main-199

رابری اند فراد از کجا شروع شد

پاسخ های علی مهرداد موسس برند رابری اند فراد به سوال های تیم آستین در با رابطه برند عینک های موفق خود 

 می شه از خودت به ما بگی ؟ 

ـ من در این کار خیلی بد‌ ام 🙂

چگونه و از چه زمانی وارد صنعت فشن شدی؟

ـ خب من وقتی ۱۸ سالم بود به صورت اتفاقی در یک قرار شام با یکی از مدیران هری وینستون آشنا شدم، ‌او یک موقعیت کاری در زمینه‌ی مشاوره مارکتینگ به من پیشنهاد داد و من هم قبول کردم. او در واقع اولین مشتری من بود و اصلا نمی دونستم که دارم چه کاری انجام می دم و به همین شکل او هم هیچ ایده ای نداشت که من در آن زمان ۱۸ سال سن دارم. اما به طرزشگفت انگیزی آن ها از کاری که من انجام می دادم راضی بودن و من هم تمام تلاشم را کردم که همه ی کارها را درست انجام بدم.  

آستین: قبل از راه اندازی رابری اند فراد چه کارهایی انجام می دادی؟

ـ من اساسا یک مشاور بودم، و در منطقه خاورمیانه به برند ها و فروشگاه ها کمک می کردم پول بیشتری ایجاد کنند.

برای اینکه عضوی از صنعت مد و فشن در عرصه ی بین المللی باشی با چه چالش های رو به رو شدی؟ 

 مهم ترین چالشی که با آن مواجه می شدم  همکاری کردن با کارمندان مسن تر در هر برند و فروشگاهی بود. به دلیل طرز فکر قدیمی و اولد اسکولی که داشتن؛ من به نوعی مجبور بودم آنها را متقاعد کنم تا راه ها و عملکرد ها ی جدید را امتحان کنند؛ تا با مصرف کننده ی امروزی و خواسته های آن تطبیق پیدا کنند.

چه نظری در رابطه با حال حاضر صنعت مد ایران داری؛ و آینده آن چگونه خواهد بود؟

ـ من نزدیک به ۱۵ سال است که در ایران نبودم، بنابراین در جریان اتفاق ها و تغییرات در صنعت مد ایران نیستم. 

تو به عنوان یک کارآفرین در زمینه ی مد که خیلی از تاثیر گذاران مهم در صنعت فشن را می شناسی؛ چه پیشنهادی به افرادی که مایل به ورود در این  کسب و کار هستند، داری ؟

ـ برند شما درباره ی شما یا چیزی که شما به عنوان یک فرد دوست دارید نیست، بلکه چیزی که ممکنه مخاطب شما دوست داشته باشه، تفکر شماست. این اولین اشتباهی است که هر کس در هر صنعت و نه فقط مد انجام می ده. شما باید چیزی که خلق می کنید برای مخاطبتان باشه، نه برای خودتان. محصولی  که من در برند خودم دارم،  لزوما برای من مناسب نیست و موردعلاقه ی مـ برند شما درباره ی شما یا چیزی که شما به عنوان یک فرد دوست دارید نیست، بلکه چیزی که ممکنه مخاطب شما دوست داشته باشه، تفکر شماست. این اولین اشتباهی است که هر کس در هر صنعت و نه فقط مد انجام می ده. شما باید چیزی که خلق می کنید برای مخاطبتان باشه، نه برای خودتان. محصولی  که من در برند خودم دارم،  لزوما برای من مناسب نیست و موردعلاقه ی من نیست اما برای من مهم نیست، چون بقیه دوست دارن و خوب می فروشه این برای من اهمیت داره.با توجه به سابقه ی کاری، چی شد که تصمیم گرفتید لیبل خودتون رو راه اندازی کنید و به چه مشکلاتی در این مسیر برخوردید؟ 

آیا تا به حال برایتان پیش آمده که فیلمی را تماشا کنید و از لباس های استفاده شده در آن حیرت زده شوید؟ آیا برایتان سوال پیش آمده که چه کسی تصمیم می گیرد هر کدام از کاراکترها چه شکلی هستند و چه لباسی می پوشند؟

در این مقاله با تاریخچه و چگونگی طراحی لباس آشنا خواهید شد.

طراحی لباس چیست؟

طراحی لباس در واقع پروسه ای از ساخت استایلی منسجم و ظاهری مشخص برای شخصیت هایی در بر

درست در زمانی که تصمیم به این کار گرفتم، با خیلی از شرکت های موفق در این زمینه همکاری می کردم و به آنها مشاوره ی فروش و مارکتینگ می دادم؛  می تونم بگم بهشون کمک می کردم تا میلیون ها دلار درآمد داشته باشند.:))) اما فقط این کار برای من یک حقوق ثابت داشت. پس تصمیم گرفتم نام تجاری خودم رو داشته باشم و خیلی خوش شانس بودم که واقعا دریک هفته شکل گرفت و درست شد.  

 

نامه های تلویزیونی، فیلم ها، اپرا، تئاترهای موزیکال، باله و دیگر انواع هنرهای اجرایی است.

طراحان لباس با کسانی مثل کارگردانان و طراحان صحنه کار می کنند تا به کمک یکدیگر، دنیایی را که ما در تلویزیون و روی صحنه می بینیم را خلق کنند.

 

رابری اند فراد از کجا شروع شد

از زمانی که خط تولید عینک های فوق العاده شیک و ماتریکسی برند رابری اند فراند راه افتاده، توجه خیلی از سلبریتی‌های معروف از بلا حدید و کاردشین ها تا لیدی گاگا را به خود جلب کرده.

داستان  از آنجایی شروع می شه، که دو دوست به نام علی مهرداد سودبخش و استفان فاستر فعالیت تجاری خود را شروع کردند. آنها موفقیت کوتاه مدت رابری اند فراد را یک تصادف خوش و به دور از پیش بینی می خوانند و به نوعی طراحی های آن دو مانند طلا در بازار است، اما جالب است بدانید که در جریان شکل گیری این کمپانی کوچک هیچ رمز و رازی وجود ندارد.

مهرداد می گه  « زمانی که در دبی بودیم یکی از دوستان مشترکمون یک ویدیو از جانی دی اسکمر به ما نشون داد در بخشی از ویدیو اون می گه : من عاشق دزدی و کلاهبرداری هستم. من و استفان از این جمله خیلی خوشمون اومد،‌ و به این فکر کردیم رابری اند فراد اسم جالبی می تواند باشد برای یک برند.»

