Screen-Shot-2018-12-10-at-3.57.41-PM-9

کیف های کوچک پول برای جامعه ای اعتباری

کیف های کوچک پول برای جامعه ای اعتباری

فشن در حال آداپته شدن به اقتصاد است، کیف پول ها و کیف ها در حال کوچک شدن هستند.

 

جامعه بدون اسکناس. ایده این که ما بیشتر از آنچه می بینیم پول خرج می کنیم. اما با پدیدار شدن بانکداری بدون اسکناس و استفاده از کارت های بانکی برای خرید کردن، این تاثیر بدون اسکناس نه تنها روی هزینه های مصرفی اثر می گذارد، بلکه روی اینکه چگونه پول را حمل می کنیم نیز کاملا اثرگذار است.

 

این حرکت با کیف های کوچک (کیف مایکرو) آغاز شد؛ یکی از بزرگترین ترندهای فِندی،تاپ شاپ و زارا که تنها به اندازه ای بزرگ هستند که یک موبایل، دسته کلید و جاکارتی در آن جا شوند، و نه بیشتر. مُد در حال حرکت به سمت کیف های دستی کوچک، کیف پول و حتی جیب است. جا کارتی های بدون اسکناس همانند کیف های دستی کوچک در حال حاضر بسیار دسترس هستند و تقاضای بسیار نیز بر جاکارتی و جای پول کوچک است.

 

طبق آمار مالی انگلستان پیش بینی شده است که تا سال ۲۰۲۶، ۲۱٪ جابجایی پولی از طریق اسکناس انجام خواهد شد. به گفته متخصصان مالی، کیف پول و کیف ممکن است به کل ناپدید شوند و جای خود را به کاورهای موبایل دهند. کمپانی هلندی موهو لاینی از کاورهای آیفون درست کرده که به گونه ای طراحی شده اند که خود کاور، در واقع کیف پول سیار و حاوی اطلاعات کارت بانکی باشد. این کاورهای کیف پولی با استقبال بسیار بالایی مواجه شده و فروش بسیار بالایی داشته است. مانند سوئد، هلند نیز در حال پیشروی به سمت بانکداری بدون اسکناس است.

 

این تغییر جنبه دیگری هم دارد. زمانیکه به سمت بدون اسکناس بودن سوق می کنیم، خانم ها آزادی بیشتری در این زمینه پیدا خواهند کرد؛ در نتیجه، کیف و اکسسوری ها کوچکتر می شوند. در واقع تبدیل به کیف های بسیار کوچک دستی همراه با بند می شوند.

 

احتمالا غالب لباس های مردانه به این دلیل جیب دارند که در واقع نگهدارنده باشند، نگهدارنده پول،کلید و هرچیز کوچک دیگر مورد نیاز مردان. اما اکنون لباس های زنان نیز دارای جیب های بزرگ و کاربردی است که جایگزین کیف شود. جایگزینی برای حمل وسایل ضروری مورد نیاز مانند تلفن همراه و کارت عابربانک.

   

برند های معروفی در دنیا شروع به دیزاین لباس های زنانه ای با جیب های سایز بزرگ کرده اند که هدف آن ها ایجاد فضایی مناسب برای وسایل ضروری روزمره است. در شو کالکشن بهار ۲۰۱۸ فِندی، جیب ها گسترش یافته بودند که روی بعضی از آنها برچسب کلید و تلفن همراه خورده شده بود. طبق گفته مدیر بخش خلاقیت هنر فندی، سیلویا ونتورینی، اگر شما باید چندکاره (مولتی تسک) باشید، لباسهایتان هم باید همینطور باشد.

 

به هر صورت، این تغییر در اکسسوری ها توسط اقتصاد، به سود فشن بوده است، نه صرفا به این خاطر که ما بیشتر خرید می کنیم. اکسسوری، به خصوص کیف دستی، بودجه بیشتری نسبت به لباس دارند و بیشترین سود را شامل هستند.

