OLYMPUS DIGITAL CAMERA

مجسمه‌سازی و طراحی مبلمان- تلفیقی هنرمندانه

طراحی مبلمان مجسمه‌ای تنها به معنی ساخت قطعات کاربردی نیست؛ بلکه یک نوع هنر است که در طول قرن‌ها تکامل یافته و زیبایی‌شناسی، صنایع دستی و عملکرد را در هم می‌آمیزد.

یکی از جذاب‌ترین جنبه‌های این موضوع، مجسمه‌سازی و تلفیق آن با طراحی مبلمان است. جایگاهی که در آن اشیاء کاربردی به آثار هنری بدیع تبدیل می‌شوند. در اینجا، دنیای فریبنده طراحی مبلمان و مجسمه‌سازی را بررسی می‌کنیم. با ما همراه باشید تا در تاریخچه و اهمیت برخی نمونه‌های معاصر که ادغام هماهنگ فرم و عملکرد را به نمایش می‌گذارند، کاوش کنیم.

تاریخچه ترکیبی طراحی مبلمان و مجسمه‌سازی

طراحی مبلمان و ترکیب آن با مجسمه‌سازی (مبلمان مجسمه‌ای) نوعی نگرش وسیع‌تر به حوزه طراحی مبلمان است، اما با تاکید بر ارتقای عناصر زیبایی‌شناختی و هنری قطعات. ریشه‌های آن را می‌توان در جنبش‌ها و فرهنگ‌های مختلف تاریخی جستجو کرد:

ریشه‌های باستانی

خاستگاه طراحی مبلمان به کمک مجسمه‌سازی را می‌توان در مبلمان مصر باستان مشاهده کرد. جایی که جزئیات حکاکی متفاوتی در آن وجود دارد. مبلمان مصری اغلب دارای نقوش حیوانات، هیروگلیف و وسواس زیادی در تقارن بوده است.

عصر رنسانس

دوره رنسانس دوره‌ای مهم و اساسی برای ادغام صنعت هنر و مبلمان بود. صنعت‌گران و هنرمندان چیره‌دستی مانند لئوناردو داوینچی، میکل آنژ و رافائل با ایده‌های نوآورانه خود بر طراحی مبلمان تأثیر گذاشتند. حکاکی‌های استادانه، منبت‌های پیچیده و مواد غنی از ویژگی‌های مبلمان این دوره بود.

هنر نو

در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، جنبش آرت نوو اشکال ارگانیک و منحنی در طراحی مبلمان را معرفی کرد. هنرمندانی مانند هکتور گیمارد و آلفونس موچا قطعاتی را خلق کردند که شبیه موجودات زنده بودند و مرز بین مبلمان و مجسمه‌ها را از بین بردند.

مدرن در اواسط قرن

اواسط قرن بیستم با چهره هایی مانند Eero Saarinen، Isamu Noguchi، و Charles and Ray Eames، انقلابی در طراحی مدن مبلمان شکل گرفت. خطوط تمیز، مواد نوآورانه و اشکال جسورانه مجسمه‌سازی، ویژگی‌های بارز این دوره بودند.

اهمیت طراحی در حوزه مبلمان مجسمه‌ای

طراحی مبلمان مجسمه‌ای چیزی بیش از یک لذت بصری ایجاد می‌کند و از اهمیت عمیقی برخوردار است

بیان هنری

طراحی مبلمان مجسمه‌ای، یک نوع بوم نقاشی برای هنرمندان و طراحان برای بیان خلاقیت است. این موضوع به آن‌ها اجازه می‌دهد تا مرزهای فرم و عملکرد را جابجا کنند و قطعاتی بسازند که در عین مجسمه بودن، کاربردی نیز باشند.

نسخه‌های منحصر به فرد و محدود

مبلمانی که در آن‌ها از المان‌های مجسمه‌سازی استفاده شده، اغلب در نسخه‌های محدود عرضه می‌شوند و حس انحصاری بودن را به شما می‌دهند. مجموعه‌داران و علاقه‌مندان به این قطعات منحصر به فرد به دلیل اهمیت هنری و تاریخی آن‌ها، این ساخته‌های جذاب و زیبا را خریداری می‌کنند.

بیانیه‌های داخلی

مبلمان مجسمه‌ای می‌تواند به عنوان نقطه کانونی یک فضای داخلی عمل کند و زیبایی‌شناسی کل اتاق را دگرگون سازد. این قطعات حس درام و پیچیدگی ایجاد می‌کنند و باعث می‌شوند تا آن‌ها برای طراحی‌های داخلی سطح بالا ایده‌آل باشند.

 

نوآوری زیبایی شناختی

مبلمان مجسمه‌ای مرزهای طراحی مبلمان را جا به جا کرده، هنجارهای مرسوم را به چالش کشیده و طراحان را تشویق می‌کند تا مواد، تکنیک‌ها و فرم‌های جدیدی کشف کنند.

نمونه‌های معاصر مبلمان مجسمه‌ای

امروزه مبلمان مجسمه‌ای با طرح‌های نوآورانه خود به تکامل و تسخیر بازار ادامه می‌دهند. در اینجا چند نمونه معاصر آورده‌ایم که ادغام هماهنگ هنر و مبلمان را به نمایش می‌گذارند:

صندلی روبانی (Ribbon Chair) ساخته فرانک گری

این صندلی که توسط معمار مشهور فرانک گری طراحی شده، یک شاهکار مجسمه‌ای است که از لایه‌هایی از روکش‌های افرا خم شده و چندلایه ساخته شده است. انحناهای پر پیچ و خم و فرم برازنده، آن را به یک اثر هنری واقعی تبدیل کرده که راحتی بی‌نظیری ارائه می‌دهد.

کنسول Mantis از مارک فیش

مارک فیش، استاد خیمه‌سازی، کنسول Mantis را طراحی کرده است که نمونه‌ای خیره‌کننده از مبلمان مجسمه‌ایست. این قطعه دارای الگوهای خیاطی متفاوت بر روی سطوح است که یادآور اسکلت بیرونی حشرات بوده و فرم سینوسی و ارگانیک آن نیز ظرافت طبیعت را تداعی می‌کند.

میز قهوه Swirl از لین روزت

میز قهوه Swirl شبیه یک گردباد یخ‌زده است و طراح آن Noé Duchaufour-Lawrance است. پایه ارگانیک و مجسمه‌ای آن از رزین و آلومینیوم ساخته شده و ترکیبی هماهنگ از هنر و عملکرد را به نمایش می‌گذارد.

مبل ماریپوزا اثر ادوارد ورملی

این مبل نمادین که توسط ادوارد ورملی در دهه 1950 طراحی و توسط Dunbar Furniture تولید شد، یک نمونه کلاسیک از طراحی مجسمه‌سازی در اواسط قرن بیستم است. دسته‌های بال مانند و طرح شبح، آن را به قطعه‌ای جاودانه تبدیل کرده است.

کابینت پیکسل اثر بوکا دو لوبو

کابینت پیکسل یک شاهکار مجسمه‌سازی معاصر است. دارای 1088 مثلث چوبیست که یک طرح پیکسلی مسحورکننده را نمایش می‌دهد. این کابینت نفیس نه تنها برای قرار دادن وسایل، بلکه به عنوان یک اثر هنری جذاب نیز عمل می‌کند.

نتیجهگیری

طراحی مبلمان مجسمه‌ای گواهی بر پیوند ماندگار هنر و عملکرد است. این زمینه طراحی، همچنان مرزهای خلاقیت را درمی‌نوردد و قطعاتی را به ما معرفی می‌کند که نه تنها سودمند هستند، بلکه ابژه‌هایی برای بیان هنری عمیق‌اند. مبلمان مجسمه‌ای چه با تداعی سنت‌های تاریخی و چه با طراحی مدرن، نوآوری زیبایی‌شناختی را در خانه‌ها و فضاهای داخلی ما به ارمغان می‌آورد و به ما یادآوری می‌کند که مبلمان می‌تواند نقشی بسیار بیشتر از کارکرد صرف ایفا کند. مبلمان می‌تواند یک شاهکار واقعی طراحی و هنری باشد.

