرکز داشت تا بر نمایش جلوه های بصری چشمگیر. این نگرش تا اواخر دهه ی 40 ادامه یافت، یعنی زمانی که جنگ جهانی به پایان رسید و مردم بالاخره طعم صلح را چشیدند. تمرکز بر طراحی های خانواده-محور افزایش یافت. اتاق کودکان و اتاقی برای دور هم بودن خانواده در مرکز توجه قرار گرفت. استفاده از رنگ های روشن و طرح گلها و گیاهان رایج شد. دیوارها به کاغذ دیواری مزین شدند و فرش و قالی به یکی از وسایل اصلی خانه تبدیل شد. به همراه این رویکرد، ابداعات جدیدی پدید آمد که راهشان را به خانه ها باز کردند و تبدیل به بخشی جداناشدنی از دکوراسیون منزل شدند.

 

به دهه ی 60 که می رسیم شاهد یک نوع شوریدگی کاملا متفاوت در زمینه ی دکوراسیون منزل هستیم. تحت تاثیر خرده فرهنگ «هیپی» که در سراسر جهان در حال گسترش بود، حجم عظیمی از رنگ های شاد و روشن و طیف گسترده ای از انواع چاپ، به خانه ها راه پیدا کردند. هنرمندانی مثل «اندی وارهول»، انقلابی در زمینه ی چاپ و دیگر آثار هنری رقم زدند که دامنه ی تاثیرش خانه ها را نیز در بر گرفت. ورود عناصر عجیب و غیرمعمول به دکوراسیون منزل تا دهه ی 90 میلادی ادامه پیدا کرد. در دهه ی 90، داشتن تلویزیون و دستگاه پخش ویدیو در اتاق نشیمن به یک امر معمول و همگانی تبدیل شد. رواج اینترنت و شتاب گرفتن روند جهانی شدن، دنیای انسان را کوچکتر و در هم تنیده تر ساخت و دسترسی به ایده ها و ابدعات جدید برای همه تسهیل شد.

دکوراسیون مدرن

با ورود به هزاره ی سوم، رویکردها نسبت به دکوراسیون منزل به یک ثبات نسبی رسید و بر کارایی در حین زیبایی و ظرافت متمرکز شد. دیگر نشانی از زیاده روی های دهه های قبل نیست و به شکلی روز افزون به سمت اثاث هوشمند و کالاهایی حرکت کرده ایم که با فناوری های هوشمند که به آنها خو گرفته ایم سازگاری دارند.

با افزایش محدودیتِ فضا و ارتقا سلایق در دنیای امروز، اصلاح رویکردهای افراطی دکوراسیون منزل که در دهه های گذشته رواج داشت و سازگار کردن آن با شرایط امروز، تبدیل به یک ضرورت شد. مفهوم امروزی دکوراسیون منزل، با استفاده ی بهینه از فضا و عناصر مربوط به راحتی گره خورده است.

Covermaybe

هفته‌ مد میلان

اگر یک شهر باشد که بتوان آن را پایتخت مد لقب داد، آن شهر میلان است. میلان بدون تردید پایتخت مد ایتالیا و حتی جهان است. این شهرِ هزار و یک ملت، گهواره‌ی هنر، آشپزی، فرهنگ و تجملات است. مکانی ایده‌آل برای علاقه‌مندان به مد و فعالانِ این صنعت. در متن زیر، سرآستین تاریخچه‌ی مختصری از مد ایتالیا را بازگو می‌کند تا ببینیم میلان چطور به پایتخت مد جهان تبدیل شد.

تاریخچه مد ایتالیا

برای قرن های متمادی، صنعت مد ایتالیا تنها در سطح داخلی مطرح بود؛ با میراثی طولانی که دنباله‌ی آن به قرون وسطی می رسید. هر شهر کالاهای تجملاتی خود را داشت، با پیشه‌ورانی که هر کدام در خیاطی سبک و سیاق خود را داشتند و متخصص نوع خاصی از پارچه بودند.

پژواک این سیستم تا پس از جنگ جهانی دوم ادامه داشت؛ زمانی که ایتالیا برای اولین بار به طور جدی وارد صحنه‌ی جهانی مد و پوشاک شد. چند شهر مختلف با هم در رقابت بودند تا خود را به عنوان مرکز مد ایتالیا تثبیت کنند، و در هر دوره یکی از آنها گوی سبقت را از سایرین می ربود. در میان رقبا، فلورانس از بقیه قوی‌تر می‌نمود. جیووانی باتیستا جورجینی[1]، تاجر مشهور اهل فلورانس، مجموعه‌ای از دیزاینرهای محبوب آن دوران را گرد هم آورد و شروع به برگزاری جشنواره‌های مد و پوشاک کرد، ابتدا در ملک شخصی خودش و سپس در فضای مشهور به «اتاق سفید»[2] در کاخ پیتی[3]. از مطرح‌ترین این طراحان می‌توان به امیلیو پوچی[4] و خواهران فونتانا[5] اشاره کرد. این جشنواره‌ها از همان ابتدا موفقیت چشمگیری کسب کردند. روزنامه‌نگاران بسیاری در آنها شرکت کردند و نمایندگانی از بزرگترین مراکز خرید امریکایی اقدام به ثبت سفارش کردند.

جشنواره‌های دیگری هم در رم و ونیز برپا شد. همزمان، در صنعت فیلم هم توجه تازه‌ای به فشن ایتالیایی پدید آمده بود و این موضوع به افزایش محبوبیت این جشنواره‌ها کمک شایانی کرد. خواهران فونتانا که در رم مستقر بودند طراحی لباس بازیگران مشهور از جمله آدری هپبورن و الیزابت تیلور را برعهده گرفتند. استودیو چینه‌چیتا به همکاری با هنرمندان داخلی و خارجی پرداخت، از جمله فدریکو فلینی، کارگردان مشهور که فیلم 1960 اش به نام «زندگی شیرین» باعث مد شدن پیراهن های کوتاه مشکی شد و سبک و سیاق لباس های ایتالیایی را در جهان مطرح ساخت.

