opt-3-9

هویت گمشده، تلاش برای بقا، وحدت؛ لوسی اُرتا

لوسی اُرتا هنرمند مفهومی بریتانیایی در ساتن کولدفیلد متولد شد. او با نشان افتخاری در سال ۱۹۸۹ از رشته مد و طراحی لباس کشباف دانشگاه نوتنگم ترنت فارغ التحصیل شد. بعد از اتمام تحصیلاتش فعالیت خود را در زمینه هنرهای مفهومی شروع کرد. او همچنین از سال ۲۰۰۲ استاد دانشگاه در رشته تحصیلی هنر و محیط کالج مُد لندن است و در حال حاضر سمت رئیس هیات مدیره این رشته در دانشگاه هنر لندن را بر عهده دارد.

اُرتا از رسانه های مختلف از جمله طراحی، چیدمان، پرفورمنس، ویدیو و عکاسی برای خلق یک اثر واحد استفاده می کند. چیدمان او مرزهای بین بدن انسان، معماری، لباس و مد را بررسی می کند و به کاوش نقاط مشترک اجتماعی میان آنان، همچون هویت و ارتباط می پردازند. او آثار اولیه ی خود را اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود خلق کرد؛ زمانی که با اصلاحات گورباچف جنگ سرد پایان یافت و نهایتا باعث فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شد و سپس فروپاشی دیوار برلین، اصلی ترین نماد جنگ سرد و پس از آن جنگ اول خلیج فارس همگی پیش زمینه ای شدند برای شکل گیری ایده های ارتا و فعالیت های سیاسی اجتماعی اش.  او وضعیت نابسامان جامعه آن زمان را اینگونه بازگو می کند:" بیکاری شایع شده بود؛شما می توانستید تاثیرات این بی ثباتی گسترده را در خیابان ها حس کنید. من به عنوان مشاور طراحی برای چند خانه مد کار می کردم و مشکلات مالی داشتم. احساس می کردم نیاز بیشتری به فعالیت در حوزه اجتماعی و بطور خلاقانه در یک رسانه ی جدید دیداری دارم.

لباس پناهگاه عنوان اولین مجموعه اُرتا بود که بین سال های ۱۹۹۲-۱۹۹۸ روی آن کار کرد. این مجموعه ترکیبی از معماری، مد و فعالیت های اجتماعی بود. لباس پناهگاه، جان پناه موقتی است که می تواند به شکل لباس درآید و در مواقع غیرمنتظره پوشاننده را از شزایط ناگوار محافظت کند. او طرح های اولیه این لباس را در دوران جنگ اول خلیج فارس ترسیم کرد؛ پاسخی شاعرانه به درخواست کمک های انسان دوستانه برای سرپناه و همچنین به افراد بی خانمان در حال رشد خیابان های پاریس.

 

برای اُرتا سخن از لباس، سخن از آگاهی به برهنگی است، آگاهی از خود. لباس ها خصیصه ای جدا و بیگانه با ذات پوشاننده نیستند؛ بلکه او به وسیله ی لباس، واقعیت اصلی و ذاتی خود را نشان می دهد. چیدمان های این مجموعه، قابل حمل، سبک و دارای ساختاری مستقل اند که بیانگر مفهوم جابجایی و تبعید، فقر، بی خانمانی و بقاست. اولین اثر این مجموعه " جامه ی چادری" نام دارد که در ساخت آن از پلی آمید با پوشش آلومینیوم، پشم پلار و دیگر جانوران قطبی استفاده شده و مجهز به قطب تلسکوپ آلومینیومی، سوت، فانوس و قطب نماست. طراحی های این مجموعه، زیستگاهی قابل حمل هستند که به کاپشن و کوله پشتی تبدیل می شوند و برای راحتی شخص و تحرک جمعیت عشایری طراحی شده.

او همچنین کیف نجاتی برای چادرنشین های مدرن طراحی گرد که قابلیت تبدیل شدن به کوله پشتی و چادر را داشت؛ کیسه خوابی شیک طراحی کرد که به سادگی تبدیل به لباس حاضر و آماده ای برای زمستان های هسته ای می شد، زمستانی که از پیامدهای اقلیمی محتمل جنگ هسته ای است. زمانیکه او این چیدمان ها را در گالری باربیکن سال ۲۰۰۵ نمایش داد، کل گالری تبدیل به کمپ پناهندگان شده بود و به نظر می رسید هنرمند در حال آماده سازی خود برای آخرالزمان است. تبدیل سرپناه به لباس و برعکس، اساس مفهوم آزادی، اراده آزاد یا انتخاب، روابط جدید و تبادلات فرهنگی جدید است.