در کمتر دو سالی که از معرفی خط تولید عینک رابری اند فراد می گذره ، آن ها تونستن جای پا خود را در میان سوپرمدل ها و سلبریتی ها محکم کنند ، فریم های رترو و فیوچرستیک این برند در تصاویری که پاپاراتزی ها از سوپرمدل معروف ، بلا حدید شکار کردن ، شناخته شد و بعد از آن در بیشتر سلفی های افراد معروفی مانند: جیجی حدید، کندال جنر، کاردشین 

ها وریحانا و… فریم های رابری اند فراد که قالبا بر روی لبه ی پایینی بینی قرار می گیرد و به سختی چشم ها را می پوشاند به راحتی قابل تشخیص است. 

برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفه

آن ها می گن : « طراحی ها به معنای کلمه در ۱۵ دقیقه شکل گرفتن. من و استفان نگاهی به فریم های دیزاینر ماتریکسی و چشم گربه ای پدر و مادر خود در دهه ی ۹۰ انداخته ایم  و همانجا بود که رابری اند فراد خود را پیدا کردیم.» در ادامه می گه:  در اول به دنبال اسم ها شیک و گران قیمت می گشتیم و طراحی های مختلف، ولی همه چیز قبلا انجام شده و تنها راه موفقیت، مارکتینگ صحیح بود

علی مهرداد و فاستر در اولین قدم از کار خود آژانس مشاوره ای در دبی به اسم فرانت رو مد را راه انداخته ان و با توجه به شناختی که از مارکت خاورمیانه داشتن، شروع به همکاری و مشاوره برای ابر کمپانی هایی از جمله بربری و برگدرف گودمن کردن و از این طریق ارتباطات خود را در صنعت مد به وجود آوردن؛ و با توجه به فرآیند آن به ایده طراحی لاین خودپرداختن.

وم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.

آنها بدون تجربه ای در طراحی و با تمرکز بر روی بیزنس پلن و تجربیاتی که از کار با شرکای تجاری خود به دست آورده بودند، ایده ی خود را به یک استراتژی بزرگ تبدیل کرده اند. مناسب بودن قیمت عینک ها در بازار جهانی، حضور آن ها بدون نیاز به مارکتینگ دراينستاگرم و نشریات پاپاراتزی، توانسته است به مقابله با همتاهای دیزاینر لوک بروند.

main-181

آشنایی با ویکتور و رُلف؛ طراحان لباس مفهوم گرا

آشنایی با ویکتور و رُلف؛ طراحان لباس مفهوم گرا

" طراحی مُد یک کنش خودآگاهانه است جهت بیان مفهوم. از همان آغاز کار، طراحی لباس برای ما بیشتر از یک صنعت و افسون بود. طراحی لباس راهی صاف و ساده است برای فرار از واقعیت های روزمره زندگی."

ویکتور و رُلف

ویکتور و رُلف در حین تحصیل در رشته طراحی لباس در آکادمی هنر و طراحی آرنهم با یکدیگر آشنا شدند و بلافاصله پس از اتمام تحصیل همکاری خود را آغاز کردند. این دو طراح لباس هلندی خانه مد ویکتور و رُلف را در سال ۱۹۹۳ راه اندازی کردند و بدین ترتیب اولین مجموعه لباس خود را ارائه کردند.

 

تمایلات زیبایی شناسی ویکتور هورستینگ و رُلف استورن باعث شده با  چهره هایی متفاوت و متضاد نسبت به سایر طراحان حوزه مد مواجه باشیم. آنها کار خود را نه از بوتیک ها و نه از دستیاری طراحان معروف شروع کردند، بلکه طراحی ها و لباس های خود را در گالری ها به عنوان اثر هنری در معرض دید عموم قرار دادند که به این روند طبیعی تکامل حرفه ای یک طراح لباس بسیار متفاوت است.

 

در سال ۱۹۶۶ آن ها چیدمانی در گالری تورچ آمستردام اجرا کردند که عبارت بود از شیشه های عطری که دریچه ای برای مصرف آن وجود نداشت و به عنوان اثری مفهومی، نقدی بر دنیای مصرف گرای معاصر بود.

در همین سال نمایشگاهی در پاریس برپا کردند که چیدمانی بود از لباس های براق طلایی که از سقف آویزان شده بودند و زیر هرکدام از آنها لباس های سیاه رنگی به عنوان سایه چیده شده بود که هردوی لباسها قابل پوشیدن بودند و  حکایت از دنیای سیاه و سفید مد داشتند؛دنیایی که گاه تجارت، گاه هنر صرف است.

 

طرح های این دو هنرمند بر فضای طراحی مد لباس از همان روزهای اول تاثیرگذار بوده است. بسیاری از طراحان بزرگ در تلاش بوده و هستند که تعادلی بین هنر و طراحی لباس برقرار کنند، اما در بسیاری از مواقع این تلاش ها کوتاه مدت و ناقص بوده است و دلیل آنتجاری بودن مُد است. طراحی های منحصر به فرد آنها بیش از اینکه لباسی برای پوشیدن باشد، نقدی بودند بر سیستم مد جهانی. آنها توجه کمتری به فروش لباس هایشان داشتند و تاکیدشان بر طراحی صحنه، پرفورمنس، ریتم و طرز حرکت و ایستادن مدل ها بود.

مُد برای این دو نفر تنها رسانه ای بود تا با آن ایده های هنری خود را جامه عمل بپوشانند.  ایده های ویکتور و رلف هم شامل نوعی زیبایی شناسی انتزاعی مب شود و هم مفهومی. آن دو به خوبی فهمیدند که داشتن یک نشان تجاری کلید موفقیتشان در آینده است. در عین حال هم تلاش می کردند اهمیت هنر و توجه به بازار هنری را درنظر بگیرند تا جایگاه خود را در نظام مُد و در حوزه ی هنر محکم کنند.

فلسفه طراحی های ویکتور و رُلف بر مبنای تخیل آزاد و جهان رویایی است. جهانی که بتواند اجزایی از خود را به نظام مد وام دهد. این دو می گویند :" ما به آنچه مردم نیاز دارند نمی اندیشیم. ما ابتدا به یک پیام مشترک در ذهن خود می اندیشیم. پیامی که ارتباط مستقیم با آنچه می گوییم و انجام می دهیم دارد. پرسش هایی که در حوزه طراحی لباس مطرح می شوند، خود انگیزه هایی اند برای خلق آثارمان."

