IMG_8535-9

ریموند لویی؛ مردی که “همه چیز” را طراحی کرد

ریموند لویی ۱۸۹۳-۱۹۸۶ تولد در پاریس و مرگ در موناکو، طراح صنعتی آمریکایی متولد فرانسه است که اقدامات وی در جهت طراحی محصول در دهه ۱۹۳۰ کمک شایانی به طراحی صنعتی به عنوان یک حرفه کرد.

لویی در دانشگاه پاریس رشته ی مهندسی برق خواند و در ۱۹۱۰ فارغ التحصیل شد. تحصیلات فوق او در رشته مهندسی با شروع جنگ جهانی دوم ناتمام ماند و او پس از خدمتش به ارتش فرانسه، مدرک تحصیلی اش را در سال ۱۹۱۸ گرفت.

یک سال بعد لویی به آمریکا مهاجرت کرد و در آنجا به عنوان تصویرگر فشن در مجله وُگ مشغول به کار شد و در سال ۱۹۲۹، سازمان دیزاین خود را تاسیس کرد. طراحی اواز یک یخچال در سال ۱۹۳۴ برای کمپانی سیِرز، بسیار سر و صدا کرد و توانست جایزه نمایشگاه بین المللی پاریس را در سال ۱۹۳۷ دریافت کند. او در سال ۱۹۴۵، بنیان ریموند لویی را پنج شریکش تاسیس کرد که تبدیل به برزگترین کمپانی طراحی صنعتی در دنیا شد.

طی سال های پس از آن که رویکرد زیبایی شناسی لویی را تحت تاثیر قرار داد، فرم های بسیار کاربردی، طراحی صنعتی مدرن ایالات متحده را شکل داده بود و تصاویر کارهای لویی سبک زندگی یک ملت را تحت تاثیر قرار داده بود. در آن دوره او طراحی های بسیار مهمی برای کمپانی های معروف دنیا انجام داد و برای خط آهن پنسیلوانیا لوکوموتیو و سایل حمل و نقل مسافر طراحی کرد. از طراحی های دیگر او می توان به ریش تراش برقی، خمیر دندان، خودکار، دستگاه های اداری، قوطی نوشیدنی، رادیو و نیز بسته بندی از جمله بسته بندی پاکت سیگار لاکی استرایک اشاره کرد که احتمالا معروفترین این طرح ها، قوطی کوکاکولا بود.

طراحی لباس فیلم و تئاتر

آیا تا به حال برایتان پیش آمده که فیلمی را تماشا کنید و از لباس های استفاده شده در آن حیرت زده شوید؟ آیا برایتان سوال پیش آمده که چه کسی تصمیم می گیرد هر کدام از کاراکترها چه شکلی هستند و چه لباسی می پوشند؟

در این مقاله با تاریخچه و چگونگی طراحی لباس آشنا خواهید شد.

 

طراحی لباس چیست؟

طراحی لباس در واقع پروسه ای از ساخت استایلی منسجم و ظاهری مشخص برای شخصیت هایی در برنامه های تلویزیونی، فیلم ها، اپرا، تئاترهای موزیکال، باله و دیگر انواع هنرهای اجرایی است.

طراحان لباس با کسانی مثل کارگردانان و طراحان صحنه کار می کنند تا به کمک یکدیگر، دنیایی را که ما در تلویزیون و روی صحنه می بینیم را خلق کنند.

 

 

IMG_8585-9 (1)

بدنت رو تکون بده!

ببنید، همه می دانند که ورزش و تحرک بسیار مهم است. همانطوری که خوردن سبزیجات هست. ولی اگر شما دلیل دیگری لازم دارید تا ضربان قلبتان را افزایش دهید و ماهیچه هایتان را به کار بیاندازید، ما در این مطلب به شما شش دلیل می گوییم که چطور ورزش کردن، بدن، ذهن و روحتان را بهبود می دهد.

بدن

نرمش نرمی می آورد

اگر شما عموما موقع نشستن و بلند شدن در حال ناله اید، احتمالا با درد مفاصل روبرو هستید. خبر خوب اینکه حرکت و ورزش، باعث ایجاد مایع مفصلی شده که منجر به نرم شدن محل اتصال مفاصل می شود. این مایع همچنین به عنوان لایه ای اطراف مفاصل، با افزایش مواد مغذی باعث می شود تا در همه جای بدنتان حس خوبی داشته باشید.

حالا که صحبت از درد مفاصل است

جدا از مزایای مایع مفصلی دراطراف محل اتصالات، آیا می دانستید که عضلات قوی تر  می توانند کمک بیشتری به تعادل مفاصل کنند؟ برای مثال، هنگامیکه عضلات پشت پا و زردپی شما قوی باشد، به زانو کمک بیشتری می کند و فشار را از روی نواحی که با افزایش سن باعث ایجاد ناراحتی می شود، کم می کند.

ذهن

بله، علم

ورزش میزان تولید هورمون "حس خوب" در مغز را افزایش می دهد. عملکرد ایندورفین در مغز مثل مورفین است؛ باعث می شود فرد هیجان و شعفی را تجربه کند که اثرش تا مدت ها پس از پایان ادامه یابد. ایندورفین به صورت منظم باعث می شود تمرین ورزشتان راحت تر باشد، چون در انتهای روز، کسی هست که دلش نخواهد حس خوبی داشته باشد؟

خدانگهدار استرس

همان ایندورفین هایی که هنگام فعالیت ترشح می شوند، می توانند به عنوان مسکن درد عمل کنند و نیز به کیفیت خواب کمک کنند. این ها عوامل مهمی در میزان اضطراب کلی یک فرد و توانایی او در حل مشکلات هنگام برخورد با موانع دارد. نشان داده شده که ورزش ایروبیک میزان ترشح هورمون های اصلی استرس، شامل آدرنالین را و کورتیزول را کاهش می دهد.