"هویت به علاوه ی پناهگاه" کت واک تجربی بود که برای پناهندگان پاریس اجرا شد؛ پروژه ای که با درگیر کردن ساکنان پناهگاه به پایان رسید. یکی از پراهمیت ترین ارزش های از دست رفته ی پناهندگان به همراه سرپناهشان، هویتشان بود؛ در شهری که هیچ جایی برایشان نداشت و احساس طردشدگی می کردند. دغدغه اُرتا طراحی سرپناه برای این افراد نبود، او به دنبال بازگرداندن این ارزش به پناهندگان بود. وی تعدادی کارگاه آموزشی برای ساکنان و کارکنان پناهگاه ترتیب داد  که تمرکز آنها بر دگرگونی هویت شخصی از طریق اختصاص مجدد لباس های دورانداختنی بود. طی یک دوره چهارماهه، پناهندگان مجموعه لباسی طراحی و تولید کردند که با استفاده از اجناس دست دوم اهدایی ساخته شده بودند. نتیجه یک مجموعه جذاب زنانه، لباس های ساخته شده از لباس زیر، دامن کوتاه و هیپستر از دست کش های چرمی، پیراهن های زنانه و کت های درست شده از کراوات بود که برای مخاطبین گسترده ای در طول هفته مد پاریس نمایش داده شد.

"پیوند معماری" مجموعه ای از اجراهای تعاملی عمومی است که اجراگران به یکدیگر متصاند و بخشی از ساختار پیوسته و مجزای این اجراها محسوب می شوند، اجرا را شکل می دهند و مفهوم ارتباط اجتماعی را به تصویر می کشند. پیوند معماری نمودی گویا از فلسفه پشت تمام آثار اُرتاست، چراکه به سادگی وابستگی متقابل افراد جامعه را تایید می کند. ساختار ناف مانند لوله هایی از پارچه که توسط زیپ از شکم فردی به پشت فر دیگری متصل می شود. داوطلبین با پوشیدن سرهمی های فوتوریستی یک اندازه و یک شکل صفی طویل یا شبکه ای عظیم از انسان را تشکیل می دادند. این چیدمان انسانی پیوندی اجتماعی بین شهروندان را شکل داد و افراد با یکدیگر شکل جدیدی از شبکه اجتماعی را ساختند. این پروژه شامل تعداد زیادی پرفورمنس بود که در گالری ها، موزه ها و فضاهای عمومی شهری به اجرا درآمدند.

اُرتا از اولین هنرمندانی بود که قدرت نهفته در لباس را برای بیان مسائل اجتماعی و سیاسی اثبات کرد. از طریق ارتباطات ما با یکدیگر است که مرکز خود را می یابیم. به بیانی دیگر، هویت ما با روابط مان شکل می گیرد. ما نتیجه کلی آنچه هستیم که دیگران به ما می دهند و آنچه ما به دیگران می دهیم.

" ما آموخته ایم در آسمان پرواز کردن را همچون پرندگان، در دریا شنا کردن را چون ماهیان، اما نیاموخته ایم هنر ساده ی باهم زندگی کردن را چون برادران."

منابع

Conceptual Art and Fashion in the 21st Century by Shirin Abedinirad

www.studui-orta.com

www.designindaba.com

installation_view_untitled_tableau_2017_pio_pico_los_angeles_courtesy_of_the_artist__vanessa_beecroft-9

آشنایی با هنرمند مفهومی با گرایش طراحی لباس: ونسا بیکروفت

ونسا بیکروفت نقاش و هنرمند مفهومی آوانگارد در شهر بندری جِنوا در ایتالیا متولد شد. او رشته های معماری و نقاشی را در این شهر و رشته طراحی صحنه را در آکادمی بررای میلان گذراند. او اهل ایتالیا بود اما مدارک بریتانیایی داشت؛ در واقع او در ایتالیا با نامی انگلیسی و مادری ایتالیایی بزرگ شد. این دوملیتی بودن موجب رنجش او در کودکی شد و تاثیر زیادی در درگیری اش با مقوله ی هویت داشت. او که اکنون ساکن لس آنجلس است در گفتگویی با مارینا آبراموویچ و شیرین نشاط درباره این نابجایی خانواده اش می گوید:" ما در واقع به فرهنگ محلی تعلق نداشتیم و من احساس می کردم در جای اشتباهی هستم. وقتی به آمریکا آمدم بلافاصله خو گرفتم، چراکه مثل همه یک مهاجر بودم."

