bekir-donmez-335320-unsplash1

پاپ آرت چیست

هنر پاپ یا هنر مردم وار، یک جنبش هنری بود که در سال های دهه شصت در انگلستان و آمریکا به وجود آمد. هنر پاپ یکی از جنبش های اصلی قرن بیستم بود. دستمایه‌ی اصلی هنرمندان این سبک، فرهنگ مردمی، تولیدات انبوه، تبلیغات محیطی یا تلویزیونی، بسته بندی ها و در کل هر آنچه مردم بیشتر می دیدند از چیدمان صد قوطی کنسرو سوپ گرفته تا سریوگرافی پرتره مونالیزا. این سبک را می توان یک سبک روشن فکرانه با نگاهی انتقادی به مصرف گرایی به خصوص در آمریکا دانست.

پیشینه هنر پاپ:
کلمه هنر پاپ را جان مک هله در سال 1954 به وجود آورد. آقای مک هله معنی هنر پاپ رادر یک نمایشگاه در انگلستان به ریچارد همیلتن توضیح داده بود. سه یا چهار ماه بعد، آقای همیلتن طی نامه ای معنی هنر پاپ را تبیین کرد. در این نامه همیلتن گفته بود که هنر پاپ یک هنر جوان، ارزان، مردمی، فانی، مصرف گرا، کنایه آمیز، شهوت انگیز، فریبنده و یک تجارت بزرگ است. در سال 1958 کلمه پاپ آرت را برای اولین بار در مجله
Architectural Digest چاپ کردند. هنر پاپ را دادای نیمه دوم قرن بیستم نامیدند. این جنبش در آخرین سال های دهه پنجاه در انگلستان به وجود آمد و در آمریکا به نقطه کمال خود رسید.

پاپ آرت چیست؟
عبارت پاپ آرت مختصر پاپیولار آرت است. نام این جنبش همه چیز در باره خودش را آشکار می کند. پاپ آرت می خواست هنر را دوباره به زندگی روزانه مردم بیاورد. این جنبش در واکنش به نقاشی آبستره به میان آمد و ادعا می کرد جنبش آبستره بیش از حد  نخبه گرا است.

تصاویر مورد پسند هنرمندان پاپ، اشیا از زندگی روزمره بود. به طور مثال قوطی های سوپ به طراحی اندی وارهول. خصوصیت گرایش جنبش پاپ آرت استفاده وارهول از سیریگرافی، یک شیوه فوتو رئالیستیک و توده پسند پرینت میکینگ بود. پاپ آرت با فشار وارد مطبوعات و اعلانات شد. تفاوت بین هنر های زیبا و هنر های اعلانات بازرگانی به طور ارادی از بین رفت. مثال بسیار خوب پوشش آلبوم های موسیقی سال های دهه شصت است. شخصیت اصلی این مکتب فکری بدون شک اندی وارهول 1928-1987 بود. نام های بزرگ دیگر جاسپر جانس ، رابرت روشنبرگ ، دیود هاکنی ، کلاوس اولدنبرگ ، روی لیشتنشتاین ، جورج سگال ، جیمز روزنکویست بودند. جنبش پاپ آرت عمدتا یک جنبش هنری آمریکایی و بریتانیایی بود.

تفکرات حاکم بر سبک پاپ
پاپ آرت در اصل یک جنبش هنری متعلق به دهه شست میلادی است. هنرمندان اولیه پاپ یک گروه هنری مستقل انگلیسی بودند که زیبایی شناسی هنری را گسترش دادند. در واقع این ها عقیده داشتند مبتذل ترین عناصر فرهنگ جامعه قابل زیبا بودن و هنری بودن هستند. آنها ابزارهای کار خود را فیلم های عامه پسند، آگهی های تبلیغاتی، داستان های کمیک استریپ علمی تخیلی، موسیقی پاپ، حروف و علائم متداول، اشیای روزمره و کالای مصرفی، معرفی کردند. در واقع هرچه که در چشمان مردم بیشتر دیده می شود می تواند ابزار قدرتمندی برای پاپ آرت باشد. پدید آورندگان پاپ آرت بر تأثیر بر فرهنگ عامه شهری تأکید داشتند. در آمریکا، پاپ آرت قدرت و نفوذ فراوانی داشت و به نوعی واکنشی برابر اکسپرسیونیسم انتزاعی و باورهای دادائیستی بود. هنر پاپ آرت به سرعت در عرصه های مختلفی مثل طراحی گرافیک، سینما و... رسوخ کرد. در دوران جدید با ظهور بیلبوردهای عظیم تبلیغاتی کنار بزرگراه ها، پاپ آرت قدرتمندترین ابزار خود را یافت.

همیشه پاپ آرت و «پول درآوردن از هنر» چنان به هم نزدیک به نظر می آیند که اگر نیت به وجود آورندگان آنها را در نظر نگیریم، به راحتی با هم اشتباه می شوند. این دو با هم بده بستان دارند، پاپ آرت از تجارت تغذیه می کند و تجارت از پاپ آرت.

هنرمندان سرشناس پاپ آرت:
انگلستان: ریچارد همیلتون و ادواردو پاولوزی
 گروه "ایندپندنت " را تأسیس کردند، این گروه مهم ترین حرکت این سبک در سراسر انگلستان بود. در دهه شست جنبش هنر پاپ را پیتر بلیک، پاتریک کالفیلد، داوید هآکنی ، آلن جونس  و پیتر فیلیپس ادامه دادند.

آمریکا: در اولین سال های دهه شست هنر پاپ به آمریکا رسید و در کار هنرمندانی مثل جیم داین ، جاسپر جونز، روی لیختنشتاین و روبرت راشنبرگ تأثیر گذار شد. یکی از مهم ترین هنرمندان این سبک اندی وارهول بود.

پاپ آرت در سایر هنرها:
طراحی محصول و گرافیک تبلیغاتی به سبک پاپ آرت، بر هنرمندان پسین خود بسیار تأثیر گذار بود. به طوری که امروزه اکثر طرح های گرافیکی تجاری از ایده های پاپ آرت بهره می برند. همچنین به خاطر استفاده از عناصر ساده زندگی روزمره و فرهنگ مصرف گرایی روزمره، بسیاری از کارتون ها از سبک نقاشی های تبلیغاتی پاپ آرت بهره می برند.

بسیاری از هنرمندان سرشناس پاپ نقاشی های فراوانی از حالت های روزمره و عادی زندگی دارند و این نشانه نگاه هنری آنها به اتفاقات روزمره است. هرچند که نباید فراموش کرد که هنرمندان پاپ آرت همواره نگاهی تجاری به هنر دارند.
موسیقی پاپ نیز هرچند که چندان وابسته به گرافیک و طراحی پاپ به نظر نمی رسد، اما تمام هنرمندان پاپ در این اعتقاد مشترک هستند که پیش پا افتاده ترین عناصر فرهنگ جامعه نیز قابل زیبا بودن هستند و می توان آنها را با زبان هنری بیان کرد.

منبع

 http://fa.wikipedia.org/wiki/پاپ_آرت

http://www.newdesign.ir/search.asp?id=68&rnd=7666

main-171

تاریخچه اجناس و لباس دست دوم در ایران

تاریخچه اجناس و لباس دست دوم در ایران

تا قبل از صنعتی شدن در تمام دنیا خرید و فروش اجناس دست دوم بسیار رایج بود. هزینه و زحمتی که انسان برای تولید هرچیزی مخصوصاْ لباس متحمل می‌شد بیشتر از آن بود که از آن لباس فقط مدت کوتاهی استفاده شود یا بعد از چند بار پوشیده شدن دور انداخته شود. این هزینه‌ی زیاد در کنار فرهنگ ایرانی که در آن همواره به صرفه‌جویی و عدم اسراف توصیه شده موجب شد استفاده از اجناس دست دوم در ایران رونق پیدا کند.