 

با روندی که آنها پیش گرفتند دور از انتظار نبود که اولین مجموعه حاضر و آماده شان با فروشی بی سابقه مواجه شود. این مجموعه که ستاره و نوار نام داشت، کاور نسخه مد مجله نیویورک تایمز شد. این مجموعه در عین حال که لقبش پرچم آمریکاست، کپیتالیسم آمریکایی را به سخره گرفت.

 

 

در سالهای اخیر بسیاری از طراحان لباس شروع به ساخت عروسک هایی از مجموعه لباس های خود کردند و بدین صورت مجموعه ای از تلاش های چندساله خود را در سایزهای کوچکتری گرد هم آوردند. ویکتور و رُلف از پیشگامان این رویه در سال ۲۰۰۸ نمایشگاهی از مجموعه عروسکی خود در گالری باربیکن در لندن ترتیب دادند که فضای چیره بر نمایشگاه چیدمانی از شخصیت های تئاتری و مدل هایی فربه بودند. در نمایش های پیشین این دو طراح همواره مدل ها بودند که به عنوان عروسک لباس ها را به تن می کردند، اما این بار با ایجاد پارادوکسی دیداری بار دیگر بر نظریات ضد مد خود تاکید کردند. به همراه این نمایشگاه کتاب " خانه ویکتور و رُلف نیز رونمایی شد؛ کتابی از عروسک ها که تمام لباس هایی که تا به آن سال طراحی کرده بودند را به تن داشتند؛ از جمله لباس های بمب اتم  هیروشیما، یا گرنبند بالشتکی، عروسک روسی و نیز مجموعه زنگوله ها که در آن هر لباس مزین به صدها زنگوله بود و چون چیدمانی صوتی قبل از ورود مدل ها از میان فضای مه آلود، صدای لباس ها نیز شنیده می شد.

منابع:

www.viktor-rolf.com

Conceptual Art and Fashion in the 21st Century by Shirin Abedinirad

www.vogue.com/fashion-shows

 

main-179

پیشینه ی لباس مفهومی – بخش دوم

پیشینه ی لباس مفهومی - بخش دوم

در مطلب گذشته در رابطه با نخستین جرقه های طراحی لباس در حوزه ی هنرهای مفهومی و بنیان گذاران فوتوریسم خواندیم. حال در این مطلب به ادامه بررسی لباس های مفهومی می پردازیم.

 

با تاثیرات کوبیسم فرانسه و ترجمه ی بیانیه ی فوتوریستی نقاشی به زبان روسی در سال ۱۹۱۲، روش و دیدگاه های فوتوریست های ایتالیایی نسخه ای مشابه در روسیه پیدا کرد که به سبک کوبوفوتوریسم شهرت یافت و با هنرمندانی چون میخائیل لاریونف، ناتالیا گونچاروا و کازیمیر مالویچ  تکامل یافت. که البته کازیمیر مالویچ پس از مدت کوتاهی این سبک را رها کرده و سبک سوپرِماتیسم را بنیان نهاد. این سبک که به معنای والاگرایی است، شاید اولین سبک نظام مند در زمینه ی ترکیب بندی انتزاعی به شمار آید. او از حمله هنرمندانی است که تاثیر فراوانی بر اجراهای مفهومی آن زمان روسیه گذاشت و همکاری نزدیکی هم با هنرمندان حوزه های دیگر در اجرا، معماری و طراحی داشت.  در واقع این همکاری ها نوعی ترکیب زیبا شناختی بین سبک ها را نیز به وجود می آورد. به عنوان مثال فوتوریست های روسی به خصوص ولادیمیر مایاکوفسکی، در اولین اجرای فوتوریستی که شبیه به اپرا بود با نام " پیروزی بر خورشید" در سال ۱۹۱۳ از مالویچ دعوت کرد تا به طراحی صحنه و لباس اجراگران بپردازد. این اپرا که در شهربازی سن پترزبورگ به اجرا درآمد، بیش از خود اپرا و موسیقی، با طراحی لباس و صحنه آوانگاردش معروف شد.

تن پوش های حجمی مقوایی مالویچ حالتی زره مانند داشتند و بر پایه ی اشکال هندسی با رنگ هایی تکان دهنده طراحی شده بودند.

 

مثال دیگر. طراحی لباس پیکاسو برای تئاتر "پَرِید"  اثر شاعر و نویسنده فرانسوی "ژان کوکتو"، طرحی با رنگ های درخشان قرمز، زرد و سیاه و به سبک کوبیستی دقیقا براساس ترکیب بندی نقاشی هایش بود. همان ماسک هایی که در نقاشی سه نوازنده ی او دیده می شود به مقوا و کاغذهای رنگی تبدیل و اجرا شده بود.بعضی از لباس ها طوری ساخته شده بودند که رقصنده را محدود به حداقل حرکت می کرد.

اما در قرن بیستم آلمان میزبان واقعه ی دیگری بود. ایجاد مکتب باهاوس. باهاوس ابتدا یک هنرستان بود که جمعی از برجسته ترین هنرمندان آلمانی و غیرآلمانی در آن ایده های خود را در زمینه زیبایی شناسی هنر و زندگی به دیگران آموزش می دادند که درنهایت این آموزه ها منجر به جنبشی هنری شد. از جمله این هنرمندان می توان به پل کلِی، واسیلی کاندینسکی، موهولی ناگی و نیز اسکار شلمر، کارگردان آلمانی که در سال ۱۹۲۸ در همین مدرسه مرگ تئاتر را اعلام کرده بود، اشاره کرد. او نیز به حرکت مکانیکی علاقه داشت اما با یک تفاوت از فوتوریست ها:اسکار شلمر سعی داشت حضور و روح ماشین که زندگی مردم را تحت تاثیر قرار داده بود به نمایش بگذارد. اما فوتوریست ها حرکت مکانیکی و شتاب را انتزاعی می کردند.

 

نظریات شلمر در زمینه طراحی لباس سالها بعد توسط هنرمندانی چون ربکا هورن، باز اجرا شد. به بیان دیگر هورن یک اسکار شلمر معاصر است البته با مختصات و هویت شخصی خودش. اجراهای هورن وابستگی کاملی به نظریات اشلمر در زمینه بدن و لباس دارد. شلمر تاکید فراوانی بر هارمونی بین موسیقی، تن پوش ها و طرح های ریاضی گونه برای بدن انسان داشت. او اولین هنرمندی بود که سعی کرد به شکلی مستحکم یکپارچگی مفهوم، فرم و سبک را در هنر به وجود آورد.