IMG_2758-1-min

نکاتی در مورد استایل کژوال مردانه

اگر کمی به دنیای مد علاقه‌مند باشید و اتفاقاتی که در دنیای مد می‌افتد را دنبال کرده باشید، حتما به دسته بندی‌های مختلف استایل برخورده‌اید. انواع مختلف استایل به مثابه الفبا‌ی فشن هستند و با شناخت آنها و کسب اطلاعات بیشتر در موردشان می‌توانید به سادگی تشخیص دهید که سلیقه‌ی شما به چه استایلی نزدیک‌تر است و کدام را بیشتر می‌پسندید.

در این مقاله به بررسی استایل کژوال مردانه و زیر شاخه‌های مختلف آن می‌پردازیم.

استایل کژوال چیست

کژوال کلمه‌ای انگلیسی و به معنی «خودمانی» یا «غیررسمی» است، در دنیای مد نیز این کلمه برای بیان کردن حالتی از راحتی و غیر رسمی بودن یک استایل به کار می‌رود، البته که این راحتی هم از نظمی خاص پیروی می‌کند. همچنین دقت کنید که استایل کژوال را با استایل اسپرت یا ورزشی اشتباه نگیرید چرا که این دو با وجود شباهتشان کاربردی کاملا متفاوت از یکدیگر دارند.

از آیتم‌هایی که در استایل کژوال مردانه کاربرد زیادی دارند می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • جین
  • تیشرت
  • هودی/سویشرت
  • کفش اسنیکر سفید
  • کت/پالتو چهارخانه
  • پیراهن مردانه
  • شلوارک

این آیتم‌ها از جمله پرکاربردترین محصولات در استایل کژوال مردانه هستند؛ هرچند که استایل کژوال محدود به این آیتم‌ها نیست و لباس‌هایی که می‌توانند در این استایل قرار بگیرند بسیار متنوع اند و طیف گسترده‌تری از آیتم‌ها را در بر می‌گیرند.

انواع مختلف استایل کژوال

همانطور که پیش‌تر گفته شد استایل کژوال محدود به یک حالت کلی نیست و دسته‌بندی‌های مختلفی از آن وجود دارد، در این مقاله سعی خواهیم کرد که با برخی از انواع استایل کژوال مردانه آشنا کنیم که هم کاربردی هستند و هم جذاب.

استایل روزمره اداری (Business Casual

در تعریف دقیق این نوع استایل همیشه ابهاماتی بوده است و مرز دقیقی بین انواع آن نیست، زیرا فضاهای کاری مختلف قوانین متفاوتی برای نوع پوشش دارد. اما به طور کلی، استایل بیزینس کژوال نوعی از پوشش است که جایی میان استایل کژوال و استایل نیمه‌رسمی قرار می‌گیرد.

از لباس‌هایی که در این سبک از استایل بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد می‌توان به جین تیره مردانه، پلیور یقه هفت روی پیراهن مردانه دکمه‌دار، کت اسپرت و پولوشرت اشاره کرد.

برای خرید اینترنتی پیراهن مردانه یقه‌دار در وبسایت آستین می‌توانید از برندهای «یله»، «ای‌8» و «پرستو بدخشان» و برای خرید اینترنتی پلیور و کت تک مردانه از برندهای «ای‌8»، «صدف تحویلدار» و «مهرنوش شاه‎حسینی» دیدن کنید و با استفاده از محصولات این طراحان استایل بیزینس کژوال خود را کامل کنید.

 

استایل اسمارت کژوال

اسمارت کژوال ترکیبی است از دو سبک مختلف؛ از یک سو لباس‌های غیر رسمی با شلوار جین و تی‌شرت، از سوی دیگر، لباسی که با دقت بالایی انتخاب شده و منحصربفرد است. منظور از دقت بالا این است که به جای تمرکز بیش از حد بر روی هر لباس، به ترکیب لباس‌هایتان با هم و نحوه قرار گرفتن آن‌ها کنار هم فکر کنید.

از مهمترین ملاک‌های استایل اسمارت کژوال مردانه تلفیق راحتی لباس، اندازه مناسب و غیررسمی بودن آن است. این استایل نسبت به استایل بیزینس کژوال کمتر رسمی است. در این استایل جایی برای قرار دادن آیتم تصادفی و رندوم وجود ندارد بنابراین باید هر آیتم را با فکر و دقت انتخاب کنید.

از لباس‌های پر تکرار در این استایل میتوان به انواع کت و بلیزر، ژاکت، شلوارهای پارچه‌ای اشاره کرد. کفشی که با این استایل همراه میشود را باید با دقت انتخاب کنید؛ مثلا دقت کنید که در این نوع از استایل، کفش‌های ورزشی و اسپرت جایگاهی ندارند و نباید مورد استفاده قرار بگیرند.

 

Dressy Casual

این سبک از استایل کژوال انتخابی مناسب برای وقتی است که اطلاع دقیقی از لباسی که باید بپوشیم نداریم؛ مثل موقعیت‌های اجتماعی و فضاهایی که برای اولین بار قرار است در آن قرار بگیریم. این استایل همچنین برای پوشیدن هنگام رفتن به گالری یا قراری دوستانه مثل دورهمی و جایی که نیاز نیست خیلی رسمی لباس بپوشید مناسب است.

انواع پیراهن دکمه‌دار چه آستین کوتاه و چه آستین بلند، یک کت یا سویشرت روی آن، شلوار جین بدون زاپ و انواع کفش آکسفورد و کفش بنددار از جنس جیر از لباس‌های مرتبط با این سبک استایل هستند.

 

جمع بندی

از مهمترین نکاتی که برای ساختن استایل کژوال خودتان باید به آن توجه داشته باشید می‌توان به این موارد اشاره کرد:

  • توجه به رنگ پوست‌تان و اینکه چه رنگ‌هایی بیشتر به شما می‌آیند و با رنگ پوست‌تان همخوانی دارند.

برای اطلاع در مورد انواع رنگ پوست و لباس‌هایی که با توجه به رنگ پوست‌تان باید انتخاب کنید مقاله مونوکروم را مطالعه کنید.

  • توجه به فرم بدن‌تان که جز کدام دسته از اشکال اندامی هستید: فرم بدن سیبی شکل، فرم بدن گلابی، فرم بدن ساعت شنی و…. توجه داشته باشید که فارغ از اینکه کدام شکل بدن را دارید با پوشیدن لباس‌های مناسب می‌توانید خوش هیکل‌تر به نظر بیایید.
  • توجه به جنس پارچه و دوخت آن؛ با انتخاب پارچه‌ای مرغوب، می‌توانید علاوه بر فراهم نمودن راحتی و‌ آسایش خود، استایل زیبایی نیز به وجود بیاورید. دقت کنید در انتخاب استایل رسمی نیز یکی از مهم ترین اصل‌ها انتخاب درست پارچه کت و شلوار است.
  • به دست آوردن اطلاعاتی بیسیک راجع به استایل مد نظرتان در جهت زودتر رسیدن به آن شما را  کمک میکند. با مطالعه و مشاهده انواع مختلف استایل و حالاتی که لباس‌ها باهم ست می‌شوند می‌توانید این اطلاعات را بدست بیاورید.

در هر فضا و موقعیتی که شما لباسی انتخاب می‌کنید، اولین چیزی که دیگران از شما می‌بینند، لباسی است که بر تن دارید. این لباس در عین آراستگی می‌توان لباس‌هایی انتخاب کرد که در آن احساس راحتی داشته باشید. در دنیای امروز بسیاری از افراد با استایل کژوال زنانه و مردانه در دورهمی‌ها، خرید، سینما، قرار ملاقات و … حاضر می‌شوند.

با مشاهده وبسایت آستین از جدیدترین لباس‌های مردانه که همه آثار طراحان لباس ایرانی هستند دیدن کنید.

IMG_20230222_132713_864-min

نکاتی در مورد استایل کژوال دخترانه

استایل «کژوال» سبکی از پوشش است که بیشتر از هر چیز به راحتی لباسی که می‌پوشیم مربوط می‌شود. اما همین راحت لباس پوشیدن نیز باید از قوانینی پیروی کند تا در چارچوب استایل کژوال قرار بگیرد. کژوال پوشیدن این امکان را فراهم می‌کند که شما به تعداد زیادی از لباس، کیف، کفش و خرید چند باره مدل‌های مختلف آن احتیاج نداشته باشید و بتوانید با تعداد کمی لباس بیسیک ست‌های متنوعی برای خودتان بسازید. در این مقاله به بررسی استایل کژوال و لباس‌های مورد استفاده در آن می‌پردازیم.