پس از صنعتی شدن و ارزان شدن اجناس و ورود پول نفت به ایران، فرهنگ مصرف‌گرایی هم وارد ایران شد. نظام حاکم هم در پی مدرنیزاسیون ایران بود و اجناس خارجی با کیفیت‌های مختلف در جای‌جای کشور در دسترس بودند. جنس‌های دست دوم به گوشه‌ی سمساری‌ها و آنتیک فروشی‌ها خزیدند و تولیدات صنعتی بازار را پر کردند. انقلاب اسلامی در فرهنگ مصرف کشور تغییر زیادی ایجاد کرد، شرایط اوایل انقلاب و پس از آن جنگ تحمیلی و فرهنگ اسلامی به مقابله با مصرف‌گرایی پرداخت.

 

 

تاناکورا و ظهور لباس دست دوم در ایران

پس از جنگ و در شرایط بد اقتصادی آن زمان فروشگاه‌های لباس دست دوم فروشی تحت عنوان تاناکورا در ایران به راه افتادند. طی جستجوها به این نتیجه رسیدم که احتمالا ارتباط لباس‌های دست دوم و لغت تاناکورا انتخاب نامی مشترک با فروشگاه‌های یک سریال تلوزیونی باشد. در آن دوران که تلویزیون فقط به دو شبکه محدود می‌شد، سریالی با نام «سال‌های دور از خانه» پخش می‌شد که شخصیت اصلی آن زنی بود به نام «اوشین»، نام فامیلی همسر این زن تاناکورا بود و ممکن است به دلیل شهرت این سریال اسم تاناکورا بر روی این فروشگاه‌ها گذاشته شده. در فرهنگ ژاپن نیز استفاده از اجناس استوک مخصوصا لباس دست دوم بسیار رایج است و این کشور خود از مقصدهای بازار لباس دست دوم محسوب می‌شود. لباس‌هایی که در فروشگاه‌های تاناکورا فروخته می‌شود نیز، بیشتر از اینکه ژاپنی باشند، از اروپا و آمریکا وارد می‌شوند. این مغازه‌ها امروزه هم در شهرهای مرزی مخصوصا مهاباد و سنندج رونق زیادی دارند و مرکز تاناکورا محسوب می‌شوند.

 

تاناکورا و ظهور لباس دست دوم در ایران

پس از جنگ و در شرایط بد اقتصادی آن زمان فروشگاه‌های لبا

پس از گسترش اینترنت و ظهور اینترنت پرسرعت موبایل در ایران فروشگاه‌های اینترنتی زیادی شروع به فعالیت کردند. خرید و فروش اجناس دست دوم نیز به سرعت در این دوره محبوب شد، همه‌مان برای خرید جنسی حتما از اپلیکیشن یا سایت دیوار، شیپور و چندین اپلیکیشن دیگر که منبعی برای خرید و فروش اجناس دست دوم هستند، استفاده کرده‌ایم. امروزه در دنیا، مُد وینتیج یا دست دوم یکی از بحث‌های اصلی کسب و کار فشن و مد به‌حساب می‌آید و استایلیست‌های زیادی با لباس دست دوم کار می‌کنند. به‌تازگی اپلیکیشن‌ها و سایت‌هایی هم در ایران برای خرید و فروش لباس دست دوم شروع به کار کرده‌اند، از این رو انتظار می‌رود با گسترش مد وینتیج و مزایای آن و همچنین ارزان‌تر بودن آن شاهد گسترش کسب و کار لباس دست دوم در ایران هم باشیم.

س دست دوم فروشی تحت عنوان تاناکورا در ایران به راه افتادند. طی جستجوها به این نتیجه رسیدم که احتمالا ارتباط لباس‌های دست دوم و لغت تاناکورا انتخاب نامی مشترک با فروشگاه‌های یک سریال تلوزیونی باشد. در آن دوران که تلویزیون فقط به دو شبکه محدود می‌شد، سریالی با نام «سال‌های دور از خانه» پخش می‌شد که شخصیت اصلی آن زنی بود به نام «اوشین»، نام فامیلی همسر این زن تاناکورا بود و ممکن است به دلیل شهرت این سریال اسم تاناکورا بر روی این فروشگاه‌ها گذاشته شده. در فرهنگ ژاپن نیز استفاده از اجناس استوک مخصوصا لباس دست دوم بسیار رایج است و این کشور خود از مقصدهای بازار لباس دست دوم محسوب می‌شود. لباس‌هایی که در فروشگاه‌های تاناکورا فروخته می‌شود نیز، بیشتر از اینکه ژاپنی باشند، از اروپا و آمریکا وارد می‌شوند. این مغازه‌ها امروزه هم در شهرهای مرزی مخصوصا مهاباد و سنندج رونق زیادی دارند و مرکز تاناکورا محسوب می‌شوند.

 

 

 

منابع: http://nedayemoj.ir/?p=852

https://www.reddit.com/r/japan/comments/4iv09p/how_do_japanese_view_second_hand_clothes/

https://www.japantimes.co.jp/news/2018/07/24/national/flea-market-apps-transforming-japans-thrift-culture/#.XDWrFiOW

main-169

تاریخچه کوتاهی از لباس های دست دوم

تاریخچه کوتاهی از لباس های دست دوم

مدتی است که فروشگاه های دست دوم محبوبیت بیشتری پیدا کرده اند که دلیل آن نه تنها مُد وینتیج است، بلکه مفهومی است که ارائه می دهد: بازیافت چیزی استفاده شده که غالبا با کیفیت خوب ساخته شده است، و جلوگیری از انباشتگی لباس های ناخواسته.

از آنجایی که به عقیده ی ما خریدن کالاهای دست دوم راه مناسبی برای مصرف مسئولانه است،  قصد داریم در این مقاله با تاریخچه کوتاهی از منشاء لباس های دست دوم آشنا شویم.

ما عموماً باور داریم که ترند لباس دست دوم با ظهور مُد وینتیج آغاز شد. چون در گذشته لباس ها تا آخرین لحظه عمرشان استفاده می شدند. سرگذشت و داد و ستد آن بین شهر های اروپایی در اواسط قرون وسطی و ابتدای رنسانس در قرن چهاردهم آغاز شد. در آن زمان، عده ی کمی از مردم می توانستند از پس هزینه های گزاف خرید لباس جدید برآیند. هر تکه لباس منحصر به فرد و دست دوز درست می شد و برای دهه ها قابل استفاده بود. پیراهن ها از مادران به دخترانشان به ارث می رسید و ارباب ها می توانستند لباس های قدیمی شان را به عنوان دستمزد یا هدیه به خدمتکاران خود بدهند.

 

در آن دوره، دیدن فروشندگان لباس های دست دوم در بازار ها بسیار رایج بود. این فروشگاه ها به خصوص در ایتالیا در شهرهای ونیز و فلورانس بسیار معروف بودند؛ چنان که در آن ها لباس هایی با کیفیت های خوب و قیمت های ارزان عرضه می شد.

 

از اواسط قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم با رسیدن لباس های آماده که احتیاج به اندازه گیری ندارند و دارای سایزهای استاندارد هستند، لباس های دست دوم جذابیتشان را از دست دادند و بیشتر کالایی انتقالی به کشورهای آفریقایی بود.