 

main-177

پیشینه ی لباس مفهومی – بخش یکم

پیشینه ی لباس مفهومی - بخش یکم

" ما می خواهیم لباس های فوتوریستی راحت و کاربردی باشند.

پویا

پرخاشگرانه

تکان دهنده

فعال

خشن

پروازگر

پرهیجان

شاد

نورانی

فروزنده

روشن شده با لامپ های الکترونیکی"

بیانیه ی فوتوریستی برای لباس مردانه

جیاکومو بالا

 

برای پیدا کردن نخستین ایده های طراحی لباس در حوزه های مفهومی باید به سراغ هنرمندان جنبشی برویم که اولین جرقه های هنر مفهومی را زدند؛ هنرمندان فوتوریست. فوتوریست ها در تمامی عرصه های ادبی و هنری ایده های بسیار انقلابی و ساختارشکنانه مطرح می کردند. از ادبیات و شعر گرفته، تا مجسمه سازی، معماری و هنرهای اجرایی. نقش لباس در جنبش فوتوریسم و پس از آن تا بعد از جنگ جهانی دوم غالبا در حوزه های اجرایی تعریف و شناسایی می شود. پس از فوتوریست ها، نهضت ها و سبک های دیگری چون دادا و بویژه مکتب باهاوس در زمینه طراحی لباس در حوزه ی هنرهای اجرایی نقش برجسته ای داشتند. برای درک این مطلب، ابتدا اشاره ای به برخی نظریات فوتوریست ها در زمینه زیبایی آرمانی شان کنیم.

 

اوایل قرن بیستم، دوره ای که فوتوریسم در آن شکل گرفت، قرن ابداعاتی چون خودرو، ماشین های بخار و تولیدات صنعتی بود. فوتوریست ها نیز این عصر جدید را به اشکال مختلف ستایش می کردند. آنها خواهان جهانی سراسر ماشینی، مکانیکی و پرسرعت بودند. همین ستایش از جنبش پویایی، سرعت، فولاد، فلز و تکنولوژی باعث شد تا نحوه ی نگرش آنها به انسان، روحیات و جسم او نیز متفاوت باشد.

 

 

فوتوریسم ترویج کننده ی نوعی شفقت زدایی و ستایشگر اشکالی از خشونت در جامعه بود. حال این سوال پیش می آید که این مکانیکی کردن بدن در فوتوریسم چگونه روی می دهد؟

مهمترین عنصر، حذف احساسات، لطافت و ویژگی های جنسیتی از هنر بود. به عنوان مثال " مارینتی" از بنیان گذاران نهضت فوتوریسم در بیانیه ی رقص و اجراهای فوتوریستی خواهان آن می شود که رقص و اجرا به سمت هندسی شدن پیش برود.

آنها در آرزوی ساختن یک عروسک یا یک انسان ماشینی بودند. همه چیز به نظر فوتوریست ها باید فلزی یا فلزگونه باشد؛ هم به لحاظ شکل و هم به لحاظ جنس.برای مثال در باله های مکانیکی فوتوریستی که هنرمندانی چون " ایو پاناگی" طراحی می کردند، لباس ها یا بهتر بگوییم تن پوش ها تمام فرم و شکل های طبیعی و نرم بدن را از ریخت انداخته بودند به طوریکه پوشیدن آن تن پوش ها خود باعث مکانیکی راه رفتن اجراگران می شد. لوله های مدور و استوانه ای شکل که در شش بخش اصلی سر، تنه، دست ها و پاهای اجراگران را می پوشاند، اشیایی مانند لوله بخاری در ابعاد و قطرهای مختلف بودند.

 

حال چگونه این ایده های فوتوریستی وارد دنیای مد شد؟ فوتوریسم، اجرا، شعر، نقاشی و آشپزی بود و با زندگی مردم سر و کار داشت. پس می توانست با مد نیز ارتباط برقرار کند. این رابطه با مد توسط برخی نقاشان این جنبش چون جیاکومو بالا و فورتوناتو دپِرو و با صدور بیانیه هایی برقرارشد که منجر به زایش مد فوتوریستی شد.بیانیه فوتوریستی بالا برای لباس مردانه در سال ۱۹۱۴ و به دنبال آن بیانیه ی لباس ضد خنثی، طرح های متقارن و یکنواخت سبک روز را به سخره گرفت و اظهار داشت که باید تمام لباس های "عقب مانده" را نابود کرد؛ لباس هایی که تنگ، بی رنگ و، محزون، منحط و خسته کننده اند. او لباس هایی را پیشنهاد می کند که مناسب خیابان های شلوغ، تئاترها، کافه ها و فضاهای موجود در جامعه باشند:

" ما باید لباس های فوتوریستی را خلق کنیم. لباس خ-خ-خ-خوشحال، لباس جسورانه با رنگ های درخشان و خطوطی پویا. باید ساده باشند، مهمتر از همه باید فقط با پایداری کوتاه مدت ساخته شوند تا فعالیت های صنعتی را تشویق کنند و لذتی پایدار و بدیع برای بدن فراهم کنند. استفاده از مواد با رنگ های عضلانی قوی، قرمزترین قرمزها، بنفش ترین بنفش ها، سبزترین سبزها، زرد های سیر، نارنجی، قرمز روشن و رنگ مایه های سفید اسکلتی، خاکستری و سیاه."

 

 ادامه دارد

main-175

مُد ریسایکل چیست؟

مُد ریسایکل چیست؟

مًد ریسایکل به صورت تحت‌الفظی مد بازیافت ترجمه می‌شود اما این مُد با نام مُد پایدار یا مُد سبز در زبان فارسی جا افتاده است. در دورانی که غول‌های بزرگ صنعت فست فشن مانند اچ اند ام (H & M) و حتی برندهای لوکسی مانند بربری (Burberry) متهم به سوزاندن چندین تن لباس قابل پوشیدن در سال می‌شوند، اهمیت مُد سبز بیش از پیش خود را نشان می‌دهد.