پس کیف کوچک خود را تهیه کنید و بدون اسکناس، روز خود را شروع کنید.

 

IMG_4954-9

آسیا بریوا؛ فروتنی و زیبایی در مُد روسیه

آسیا بریوا؛ فروتنی و زیبایی در مُد روسیه

آسیا باریوا: در دنیا خیلی لباس برای پوشیدن وجود دارد

 

 

آسیا باریوا طراح مُد و فشن مسلمان متولد مسکو است که بیشتر برای پوشاک و زیورآلات دوستدار محیط زیست شناخته شده است. وُگ اشاره  می کند که باور او به اسلام و آموزه های اخلاقی او در طراحی لباس های او نمایان است. تمام لباس ها به گونه ای طراحی شده اند که تمام بدن مدل را می پوشاند و به دقت و زیبایی لایه بندی شده اند. باریوا بیشتر برای لایه بندی های لباس و اکسسوری معروف است.

آسیا باریوا طراح مُد و فشن مسلمان متولد مسکو است که بیشتر برای پوشاک و زیورآلات دوستدار محیط زیست شناخته شده است. وُگ اشاره  می کند که باور او به اسلام و آموزه های اخلاقی او در طراحی لباس های او نمایان است. تمام لباس ها به گونه ای طراحی شده اند که تمام بدن مدل را می پوشاند و به دقت و زیبایی لایه بندی شده اند. باریوا بیشتر برای لایه بندی های لباس و اکسسوری معروف است.

 

باریوا از ابتدا مذهبی نبود. او در روسیه در خانواده ای مسلمان بزرگ شد و پس از سفری که به مکه داشت بر آن شد تا سبک زندگی مذهبی تری را پیش بگیرد.

او در ۲۰۱۳ پیشه خود را به عنوان طراح پس از اتمام تحصیل در دانشگاه مسکو در رشته نساجی آغاز کرد. از آن پس، وی برای مجموعه هایی که از متریال های دست دوم در آن ها استفاده می شد که از بازار و یا آشنایان خود تهیه می کرد، شناخته شد. تصمیم طراح بر این بود که از پارچه های وینتیج استفاده کند تا به محیط زیست هم کمک کرده باشد.

باریوا می گوید: در دنیا لباس های بی شماری برای پوشیدن هست. ما نباید بیش از این تولید کنیم. ما به مقدار کافی داریم!

 

زیر ژاکت خیره کننده خود، باریوا یک پیراهن ساده مینیمالیستی و یک بلوز آستین بلند به تن می کند. این نماد تغییر اخیر در طرح های اوست .  همچنین در زندگی معنوی می گوید: من کارهای زیادی انجام داده ام و آن ها را به شیوه ای پیچیده به اتمام رسانده ام. من میخواستم تا همه چیز را در یک قطعه قرار بدهم. من جاه طلبی هایی برای نشان دادن دنیای درونی ام داشتم که به نظر من شیوه ی خودخواهانه کار کردن است. هدف من بر این بود که دنیای درونم را نشان دهم، که فکر می کنم برخاسته از شیوه ی کار خود-متمرکز من است. حال اهداف من بیشتر و متفاوت تر است و می خواهم بیشتر در مورد کارم فکر کنم.

 

باریوا به تازگی کمی از لباس فاصله گرفته و به ساخت سرامیک روی آورده است، گونه ای هنر که او آن را خالص کننده و پاک کننده روح می داند. آسیه می گوید: من به درون خودم نگاه می کنم و به دنبال این هستم که خودم را ساده کنم. وی در ادامه می گوید: قبت تر لباس ها سخت بودند ( اشاره دارد به طراحی های پیچیده که او را جلودار فشن روسیه قرار داد.) ، اما اکنون من گذشته را رها کردم و احساس می کنم که از من دور است. من لباس های قدیمم را دوست دارم، اما انگار که دیگر من نیستند. من آدم دیگری هستم.