روح

ما با همدیگر بهتریم

یکی از "مزایا" ی جامعه ی مدرن این است که نیاز به ارتباط با انسان ها در دنیای واقعی را کم می کند. از شلوغی صف بلیط بدتان می آید؟ آنلاین سفارش دهید. از همکارانتان کلافه شده اید؟ از راه دور کار کنید. مشکل اینجاست که همه ی این کناره گیری ها افسردگی را افزایش می دهد. تعهد به تحرک و ورزش مردم را مجبور می کند از خانه هایشان بیرون بیایند و وارد فضاهای عمومی شوند که می توانند افرادی که از لحاظ ‌ذهنی شبیه شان هستند را ملاقات کنند.

زمان ارتباطات

گاهی به نظر می رسد که زمان، اندک ترین منبع است. ساعت های زیادی در محل کار، ارتباط با دوستان و خانواده، گذراندن زمان با فرزند، یاد گرفتن یک مهارت تازه و خیلی کارهای دیگر صرف می شود. بهتر نیست با یک تیر دو یا چند نشان بزنیم؟ مثلا قرار ناهار با دوست را تبدیل به قرار ورزش در تایم ناهار کنید؛ این کار شما را سرشار از انرژی، قوی و در ارتباط می کند. زمان زیادی برای شریکتان ندارید؟ یک کلاس وزش مشترک ثبت نام کنید، تفریح کنید و ضربان قلبتان را بالا ببرید.

توانستیم متقاعدتان کنیم؟ هیچموقع برای شروع ورزش دیر نیست.

منبع

www.yogasix.com

bekir-donmez-335320-unsplash1

پاپ آرت چیست

هنر پاپ یا هنر مردم وار، یک جنبش هنری بود که در سال های دهه شصت در انگلستان و آمریکا به وجود آمد. هنر پاپ یکی از جنبش های اصلی قرن بیستم بود. دستمایه‌ی اصلی هنرمندان این سبک، فرهنگ مردمی، تولیدات انبوه، تبلیغات محیطی یا تلویزیونی، بسته بندی ها و در کل هر آنچه مردم بیشتر می دیدند از چیدمان صد قوطی کنسرو سوپ گرفته تا سریوگرافی پرتره مونالیزا. این سبک را می توان یک سبک روشن فکرانه با نگاهی انتقادی به مصرف گرایی به خصوص در آمریکا دانست.

پیشینه هنر پاپ:
کلمه هنر پاپ را جان مک هله در سال 1954 به وجود آورد. آقای مک هله معنی هنر پاپ رادر یک نمایشگاه در انگلستان به ریچارد همیلتن توضیح داده بود. سه یا چهار ماه بعد، آقای همیلتن طی نامه ای معنی هنر پاپ را تبیین کرد. در این نامه همیلتن گفته بود که هنر پاپ یک هنر جوان، ارزان، مردمی، فانی، مصرف گرا، کنایه آمیز، شهوت انگیز، فریبنده و یک تجارت بزرگ است. در سال 1958 کلمه پاپ آرت را برای اولین بار در مجله
Architectural Digest چاپ کردند. هنر پاپ را دادای نیمه دوم قرن بیستم نامیدند. این جنبش در آخرین سال های دهه پنجاه در انگلستان به وجود آمد و در آمریکا به نقطه کمال خود رسید.

پاپ آرت چیست؟
عبارت پاپ آرت مختصر پاپیولار آرت است. نام این جنبش همه چیز در باره خودش را آشکار می کند. پاپ آرت می خواست هنر را دوباره به زندگی روزانه مردم بیاورد. این جنبش در واکنش به نقاشی آبستره به میان آمد و ادعا می کرد جنبش آبستره بیش از حد  نخبه گرا است.

تصاویر مورد پسند هنرمندان پاپ، اشیا از زندگی روزمره بود. به طور مثال قوطی های سوپ به طراحی اندی وارهول. خصوصیت گرایش جنبش پاپ آرت استفاده وارهول از سیریگرافی، یک شیوه فوتو رئالیستیک و توده پسند پرینت میکینگ بود. پاپ آرت با فشار وارد مطبوعات و اعلانات شد. تفاوت بین هنر های زیبا و هنر های اعلانات بازرگانی به طور ارادی از بین رفت. مثال بسیار خوب پوشش آلبوم های موسیقی سال های دهه شصت است. شخصیت اصلی این مکتب فکری بدون شک اندی وارهول 1928-1987 بود. نام های بزرگ دیگر جاسپر جانس ، رابرت روشنبرگ ، دیود هاکنی ، کلاوس اولدنبرگ ، روی لیشتنشتاین ، جورج سگال ، جیمز روزنکویست بودند. جنبش پاپ آرت عمدتا یک جنبش هنری آمریکایی و بریتانیایی بود.

تفکرات حاکم بر سبک پاپ
پاپ آرت در اصل یک جنبش هنری متعلق به دهه شست میلادی است. هنرمندان اولیه پاپ یک گروه هنری مستقل انگلیسی بودند که زیبایی شناسی هنری را گسترش دادند. در واقع این ها عقیده داشتند مبتذل ترین عناصر فرهنگ جامعه قابل زیبا بودن و هنری بودن هستند. آنها ابزارهای کار خود را فیلم های عامه پسند، آگهی های تبلیغاتی، داستان های کمیک استریپ علمی تخیلی، موسیقی پاپ، حروف و علائم متداول، اشیای روزمره و کالای مصرفی، معرفی کردند. در واقع هرچه که در چشمان مردم بیشتر دیده می شود می تواند ابزار قدرتمندی برای پاپ آرت باشد. پدید آورندگان پاپ آرت بر تأثیر بر فرهنگ عامه شهری تأکید داشتند. در آمریکا، پاپ آرت قدرت و نفوذ فراوانی داشت و به نوعی واکنشی برابر اکسپرسیونیسم انتزاعی و باورهای دادائیستی بود. هنر پاپ آرت به سرعت در عرصه های مختلفی مثل طراحی گرافیک، سینما و... رسوخ کرد. در دوران جدید با ظهور بیلبوردهای عظیم تبلیغاتی کنار بزرگراه ها، پاپ آرت قدرتمندترین ابزار خود را یافت.