از سال ۱۹۹۴ بیکروفت، بخاطر آثاری مشهور شد که دربرگیرنده گروهی از زنان شبیه به هم بود که لباس زیر، کفش های پاشنه بلند یا اسنیکرز، جوراب شلواری یا کلاه گیس و نه بیشتر را به تن داشتند. این اجراها پرفورمنس های ساده فریب دهنده ای اند که سوالاتی را در زمینه هویت سیاسی و شهوت در چهارچوب پیچیده ای بین بینندگان، مدل و مفهوم مطرح می کنند. هر اجرای بیکروفت برای مکان خاصی طراحی می شود و اغلب ارجاعاتی سیاسی، تاریخی یا به انجمن های اجتماعی محلی که در آن اجرا می شوند دارند.اجراهایی که استدلالی انسان شناسانه دارند و اجراگران و لباس هایشان عموما از شهری که پرفورمنس در آن اجرا می شود انتخاب می شوند؛ مواد اولیه او بدن زنده ی این اجراگران است. او ساختاری را در رویدهدهای زنده خود برای اجراگران می سازد که آنها خود ترکیب بندی بی دوام و یک روزه شان را خلق می کنند.

اجراهای زنده بیکروفت دغدغه هایی مفهومی و زیبایی شناسی دارد. ردپای طراحی و نقاشی را به آسانی می توان در پرفورمنس های او دید؛ در واقع این اجراها هم پرفورمنس و چیدمانی انسانی اند و هم ترکیب بندی یک تابلوی نقاشی را دارند. مدل های طراحی با هیکل های بی نقصشان در اجراهای او جای می گیرند و این بار نه به عنوان مدلی برای تجسم بخشیدن به یک تابلوی نقاشی ، بلکه به عنوان خود اثر هنری. آنها به جای حضور در فضایی دوبعدی، در فضایی چهاربعدی زنده و ملموس در مقابل مخاطبین حاضر در رویداد می ایستند.

پس از چند اجرا، استفاده ی همیشگی از مدل های زنده، لباس و ملحقات آن در آثارش نگاه دنیای مد را به سوی او کشاند و سبب همکاری او با چندین طراح لباس و برند تجاری لباس شد. او متوجه تاثیر و نقش مد در جامعه بود:" شاید این واقعیت دارد که مد در تلاش است تا نگاه مردم را در زمانی که لباس می پوشند در جهت مفهومی کردن آن اصلاح کند. این را می پسندم که مد جامعه را به طرز ظریفی، با استفاده از شکستن سنت ها، همچون ایو سن لوران، مارجلا، هلموت لانگ متزلزل می کند."

 

اجراگران او همواره زنان بودند؛ اما او در سال ۱۹۹۹ با پرفورمنس وی بی سی و نه شیوه مرسوم خود را تغییر داد.این بار اجراگران او مردان جوانی بودند که بسان زنان در آثارش یونیفرم هایی یک شکل به تن داشتند . به حالت خبردار در موزه ایستاده بودند و مفهومی سیاسی در پس آن اجرا احساس می شد. بیکروفت درباره مراحل شکل گیری این پرفورمنس می گوید:" من این پروژه را پس از یک سال مذاکرات با ارتش آمریکا و بعد از دو سال تحقیق در اینترنت اجرا کردم. مربی ارتشی ام را در اینترنت پیدا کردم و دانشجوی دانشگاه افسری او شدم. پس از دو ماه تمرین های فیزیکی و ذهنی به سن دیگو، پایگاه یگان ویژه نیروی دریایی آمریکا رفتم. برای بدست آوردن آن مقام آنها باید هفته معروف به جهنم را بگذرانند. من پروژه ام را به دفتر روابط عمومی پایگاه نشان دادم. پس از پیگیری روند درخواستی، تاییدیه دریابد را برای ساختن پرتره نیروی دریایی آمریکا در موزه هنرهای معاصر سن دیگو در مقابل انظار مخاطبین جوامع هنری و ارتش دریافت کردم."