چرا میلان؟

در سال 1958، هیئت ملی مد ایتالیا[6] ، با هدف ترویج و حمایت از طراحان مستعد تاسیس شد. در دهه‌های بعدی، برندهای ایتالیایی بیشتری به صحنه آمدند. تمرکز این برندها بر کالاهای تجملاتی‌ای بود که کمی مقرون به صرفه تر از نمونه‌ی پاریسی شان باشد؛ و علاوه بر آن در تولید پارچه‌های جدید نیز دستی داشتند. میسونی[7] و اترو[8] دو نمونه از این برندها بودند.

در حالی که شهرهای مختلف برای جلب توجه رسانه‌ها و خریداران‌ رقابت می‌کردند، جایگاه میلان به آرامی در حال رشد بود. در دوره‌ای که محبوبیت پوشاک آماده به شدت در حال افزایش بود، میلان به عنوان یک شهر شمالی با روابط گسترده در زمینه‌ی تولید، به مکانی ایده‌آل برای طراحان مد بدل شد. در سال 1961، دفتر مرکزی نشریه تازه تاسیس ووگ ایتالیا نیز به شهر میلان منتقل شد. سپس با فرا رسیدن دهه‌های 1970 و 1980 میلادی، تعدادی از طراحان مستقر در میلان، از جمله جورجو آرمانی و جیانی ورساچه، محبوبیت فراوانی یافتند و این امر به تثبیت جایگاه میلان به عنوان پایتخت مد کمک فراوانی کرد.

قرن بیستم

در سال‌های پایانی قرن بیستم، ستاره‌ی بخت طراحان سرشناس دیگری هم درخشیدن گرفت. موسکینو[9] با شعارهای تبلیغاتی جنجالی‌اش، دولچه و گابانا با رویکرد نوستالژی-محور و الهامی که از دوران های گذشته می‌گرفت، و میوچا پرادا[10] که کسب کار خانوادگی پرسابقه‌اش در میلان را با ارائه ی کوله پشتی‌های مینیمالیستی احیا کرد و همین رویکرد را در سایر حوزه های پوشاک زنان نیز به کار گرفت.

با این حال، اگر بخواهیم بر لحظات معدودی که هفته مد میلان را تجسم بخشیدند انگشت بگذاریم، احتمالا همکاری کم نظیر ورساچه با سوپرمدل‌هاست که بیش از همه جلب توجه می کند. به خصوص جشنواره‌ی سال 1991 اش که در آن سیندی کرافورد، نائومی کمبل، کریستی ترلینگتون و لیندا اوانجلیستا[11] به روی صحنه رفتند و با آهنگ «آزادی 90» جرج مایکل لبخوانی کردند، در حالی که همگی به تازگی در موزیک ویدئوی این آهنگ ظاهر شده بودند.

زرق و برق اغراق شده

در یک دهه‌ی بعدی، این زرق و برقِ افراطی دامن بسیاری از برندهای دیگر از جمله گوچی را هم گرفت. در سال 1990 که تام فورد، طراح امریکایی به گوچی پیوست (و در سال 1994 به مقام کارگردان هنری ارتقا یافت)، این برند که کارش را در اوایل قرن بیستم با فروش محصولات چرمی آغاز کرده بود آینده‌ای متزلزل داشت. هنگامی که فورد مجموعه‌ی AW95 را ارائه کرد، تمام این نگرانی‌ها از میان رفت. کت‌های مخمل ظریف با دکمه‌های نیمه‌باز و بلوزهای مزین به جواهرات با رنگ های روشن، مجموعه‌ای مجلل و جذاب ساختند که موفق شد در فاصله‌ی سال‌های 1995 تا 1996، فروش محصولات گوچی را نود درصد افزایش دهد.

سال 1997، به قتل رسیدن جیانی ورساچه در میامی، سال تلخی را برای صحنه‌ی مد ایتالیا رقم زد. خواهر او، دوناتلا، مسئولیت کارها را برعهده گرفت و تنها سه ماه بعد مجموعه‌ی جدیدی را برای مخاطبینی محزون و سوگوار رونمایی کرد. کارل لاگرفلد[12]، طراح مشهور آلمانی و جورجو آرمانی هم در میان این مخاطبین بودند. در طراحی این لباس‌ها هم ادای دینی به برادر مرحومش شده بود و هم نگاه هنری خاص خودش نمایان بود.

زمان حاضر

این روزها هنوز هم بسیاری از همان نام‌های قدیمی، صحنه‌ی مد و همینطور برنامه‌های هفته‌ی مد میلان را قبضه کرده‌اند. گوچی با طراحی‌های تلفیقی الساندرو میشل که از زیبایی‌شناسی باروک الهام گرفته‌اند وارد عصر جدیدی شده. در توصیف این طراحی‌های جدید اینطور گفته شده: «از یک سو، مادربزرگی شیک و خوش‌پوش که گرانقیمت‌ترین لباس‌هایش را پوشیده، و از سوی دیگر یک آدم فضایی پر زرق و برق که همچون فلزات گرانبها می‌درخشد!».

ماسکینو تحت رهبری جرمی اسکات، به ریشه‌های جنجالی خودش پایبند مانده، علاوه بر اینکه حالا گذری هم به فرهنگ عامه‌ی هایپرکاپیتالیستی می‌زند. جرمی اسکات در سال‌های اخیر منابع الهام مختلف و متفاوتی داشته، از باربی گرفته تا مک‌دونالد! میوچا پرادا همچنان رویکردی متفکرانه به سلیقه‌ی خوب و بد، تاریخ و فرهنگ را به آثارش تزریق می‌کند. مجموعه‌ی پاییز-زمستانه‌ای که او در سال 2019 برای زنان عرضه کرد ارجاعاتی به رمان فرانکنشتاین اثر مری شلی[13] دارد و تناظرات امروزی با فضای عدم اطمینان سیاسی که پشت این رمان وجود دارد برقرار می‌سازد.