استایل کژوال زیرشاخه‌هایی دارد، که از آنها می‌شود به استایل بیزینس کژوال، استایل اسمارت کژوال و استایل فرمال کژوال اشاره کرد؛ در مقاله «استایل کژوال مردانه» می‌توانید در مورد این زیرشاخه‌ها بیشتر بخوانید.

نکاتی برای استفاده بهتر از استایل کژوال

برای شروع بهتر است که با فرم بدنمان (Body Shape) آشنا باشیم. فرم کلی بدن افراد را به پنج دسته تقسیم می‌کنند که نام هرکدام بر اساس تشبیه شکل آنها به اشکال و اشیا مختلف انتخاب شده. این پنج دسته عبارتند از: سیب (بیضی)، گلابی (قاشق، زنگ، الماسی و مثلث)، ساعت شنی (پاپیونی)، مستطیل و مثلث برعکس (تی، توت فرنگی و جام) است.

با شناخت بهتر فرم بدن، انتخاب لباسی که خریداری کرده و می‌پوشید راحت‌تر شده و باعث می‌شود لباس شما هرچه بهتر در تن‌تان بنشیند.

فرم بدن ساعت شنی:

برای مثال اگر فرم بدن شما از دسته‌ی ساعت شنی است؛ پوشیدن لباس‌هایی مثل سرهمی، شلوار فاق بلند و انواع بالاتنه‌هایی که در قسمت کمر تنگ‌تر می‌شوند و همینطور بلوز و شومیز یقه هفت که شما راکشیده‌تر و قد بلندتر نشان می‌دهد توصیه می‌شود. یکی از ویژگی‌های لباس‌های یقه هفت این است که اگر گردن و بالاتنه‌ی شما کوتاه باشد این نوع یقه که در راستای عمودی بازتر است گردن شما را بلندتر و بالاتنه‌ی شما را لاغرتر نشان می‌دهد.

فرم بدن گلابی:

اگر فرم بدن شما در دسته‌ی فرم گلابی شکل قرار می‌گیرد؛ می‌توانید با انواع لباس در سبک کژوال برای خودتان ظاهری چشم نواز درست کنید. برای مثال از انواع این لباس‌ها می‌توان به تاپ کوتاه یا نیم‌تنه برای ایجاد تمرکز بر خط کمر اشاره کرد که بهتر است آن را با شلوار جینی که کات راسته دارد بپوشید. این شلوار راسته را به عنوان آیتم اصلی استایلتان را در نظر بگیرید زیرا باعث می‌شود پاهای شما کشیده‌تر و لاغرتر دیده شود.

فرم بدن مستطیل:

از ویژگی‌های این فرم بدن می‌شود به نداشتن گودی کمر اشاره کرد و به همین دلیل بهتر است که با استفاده از لباس‌هایی که می‌پوشیم تمرکز را از روی کمر برداریم، یا با بستن یک کمربند باریک کمر را لاغرتر نشان دهیم.

 

شناخت کلی از چرخه رنگ ایتن[1]:

آشنایی با چرخه رنگ ایتن که یوهانس ایتن، نقاش سوییسی آن را ابداع کرد به شما در انتخاب رنگ‌ لباس‌هایتان کمک می‌کند و باعث می‌شود ترکیب رنگ‌های درستی را در استایل‌تان استفاده کنید.

همچنین این شناخت به شما جسارت لازم را می‌دهد که از محدوده‌ی امنِ استایل همیشگی‌تان فراتر بروید و با رنگ‌های بیشتری استایل خود را بچینید و از همنشینی رنگ‌ها در لباس‌هایی که بر تن می‌کنید لذت ببرید.

رنگ‌های خنثی مانند سفید، خاکستری، آبی، مشکی، خاکی یا قهوه‌ای را انتخاب کنید و از لباس‌هایی که چاپ دارند خودداری کنید تا ترکیب کردن لباس‌های مختلف با هم برای‌تان آسان‌تر شود. نداشتن چاپ روی لباس به این معنی نیست که هیچ طرحی روی لباس‌تان نباشد و لباس‌های کژوال می‌توانند طرح‌ها و الگوهای ساده، مثلا راه راه داشته باشند.

برای مثال در پوشیدن و کنار هم گذاشتن رنگهای مختلف می‌توانید از ترکیب آبی و سرمه‌ای‌ با انواع رنگ در طیف کرم و قهوه‌ای و ترکیب آنها با انواع بنفش و یاسی استفاده کنید.

ست کردن رنگ های اصلی (آبی، قرمز و زرد) با یک دیگر معمولا کار سختی است؛ برای اینکه لباس‌هایی با این رنگ‌ها را با هم ست کنید می توانید از رنگ های خنثی برای ایجاد ارتباط میان آنها استفاده کنید؛ و یا از سایه‌ها و تنالیته‌های رنگی خود آن‌ها استفاده کنید (مثلا آبی تیره‌تر یا روشن‌تر).

جنس پارچه از موارد حائز اهمیت در تمامی لباس‌ها و به خصوص در استایل کژوال است، چرا که راحتی از فاکتورهای مهم در این استایل محسوب می‌شود. از پارچه‌هایی که در این سبک از پوشش استفاده می‌شوند می‌توان از انواع جین و پارچه‌هایی با بافت نرم، مثلا پارچه‌ی لینن راه راه، پارچه ژرسه، ریون و از این دست پارچه‌ها نام برد.

لباس‌های قابل استفاده برای ساختن استایل کژوال

استایل کژوال سبکی از پوشش است که ممکن است جزئیات مختلفی را در بر بگیرد، اما به عنوان یک اصل کلی آن میتوان به غیر رسمی بودن و راحت لباس پوشیدن در حین داشتن نظم و ظرافت خاص اشاره کرد. لباس‌هایی که در این سبک استفاده می‌شود شامل موارد مختلفی است که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

  • تاپ، تی‌شرت و هودی: این موارد از جمله لباس‌هایی هستند که میتوان آنها را به صورت لایه‌ای روی هم پوشید و جزو کاربردی‌ترین آیتم‌ها در کمد لباس هر فرد هستند. پوشیدن هودی روی تی‌شرت به شما این امکان را می‌دهد که بسته به مکانی که در  آن هستید لایه‌های لباس‌تان را کم و زیاد کنید تا راحتی بیشتری داشته باشید.
  • انواع جین: لباس‌های جین از کت جین دخترانه گرفته تا انواع مختلف شلوار جین مثل شلوار جین راسته، شلوار جین فیت، شلوار جین دم‌پا گشاد، شلوار جین مام استایل، دامن جین کوتاه و بلند و سایر لباس‌های از این دست می‌توانند از آیتم‌های اصلی یک استایل کژوال باشند.
  • پیراهن بلند: با پوشیدن انواع پیراهن بلند زنانه، چه آستین بلند باشد چه آستین کوتاه و یا آستین حلقه‌ای، و همراه کردن آن با مدل‌های مختلف کفش کتانی دخترانه، می‌توانید با ترندهای جهانی فشن همراه باشید و در عین حال در تمامی فصل‌ها پوششی راحت و مناسب داشته باشید.
  • ژاکت و کت زنانه: انواع کت و ژاکت از مواردی هستند که هم می‌توانند کامل کننده‌ی یک استایل کژوال باشند و هم پوششی مناسب برای فصول سرد سال باشند. انواع مختلف کت جین، بامبر جکت تدی، ژاکت کبریتی، ژاکت کوتاه زنانه از مهمترین آیتم‌های قابل استفاده در استایل کژوال هستند.

حرف آخر

با در نظر گرفتن نکاتی که ذکر شد در انتخاب لباس روزانه‌تان می‌توانید به استایلی کژوال برسید که به استایل شخصی خودتان نزدیک باشد، استایلی که علاوه بر راحتی در استفاده‌ی روزمره، ظاهری آراسته و چشم نواز برای شما ایجاد می‌کند.