اما مد ریسایکل (مد سبز) چیست؟ به صورت کوتاه به استفاده از لباس و پارچه برای ساختن محصولی جدید مد سبز می‌گویند. این مُد زباله کمتری تولید می‌کند و باعث کاهش آلودگی‌هایی می‌شود که در نتیجه‌ی ساخت پارچه و لباس را به کره زمین آسیب می‌زند. اما این مد روش‌ها و شاخه‌های متعددی دارد. از بازیافت پنبه‌های دورریز کارخانه‌ها و تولید البسه با آن تا مُد وینتیج (دست دوم) در این شاخه مد قرار می‌گیرند. اما به طور کلی این مد به سه شاخه تقسیم می‌شود:

  • پارچه‌های بازیافتی از محصولات، مانند پلی استر بازیافت شده از بطرهای نوشیدنی و پارچه‌های نخی

  • پارچه‌های بازیافتی صنعتی که از دورریز و مازاد کارخانه‌ها و صنایع نساجی تولید می‌شود.

  • وینتیج یا لباس‌های دست‌ دوم که به معنی تعمیر، بازسازی و استفاده از لباس‌های دست دوم است.

 

هر ساله در دنیا نزدیک ۱۵۰ میلیون تن لباس و کفش به فروش می‌رسد و پس از مصرف ۸۵ درصد آن‌ها تبدیل به زباله می‌شوند و در محیط زیست رها می‌شوند. این درصد بالا ناشی از عدم آگاهی مصرف کنندگان با بحث مد سبز و نبود ساختار قانونی بازیافت در خیلی از کشورهاست و این روند باید کاهش یابد. زیرا می‌بینیم آلودگی و زباله چه بلایی بر سر محیط زیست آورده است. فشار گروه‌های محیط زیستی و بحث آلودگی باعث شد تا برند فست فشن اچ اند ام تعهد دهد تا سال ۲۰۳۰ تمام محصولاتش را از منابع سبز و پایدار تهیه کند.

امروزه مد سبز توانسته جای خود را در میان مردم باز کند و برندهای متعددی نیز وارد بازار شده‌اند. طراحان معروفی مانند استلا مک‌کارتنی، آمور ورت، استورارت براون به شاخه مد سازگار با محیط زیست روی آورده‌اند. هفته مُد پورتلند از سال ۲۰۰۵ نیز هر ساله میزبان طراحان برجسته و برندهای مُد سبز است. برندهای آلمانی مانند armedangels، Ajna-Organic و برند انگلیسی Po-Zu از برندهایی هستند که تمامی محصولاتشان بر پایه مُد سبز تولید می‌شود.

در سال ۲۰۱۲ نشستی در کپنهاگ با موضوع مد سبز و سازگار با محیط زیست برگزار شد که در آن تلاش شد جنبشی در صنعت مد سبز به وجود آید. در سال ۲۰۱۳ ائتلاف پوشاک پایدار شد و استانداردی برای این نوع پوشاک طراحی کرد. این صنعت نسبتا نوپا روز به روز بیشتر گسترده می‌شود و مُد سبز راهی است برای نجات طبیعت و آلودگی کمتر.

  1.  

IMG_8535-9

ریموند لویی؛ مردی که “همه چیز” را طراحی کرد

ریموند لویی ۱۸۹۳-۱۹۸۶ تولد در پاریس و مرگ در موناکو، طراح صنعتی آمریکایی متولد فرانسه است که اقدامات وی در جهت طراحی محصول در دهه ۱۹۳۰ کمک شایانی به طراحی صنعتی به عنوان یک حرفه کرد.

لویی در دانشگاه پاریس رشته ی مهندسی برق خواند و در ۱۹۱۰ فارغ التحصیل شد. تحصیلات فوق او در رشته مهندسی با شروع جنگ جهانی دوم ناتمام ماند و او پس از خدمتش به ارتش فرانسه، مدرک تحصیلی اش را در سال ۱۹۱۸ گرفت.

یک سال بعد لویی به آمریکا مهاجرت کرد و در آنجا به عنوان تصویرگر فشن در مجله وُگ مشغول به کار شد و در سال ۱۹۲۹، سازمان دیزاین خود را تاسیس کرد. طراحی اواز یک یخچال در سال ۱۹۳۴ برای کمپانی سیِرز، بسیار سر و صدا کرد و توانست جایزه نمایشگاه بین المللی پاریس را در سال ۱۹۳۷ دریافت کند. او در سال ۱۹۴۵، بنیان ریموند لویی را پنج شریکش تاسیس کرد که تبدیل به برزگترین کمپانی طراحی صنعتی در دنیا شد.

طی سال های پس از آن که رویکرد زیبایی شناسی لویی را تحت تاثیر قرار داد، فرم های بسیار کاربردی، طراحی صنعتی مدرن ایالات متحده را شکل داده بود و تصاویر کارهای لویی سبک زندگی یک ملت را تحت تاثیر قرار داده بود. در آن دوره او طراحی های بسیار مهمی برای کمپانی های معروف دنیا انجام داد و برای خط آهن پنسیلوانیا لوکوموتیو و سایل حمل و نقل مسافر طراحی کرد. از طراحی های دیگر او می توان به ریش تراش برقی، خمیر دندان، خودکار، دستگاه های اداری، قوطی نوشیدنی، رادیو و نیز بسته بندی از جمله بسته بندی پاکت سیگار لاکی استرایک اشاره کرد که احتمالا معروفترین این طرح ها، قوطی کوکاکولا بود.

طراحی لباس فیلم و تئاتر

آیا تا به حال برایتان پیش آمده که فیلمی را تماشا کنید و از لباس های استفاده شده در آن حیرت زده شوید؟ آیا برایتان سوال پیش آمده که چه کسی تصمیم می گیرد هر کدام از کاراکترها چه شکلی هستند و چه لباسی می پوشند؟

در این مقاله با تاریخچه و چگونگی طراحی لباس آشنا خواهید شد.

 

طراحی لباس چیست؟

طراحی لباس در واقع پروسه ای از ساخت استایلی منسجم و ظاهری مشخص برای شخصیت هایی در برنامه های تلویزیونی، فیلم ها، اپرا، تئاترهای موزیکال، باله و دیگر انواع هنرهای اجرایی است.

طراحان لباس با کسانی مثل کارگردانان و طراحان صحنه کار می کنند تا به کمک یکدیگر، دنیایی را که ما در تلویزیون و روی صحنه می بینیم را خلق کنند.

