IMG_7641-10

بازیافت

 با کمی حوصله و ابتکار از لباس های قدیمی خود یک لباس جدید بسازیم؟

 همه ما یک جعبه از لباس های قدیمی که دیگر نه اندازه ما می شود و نه با مد روز هماهنگ است در گوشه ای از انبار خانه داریم. اما خداحافظی از آنها و خاطراتی که یادآور می شوند سخت تر از نگهداری این جعبه است، پس بیایید با کمک چند ایده این لباس ها را دوباره مورد استفاده قرار دهیم. این کار جذاب نه تنها وسایل جدید در اختیار شما قرار می دهد بلکه در حفاظت از محیط زیست هم تاثیر بسیار دارد.

۱.جیب شلوار های قدیمی

 جیب شلوار هایی که دیگر مورد استفاده قرار نمیگیرند را ببرید و با تزئین آن توسط سنگ و نقاشی و پارچه و دست دوزی آن را به یک اثر هنری که پولهایتان را در آن می گذارید تبدیل کنید.

۲.پیراهن جین قدیمی

به سراغ پیراهن جین قدیمی کسل کننده و تکراری بروید و آستین های آن را ببرید. این پیراهن را به یک تاپ جین جدید تبدیل کنید و آن را روی همه لباس هایتان بپوشید و استایل جدید خود را داشته باشید. شما همچنین می توانید آستین پیراهن چارخانه ای را به عنوان آستین به آن بدوزید.

۳.تیشرت‌های خسته کننده قدیمی

تیشرت‌ها، زود تکراری و خسته کننده می شوند. با کمی ابتکار دو عدد تیشرت قدیمی را به هم وصل کنید. کار سختی نیست، کافیست پشت یکی از تیشرت ها را بریده و به دیگری وصل کنید. اینطوری یک تیشرت متفاوت خیلی خیلی هیجان انگیز جدید دارید. یا حتی شما می توانید با کمی دقت و حوصله، به جای این کار، تور در پشت تیشرت خود بدوزید.

۴.موجودات هیجان انگیز روی لباس قدیمی (#ملخ #الکی)

اگر لباسی دارید که شخصیت کارتونی مورد علاقه شما روی آن چاپ شده، لازم نیست برای خداحافظی از لباس از موجود مورد نظر هم خداحافظی کنید. کافیست آن را ببرید و به روی لباس دیگری بچسبانید. 

۵.شال گل گلی قدیمی

شال پهن قدیمی خود را با دو برش به کیمونو تبدیل کنید. کافیست شال خود را از وسط بریده و یکی از تکه ها را به دو قسمت دیگر تقسیم کنید. هر یک از قسمت ها را نصفه به نیمه بزرگ بریده شده بدوزید و جای بیرون آمدن دست را باز بگذارید. سلام کیمونوی جدید گل گلی.

۶.کفش های ساده قدیمی

همه ما یک کفش قدیمی رنگ و رو رفته داریم که هنوز مورد استفاده اند ولی ظاهر خوبی ندارند. می توانید با روش های مختلف مثل نقاشی، رنگ آمیزی با رنگ پارچه و یا کلاژ پارچه های رنگی آن را به کل تغییر دهید و یک کفش جدید درست کنید.

۷. شلوار جین های گشاد قدیمی

شلوار جین های قدیمی گشادی که در آن گم می شدید را که دور نیانداخته اید؟ قسمت هایی از آن را پاره کنید ولی مثل یک شلوار پاره تکراری و از مد افتاده آن را رها نکنید. از آنجا که هر ایرانی یک گلیم یا پارچه ایرانی غیر قابل استفاده در گوشه ای از خانه دارد، می توانید قسمت هایی از آن را به زیر قسمت های باز شلوار بدوزید و طراحان غربی را با ایده های هیجان انگیز خود تشویق به استفاده از گلیم ایرانی در طراحی کنید.

۸. شلوار مامان دوز قدیمی

باور نمیکنیم که شما تا به حال شلوار مامان دوز پشمی نداشته اید. پاچه های شلوار قدیمی مامان دوزی که شما را از زمستان پارسال نجات داد را ببرید و آن ها را به همدیگر بدوزیز. حالا یک شالگردن دو لای مامان دوز دارید که دو سرش باز است. برای قابل استفاده شدن آن دو سر بازش را بدوزید و به آن هرچه در کشوی زیورآلات شما اضاف آمده است را با ابتکار وصل کنید.

۹.پیراهن بلند گل گلی قدیمی

پیراهن گل گلی که سه هزار سال پیش خریده بودید را دوست دارید و نمی توانید از شر آن خلاص شوید درسته؟ لازم نیست با آن خداحافظی کنید، کافیست کمتر از یک ساعت وقت بگذارید و آن را یک برش بزنید. حالا یک تاپ گل گلی جدید دارید که نیاز به دوخت دوباره در قسمت پایینش دارد. حتی اگر کمی حوصله کنید می توانید قسمت باقی مانده پارچه اش را با اضافه کردن یک کش تبدیل به یک دامن گل گلی کنید.

این فقط چند ایده از طرف آستین برای تشویق شما به استفاده از لباس های قدیمی و خرج کردن کمی سلیقه بود. شما می توانیید با نگاهی به مجلات و وبسایت هایی همچون پینترست (pinterest) ایده هایی هیجان انگیز برای بازی با لباس ها بگیرید و یک کمد لباس های جدید برای خود درست کنید.

unnamed-file-9

آقایان در پاییز و زمستان

برقع

۱. استفاده از رنگ سبز زمردی.

رنگ سبز زمردی یکی از رنگ های بسیار مناسب برای ظاهر شدن در خیابان برای این زمستان می باشد. این رنگ یکی از رنگ های مورد علاقه عموم در سراسر دنیا می باشد. شما میتوانید از این رنگ برای زیورآلاتی مثل دستکش یا کلاه و شال گردن استفاده کنید ولی بازهم هیچکدام از آنها جای یک ست کت و شلوار سبز زمردین را نمیگیرند.  اگر فکر می کنید جرأت پوشیدن این رنگ سبز را ندارید، مطمئن شوید که حداقل از این رنگ خاص به عنوان یک دستمال گردن در کنار رنگ مورد علاقه خود استفاده می کنید.