استایل کژوال دخترانه را می‌توان به انواع مختلفی مثل استایل کژوال زمستانی، استایل کژوال پاییزه، استایل کژوال تابستانی و استایل کژوال بهاره نیز تقسیم کرد. در وبسایت آستین می‌توانید دامنه‌ی وسیعی از انواع لباس‌های ارائه شده توسط طراحان ایرانی را مشاهده کنید و از آنها برای ساختن استایل کژوال مختص خودتان بهره ببرید.

opt-3-9

هویت گمشده، تلاش برای بقا، وحدت؛ لوسی اُرتا

لوسی اُرتا هنرمند مفهومی بریتانیایی در ساتن کولدفیلد متولد شد. او با نشان افتخاری در سال ۱۹۸۹ از رشته مد و طراحی لباس کشباف دانشگاه نوتنگم ترنت فارغ التحصیل شد. بعد از اتمام تحصیلاتش فعالیت خود را در زمینه هنرهای مفهومی شروع کرد. او همچنین از سال ۲۰۰۲ استاد دانشگاه در رشته تحصیلی هنر و محیط کالج مُد لندن است و در حال حاضر سمت رئیس هیات مدیره این رشته در دانشگاه هنر لندن را بر عهده دارد.

اُرتا از رسانه های مختلف از جمله طراحی، چیدمان، پرفورمنس، ویدیو و عکاسی برای خلق یک اثر واحد استفاده می کند. چیدمان او مرزهای بین بدن انسان، معماری، لباس و مد را بررسی می کند و به کاوش نقاط مشترک اجتماعی میان آنان، همچون هویت و ارتباط می پردازند. او آثار اولیه ی خود را اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود خلق کرد؛ زمانی که با اصلاحات گورباچف جنگ سرد پایان یافت و نهایتا باعث فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شد و سپس فروپاشی دیوار برلین، اصلی ترین نماد جنگ سرد و پس از آن جنگ اول خلیج فارس همگی پیش زمینه ای شدند برای شکل گیری ایده های ارتا و فعالیت های سیاسی اجتماعی اش.  او وضعیت نابسامان جامعه آن زمان را اینگونه بازگو می کند:" بیکاری شایع شده بود؛شما می توانستید تاثیرات این بی ثباتی گسترده را در خیابان ها حس کنید. من به عنوان مشاور طراحی برای چند خانه مد کار می کردم و مشکلات مالی داشتم. احساس می کردم نیاز بیشتری به فعالیت در حوزه اجتماعی و بطور خلاقانه در یک رسانه ی جدید دیداری دارم.

لباس پناهگاه عنوان اولین مجموعه اُرتا بود که بین سال های ۱۹۹۲-۱۹۹۸ روی آن کار کرد. این مجموعه ترکیبی از معماری، مد و فعالیت های اجتماعی بود. لباس پناهگاه، جان پناه موقتی است که می تواند به شکل لباس درآید و در مواقع غیرمنتظره پوشاننده را از شزایط ناگوار محافظت کند. او طرح های اولیه این لباس را در دوران جنگ اول خلیج فارس ترسیم کرد؛ پاسخی شاعرانه به درخواست کمک های انسان دوستانه برای سرپناه و همچنین به افراد بی خانمان در حال رشد خیابان های پاریس.

 

برای اُرتا سخن از لباس، سخن از آگاهی به برهنگی است، آگاهی از خود. لباس ها خصیصه ای جدا و بیگانه با ذات پوشاننده نیستند؛ بلکه او به وسیله ی لباس، واقعیت اصلی و ذاتی خود را نشان می دهد. چیدمان های این مجموعه، قابل حمل، سبک و دارای ساختاری مستقل اند که بیانگر مفهوم جابجایی و تبعید، فقر، بی خانمانی و بقاست. اولین اثر این مجموعه " جامه ی چادری" نام دارد که در ساخت آن از پلی آمید با پوشش آلومینیوم، پشم پلار و دیگر جانوران قطبی استفاده شده و مجهز به قطب تلسکوپ آلومینیومی، سوت، فانوس و قطب نماست. طراحی های این مجموعه، زیستگاهی قابل حمل هستند که به کاپشن و کوله پشتی تبدیل می شوند و برای راحتی شخص و تحرک جمعیت عشایری طراحی شده.

او همچنین کیف نجاتی برای چادرنشین های مدرن طراحی گرد که قابلیت تبدیل شدن به کوله پشتی و چادر را داشت؛ کیسه خوابی شیک طراحی کرد که به سادگی تبدیل به لباس حاضر و آماده ای برای زمستان های هسته ای می شد، زمستانی که از پیامدهای اقلیمی محتمل جنگ هسته ای است. زمانیکه او این چیدمان ها را در گالری باربیکن سال ۲۰۰۵ نمایش داد، کل گالری تبدیل به کمپ پناهندگان شده بود و به نظر می رسید هنرمند در حال آماده سازی خود برای آخرالزمان است. تبدیل سرپناه به لباس و برعکس، اساس مفهوم آزادی، اراده آزاد یا انتخاب، روابط جدید و تبادلات فرهنگی جدید است.

"هویت به علاوه ی پناهگاه" کت واک تجربی بود که برای پناهندگان پاریس اجرا شد؛ پروژه ای که با درگیر کردن ساکنان پناهگاه به پایان رسید. یکی از پراهمیت ترین ارزش های از دست رفته ی پناهندگان به همراه سرپناهشان، هویتشان بود؛ در شهری که هیچ جایی برایشان نداشت و احساس طردشدگی می کردند. دغدغه اُرتا طراحی سرپناه برای این افراد نبود، او به دنبال بازگرداندن این ارزش به پناهندگان بود. وی تعدادی کارگاه آموزشی برای ساکنان و کارکنان پناهگاه ترتیب داد  که تمرکز آنها بر دگرگونی هویت شخصی از طریق اختصاص مجدد لباس های دورانداختنی بود. طی یک دوره چهارماهه، پناهندگان مجموعه لباسی طراحی و تولید کردند که با استفاده از اجناس دست دوم اهدایی ساخته شده بودند. نتیجه یک مجموعه جذاب زنانه، لباس های ساخته شده از لباس زیر، دامن کوتاه و هیپستر از دست کش های چرمی، پیراهن های زنانه و کت های درست شده از کراوات بود که برای مخاطبین گسترده ای در طول هفته مد پاریس نمایش داده شد.

"پیوند معماری" مجموعه ای از اجراهای تعاملی عمومی است که اجراگران به یکدیگر متصاند و بخشی از ساختار پیوسته و مجزای این اجراها محسوب می شوند، اجرا را شکل می دهند و مفهوم ارتباط اجتماعی را به تصویر می کشند. پیوند معماری نمودی گویا از فلسفه پشت تمام آثار اُرتاست، چراکه به سادگی وابستگی متقابل افراد جامعه را تایید می کند. ساختار ناف مانند لوله هایی از پارچه که توسط زیپ از شکم فردی به پشت فر دیگری متصل می شود. داوطلبین با پوشیدن سرهمی های فوتوریستی یک اندازه و یک شکل صفی طویل یا شبکه ای عظیم از انسان را تشکیل می دادند. این چیدمان انسانی پیوندی اجتماعی بین شهروندان را شکل داد و افراد با یکدیگر شکل جدیدی از شبکه اجتماعی را ساختند. این پروژه شامل تعداد زیادی پرفورمنس بود که در گالری ها، موزه ها و فضاهای عمومی شهری به اجرا درآمدند.

اُرتا از اولین هنرمندانی بود که قدرت نهفته در لباس را برای بیان مسائل اجتماعی و سیاسی اثبات کرد. از طریق ارتباطات ما با یکدیگر است که مرکز خود را می یابیم. به بیانی دیگر، هویت ما با روابط مان شکل می گیرد. ما نتیجه کلی آنچه هستیم که دیگران به ما می دهند و آنچه ما به دیگران می دهیم.

" ما آموخته ایم در آسمان پرواز کردن را همچون پرندگان، در دریا شنا کردن را چون ماهیان، اما نیاموخته ایم هنر ساده ی باهم زندگی کردن را چون برادران."