ورساچه نیز هنوز هم بیش از هر چیز تلاشی در جهت زرق و برق‌های اغراق شده و جذابیت‌های ظاهری دارد. در بیستمین سالمرگ جیانی ورساچه در سال 2017، پنج نفر از مدل‌های محبوبش بر صحنه رفتند و با نمایش مجموعه‌ای از پیراهن‌های موج‌دار لمه به او ادای احترام کردند. دوناتلا هم هنوز  در ادامه دادن مسیر برادرش ثابت قدم است.

ساخت ایتالیا

تردیدی نیست که تغییرات اجتناب‌ناپذیری هم در این عرصه رخ داده‌اند. فندی[14] در مجموعه‌ی پاییز و زمستانه‌ی سال 2019 اش به کارل لاگرفلد ادای احترام کرد، کسی که از سال 1965 طراح اصلیشان بود. در طول این سال‌ها، او شاهد دگرگونی موقعیت میلان در صحنه‌ی مد جهانی بود. البته شایان ذکر است که سایر شهرها هم فعالیت‌های موفقیت‌آمیزی در این زمینه دارند، از جمله فلورانس که با برگزاری شوی «پیتی اومو»[15] که به لباس‌های مردانه اختصاص دارد هنوز هم حضور پررنگش در صحنه‌ی مد را حفظ کرده. مجموعه‌ی برندهای قدیمی و شناخته‌شده در کنار تازه‌کارانِ بلندپرواز، توانسته‌اند هنوز هم جذابیت خاص و منحصر به فردِ برچسب «ساخت ایتالیا» را حفظ کنند.

پاورقی:

[1] Giovanni Battista Giorgini

[2] Sala Bianco

[3] Palazzo Pitti

[4] Emilio Pucci

[5] Fontana

[6] Camera Nazionale della Moda Italia

[7] Missoni

[8] Etro

[9] Moschino

[10] Miuccia Prada

[11] Cindy Crawford, Naomi Campbell, Christy Turlington and Linda Evangelista

[12] Karl Lagerfeld

[13] Mary Shelley

[14] Fendi

[15] Pitti Uomo

L1220848

شاخه نبات ، مجموعه‌ی جدید لیدا نوبا

در افسانه‌های عامیانه و سینه به سینه نقل شده است تا به ما رسیده که روزی بیش از هفت قرن پیش مردی حافظ قرآن و آگاه از امور شرع با دیدن شخصی چنان عاشق می‌شود که حدیت دلدادگیش می‌شود شاهکار شعر تغزلی زبان فارسی و معشوقش می‌شود شاخ نبات و خودش می‌شود حافظ.

هر ایرانی همانطور از حافظ حرف می‌زند که از یک دوست. هرکسی یکی دو شعرِ حافظ را از بر است و در وقت دلتنگی یا نگرانی دست به دامن حافظ می‌شود و با قسم به نام شاخه نبات از حافظ طلب کمک می‌کند. این خاصیت عشق است که اشعار مردی از قرن چهارده را به انسانی از قرن بیست و یکم چنین نزدیک می‌کند.

 

شاخه نبات

شاخه نبات من ایده و سرنمون زیبایی است که قرارست در قالب لباسی رنگارنگ یا زیوری ظریف، گرداگرد اندام‌ها را بگیرد و با لمس شدن یا دیده شدن از مخاطبی به مخاطب دیگر منتقل شود.

مسجد نصیرالملک

در یکی از محله‌های قدیمی شیراز مسجدیست به نام مسجد نصیرالملک که به شکل اغراق‌آمیزی سرشار از رنگ است. هر روز صبح، نور از دل اُرسی‌های رنگی می‌گذرد و جشن بی‌بدیلی از رنگ‌ها را در امتزاج با کاشی‌های هفت رنگ دیوارها و سقف و کف مسجد بوجود می‌آورد.

من میان این رنگ‌ها و طرح‌ها و انبوه پارچه‌های چین در چین، به جستجوی شاخ نبات خودم می‌گردم. نه با کلمه و واژه که با پارچه و دوخت، دهلیزهایی می‌سازم از جنس شور و شوق و شیدایی تا محلی برای تجلی و حضور شاخه نباتم باشد.

شدت رنگ‌ها و تنوع نور و سایه‌های رنگی مسجد به چنان اوج باشکوهی می‌رسد که سر آدم به دوران می‌افتد و خلسه‌ی شاعرانه و معنوی‌ای به انسان دست می‌دهد. شاید کمتر مکانی را با چنین جذبه‌ی شاعرانه‌ای پیدا کنید که در اصل برای عبادت پرودگار ساخته شده باشد.

برخی چیزها چنان ساده مرزهای زمان و مکان را در می نوردند که گویی این دو قانون بی بروبرگرد فیزیک، خیالی بیش نیستند. حدیث عشق و دلدادگی یک از این چیزهاست. مهم نیست حدیث عشق چقدر مکرر شود! شیدایی‌ و شوری که بر می‌انگیزد همیشه تازه است و بکر.

مجموعه‌ی جدید من، مجموعه‌ای از تن پوش‌ها نیست. مجموعه‌ی من حدیث دلدادگیم به وطنم و این معنویت شاعرانه و شیدایی‌ست.

همکاری لیدا نوبا و رهام بابایی‌فرد

یکی دیگر از آثار زیبا و خاص مجموعه‌ی شاخه نبات ، یک گوشواره‌ی برنجی قلم‌کاری شده است که طی همکاری لیدا نوبا با رهام بابایی‌فرد، طراح جواهرات ایرانی خلق شده. کسانی که با آثار این دو طراح آشنایی دارند به خوبی درک می‌کنند که این همکاری تا چه حد با سبک و سیاق آنها همساز است. لیدا همیشه ایران و هنر و ادبش را به عنوان منبع اصلی الهام آثارش دانسته و در توضیح آثار گذشته‌اش هم به فرهنگ و معماری ایرانی، خصوصا در شهرهایی مثل اصفهان و یزد و شیراز و کاشان و آثار باستانی‌شان اشاره کرده. از سوی دیگر رهام بابایی‌فرد طراحیست که پیش‌زمینه‌ی کاریش از معماری آغاز شده و به سبب علاقه‌ی خاصی که به عتیقه‌جات، اشیاء قدیمی، جواهرات آنتیک و همینطور سنگ‌های رنگی داشت، به سراغ طراحی زیورآلات رفت.