۲.استفاده از پارچه های پشمی شطرنجی.

شاید طرح پارچه های پشمی شما را یاد لباس مدارس خصوصی اروپایی بیاندازد ولی این طرح خاص برای سالیان پیاپی مورد پسند همه بوده و همیشه در هفته های مد پاییز زمستان به چشم آمده است. در حالی که این پارچه به تنهایی ساده و قدیمی به نظر می آید، شما می توانید با ابتکار و سلیقه خود و با استفاده از انواع قرمز، خردلی و سبز روشن آن، این پارچه را تبدیل به یک سبک لباس مطابق با مد روز و بسیار جسورانه کنید. زیورآلات و پیراهن های ساده و با رنگ های روشن ترکیب بسیار مناسبی برای یک کت با پارچه پشمی شطرنجی می باشند.

۳.استفاده از پارچه های گل دار.

به تازگی پارچه های با چاپ گل در بین برند ها و استایل های مد روز جایگاه خاص خود را پیدا کرده اند. شاید این طرح های گل دار برای آقایان کمی غریب باشد ولی در عین حال بسیار وسوسه انگیز و خاص. یکی از ویژگی های این پارچه های گل دار به ارمغان آوردن فصل پاییز و زمستان می باشد، درست در سردترین و بی رنگ ترین فصل سال. اگر به اندازه کافی جسور نیستید که یک پیراهن گل دار زیر کت خود بپوشید، شما می توانید به یک جیب کوچک با طرح گل بسنده کنید.

۴.استفاده از ژاکت هایی راحت با یقه ای به شکل شال گردن و آزاد.

اگر به دنبال لباسی هستید که در سرد ترین روزهای پاییز و زمستان همراه شما باشد به سراغ ژاکت های کش باف پشمی، راحت و آزاد بروید. ترکیب بندی لباس متناسب با این ژاکت بسیار راحت می باشد. کافیست شما یک تیشرت سفید زیر آن بپوشید و یک شلوار جین تیره برای ست کردن انتخاب کنید. شاید یقه های این کت کلافه کننده باشد ولی زمانی که در سرد ترین روز سال شما را از سرما نجات می دهد، نظرتان را عوض می کند. 

۵.استفاده از خز.

کت خز دار سالیان سال به عنوان یکی از برجسته ترین انتخاب ها برای فصل زمستان انتخاب شده است. ممکن است طرفدار خز باشید یا مخالف آن، به هر حال نمیتوانید ادعا کنید که کت خز برای فصل سرما کارایی ندارد. بهترین روش ست کردن خز با لباس ترکیبی از رنگ های تیره می باشد با خزی که رنگ روشن دارد.

۶.استفاده از کت هایی با نوشته و شعار.

یکی از جسورانه ترین ژاکت های زمستانی این کت های نوشته دار می باشند که با طرح های گرافیکی و خاص توجه همه را جلب می کنند. معمولاً این کت ها با رنگ های خاص و عجیب ترکیب بندی می شوند. گاهی برند ها و طراحان توسط این طرح کت و طرح های گرافیکی به روی آن برای خود تبلیغات می کنند. این کت عموماً مورد پسند جوانان قرار می گیرد.

۷. استفاده از پولیور های عکس دار.

ممکن است عکس های پولیور کارتونی باشد یا عکسی تبلیغاتی، به هر حال شما توسط این پولیور می توانید به سبک لباسیتان شخصیت بدهید. شما می توانید این پولیور های عکس دار را با ترکیب لباس های کلاسیک و یا کاملاً عجیب و غریب ست کنید. اگر به اندازه کافی جسور برای پوشیدن رنگ های عجیب و خاص همراه با این پولیور نیستید به سراغ رنگ خاکستری و یا رنگ های خنثی بروید.

۸.استفاده از کلاه های لبه دار.

یکی از موارد مورد نیاز شما در پاییز و زمستان کلاه های لبه دار می باشد. این کلاه های لبه دار یادآور نسل های قدیمی هستند و رنگ های تیره تر این کلاه مورد پسند عموم می باشد. با وجود این که کلاه های لبه دار به سبک قدیمی هستند، با ترکیبشان همراه لباس های مد روز، به ستی کاملاً مدرن تبدیل می شوند. اگر به اندازه کافی جسارت دارید از رنگ های روشن و خاص این کلاه استفاده کنید.

۹.استفاده از دستکش.

هیچ چیز به اندازه یک مجموعه از دستکش های متفاوت برای روز های سرد سال ضروری نیست. دستکش فقط یک وسیله برای نجات از سرما نیست بلکه یک وسیله بسیار قدرتمند در زیبا سازی ظاهر شما در زمستان می باشد، بخصوص اگر چرم طبیعی باشد. اگر استایلی ساده و راحت تر دارید از دستکش بافت استفاده کنید. 

Burqa-3-9

برقع

برقع

برقع یا برکع، وسیله ای نقاب مانند که آغاز استفاده از آن در هیچ کجای تاریخ به طور حتم مشخص نشده است. با نگاهی به عکس ها، نقاشی ها، اشعار و نوشته های ثبت شده در تاریخ به نظر های متفاوتی در رابطه با برقع بر می خوریم که همگی رشته ای در حجاب و یا محافظت از زن دارند.

استفاده از برقع یا پوششی شبیه به برقع در قسمت های مختلفی، به خصوص در کشور های اسلامی رواج یافت و سنت استفاده از آن هنوز هم در مناطقی رایج می باشد، حتی به صورت اجبار برای زنان و دختران. افغانستان، عربستان سعودی، امارات متحده، یمن، عمان، ایران (استان هرمزگان)، اردن و کشمیر پاکستان آن را برقع یا برکع می نامند در حالی که در عمان بطوله نامیده می شود.