همیشه پاپ آرت و «پول درآوردن از هنر» چنان به هم نزدیک به نظر می آیند که اگر نیت به وجود آورندگان آنها را در نظر نگیریم، به راحتی با هم اشتباه می شوند. این دو با هم بده بستان دارند، پاپ آرت از تجارت تغذیه می کند و تجارت از پاپ آرت.

هنرمندان سرشناس پاپ آرت:
انگلستان: ریچارد همیلتون و ادواردو پاولوزی
 گروه "ایندپندنت " را تأسیس کردند، این گروه مهم ترین حرکت این سبک در سراسر انگلستان بود. در دهه شست جنبش هنر پاپ را پیتر بلیک، پاتریک کالفیلد، داوید هآکنی ، آلن جونس  و پیتر فیلیپس ادامه دادند.

آمریکا: در اولین سال های دهه شست هنر پاپ به آمریکا رسید و در کار هنرمندانی مثل جیم داین ، جاسپر جونز، روی لیختنشتاین و روبرت راشنبرگ تأثیر گذار شد. یکی از مهم ترین هنرمندان این سبک اندی وارهول بود.

پاپ آرت در سایر هنرها:
طراحی محصول و گرافیک تبلیغاتی به سبک پاپ آرت، بر هنرمندان پسین خود بسیار تأثیر گذار بود. به طوری که امروزه اکثر طرح های گرافیکی تجاری از ایده های پاپ آرت بهره می برند. همچنین به خاطر استفاده از عناصر ساده زندگی روزمره و فرهنگ مصرف گرایی روزمره، بسیاری از کارتون ها از سبک نقاشی های تبلیغاتی پاپ آرت بهره می برند.

بسیاری از هنرمندان سرشناس پاپ نقاشی های فراوانی از حالت های روزمره و عادی زندگی دارند و این نشانه نگاه هنری آنها به اتفاقات روزمره است. هرچند که نباید فراموش کرد که هنرمندان پاپ آرت همواره نگاهی تجاری به هنر دارند.
موسیقی پاپ نیز هرچند که چندان وابسته به گرافیک و طراحی پاپ به نظر نمی رسد، اما تمام هنرمندان پاپ در این اعتقاد مشترک هستند که پیش پا افتاده ترین عناصر فرهنگ جامعه نیز قابل زیبا بودن هستند و می توان آنها را با زبان هنری بیان کرد.

منبع

 http://fa.wikipedia.org/wiki/پاپ_آرت

http://www.newdesign.ir/search.asp?id=68&rnd=7666

clique-images-547959-unsplash

با چربی های اضافه چه کنیم؟

برای زدودن چربی های اضافی که در قسمت میان تنه تجمع می کنند و نیز تقویت عضلات شکمی، باید از حجم غذای چربی که روزانه مصرف می کنید بکاهید. مطالعات انجام شده نشان می دهد که چربی هایی که همراه با غذاهای پر چربی مصرف می شوند به تجمع در منطقه شکم تمایل دارند؛ فرآیندی که موجب چاق شدن می شود.خلاص شدن از شر این چربی های اضافه کار ساده ای نیست، چون شکل زندگی امروزی با همه آسایش و پیشرفت های فن آوری- از حجم فعالیت هاس روزانه ما به شدت کاسته است.

بنابراین رژیم غذایی شما باید مبتنی بر واقعیت ها باشد. درحال حاضر رژیم غذایی اکثر افراد حاوی بیش از 40 درصد چربی است که کارشناسان تغذیه معتقدند که حداقل 10 درصد این میزان اضافی است. آن دسته از رژیم های غذایی که حاوی مقادیر زیادی چربی هستند، ارتباط مستقیمی با بیماری های قلبی،دیابت،چاقی،و سایر عوارض جدی برای سلامتی انسان دارند. شما می توانید با ایجاد تغییراتی در رفتارهای تغذیه ای خود و مصرف غذاهایی که در زیر توصیه می شود، چربی کمتر و در عین حال غلات کامل،سبزیجات و میوه بیشتری مصرف کنید.

غذاهای شما باید عمدتا غذاهایی باشند که میزان فیبر و هیدرات های کربن آنها زیاد باشد، از جمله نان تهیه شده از آرد کامل، سیب زمینی، غلات و برنج قهوه ای. مصرف سبزیجات و میوه شما احتمالا باید بسیار بیشتر از میزان فعلی آن باشد- حداقل پنج وعده در روز- به علاوه شما باید حبوبات خشک و دانه های خوراکی که از منابع سرشار و ارزان فیبر و پروتئین به شمار می روند، به غذاهای روزانه خود بیافزایید.

همچنین شما باید میزان گوشت مصرفی خود را به حدود یک کیلوگرم در هفته کاهش دهید. تنها گوشت بدون چربی بخورید و عمده گوشت مصرفی خود را از گوشت سفید نظیر گوشت مرغ تامین کنید و مقدار بیشتری ماهی به رژیم غذایی خود بیفزایید. به ویژه ماهی هالی روغن داری مثل ماهی تن، سالمون و ساردین.

از نظر لبنیات نیز توجه داشته باشید که بیش از 16 اونس در هفته مصرف نکنید و پنیر کم چربی حدود 100 گرم بخورید، اما مطمئن شوید که با خوردن فراوان ماست، کلسیم لازم را به بدن خود می رسانید.

غذاهای چربی دار را در حد بسیار کم مصرف کنید، به ویژه مواد خوراکی مانند کره که دارای چربی اشباع شده فراوان هستند، اما مصرف چربی های اشباع نشده و روغن هایی نظیر روغن زیتون در حد تعادل اشکالی ندارد.

همیشه چند نوع سبزی منجمد شده نظیر گل کلم، اسفناج یا سیب زمینی را که بتوان به سرعت آنها را جوشاند یا در مایکروفر قرار داد در دسترس داشته باشید. در این صورت همیشه می توان غذاهای مغذی کم چربی و سرشار از کربوهیدرات ها را فورا تهیه کرد.