 

 

main2-19

فَست فَشن و مشکلات آن

فَست فَشن و مشکلات آن

کمی بیش از ۱۵ سال پیش بود که صنعت مُد دچار تغییراتی اساسی و بنیادین ناخوشایندی شد. مدها در دوره‌های فصلی خودشان را نشان می‌دادند. مُد بهاره، مُد پاییزه و ... اما امروزه صنعت فشن با فست فشن این قواعد را بهم ریخته است. محصولات به صورت «ترند روز» مصرف می‌شوند و بازه ۳ ماهه طراحی، عرضه و نمایش مُد به ۲ هفته کاهش یافته است. محصولاتی با قیمتی مناسب که طی چند روز از روی سن‌های فشن پاریس، لندن و میلان به دست مشتریان می‌رسد.

مُد سریع یا فست فشن در تمامی رسانه‌ها جای خود را پیدا کرده است و اکثر مردم از آن استفاده می‌کنند و رضایت آن‌ها را فراهم کرده است اما این مُد فست فشن یکی از مخرب‌ترین و مشکل‌دارترین صنعت‌ها در چندسال اخیر بوده است. در این مطلب می‌خواهیم برخی از معایب و مشکلات فست فشن را بیان کنیم.

 

مصرف‌گرایی بیش از حد

صنعت فست فشن تقریبا هر دو هفته یک‌بار مُد خود را عوض می‌کند و این باعث شده انسان‌های احساس «مد روز» بودن نکنند و برای «مد روز» بودن شما را ترغیب بر خریدی می‌کنند که نیازی به آن ندارید. این سرعت در ارائه فشن باعث شده کیفیت طراحی و ارزش هنری کالا نیز تحت تاثیر قرار بگیرد و زمان کمتری صرف طراحی و اجرا شود.

 

 

جنس نامرغوب فست فشن

استفاده از جنسی با کیفیتی کم و همچنین وجود مواد شیمیایی مانند فلزات سنگین بر روی لباس‌های صنعت فست فشن از ضررهای آن است. نه تنها این موارد برای محیط زیست مضر هستند بلکه طبق تحقیقی از نیویورک تایمز مواد شیمیایی موجود در برخی از محصولات تاثیر منفی بر روی سلامتی انسان می‌گذارند.

 

شرایط کاری نامناسب

ارزان بودن بزرگ‌ترین هدف صنعت فست فشن است. از این بسیاری از کارگاه‌های تولید لباس برندهای معروفی مانند زارا، اچ اند ام و ... در کشورهای شرق آسیا تولید می‌شود جایی که کارگران با حقوق‌هایی کمتر از ۱۰۰ دلار در ماه و ساعات کاری به تولید این محصولات می‌پردازند. شرایط محیطی خطرناک، حقوق کم و آلودگی‌هایی که این کارگران را تهدید می‌کند باعث ایجاد کمپین‌های حمایتی، اصلاح قوانین و کمپین‌های عدم استفاده از محصولات فست فشن شده است.

 

 

آلودگی زیستی محیطی

گرمایش زمین و آلودگی‌های کربنی امروزه یکی از بزرگ‌ترین تهدیداتی است که کره زمین با آن درگیر است. استفاده از مواد شیمیایی و پلاستیکی و حجم بالای مصرف محصولات فست فشن باعث شده تبدیل به تهدیدی برای سلامت محیط زیست شود. طبق آمار هر فردی سالیانه ۳۰ کیلوگرم از لباس‌های خود را دور می‌ریزد و بخش قابل توجهی از این اجناس قابل بازیافت طبیعی نیستند. اکنون صنعت مُد پس از صنعت نفت دومین صنعت آلوده‌کننده دنیا به شمار می‌آید.

 

 

تعداد کلمه: ۴۴۰

 

منابع

  1. https://www.huffpost.com/entry/5-truths-the-fast-fashion_b_5690575

  2. https://psmag.com/economics/secret-world-slow-road-korea-los-angeles-behind-fast-fashion-73956

  3. https://thegreenhubonline.com/2018/01/16/20-facts-about-the-fast-fashion-industry-that-will-shock-you

IMG_8585-9 (1)

بدنت رو تکون بده!

ببنید، همه می دانند که ورزش و تحرک بسیار مهم است. همانطوری که خوردن سبزیجات هست. ولی اگر شما دلیل دیگری لازم دارید تا ضربان قلبتان را افزایش دهید و ماهیچه هایتان را به کار بیاندازید، ما در این مطلب به شما شش دلیل می گوییم که چطور ورزش کردن، بدن، ذهن و روحتان را بهبود می دهد.

بدن

نرمش نرمی می آورد

اگر شما عموما موقع نشستن و بلند شدن در حال ناله اید، احتمالا با درد مفاصل روبرو هستید. خبر خوب اینکه حرکت و ورزش، باعث ایجاد مایع مفصلی شده که منجر به نرم شدن محل اتصال مفاصل می شود. این مایع همچنین به عنوان لایه ای اطراف مفاصل، با افزایش مواد مغذی باعث می شود تا در همه جای بدنتان حس خوبی داشته باشید.

حالا که صحبت از درد مفاصل است

جدا از مزایای مایع مفصلی دراطراف محل اتصالات، آیا می دانستید که عضلات قوی تر  می توانند کمک بیشتری به تعادل مفاصل کنند؟ برای مثال، هنگامیکه عضلات پشت پا و زردپی شما قوی باشد، به زانو کمک بیشتری می کند و فشار را از روی نواحی که با افزایش سن باعث ایجاد ناراحتی می شود، کم می کند.

ذهن

بله، علم

ورزش میزان تولید هورمون "حس خوب" در مغز را افزایش می دهد. عملکرد ایندورفین در مغز مثل مورفین است؛ باعث می شود فرد هیجان و شعفی را تجربه کند که اثرش تا مدت ها پس از پایان ادامه یابد. ایندورفین به صورت منظم باعث می شود تمرین ورزشتان راحت تر باشد، چون در انتهای روز، کسی هست که دلش نخواهد حس خوبی داشته باشد؟

خدانگهدار استرس

همان ایندورفین هایی که هنگام فعالیت ترشح می شوند، می توانند به عنوان مسکن درد عمل کنند و نیز به کیفیت خواب کمک کنند. این ها عوامل مهمی در میزان اضطراب کلی یک فرد و توانایی او در حل مشکلات هنگام برخورد با موانع دارد. نشان داده شده که ورزش ایروبیک میزان ترشح هورمون های اصلی استرس، شامل آدرنالین را و کورتیزول را کاهش می دهد.