 

 

b1619c2393e6e879810f015318329b84-9

گل گلی

گل گلی

طرح گل گلی در لباس برای اولین بار از شرق سرچشمه گرفته، بیشترین استفاده از آن در کیمونو و روی پارچه های ابریشمی بوده، و توسط بازرگانان به غرب سفر کرده است. این نکته جالب توجه وجود دارد که این پارچه‌ها بسیار ارزشمند و گرانبها بوده‌اند و فقط مردم ثروتمند در آن زمان می‌توانستند این پارچه ها را تهیه کنند. در ایران هم در دوره‌ی اسلامی لباس‌ها با طرح‌های انار، انگور، و گل لاله، با جزئیات و پیچ و تاب بسیار تزیین می‌شدند، و محبوب ترین پارچه، بافت این نقوش روی مخمل بود. اما در جریان سال‌های بعد این طرح در غرب هم بسیار محبوب و همه‌گیر شد، و تولید‌کننده‌های غربی با کپی کردن این طرحها مدل‌های ارزان تر را قابل دسترس کردند.

 

به هرحال این طرح همیشه برای طراحان لباس و پارچه جذاب بوده، و همیشه به آنها الهام بخشیده. تا همین امروز هرساله در کالکشن بهترین برندهای دنیا کم و‌ بیش همیشه این طرح به چشم میخورد.

حالا میرسیم به این تصور کلی،  که آیا این نقوش فقط برای خانم‌ها قابل استفاده است؟ و‌ آیا استفاده از آن در لباس‌های مردانه غیرمعمولی است؟

این حقیقت غیرقابل انکار وجود دارد که لباس‌های گل‌ گلی از اولین لحظه‌ی ورود به هر جمعی توجه همه را به خودش جلب میکند. و حتا برای لحظاتی چشم ها را بدون پلک زدن به خود خیره میکند. استفاده از این لباس‌ها برای کسانی که می‌خواهند مرکز توجه باشند و سلیقه‌ی خودشان را به رخ بکشند چه خانم ها و چه آقایان توصیه می‌شود. اما به هرحال استفاده از این طرح‌ها برای آقایان به جسارت بیشتری احتیاج دارد. مثلا شاید استفاده از یک شلوار گل‌گلی حتا در مهمانی کمی غیرمعمولی و ناراحت به نظر برسد، اما به جای آن یک کراوات با این طرح میتواند همه‌چیز را درست کند. یا اینکه شاید یک کت پر از گل به اندازه‌ی یک کت سرمه‌ای قابل استفاده نباشد، اما با یک تی‌شرت سفید جلوه‌ی فوق‌العاده‌ای خواهد داشت.

 

از طرفی، نقش گل‌گلی منحصر به لباس نیست. به کار بردن آن در کیف، کفش، دستمال گردن و انواع اکسسوری‌ها همیشه خاص بوده و حتی محدود به زمان نخواهد بود. بنابراین می‌توان لباس‌های ساده را با همنشینی در کنار یک کفش یا کیف گل‌گلی دوچندان دیدنی کرد. و در پایان، پیشنهاد من به شخصه این است که نباید در استفاده از این طرح ها زیاده روی کرد. به عنوان مثال ست کردن یک لباس آستین بلند مشکی با شلوار گل گلی، یا استفاده از یک کراوات با این طرح روی یک لباس ساده تاثیر بهتر و بیشتری خواهد داشت. 

پس ترس و خجالت رو کنار بگذارید و لباس‌های گل‌گلیتون رو از کمدتون بیرون بیارید. وقتشه که یه تغییر اساسی در لباس‌های روزانه‌تون ایجاد کنید.

 

a8e15d95-1af9-43a0-81bb-75ad49e55395-9

کاربرد بُته جقه در ایران (بخش دوم)

کاربرد بُته جقه در ایران (بخش دوم)

کاربرد بته جقه در ایران

 

اصولاً نقش بته جقه در قدیم و زمان حال کاربرد بسیاری داشته و دارد، از جمله کاربرد آن در منسوجات و بافته ها، قالی ها، نقوش ظروف و غیره می باشد که در اینجا به برخی از آنها به اختصار اشاره ای می شود.