طی جنگ جهانی دوم، تعداد زیادی بازار دست دوم فروشی در اروپا پدیدار شد، مانند بازار معروف رزین در ارکولانو ایتالیا. این بازار کالاهای دزدی یا لباس های رها شده سربازان آمریکایی را می فروخت. و همین باعث معروف شدنش شد که حتی امروزه هم بازار رزین ایتالیا از مراکز مهم وینتیج در اروپا و آمریکاست.

 

 

با افزایش جمعیت بدلیل جنگ های متعدد و نیاز به خرید لباس با قیمت پایین، لباس های دست دوم به خصوص در شمال آمریکا از ملزومات شد. با مکانیزه شدن صنعت منسوجات، هزینه های تولید کمتر شد و  لباس ها به سرعت عوض می شدند. فشن با سرعت شروع به رشد کرد. با این تغییر، نیاز به لباس دست دوم از بین رفت اما در کشورهای در حال توسعه افزایش یافت.

هنگامیکه در انتهای قرن بیستم، ترند وینتیج رسید، گستره ای از فروشگاه های دست دوم فروشی با نام فروشگاه وینتیج در برخی شهرهای بزرگ ایجاد شد. این نوع فروشگاه ها طی سال ها محبوب تر شدند؛ نه فقط به خاطر ترند وینتیج، بلکه هم برای پیدا شدن کیفیت خوب، دوام بالا و لباس هایی مقرون به صرفه.

 

منبع:

www.medium.com/ethituddeblog

 

clique-images-547959-unsplash

با چربی های اضافه چه کنیم؟

برای زدودن چربی های اضافی که در قسمت میان تنه تجمع می کنند و نیز تقویت عضلات شکمی، باید از حجم غذای چربی که روزانه مصرف می کنید بکاهید. مطالعات انجام شده نشان می دهد که چربی هایی که همراه با غذاهای پر چربی مصرف می شوند به تجمع در منطقه شکم تمایل دارند؛ فرآیندی که موجب چاق شدن می شود.خلاص شدن از شر این چربی های اضافه کار ساده ای نیست، چون شکل زندگی امروزی با همه آسایش و پیشرفت های فن آوری- از حجم فعالیت هاس روزانه ما به شدت کاسته است.

بنابراین رژیم غذایی شما باید مبتنی بر واقعیت ها باشد. درحال حاضر رژیم غذایی اکثر افراد حاوی بیش از 40 درصد چربی است که کارشناسان تغذیه معتقدند که حداقل 10 درصد این میزان اضافی است. آن دسته از رژیم های غذایی که حاوی مقادیر زیادی چربی هستند، ارتباط مستقیمی با بیماری های قلبی،دیابت،چاقی،و سایر عوارض جدی برای سلامتی انسان دارند. شما می توانید با ایجاد تغییراتی در رفتارهای تغذیه ای خود و مصرف غذاهایی که در زیر توصیه می شود، چربی کمتر و در عین حال غلات کامل،سبزیجات و میوه بیشتری مصرف کنید.

غذاهای شما باید عمدتا غذاهایی باشند که میزان فیبر و هیدرات های کربن آنها زیاد باشد، از جمله نان تهیه شده از آرد کامل، سیب زمینی، غلات و برنج قهوه ای. مصرف سبزیجات و میوه شما احتمالا باید بسیار بیشتر از میزان فعلی آن باشد- حداقل پنج وعده در روز- به علاوه شما باید حبوبات خشک و دانه های خوراکی که از منابع سرشار و ارزان فیبر و پروتئین به شمار می روند، به غذاهای روزانه خود بیافزایید.

همچنین شما باید میزان گوشت مصرفی خود را به حدود یک کیلوگرم در هفته کاهش دهید. تنها گوشت بدون چربی بخورید و عمده گوشت مصرفی خود را از گوشت سفید نظیر گوشت مرغ تامین کنید و مقدار بیشتری ماهی به رژیم غذایی خود بیفزایید. به ویژه ماهی هالی روغن داری مثل ماهی تن، سالمون و ساردین.

از نظر لبنیات نیز توجه داشته باشید که بیش از 16 اونس در هفته مصرف نکنید و پنیر کم چربی حدود 100 گرم بخورید، اما مطمئن شوید که با خوردن فراوان ماست، کلسیم لازم را به بدن خود می رسانید.

غذاهای چربی دار را در حد بسیار کم مصرف کنید، به ویژه مواد خوراکی مانند کره که دارای چربی اشباع شده فراوان هستند، اما مصرف چربی های اشباع نشده و روغن هایی نظیر روغن زیتون در حد تعادل اشکالی ندارد.

همیشه چند نوع سبزی منجمد شده نظیر گل کلم، اسفناج یا سیب زمینی را که بتوان به سرعت آنها را جوشاند یا در مایکروفر قرار داد در دسترس داشته باشید. در این صورت همیشه می توان غذاهای مغذی کم چربی و سرشار از کربوهیدرات ها را فورا تهیه کرد.

ذخیره مواد غذایی

اگر مواد غذایی اصلی را در خانه داشته باشید، هرگاه که بخواهید می توانید با آنها یک غذای کم چربی سرد یا گرم فوری را تهیه کنید. وعده غذایی شام شما را می تواند یک پیتزای تهیه شده از نان کامل، بیسکوییت های تهیه شده از آرد کامل، کره بادام زمینی، شیر، سوپ سبزیجات با گل کلم فراوان و افزودن مقداری پنیر پارمزان بر آن، ساندویچ ماهی تن یا سوپ سیب زمینی و غلات سبوس دار به همراه موز و کشمش، تشکیل دهد.

منبع

getridoftheextrafat by Janeth Mayslota, Diora Michales, translated by Mahmoud Mazinani

unnamed-1-9

آستین فُژه در هفته هنر تیر

آستین فُژه در هفته هنر تیر

شرکت خصوصی تیر آرت توسط هرمز همتیان،مریم مجدد، حمیدرضا پژمان و آرش رزاقی راه اندازی شد؛ این گروه برگزاری دو رویداد سالانه در تهران را در دستور کار خود قرار داد : آرت فیر تیر و هفته هنر تیر

نخستین دوره آرت فیر تیر از ۳ تا ۹ تیر ماه ۹۷ با شرکت ۱۱ گالری در تهران در آوا سنتر برگزار شد. این رویداد با تمرکز بر هنرِ معاصر و پیشروی ایرانی می‌کوشد گالری‌ها، مجموعه‌ داران، بازیگران و علاقه‌مندان عرصه هنر و مخاطبین عام را با هدف ایجاد فرصتی نو برای مواجهه با هنر معاصر ایران، گرد هم آورد

اما در نخستین هفته هنر که از ۱۴ دی ماه ۹۷ به مدت یک هفته برگزار می‌شود، گالری‌های آ، آب انبار، آتبین، آران، آرت سنتر، ٱ، اثر، اعتماد، افرند، ای جی، ایرانشهر، دستان، دلگشا، راه ابریشم، سیحون، شیرین، طراحان آزاد، محسن، هما، هور و مراکز فرهنگی مانند : خانه هنرمندان، خانه وارطان، گالری هدایت، جامعه نیومدیا، بادبادک، موسسه کودکان دنیا، آرت شاپ تهران، ساختمان کندوان بنیاد پژمان، اقامت گاه کوشک، کافه گودو پاس، موسسه خوانش و... مشارکت دارند. 

 در این مجموعه برنامه ۲۱ نمایشگاه در ۲۱ گالری، ۱۳ طرح کیوریتوریال،۶ پروژه، دو رزیدنسی و نشست‌های تخصصی با مدیریت بنیاد پژمان در مراکز مختلف فرهنگی در پایتخت برگزار می‌شود.