منابع

Conceptual Art and Fashion in the 21st Century by Shirin Abedinirad

www.studui-orta.com

www.designindaba.com

IMG_6854-9

رونمایی از مجموعه بهار و تابستان ۲۰۱۹ ویکتور و رُلف؛ بیانیه های فشن

رونمایی از مجموعه بهار و تابستان ۲۰۱۹ ویکتور و رُلف؛ بیانیه های فشن

در مطالب گذشته با زندگی و آثار دو طراح لباس مفهوم گرای هلندی، ویکتور و رُلف آشنا شدیم. این دو هنرمند هفته ی گذشته از مجموعه بهار و تابستان ۲۰۱۹ خود پرده برداری کردند و نام این کالکشن جدید خود را بیانیه های فشن نامیدند.

" تا چه اندازه ای می توان با لباس ها چیزی را بیان کرد؟" این پرسشی بود که آن دو در پشت صحنه قبل از رونمایی بیان کردند.

استودیوی ویکتور و رلف ۱۸ پیراهن چشمگیر با اندازه های غیرعادی آماده کرده بود که از پارچه های توری با رنگ های درخشان درست شده بودند: بعضی از آنها با آستین های پفی، و برخی با دامن های طبقه طبقه، و همگی بسیار رنگارنگ و انبوه که هر یک از آنها گویای پیام خود بودند.

 

اما این دختران ساده با موهای راپونزل سعی داشتند چه کسی یا چه چیزی را مجسم کنند؟ " من سرچشمه نبوغ خودم هستم" ، جمله ای بود که روی پیراهن سبز سیر نوشته شده بود.

آیا به فشن بیش از اندازه اهمیت داده شده است؟ " هرچه کمتر، بهتر" ، پاسخی است که پیراهن گسترده ی صورتی و آبی به این پرسش می دهد.

جایگاه و رویکرد شما به تغییرات آب و هوایی چیست؟ " اهمیت بده" پاسخ پیراهن برشدار سفید و سبز فلورسنت است.

مسابقه را تماشا می کنی؟ " نه" ،از زبان پیراهن راه دار آبی بیان می شود.

طبعاً این طراحان با شخصیت هایی مونوتون اظهار داشتند که هیچ معنی خاصی را بیان نکرده اند و ما را دعوت به برداشت خود از این آثار می کنند.

یکی از ادراک و اثرات، اندازه های اغراق شده بودند؛ با وجودی که این موضوع در حیطه کاری ویکتور و رلف امری آشنا بود، اما می تواند کنایه ای بصری باشد از شلوغی و ازدحام در دنیای مجازی.

 

در نهایت، ویکتور و رُلف این مجموعه خود را در بهترین حالت و با فرمی شیرین و شیطانی به نمایش درآوردند.

به عنوان یک بیانیه ی فشن، این نگرشی طعنه آمیز است که آثار، ملهم از تاریخ و پاپ و مردمی به هنگام ارائه باشد؛ جزئیات وسواس گونه و پیچیده و فریبنده در اجرا. انتخاب واضح است: " لطفاً عکس برداری نکنید."

 

منبع

www.vougue.com

installation_view_untitled_tableau_2017_pio_pico_los_angeles_courtesy_of_the_artist__vanessa_beecroft-9

آشنایی با هنرمند مفهومی با گرایش طراحی لباس: ونسا بیکروفت

ونسا بیکروفت نقاش و هنرمند مفهومی آوانگارد در شهر بندری جِنوا در ایتالیا متولد شد. او رشته های معماری و نقاشی را در این شهر و رشته طراحی صحنه را در آکادمی بررای میلان گذراند. او اهل ایتالیا بود اما مدارک بریتانیایی داشت؛ در واقع او در ایتالیا با نامی انگلیسی و مادری ایتالیایی بزرگ شد. این دوملیتی بودن موجب رنجش او در کودکی شد و تاثیر زیادی در درگیری اش با مقوله ی هویت داشت. او که اکنون ساکن لس آنجلس است در گفتگویی با مارینا آبراموویچ و شیرین نشاط درباره این نابجایی خانواده اش می گوید:" ما در واقع به فرهنگ محلی تعلق نداشتیم و من احساس می کردم در جای اشتباهی هستم. وقتی به آمریکا آمدم بلافاصله خو گرفتم، چراکه مثل همه یک مهاجر بودم."

از سال ۱۹۹۴ بیکروفت، بخاطر آثاری مشهور شد که دربرگیرنده گروهی از زنان شبیه به هم بود که لباس زیر، کفش های پاشنه بلند یا اسنیکرز، جوراب شلواری یا کلاه گیس و نه بیشتر را به تن داشتند. این اجراها پرفورمنس های ساده فریب دهنده ای اند که سوالاتی را در زمینه هویت سیاسی و شهوت در چهارچوب پیچیده ای بین بینندگان، مدل و مفهوم مطرح می کنند. هر اجرای بیکروفت برای مکان خاصی طراحی می شود و اغلب ارجاعاتی سیاسی، تاریخی یا به انجمن های اجتماعی محلی که در آن اجرا می شوند دارند.اجراهایی که استدلالی انسان شناسانه دارند و اجراگران و لباس هایشان عموما از شهری که پرفورمنس در آن اجرا می شود انتخاب می شوند؛ مواد اولیه او بدن زنده ی این اجراگران است. او ساختاری را در رویدهدهای زنده خود برای اجراگران می سازد که آنها خود ترکیب بندی بی دوام و یک روزه شان را خلق می کنند.

اجراهای زنده بیکروفت دغدغه هایی مفهومی و زیبایی شناسی دارد. ردپای طراحی و نقاشی را به آسانی می توان در پرفورمنس های او دید؛ در واقع این اجراها هم پرفورمنس و چیدمانی انسانی اند و هم ترکیب بندی یک تابلوی نقاشی را دارند. مدل های طراحی با هیکل های بی نقصشان در اجراهای او جای می گیرند و این بار نه به عنوان مدلی برای تجسم بخشیدن به یک تابلوی نقاشی ، بلکه به عنوان خود اثر هنری. آنها به جای حضور در فضایی دوبعدی، در فضایی چهاربعدی زنده و ملموس در مقابل مخاطبین حاضر در رویداد می ایستند.

پس از چند اجرا، استفاده ی همیشگی از مدل های زنده، لباس و ملحقات آن در آثارش نگاه دنیای مد را به سوی او کشاند و سبب همکاری او با چندین طراح لباس و برند تجاری لباس شد. او متوجه تاثیر و نقش مد در جامعه بود:" شاید این واقعیت دارد که مد در تلاش است تا نگاه مردم را در زمانی که لباس می پوشند در جهت مفهومی کردن آن اصلاح کند. این را می پسندم که مد جامعه را به طرز ظریفی، با استفاده از شکستن سنت ها، همچون ایو سن لوران، مارجلا، هلموت لانگ متزلزل می کند."

 

اجراگران او همواره زنان بودند؛ اما او در سال ۱۹۹۹ با پرفورمنس وی بی سی و نه شیوه مرسوم خود را تغییر داد.این بار اجراگران او مردان جوانی بودند که بسان زنان در آثارش یونیفرم هایی یک شکل به تن داشتند . به حالت خبردار در موزه ایستاده بودند و مفهومی سیاسی در پس آن اجرا احساس می شد. بیکروفت درباره مراحل شکل گیری این پرفورمنس می گوید:" من این پروژه را پس از یک سال مذاکرات با ارتش آمریکا و بعد از دو سال تحقیق در اینترنت اجرا کردم. مربی ارتشی ام را در اینترنت پیدا کردم و دانشجوی دانشگاه افسری او شدم. پس از دو ماه تمرین های فیزیکی و ذهنی به سن دیگو، پایگاه یگان ویژه نیروی دریایی آمریکا رفتم. برای بدست آوردن آن مقام آنها باید هفته معروف به جهنم را بگذرانند. من پروژه ام را به دفتر روابط عمومی پایگاه نشان دادم. پس از پیگیری روند درخواستی، تاییدیه دریابد را برای ساختن پرتره نیروی دریایی آمریکا در موزه هنرهای معاصر سن دیگو در مقابل انظار مخاطبین جوامع هنری و ارتش دریافت کردم."