برقع و اقسام حجاب های مشابه آن به حالت های مختلفی به روی صورت قرار می گیرند که عموماً این تفاوت ها در مناطق مختلف جغرافیایی به چشم می آیند. برای مثال، برقع افغانی تمام صورت را به طور کامل می پوشاند و در قسمت چشم ها از پارچه ای نازک تر همچون تور تشکیل می شود که زنان بتوانند از زیر آن اطراف خود را مشاهده کنند، در صورتی که برقع در جنوب کشور خودمان به سبکی طراحی  شده که در محدوده چشم ها به طور کامل باز می باشد و باقی صورت را می پوشاند.

داستانهایی در پس این نقاب وجود دارند که همه آنها تا حدودی به واقعیت نزدیک می باشند. به گزارش خبرگزاری ایسنا، در زمان های دور صورت همسر یکی از حاکمان هرمزگان ایرادی داشته است و آن حاکم برای پوشاندن ایراد، از خیاطی درخواست کرد تا پوششی برای صورت همسرش طراحی کند. از آن پس این پوشش، برای بانوان، چه به اجبار و چه به اختیار رواج یافت. 

داستانی دیگر که برقع را به بیشتر از هر داستانی به حجاب و در امان ماندن از نگاه ها ربط می دهد، داستانی است در رابطه با حمله پرتغالی ها به ایران. گفته شده است که در زمان حمله پرتغالی ها، از آنجا که زنان مجبور بودند با همسرهایشان از خانه ای به خانه دیگر رفته و پنهان شوند، در این میان مجبور به پوشاندن بدن و صورت هایشان در برابر تجاوز و دید مردان پرتغالی بودند. بنابراین این نقاب وسیله ای بود برای پوشاندن زیبایی های صورت هایشان از نگاه نا محرمان. البته ممکن است این تنها پرتغالی ها نبوده باشند که زنان را به فکر پوشش توسط برقه انداخته بودند بلکه علاقه شدید ایرانی ها به حجاب می بود که توجه آن ها را به این نقاب جلب کرد.

گذشته از تمام این حدس و گمان ها، با در نظر گرفتن حجاب و اجبار و دیگر مسائل، نسبت به شرایط آب و هوایی مناطق صحرایی و جنوبی نمی توان چشم پوشی کرد. به دلیل آب و هوای گرم و شرجی این مناطق و آفتاب های تند و باد های گرم، صورت بانوان آسیب بسیار می دیده. این مسئله ما را به فکر می اندازد که رابطه ای بین این نقاب ها و آب و هوای آن مناطق پیدا کنیم.

همانطور که پیش تر گفته شد، اشاره ای به برقع در اشعار شعرای معروف همچون نظامی، عطار، سعدی و طالب عاملی نیز شده است. برای نمونه نگاهی به بیتی از سعدی می اندازیم:

تو را که برقع فکن ای فتان       که روی ماه تو ما را بسوخت چون کتان
 امروزه، برقع توسط زنان هرمزگان و قشم مورد استفاده قرار می گیرد. آنان نه تنها برقع را حجابی مناسب می دانند بلکه به عنوان وسیله ای زینتی برای بانوان به آن نگاه می کنند. این وسیله از سنی که دخترانشان به بلوغ می رسند مورد استفاده قرار می گیرد. 

برقع به روش های جالبی ساخته می شود و امروزه گونه های متفاوتی از آن ها را می توان یافت. پارچه تشکیل دهنده برقع، پارچه آهار داری می باشد به نام شیله (شیله برکه) که آغشته به مواد رنگی و نیل است. پارچه های سرخ کتان و سوزن دوزی در شرق هرمزگان برای تهیه برقع بسیار مورد پسند قرار گرفته است. 

terracotta-army-9

کراوات از کجا می آید؟

کراوات از کجا می آید؟

کراوات،در لغت نامه دهخدا; پارچه سبک و لطیف دو تو کرده که حلقه کنند و به طرزی خاص به دور گردن یا به یقه پیراهن گره بندند و دو سر آن را فرو آویزند از پیش سینه و روی پیراهن.

 سرگذشت جالب و پر ماجرای کراوات که بر اساس حدس و گمان های پژوهشگران و تاریخ نویسان مکتوب شده است توجه ما را  جلب کرد تا نگاهی به این تاریخچه پر ماجرا بیاندازیم. 

 