:حامیان این دوره

فروشگاه آنلاین آستین

ایده ‌هاب

پیاده

گالری اینفو

 شرکت آب معدنی لایت 

کوکی باکس

کافه روبرتو

نخشه تهران

 ... شهر کتاب و

 

 

:آستین در تیرآرت

فروشگاه اینترنتی آستین با محوریت فروش و عرضه ی لباس ایرانی و همکاری با طراحان ایرانی در سال ۱۳۹۵ تاسیس شد. در این دو سال گذشته آستین نشان داده است که در زمینه ی محصولات پوشیدنی دغدغه های بیشتری دارد.  در مرحله ی اول آستین  فقط یک فروشگاه اینترنتی نیست.  در این راستا ما یکسری هدف گذاری برای خود تعریف کردیم که مهم ترین آن ها بیان کردن و نشان دادن «سبک زندگی ایرانی» است.  در واقع این سبک زندگی شامل « هنر ایرانی » نیز می شو. هر چیزی که با خلاقیت در ارتباط باشد برای ما دارای اهمیت است. به نوعی شعار ما « خلاق بودن » است. در نظر ما این سبک در جهان معاصر می تواند جریان ساز، و  عاملی برای ارتقا فرهنگ ایران بشود. با توجه به این نکته  رویدادی مانند «تیر آرت» که با فرهنگ و هنر ایران  گره خورده، با اهداف ما بسیار در ارتباط است. ما به عنوان گروهی که بر روی مد و فشن ایران کار می کند، بسیار خوشحالیم که سهمی در شکل گیری  هفته ی هنر داشته ایم. بخصوص امسال که سیاست رویداد به گونه ای بوده است؛ که آثار هنرمندان در قسمت های مختلف شهر قرار گرفته است.

آستین از شروع کار خود تلاش کرده است که جریان ساز باشد و بتواند هر چند کوچک  نقش حمایتی  از روند ها و رویداد های هنری داشته باشد . مانند: ایجاد فضایی برای گفتمان در دانشگاه هنر تهران بین دانشجویان و طراحانی که با آستین کار می کنند. ایجاد کارگاه های آموزشی، دادن فضا به طراحان جوان تر ایرانی و…

در نظر من برگزاری این چنین رویدادهای هنری بسیار کمک می کند، تا ما نگاه دوباره ای به خود داشته باشیم و به شناخت بهتری از قابلیت ها و توانایی های خودمان در زمینه ی  فرهنگی برسیم. که در دراز مدت تبدیل به یک نقطه ی ثقل فرهنگی در بین کشور های دیگر بشویم ،‌همچنین اعتمادمان به «سبک زندگی ایرانی» بیشتر بشود. 

برای رسیدن به این مسئله ما باید با محصولی که تولید می کنیم نشان دهیم که  لزوما لباس ایرانی از کیفیت پایین تری به نسبت محصولات  کشور های دیگر برخوردار نیست.  لباس های طراحی شده توسط تیم آستین که در جریان هنری تیر آرت برای داطلبان تهیه شده شاید مهر تاییدی باشد بر این نکته؛ و تماما از المان های ایرانی در طراحی آن استفاده شده است. ما خوشحالیم این شانس را داشته ایم که در اولین آرت فِر ایرانی سهمی داشته ایم. امید داریم این جریان ها چه در هنر های تجسمی و چه در مد و فشن ادامه پیدا کند ،تا گروه گسترده تری از جامعه با هنر و فرهنگ ایرانی آشتی بکنند. 

 

 

صحبتی با فوزیه فرود نیا طراح لباس هفته ی هنر تیر

 

فوزیه فرود نیا در اردیبهشت ۱۳۶۷ در کرمان متولد شد.  او ‌در سال ۱۳۹۱در رشته ی ارتباط تصویری(گرافیک) در مقطع کارشناسی از دانشگاه هنر تهران فارغ التحصیل شد. و از همان سال  فعالیت خود را تحت عنوان «فُژه» در زمینه ی طراحی لباس به صورت تجربی آغاز کرد. 

در سال ۹۵ پروژه ای با نام «کمد»‌ را در گالری زیر زمین دستان با حمایت آستین به انجام رساند. پس از این همکاری مجموعه های لباس او بر روی وب سایت آستین قرار گرفت. به گفته ی خودش: « مسئله ی قابل اهمیت در رابطه با همکاری من با آستین به نسبت دیگر پلتفرم ها در آن زمان،‌ نظم در ارائه ی خدمات آنلاین برای مشتریان بود. رعایت کردن جزئیات در طراحی و هویت سازی تا بسته بندی و خدمات ارسال، همچنین شیوه ی برخورد کارمندان و مسئولین آستین از نکات مهم برای من در همکاری با آن ها بوده است

 در نظر او،‌همانطور که در رابطه با یکی از مجموعه هایش می گوید:‌ « لباس ها شباهت بسیار زیادی به دَرها دارند، با توجه به این نکته که هر دو حریمی را می پوشانند؛ اما در عین حال اطلاعات کم و مفیدی را در مورد آن حریم در اختیار ما می گذارد. لباس ها به شکلی خلاصه با در اختیار گذاشتن کُد های تصویری کوچک، به صورت محدود شخصیت فرد را برای ما آشکار می کنند. همانطور که دَرها اطلاعاتی کلی در رابطه با محیط داخلی مانند مکان های خاص ( مسجد، رستوران ها  مراکز خرید و…) در اختیار فرد می گذارند؛ اما همزمان هردو حریم شخصی و حدّ آن را برای سایرین مشخص می کنند.» از این رو شاید معماری به عنوان یکی از منابع الهام سهم به سزایی در طراحی های او داشته است. 

 

در حال حاضر بیشترین دغدغه ی او روایتی نو از مسائلی است که در جامعه ایرانی از کودکی تا امروز با آن ها دست و پنجه نرم می کنیم.

کُد های تصویری که او در آغاز فعالیتش، از لباس هایی با عنوان لباس سنتی یا ایرانی می گرفت،‌ از نظر او بیشتر وابسته به نقوش بته جقه و تعریفی قدیمی از «ایرانی بودن»‌،‌بود. بسیاری از لباس هایی که تحت عنوان این نگرش تولید می شدند؛ در تولید و نقش بسیار دور بودند. حتی با پارچه های هندی و طرح های عربی تلفیق شده بودند؛ و به نوعی بیان گر یک تعریف ناقص از ایرانی بودن را ارائه می کرد. او سعی کرد با تکیه بر نشانه های ایرانی( معماری، طبیعت و فرهنگ ایرانی )، و تلفیق آن با نشانه های دنیای امروز(سادگی در عین پیچیدگی) تعریفی جدید از «هویت ایرانی» بسازد.

با توجه به این نکته که،  هفته ی هنر تیر با مجموعه هایی از هنرمندان،‌ در فضاهای هنری مختلف برپا شده است، او در طراحی لباس داوطلبان تیرآرت با تکیه بر تاثیری که معماری در زمینه طراحی لباس  برای او داشته است، و‌ به کمک فرم های طاقی شکل که همیشه الهام بخش او در این زمینه بوده است، کت هایی فراجنسیتی و بدون سایز طراحی کرده است؛ که با که با هویت تصویری آستین و با همراهی رنگ های مشکی و نارنجی همخوانی دارند. همچنین با توجه به سرد بودن هوا در این فصل با پارچه ای پشمی و به صورت لایه لایه هایی  با فرم های «طاقی شکل» طراحی شدند،  تا حس راحتی و آزادی را در عین پوشیده و گرم بودن به فرد انتقال دهد. این فرم لباس در فضای بیرونی و هم در فضای  داخلی قابل استفاده هستند و در عین رسمی بودن ظاهری،‌ راحتی و آزادی خود را حفظ کنند. او در انتها می گوید: «همکاری دوباره من با آستین و برای من بسیار ارزشمند و جذاب بود.»