 

اثر سال ۲۰۰۲ بیکروفت، وی بی چهل و پنج، بزرگترین اثرش تا به امروز، به شیوه آثار پیشین اش است. زنان در این پرفورمنس با چکمه های پاشنه بلندی که توسط هلموت لانگ مخصوص این اجرا طراحی شده بود، در ترکیبی متقارن و شگفت صف آرایی شدند.  اجراگران طبق معمول دیگر پرفورمنس های بیکروفت وقتش احساس خستگی می کردند می نشستند و اجرا زمانی تمام می شد که آخرین زن بر زمین می نشست. چکمه های لانگ بهترین پوشش را برای اجراگران با هیکل های تندیس وارشان فراهم کردند تا تبدیل به شخصیتی شوند که در دوراهی بین یادگارخواهی و دُمیناتریکس کنترل شده می مانند. در این اجرا تن اجراگران به منظور کاهش حس شرم به رنگ زرد نقاشی شده بود.

آثار موخر بیکروفت تا حدودی نگرشی نمایش تر دارند. لباس های همسان مدل ها متعلق به دوره ای خاص هستند و گاه معاصر و نه برهنه.

بعضی از پرفورمنس ها شامل غذا می شوند. یکی از اجراهای اخیر او به نام وی بی شصت و پنج که در گالری پک میلان اجرا شد، شام آخر مهاجران آفریقایی، قانونی و غیرقانونی را به تصویر کشید که کت و شلوار پوشیده بر سر میزی بیست متری، در حال خوردن مرغ های سوخاری بدون کارد و چنگال هستند. بیست اجراگر هنگام گشایش نمایشگاه به مدت سه ساعت بر سر این میز نشستند و در حضور مخاطبین آرام آرام مشغول خوردن شدند.

منبع

conceptual art & fashion in the 21st century by Shirin Abedinirad

www.artnet.com

www.artsy.net

optional-2-9

بازگشت به ریشه؛ ماریکو موری

بازگشت به ریشه؛ ماریکو موری

" وقتی لباس می پوشید به یک شخصیت تبدیل می شوید. شما تبدیل به لباس می شوید."

ماریکو موری

 

ماریکو موری هنرمند ژاپنی از جمله مطرح ترین چهره های فعال در زمینه هنرهای مفهومی است. او شخصیتی است که هم دغدغه هایی مهم در زمینه هویت بومی و جغرافیایی خود یعنی ژاپن دارد و هم با جهان معاصر، ابعاد آن و نقش فرهنگ غرب در زمینه تغییر زندگی روزمره آشناست.

موری در توکیو متولد شد. او در دبیرستان دخترانه ای تحصیل کرد که یونیفرم، قد دامن و مدل مو برای همه دانش آموزان یکسان بود. او علاقه زیادی به هنر، دنیای مد و موسیقی داشت و با دیدن عکس های مدلینگ مجلات و رسانه به وجد می آمد و تصور کرد که می تواند از این طریق به آزادی مطلوبش دست یابد. او هنگام تحصیل در رشته طراحی لباس در دانشکده مد بونکا توکیو، به عنوان مدل لباس مشغول به کار شد. طولی نکشید که متوجه شد مدل در واقع یک عروسک است که لباس را تغییر می دهد و مدلینگ به او امکان کافی بیان خودش را نمی دهد. برای رسیدن به این هدف و ادامه تحصیل در بیست و یک سالگی عازم لندن شد. او به کالج چلسی رفت و دست به تجربه زمینه های مختلف از جمله کارگردانی، تهیه کنندگی، طراحی صحنه و لباس زد و لباس هایی برای خودش درست کرد و پس از چهار سال عازم نیویورک شد.

آثار اولیه موری که پایه طراحی لباس داشتند، رابطه پیچیده ی میان موضوع و لباس را بررسی می کردند. لباس هایی که طراحی می کرد وسیله ای برای بیان هویت و ایده هایش بودند.

 

در آثاری مثل "مترو" و "با من بازی کن"، ماریکو موری با موهای آبی و تن پوشی ربات مانند یا تصویر او در لباس جذاب زن فضایی در مرکز که با لنز فیش آی عکاسی شده، گویا به مردمی که در مترو یا خیابان شلوغ مقابل اسباب بازی فروشی حضور دارند، نقش عناصر اضافی در صحنه های سینمایی و عکاسی اش هستند تا مخاطبین هنر مفهومی.

 

موری در پرفورمنس مراسم چای در سال ۱۹۹۵ از اجراهای خود محور پیشین فاصله گرفته و بیشتر به سوی هنر تعاملی و پرفومنس های سنتی گرایش پیدا می کند. چادو مراسم چای ژاپنی است که پیشینه ای غنی در فرهنگ این کشور دارد. هنر اجرای این مراسم اوته مانه نام دارد . موری با ترکیب این مراسم سنتی ژاپنی و المان های ناهنجار فیلم های علمی تخیلی پرفورمنسی طراحی کرد و در توکیو اجرا کرد. او با طراحی و پوشیدن لباسی شبیه به یونیفرم  کارمندی با تعارف مودبانه چای سعی در تعامل با کارمندانی که در خیابان راه می روند داشت.

موری با سربند و جوراب های سفید براق،گوش های کشیده و حرکات مکانیکی و رباتی بیشتر شبیه به کارمند فضایی بود تا زمینی. این لباس بالماسکه مانند موری را از دیگر کارمندان متمایز و تبدیل به موجودی نامتجانس با جامعه می کرد.

 

در ۱۹۹۶ موری شروع به مطالعه فلسفه شرق و یاورهای تمدن هایی چون مایا، مصر، یونان، هند، چین و ژاپن کرد. او به دنبال اشتراکات تمدن های باستان و بکارگیری آنها در زندگی آینده بود. موری در آثار این دوره اش از شمایل شناسی بودایی بهره گرفت و سعی داشت در جهت آرمان گرایی های بودیستی با تصویر روی مخاطبین تاثیر بگذارد.

نیروانا، ویدئوی سه بعدی این هنرمند بیانگر تغییری در روند کاری او به سوی معنویت است. آثار اولیه موری روی نقد اجتماعی متمرکز بودند و به موضوعات زندگی مردن ژاپن می پرداختند. نیروانا درباره ی ساختار زندگی شهری سخن می گوید و نه توجه مستقیم به موضوعات هویت دارد. عنوان اثر خود گویای تاثیرپذیری از بودیسم است، چراکه نیروانا سرزمینی ست که بودا از طریق مراقبه به آن رسید و حکایت از توانایی او در رسیدن به خلسه روحی دارد.

 

او می گوید:" تمام موجودات جهان هر لحظه در فضایی باطنی به یکدیگر متصل اند. تمام صور زندگی با چرخه مختص به خودشان بخشی از دنیای بیرونی هستند و تنها یک کره زمین وجود دارد. در هزاره بعدی، نیرو و انرژی روح انسان باید جهان را بدون هرگونه مرز فرهنگی و ملیتی در صلح و توازن وحدت ببخشد."

میواکو تزوکا، مدیر گالری جامعه ژاپن درباره او می گوید:" او به ریشه ها بازمی گردد، اما نه به ریشه های فرهنگی ژاپن آن طور که قبلا کار می کرد، بلکه بسیار فراتر، در دوران ماقبل تاریخ، زمانی که مردم برق یا ماشین نداشتند و بسیار نزدیک، قرین با طبیعت زندگی می کردند."

 

منابع

Conceptual Art and Fashion in the 21st Century by Shirin Abedinirad

www.guggenheim.org

www.artnet.com/artists

main1-9

آشنایی با سیندی شرمن؛ هنرمند مفهومی با گرایش طراحی لباس

آشنایی با سیندی شرمن؛ هنرمند مفهومی با گرایش طراحی لباس

هویت های فرهنگی، اعتقادی، فردی، اجتماعی و جنسیتی در جهان معاصر از اهمیت بسیار بالایی برخوردارند. در چنین وضعیتی هنرمندان طبق این انگیزه به روش های مختلف درگیر مفاهیم و موضوعات مختلف در زمینه هویت می شوند. سیندی شرمن یکی از هنرمندانی است که با بازسازی چهره های به یاد ماندنی فرهنگ غرب، زبان خاص خود را خلق کرده است.