ذخیره مواد غذایی

اگر مواد غذایی اصلی را در خانه داشته باشید، هرگاه که بخواهید می توانید با آنها یک غذای کم چربی سرد یا گرم فوری را تهیه کنید. وعده غذایی شام شما را می تواند یک پیتزای تهیه شده از نان کامل، بیسکوییت های تهیه شده از آرد کامل، کره بادام زمینی، شیر، سوپ سبزیجات با گل کلم فراوان و افزودن مقداری پنیر پارمزان بر آن، ساندویچ ماهی تن یا سوپ سیب زمینی و غلات سبوس دار به همراه موز و کشمش، تشکیل دهد.

منبع

getridoftheextrafat by Janeth Mayslota, Diora Michales, translated by Mahmoud Mazinani

slide_1_1024x1024

داستان برند «کاشانی»

" کاشانی" برندی است که در تورنتو پایه ریزی شد. برندی پیشرو با کیفیتی بالا که خالص ترین ملزومات از لحاظ فرهنگی و تاریخچه‌ای را داراست. این خانه مد لاکچری که توسط پایه گذار و طراح، لیلا کاشانی، هدایت می‌شود، در پی تفکرات و ایده هایی با تکنیک های هنرمندانه و میراث باقی مانده به عنوان شعار اصلی است.

برند کاشانی، دست ساخته های پیشینیان را ترویج می کند و به عنوان برندی خلاقانه که محدودیت فصلی ندارد، کار می کند. در هر اثر از کار های بدون زمان او تاریخچه و داستانی از یک اجتماع گفته می شود، پوشیده و بازگو می شود. همیشه به اصل و ریشه پایدار است و در تمامی مراحل، تکنیک های هنرمندانه را به کار می گیرد و در توانسته است که آن را در شخصی سازی شده ترین حالت ممکن، زنده نگاه دارد.

لیلا کاشانی در دوردست ترین روستاهای ایران می گردد تا هنر فراموش شده را با استفاده ی دوباره از پارچه ها به شیوه های نوآورانه و لاکچری، به ساخته های با دوام بی همتا احیا کند. نتیجه، هنری بسیار مطلوب برای پوشیدن!

کاشانی با ابریشم هایی با کیفیت های مرغوب و ترکیبات پشمی کار می کند و با بهره مندی از تکنیک های فرش ایران، به آثاری دست باف می رسد که گویای هدف اصلی او هستند: افشای زیبایی حقیقی و ارزش دهی به دنیا و میراث هنری در حال از بین رفتن نسل های پیشین.

« به واسطه ی سال های زیاد سفر هایم و تجارب زندگی که کسب کردم، شروع به دیدن تکنیک های قدیمی و ساخته های کم بهایی کردم که به آهستگی در وادی تولید انبوه در حال ناپدید شدن بودند؛ تا اینکه یک روز تصمیم گرفتم تا آستین هایم را بالا بزنم و عضوی از یک تغییر باشم.»

زاده ی ایران، با ریشه و پیش زمینه ی تحصیلات فشن در فرانسه و کانادا، شروع به پروراندن شور خودم برای استفاده ی دوباره از لباس‌های آنتیک در مجموعه‌های کپسول شخصی و همچنین نشان دادن آن در گالری‌های هنری تهران، و نیز چیدمان‌های فشن در تورنتو کردم.

من در سال 2016، آتلیه ی شخصی خودم را در تهران گشودم. در آن دوران با گروهی از دوستان (زمین شناسم) به روستاهای دورافتاده ایران سفر می کردم. من در این سفرها در پی یافتن مواد خاص وینتج و تکنیک های گلدوزی شده ی دست ساز بودم. من از این پروسه ها بهره گرفتم و آن ها را با پارچه‌هایی با کیفیت های بالا ترکیب کردم تا این چرخه ادامه پیدا کند و آثار وینتج را به یک لباس هنری پوشیدنی بدل کند.

با این طرز تفکر، این کمپانی همچنین به عنوان رابطی برای خانه های مد دیگر برای استفاده مجدد از پارچه ها کار می کند. تمایل شدید من برای گستردن میراث فراموش شده، مرا به سمتی سوق داده است که یافته ها و منابع پارچه‌هایم را با طراحان دیگر نیز به اشتراک می‌گذارم؛ طراحانی که می‌خواهند آثاری بدون محدودیت زمان خلق کنند و پلی میان گذشته، اکنون و آینده باشند.

" هنگامیکه کاشانی می‌پوشید، شما دارید چیزی با تاریخچه و طراحی شده می‌پوشید."

IMG_8956-9

رنگ آمیزی طبیعت؛ جنگجوی ژاپنی

ماهی کوی ژاپنی برای سده ها همواره جذاب و انگیزه بخش بوده است. به خاطر زیبایی فیزیکی و رنگارنگشان به آنها "جواهرات زنده" و "گُل های شناور" هم می گویند. آن ها همچنین از لحاظ سمبل شناسی، به خصوص در فرهنگ های آسیایی بسیار پراهمیت و غنی اند. نام "کوی" ژاپنی است، اما این ماهی خیره کننده در فرهنگ های شرق آسیا، ایران باستان و چین نیز ریشه دارد.

اندازه ی این ماهی ها می تواند بسته به محیط زندگی متغیر باشد( در برکه های ژاپن کوی هایی دیده می شوند که گاها به اندازه ی یک انسان متوسط نیز می رسند). کوی ها با رنگ ها و نقش های درخشانی مزین اند که گویی با آبرنگ، هر کدام به یک طرح و رنگ، نقاشی شده اند. رنگ های کوی، نارنجی، زرد، نقره ای، قرمز، مشکی،سفید، طلایی و ترکیب این رنگ ها در الگوهای مختلف با یکدیگر است.