 

 

slide_1_1024x1024

داستان برند «کاشانی»

" کاشانی" برندی است که در تورنتو پایه ریزی شد. برندی پیشرو با کیفیتی بالا که خالص ترین ملزومات از لحاظ فرهنگی و تاریخچه‌ای را داراست. این خانه مد لاکچری که توسط پایه گذار و طراح، لیلا کاشانی، هدایت می‌شود، در پی تفکرات و ایده هایی با تکنیک های هنرمندانه و میراث باقی مانده به عنوان شعار اصلی است.

برند کاشانی، دست ساخته های پیشینیان را ترویج می کند و به عنوان برندی خلاقانه که محدودیت فصلی ندارد، کار می کند. در هر اثر از کار های بدون زمان او تاریخچه و داستانی از یک اجتماع گفته می شود، پوشیده و بازگو می شود. همیشه به اصل و ریشه پایدار است و در تمامی مراحل، تکنیک های هنرمندانه را به کار می گیرد و در توانسته است که آن را در شخصی سازی شده ترین حالت ممکن، زنده نگاه دارد.

لیلا کاشانی در دوردست ترین روستاهای ایران می گردد تا هنر فراموش شده را با استفاده ی دوباره از پارچه ها به شیوه های نوآورانه و لاکچری، به ساخته های با دوام بی همتا احیا کند. نتیجه، هنری بسیار مطلوب برای پوشیدن!

کاشانی با ابریشم هایی با کیفیت های مرغوب و ترکیبات پشمی کار می کند و با بهره مندی از تکنیک های فرش ایران، به آثاری دست باف می رسد که گویای هدف اصلی او هستند: افشای زیبایی حقیقی و ارزش دهی به دنیا و میراث هنری در حال از بین رفتن نسل های پیشین.

« به واسطه ی سال های زیاد سفر هایم و تجارب زندگی که کسب کردم، شروع به دیدن تکنیک های قدیمی و ساخته های کم بهایی کردم که به آهستگی در وادی تولید انبوه در حال ناپدید شدن بودند؛ تا اینکه یک روز تصمیم گرفتم تا آستین هایم را بالا بزنم و عضوی از یک تغییر باشم.»

زاده ی ایران، با ریشه و پیش زمینه ی تحصیلات فشن در فرانسه و کانادا، شروع به پروراندن شور خودم برای استفاده ی دوباره از لباس‌های آنتیک در مجموعه‌های کپسول شخصی و همچنین نشان دادن آن در گالری‌های هنری تهران، و نیز چیدمان‌های فشن در تورنتو کردم.

من در سال 2016، آتلیه ی شخصی خودم را در تهران گشودم. در آن دوران با گروهی از دوستان (زمین شناسم) به روستاهای دورافتاده ایران سفر می کردم. من در این سفرها در پی یافتن مواد خاص وینتج و تکنیک های گلدوزی شده ی دست ساز بودم. من از این پروسه ها بهره گرفتم و آن ها را با پارچه‌هایی با کیفیت های بالا ترکیب کردم تا این چرخه ادامه پیدا کند و آثار وینتج را به یک لباس هنری پوشیدنی بدل کند.

با این طرز تفکر، این کمپانی همچنین به عنوان رابطی برای خانه های مد دیگر برای استفاده مجدد از پارچه ها کار می کند. تمایل شدید من برای گستردن میراث فراموش شده، مرا به سمتی سوق داده است که یافته ها و منابع پارچه‌هایم را با طراحان دیگر نیز به اشتراک می‌گذارم؛ طراحانی که می‌خواهند آثاری بدون محدودیت زمان خلق کنند و پلی میان گذشته، اکنون و آینده باشند.

" هنگامیکه کاشانی می‌پوشید، شما دارید چیزی با تاریخچه و طراحی شده می‌پوشید."

main-167

مُد وینتیج یا لباس دست دوم

مُد وینتیج یا لباس دست دوم

مد وینتیج (Vintage) یا لباس‌ دست دوم

 

فرهنگ و مد لباس دست دوم تحت عنوان وینتیج به معنای «مرتبط به یک دوره تاریخی» از دهه ۳۰ میلادی شروع شد و در دهه ۶۰ در آمریکا اوج گرفت. فشن و مد وینتیج پوشیدن لباس قدیمی بازطراحی شده است که در ترکیبی جدید قرار گرفته است. این استایل فشن همه نوع لباسی را شامل از تیشرت‌هایی که در یک رویداد خاص پوشیده بودید تا شلوار جینی که کادو گرفته‌اید و دیگر نمی‌پوشید می‌تواند ابزار این استایل مد و فشن شما باشد. دستبندها و زیورآلات قدیمی پدر و مادرها با لباس‌هایی که چند سال پیش مُد بوده می‌تواند استایل زیبایی را برای شما به ارمغان بیاورد

 

مُد و فشن رترو (Retro)

رترو شاخه‌ای از فشن وینتیج است که بازسازی مُد و فشن دوره تاریخی خاصی و استایل‌های مُد کلاسیک را شامل می‌شود. این استایل بیشتر به تقلید از مُدهای موسیقی یا استایل‌های ظاهری که در دهه‌های گذشته معرف بوده‌اند می‌پردازد. امروزه در سینما هم می‌توان این طراحی لباس را بیشتر دید، به طور مثال فیلم نهنگ عنبر از بازسازی دقیق استایل‌های مُد روز دهه ۶۰ و ۷۰ بهره زیادی گرفت.

 

جایگاه خرید و فروش لباس دست دوم در فشن و مد امروز

 

 

امروزه مُد و فشن وینتیج بازار بزرگی را به خود اختصاص داده است و هر روزه هم به مغازه‌های دست دوم فروشی اضافه می‌شود. لباس‌های دست دومی که تمیز مانده‌اند هم می‌توانند منبع درآمدی برای کسی باشند که می‌خواهد کمُد لباس‌هایش را کمی خالی کند و هم لباس به نسبت ارزان قیمتی باشد که کسی از آن خوشش بیاید. علاوه بر این‌ها در فرهنگ ایرانی اصراف نکردن جایگاه خاصی دارد. دور ریختن لباس دست دوم تمیزی که چند بار محدود پوشیده شده همیشه با عذاب وجدان همراه است. امروزه در ایران بخش فروش کالاهای دست دوم به صورت اینترنتی نیز جان گرفته و اپلیکیشن‌هایی مانند دیوار بازار بزرگی را به خود اختصاص داده‌اند.

 

فروشگاه‌های فروش محصولات وینتیج آنلاین خارجی زیادی وجود دارد که از کالاهای لوکس مانند کیف دستی‌های ورساچی و گوچی تا لباس‌های عادی و قدیمی که در تاناکوراها دیده می‌شود برای خرید و فروش موجود است. فرهنگ خرید، فروش و پوشیدن لباس‌های دست دوم در جوامع پیشرفته علاوه بر دلایلی که گفته شد رویکردهای محیط‌زیستی نیز دارد. کمپین‌های زیادی در جهان برای تولید کمتر زباله و حفظ محیط‌زیست به راه افتاده است و یکی از مسائل مهم مطرح شده کاهش تولید پلاستیک با دور نریختن لباس و استفاده دوباره آن‌ها در قالب‌های مختلف است و استفاده از لباس دست دوم و محصولات وینتیج را راهی برای نجات محیط زیست می‌دانند.