 

اثر سال ۲۰۰۲ بیکروفت، وی بی چهل و پنج، بزرگترین اثرش تا به امروز، به شیوه آثار پیشین اش است. زنان در این پرفورمنس با چکمه های پاشنه بلندی که توسط هلموت لانگ مخصوص این اجرا طراحی شده بود، در ترکیبی متقارن و شگفت صف آرایی شدند.  اجراگران طبق معمول دیگر پرفورمنس های بیکروفت وقتش احساس خستگی می کردند می نشستند و اجرا زمانی تمام می شد که آخرین زن بر زمین می نشست. چکمه های لانگ بهترین پوشش را برای اجراگران با هیکل های تندیس وارشان فراهم کردند تا تبدیل به شخصیتی شوند که در دوراهی بین یادگارخواهی و دُمیناتریکس کنترل شده می مانند. در این اجرا تن اجراگران به منظور کاهش حس شرم به رنگ زرد نقاشی شده بود.

آثار موخر بیکروفت تا حدودی نگرشی نمایش تر دارند. لباس های همسان مدل ها متعلق به دوره ای خاص هستند و گاه معاصر و نه برهنه.

بعضی از پرفورمنس ها شامل غذا می شوند. یکی از اجراهای اخیر او به نام وی بی شصت و پنج که در گالری پک میلان اجرا شد، شام آخر مهاجران آفریقایی، قانونی و غیرقانونی را به تصویر کشید که کت و شلوار پوشیده بر سر میزی بیست متری، در حال خوردن مرغ های سوخاری بدون کارد و چنگال هستند. بیست اجراگر هنگام گشایش نمایشگاه به مدت سه ساعت بر سر این میز نشستند و در حضور مخاطبین آرام آرام مشغول خوردن شدند.

منبع

conceptual art & fashion in the 21st century by Shirin Abedinirad

www.artnet.com

www.artsy.net

main-197

در جستجوی خانه؛ حسین چالایان

حسین چالایان متولد نیکوزیا پایتخت قبرس و ساکن لندن است. در سال ۱۹۸۲ خانواده ی چالایان به علت جنگ داخلی قبرس به انگلستان مهاجرت کردند. او از کودکی شاهد دوخت لباس های خانواده توسط مادرش بود. وی در سال ۱۹۹۳ تحصیلات خود را در کالج مرکزی سنت مارتین لندن به پایان رساند. پروژه نهایی او شامل لباس هایی ابریشمی بود که آنها را پس از دوخت در باغچه خانه دوستش هفته ها دفن کرده بود تا پوسیده شوند. این مجموعه را  بوتیک لباس بیرانز لندن خریداری کرد.

او بلافاصله پس از اتمام تحصیل کار خود را به شکل مستقلی آغاز کرد و برند شخصی خود را در سال ۱۹۹۴ به ثبت رساند. یک سال بعد موفق به کسب رتبه ی اول در مسابقه طراحی لباس لندن شد. جایزه این مسابقه بیست و هشت هزار پوند حمایت مالی برای اجرای مجموعه چالایان در هفته مد لندن بود. بدین ترتیب چالایان اولین مجموعه ی خود را در سال ۱۹۹۵ در سن بیست و پنج سالگی به نمایش گذاشت.

او از همان سال متخصص بهره گیری هنرمندانه از ابزار و تکنولوژی بود. در نمایش لباس های او می توان رسانه های دیگری همچون چیدمان و طراحی های مفهومی فضا و محیط را مشاهده کرد. او به کاوش و درک واقعیات زندگی مدرن، هویت فرهنگی، مهاجرت، انسان شناسی، طبیعت و تکنولوژی علاقه مند است. او از مد بهره و انتظاری فراتر از حد معمول دارد و همانطور که خودش می گوید دو مقوله ی درگیری ها و برخوردهای اجتماعی و فرهنگی را همواره درنظر داشته است.