اما ماهی کوی چیست؟ چرا اهمیت دارد؟ چگونه طبیعت توانسته است هر ماهی را اینگونه متفاوت، منحصر به فرد و دل فریب نقاشی بکشد؟ معانی این ماهی چیست؟ آیا می توان بالاخره به زندگی میرای ماهی های قرمز عید پایان داد و یک ماهی خیره کننده، پر از معانی زندگی بخش و با طول عمر زیاد را بر سر سفره ها جای داد؟

ریشه یابی و سمبل شناسی ماهی کوی

کلمه ی " کُوی" در زبان ژاپنی از ریشه ی کلمه ی کارپ به معنای ماهی کپور می آید. این طور باور شده است که 2000 سال پیش، ماهی کپور از اوراسیا به چین و کره به عنوان ماده ی غذایی آورده شده است. کپور ماهی جان سختی است که تحمل زنده ماندن در مسافت های طولانی را دارد که این ویژگی باعث شد تا به سرزمین های دوردست برسد. حدود هزار سال بعد این ماهی از چین وارد ژاپن شد. واژه ی کوی در واقع در زبان ژاپنی همان کپور است که میان مزرعه داران ژاپنی بسیار محبوب شد و آنها را در برکه های مزارع خود نگه می داشتند و به عنوان ماده غذایی از آن بهره می بردند.

کوی رنگارنگ

هر موجود زنده ای اگر برای مدت طولانی در محیط تازه ای زندگی کند و پرورش یابد دستخوش تغییر می شود. بعد از سالیان دراز از ورود کوی به مزرعه ها و برکه های ژاپن، مزرعه داران ژاپنی شروع به دیدن تغییراتی در رنگ ماهی ها کردند. انگار به یکباره روی ماهی ها رنگ های درخشان و متفاوتی ریخته شده بود. مزرعه داران این ماهی های رنگی را جدا از باقی کپور ها نگه داشتند و به عنوان خوراکی مصرف نکردند و به عنوان سرگرمی و لذت بصری آنها را پرورش دادند.

کوی تا امروز

از اوایل دهه 1900 ماهی کوی به عنوان یک سرگرمی در ژاپن باب شد که نتیجه ی آن معرفی کوی به دنیا بود. مسافرانی که به ژاپن سفر می کردند این ماهی های رنگارنگ و زیبا را به نقاط مختلف دنیا بردند، آن ها را پرورش دادند و به عنوان سرگرمی و مدیتیشن از آن بهره بردند. در حال حاضر 13 نژاد کوی با رنگ ها و خال های متفوت وجود دارند که همگی با نام کلی " نیشیکیگوی" شناخته می شوند، اما هر گونه و خال، نام خاص خود را دارد.

ماهی کوی سمبل چیست؟

برای اینکه بتوانیم مفهوم و نشانه های موضوعی ماهی کوی در فرهنگ ژاپن و چین را بشناسیم بهتر است نگاهی به افسانه ها و حکایات در این باب داشته باشیم.

دروازه ی اژدها بر رود زرد

طبق افسانه های چینی مکانی وجود داشته است به نام دروازه ی اژدها که روی آبشار رود زرد قرار داشته است. ماهی های کوی رودخانه را خلاف مسیر آب به سمت بالا شنا می کردند و تا به دهانه ی آبشار برسند. با وجود اینکه ماهی های بسیاری تلاش می کردند، اما تعداد کمی ماهی به اندازه کافی شجاع بودند که آبشار را به بالا بپرند. اگر یک ماهی کوی بتواند سفرش را در دروازه ی اژدها بالای آبشار به پایان رساند، تبدیل به اژدهایی قدرتمند می شود. در فرهنگ ژاپن و چین، اژدها نماد قدرت والاست. کسی که بتواند در آزمایش های سخت ثابت قدم بماند، می تواند بلندترین اهداف خود را به حقیقت برساند.

در پایین به برخی معانی، افسانه ها، کیفیت و نشانه شناسی ماهی های کوی اشاره می کنیم:

مقاومت و پایداری

ماهی کوی با قابلیتش در نوردیدن جریان آب و بالا رفتن به سمت آبشار تا رسیدن به مقصد، شناخته شده است. این موجودات، جنگجویانی مصمم هستند که هرگز ناامید نمی شوند.

دارایی و فراوانی

کوی ها همچنین با پیشرفت های مالی و موفقیت در ارتباط اند. کوی های بزرگ تر گران قیمت هستند. فرم های ظریف و برازنده، و رنگ های درخشان آنها غنا و ثروت را می رساند.

شانس

کوی در فرهنگ های آسیایی نماد طالع خوش و شرایط خوشایند است. باور شده است که این ماهی کمک می کند انرژی های مثبت به سمت شما و خانواده تان کشیده شود.

شجاعت

در کنار زیبایی شان، ماهی های کوی برای شجاعت بالایشان شناخته می شوند. آنها در مواجه چالش ها سرشان را بالا می آورند و عقب نمی کشند. بر موانع  فائق می آیند و می رسند.

استحکام خانواده

در فستیوال های ژاپنی از کوی به مفهوم  انرژی مثبت در ارتباط با خانواده و پیشرفت استفاده می شود. رنگ های خاصی از کوی، نشانه ی هر یک از افراد خانواده است. آنها همچنین نماد یکپارچگی، هارمونی و وحدت هستند.

دگرگونی

افسانه ای از چین کهن داستان ماهی کوی را می گوید که چگونه آبشار رود زرد را درنوردید، به دروازه ی اژدها رسید و تبدیل به اژدها شد.

کوی نمایانگر چرخش، رشد و دگردیسی است.

بی همتایی و عدم مطابقت

کوی این ویژگی را دارد که در جمع جلوه کند. طبیعت مصمم این ماهی ها تجسم بروز خلاقانه ی خود و نیز روحیه جنگجویانه را دربر می گیرد.

مفهوم بودایی

ویژگی ها و کاراکتر ماهی کوی همچنین تبدیل به سمبل های بودایی شده است. می توان اینگونه بیان کرد که انسان باید راه خود را در میان آب های فریبنده ی رنج باز کند، همانند کوی که همواره با روش های خودش در برابر سختی های اکنون می جنگد.

ماهی کوی

رسالت بودیساتوا این است که همواره روی هدف روشنگری متمرکز بماند، با وجود آب های متلاطم اطراف. سنگ محک سرشت بودا همیشه هست، و کوی ما را به قابلیت متمرکز ماندن و موفق شدن با وقار و استایل تشویق می کند.

ماهی کوی تجسم یک زیبایی آرام و رمزآلود است که هر دو آرامش بخش و انگیزنده و جذاب است. بگذارید تا ماهی کوی الهام بخش برای کِشت کردن ویژگی های بیشمار مثبت خود در شما باشد.