به همین دلیل برای این قطعه از مجموعه‌ی «شاخه نبات» که الهام گرفته از داستان عشق حافظ است و شیراز و مسجد نصیرالملک با آن ارسی‌های رنگارنگش، لیدا به دنبال همکاری با طراحی رفت که به اندازه‌ی خودش عاشق این رنگ‌ها و این گذشته‌ی شاعرانه باشد؛ طراحی که در آثار پیشینش نشان داده تا چه حد در بازی با رنگ‌ها و سنگ‌ها چیره‌دست است.

در این مقاله می‌توانید در مورد لیدا نوبا و مجموعه‌ی پیشین‌اش بیشتر بخوانید.

Cov-300x300

استفاده از ماسک پارچه‌ای دست‌ساز برای کمک به کاهش گسترش کووید-19

آیا ماسک پارچه‌ای دست‌ساز از ما در برابر ویروس محافظت می‌کند؟ آیا خرید ماسک پارچه‌ای بهتر از خرید ماسک‌های یک‌بار مصرف است؟ در این مقاله که مستقیماً از وبسایت «سی‌دی‌سی» یا «مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ایالات متحده» ترجمه شده و لینک مقاله‌ی اصلی در انتهای صفحه قرار دارد، مزایا و نحوه‌ی صحیح استفاده از ماسک پارچه‌ای دست‌ساز تشریح شده است.

توضیح سی‌دی‌سی در مورد استفاده از ماسک‌های دست‌ساز

سی‌دی‌سی توصیه می‌کند در مکان‌های عمومی که در آنها حفظ فاصله‌ی اجتماعی دشوار است (مثل فروشگاه‌ها و داروخانه‌ها) مخصوصا در مکان‌هایی که امکان انتقال بیماری در آنها زیاد است از ماسک پارچه‌ای دست‌ساز استفاده شود.

سی‌دی‌سی تاکید می‌کند که استفاده از ماسک پارچه‌ای ساده می‌تواند به کاهش گسترش ویروس کمک کند و باعث جلوگیری از گسترش ویروس توسط افرادی شود که به ویروس مبتلا هستند و خودشان از این امر آگاهی ندارند. ماسک پارچه‌ای ساده (که می‌توان آن را با هزینه و امکانات کم در خانه درست کرد) می‌تواند راهکار مؤثری برای کاهش گسترش ویروس در اجتماع باشد.

ماسک‌های پارچه‌ای را برای این افراد نباید استفاده کرد:

  • کودکان زیر دو سال
  • کسانی که مشکل تنفسی دارند
  • افرادی که هوشیار نیستند
  • افرادی که ناتوان هستند
  • به طور کلی، کسانی که قادر نیستند به تنهایی ماسک را از روی صورتشان بردارند.

 

نکته‌ی بسیار مهم این است که منظور از این ماسک‌های پارچه‌ایِ توصیه شده، ماسک‌های جراحی یا ماسک N-95 نیست. ماسک‌های جراحی و ماسک‌های N-95 تجهیزاتی حیاتی هستند که باید برای پزشکان، پرستاران و سایر افراد شاغل در کادر درمانی باقی بمانند.

ماسک پارچه‌ای را چطور به صورتمان بزنیم؟

ماسک‌های پارچه‌ای باید:

  • به شکل مناسب در دو طرف صورت محکم شوند ولی احساس ناراحتی ایجاد نکنند.
  • با کش یا بند در پشت سر یا پشت گوش‌ها بسته شوند.
  • از حداقل دو لایه پارچه درست شده باشند.
  • جلوی تنفس راحت را نگیرند.
  • قابل شستشو در ماشین لباسشویی باشند بدون اینکه شکل‌شان را از دست بدهند یا آسیب ببینند.

آیا ماسک پارچه‌ای باید مرتبا شسته شود؟

بله. ماسک پارچه‌ای باید به طور مرتب شسته شود. بسته به میزان استفاده از ماسک، میزان این شسشتو متفاوت است.

چطور باید ماسک پارچه‌ای را به شکل صحیح بشوییم یا ضدعفونی کنیم؟

شستشو با ماشین لباسشویی برای تمیز کردن ماسک پارچه‌ای کفایت می‌کند.

طریقه‌ی صحیح درآوردن ماسک پارچه‌ای از صورت به چه شکل است؟

افراد باید مراقب باشند که هنگام درآوردن ماسک از روی صورت، دستشان به چشم‌ها، دهان یا بینی برخورد نکند. بلافاصله پس از درآوردن ماسک دست‌ها را با آب و صابون بشویید یا با ضدعفونی کننده‌های حاوی الکل تمیز کنید.

 

cdc.gov/coronavirus/2019-ncov/prevent-getting-sick/diy-cloth-face-coverings.html

 

مقاله‌ی بالا مستقیما از وبسایت «سی‌دی‌سی» یا «مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ایالات متحده» ترجمه شده، اما سوال دیگری هست که در این مقاله به آن اشاره نشده و به همین دلیل آن را جداگانه در قسمت بعدی قرار دادیم:

آیا ماسک‌های یک‌بار مصرف موثرتر از ماسک‌های پارچه‌ای دست‌ساز هستند؟

تا مدت‌ها پس از شروع همه‌گیری ویروس کرونا، هنوز پاسخ دقیقی به این سوال داده نشده بود و حتی نهادهای بهداشتی معتبر جهان نیز نظرات متفاوت و گاها متضادی نسبت به این موضوع داشتند. اما سرانجام طی تحقیقی که متیو استیمیتز و همکارانش در «موسسه‌ی ملی استاندارد و فناوری ایالات متحده» انجام دادند و در آن از یک روش تصویربرداری جدید برای بررسی میزان گسترش قطرات ریز تنفسی هنگام استفاده از ماسک‌های مختلف استفاده کردند، مشخص گردید که تفاوت بین انواع مختلف ماسک چندان قابل توجه نیست و تمامی ماسک‌ها نقش بسیار مهمی در گسترش ویروس دارند. این تحقیق نشان داد که نحوه‌ی استفاده از ماسک، تاثیر بسیار پررنگ‌تری در پیشگیری از گسترش ویروس دارد تا نوع ماسک. همانطور که پیشتر اشاره شد، ماسک باید به نحوی روی صورت قرار بگیرد که کاملا جلوی دهان و بینی را بپوشاند و به اندازه‌ی کافی محکم باشد تا هوا به جای عبور از بافت ماسک، از اطراف آن خارج نشود.