 تا به امروز، حدس و گمان هایی در رابطه با تاریخچه کراوات به وجود آمده است. کراوات بیشتر شبیه به دستمال گردن می بوده و رفته رفته با تغییراتی که به روی آن به وجود آمده به پاپیون و کراوات های امروزی رسیده است. عده ای معتقدند کراوات را فرانسویان در سال ۱۶۵۶ میلادی، در دوره لویی چهاردهم، از کُرُوات ها گرفته و گسترش داده اند. در اینجا قابل ذکر است که منابع اروپایی، بنا به تصویری که از ایوان گاندولیک (Ivan Gundulic) شاعر معروف اهل کُرُواسی، در سال ۱۶۲۲ میلادی کشیده شد، ایشان را اولین کسی میدانند که از کراوات استفاده کرد. درست در همان سال که ایوان گاندلیک درگذشت، لویی چهاردهم متولد شد و ایشان استفاده از کراوات را به طور جدی تری ادامه دادند. استفاده از کراوات توسط قدرتمند ترین پادشاه اروپایی بهانه خوبی برای مُد شدن آن بود. لویی چهاردهم زنان خود را مجبور به پوشیدن کراوات کرد. این کراواتی که از جنس موسلین و دانتل بود بین همه اقشار رواج یافت. تنها با یک تفاوت، محبوبیت و نزدیکی افراد به دربار فرانسه، بلندی کراوات را مشخص می کرد.            حال نگاهی بیاندازیم به دیگر نظریه ای که کراوات را به ایران باستان برمی گرداند.در سال ۱۶۷۷ میلادی، برای جدا سازی سربازان جنگنده کُرُوات ارتش فرانسه از افسران ارتش فرانسوی، ارتش فرانسه یک علامت به وجود آورد. همگی یک روسری شبیه به اولین کراوات های به وجود آمده که از پیشینیانشان به ارث برده بودند، می بستند، با این تفاوت که سربازان روسری ساخته شده از مواد درشت را استفاده می کردند و افسران روسری ساخته شده از پنبه ریز یا ابریشم. این روسری برای بستن زخم مجروحان به کار گرفته و وسیله ای اجباری و مورد استفاده برای جنگ به حساب می آمد. اجداد این سربازان کُرُوات، مهاجرینی از امپراطوری پارس بودند که در جنوب شرقی اروپا ساکن و در اصل گروهی از ایرانی‌های خراسان کهن به نام خور آوات یا خور آباد بوده‌اند. این ارتباط را با ایران از طریق پارچه‌های زیبای این روسری یا کراوات ها که شیبه به پارچه های ایرانی بود به خوبی می توان مشاهده کرد. با نگاهی به کتاب اوستا که سالها پیش از این اتفاقات در اختیار ایرانی ها قرار گرفته شده است، کراوات که برگرفته شده از کلمه (کُئِرِس) می باشد و این عبارت از واژه (کُئِرِت) است، بر سر زره بسته می شده و یکی از دوازده وسیله ی مورد نیاز مرد جنگی بوده است. سنگ نگاشته ای در نقش رجب، واقع در مرودشت، تصویری را از شاپور یکم، فرزند اردشیر پاپکان نشان می دهد که چیزی شبیه به کراوات امروزی به گردن خود بسته است. کراوات را در چندین نقش در تاق بستان و سکه های باستانی هم می توان مشاهده کرد.
 دیدگاه دیگر باستان شناسان نسبت به کراوات، ریشه این وسیله زینتی را به تاریخ نظامی پیوند می زند. از آنجا که کی شی هوانگ، اولین امپراطور چین، از مرگ به شدت می هراسید قصد به کشتن سربازان خود کرد تا بتواند ارتش خود را با خود به دنیای دیگر ببرد.مشاورین ایشان متقاعدشان کردند که به جای سربازان واقعی مجسمه هایی کپی شده از آنها را در مقبره خود بسازد. در مقبره عظیم ایشان که در سال ۱۹۷۴ میلادی در نزدیکی شیان پیدا شد، مجسمه هایی از ۷۵۰۰ سرباز با ابعاد و اندازه واقعی که دارای صورتی شبیه به صورت واقعی خودشان داشتند دیده می شود که همگی دستمالی به شکل کروات امروزی به دور گردن خود دارند و از مقبره مراقبت می کنند. به هر حال این مسئله همیشه به صورت رازی باقی مانده است و کسی نمیداند که دلیل استفاده از کراوات به روی گردن مجسمه های سربازان چینی چیست!  

image1-2-9

جواهرهای ایران باستان/ چند کیلو جواهر برای تدفین

جواهرهای ایران باستان/ چند کیلو جواهر برای تدفین

ایران، سرزمینی که به تاریخ ، هنر، جواهرات قدمت دار و زیورآلات گرانبهایش شهرت دارد.  با نگاهی به دستاوردهای باستان شناسان در سال های پیاپی و جواهراتی که در مکانی به نام (شهر سوخته) که در شرق ایران،در استان سیستان و بلوچستان واقع شده است پیدا شده، متوجه علاقه شدید ایرانی ها به جواهرات گرانبها و زینتی می شویم.  بعضی از این جواهرات قدمت بالایی دارند و به هزاره سوم برمیگردند. مکانی دیگر که مشهور به (تپه طلایی) یا (طلا تپه) می باشد که در گذشته بخشی از امپراطوری ایرانی ها بوده و حال در قسمت شمالی افغانستان قرار دارد و چندین مقبره قدیمی در آن مکان مشاهده شده است، این منطقه کمی از دیگر مناطق متفاوت است و دلیل آن هم گویا بودن زبان فارسی برای باستان شناسان می باشد. جواهراتی که به قرن یکم قبل از میلاد مسیح بر می گردند را در این مکان می توان مشاهده کرد. 

 

 

با نگاهی دقیق تر به دستاورد های باستان شناسان می توان به اوج علاقه ی ایرانی ها به جواهرات پی برد. یکی از هزاران رسم ایرانی های باستان دفن کردن مردگان با جواهرات با ارزششان می باشد. هرچه جواهرات بیشتری به همراه فرد مرده دفن می شد نشانی از ثروتمند بودن آن فرد می بود. جواهراتی همچون گردنبند طلا با سنگ های قیمتی، تاج، قفل، دستبند، گوشواره و آویز نمونه هایی از هزاران جواهر به دست آمده از سرزمین ایران است. اما این تنها مردگان نبودند که صاحب جواهرات زیادی بودند، بلکه علاقه زنان ایرانی به طلا و جواهراتی قیمتی به خصوص الماس، زمرد و سنگ های قیمتی تا به امروز زبان زد همگان است. زنان به دلیل اعتقادات مذهبی از نشان دادن بدن خود در اجتماع خودداری می کردند. بنابراین جواهرات در مراسم زنانه یا خانوادگی که پوشش آزاد تری داشتند مورد استفاده قرار می گرفت.