تعداد کلمه: ۴۲۰

کلمات کلیدی: لباس دست دوم- مد و فشن- وینتیج

main2-17

لباس در تاریخ هنر- بخش دوم

لباس در تاریخ هنر- بخش دوم

هنرمندان نئوکلاسیک فرانسوی با اظهار تمایل و شوق فراوان به شرق، با هیجانی زیاد در صدد کشفی جدید بودند؛ فرهنگ اسرارآمیز و رازآلود شرق نزدیک، فضاهایی شبیه به داستان های هزار و یک شب و البسه هایی با نقش و نگار عربی و ایرانی که هویت سوژه ها را بی درنگ معرفی و تعریف می کرد.

زنان و مردان "ژان دومینیک انگر" نقاش بزرگ فرانسوی از نمونه های بارز این شیفتگی فرانسویان است. با فروکش کردن این اشتیاق و زایش تدریجی مکاتبی چون باربیزون و امپرسیونیسم، لباس نقش عادی اما مهم خود را در به تصویر کشیدن مردم عادی از طبقات مختلف شهری و روستایی آغاز کرد.

در آثار هنرمندان امپرسیونیست این بازتاب های اجتماعی به خوبی مشخص است. به خصوص در آثار ادوارد مانه، کلود مونه، آگوست رنوار و نیز ادگار دگا. در تابلوی "نهار در چمنزار" ادوارد مانه که بسیاری از کارشناسان و منتقدان هنری این اثر را آغازگر مدرنیسم می دانند، دو زن بی لباس در کنار مردانی قرار گرفته اند که لباس هایی ساده و بی پیرایه بر تن دارند. طراحی لباس این دو مرد خود موضوع بخشی از انتقادات بی شماری بود که بر امپرسیونیسم وارد شد. منتقدین آن ها را منحط و فاسد نامیدند. چرا؟ چون مانه ی انقلابی، نه زنان را در شکلی اسطوره ای و پاک نمایش داده بود و نه مردان را آن چنان با قدرت و اقتدار مردانه. مانه به هیچ روی سعی نکرده بود مانند هنرمندان کلاسیک به بازنمایی و تعریف دقیق جنس کت و شلوار این دو مرئ بپردازد. دو مردی که به احتمال زیاد با نوع آرایش موها، طرح کلاه و بی قیدی ظاهرشان، دو عیاش تمام عیار بودند.

در تبلویی دیگر از آثار مانه که تک چهره ای است از امیل زولا نویسنده ی برجسته ی فرانسوی، باز هم با همان عدم رعایت و دقت توجه مواجه هستیم. منتقدین نیز می گفتند چرا جنس پارچه ی لباس زولا مشخص نیست. وی که از چهره های اصلی آزادی سیاسی فرانسه و حامی نقاشان آوانگارد بود، با نوشتن مقاله ای در سال ۱۸۶۶ و برگزاری نمایشگاه خصوصی از آثار مانه حمایت کرد. او در مقاله ی خود از مانه به عنوان هنرمند بزرگی نام برد که آثارش در موزه ی لوور جای خواهند داشت.

در واقع این تک چهره هدیه ای است در ازای حمایت های وی از هنرمند.

مانه با چیدمان ویژه در این تابلو سعی در بازنمایی شخصیت، سلیقه و پیشه ی زولا داشت. مقاله ی چاپ شده ی مذکور روی میز، نقاشی جنجال برانگیز "المپیا" ی مانه که به نظر زولا بهترین اثر اوست بر دیوار، و حضور یک نقاشی باسمه ای ژاپنی از مردی در لباس سنتی با رنگ های ناب و تخت که بدون پرسپکتیو اجرا شده، درست در پشت سر زولا که نمایانگر علاقه شدید مانه به هنر گرافیکی ژاپن است، چیدمان نقاشی را تکمیل می کند.

 

 

لباس در آثار کلود مونه نقش مهمی در نشان دادن تصویری از مردم عادی بازی می کند. وی با بررسی روند مُد پاریس تابلوهای خود را تبدیل به آیینه ای برای بازتاب زندگی روزمره کرد. مونه در تابلوی "زنان در باغ" دقیقا مدل های مجله های مد آن زمان را به تصویر درآورد.

 

امپرسیونیست ها با زمان و نور سر و کار داشتند. با سرعت به طراحی می پرداختند، رنگ ها را یادداشت گونه روی بوم می گذاشتند و سپس در کارگاه و سر فرصت به جزئیات می پرداختند. البته در برخی موارد مثل آثار دگا تمام اثر با سرعت و قدرت اعجاب آوری در همان مکان آغاز و به پایان می رسد.

آثار دگا در سالن های تمرین رقصندگان باله از همین دست هستند. دگا نه تنها با فیگورهای رقصندگان بلکه با در کنار هم قرار دادن رنگ های درخشان لباس ها و به خصوص دامن های توری، این هنرمندان ریزجثه حرکات را به نمایش  درآورده است.

اما این تنها فرانسویان نبودند که به لباس توجه می کردند. درست در همان سال ها نقاشان اکسپرسیونیست چون "ادوارد مونش" نروژی و نیز " گوستاو کلیمت" اتریشی، تعریفی سمبولیک از لباس در هنر نقاشی ارائه کردند.

 

به عنوان مثال، مونش در تابلوی "حرکت زندگی" که به بازنمایی نمادین مراحل مختلف زیست آدمی می پردازد، سه لباس با سه رنگ مختلف انتخاب می کند.

جوانی با رنگ سفید که نمادی از شادابی و پاکی است، رنگ قرمز برای زمانی که زن با مردی در وسط تابلو ازدواج می کند و در سمت راست، زن با لباس سیاه که نماد و نشانه ای از پایان راه نه چندان طولانی زندگی انسان است.

این تابلو شاید مهم ترین اثر اکسپرسیبونیستی در زمینه ی کاربرد لباس برای ارائه ی مفهوم باشد.

 

اما در کنار مونش باید به گوستاو کلیمت نیز اشاره ای داشته باشیم. کلیمت در طراحی لباس به خصوص دکوراتیو و تزئینات اهمیت زیادی می داد و این عناصر تزئینی و انتزاعی شامل دایره ها، مربع ها یا مثلث هایی است که در بسیاری از نقاشی های وی تمامی سطح لباس ها و حتی محیط اطراف سوژه ها را پوشانیده اند. در تابلویی به نام "مرگ و زندگی" در سمت چپ کادر، فرشته ی مرگ با لباسی آبی رنگ که انباشته از صلیب های کوچک و بزرگ است، به انسان هایی سرشار از زندگی و زایش که با پارچه هایی به رنگ صورتی، قرمز،نارنجی و طلایی پوشانیده شده اند، می نگرد.

همزمان با گسترش نقاشی امپرسیونیستی در فرانسه، مردم شاهد ابداع وسیله ی جدید و مهمی بودند به نام دوربین عکاسی و از آن پس بود که دو صنعت عکاسی و در پی آن سینما نیز جایگاه مهمی در هنرهای زیبا یافتند. ائاسط قرن نوزدهم به طور کلی هیچکس عکاسی را آن چنان جدی نمی گرفت و تنها آن را به عنوان وسیله ای سرگرم کننده قلمداد می کردند. این دو هنر و صنعت توانستند سرنوشت انسان را در قرن بیست و یکم به کلی تغییر دهند که در مطالب آینده به چگونگی تاثیر آن بر دنیای مُد خواهیم پرداخت.