روح

ما با همدیگر بهتریم

یکی از "مزایا" ی جامعه ی مدرن این است که نیاز به ارتباط با انسان ها در دنیای واقعی را کم می کند. از شلوغی صف بلیط بدتان می آید؟ آنلاین سفارش دهید. از همکارانتان کلافه شده اید؟ از راه دور کار کنید. مشکل اینجاست که همه ی این کناره گیری ها افسردگی را افزایش می دهد. تعهد به تحرک و ورزش مردم را مجبور می کند از خانه هایشان بیرون بیایند و وارد فضاهای عمومی شوند که می توانند افرادی که از لحاظ ‌ذهنی شبیه شان هستند را ملاقات کنند.

زمان ارتباطات

گاهی به نظر می رسد که زمان، اندک ترین منبع است. ساعت های زیادی در محل کار، ارتباط با دوستان و خانواده، گذراندن زمان با فرزند، یاد گرفتن یک مهارت تازه و خیلی کارهای دیگر صرف می شود. بهتر نیست با یک تیر دو یا چند نشان بزنیم؟ مثلا قرار ناهار با دوست را تبدیل به قرار ورزش در تایم ناهار کنید؛ این کار شما را سرشار از انرژی، قوی و در ارتباط می کند. زمان زیادی برای شریکتان ندارید؟ یک کلاس وزش مشترک ثبت نام کنید، تفریح کنید و ضربان قلبتان را بالا ببرید.

توانستیم متقاعدتان کنیم؟ هیچموقع برای شروع ورزش دیر نیست.

منبع

www.yogasix.com

MAIN-19

آشنایی با دنیای خالدار یایویی کوساما

آشنایی با دنیای خالدار یایویی کوساما

" خال خال های قرمز، زرد و سبز می توانند نماینده ی زمین، آفتاب و ماه باشند. شکل آنها و اینکه چه معنایی می دهند مهم نیست. من نقوش خال خالی را روی تن مردم نقاشی می کنم، با نقوش خال خالی، مردم ضد خود خواهند شد و به طبیعت جهان باز خواهند گشت."

یایویی کوساما

 

 

یایویی کوساما هنرمندی است که سبک خاص را در چیدمان های مفهومی به علاقه مندان این گونه آثار ارائه می کند: دایره ها و نقطه ها. اشکالی انتزاعی که برگرفته از نگرش های فرهنگ و هنر بودایی ژاپنی هستند.

کوساما هنرمند مفهومی، نقاش و نویسنده ی ژاپنی در شهر ماتسوموتو، ناگو متولد شد. او در کودکی به خاطر آزار و اذیت های مادرش و هم چنین فضای خودکشی حاکم بر کشورش دچار مسائل روانی جدی و روان پریشی شد. او در مستندی از کودکی اش می گوید: "آرزوی من این بود که یک روز نقاش شوم. برای همین از ده سالگی تابلوهای زیادی کشیدم. مادرم به من می گفت اجازه ی نقاشی کشیدن ندارم، چون باید روزی با فردی از خانواده ی مرفه ازدواج کنم و زن خانه شوم. وقتی دختربچه بودم او تمام جوهرها و کاغذهای من را دور انداخت."

کودکان با نقاشی احساسات درونی خود را بیان می کنند و با بررسی نقاشی هایشان می توان به کاوش ذهن و خواندن روحیاتشان پرداخت. نقاشی های مملو از نقطه و نقوش خال خالی کوساما مستقیما از ذهن پریشان او سرچشمه می گرفتند. کوساما می گوید که از کودکی دچار توهم بوده و توانایی او برای خلق اثر هنری برای او همانند درمان است.

 

کوساما در دهه پنجاه نمایشگاه های انفرادی متعددی در کیوتو و زادگاهش برپا کرد. او در ادامه نقاشی هایش به نقطه گذاری و خال خالی کردن تمام سطوح اطرافش از جمله زمین و دیوار، کاغذ و بوم، اشیا و بدن اطرافیانش مشغول شد که بعدها مشخصه اصلی آثارش شدند. او درباره ی مفهوم این نقوش می گوید:" خال خالی نماد صلح است و همچنین نماد ماه که آرامش را در سراسر جهان برقرار می کند."

کوساما طی چندین دهه تمام سعی و تلاش خود را صرف طراحی فضا، محیط و لباس کرده است. عبور باد از یک باغ، طلوع خورشید در جنگل، تغییر یک فصل، آمدن بهار، رفتن پاییز همگی موضوعاتی هستند که کوساما با دیدگاهی انتزاعی و ساده سعی در بازنمایی آنها داشته و دارد.

 

با اینکه کوساما در دهه شست میلادی با هنرمندان بزرگ آمریکا همچون دانلد جاد، لری ریورز، روتکو، جوزف کورنل، فرانس کلاین و ... رابطه ی نزدیکی داشت، اما دو عنصر زنانگی و ژاپنی بودن را فراموش نکرد. در همان سال ها بود که کوساما آثار خود را با لحنی انتقادین آرایش می داد. لحنی که نشانگر موقعیت زنان در جوامع مردسالاری چون ژاپن بود. او با نمایش آثارش در دهه شست در کنار هنرمندانی چون اندی وارهول، کلاوس اولدنبرگ و جرج سگال به جنبش پاپ آرت پیوست.

کوساما از سال ۱۹۶۶ تا زمان تا زمان بازگشتش به ژاپن آثار محیطی کمتری خلق کرد و بیشتر به اجراهای هپنینگ و پرفورمنس آرت پرداخت. او در زمان محبوبیت هیپی ها در اعتراض به جنگ ویتنام پرفورمنس ها و هپنینگ های فراوانی را در سنترال پارک و پل بروکلین نیویورک اجرا کرد. در این اجراها بدن به عنوان مدیومی جدید وارد آثارش شد. او بر تن مخاطبین در خیابان ها و پارک ها نقش های خال خالی خود را نقاشی می کرد.

طراحی های لباس کوساما نیز مانند فضاسازی هایش بود. به طوری که می توان به راحتی آثار محیطی او و لباس هایش را در یک مجموعه قرار داد. او خود لباس ها را طراحی می کردو روی اکثر لباس ها با استفاده از رنگ های پلاستیکی و درخشان نقوش انتزاعی اش را نقاشی می کرد. او اعتقاد داشت برای داشتن جامعه ای مدرن باید نوآوری کرد و نباید شیوه های قدیمی و روند معمول طراحی لباس دو دهه ی گذشته را دنبال کرد و به همین منظور او سبک خود را آفرید و مدلهایی آزاد برای مردان و زنان و گاهی برای هر دو طراحی کرد.

