IMG_8585-9 (1)

بدنت رو تکون بده!

ببنید، همه می دانند که ورزش و تحرک بسیار مهم است. همانطوری که خوردن سبزیجات هست. ولی اگر شما دلیل دیگری لازم دارید تا ضربان قلبتان را افزایش دهید و ماهیچه هایتان را به کار بیاندازید، ما در این مطلب به شما شش دلیل می گوییم که چطور ورزش کردن، بدن، ذهن و روحتان را بهبود می دهد.

بدن

نرمش نرمی می آورد

اگر شما عموما موقع نشستن و بلند شدن در حال ناله اید، احتمالا با درد مفاصل روبرو هستید. خبر خوب اینکه حرکت و ورزش، باعث ایجاد مایع مفصلی شده که منجر به نرم شدن محل اتصال مفاصل می شود. این مایع همچنین به عنوان لایه ای اطراف مفاصل، با افزایش مواد مغذی باعث می شود تا در همه جای بدنتان حس خوبی داشته باشید.

حالا که صحبت از درد مفاصل است

جدا از مزایای مایع مفصلی دراطراف محل اتصالات، آیا می دانستید که عضلات قوی تر  می توانند کمک بیشتری به تعادل مفاصل کنند؟ برای مثال، هنگامیکه عضلات پشت پا و زردپی شما قوی باشد، به زانو کمک بیشتری می کند و فشار را از روی نواحی که با افزایش سن باعث ایجاد ناراحتی می شود، کم می کند.

ذهن

بله، علم

ورزش میزان تولید هورمون "حس خوب" در مغز را افزایش می دهد. عملکرد ایندورفین در مغز مثل مورفین است؛ باعث می شود فرد هیجان و شعفی را تجربه کند که اثرش تا مدت ها پس از پایان ادامه یابد. ایندورفین به صورت منظم باعث می شود تمرین ورزشتان راحت تر باشد، چون در انتهای روز، کسی هست که دلش نخواهد حس خوبی داشته باشد؟

خدانگهدار استرس

همان ایندورفین هایی که هنگام فعالیت ترشح می شوند، می توانند به عنوان مسکن درد عمل کنند و نیز به کیفیت خواب کمک کنند. این ها عوامل مهمی در میزان اضطراب کلی یک فرد و توانایی او در حل مشکلات هنگام برخورد با موانع دارد. نشان داده شده که ورزش ایروبیک میزان ترشح هورمون های اصلی استرس، شامل آدرنالین را و کورتیزول را کاهش می دهد.

روح

ما با همدیگر بهتریم

یکی از "مزایا" ی جامعه ی مدرن این است که نیاز به ارتباط با انسان ها در دنیای واقعی را کم می کند. از شلوغی صف بلیط بدتان می آید؟ آنلاین سفارش دهید. از همکارانتان کلافه شده اید؟ از راه دور کار کنید. مشکل اینجاست که همه ی این کناره گیری ها افسردگی را افزایش می دهد. تعهد به تحرک و ورزش مردم را مجبور می کند از خانه هایشان بیرون بیایند و وارد فضاهای عمومی شوند که می توانند افرادی که از لحاظ ‌ذهنی شبیه شان هستند را ملاقات کنند.

زمان ارتباطات

گاهی به نظر می رسد که زمان، اندک ترین منبع است. ساعت های زیادی در محل کار، ارتباط با دوستان و خانواده، گذراندن زمان با فرزند، یاد گرفتن یک مهارت تازه و خیلی کارهای دیگر صرف می شود. بهتر نیست با یک تیر دو یا چند نشان بزنیم؟ مثلا قرار ناهار با دوست را تبدیل به قرار ورزش در تایم ناهار کنید؛ این کار شما را سرشار از انرژی، قوی و در ارتباط می کند. زمان زیادی برای شریکتان ندارید؟ یک کلاس وزش مشترک ثبت نام کنید، تفریح کنید و ضربان قلبتان را بالا ببرید.

توانستیم متقاعدتان کنیم؟ هیچموقع برای شروع ورزش دیر نیست.