با در نظر گرفتن اینکه تفاوت در تاثیرگذاری ماسک پارچه‌ای و ماسک یکبارمصرف بسیار جزئی است، یک نکته‌ی مهم وجود دارد که استفاده از ماسک پارچه‌ای را به گزینه‌ی مطلوب‌تر تبدیل می‌کند: تاثیرات زیست‌محیطی.
امروزه دیگر بحران شدید زیست‌محیطی که بشر و کره‌ی زمین با آن روبروست بر کمتر کسی پوشیده است. تمامی متخصصان تاکید دارند که برای غلبه بر آثار فاجعه‌بار این بحران، به تغییرات عمیق و فوری در جنبه‌های مختلف زندگی تمام انسان‌ها نیاز داریم، و یکی از این جنبه‌ها کاهش زباله و پسماند خصوصا پسماندهای پلاستیکی است. برخلاف ماسک پارچه‌ای، ماسک‌های یکبار مصرف همانطور که از نامشان پیداست قابل استفاده‌ی مجدد نیستند و به همین دلیل استفاده از آنها مستلزم تولید حجم بسیار زیادی از پسماندهای پلاستیکی است؛ و به باور متخصصان، تفاوت جزئی که در میزان تاثیرگذاری ماسک‌های پارچه‌ای و ماسک‌های یکبار مصرف وجود دارد نمی‌تواند این جنبه‌ی منفی را توجیه کند. به همین دلیل برای عموم مردم، بهترین گزینه این است که به جای ماسک یکبار مصرف، چند عدد ماسک پارچه‌ای داشته باشند و به شکل صحیح و موثر از آنها استفاده کنند.

f9fd4965d83036352dc42cc860ae7131

تاریخچه‌ای مختصر از هنر امریکاییان افریقایی‌تبار – بخش اول

«هنر امریکاییان افریقایی تبار»، لفظی کلی است که به فعالیت‎‌های مختلف هنری در جوامع سیاهپوستان امریکا (امریکاییان افریقایی تبار) اطلاق می‌شود. هنرِ سنتی امریکاییان افریقایی‌تبار متاثر از پیش‌زمینه‌های فرهنگی گوناگون در افریقا و امریکا و اروپا بوده و شامل فعالیت‌های مختلفی از جمله نقاشی، چوب‌تراشی، پارچه‌بافی، آجیده‌دوزی، سفال‌گری، سبدبافی و... می‌شده.

در این نوشته‌ی چند قسمتی، به تاریخچه‌ای کوتاه از هنر سیاهپوستان امریکا و معرفی دقیق‌تر برخی از برجسته‌ترین هنرمندان افریقایی‌تبار امریکا خواهیم پرداخت.

دوران پیش از مستعمره‌نشینی و دوران جنگ داخلی

قدیمی‌ترین آثار هنری سیاهپوستان در ایالات متحده، آثار برده‌های ماهر و پیشه‌ور در نیوانگلند بوده. از دوران مستعمره‌نشینی امریکا، دو دسته آثار تولید شده توسط بردگان به جای مانده: آثاری که بردگان برای استفاده‌ی شخصی افراد خلق می‌کردند و آثاری که برای استفاده‌ی عمومی خلق میشد. از نمونه‌های به جای مانده در فاصله‌ی قرن هفدهم تا اوایل قرن نوزدهم، می‌توان به طبل‌های کوچک، پارچه و لحاف، سبد، مجسمه‌های فلزی، ظروف سرامیکی و سنگ قبر اشاره کرد.

آن دسته از بردگان سیاهپوست که صنعتگران زبردستی بودند توسط اربابان سفیدپوست خریداری می‌شدند و آثارشان توسط اربابان و برای منفعت مالی آنها به فروش می‌رفت.

آثار هنری عمومی که توسط بردگان ماهر خلق می‌شدند هم نقش مهمی در اقتصاد مستعمره‌نشین‌ها داشتند. در نیوانگلند و برخی دیگر از مستعمره‌نشین‌ها، بردگان به عنوان شاگرد نزد پیشه‌وران مختلف به کار گرفته می‌شدند، از جمله در طلاکاری، کابینت‌سازی، حکاکی، نقاشی پرتره، نجاری، بنایی و آهنگری. ساخت و تزئین عمارت معروف «جیسون هاوس» که در سال 1712 بر روی رود هادسون بنا شد توسط بردگان سیاه به انجام رسیده بود. بسیاری از قدیمی‌ترین ساختمان‌های لوییزیانا، کارولینای جنوبی و جورجیا توسط بردگان صنعتگر ساخته شده‌اند.

در اواسط قرن هجدهم، «جان بوش» برده‌ی سیاهپوستی بود که در گروه شبه‌نظامیان ماساچوست در کنار سربازان بریتانیایی در جنگ فرانسویان و سرخپوستان مبارزه می‌کرد. در آن زمان سربازان محفظه‌ای از شاخ بز و دیگر حیوانات به همراه داشتند که درون آن باروت حمل می‌کردند. جان بوش در تراشکاری تزئینی این محفظه‌ها مهارت خاصی داشت و برخی از آثارش هنوز در موزه‌ها و مجموعه‌ها باقی مانده. پاتریک اچ ریزن، جاشوا جانسون و اسکیپیو مورهد از قدیمی‌ترین نقاشان پرتره در میان سیاهپوستان هستند که در سال‌های 1773 تا 1887 فعالیت می‌کردند.