منابع

www.blog.buddhagroove.com

www.everything-ponds.com

www.koi-pond-guide.com

 

IMG_9020-9

آشنایی با هنرمند: موریس اشر

. در ۱۷ ژوئن ۱۸۹۸ در لیوواردن مرکز ایالت فریسلاند در بخش شمالی هلند پا به دنیا نهاد. او کوچکترین پسر جورج موریس مهندس عمران بودو موریس از همسر دوم پدرش به دنیا آمد. خانواده او در ۱۹۰۳ به آرنهم نقل مکان کردند و موریس دورهٔ دبستان و دبیرستان و بیشتر جوانیش را تا سال ۱۹۱۸در آنجا گذراند. دوستان و خانواده موریس او را ماک صدا می‌کردند. او در دوران کودکی رنجور بود و از بیماری‌هایی رنج می‌برد. در هفت سالگی در یک بیمارستان تخصصی بستری بود و نتوانست سال دوم دبستان را با موفقیت تمام کند. اگرچه نمرات درسی او به‌طور کلی ضعیف بود اما در زمینه نقاشی دارای استعداد ویژه‌ای بود و تا سیزده سالگی به نجاری و فراگیری پیانو می‌پرداخت و در دوره‌های کوتاهی به مطالعه معماری روی آورد.

وی از سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۲ تحت نظر ساموئل جسورن د موسکویتا در هارلم هلند به تحصیل در رشتهٔ گرافیک پرداخت. اشر پس از پایان تحصیلاتش در این رشته، به دفعات بخصوص به ایتالیا مسافرت کرد و از ۱۹۲۳ تا ۱۹۳۵ در رم اقامت داشت. ظهور فاشیسم در این دوران، زندگی را در رم برای او بیشتر وبیشتر غیرقابل تحمل می ساخت، بنابراین در ژوئیه ۱۹۳۵ به شاتوداوراکس در سوئیس رفت. از ماه مه تا ژوئن ۱۹۳۶، او آخرین سفر مطالعاتی خود را که ازسواحل ایتالیا تا اسپانیا بود با کشتی اقیانوس پیما اجرا نمود. در این سفر از روی معرقهای کاخ الحمرا و مسجد جامع قرطبه در کوردوبا به کپی‌برداری پرداخت.در ۱۹۳۷ به اوکل که نزدیک بروکسل بود رفت و در سال ۱۹۴۱ از آنجا به هلند برگشت تا در باژن اقامت گزیند. موریس اشر در ۱۹۷۰ به لارن در شمال هلند رفت و در ۲۷ مارس ۱۹۷۲ درگذشت.

او به خاطر آثار ملهم از ریاضی خود در جهان مشهور است. هنر اشر نزد دانشمندان و ریاضیدانان، و همچنین در میان مردم عادی به خوبی شناخته شده‌است.افزون براینکه آثار او در انواع مقالات فنی استفاده می‌شود، کارهایش بر روی جلد بسیاری از کتاب‌ها و آلبوم‌ها نقش بسته‌است. او یکی از منابع الهام عمده‌ داگلاس هافستادر در نگارش کتاب «گودل، اشر، باخ» در سال ۱۹۷۹ بود.

از مشهورترین آثار موریس اشر «نسبیت»، «آبشار»، «دست با بازتاب کره» و «دستانی که نقاشی می‌کنند» هستند.

اشر با معمارى،پرسپكتيو و فضاهاى ناممكن بازى مى كرد و هنر موریس اشر هنوز مردم زيادى را در شگفت فرو مى برد. در آثار او بررسى هاى دقيق از دنياى اطراف و بيان حالات و فانتزى هايش به چشم مى خورد. موريس اشر به ما نشان مى دهد كه واقعيت، شگفت انگيز، قابل درك و جذاب است.

dane-wetton-1426717-unsplash

یوگا برای همه

گاهی اوقات ما تعجب می کنیم که چطور هنوز همه ی مردم یوگا نمی کنند. آیا نباید همه این تمرین تغییر دهنده ی زندگی را انجام دهند؟ بعضی ممکن است بگویند که یوگا برای همه مناسب نیست. اما ما کاملا مخالف این حرف هستیم. اهمیتی ندارد به دنبال چه چیزی هستید. هر آنچه بخواهید را در یوگا پیدا خواهید کرد.

قطع شدن برای وصل مجدد

در یک ساعت گذشته چندبار گوشی تان را چک کرده اید؟ اگر کسی از شما بخواهد که گوشی تان را برای شست دقیقه کنار بگذارید و نگاه نکنید، آیا می خندید و می گویید "آها" ؟

ولی آیا یک بار هم در طول کلاس یوگا این کار را کرده اید؟ می توان با امیدواری گفت نه!

جامعه ی امروز ما اینطور طلب می کند که ما همیشه در حال رفتن هستیم،همیشه متصلیم و همیشه در دسترس. این از خیلی جهات خوب است، اما می تواند طاقت فرسا نیز باشد. یوگا به ما این امکان را می دهد که برای مدتی از دنیای اطراف خود دور شویم تا مجددا شارژ شویم و به بدن و ذهن خود اتصال یابیم.

بدن قوی = ذهن آرام

ما همه راجع به مزایای ذهنی که از هر گونه ورزش دریافت می کنیم اطلاع داریم. چه می خواهد دویدن باشد، چه کوهنوردی، دوچرخه، وزنه برداری، فرقی نمی کند. اما زمانی که شما در حال دویدن هستید، احتمالا می خواهید به چیز دیگری جز دویدن فکر کنید و با یک پادکست یا موزیک ذهن خود را دور کنید.

اما در مورد یوگا اینطور نیست. وقتی در حال انجام پوزیشن جنجگو 2، واقعا از قرارگیری پاهایتان آگاهید، از ماهیچه های پاهایتان، نفس کشیدن و حتی حالات چهره. با ساختن و قوی کردن این ارتباط ذهن-بدن، مزایای آن را درست تر می بینیم.