منبع

www.yogasix.com

clique-images-547959-unsplash

با چربی های اضافه چه کنیم؟

برای زدودن چربی های اضافی که در قسمت میان تنه تجمع می کنند و نیز تقویت عضلات شکمی، باید از حجم غذای چربی که روزانه مصرف می کنید بکاهید. مطالعات انجام شده نشان می دهد که چربی هایی که همراه با غذاهای پر چربی مصرف می شوند به تجمع در منطقه شکم تمایل دارند؛ فرآیندی که موجب چاق شدن می شود.خلاص شدن از شر این چربی های اضافه کار ساده ای نیست، چون شکل زندگی امروزی با همه آسایش و پیشرفت های فن آوری- از حجم فعالیت هاس روزانه ما به شدت کاسته است.

بنابراین رژیم غذایی شما باید مبتنی بر واقعیت ها باشد. درحال حاضر رژیم غذایی اکثر افراد حاوی بیش از 40 درصد چربی است که کارشناسان تغذیه معتقدند که حداقل 10 درصد این میزان اضافی است. آن دسته از رژیم های غذایی که حاوی مقادیر زیادی چربی هستند، ارتباط مستقیمی با بیماری های قلبی،دیابت،چاقی،و سایر عوارض جدی برای سلامتی انسان دارند. شما می توانید با ایجاد تغییراتی در رفتارهای تغذیه ای خود و مصرف غذاهایی که در زیر توصیه می شود، چربی کمتر و در عین حال غلات کامل،سبزیجات و میوه بیشتری مصرف کنید.

غذاهای شما باید عمدتا غذاهایی باشند که میزان فیبر و هیدرات های کربن آنها زیاد باشد، از جمله نان تهیه شده از آرد کامل، سیب زمینی، غلات و برنج قهوه ای. مصرف سبزیجات و میوه شما احتمالا باید بسیار بیشتر از میزان فعلی آن باشد- حداقل پنج وعده در روز- به علاوه شما باید حبوبات خشک و دانه های خوراکی که از منابع سرشار و ارزان فیبر و پروتئین به شمار می روند، به غذاهای روزانه خود بیافزایید.

همچنین شما باید میزان گوشت مصرفی خود را به حدود یک کیلوگرم در هفته کاهش دهید. تنها گوشت بدون چربی بخورید و عمده گوشت مصرفی خود را از گوشت سفید نظیر گوشت مرغ تامین کنید و مقدار بیشتری ماهی به رژیم غذایی خود بیفزایید. به ویژه ماهی هالی روغن داری مثل ماهی تن، سالمون و ساردین.

از نظر لبنیات نیز توجه داشته باشید که بیش از 16 اونس در هفته مصرف نکنید و پنیر کم چربی حدود 100 گرم بخورید، اما مطمئن شوید که با خوردن فراوان ماست، کلسیم لازم را به بدن خود می رسانید.

غذاهای چربی دار را در حد بسیار کم مصرف کنید، به ویژه مواد خوراکی مانند کره که دارای چربی اشباع شده فراوان هستند، اما مصرف چربی های اشباع نشده و روغن هایی نظیر روغن زیتون در حد تعادل اشکالی ندارد.

همیشه چند نوع سبزی منجمد شده نظیر گل کلم، اسفناج یا سیب زمینی را که بتوان به سرعت آنها را جوشاند یا در مایکروفر قرار داد در دسترس داشته باشید. در این صورت همیشه می توان غذاهای مغذی کم چربی و سرشار از کربوهیدرات ها را فورا تهیه کرد.

ذخیره مواد غذایی

اگر مواد غذایی اصلی را در خانه داشته باشید، هرگاه که بخواهید می توانید با آنها یک غذای کم چربی سرد یا گرم فوری را تهیه کنید. وعده غذایی شام شما را می تواند یک پیتزای تهیه شده از نان کامل، بیسکوییت های تهیه شده از آرد کامل، کره بادام زمینی، شیر، سوپ سبزیجات با گل کلم فراوان و افزودن مقداری پنیر پارمزان بر آن، ساندویچ ماهی تن یا سوپ سیب زمینی و غلات سبوس دار به همراه موز و کشمش، تشکیل دهد.

منبع

getridoftheextrafat by Janeth Mayslota, Diora Michales, translated by Mahmoud Mazinani

bekir-donmez-335320-unsplash-300x300

ریشه های یوگا

تمرینات غربی یوگا اساسا بدنی است، اما در رسوم هندی یوگا، ورزش بدنی جزئی از این تمرین چندبُعدی است که مرکزیت فکری و روحی دارد.

وجود یوگا می تواند به هزاران سال قبل برگردد، اما نقاط کلیدی وجود دارد که یوگای امروز را به ما رسانده است.