هریت پاورز (تولد 1837 – درگذشت 1910) یک هنرمند فولک سیاهپوست بود که در ایالت جورجیا در بردگی متولد شد. پارچه‌ها و لحاف‌هایی که او در طول حیاتش خلق کرد امروز شهرتی جهانی دارند. او از تکنیک‌های سنتی تکه‌دوزی استفاده می‌کرد تا افسانه‌های محلی، داستان‌های انجیل و رویدادهای نجومی را بر روی لحاف‌هایش ثبت کند. امروز تنها دو عدد از آثار متاخر او باقی مانده، لحاف انجیل ساخت 1886، و لحاف انجیل ساخت 1898. لحاف‌های او جزو بهترین نمونه‌های آجیده‌دوزی قرن نوزدهمی جنوب امریکا محسوب می‌شود.

زنان منطقه بویکین در آلاباما (که آن روزها به نام جیزبند شناخته میشد) هم مانند هریت پاورز، سبکی متمایز، پیچیده و جسورانه در آجیده‌دوزی بنا نهادند که از پارچه‌های سنتی افریقاییان و بومیان امریکا الهام می‌گرفت اما برخلاف آنها نوعی از سادگی هندسی را به همراه داشت. با وجود فاصله‌ی جغرافیایی زیاد، آجیده‌دوزی‌های آنها شباهت‌هایی با پارچه‌های آمیش و حتی هنر مدرن دارد. زنان جیزبند، مهارت و زیبایی‌شناسی خاص خودشان را طی حداقل شش نسل، سینه به سینه به نوادگان‌شان در دنیای امروز منتقل کرده‌اند. آجیده‌دوزی امروز هم به عنوان یک بیان هنری در بسیاری از جوامع امریکاییان افریقایی تبار باقی مانده.

دوران پس از جنگ داخلی

پس از جنگ داخلی، نمایش آثار هنرمندان سیاهپوست در موزه‌ها مقبولیت فزاینده‌ای پیدا کرد و هنرمندان افریقایی‌‎تبار شروع به خلق آثاری مشخصا به این هدف نمودند. بیشتر آثار این دوره، به سبک سیاق رومانتیسم اروپایی و سنت‌های کلاسیک نقاشی پرتره و منظره بود. ادوارد میچل بنیستر، هنری اوساوا تنر و ادمونیا لوییس از شناخته‌شده‌ترین هنرمندان سیاهپوست این دوره هستند. از دیگران هنرمندان این دوره می‌توان به گرافتون تایلر براون، نلسون ای پریموس و متا واریک فولر اشاره کرد.

ابتدا در شهرهای بزرگ‌تر امریکا از جمله فیلادلفیا، بوستون، شیکاگو، نیویورک و نیواورلئان بود که شهرت گسترده؛ و فراتر از مرزهای نژادی؛ برای جامعه‌ی هنری سیاهپوستان ممکن شد. البته حتی در این مکان‌ها نیز محدودیت‌های تبعیض‌آمیزی وجود داشت. اما در خارج از امریکا، از آثار امریکاییان افریقایی‌تبار استقبال بیشتری میشد. در اروپا، مخصوصا در پاریس، هنرمندان امریکای افریقایی‌تبار در بیان هنری‌شان و کسب تجربیات هنری مختلف، آزادی بیشتری داشتند. به طور کلی در پاریس (و تا حد کمتری در مونیخ و رم) آزادی بیان بیشتری برای آنها وجود داشت.

از رنسانس هارلم تا هنر مدرن

رنسانس هارلم یکی از مهمترین جنبش‌های هنری در هنر امریکاییان افریقایی‌تبار بود. برخی آزادی‌ها و ایده‌های مترقی که در آن زمان در سایر نقاط جهان گسترش یافته بود، کم‌کم در دهه‌ی 1920 به جوامع هنری امریکا راه یافت. از مشهورترین هنرمندان این دوره می‌توان به سارجنت کلاود جانسون، پالمر هایدن، ریچموند بارته، آرون داگلاس، جان تی بیگرز، آگوستا سوج، و جیمز وندر زی اشاره کرد.

تاسیس بنیاد هارمون در سال 1922 نیز جزو عواملی بود که تاثیر مثبتی بر هنر امریکاییان افریقایی‌تبار گذاشت. این بنیاد توسط ویلیام هارمون تاسیس شد و با ارائه‌ی سالانه‌ی «جایزه‌ی هارمون» و برگزاری نمایشگاه‌های سالانه، به حمایت مالی از هنرمندان سیاهپوست امریکا پرداخت. در سال 1929، «رکود بزرگ» تا حد زیادی باعث توقف سرمایه‌گذاری روی هنر شد. هرچند بنیاد هارمون در آن زمان هنوز برپا بود، اما حمایت مالی‌اش از هنرمندان به شدت کاهش یافت.

در سال 1933، وزارت خزانه‌داری ایالات متحده با راه‌اندازی «پروژه‌ی آثار هنری عمومی» تلاشی برای حمایت از هنرمندان کرد که چندان نتیجه‌بخش نبود. در سال 1935، رئیس‌جمهور فرانکلین روزولت «سازمان گسترش اشتغال» را تاسیس کرد. این سازمان توانست حمایت بهتری از هنرمندان ایالات متحده، از جمله هنرمندان افریقایی‌تبار کند. بسیاری از هنرمندان و نویسندگان توانستند مشاغلی پیدا کنند و دوران رکورد را پشت سر بگذارند. در همین دوره بود که موضوعاتی مانند سیاست، و مسائل انسانی و اجتماعی به عنوان موضوع آثار هنری پذیرفته شدند.

«سازمان گسترش اشتغال» باعث پدید آمدن موجی از اساتید سیاهپوست در دانشگاه‌های هنر شد. در این دوره، هنر انتزاعی، کوبیسم، و رئالیسم اجتماعی نه تنها پذیرفته شدند، بلکه محبوبیت هم یافتند. در سال 1935، هنرمندان «سازمان گشترش اشتغال» متحد شدند و انجمن صنفی هنرمندان هارلم را تاسیس کردند. این نهاد به توسعه‌ی امکانات و مراکز هنری در شهرهای بزرگ می‌پرداخت. مهمترین اشکال هنری این دوره شامل طراحی، مجسمه‌سازی، چاپ دستی، نقاشی، سفال‌گری، آجیده‌دوزی، پارچه‌بافی و عکاسی بود. در سال 1939، برنامه‌ی پرهزینه‌ی «سازمان گسترش اشتغال» تعطیل و تمام پروژه‌هایش متوقف شدند.