بیشتر لباس هایی که کوساما به فروش می رساند ظاهری برهنه داشتند؛ یک شنل پارچه ای مردانه در حالی که یک دست را نمایش می دهد، دست دیگر را پنهان می کند و زمانیکه یک پا را نمایش می دهد، پای دیگر را پنهان می سازد. به نظر او:" لباس مربوط به بدن برهنه است."

نقوش خال خالی تبدیل به امضای خاص کوساما شدند و لباس های او را هم خالدار کردند. زیبایی شناسی و سبک دیداری او در تمامی اشیا و محیط حضور دارند. طراحی های لباس، کیف و کفش کوساما هنر وی را تبدیل به پدیده ای جمعی می کند که همگان می توانند به شکلی از آن بهره ببرند. کوساما تفاوت زیادی بین طراحی محیط، طبیعت، اشیا و بدن انسان نمی بیند. به همین جهت شکل های تکراری خود را بر روی تمامی عناصر فیزیکی اجرا، و مفومی واحد را بر آنان جاری می سازد.

 

 

در سال ۲۰۱۲ مارک جیکوبز از کوساما دعوت به همکاری برای طراحی مجموعه لباس و ملحقات شامل ساعت مچی، گردنبند، کیف و ... کرد. همکاری آنها تنها به طراحی لباس و اکسسوار محدود نشد. بی شک مدیر نوآوری چون جیکوبز محصولات را در راستای علایق حاکم بر جامعه پیش می برد. با محبوب شدن تلفن های هوشمند، تبلت ها و اپلیکیشن ها، طراحی برنامه های جدیدی توسط این برند هوشمند دور از انتظار نبود. این برنامه که به آسانی و رایگان از طریق آیتیونز در اختیار کاربران قرار می گرفت، با استفاده از دوربین دستگاه، اشیای زندگی روزمره و افراد را تبدیل به چیدمان ها و موتیف های معروف کوساما می کرد.

 

 

 

 

کوساما بعد از شدت گرفتن مشکلات روحی و روانی اش از سال ۱۹۷۷، به درخواست خودش در اتاق کوچکی از آسایشگاه روانپزشکی توکیو زندگی می کند. او استودیویی بزرگ روبروی آسایشگاه دارد که با گروه عظیمی از دستیاران، معماران و هنرمندان به خلق آثارش در مدیوم های مختلف هنری می پردازد.

 

منابع

Conceptual Art and Fashion in the 21st Century by Shirin Abedinirad

www.yayoi-kusama.jp

www.britannica.com

main-173 (1)

فَست فشن یا مُد سریع چیست؟

فَست فشن یا مُد سریع چیست؟

اصطلاح فست فشن یا مد سریع به لباس‌های مُد روزی گفته می‌شود که خیلی سریع از شوهای مُد به دست مصرف‌کنندگان می‌رسد. این محصولات ارزان قیمت، عمر کوتاهی دارند و با ترند بعدی ناپدید می‌شوند. فست فشن در دهه ۸۰ در آمریکا ظهور یافت، با انتقال کارگاه‌های صنعت مد به کشورهای آسیای شرقی، برندها توانستند هزینه ساخت را پایین بیاورند و محصولات تولید انبوه ارزان بفروشند.

برندهای بزرگی در صنعت مد مانند ایندیتکسر اسپانیا (Inditexer) که مجموعه برندهای زارا، ماسیمو دوتی، برشکا و ... را دارد و یا برند سوئدی اچ اند ام (H&M) یا گروه آمریکایی گپ (Gap) در بازار فست فشن مشغول به کار هستند. این برندهای معروف که کارگاه‌های تولیدکننده آن‌ها در چین و آسیای شرقی مستقر هستند هر ساله میلیون‌ها لباس را به بازارهای اروپا، آمریکا و آسیا عرضه می‌کنند.

در واقع فست فشن به نیاز قشر متوسط در زمینه مد و لباس پاسخ می‌دهد و از ویژگی‌های آن می‌توان به سرعت زیاد عرضه اشاره کرد. معمولا ترندها و مُدهای فست فشن دو هفته بیشتر دوام ندارند و برای این کار برندها نیاز دارند تا از ایده اولیه تا تحویل به فروشگاه را در سریع‌ترین حالت ممکن انجام دهند. برند زارا با استفاده از همین ویژگی موفقیت زیادی در بازار کسب کرد.

فست فشن برای قشر جوان تا ۵۰ سال به وجود آمده و از مزایای آن می‌توان به تنوع زیاد محصولات اشاره کرد. این برندها سعی می‌کنند همه نیازهای البسه خانوار را در محصولات خود لحاظ کنند تا اگر پدری برای خرید یک تیشرت برای فرزندش به فروشگاه آمده، خودش هم دست خالی از فروشگاه برنگردد.

مهم‌ترین ویژگی فست فشن پیروی از مُد روز با بهایی در حد توان یک خانوده متوسط است. برندهای تولیدی همواره آخرین تحقیقات بازار و تحولات جهان مُد را بررسی می‌کنند و با انتخاب مدل‌ها مناسب و تولید سریع آن‌ها را روانه بازار می‌کنند. محصولات فست فشن ادعایی در زمینه کیفیت ندارند، این محصولات اساسا برای مصرف سریع و عوض شدن با مد بعدی ساخته شده‌اند و قیمت پایین اولویت این برندهاست.

همان‌طور که گفته شد فست فشن ریشه در مصرف‌گرایی دارد. حجم زیاد تولید محصولات فست فشن به تبع موجب ایجاد زباله می‌شود به طوری که این صنعت دومین صنعت آلوده‌کننده جهان پس از صنعت نفت و گاز است. همچنین تولید این محصولات در کارگاه‌های جنوب شرق آسیا با کارگرانی که در سال ماه کمتر از ۱۰۰ دلار درآمد دارند نیز موضوعات حقوق بشری را مطرح کرده است و بر غیرانسانی بودن این صنعت تاکید دارد.

 

 

منابع:

  1. https://goodonyou.eco/what-is-fast-fashion/

  2. https://raypoclub.com/mag/customer/%DA%86%DB%8C%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9-fast-fashion/

  3. https://www.investopedia.com/terms/f/fast-fashion.asp