بیشتر مقاله ها در این زمینه وارد جزئیات بسیار دقیق در تاریخچه می شوند، که بسیار خوب است، اما اگر بدنبال یک منبع سریع و راهنمای تمرینات یوگای امروزی هستید، همینجاست.

تاریخچه ی یوگا در یک پاراگراف

یوگا مجموعه ای از تمرینات بدنی،ذهنی و روحی است که به عنوان یک عادت کهن و ورزش باستانی ریشه در 3000 سال پیش از میلاد در هند دارد. فیگورهای حکاکی شده با سنگ از وضعیت های یوگا را می توان در دره ایندوس حالت ها و تمرین های اصلی یوگا را به تصویر می کشد. نظریه های بسیاری از اینکه یوگا چه زمانی شروع شد وجود دارد. در ریگ ودا به آن اشاره شده اما به احتمال زیاد گسترش آن مربوط به قرن پنج و شش قبل از میلاد است.

 یوگا به گونه ای گسترش یافت که راهی شد برای رسیدن به هارمونی میان قلب و روح در مسیر روشنگری روحی. در طول این مسیر کشف شد که یوگا در درمان بسیاری از بیماری ها  مانند دیابت و فشار خون بالا سودمند است و آسیب های فیزیکی و دردهای مزمن را نیز بهبود می بخشد.

چند نوع یوگا وجود دارد

انواع گوناگونی از مکتب ها، تمرین ها و هدف ها در هندوئیسم، بودیسم و جینیسم وجود دارد. از میان شناخته شده ترین آن ها می توان هاتا یوگا و راجا یوگا را نام برد.

دقیقا تفاوت هاتا یوگا و راجا یوگا چیست

راجا یوگا مثل جد هاتا یوگا است. راجا یوگا مسیر ملوکانه یوگاست. کلمه ی راجا یعنی پادشاه و راجا یوگا به معنای یوگای سلطنتی است. در این نوع یوگا راه هایی وجود دارد که شخص با انجام دادن آنها به کنترل و انضباط ذهن دست می یابد. با انجام دادن این تمرین ها مهارت های ذهنی فرد افزایش پیدا می کند و میزان دقت، تمرکز، اراده،حافظه و سایر توانایی های ذهنی فرد تقویت می شود. در راجا یوگا مراحلی وجود دارد که شخص با انجام آنها ذهن بی قرار خود را در آرامش و صلح درونی مستقر می کند. این مراحل عبارتند از کناره گیری حواس، تمرکز فکر، مراقبه و یکی شدن.

هاتا یوگا معروف به یوگای بدنی از دو واژه ی “ها” به معنی خورشید و “تا” به معنی ماه تشکیل شده است. ماه و خورشید به ترتیب سمبل انرژی های منفی و مثبت بوده و هدف هاتا یوگا وحدت و هماهنگی بین این دو انرژی متضاد در بدن می باشد. هاتا یوگا نیز، مشابه بسیاری از مکاتب فلسفی معتقد است که جهان بر اساس اصل تضاد پایه گذاری شده و این عقیده به طور آشکار در تمرینات و فلسفه این مکتب نمود یافته است. در هاتا یوگا از حرکات بدنی یا اسانا، تکنیک های تنفسی یا پرانایاما و مدیتیشن یا مراقبه استفاده می شود که باعث می شوند تا سلامت فرد بهتر شده و به بُعد معنوی خود نزدیکتر شود. هاتا یوگا شخص را قادر می سازد بوسیله تمریناتی بر مقاومت طبیعی خود افزوده و سلامتی را در حیطه ی جسم و ذهن تجربه کند و بر واکنش های عصبی غیرارادی خود کنترل و تسلط داشته باشد.

انواع دیگر یوگا چیست

در واقع شش نوع اصلی وجود دارد، اما هاتا و راجا شناخته شده ترین آنها هستند. این شش گونه هاتا، راجا، باکتی، کارما، گیانا و آشتانگا است که هر کدام منحصر به فرد است و تعالیم و اهداف خاص خود را دارد.