 

  موزه‌ی هنرهای زیبا در بوستون شامل ۵۵ نسخه از نقاشی مینیاتور برگرفته شده از شاهنامه می‌باشد. نقاشی‌های مینیاتوری در شاهنامه تاریخچه شش هزار hسال پوشاک و جواهرات ایرانیان را به تصویر می کشد. پادشاهان ایرانی علاقه زیادی به تاج و سر بند داشتند.بر اساس تصاویر شاهنامه،‌ اولین پادشاه که مراسم تاج گذاری را به پا کرد، کیومرث شاه بود. کیومرث شاه اولین پادشاه اسطوره‌ای نام برده شده در شاهنامه می‌باشد که مراسم تاج گذاری را در دنیا مرسوم کرد.  و اما بازهم این تنها مردان نبودند که از تاج استفاده می کردند. از آنجا که صنعتگران و هنرمندان آن دوره به خوبی آموزش دیده بودند دست به ساختن تاج هایی زینتی در عین حال ساده که عموماً مورد استفاده زنان می بود زدند. برخی از افراد ثروتمند از تاج هایی که آن ها را نیم تاج هم نیز می خواندند و  یا جواهراتی با کنده کاری حیواناتی چون غاز، شیر، آهو، قوچ یا مار برای مراسم خاص استفاده می کردند. برای استفاده از آن نیم تاج در مراسم، زنان موهای خود را از وسط به دو قسمت تقسیم کرده، در پشت سر خود جمع می کردند و در پشت گردن می بستند. نیم تاج تزیین شده با مروارید، جواهرات و سنگ های قیمتی روی آن قرار می گرفت.
 انواع مختلف سنگ و مروارید ایرانیان را جذب استفاده از آنها در جواهرات، ظروف و حتی معماری و وسایل خانه کرد. تکه سنگی بزرگ معروف به میز بزرگ الماس یکی از سنگ های بسیار ارزشمند و خاص یافته شده در ایران زمین می باشد که در سال ۱۶۴۲ میلادی توسط یک مرد فرانسوی به نام باتیست تاورنیه (Baptiste Tavernier) کشف شد. بنا به نوشته های حک شده به روی این سنگ، فتح علی شاه، اکبر شاه و نظام شاه صاحبان این سنگ بی همتا می بودند. امروزه قسمتی از این سنگ به تکه های کوچک تر تقسیم و در دنیا پخش شده است. یافتن نوع اصلی این سنگ به روی جواهرات طراحی شده بسیار سخت و ارزش مادی آن جواهرات بسیار زیاد می باشد .    

5702a9c11500002a000b3f81-9

کیمونو از کجا می آید و چرا به لباس ملی ژاپن تبدیل شد؟

هفته مد، اسپانسر هایش و جنگ جهانی

دنیای امروزِ مد محصولِ تلاشِ پیاپی چندین طراح و اسپانسر در چهار شهر نیویورک، لندن، میلان و پاریس می باشد. با بررسی چهار هفته پر حاشیه مد نه تنها نگاهی به طرح های طراحان برجسته ی بین الملل می اندازیم بلکه همکاری چندین هنرمند و مهندس در زمینه های مختلف هنری و مهندسی از قبیل عکاس، ویرایشگر و وبلاگ نویس را در کنار هم مشاهده می کنیم. این عظمت کار ما را تشویق می کند تا نگاهی به تاریخچه ی شکل گیری هفته ی مد بیاندازیم.

معرفی هفته ی مُد سالها پیش از اینکه به شکل امروزی خود در آید، توسط چارلز فِردریک در سال ۱۸۵۸ میلادی صورت گرفت. فردریک با به نمایش گذاشتن مجموعه نیمه تمام طرح های فصل جدید خود و کمی پس از آن با ایده ای بهتر که آغاز معرفی مجموعه جدیدش بر تنِ مدل های زنده ( چیزی شبیه به ران وِی امروزی)‌ می بود، تغییری چشمگیر در دنیای مُد به وجود آورد.

به نمایش گذاشتن مجموعه های جدید طراحان لباس در سالن های خصوصی برای مشتریانِ اشرافی ادامه پیدا کرد تا در قرن بیستم فرانسه را به ابر قدرت مُد در دوره ی خودش تبدیل کرد. با ادامه پیدا کردن این روند باقی عرصه های هنری همچون عکاسی، موسیقی، طراحی صحنه و از همه مهم تر پاپاراتزی ها واردِ صنعت مُد شدند. طراحان لباس این مراسم را «فِت» که به معنی جشن می باشد نامیدند. با شهرت پاریس برای مُد و لباس توجه تمامی مجله های مُد در سراسر دنیا به پاریس جلب شد و این شروع سبک مدرنِ صنعت مُد بود.

باتغییری که جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۳ میلادی در صنعت مُد به وجود آورد، و از آنجا که فَشِن شو های پاریس و پروازهای هوایی به دلیل اِشغال نازی ها منحل شد، یک روزنامه نگار مجله مُد به نام اِلنور لَمبِرت این موقعیت را طلایی شِمُرد و جشن های مُد را از پاریس به نیویورک گسترش داد.  از آن پس لَمبِرت طراحان ساکن نیویورک و بین المللی را تشویق به کار کرده و از روزنامه نگاران دعوت به همکاری و همچنین با تبلیغات پِرِس ویک را در سطح شهر معرفی کرد. لَمبِرت برای تشویق بیشتر طراحان هزینه ی سفر طراحانی که به نیویورک سفر می کردند را به عهده گرفت تا در پِرِس ویک شرکت کنند. ۵۳ طراح لباس در اولین هفته مُد نیویورک شرکت کردند و اکثر آنها تا به امروز به همکاری خود با هفته مُد نیویورک ادامه دادند. قابل ذکر است که در سال ۱۹۹۴، میلادی، رات فِینلی این جشنواره های مُد را به شکل یک گردهمایی جامع در آورد. تا سه دهه بعد این روند تکرار دو هفته مد در سال که در ماه های فِوریه و سپتامبر برپا می شد ادامه یافت.

در سال ۱۹۵۲، میلادی اشراف زاده ی ایتالیایی، جیوانی باتیساجیورینی، اقدام به برپایی مراسم هفته ی مُد در ایتالیا کرد و با به راه اندازی چندین ران وِی لباس در فِیم پلازو پیتی در ایتالیا، توانست به مهم ترین جایگاه در زمینه ی مُد و لباس در دنیا برسد و پس از مدت کوتاهی، به دلیل تغییری که اِمیلیو پوچی و میسونی در ران وِی های فلورانس به وجود آورده بودند که به آن هیجان می داد، بازدید کنندگان در مراسم ران وِی از سراسر دنیا، افزایش چشمگیری یافت. فرودگاه فِلورانس گنجایش تعداد بالای بازدید کنندگان را نداشت، بنابراین مراسم را به میلان انتقال دادند. 