 

سیندی موریس شرمن در نیوجرسی متولد شد. او با تحصیل در رشته نقاشی وارد دنیای هنر شد. پس از مدتی جذب هنرهای مفهومی، مینیمال، پرفورمنس، هنر بدن، فیلم و عکاسی شد و نهایتا با تغییر رشته در سال ۱۹۷۲ وارد دپارتمان فیلم دانشگاه ایالتی نیویورک در بوفالو شد. او مدتی با پُل شریتس، فیلمساز تجربی همکاری کرد. پس از گذراندن چند دوره فیلمسازی مقدماتی ، چند فیلم کوتاه، از جمله یک انیمیشن سه دقیقه ای درباره خودش ساخت که در آن نقش یک عروسک کاغذی را داشت که جان می گرفت.

او علاقه زیادی به آرایش کردن و تغییر قیافه داشت. او ساعت ها انرژی خود را صرف تغییر چهره، شخصیت و هویت خود از طریق آرایش می کرد و این روند او را به فکر ثبت این دگرگونی ها انداخت. همینجا بود که ایده بازآفرینی عکاسانه با استفاده از بدن هنرمند وارد آثارش شد.

 

شرمن بین سالهای ۱۹۷۷ و ۱۹۸۰ با توجه به نفوذ و قدرت رسانه فیلم و سینما دست به ساخت مجموعه زیبای عکس فیلم های بدون عنوان زد. عکس های این مجموعه در راستای مفهومی که هنرمند دنبالش بود، بی نام و هویت اندو شصت ونه سلف پرتره که به طرز زیرکانه ای عکاسی شده اند و به نظر آماتور و ابتدایی می رسد.

 

شرمن در کارنامه هنری خود چندین مجموعه مد دارد. او در سال ۱۹۸۴ اولین مجموعه مد خود را خلق کرد و در همان سال برند های زیادی برای تبلیغات به سراغ شرمن آمدند. ولی هیچ یک از آنها از روند کاری و چگونگی استفاده از اجناسشان در عکس های شرمن مطلع نمی شدند. او روی مجموعه ای برای خانه مد" دوروتی بی " کار کرد که در مجله ووگ فرانسه منتشر شد و نیز عکس های تبلیغاتی اش برای فروشگاه لباس دیان بنسون در نیویورک برای نمایش لباس های ژان پل گوتیه در مجله اینترویو منتشر شد. تصاویر شرمن برای این دو پروژه کاملا ضد زیبایی شناسی دنیای فریبنده مد بودند. در این دوره بود که آثار او شروع به تیره تر شدن کردند. مدل ها و اندام در این تصاویر، بیمار، عصبی، افسرده، وحشتناک، خسته، کثیف و روانی به نظر می رسیدند، ژست ها آزاردهنده بودند و لباس ها بدقواره. او سعی در به سخره گرفتن مد داشت.

 

در سال ۱۹۹۴ شرمن یک مجموعه برای لباس های پاییز و زمستان ری کاواکوبو طراح لباس ژاپنی،کُم دی گَتسو عکاسی کرد که تمام قواعد عکاسی مد را زیر پا گذاشت. در عکس های او مدل ها آشفته و پریشانند و شخصیت ها عجیب.

 

او در سال ۲۰۱۰ با برند لوازم آرایش مک همکاری کرد. به طور معمول کمپانی های تبلیغاتی لوازم آرایشی از مدل هایی جوان و زیبا استفاده می کنند تا ضمن ایجاد حس خودکم بینی و زشت انگاری به آنها نشان دهند تا چه حد محصولاتشان آنها را زیبا می کند. کمپانی مک سالهاست در جهت مخالف این موج حرکت می کند و متفاوت بودن برایش در اولویت است. سیندی شرمن هم با روش همیشگی خود در این پروژه ها با آرایش غلیظ، زننده و پر زرق و برق خود نشان داد که لوازم آرایش علاوه بر اینکه موادی برای بهسازی با حفظ ظاهرند، می توانند وسیله ای برای تغییر شکل و دگرسازی باشند. در واقع می توان با آرایش، پرسوناژی دیگر از خود خلق کرد. درست همان چیزی که شرمن از ایام کودکی در صدد ابراز آن بوده است.

" من برای مدتی با آرایش بازی می کردم تا ببینم مرا به کجا خواهد برد."

سیندی شرمن

 

منابع

Conceptual Art and Fashion in the 21st Century by  Shirin Abedinirad

www.britannica.com

www.biograohy.com

www.m.theartstory.org

main-197

در جستجوی خانه؛ حسین چالایان

حسین چالایان متولد نیکوزیا پایتخت قبرس و ساکن لندن است. در سال ۱۹۸۲ خانواده ی چالایان به علت جنگ داخلی قبرس به انگلستان مهاجرت کردند. او از کودکی شاهد دوخت لباس های خانواده توسط مادرش بود. وی در سال ۱۹۹۳ تحصیلات خود را در کالج مرکزی سنت مارتین لندن به پایان رساند. پروژه نهایی او شامل لباس هایی ابریشمی بود که آنها را پس از دوخت در باغچه خانه دوستش هفته ها دفن کرده بود تا پوسیده شوند. این مجموعه را  بوتیک لباس بیرانز لندن خریداری کرد.

او بلافاصله پس از اتمام تحصیل کار خود را به شکل مستقلی آغاز کرد و برند شخصی خود را در سال ۱۹۹۴ به ثبت رساند. یک سال بعد موفق به کسب رتبه ی اول در مسابقه طراحی لباس لندن شد. جایزه این مسابقه بیست و هشت هزار پوند حمایت مالی برای اجرای مجموعه چالایان در هفته مد لندن بود. بدین ترتیب چالایان اولین مجموعه ی خود را در سال ۱۹۹۵ در سن بیست و پنج سالگی به نمایش گذاشت.

او از همان سال متخصص بهره گیری هنرمندانه از ابزار و تکنولوژی بود. در نمایش لباس های او می توان رسانه های دیگری همچون چیدمان و طراحی های مفهومی فضا و محیط را مشاهده کرد. او به کاوش و درک واقعیات زندگی مدرن، هویت فرهنگی، مهاجرت، انسان شناسی، طبیعت و تکنولوژی علاقه مند است. او از مد بهره و انتظاری فراتر از حد معمول دارد و همانطور که خودش می گوید دو مقوله ی درگیری ها و برخوردهای اجتماعی و فرهنگی را همواره درنظر داشته است.

به عنوان مثال در مجموعه "ما بین" و "سفرهای خانوادگی" به مقوله و موضوع اهمیت و جایگاه فرهنگ اسلامی پرداخت. او در مجموعه ی مابین از تفاوت فرهنگی و فضای بین فرهنگ شرق و غرب سخن می گوید. این مجموعه که شامل چادرهای سیاه رنگی بود که تنها تفاوت بین آنها قد چادرها بود. اولین مدل تنها نقابی به چهره داشت. چادرهای بعدی به ترتیب بلند و بلند تر می شدند تا آخرین چادر که تمام قد بود و به جز چشمان مدل، قسمت دیگری از بدنش پیدا نبود.

برای چالایان طراحی مد فرصتی است جهت بیان نظرات و ایدئولوژی ها، آزمون ها و پیشنهاد هایی که با مسائل اجتماعی مرتبط هستند. او می گوید:" وقتی مردم درباره لباس سخن می گویند، درباره لباس در بافت جامعه، در بافت اجتماع و فرهنگ سخن نمی گویند؛ فقط ارزش ظاهری به آن می دهند. این چیزی نیست که من به آن علاقه داشته باشم."

چالایان نه به شکلی مستقیم پرسش هایش را مطرح می کند و نه پاسخی سرراست به آنها می دهد بلکه مخاطب را در نظردهی و تفسسیر آزا د می گذارد. اما طرح پرسش هایش همواره به طریقی هنرمندانه و از راه هنر شکل می گیرد. این نگزش هرگز به بخش طراحی لباس و مد او لطمه نزده است. وی همواره به تصویر و بدن انسان اندیشیده و دو کفه ی اندیشه ها و طراحی لباس را متعادل نگه داشته است.