منابع

www.yogasix.com/history-of-yoga

www.kanoon-yoga.com

www.yoga-mojezaman.com

Cookingmain3

آشپزی به مثابه یک روش درمانی

صدای جلز و ولز کَره در ماهیتابه، صدای قل قل آب جوش، صدای ساییدن دانه های فلفل سیاه؛ همگی صداهای آرامش بخشی هستند که از آشپزخانه به گوش می رسند. ولی آیا هرگز واقعا به آنها توجه کرده اید؟ برخی از آرامش بخش ترین اوقات روز، ساعاتی هستند که برای آشپزی کردن صرف می کنیم. اما افراد به ندرت به لذت بردن از این تجربه توجه می کنند. بدون شک خوردن یک غذای خوشمزه با طعم خوشایند و جدید، تجربه ی لذت بخشی است؛ اما فرایند آماده کردنش چطور؟

آشپزی به مثابه یک روش درمانی

رسیدن به ذهن-آگاهی (یا به تعبیری حضور در لحظه) از طریق آشپزی، ایده ایست که به تازگی در علم روان درمانی هواداران زیادی پیدا کرده. هم محققین علمی و هم متخصصین ذِن و مراقبه، در مورد تاثیرات مثبت این روش بر سلامت روحی-روانی توافق دارند. وقتی مشغول آماده کردن هر نوع غذایی هستیم، برای تغذیه ی خودمان زحمت می کشیم و به مغز و بدنمان اطمینان می دهیم که انرژی در راه است! تمرکز، ذهن-آگاهی و هدفمندی ای که در این فرایند وجود دارد، ذهن شلوغ ما را آرام کرده و تسکین می دهد. در ادامه هشت دلیل اصلی که برای این ادعا مطرح شده را با شما در میان می گذاریم.

1. آشپزی آرامش را افزایش می دهد.

دکتر میهای چیکسنتمیهایی[1]، استاد دانشگاه شیکاگو، بعد از بیست سال مطالعه در این زمینه به این نتیجه رسید که آشپزی به عنوان یک خصیصه ی بنیادین انسان، توانایی ما برای اندیشیدن و حفظ آرامش را تقویت می کند. بر اساس تحقیقات بلند مدت او، آشپزی یکی از لذت بخش ترین فعالیت های روزانه برای اکثر افراد است و در این فهرست، تنها فعالیت هایی چون معاشرت با عزیزان و غذا خوردن بالاتر از آشپزی قرار می گیرند.

شاید دنیای بیرون پر از نگرانی و مشغله و دغدغه باشد، اما هنگامی که در خانه ی خود مشغول آشپزی هستیم، افکار سازنده و آرامش بخش در ذهنمان جاری می شود. نه بحثی، نه جدلی، نه دعوایی، هیچ درگیری و تقابلی وجود ندارد! در آشپزخانه آرام تر هستیم. یک نفس عمیق بکشید، تلویزیون را خاموش کنید، مشغول آماده کردن یک غذا شوید و از فرایند آشپزی لذت ببرید!

2. آشپزی کردن شکلی از مراقبه است.

آشپزی ترکیب متعادل و سازنده ای از چالش و آرامش را برای ما ایجاد می کند. جولیا اوهانا[2]، مددکار اجتماعی سرشناس و باتجربه، عقیده دارد که آشپزی با ایجاد چالش ذهنی از یک طرف و فراهم کردن تغذیه از طرف دیگر، تاثیرات روان شناختیِ مثبتی بر ذهن انسان می گذارد.

وقتی به شکلی خوشایند غرقِ چالشی می شویم که نتیجه ای بنیادی و لذتبخش (مثلا یک غذای خوشمزه) در پی دارد، بدنمان به آرامی وارد حالتی شبیه به مراقبه می شود. وقتی با ذهن-آگاهی و حضور در لحظه مشغول آشپزی هستیم، کاملا در این فرایند نشاط آور غرق می شویم.

بدیهیست که با قرار دادن یک غذای نیمه آماده در مایکروفر، چنین احساسی را تجربه نخواهیم کرد. در عوض، پخت یک غذا را از مرحله ی صفر آغاز کنید، و واقعا به این فکر کنید که چه چیزی می توان به غذا افزود تا خوشمزه تر شود. شاید مقداری زرچوبه همان چیزی باشد که رایحه ی غذا را خوشایندتر می کند، یا شاید اضافه کردن چند قاشق آبلیمو طعم خاص تری به غذایتان ببخشد. هر ادویه یا ماده ی خوراکی ای که دوست دارید می توانید استفاده کنید، مهم اینست که خوب در موردش فکر کنید و آگاهانه تصمیم بگیرید.

3. با آشپزی کردن بیشتر لبخند خواهید زد!