در سال 1943، یکی از اساتید دانشکده‌ی هنر دانشگاه هووارد، کتاب «هنر نوین سیاهان» را نوشت. این کتاب اولین متن تخصصی فراگیر در مورد هنر و هنرمندان امریکایی افریقایی‌تبار محسوب می‌شود.

تصویری از آگوستا سَوج در حال کار بر روی یک مجسمه

در بخش دوم این نوشته، به هنر امریکاییان افریقایی تبار در میانه‌ی قرن بیستم و معرفی برخی از هنرمندانِ یاد شده به صورت جزئی‌تر خواهیم پرداخت

image_2023-11-14_062735673

کارگاه‌های گشوده‌ی مد ، برنامه‌ای از فشن رولوشن

انقلاب مد (فشن رولوشن)

انقلاب مد (فشن رولوشن) جنبشی جهانی است که تمام سال فعالیت دارد. ما از طریق  مجموعه فعالیت‌هایی نظیر؛ برگزاری هفته‌ی انقلاب مد و برنامه‌ی کارگاه‌های گشوده‌ی مد و همچنین تولید محتوا در شبکه‌های اجتماعی، رویدادها، تولید منابع آموزشی دیجیتال، ویدیوها بروشورها، کتابچه‌ها و گزارش‌ها قصد داریم که نه تنها مد را ارج نهیم بلکه اقدامات و عملکرد این صنعت را بررسی کرده و آگاهی درباره‌ی مهم‌ترین مسائل آن را افزایش دهیم. هدف ما این است که نشان بدهیم تغییر ممکن است و در این راستا میخواهیم افرادی را که در تلاش برای ایجاد آیندهای اخلاقی تر و پایدارتر برای مد هستند، تشویق و حمایت کنیم.

چشم انداز ما

گروه ما با عنوان پوشاک پایدار، فعالیت خود را از سال 1396 با هدف ترویج مد پایدار در ایران شروع کرده است. ما به شکلی از صنعت مد باور داریم که به افراد، محیط زیست، خلاقیت و سود، به صورت برابر ارزش می‌نهد.

ما می‌خواهیم مردم و سازمان‌ها را متحد کنیم تا با هم برای تغییر اساسیِ شیوه‌ای که لباس‌هایمان تهیه، تولید و مصرف می‌شوند تلاش کنیم تا لباس‌هایمان به شیوه‌ای پاک، ایمن و عادلانه تولید شوند. ما باور داریم که همکاری در سراسر این زنجیره‌، از کشاورز تا مصرف‌کننده، تنها راه تغییر این صنعت است. هدف ما کنار هم آوردن همه‌ی افراد برای عملی کردن آن است. پوشاک پایدار تلاش می‌کند تا عمل-محور و متمرکز بر راهکار باشد. ما به جای احساس گناه دادن به افراد، به آن‌ها کمک می‌کنیم تا دریابند قدرت آن را دارند که تغییر مثبتی ایجاد کنند.

هفته‌ی انقلاب مد

هفته‌ی انقلاب مد به عنوان بستری برای پویش «چه کسی لباس مرا دوخته؟» شکل گرفت. این هفته‌ی مد در سالگرد فروپاشی کارخانه‌ی «رانا پلازا» برگزار می‌شود که 4 اردیبهشت 1392، موجب مرگ 1138 تن و مجروح شدن بسیاری دیگرشد. انقلاب مُد در چنین روزی متولد شد. در طول این هفته با هشتگ #چه‌_کسی_لباس_مرا_دوخته؟ از برندها و تولیدکنندگان لباس خواسته می‌شود با پاسخوگویی به این سوال در زنجیره‌ی تولید خود شفافیت ایجاد کنند.

کارگاه‌های گشوده‌ی مد

کارگاه‌های گشوده‌ی مد یک برنامه‌ی اجرایی خلاق است که توسط گروه Fashion Revolution در سال 2017 تاسیس شده است، این برنامه شامل یک سری از رویدادها است که در هفته‌ی مد پایدار اتفاق می‌افتد. هدف آن تمرکز روی طراحان نوپا در کنار پیشکسوتان مد و هم‌چنین ارج نهادنِ افراد سازنده و روندی که در پس لباس‌ها و مجموعه‌ها می‌گذرد است. این برنامه سعی می‌کند تا شفافیت و پایداری را توسط روایت‌هایی ساده و معتبر که با خریداران و خلاقان ارتباط برقرار می‌کنند، تشویق کند.

چهار طراح خلاق، به مدت یک هفته، درهای کارگاه‌های خود را  به صورت مجازی باز می‌کنند تا از شما دعوت ‌کنند که نظاره‌گر دوخت‌ودوز، طراحی و آفرینش آن‌ها باشید و هم‌زمان به‌طور عملی به این طراحان ملحق شوید. رویداد امسال کارگاه‌های گشوده‌ی مد در ایران یکم تا هفتم اردیبهشت با چهار طراح در پلتفرم آستین برگزار می‌شود.

آزاده یاسمن

آزاده یاسمن مخاطب‌های خود را دعوت می‌کند تا به نظاره‌ی روند ساخت پارچه‌هایش بنشینند. فعالیت او غالبا شامل طراحی و تولید پارچه می‌شود. او بیش از خط تولید لباس‌هایش روی این پارچه‌ها به عنوان محصولات نهایی و هنری تمرکز می‌کند. برند او به صورت ویژه‌ای پژوهش-محور است. او و همکارش تصمیم گرفته‌اند تا شبکه‌ی پارچه‌بافی سراسر ایران را احیا کنند. آزاده یاسمن برای آن که به این پارچه‌های سنتی روحی نو ببخشد نوعی بی‌قاعدگی و اختلال را وارد ساختار منظم و رنگ‌های آن می‌کند. این رویداد انواع مختلف بافندگی را به مخاطب معرفی می‌کند و محتوایی آموزشی و مستندهایی را درباره‌ی تاریخ هر کدام از دستگاه‌های پارچه‌بافی نشان می‌دهد.