چالایان در مجموعه ی " بعد از کلام" در پاییز و زمستان ۲۰۰۱-۲۰۰۱ ، که یکی از مشهورترین اجراهای تاریخ مد است، به پدیده ی مهاجرت و هراس از ترک خانهپرداخت. او به شکل هنرمندانه ای به این مفهوم رایج اجتماعی اشاراتی کرد که یک اثر کاملا مفهومی و اجرایی بود. تاثیر چنگ داخلی قبرس و اختلافات نژادی و سیاسی میان ترک ها و یونانیان مقیم قبرس در زمان کودکی او در این اجرا به چشم می خورد. گویا در این اثر چالایان به دنبال خانه ای بود که بتوان هنگام حهمله ی دشمن یا جنگ با خود حمل کرد. این اثر، مفهومی نزدیک به چادرهای قابل حمل لوسی اُرتا، که در مطالب گذشته درموردش خواندیم، دارد؛ چراکه در آن اثر هم هنرمند بدنبال راه حلی برای کسب دوباره ی هویت برای افراد بی خانمان و جنگ زده است.

چالایان مرزهای دنیای مد را با استفاده از آخرین تکنولوژی لامپ های ال ای دی در مجموعه لباس سال ۲۰۰۷ خود شکست. برای این مجموعه که هوابرد نام دارد، دو لباس طراحی شد که در آنها پانزده هزار و ششصد لامپ بکار رفت و بدین ترتیب لباس ها همانند صفحه نمایش تلویزیون قادر به پخش تصاویر شدند و فیلم های کوتاه آبستره ای از تغییر فصل را نمایش دادند.

 

 علاقه همیشگی چالایان به استفاده از تکنولوژی روز دنیا برای بیان مفاهیم مورد علاقه اش چون هویت فرهنگی را می توان به وضوح در نمایشگاه انفرادی او با نام " من ناراحتم لیلا" در گالری لیزون لندن دید.  این نمایشگاه شامل یک ویدیو( هفت دقیقه و هفده ثانیه)، مجسمه ای از جنس نایلون و همچنین چیدمان صوتی است که در آن قطعه ای از موسیقی کلاسیک ترکی همراه با ترانه ای درباره داستان لیلی و مجنون نواخته می شود. برای ساخت مجسمه ی این چیدمان ابتدا طرح سه بعدی را در کامپیوتر طراحی و سپس با استفاده از چاپ سه بعدی آن را تولید کردند.

منابع

Conceptual Art and Fashion in the 21st Century by Shirin Abedinirad

www.chalayan.com

www.dezeen.com

main-195

آشنایی با مرد نامرئی مُد: مارتین مارجلا

آشنایی با مرد نامرئی مُد: مارتین مارجلا

" مُد یک مهارت است، دانستن فنی چگونه و چطور، به نظر ما مُد شکلی از هنر است. هرکس خلاقیت احساسی را هرچند از طریق جریانات رسانه ای گوناگون به اشتراک می گذارد."

مارتین مارجلا

 

مارجلا شخصیت نقابدار و جنجالی جهان در نظام طراحی لباس است. او به عکاسان اجازه نمی داد عکسی از وی ثبت کنند و با هیچ رسانه ای گفتگو نمی کرد. هرگونه سوالی که خبرنگاران در مورد حرفه اش داشتند باید با دورنگار ارسال می شد و پاسخ همیشه از جانب سوم شخص نوشته می شد.

این طراح بلژیکی همیشه خواسته است پشت صحنه باقی بماند و دیده نشود. حتی در نمایش آثارش نیز روی صحنه حضور نیافت. مارجلا شخصیتی است تفکربرانگیز و نامرئی و شاید همین ویژگی باعث شد تا همه را تحریک و کنجکاو کند.او از تبادلات رایج در مد اجتناب می کرد و از ستارگان و مدل های معروف بهره نمی برد و بطور کلی از سنت های رایج در مد پیروی نمی کرد.

او هنرآموخته ی آکادمی سلطنتی هنرهای زیبای انتورپ بلژیک است و پس از اتمام تحصیلات در سال ۱۹۸۰، برای چهار سال در همانجا و در میلان یک سال و در انتورپ سه سال به طور آزاد کار کرد و سپس کار حرفه ای خود را با دستیاری ژان پل گوتیه طراح فرانسوی آغاز کرد. او نخستین مجموعه مستقلش را با نام تجاری خود، مسیون مارتین مارجلا، در سال ۱۹۸۸ به نمایش گذاشت. او چندسالی نیز به عنوان طراح ارشد با خانه مد هرمس همکاری کرد.

مارجلا علاقه ای به مطرح شدن نداشت بلکه بیشتر در تلاش بود تا خانه مد مارتین مارجلا مطرح شود. او از طراحانی است که درک آثارش بسیار مشکل است. مارجلا همچون طراحان لباس آوانگارد دیگر پیرو قوانین دنیای مد نبود. از جمله روش های ضد مد او اتیکت های نانوشته و خالی او روی لباس ها بود؛ فقدانی که نشان از حضور او داشت.

 

پارچه های کوک نزده، نخ نما، کج و معوج شده مارگیلا را از مهمترین نام های مد در اواخر دهه هشتاد و اوایل نود کرد. فلسفه اصلی طرح های او بر پایه ساختارشکنی شکل گرفته است. مبنای ساختارشکنی، وارونه کردن و از شکل انداختن منطقی و هدفمند یک سیستم و دوباره سازی آن به شکلی دیگر است.

 

مارجلا در آثارش تلاش می کند تا به عمق لایه های داخلی لباس نگاهی دوباره بیندازد و به مخاطب نشان دهد. او در تلاش تا با بازکردن ساختار، کارها و فنون دوزندگی را به نمایش بگذارد. همان فنونی که از دید مخاطب همیشه پنهان بوده است. او آستر لباس ها را بیرون می آورد، درز ها و ساسون ها را آشکار می سازد، لبه دوزی ها را ناتمام می گذارد، اِپل های شانه را نمایان می کند، از طرح لباس عروسک ها برای بزرگسالان استفاده می کند و آنها را با دکمه های بزرگ تکمیل می کند، از طریق بازیافت مواد غیرمعمول، پارچه های تازه بوجود می آورد و با جوراب ها، ژاکت می سازد.

 

لباس های مارجلا با رعایت تمام اصولی طراحی می شود که به جوهره و شخصیت انسانی تاکید دارد. او رویکردی منحصر به فرد به مقوله هویت داشت و لباس ها را بخش مهمی از هویت فردی می دانست. در مجموعه بهار ۲۰۰۴ او، مدل ها لباس را به تن نکردند بلکه لباس ها را بر بدن خود آویختند. این مجموعه از توانایی لباس در نمایان ساختن هویت و هویت فردی که لباس را می پوشد سخن می گوید. لباس پوست دوم انسان،می تواند دیدگاه اطرافیانمان را نسبت به ما تغییر دهد. ما می توانیم به شخصیت درونی انسان ها از طریق بررسی نوع لباسی که روزانه می پوشند دست یابیم و این ویژگی لباس ما را به فکر وامی دارد که در انتخاب لباس خود دقت و وسواس بیشتری نشان دهیم.

بسیاری از مجموعه های مارجلا با تغییر شکل پارچه های قدیمی به پارچه های جدید خلق شده. این آثار پایه محیط زیست گرایی ندارد؛ بلکه به بررسی رابطه ما با چرخه ی مد، نیاز به تغییر و امکان تکرار می پردازد. تصویر پایین نمونه ای است از این قبیل طراحی های او که کت زیپ داری ست که با استفاده از چند کیف ورزشی قدیمی دوخته شده. تمامی جزئیات کیف ها، یعنی زیپ ها، جیب ها، بندها و مغزی دوزی ها روی کت قابل رویت است.

 

در سال ۲۰۰۹ مارجلا به دلایل نامعلومی خانه مد خود را ترک کرد و گروه ناشناس او کار را تا امروز با لباس های سورئالیستی و مفهومی که به طور یقین دنباله فلسفه مارجلا است ادامه دادند.

 

 

منابع

Conceptual Art & Fashion by Shirin Abedinirad

www.maisonmargiela.com

www.vouge.com