این موضوع اثبات شده که به خرج دادن خلاقیت در شب، باعث می شود روز بعد بیشتر لبخند بزنید. طی تحقیقی که نتایجش در نشریه ی «روانشناسی مثبت گرا»[3] به چاپ رسید، محققین دریافتند آنهایی که شب قبل از یک روز کاری، به فعالیتی خلاقانه مثل آشپزی مشغول می شوند، نسبت به بقیه پرانرژی تر و مشتاق تر هستند. در واقع فعالیت های خلاقانه، مغز ما را در ساعات غیرکاری آماده و روغن کاری شده نگه می دارد!

شاید احساس کنید بعد از یک روز سخت کاری، ترجیح می دهید روبروی تلویزیون لم بدهید و کاری نکنید، اما اگر کمی وقت برای آشپزی بگذارید، مغزتان سرحال و آماده و خلاق می شود. بعد از یک روز کار و تلاش، مغز انسان خسته است، در این تردیدی نیست. اما همانطور که پس از هشت ساعت نشستن پشت میز، کمی نرمش به سلامت عضلات بدن کمک می کند؛ انجام فعالیتی خلاقانه بعد از یک روز کارِ روتین و تکراری هم باعث می شود احساسات و افکار مثبت تری داشته باشیم.

4. آشپزی محیطی کم تنش فراهم می کند.

همانطور که پیاده روی یا حرکات کششی باعث کاهش تنش جسمی می شود، کشیدن چند نفس عمیق و آماده کردن یک وعده غذا در محیطی آرام، به آسایش بدن و رها شدن از گرفتگی های عضلانی که بر اثر استرس و فشار روانی ایجاد شده اند کمک می کند.

تحقیقات پیرامون تاثیر آشپزی بر ذهن که در نشریه ی بریتانیایی «کاردرمانی»[4] به چاپ رسیده نشان می دهد که افراد شرکت کننده در نظرسنجی های این تحقیقات، همگی محیط آشپزخانه را فضایی خوشایند می دانند. به عقیده ی آنها، آشپزی فعالیتی عاری از فشار است و در نتیجه حالشان را بهتر می کند. عامل اصلی این موضوع، ماده ای به نام سروتونین است که فعالیتش در مغز انسان باعث احساس آرامش و تمدد اعصاب می شود.

آشپزی غیرحرفه ای باعث آرامش و کاهش تنش می شود، چون نه ضرب العجل زمانی دارد و نه پیشرفت شغلیتان به آن وابسته است؛ بنابراین می توان واقعا از آن لذت برد. شاید کودکی داشته باشید که ترجیح می دهد به جای خوراک لوبیا، پیتزا روی میز باشد! اما آنچه اهمیت دارد فرایند پختن غذاست. در ضمن همه مان می دانیم که فرزندانمان ته قلبشان هر چه برایشان پخته باشیم را دوست دارند.

5. آشپزی کردن به ما مهارت می آموزد.

دستپختتان خوب نیست؟ چه بهتر! تلاش برای آماده کردن غذایی خوشمزه، صورت مسئله ای به مغز می دهد که نقادانه در موردش تفکر کند و باعث می شود بر روی تحلیل کاری که مشغول انجامش هستیم تمرکز کنیم. در تحقیقِ دانشمندان بریتانیایی که پیشتر به آن اشاره کردیم، شرکت کنندگان هنگامی که تحت فشار نبودند، توانایی بیشتری برای تفکر نقادانه داشتند و بهتر روی آشپزی کردنشان متمرکز می شدند. هنگامی که با آگاهی و تفکر، یک دستورالعمل تهیه ی غذا را دنبال می کنیم و با تغییرات خلاقانه آن را طبق سلیقه ی خودمان بهبود می دهیم، سلول های عصبی که در ایجاد آرامش ذهنی نقش دارند به کار می افتند و ذهنمان را آرام می کنند. در این حالت ما احساس می کنیم که هم مشغول یادگیری هستیم و هم از فعالیتی که در حال انجامش هستیم لذت می بریم.

احساس خستگی و بی انگیزگی امری طبیعیست که هر انسانی آن را تجربه می کند. این حس بخشی جدایی ناپذیر از زندگی انسان است. با این وجود، باید مغزمان را تمرین دهیم. لازم نیست حتما یک آشپز حرفه ای سرشناس باشید. وقتی ببینید ایده هایی که در ذهن دارید چطور می تواند یک غذای تکراری را خوشمزه تر کند غافلگیر خواهید شد. آشپزخانه مکانی برای خلاقیت است و کمک می کند که ذهنمان خلاق تر و فعال تر باشد.