برای مشاهده‌ی محصولات آزاده یاسمن، اینجا را کلیک کنید.

ساناز نتاج کوتور

ساناز نتاج با کنار هم گذاشتنِ هنرِ دستِ زنان و مردان روستاهای مختلف ما را با تکه‌های گمشده‌ی فرهنگ و سنت که روزگاری در ایران بسیار پررونق بوده آشنا می‌کند. او با همکاری توسط این زنان و مردان‌ صنعتگر توانسته شناسه‌ی جدیدی از صنایع دستی و سنتی را به ما نشان دهد .او تک تک مراحل گسترده‌ی تولید لباس‌های خود را مستند می‌کند و برای ما به نمایش می‌گذارد.

(به اصفهان سفر می‌کند و نخ گلابتون را از دست تنها هنرمندی که به درست کردن این هنر مشغول است تهیه می‌کند مردی هفتاد و اندی ساله. گلابتون‌ها را به جنوب ایران می‌فرستد، روستایی در جزیره‌ی قشم، جایی که زنان در آنجا سرگرم درست کردن لباس‌های محلی هستند. آنان با ظرافت خاصی روی پارچه‌های دستباف که توسط زوجی هنرمند در مرکز ایران، شهر بادگیر‌ها، یزد، بافته شده است سوزن می‌زنند.

در نقطه‌ای دیگر از جنوب ایران فعالیت دیگری در حال انجام است. در بندرعباس زنانی هستند که با نوار‌های طلا روی تور، نقش‌هایی را گره می‌زنند؛ طلایی ناب زیر چتر آسمان جنوب.

در این حین برای تزئین پایانی لباس، مردی بلوچ دکمه‌هایی را با روشی کُهن که برگرفته از نوعی گره با برگ درخت داز  است، توسط نوارهایی از جنس طلا به هم می‌بافد.

و در آخر تکه‌ها به تهران می رسد به دست خانم خیاطی که ماهرانه آنها را به هم وصل می‌کند و می‌دوزد.

لباس آماده است.)

برای مشاهده‌ی مح

سونا آسمانی

سونا آسمانی از شما دعوت می‌کند تا با لباس‌های قدیمی و غیرقابل استفاده‌ی خود به کارگاه مجازی او بروید تا با روش او برای نو و زیبا کردن لباس‌ها آشنا شوید. او مراحل کار حرفه‌ای خود را که شامل گلدوزی و دوخت زنجیره‌ای ای توسط سوزن ژاپنی کانتان و سوزن شارپ می‌شوند، به اشتراک می‌گذارد.

فوژه

هر آن چه در اختیار من گذاشته شده، همه‌ی آن چیزی است که به آن نیاز دارم.

همه‌ی ما نمونه‌ی کوچکی از طبیعت در کالبدی انسانی هستیم و تلاش می‌کنیم که در مسیر تکامل پیش برویم و خلق کنیم. گاهی حواسمان پرت می‌شود، مصرف‌گرا می‌شویم و بیراهه می‌رویم، و خُلقمان به جای سازگاری با طبیعت، وابسته به تخریب این خانه‌‌ی زیبا می‌شود. مثل اتفاقی که متاسفانه در صنعت مد بسیار مشهود است .پس الان که کرونا ما را به خانه‌ها و دارایی‌های داخل خانه‌مان محدود کرده و زمین مشغول پاک‌سازی است، این فرصت را داریم که ما هم با خودمان خلوت کنیم و با پاک‌سازی فکر و دل و کمد‌هایمان با زمین و سایر گونه‌های زیستی هم‌سو شویم و تعامل پیدا کنیم تا این آسیب‌ها را کمی جبران کنیم.

این هم‌نوایی با طبیعت تنها از طریق تعامل با شما ممکن است. پس به این جریان اعتماد کنید، کمدها کشوها و قفسه‌هایتان را بیرون بریزید، و با هر آن چه این قرنطینه‌ی اجتماعی و فردی در اختیارتان گذاشته است، چه ابزار چه لباس دست به کار شوید.  استعدادهای نهفته‌ای که تا به حال گوشه‌ای خاک خورده را بتکانید، چه با چرخ خیاطی چه با دست، با هر قیچی و نخ و سوزنی که در اختیار دارید. تکه‌های لباس‌های از چشم افتاده‌تان را از هم جدا کنید، و هرجور که دلخواه‌تان است، با ابزاری که دارید و با خلاقیت خودتان، سرهم کنید.

 

To read the article in English, click here

T2Sona

ویدیوی معرفی کارگاه سونا آسمانی

«کهنه را نو کنید، لباستان را کوک کنید»

“Revive the obsolete, stitch your clothes”

سونا آسمانی از شما دعوت می‌کند تا با لباس‌های قدیمی و غیرقابل استفاده‌ی خود به کارگاه مجازی او بروید تا با روش او برای نو و زیبا کردن لباس‌ها آشنا شوید. او مراحل کار حرفه‌ای خود را که شامل گلدوزی و دوخت زنجیره‌ای ای توسط سوزن ژاپنی کانتان و سوزن شارپ می‌شوند، به اشتراک می‌گذارد.

Sona Asemani invites you to join her virtually in her studio with your old unusable clothes, and learn her techniques for restoring old clothes and making them more beautiful. She shares different stages of her professional process, including Embroidery, Chain stitching with Japanese Kantan needle and Sharp needle.

می‌توانید این ویدیو را در اینستاگرام آستین هم ببینید http://instagram.com/aassttiinn

برای رفتن به صفحه‌ی ویدیو در اینستاگرام آستین اینجا را کلیک کنید. 

You can watch this video on aassttiinn's Instagram account at http://instagram.com/aassttiinn

To watch the video on Instagram, Click here