           

در سال ۱۹۷۳ میلادی، رقابت بسیار سختی بین دو شهر نیویورک و پاریس در مراسم ران وِیِ گرَند دایوِرتیزمنت آو وِرسای که به بَتِل آو وِرسای(Battle of Versailles & Divertissment of Versailles) معروف می باشد صورت گرفت و مقام شهر برگذیده به عنوان قلب مُد را به خود اختصاص دهند.

 


مراسم در مکانی نزدیک به پاریس به نام اُپالنت قصر وِرسای برپا شُد. رقابت سخت بین کارشناسانِ قدیمی و زبردستِ طراحی لباس فرانسوی و طراحانِ تازه کارِ آمریکایی ادامه پیدا کرد تا برای هر دو کشور نتیجه خوبی به عمل آورد. طراحان آمریکایی توانستند قابلیت بسیار بالای خود در زمینه مُد و لباس را به نمایش بگذارند، از طرفی هم افتتاح رسمی هفته مُدِ پاریس در همان سال صورت گرفت.

کمتر از یک دهه بعد، با حمایتِ مجله وُگِ انگلستان و اسپانسر شدن دولت بریتانیا، اولین مراسم مُد و لباسِ لندن در سال ۱۹۸۴ میلادی، داخل یک پارکینگ در قسمت غربی شهر لندن صورت گرفت. آن مراسم اعتبار زیادی برای طراحان، نام های تجاریشان و همچنین مُدِل ها به عمل آورد. 

با نگاهی دوباره به آمریکا، لَمبِرت پیوسته به دنبالِ هموار تر کردنِ راهِ موفقیت برای طراحان بود. او با تشکیل سازمان طراحان آمریکایی ، سازمانی که به پیشرفت و اعتبارِ طراحی لباس برای به ثبت رساندن طراحی مُد به عنوان قسمتِ مهمی از فرهنگ و هنر آمریکا کمک کرد تا طراحان طرح های خود را با امکاناتِ بیشتری به نمایش بگذارند.

طراحان آمریکایی لباس های خود را در گالری ها، انبار ها و حتی رستوران ها به نمایش می گذاشتند. در سال ۱۹۹۰ میلادی، هنگامی که مایکل کُرس مراسم به نمایش گذاشتنِ کارهای فصل جدید خود را به پا کرد، سقف سالن مراسم ریزش کرد و این تلنگری به مدیر اجرایی طراحان آمریکایی، فِرن مالیس، بود. او متوجه شد شرایط به سرعت نیاز به تغییر دارد.

در سال ۱۹۹۴ میلادی، لَمبِرت تا زمانی که فضای جدیدی برای اجرای مراسم مُد طراحی کند، به فکر تازه ای بر خورد. با چادر کشیدن و دعوت کردن مردم به پارک برایانت، فضای بیشتری برای بازدید کنندگان به وجود آورد و تعداد بازدید کنندگان در فضای باز هم افزایش یافت. هفته مُد قادر به جذب چندین اِسپانسر از قبیل مِرسِدِس بنز شد و به همین دلیل تا به امروز مراسم هفته مُد نیویورک را با نامِ مِرسِدِس بِنز می خوانیم.

چادر های داخلِ پارک برایانت توجه افرادِ مشهور را به خود جلب کرد و به دنبال آنها بازدید کنندگان هم بیشتر و بیشتر شدند. فضای پارک دیگر جواب گوی  تعداد بالای بازدید کنندگان نبود. بنا بر این چادر ها را از پارک برایانت به لینکُلن سِنتِر انتقال دادند.

با نگاهی به هفتهِ مُد امروزه که همچنان مِرسِدِس بِنز در لینکُلن سِنتِر برگذار می کند، پیشرفت هفته مد نیویورک عامل مهمی برای تشویق باقی کشور ها برای برپایی مراسمِ هفته مُد و همچنین تشویق طراحان 

Fashion-Show-ITS2013-GK03-2-9

هفته مد، اسپانسر هایش و جنگ جهانی

هفته مد، اسپانسر هایش و جنگ جهانی

دنیای امروزِ مد محصولِ تلاشِ پیاپی چندین طراح و اسپانسر در چهار شهر نیویورک، لندن، میلان و پاریس می باشد. با بررسی چهار هفته پر حاشیه مد نه تنها نگاهی به طرح های طراحان برجسته ی بین الملل می اندازیم بلکه همکاری چندین هنرمند و مهندس در زمینه های مختلف هنری و مهندسی از قبیل عکاس، ویرایشگر و وبلاگ نویس را در کنار هم مشاهده می کنیم. این عظمت کار ما را تشویق می کند تا نگاهی به تاریخچه ی شکل گیری هفته ی مد بیاندازیم.

معرفی هفته ی مُد سالها پیش از اینکه به شکل امروزی خود در آید، توسط چارلز فِردریک در سال ۱۸۵۸ میلادی صورت گرفت. فردریک با به نمایش گذاشتن مجموعه نیمه تمام طرح های فصل جدید خود و کمی پس از آن با ایده ای بهتر که آغاز معرفی مجموعه جدیدش بر تنِ مدل های زنده ( چیزی شبیه به ران وِی امروزی)‌ می بود، تغییری چشمگیر در دنیای مُد به وجود آورد.

به نمایش گذاشتن مجموعه های جدید طراحان لباس در سالن های خصوصی برای مشتریانِ اشرافی ادامه پیدا کرد تا در قرن بیستم فرانسه را به ابر قدرت مُد در دوره ی خودش تبدیل کرد. با ادامه پیدا کردن این روند باقی عرصه های هنری همچون عکاسی، موسیقی، طراحی صحنه و از همه مهم تر پاپاراتزی ها واردِ صنعت مُد شدند. طراحان لباس این مراسم را «فِت» که به معنی جشن می باشد نامیدند. با شهرت پاریس برای مُد و لباس توجه تمامی مجله های مُد در سراسر دنیا به پاریس جلب شد و این شروع سبک مدرنِ صنعت مُد بود.