6. آشپزی اعتماد به نفس را بالا می برد.

 

این حقیقت اجتناب ناپذیر است که نتیجه ی آشپزی ممکن است موفقیت آمیز نباشد. ممکن است کلوچه ها بسوزند، برنج شفته شود، خوراک ته بگیرد؛ اما همین هم جزو زیبایی های آشپزیست. از طریق آزمون و خطا، به دستورالعل هایی برای تهیه ی غذا خواهیم رسید که شاید تا نسل ها بعد در خانواده مان باقی بماند.

به گفته ی محققینی چون دکتر «الیزابت آن مک کی»[5] و «لزلی هیلی»[6]، آشپزی باعث تقویت رویکردهای مثبت در انسان می شود. آنها می گویند آشپزی فعالیتی خلاقانه است که وقتی به نتیجه می رسد در فرد احساس موفقیت و مفید بودن ایجاد می کند.

برای آنکه سرسخت و پرطاقت شویم، باید فرایند دشواری را طی کنیم. معمولا، تنها از طریق شرایط پرفشار و دشوار است که انسان سرسخت و پرطاقت می شود. اما آشپزی کردن هم می تواند به ایجاد این ویژگی ها در انسان کمک کند.

پخت یک غذای کاملا جدید را امتحان کنید، به بازخوردهای آن دقت کنید، نظراتی که دریافت کردید را اعمال کنید و نتیجه را دوباره بررسی کنید.

7. آشپزی تمرکز را افزایش می دهد.

اینکه بعد از یک روز کاری سخت و طولانی روی مبل لم بدهیم و به تلویزیون خیره شویم کار لذتبخشی است؛ در این بحثی نیست! اما بیایید کار جدیدی را امتحان کنیم! آشپزی همراه با ذهن-آگاهی و حضور در لحظه، روشی ارزشمند و قابل لمس برای پر کردن اوقات است که به گفته ی محققان، تمرکز را افزایش می دهد و کمک می کند تا خارج از آشپزخانه هم کارهای دیگرمان را به شکل بهتری انجام دهیم.

باز هم به موضوع محرک های ذهنی سالم بازگردیم. هنگامی که مغزمان درگیر تولید چیزیست که قرار است از آن استفاده کنیم، مهارت های ذهنی مان تقویت می شود. در واقع با آشپزی کردن، برای انجام دادن هر چه بهترِ وظایفمان در دنیای بیرون از آشپزخانه هم تمرین می کنیم.

شاید در نگاه اول به نظر بیاید که آرامش و تلاش برای رسیدن به یک دستاورد با هم در تضادند. اما آشپزی کردن، هر دوی اینها را در خود دارد. به غذایی که آماده کرده اید افتخار کنید و صد درصدِ توانتان را برای آماده کردنش به کار ببندید. با این کار هم به شکمتان لطف کرده اید و هم ذهنتان را تقویت می کنید!

8. آشپزی حواس را تقویت می کند.

اگر بخواهید با ذهن-آگاهی و حضور در لحظه آشپزی کنید، باید هر ماده ی اولیه را حس کنید، هر ادویه را بو کنید و به هر صدایی دقت کنید. تحقیقات نشان داده که وقتی آگاهانه به این فکر کنیم که ذهنمان روی چه چیز متمرکز شود، حواسمان تقویت می شود و همین کمک می کند که به جای سخت تر کار کردن، هوشمندانه تر کار کنیم.

مانند بیشتر فعالیت های مراقبه ای، آشپزی سر و صدای اضافی ذهن را خاموش می کند، و ما را قادر می سازد که در هر لحظه بر چیزی که واقعا اهمیت دارد تمرکز کنیم. به حسی که نسبت بر هر ادویه یا ماده ی غذایی دارید توجه کنید، و تصور کنید که چه تاثیری در طعم نهایی غذا دارد. چنین کاری بدون شک به تقویت حواستان کمک می کند.

آشپزی کردن فرایندی زمانبر است، و انجامش به شکلی که مثل مراقبه عمل کند آن را چالش برانگیزتر هم می کند. با این حال، عزم و اراده برای رسیدن به یک روش سالم در آشپزی، بسیاری از مزایای انواع مختلف مراقبه را با خود دارد.