به عنوان مثال در مجموعه "ما بین" و "سفرهای خانوادگی" به مقوله و موضوع اهمیت و جایگاه فرهنگ اسلامی پرداخت. او در مجموعه ی مابین از تفاوت فرهنگی و فضای بین فرهنگ شرق و غرب سخن می گوید. این مجموعه که شامل چادرهای سیاه رنگی بود که تنها تفاوت بین آنها قد چادرها بود. اولین مدل تنها نقابی به چهره داشت. چادرهای بعدی به ترتیب بلند و بلند تر می شدند تا آخرین چادر که تمام قد بود و به جز چشمان مدل، قسمت دیگری از بدنش پیدا نبود.

برای چالایان طراحی مد فرصتی است جهت بیان نظرات و ایدئولوژی ها، آزمون ها و پیشنهاد هایی که با مسائل اجتماعی مرتبط هستند. او می گوید:" وقتی مردم درباره لباس سخن می گویند، درباره لباس در بافت جامعه، در بافت اجتماع و فرهنگ سخن نمی گویند؛ فقط ارزش ظاهری به آن می دهند. این چیزی نیست که من به آن علاقه داشته باشم."

چالایان نه به شکلی مستقیم پرسش هایش را مطرح می کند و نه پاسخی سرراست به آنها می دهد بلکه مخاطب را در نظردهی و تفسسیر آزا د می گذارد. اما طرح پرسش هایش همواره به طریقی هنرمندانه و از راه هنر شکل می گیرد. این نگزش هرگز به بخش طراحی لباس و مد او لطمه نزده است. وی همواره به تصویر و بدن انسان اندیشیده و دو کفه ی اندیشه ها و طراحی لباس را متعادل نگه داشته است.

چالایان در مجموعه ی " بعد از کلام" در پاییز و زمستان ۲۰۰۱-۲۰۰۱ ، که یکی از مشهورترین اجراهای تاریخ مد است، به پدیده ی مهاجرت و هراس از ترک خانهپرداخت. او به شکل هنرمندانه ای به این مفهوم رایج اجتماعی اشاراتی کرد که یک اثر کاملا مفهومی و اجرایی بود. تاثیر چنگ داخلی قبرس و اختلافات نژادی و سیاسی میان ترک ها و یونانیان مقیم قبرس در زمان کودکی او در این اجرا به چشم می خورد. گویا در این اثر چالایان به دنبال خانه ای بود که بتوان هنگام حهمله ی دشمن یا جنگ با خود حمل کرد. این اثر، مفهومی نزدیک به چادرهای قابل حمل لوسی اُرتا، که در مطالب گذشته درموردش خواندیم، دارد؛ چراکه در آن اثر هم هنرمند بدنبال راه حلی برای کسب دوباره ی هویت برای افراد بی خانمان و جنگ زده است.

چالایان مرزهای دنیای مد را با استفاده از آخرین تکنولوژی لامپ های ال ای دی در مجموعه لباس سال ۲۰۰۷ خود شکست. برای این مجموعه که هوابرد نام دارد، دو لباس طراحی شد که در آنها پانزده هزار و ششصد لامپ بکار رفت و بدین ترتیب لباس ها همانند صفحه نمایش تلویزیون قادر به پخش تصاویر شدند و فیلم های کوتاه آبستره ای از تغییر فصل را نمایش دادند.

 

 علاقه همیشگی چالایان به استفاده از تکنولوژی روز دنیا برای بیان مفاهیم مورد علاقه اش چون هویت فرهنگی را می توان به وضوح در نمایشگاه انفرادی او با نام " من ناراحتم لیلا" در گالری لیزون لندن دید.  این نمایشگاه شامل یک ویدیو( هفت دقیقه و هفده ثانیه)، مجسمه ای از جنس نایلون و همچنین چیدمان صوتی است که در آن قطعه ای از موسیقی کلاسیک ترکی همراه با ترانه ای درباره داستان لیلی و مجنون نواخته می شود. برای ساخت مجسمه ی این چیدمان ابتدا طرح سه بعدی را در کامپیوتر طراحی و سپس با استفاده از چاپ سه بعدی آن را تولید کردند.

منابع

Conceptual Art and Fashion in the 21st Century by Shirin Abedinirad

www.chalayan.com

www.dezeen.com

IMG_8001-9-300x300

انواع انگشتر و کاربردهای آن در زندگی امروز

انگشتر همیشه میان مردم جواهری بسیار پرطرفدار بوده است. انگشتر طلا، نقره، الماس و پلاتین همواره، بسته به موقعیت و بودجه ی شخصی، محبوب مردم است. جواهرسازان در زمینه دیزاین و طراحی همواره در تلاشند تا انگشترهای جذاب تر و با دوام بیشتر تولید کنند.