برای رفع تنش ثبت نام کنید

در کنار کسانی که در باشگاه ورزش های مختلف سنگین می کنند، کسانی هستند که می خواهند ریلکس کنند و آرام شوند و ذهنشان را در ارتباط کامل با بدنشان قرار دهند. حتما این را شنیده اید که یوگا کاهش دهنده ی استرس است و به عنوان درمان برای مراجعانی که اضطراب دارند، توسط پزشک تجویز می شود.

پرسشی نیست. وقتی از کلاس یوگا خارج می شوید، بدون شک آرام تر هستید و در ترافیک صبور تر و در برخورد با همکارانتان ملایم تر..

راهی ساده تر برای مدیتیشن

مدیتیشن و آگاهی ذهن تمام چیزی است که الان در زندگی سالم مطرح است. اما مدیتیشن عادت ساده ای نیست که به آن متعهد ماند. تنها فکر ثابت نشستن و نفس کشیدن بدون پرت شدن حواس، بعضی از ما را بی قرار می کند. اما یوگا خود می تواند فرمی از مدیتیشن باشد. ارتباط تنفس با حرکت از انواع نیرومند مدیتیشن در حرکت است و همان کارایی نشستن برای بیست دقیقه را دارد.

علاوه بر این، کمی یوگا، مدیتیت کردن را ساده تر می سازد. وقتی عضلاتتان را کشیدید و رها کردید و ذهنتان را آرام ساختید، راحت تر می توانید بنشینید و بدون حرکت نفس بکشید.

بهبود، درمان، و جلوگیری از آسیب

بیشتر ورزشکاران حرفه ای به صورت منظم یوگا می کنند. یوگا قدرت، تعادل، انعطاف پذیری، تحرک، دوام و هر چیزی که برای یک ورزشکار به شدت مهم است را ارائه می کند.

اما حتی ورزشکاران غیر رسمی هم هنگام بازیابی پس از صدمه به یوگا روی می آورند و سپس آن را برای جلوگیری از صدمات احتمالی آینده ادامه می دهند.

ما همچنین این را هم می دانیم که کسانی که خیلی فعال نیستند، با نشستن زیاد و خیره شدن به صفحه نمایشگر، در معرض خطر هستند. انجام حرکات کششی و ابتدایی یوگا می تواند این افراد را به انجام حرکات کوتاه پشت میز وادارد که برای دقایقی می تواند ذهنتان را ساکت کند.

این فقط یک سطح ابتدایی از مزایایی که یوگا بر همگان دارد بود. یوگا اعتماد به نفس را بالا می برد، خواب شب را بهتر می کند، و به ما انرژی ای می دهد که ما را کمک می کند سالم زندگی کنیم.

یوگا کنید

منبع

www.yogasix.com/yoga-for-everyone

bekir-donmez-335320-unsplash-300x300

ریشه های یوگا

تمرینات غربی یوگا اساسا بدنی است، اما در رسوم هندی یوگا، ورزش بدنی جزئی از این تمرین چندبُعدی است که مرکزیت فکری و روحی دارد.

وجود یوگا می تواند به هزاران سال قبل برگردد، اما نقاط کلیدی وجود دارد که یوگای امروز را به ما رسانده است.

بیشتر مقاله ها در این زمینه وارد جزئیات بسیار دقیق در تاریخچه می شوند، که بسیار خوب است، اما اگر بدنبال یک منبع سریع و راهنمای تمرینات یوگای امروزی هستید، همینجاست.

تاریخچه ی یوگا در یک پاراگراف

یوگا مجموعه ای از تمرینات بدنی،ذهنی و روحی است که به عنوان یک عادت کهن و ورزش باستانی ریشه در 3000 سال پیش از میلاد در هند دارد. فیگورهای حکاکی شده با سنگ از وضعیت های یوگا را می توان در دره ایندوس حالت ها و تمرین های اصلی یوگا را به تصویر می کشد. نظریه های بسیاری از اینکه یوگا چه زمانی شروع شد وجود دارد. در ریگ ودا به آن اشاره شده اما به احتمال زیاد گسترش آن مربوط به قرن پنج و شش قبل از میلاد است.

 یوگا به گونه ای گسترش یافت که راهی شد برای رسیدن به هارمونی میان قلب و روح در مسیر روشنگری روحی. در طول این مسیر کشف شد که یوگا در درمان بسیاری از بیماری ها  مانند دیابت و فشار خون بالا سودمند است و آسیب های فیزیکی و دردهای مزمن را نیز بهبود می بخشد.

چند نوع یوگا وجود دارد

انواع گوناگونی از مکتب ها، تمرین ها و هدف ها در هندوئیسم، بودیسم و جینیسم وجود دارد. از میان شناخته شده ترین آن ها می توان هاتا یوگا و راجا یوگا را نام برد.

دقیقا تفاوت هاتا یوگا و راجا یوگا چیست

راجا یوگا مثل جد هاتا یوگا است. راجا یوگا مسیر ملوکانه یوگاست. کلمه ی راجا یعنی پادشاه و راجا یوگا به معنای یوگای سلطنتی است. در این نوع یوگا راه هایی وجود دارد که شخص با انجام دادن آنها به کنترل و انضباط ذهن دست می یابد. با انجام دادن این تمرین ها مهارت های ذهنی فرد افزایش پیدا می کند و میزان دقت، تمرکز، اراده،حافظه و سایر توانایی های ذهنی فرد تقویت می شود. در راجا یوگا مراحلی وجود دارد که شخص با انجام آنها ذهن بی قرار خود را در آرامش و صلح درونی مستقر می کند. این مراحل عبارتند از کناره گیری حواس، تمرکز فکر، مراقبه و یکی شدن.