البته که قرار نیست تمام آشپزخانه ها به سالن یوگا تبدیل شوند! اما با بهره گرفتن از ایده های مختلف طراحی، می توان آشپزخانه را به فضایی آرامش بخش تبدیل کرد. جایی که در آن غذا می پزید باید به شما حس آرامش بدهد. فارغ از اینکه چقدر در آشپزی مهارت دارید، دفعه ی بعد که می خواهید غذایی بپزید، سعی کنید به این موارد توجه کنید، مطمئن باشید که نتیجه ی مثبتش را فوراً لمس خواهید کرد.

ccccc-300x300

آنفلوانزای اسپانیایی و کروناویروس جدید

همه‌گیری آنفلوانزای اسپانیایی در سال 1918، در مورد همه‌گیری کووید-19 به ما چه می‌گوید؟

آنفلوانزای اسپانیایی، مرگبارترین همه‌گیری ثبت شده در تاریخ است، و همین باعث شده تا افراد سرشناسی مثل بیل گیتس آن را با همه‌گیری کنونی بیماری کووید-19 مقایسه کنند. اما همه‌گیری آنفلوانزای اسپانیایی در سال 1918 چطور چنین نرخ مرگ‌ومیر بالایی داشت؟ آگاهی از همه‌گیری آنفلوانزای اسپانیایی چطوری می‌تواند ما را برای مقابله با همه‌گیری کروناویروس جدید آماده کند؟

ماجرا با یک آنفلوانزای فصلی ساده شروع شد که تفاوتی با سایر آنفلوانزاهای فصلی نداشت. وقتی در بهار سال 1918، اولین موجِ آنفلوانزای اسپانیایی آغاز شد، به نظر یک آنفلوانزای کاملا معمولی می‌آمد. اما کمی بعد، در پایان تابستان، موج دوم آغاز شد.

در نوامبر همان سال، یک روستای کوچک در آلاسکا که بیشتر ساکنانش بومیان اینوئیت بودند، جزو اولین مکان‌هایی بود که این ویروس چهره‌ی مرگبارش را در آن به نمایش گذاشت. طی پنج روز، در روستایی که تنها حدود 80 ساکن بزرگسال داشت، 72 بزرگسال جانشان را از دست دادند.

آنفلوانزای اسپانیایی در سرتاسر جهان جان پنجاه تا صد میلیون نفر را گرفت و به کشنده‌ترین همه‌گیری ثبت شده در تاریخ تبدیل شد. 675 هزار نفر از قربانیان در ایالات متحده بودند. اما این همه‌گیری مرگبار، در رابطه با همه‌گیری کروناویروس جدید که بیماری کووید-19 را ایجاد می‌کند به ما چه می‌گوید؟

شباهت‌های بین آنفلوانزای اسپانیایی و کروناویروس جدید

اولین شباهت این است که هر دو بیماری ابتدا از حیوان به انسان منتقل شدند. تحقیقات ژنتیکی که روی نوع H1N1 ویروس آنفلوانزای اسپانیایی انجام شده نشان می‌دهد که مرگبارترین موج همه‌گیری از یک پرنده به انسان منتقل شد. اما هیچکس نمی‌داند دقیقا چه پرنده‌ای و در کجا.

اکنون هم متخصصین باور دارند که کروناویروس جدید پیش از انتقال به انسان‌ها در یک گونه‌ی حیوانی حضور داشته. البته این حیوان هنوز به صورت قطعی شناسایی نشده.

مقایسه‌ی دیگری هم صورت گرفته: ویروس آنفلوانزای اسپانیایی پس از یک جهش ژنتیکی بسیار مرگبارتر شد. می‌دانیم که کروناویروس‌ها هم به راحتی جهش ژنتیکی پیدا می‌کنند.

در واقع، بر اساس مقاله‌ای که دکتر پاتریک دیویس برای مدیسن‌نت نوشته، این اتفاق پیش از این دو بار رخ داده.

در این مقاله آمده: «مسبب همه‌گیری سارس در سال 2003 هم یک جهش ژنتیکی بود. ویروسی که مختص به یک پستاندار گوشت‌خوار به نام زباد بود دچار جهش ژنتیکی شد و بیماری را به انسان‌ها منقل کرد. در سال 2012 نیز در عربستان سعودی، یک کروناویروس که شترها را مبتلا می‌کرد دچار جهش ژنتیکی شد و به انسان‌ها انتقال پیدا کرد و بیماری مِرس را پدید آورد».