انگشتر نه تنها یک جواهر یا اکسسوار است که انگشت شما را زینت می دهد، بلکه انگشتر همچنین ارزش سنتی و عاطفی دارد. این خصلت باعث شده که انگشتر دلالتی عالی برای سمبل کردن صافی و خلوص عشق و رابطه است.

این اهمیت انگشتر در زندگی انسان باعث شده تا طراحان در همه جای دنیا انواع مختلفی از انگشتر ها را طراحی کنند تا مردم بتوانند در رویدادهای مهم مانند نامزدی، ازدواج، تولد نوزاد، سالگرد و بسیاری مراسم دیگر از آن ها استفاده کنند.

بدین ترتیب، در اینجا به پنج نوع مختلف انگشتر و اهمیت و کاربرد آنها اشاره می کنیم.

انگشتر عهد

همانطور که نامش اشاره می کند، حلقه ی وعده یا نامزدی انگشتری است که نشان تعهد ابدی یک زوج  قبل ازدواج است. به انگشت کردن این حلقه بخشی از سنت ازدواج است. امروزه انگشترهای وعده را می توان به دوستان به عنوان سمبل دوستی نامیرا هدیه  داد.

اهمیت: انگشتر عهد نشان تعهد و عشق بین دو نفر، فارغ از زمان است. این نمادی رمانتیک است که عشق شما را نمایان می کند.

انگشتر نامزدی

این انگشتری است که معنای نامزدی را کامل می کند که زن و مرد هنگام ازدواج آن را رد و بدل می کنند تا وعده ازدواجشان را با یکدیگر شریک شوند. این تکه جواهر بی زمان، توجه و محبوبیت بسیاری در میان زوج ها به خاطر ارزش های های عاطفی اش پیدا کرده است. برخی زوج ها برای اینکه انگشترشان درخشان ترین و عالی ترین زینت را داشته باشد از انگشترهای الماس استفاده می کنند.

اهمیت: " چرخه اعتماد" سنتی است که وعده ی ازدواج و تعهد ابدی میان زن و شوهر را نشان می دهد.

حلقه ی ازدوا

این انگشتر نشانگر این است که زوج، وعده های ازدواجشان را با یکدیگر شریک شده اند. غالبا این انگشتر بر انگشت سوم دست چپ انداخته می شود، چون باور شده است که رگ دست چپ مستقیما به قلب متصل است.

این حلقه ها هم الماسی هم بدون الماس، از ساده و با طلای سفید تا کات دار های کلاسیک موجودند.

اهمیت: حلقه ی ازدواج نشان دهنده ی چرخه ی بی پایانی است که سمبل عشق بی پایان و شور است.

انگشتر سالگرد

همانطور که از نامش پیداست، حلقه ی سالگرد منحصراً برای جشن گرفتن رویدادهای خاصی مثل سال اول، پنجم، دهم یا بیست و پنجم ازدواج است.

هر سالگردی اهمیت خاصی برای هر شخص دارد و اغلب مردم به دنبال هدیه ای اند که شریکشان را شگفت زده کنند. به همین منظور، زوج ها غالبا از انگشترهای الماس برای سالگرد وعده هاشان استفاده می کنند.

اهمیت: انگشتری که نشان عشق و ازدواج است و یا انگشتری که نشان عشق ادامه دار به یکدیگر است.

انگشتر سنگ تولد

در حیطه ی گوناگونی انگشترها، انگشتر دیگری نیز وجود دارد که ارزش بالایی به عنوان جواهر خانوادگی دارد که انگشتر سنگ تولد نام دارد. اغلب، انگشترهای سنگ تولد می توانند به هر شخصی هدیه داده شوند. بعضی از مردم ترجیح می دهند که جواهر سنگ تولد مانند انگشتر را در مناسبت های خاص مانند زایمان هدیه دهند.

اهمیت: انگشتر های سنگ تولد با سنگ های مختلف رنگارنگ ساخته می شوند که هر یک معنا و جایگاه خاص خود را در زندگی و طالع شناسی دارند. برخی مردم باور دارند که قدرت این سنگ ها آنها را از انرژی های منفی به دور نگه می دارد.

منبع

www.ellisfinejewelers.com