باتغییری که جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۳ میلادی در صنعت مُد به وجود آورد، و از آنجا که فَشِن شو های پاریس و پروازهای هوایی به دلیل اِشغال نازی ها منحل شد، یک روزنامه نگار مجله مُد به نام اِلنور لَمبِرت این موقعیت را طلایی شِمُرد و جشن های مُد را از پاریس به نیویورک گسترش داد.  از آن پس لَمبِرت طراحان ساکن نیویورک و بین المللی را تشویق به کار کرده و از روزنامه نگاران دعوت به همکاری و همچنین با تبلیغات پِرِس ویک را در سطح شهر معرفی کرد. لَمبِرت برای تشویق بیشتر طراحان هزینه ی سفر طراحانی که به نیویورک سفر می کردند را به عهده گرفت تا در پِرِس ویک شرکت کنند. ۵۳ طراح لباس در اولین هفته مُد نیویورک شرکت کردند و اکثر آنها تا به امروز به همکاری خود با هفته مُد نیویورک ادامه دادند. قابل ذکر است که در سال ۱۹۹۴، میلادی، رات فِینلی این جشنواره های مُد را به شکل یک گردهمایی جامع در آورد. تا سه دهه بعد این روند تکرار دو هفته مد در سال که در ماه های فِوریه و سپتامبر برپا می شد ادامه یافت.

در سال ۱۹۵۲، میلادی اشراف زاده ی ایتالیایی، جیوانی باتیساجیورینی، اقدام به برپایی مراسم هفته ی مُد در ایتالیا کرد و با به راه اندازی چندین ران وِی لباس در فِیم پلازو پیتی در ایتالیا، توانست به مهم ترین جایگاه در زمینه ی مُد و لباس در دنیا برسد و پس از مدت کوتاهی، به دلیل تغییری که اِمیلیو پوچی و میسونی در ران وِی های فلورانس به وجود آورده بودند که به آن هیجان می داد، بازدید کنندگان در مراسم ران وِی از سراسر دنیا، افزایش چشمگیری یافت. فرودگاه فِلورانس گنجایش تعداد بالای بازدید کنندگان را نداشت، بنابراین مراسم را به میلان انتقال دادند. 

           

در سال ۱۹۷۳ میلادی، رقابت بسیار سختی بین دو شهر نیویورک و پاریس در مراسم ران وِیِ گرَند دایوِرتیزمنت آو وِرسای که به بَتِل آو وِرسای(Battle of Versailles & Divertissment of Versailles) معروف می باشد صورت گرفت و مقام شهر برگذیده به عنوان قلب مُد را به خود اختصاص دهند.

 


مراسم در مکانی نزدیک به پاریس به نام اُپالنت قصر وِرسای برپا شُد. رقابت سخت بین کارشناسانِ قدیمی و زبردستِ طراحی لباس فرانسوی و طراحانِ تازه کارِ آمریکایی ادامه پیدا کرد تا برای هر دو کشور نتیجه خوبی به عمل آورد. طراحان آمریکایی توانستند قابلیت بسیار بالای خود در زمینه مُد و لباس را به نمایش بگذارند، از طرفی هم افتتاح رسمی هفته مُدِ پاریس در همان سال صورت گرفت.

کمتر از یک دهه بعد، با حمایتِ مجله وُگِ انگلستان و اسپانسر شدن دولت بریتانیا، اولین مراسم مُد و لباسِ لندن در سال ۱۹۸۴ میلادی، داخل یک پارکینگ در قسمت غربی شهر لندن صورت گرفت. آن مراسم اعتبار زیادی برای طراحان، نام های تجاریشان و همچنین مُدِل ها به عمل آورد. 

با نگاهی دوباره به آمریکا، لَمبِرت پیوسته به دنبالِ هموار تر کردنِ راهِ موفقیت برای طراحان بود. او با تشکیل سازمان طراحان آمریکایی ، سازمانی که به پیشرفت و اعتبارِ طراحی لباس برای به ثبت رساندن طراحی مُد به عنوان قسمتِ مهمی از فرهنگ و هنر آمریکا کمک کرد تا طراحان طرح های خود را با امکاناتِ بیشتری به نمایش بگذارند.

طراحان آمریکایی لباس های خود را در گالری ها، انبار ها و حتی رستوران ها به نمایش می گذاشتند. در سال ۱۹۹۰ میلادی، هنگامی که مایکل کُرس مراسم به نمایش گذاشتنِ کارهای فصل جدید خود را به پا کرد، سقف سالن مراسم ریزش کرد و این تلنگری به مدیر اجرایی طراحان آمریکایی، فِرن مالیس، بود. او متوجه شد شرایط به سرعت نیاز به تغییر دارد.

در سال ۱۹۹۴ میلادی، لَمبِرت تا زمانی که فضای جدیدی برای اجرای مراسم مُد طراحی کند، به فکر تازه ای بر خورد. با چادر کشیدن و دعوت کردن مردم به پارک برایانت، فضای بیشتری برای بازدید کنندگان به وجود آورد و تعداد بازدید کنندگان در فضای باز هم افزایش یافت. هفته مُد قادر به جذب چندین اِسپانسر از قبیل مِرسِدِس بنز شد و به همین دلیل تا به امروز مراسم هفته مُد نیویورک را با نامِ مِرسِدِس بِنز می خوانیم.

چادر های داخلِ پارک برایانت توجه افرادِ مشهور را به خود جلب کرد و به دنبال آنها بازدید کنندگان هم بیشتر و بیشتر شدند. فضای پارک دیگر جواب گوی  تعداد بالای بازدید کنندگان نبود. بنا بر این چادر ها را از پارک برایانت به لینکُلن سِنتِر انتقال دادند.