نرخ بیماری‌زایی

شباهت دیگر بین این دو ویروس، سرعت منتشر شدنشان است. آنفلوانزای اسپانیایی تقریبا یک سوم از جمعیت جهان را مبتلا کرد. هر چند هنوز خیلی چیزها را در مورد بیماری کووید-19 نمی‌دانیم، اما می‌بینیم که این ویروس به سرعت از منشاء اولیه‌اش در ماه دسامبر در چین گسترش پیدا کرد و اکنون به غیر از جنوبگان، در تمام قاره‌های جهان یافت می‌شود.

نرخ مرگ‌ومیر کووید-19 احتمالا مشابه آنفلوانزای اسپانیایی خواهد بود

نرخ مرگ‌ومیر آنفلوانزای اسپانیایی بیش از 2.5 درصد تخمین زده می‌شود. عددی به شدت بزرگتر از نرخ مرگ‌ومیر آنفلوانزای فصلی. یعنی از هر یکصد مورد تایید شده، به طور میانگین بیش از دو و نیم نفر جانشان را از دست دادند. برای مقایسه، نرخ مرگ‌ومیر آنفلوانزای فصلی کمتر از یک دهم درصد است.

البته انجام چنین مقایسه‌هایی اصلا ساده نیست. از آنجایی که آمار و ارقام در مورد کووید-19 توسط نهادها و سازمان‌های مختلف و به روش‌های متفاوت محاسبه می‌شود، هنوز تا مشخص شدن نرخ واقعی مرگ‌ومیر برای این بیماری جدید فاصله‌ی زیادی داریم. اما یک تحقیق که در ماه فوریه در مجله انجمن پزشکی آمریکا منتشر شد، نرخ مرگ‌ومیر این بیماری را حدود 2.3 درصد تخمین زد؛ یعنی حدودا برابر با آنفلوانزای اسپانیایی.

تفاوت کروناویروس جدید با آنفلوانزای اسپانیایی چیست؟

اما آنفلوانزای اسپانیایی با کروناویروس جدید که بیماری کووید-19 را ایجاد می‌کند تفاوت‌های مهمی هم دارد. آنفلوانزای اسپانیایی با سرعت سرسام‌آوری منجر به مرگ میشد. گزارش‌های فراوانی از افرادی وجود دارد که صبح با حال بیماری از خواب بیدار شدند و کمی بعد در مسیر رفتن به سر کار، جانشان را از دست دادند.

ولی شاید مهمترین تفاوت بین این دو بیماری ویروسی، به زمان‌بندی تاریخی‌شان بازگردد. آنفلوانزای اسپانیایی با جنگ جهانی اول همزمان شد. همین موضوع به ویروس کمک کرد که همراه با تحرکات نیروهای نظامی، از مکانی به مکان دیگر منتقل شود. اما از ابتدای انتشار کروناویروس جدید، بسیاری از کشورها محدودیت‌های شدیدی برای سفر شهروندانشان مخصوصا به نقاطی که بیشتر درگیر کووید-19 بودند اعمال کردند تا از انتشار سریع ویروس جلوگیری کنند.

چه نکاتی را هنوز در مورد کروناویروس جدید نمی‌دانیم؟

کروناویروسی که بیماری کووید-19 را ایجاد می‌کند پیش از همه‌گیریِ کنونی هرگز دیده نشده بود. به همین دلیل جزئیات مختلفی در مورد این بیماری هست که هنوز نمی‌دانیم.

یکی از مهم‌ترین سوالات این است که آیا این همه‌گیری به این زودی‌ها پایان می‌یابد یا نه. تاثیرات آنفلوانزای اسپانیایی بسیار گسترده بود و تا امروز هم ادامه دارد. نوادگان آن ویروس هنوز در خوک‌ها یافت می‌شوند، و تقریبا تمام موارد ابتلا به آنفلوانزای نوع آ در انسان‌ها، به وسیله‌ی نوادگان ویروس آنفلوانزای اسپانیایی ایجاد می‌شود.

سوالات مهم دیگری هم وجود دارند. هرچند همه‌گیری کووید-19، خیلی‌ها را در قرنطینه قرار داده و بسیاری از مشاغل در تعطیلی موقت به سر می‌برند، اما متخصصین همه‌گیرشناسی و رشته‌های مرتبط با آن در سراسر جهان سخت مشغول کارند تا هر چه سریع‌تر پاسخ این پرسش‌های حیاتی را پیدا کنند.

نوشته‌ی پیتر شلدن - ترجمه از سرآستین