 

منابع:

Conceptual Art and Fashion in the 21st Century by Shirin Abedinirad

www.york.ac.uk

www.cambridge.org

www.visual-arts-cork.com

 

IMG_8956-9

رنگ آمیزی طبیعت؛ جنگجوی ژاپنی

ماهی کوی ژاپنی برای سده ها همواره جذاب و انگیزه بخش بوده است. به خاطر زیبایی فیزیکی و رنگارنگشان به آنها "جواهرات زنده" و "گُل های شناور" هم می گویند. آن ها همچنین از لحاظ سمبل شناسی، به خصوص در فرهنگ های آسیایی بسیار پراهمیت و غنی اند. نام "کوی" ژاپنی است، اما این ماهی خیره کننده در فرهنگ های شرق آسیا، ایران باستان و چین نیز ریشه دارد.

اندازه ی این ماهی ها می تواند بسته به محیط زندگی متغیر باشد( در برکه های ژاپن کوی هایی دیده می شوند که گاها به اندازه ی یک انسان متوسط نیز می رسند). کوی ها با رنگ ها و نقش های درخشانی مزین اند که گویی با آبرنگ، هر کدام به یک طرح و رنگ، نقاشی شده اند. رنگ های کوی، نارنجی، زرد، نقره ای، قرمز، مشکی،سفید، طلایی و ترکیب این رنگ ها در الگوهای مختلف با یکدیگر است.

اما ماهی کوی چیست؟ چرا اهمیت دارد؟ چگونه طبیعت توانسته است هر ماهی را اینگونه متفاوت، منحصر به فرد و دل فریب نقاشی بکشد؟ معانی این ماهی چیست؟ آیا می توان بالاخره به زندگی میرای ماهی های قرمز عید پایان داد و یک ماهی خیره کننده، پر از معانی زندگی بخش و با طول عمر زیاد را بر سر سفره ها جای داد؟

ریشه یابی و سمبل شناسی ماهی کوی

کلمه ی " کُوی" در زبان ژاپنی از ریشه ی کلمه ی کارپ به معنای ماهی کپور می آید. این طور باور شده است که 2000 سال پیش، ماهی کپور از اوراسیا به چین و کره به عنوان ماده ی غذایی آورده شده است. کپور ماهی جان سختی است که تحمل زنده ماندن در مسافت های طولانی را دارد که این ویژگی باعث شد تا به سرزمین های دوردست برسد. حدود هزار سال بعد این ماهی از چین وارد ژاپن شد. واژه ی کوی در واقع در زبان ژاپنی همان کپور است که میان مزرعه داران ژاپنی بسیار محبوب شد و آنها را در برکه های مزارع خود نگه می داشتند و به عنوان ماده غذایی از آن بهره می بردند.

کوی رنگارنگ

هر موجود زنده ای اگر برای مدت طولانی در محیط تازه ای زندگی کند و پرورش یابد دستخوش تغییر می شود. بعد از سالیان دراز از ورود کوی به مزرعه ها و برکه های ژاپن، مزرعه داران ژاپنی شروع به دیدن تغییراتی در رنگ ماهی ها کردند. انگار به یکباره روی ماهی ها رنگ های درخشان و متفاوتی ریخته شده بود. مزرعه داران این ماهی های رنگی را جدا از باقی کپور ها نگه داشتند و به عنوان خوراکی مصرف نکردند و به عنوان سرگرمی و لذت بصری آنها را پرورش دادند.

کوی تا امروز

از اوایل دهه 1900 ماهی کوی به عنوان یک سرگرمی در ژاپن باب شد که نتیجه ی آن معرفی کوی به دنیا بود. مسافرانی که به ژاپن سفر می کردند این ماهی های رنگارنگ و زیبا را به نقاط مختلف دنیا بردند، آن ها را پرورش دادند و به عنوان سرگرمی و مدیتیشن از آن بهره بردند. در حال حاضر 13 نژاد کوی با رنگ ها و خال های متفوت وجود دارند که همگی با نام کلی " نیشیکیگوی" شناخته می شوند، اما هر گونه و خال، نام خاص خود را دارد.

ماهی کوی سمبل چیست؟

برای اینکه بتوانیم مفهوم و نشانه های موضوعی ماهی کوی در فرهنگ ژاپن و چین را بشناسیم بهتر است نگاهی به افسانه ها و حکایات در این باب داشته باشیم.

دروازه ی اژدها بر رود زرد

طبق افسانه های چینی مکانی وجود داشته است به نام دروازه ی اژدها که روی آبشار رود زرد قرار داشته است. ماهی های کوی رودخانه را خلاف مسیر آب به سمت بالا شنا می کردند و تا به دهانه ی آبشار برسند. با وجود اینکه ماهی های بسیاری تلاش می کردند، اما تعداد کمی ماهی به اندازه کافی شجاع بودند که آبشار را به بالا بپرند. اگر یک ماهی کوی بتواند سفرش را در دروازه ی اژدها بالای آبشار به پایان رساند، تبدیل به اژدهایی قدرتمند می شود. در فرهنگ ژاپن و چین، اژدها نماد قدرت والاست. کسی که بتواند در آزمایش های سخت ثابت قدم بماند، می تواند بلندترین اهداف خود را به حقیقت برساند.

در پایین به برخی معانی، افسانه ها، کیفیت و نشانه شناسی ماهی های کوی اشاره می کنیم:

مقاومت و پایداری

ماهی کوی با قابلیتش در نوردیدن جریان آب و بالا رفتن به سمت آبشار تا رسیدن به مقصد، شناخته شده است. این موجودات، جنگجویانی مصمم هستند که هرگز ناامید نمی شوند.

دارایی و فراوانی

کوی ها همچنین با پیشرفت های مالی و موفقیت در ارتباط اند. کوی های بزرگ تر گران قیمت هستند. فرم های ظریف و برازنده، و رنگ های درخشان آنها غنا و ثروت را می رساند.

شانس

کوی در فرهنگ های آسیایی نماد طالع خوش و شرایط خوشایند است. باور شده است که این ماهی کمک می کند انرژی های مثبت به سمت شما و خانواده تان کشیده شود.

شجاعت

در کنار زیبایی شان، ماهی های کوی برای شجاعت بالایشان شناخته می شوند. آنها در مواجه چالش ها سرشان را بالا می آورند و عقب نمی کشند. بر موانع  فائق می آیند و می رسند.

استحکام خانواده

در فستیوال های ژاپنی از کوی به مفهوم  انرژی مثبت در ارتباط با خانواده و پیشرفت استفاده می شود. رنگ های خاصی از کوی، نشانه ی هر یک از افراد خانواده است. آنها همچنین نماد یکپارچگی، هارمونی و وحدت هستند.

دگرگونی

افسانه ای از چین کهن داستان ماهی کوی را می گوید که چگونه آبشار رود زرد را درنوردید، به دروازه ی اژدها رسید و تبدیل به اژدها شد.

کوی نمایانگر چرخش، رشد و دگردیسی است.

بی همتایی و عدم مطابقت

کوی این ویژگی را دارد که در جمع جلوه کند. طبیعت مصمم این ماهی ها تجسم بروز خلاقانه ی خود و نیز روحیه جنگجویانه را دربر می گیرد.

مفهوم بودایی

ویژگی ها و کاراکتر ماهی کوی همچنین تبدیل به سمبل های بودایی شده است. می توان اینگونه بیان کرد که انسان باید راه خود را در میان آب های فریبنده ی رنج باز کند، همانند کوی که همواره با روش های خودش در برابر سختی های اکنون می جنگد.