با نگاهی به هفتهِ مُد امروزه که همچنان مِرسِدِس بِنز در لینکُلن سِنتِر برگذار می کند، پیشرفت هفته مد نیویورک عامل مهمی برای تشویق باقی کشور ها برای برپایی مراسمِ هفته مُد و همچنین تشویق طراحان 

140617_EYE_Louis-9.jpg.CROP_.original-original-9

پاشنه بلند، شروعی از ایران

پاشنه بلند، شروعی از ایران

آغاز استفاده از کفش پاشنه بلند به اوایل قرن دهم توسط سربازان اسب سوار ایرانی دوران شاه عباس بر می گردد. پاشنه ی بلند کفش به سربازان کمک می کرد تا راحت تر پاهایشان را روی رکاب قرار دهند. این پاشنه‌ ی بلند به دلیل روش سوارکاری و جنگیدن سرباز های ایرانی بود که مورد استفاده قرار می‌گرفت، که با جا انداختن انتهای پاشنه روی رکاب سرباز ها قادر بودند در هین سواری بایستند و با تسلط بهتری تیرو کمان خود را هدف بگیرند. پاشنه بلند چکمه های کایبوی که سوارکارهای ماهری هستند نیز از همین جا نشأت می گیرد .زمانی که شاه عباس یک مامور دیپلماتیک را به اروپا فرستاد از آنجا که اروپایی ها شیفته ی طراحی کفش و لباس ایرانی شدند، کفش پاشنه بلند از سربازان ایرانی به اروپا گسترش یافت. کفش پاشنه بلند نمادی از سوارکاری به حساب می آمدو وسیله ای که نشان دهنده ی ارتباط سوارکاری با طبقات فوقانی بود. با گذر زمان زنان هم شروع به پوشیدن کفش پاشنه بلند کردند. این روند ادامه پیدا کرد تا در اواسط قرن هفدهم کفش پاشنه بلند نشانی برای جدا کردن طبقات بالایی از طبقات متوسط اجتماعی شد.

 

در آن زمان برای پوشیدن کفش پاشنه بلند هیچ محدودیت جنسی وجود نداشت تا با به تصویر کشیده شدن لویی چهاردهم که در آن توسط کفش پاشنه بلند قدرت مردانه و استقامت و عضلانی بودن جنسیت مرد به نمایش گذاشته شد و طراحی پاشنه کفش مردان و زنان به آرامی از هم فاصله گرفت. پاشنه کفش مردان کوتاه، گسترده و محکم و کفش زنان بلندتر،مخروطی و تزئینی شدند.

نکته ای که بسیار قابل توجه است این است که، این کریستیَن لابوتان نبود که برای بار اول کفش های پاشنه بلند را با کفه قرمز عرضه کرد و به شهرت رساند، بلکه لویی چهاردهم بود. از آنجا که رنگ قرمز نشانی از ثروت بود، لویی چهاردهم قانون جدیدی تعیین کرد که کفش های پاشنه بلند با کفه قرمز مختص افراد طبقه بالا اجتماعی، درباری و ثروتمند می باشد. در اواسط قرن هجدهم مردان از پوشیدن کفش پاشنه بلند دست کشیدند و کفش پاشنه بلند مختص خانم ها شد. بعضی دلایل این کار را می توان راحت نبودن این کفش ها و قادر نبودن مردها برای استفاده از آن ها در هنگام پیاده روی های طولانی و یا قدم زدن در گل و لای دانست. ناراحت بودن و غیر قابل استفاده بودن این کفش ها در هر شرایطی یکی از دلایل اصلی هم معنی شدن کفش پاشنه بلند با از طبقات بالای جامعه بودن شد. چرا که غیر کاربردی بودن و استفاده به دلیل زیبایی از نشان های رفاه بوده و در ضمن این اشخاص نیاز به راه رفتن های طولانی و کار در مزرعه نداشتند.

 

با اختراع دوربین عکاسی و ژست گرفتن در جلوی دوربین توسط مدل ها، طراحان تشویق به طراحی جدید شدند. در صنعت عکاسی مدل ها با کفش پاشنه بلند در بالا ترین حدِ جذابیت قرار داشتند، به همین دلیل طراحان به طراحی کفش هایی با پاشنه های بلند تر پرداختند که به هیچ وجه مسئله راحتی در آنها مطرح نبود و صرفاً جهت ژست گرفتن و زیبایی برای چند دقیقه در جلوی دوربین بود. با مورد پسند قرار گرفتن کفش های پاشنه بلند و گسترش آنها از صنعت عکاسی به مصرف روزانه شهری، میهمانی و خانه، طراحان تصمیم به طراحی کفش هایی با پاشنه هایی راحت ترگرفتند.

مطلبی برای آقایانی که چرم دوست دارند! 

مطلبی برای آقایانی که چرم دوست دارند!

چرم در تلفیق با چوب، پایهٔ فناوری باستانیان را شکل می‌داده است. صنعت چرم و صنعت خز با هم متفاوت‌اند. این تفاوت از اهمیت مواد خام مورد استفاده در هر کدام پیداست. مواد خام مورد استفاده در صنعت چرم، محصولات فرعی صنعت گوشت هستند؛ در حالی‌که گوشت ارزش بیش‌تری از پوست دارد. مواد خامی که در صنعت خز به‌کار گرفته می‌شوند، ارزش بیش‌تری از گوشت دارند و به همین خاطر گوشت به عنوان یک محصول جانبی تلقی می‌شود. تاکسیدرمی اجازهٔ استفاده از پوست حیوانات را به انسان می‌دهد، البته مهم‌تر از پوست‌شان، سر و بخشی از پشت آن‌هاست. پوست‌ها و پوست‌های خام در ساخت چسب و ژلاتین هم کاربرد دارند. چند راه وجود دارد که در نتیجهٔ آن‌ها، پوست جانور به یک مادهٔ انعطاف‌پذیر و محکم به نام چرم تبدیل می‌شود