هاتا یوگا معروف به یوگای بدنی از دو واژه ی “ها” به معنی خورشید و “تا” به معنی ماه تشکیل شده است. ماه و خورشید به ترتیب سمبل انرژی های منفی و مثبت بوده و هدف هاتا یوگا وحدت و هماهنگی بین این دو انرژی متضاد در بدن می باشد. هاتا یوگا نیز، مشابه بسیاری از مکاتب فلسفی معتقد است که جهان بر اساس اصل تضاد پایه گذاری شده و این عقیده به طور آشکار در تمرینات و فلسفه این مکتب نمود یافته است. در هاتا یوگا از حرکات بدنی یا اسانا، تکنیک های تنفسی یا پرانایاما و مدیتیشن یا مراقبه استفاده می شود که باعث می شوند تا سلامت فرد بهتر شده و به بُعد معنوی خود نزدیکتر شود. هاتا یوگا شخص را قادر می سازد بوسیله تمریناتی بر مقاومت طبیعی خود افزوده و سلامتی را در حیطه ی جسم و ذهن تجربه کند و بر واکنش های عصبی غیرارادی خود کنترل و تسلط داشته باشد.

انواع دیگر یوگا چیست

در واقع شش نوع اصلی وجود دارد، اما هاتا و راجا شناخته شده ترین آنها هستند. این شش گونه هاتا، راجا، باکتی، کارما، گیانا و آشتانگا است که هر کدام منحصر به فرد است و تعالیم و اهداف خاص خود را دارد.

منابع

www.yogasix.com/history-of-yoga

www.kanoon-yoga.com

www.yoga-mojezaman.com

jacob-mejicanos-1135741-unsplash-4

جان بالدساری؛تلاش برای عکاسی از یک توپ، طوری که بالاخره در وسط تصویر قرار گیرد

به سوژه ی خود طوری نگاه کنید که انگار هیچ وقت پیش از این آن را ندیده اید. از همه طرف امتحانش کنید. خطوط کلی آن را با دستانتان طراحی کنید و خود را با این کار اشباع سازید."

جان بالدساری به عنوان یک هنرمند پیشرو مفهوم گرای کالیفرنیایی است که بیشتر برای عکاسی و تصاویرش شهرت دارد. نقاشی در دوره اولیه آثار او بسیار مطرح است، اما از اواسط دهه 1960 او شروع به وارد کردن متن و عکس در بوم هایش کرد.

پیش از آن که هنرمند آمریکایی، جان بالدساری، جدایی اش از نقاشی را رسما در پروژه ی "مرده سوزان" خود در سال 1970 جشن بگیرد،- که در آن به غیر از چند تابلو، تمام نقاشی هایش را سوزاند- با ادغام متن و عکس در آنها، نسبت به مفهوم نقاشی هایش دچار شک شده بود. در یک مجموعه از تصاویری که دیگر خودش آن ها را نقاشی نمی کرد، بلکه مثلا، به نشانه نویسان می داد تا طبق دستور برایش نقاشی بکشند، او با قصد تعرض آشکاری جملاتی را از منتقدین معروف هنری همچون کلمات گرینبرگ یا باربارا رز را منتقل کرده بود. کلمات قصار این منتقدین با رنگ سیاه روی بوم های تک فام نوشته شده بود. نقاشی های "متن نوری" معروف او از اواسط دهه 1960 به وجود آمدند. در این نقاشی ها بالدساری عکس های ساده ای را که از خودش گرفته بود را با استفاده از لایه های حساس نوری به روی بوم انتقال داده بود و در مورد این تصاویر بی معنی، با نکاتی برگرفته از کتاب های خود آموز نقاشی و عکاسی ، توضیحاتی داده بود.

در سال 1970، بالدساری دیگر از این طرح کنایه آمیز خود که نقاشی را به عنوان نقاشی نفی می کرد، خسته شد و در سال های بعد با طنزی نه چندان کم تر از سابق، به رسانه ی عکس و فیلم روی آورد. او بر اساس معیار های گوناگون، ارتباط این رسانه ها با اطلاعات کلامی را تجزیه و تحلیل کرد.در سال 1971 او شروع به جستجوی راهبردهایی کرد که به کمک آن ها بتواند از قوانین سنتی ترکیب بندی های عکس فرار کند.از این رو برای نمایشگاه گروهی " اسکله 18" خواست از او عکس هایی گرفته شود که در آن تمام اصول ترکیب بندی نادیده گرفته شده باشد.او همچنین از عکاسان خواست از توپی در حال بالا و پایین پریدن روی یکی از اسکله ها لحظه به لحظه عکس بگیرند با این قید که تا حد امکان در وسط تصویر قرار بگیرد. او با این کار به اندازه ی کافی برای عکاسان حواس پرتی ایجاد کرد تا پرتره ای از او بماند که مانند یک عکس بد، او را نصفه در سمت چپ تصویر نشان دهد.

او همین اصل عکاسی بر اساس قوانین از قبل وضع شده را در اثری به نام " تلاش برای عکاسی از یک توپ طوری که بالاخره در وسط تصویر قرار گیرد به کار برد. بالدساری در 38 عکس رنگی کوچک که بی مایه از نوع طنز خاص هم نبودند، نتایج این پروژه ی آزمایشی هم نام عنوان را به دست داد. آن توپ نارنجی هر از گاهی نزدیک مرکز تصویر یا حتی دور از آن قرار می گرفت؛ در مقابل، در بعضی از تصاویر گوشه ای از درختان نخل را می توان در برابر آسمان روشن و ابری کالیفرنیا به زحمت تشخیص داد. به دلیل این هدف از قبل مشخص شده که توپ تا حد ممکن در نزدیکی مرکز تصویر قرار بگیرد، بالدساری خود را از گرفتن هرگونه تصمیم در مورد ترکیب بندی های بیش تر خلاص کرد و به تصاویری دست یافت که دیگر هیچ کاری به این مسئله نداشتند که "این در کنار آن خوب می شود." مانند نقاشی هایش در گذشته، برخوردش با عکاسی دیگر با مهارت های استادانه یا نوآوری های صوری تعیین نمی شود، بلکه با کنار گذاشتن استراتژیک یا نادیده گرفتن عمدی قوانین مرسوم راه خود را ادامه می دهد. به این روش، بالدساری تصاویری خلق کرد که حتی امروزه هیچ یک از تازگی های کنایه آمیز و جذابیت های زیبایی شناختی خود را از دست نداده اند.

منبع

-conceptual art by Daniel Marzona -Fatemeh Ebadi