ماهی کوی

رسالت بودیساتوا این است که همواره روی هدف روشنگری متمرکز بماند، با وجود آب های متلاطم اطراف. سنگ محک سرشت بودا همیشه هست، و کوی ما را به قابلیت متمرکز ماندن و موفق شدن با وقار و استایل تشویق می کند.

ماهی کوی تجسم یک زیبایی آرام و رمزآلود است که هر دو آرامش بخش و انگیزنده و جذاب است. بگذارید تا ماهی کوی الهام بخش برای کِشت کردن ویژگی های بیشمار مثبت خود در شما باشد.

منابع

www.blog.buddhagroove.com

www.everything-ponds.com

www.koi-pond-guide.com

 

504d7bcae

لباس در تاریخ هنر – بخش یکم

لباس در تاریخ هنر - بخش یکم

با شروع دوران کلاسیک یونان باستان و سپس ظهور دین مسیحیت، انسان به شکل واقع گرایانه ای وارد صحنه ی هنرهای زیبا شد؛ انسان سفیدپوست متمدن. اما این انسان واجد شرایط ویژگی هایی است که از طریق زبان اشیا و البسه معرفی می شود. هر چند فیگور ها در تعریف و بازنمایی انسان نقش بسزایی داشته و دارند، اما اشیا نیز نقش تعریف کننده ای را برای تعریف انسان در قالب اثر هنری مانند نقاشی یا مجسمه سازی به عهده گرفته اند. اشیا و البسه در نقاشی های قرون وسطی ( ۱۴۵۰-۴۵۰) برای نخستین بار خود را به عنوان نشانه ای جامعه شناختی ، دینی و حتی سیاسی معرفی کرده اند. یعنی با لباس بود که هر سوژه ای در تابلو معرفی و شناخته می شد. عیسی مسیح را به دو شکل متفاوت؛ مسیح نیمه برهنه با شالی سفید که دور بدن تکیده اش پیچیده اند، یا با ردایی کهنه و پاره نشان می دادند. در این نوع بازنمایی که به " پَشِن" معروف است هنرمند بر رنج و مصائب مسیح متمرکز می گردد تا از خلال آن ذهن مخاطب را برای همدردی و شدت بخشیدن به ایمان مسیحی آماده سازد.

 

در نقاشی های سمبولیک (غیر روایتی) مربوط به همان دوران، مسیح پس از عروج یا تصلیب در جامه ی یک پادشاه با تاجی بر سر و عصایی در دست به تصویر کشیده شده بود که در همان لحظه ی اول بی درنگ مخاطب متوجه شخصیت پیامبرگونه و الهی او می شد.

 

در دوران رنسانس نیز وضع به همین شکل بود. با نگاهی به یکی از برجسته ترین آثار نقاشی دوران رنسانس یعنی مکتب آتن اثر جاودانه ی نقاش چیره دست ایتالیایی رافائل، می توان بر اساس طراحی های لباس و فیگور ها به شخصیت و هویت فلاسفه و دانشمندان در تابلو پی برد. هرچند خود هنرمند به طور صریح به نام شخصیت های موجود در این نقاشی دیواری اشاره ای نکرده، نوع پوشش آنان خبر از هویتشان می دهد. برای مثال "دیوژن کلبی" با ردایی از هم گسیخته و نامرتب روی پله دوم تالار بزرگ تنها نشسته است که این دو عامل یعنی فیگور و لباس، نحوه ی زندگی او را نشان می دهد، زیرا او فیلسوفی پابرهنه بود که ردایی ژنده می پوشید و از مبلغین ساده زیستی بود. در همان تابلو اگر به سمت چپ و قسمت پایین بنگریم، مردی را با لباس و دستار(عمامه) می بینیم که پشت سر مرد دیگری ایستاده. او بدون شک از فیلسوفان عرب است که تحت تاثیر ارسطو و نوافلاطیون بود. او ابن رشد نام دارد. بدین ترتیب می توان به وضعیت روحی فردی مثل دیوژن و یا به ملیت فرد دیگری چون ابن رشد پی برد.

اما این اثر زیبا نکات دیگری هم در خود دارد. در این تابلو فردی با لباس و ردای کاملا پوشیده و سفید در گوشه ی چپ تابلو در حال نگاه کردن به مخاطب است. این فرد جوان رافائل نقاش است که به نحوی خود را با رنگ سفید و نحوه ی پوشش غیریونانی از سایر اندیشمندان و بزرگان متمایز ساخته است. در دوران شکوفایی و نوزایی علمی و فرهنگی اروپا یعنی رنسانس، خاندان مدیچی که از حامیان قوی و اصلی نقاشان، معماران و مجسمه سازان فلورانسی بودند، سعی می کردند تا در تمثال ها و تک چهره ها با لباسی منحصر به فرد ، فاخر و البته ساده حاضر شوند تا تمایزشان با دیگر افراد جامعه به وضوح نمایان شود.

 

از دوران باروک تا کلاسیک، نقش لباس در نقاشی و مجسمه سازی بیشتر به سمت به تصویر کشیدن قدرت تکنیکی هنرمند در بازنمایی رنگ یا جنس پارچه ها و حالات آنها بود. در این زمان گسترش و ارتقای تکنیک های بافت پارچه ، خود باعث آن شده بود که نقاشانی چون " هانس هولباین" و "کاراواجیو" با دقتی خارق العاده به نقاشی البسه با رنگ ها، بافت ها، طرح ها و جنس های مختلف بپردازند. در مجسمه سازی نیز هنرمندان نابغه ای مانند "لورنزو برنینی" توانستند بازنمایی پارچه های لطیفی چون ابریشم را روی مرمر به حد اعلای خود برسانند. پس از برنینی دیگر هیچ مجسمه سازی نتوانست مهارت ساخت و بازنمایی پارچه را در مجسمه سازی ارتقا دهد. ارتقا تکنیک در نقاشی تا دوران کلاسیک و هنرمندانی چون ورمیر، رامبراند، و دیگو ولاسکوئز اسپانیایی ادامه داشت. در دوره ی رمانتیک و نیز نئوکلاسیک، هنرمندان بازگشتی به نشانه گذاری های دوره ی رنسانس و قبل از آن داشتند. رویکردی که سعی داشت با رنگ، نور و هم چنین لباس، ویژگی های روحی و روانی انسان را نشان دهد.

در این میان، "فرانسیسکو گویا" نقاش برجسته ی اسپانیایی سرآمد هنرمندانی بود که از البسه به عنوان نشانه ای روانشناختی استفاده می کرد. برای نمونه او در دو تابلو که به "ماجای برهنه" و دیگری به "ماجای ملبوس" معروف است، زنی اسپانیایی را در دو وضعیت  برهنه و پوشیده به تصویر کشیده است. "ماجا" لقبی بود که در اسپانیا به زنان مادریدی طبقه ی متوسط و فقیر نسبت می دادند. ماجای گویا به احتمال زیاد معشوقه ی مانوئل گودوی، رئیس الوزرای اسپانیا بوده است. ماجای ملبوس لمیده بر تخت با لباسی ابریشمین و شالی صورتی رنگ دور کمرش دیده می شود که بالاپوشی طلایی بر تن دارد.

این رنگ سفید که( که بر اثر تابش نور محیطی در اتاق) در بخش هایی به نقره ای و خاکستری متمایل است، بازتابی در بخش پایینی چهره ی ماجا ایجاد کرده که نوعی پاکی، معصومیت یا شاید قداست را نشان می دهد.

هرچند ضربه های قلم مو در تابلوی برهنه لطیف تر است، اما وی در لباس سراسر ابریشمین تاثیر بیشتری بر مخاطب می گذارد.

ادامه دارد