البته لازم به ذکر است که این کاربردها به کرات و در همه ی دوره ها نشانه ی آن است که سرو بطور کلی درختان در جوامع ایرانی از قدیم الایام قداست و احترام خاصی داشته اند.

نوع برخورد به نقش بته جقه و در نهایت فرم اصلی بته جقه سلیقه ای بنظر میرسد و در دوره های مختلف بر اثر سختیهای کار و مواد سخت و مختلف که استفاده می شده است، گاه بته جقه ها ساده سازی شده و گاه از فرم اصلی خود و ظرافت ها و ریزه کاری ها خارج شده اند و در نهایت ما به کثرت فرم بته جقه برخورد می کنیم که در هر دوره با ظرافت خاص آن دوره و با سلیقه هنرمندان آن دوره و با مواد و منابع قابل دسترس انجام شده است. بنابراین نمی توان به روشنی برای این نقوش روند گرافیکی بیان نمود، اما چنانکه می دانیم تمام این نقوش در دوران مختلف، خود نوعی آرم و تصویرسازی هایی قوی است که هنرمندان در زمانهای مختلف با سلیقه ها و ذهنیات و باورهای خود نقش بسته اند.

 

لذا در اینجا لازم دانستمبصورت اختصار چند کاربرد بته جقه در ایران را بیان کنم:

 

- بته جقه در هنر قالیبافی:

 

یکی از طرح های مورد استفاده در هنر قالیبافی طرح بته ای و أنواع آن است که زیبایی خاصی را در بر دارد. همچنین کرمان زیباترین أنواع آن را که بدون شک از طرح شال هایی که در دوران قدیم در این شهر می بافتند اقتباس گردیده، فراهم کرده است، جنبه تزئینی آن نسبت به سایر أنواع آن بسیار زیاد است که به آن پته دوزی می گویند.

از طرح های بته ای در کلیه کشورهای تهیه کننده قالی تقلید شده است ( خواه این قالی ها با دست تهیه شده باشد و خواه با ماشین) و گذشت زمان در آن تاثیری ندارد.

تهیه أنواع ساده تر طرح های بته ای آسان به نظر می رسد. ولی حقیقت این است که در بین طرح های معمول در ایران بافتن أنواع طرح های بوته ای بسیار دشوار است. مرتکب شدن یک اشتباه در یک رنگ و یا تغییر موقعیت یک گره کافی است تا طرح ضایع شود و اصالت قالی از بین برود.

 

-استفاده از بته جقه در ترمه

 

از دیرباز طرح اصیل بته جقه را بیشتر در ترمه ها به یاد می آوریم و ترمه پارچه های گرانبهایی است باقیمانده از دوران صفوی و قاجاریه که معمولا در خانواده های ایرانی به اندازه ای با ارزش است که به عنوان هدیه ای گرانبها به سبک و سیاق خاص بر روی جهیزیه دختران گذاشته می شود و همواره مورد احترام قرار می گیرد.

ترمه ها در زمان حال دو نوع هستند: ترمه های دستباف و ترمه های ماشینی که البته ترمه های دستباف ارزش بسیار والایی دارند.

معمولا در ترمه ها از رنگ های بسیار اصیل و پخته استفاده می شود.

۰۰۰۰عکس

 

 

-استفاده از بته جقه در پته دوزی کرمان

 

پته دوزی نوعی رودوزی روی پارچه است. پته دوزان با سوزن و ریس، رشته های نخ پشمی و ابریشم رنگین نقش و نگارهایی با بخیه روی سطح پارچه پشمی و و کرکی ضخیم به نام عریض می دوزند. پته دوزی بیشتر کار زنان کرمان است و در بیشتر نقاط کرمان و رفسنجان و سیرجان رواج دارد.

در گذشتهعریض را با دست یا دستگاه بافندگی دستی می بافتند. بعد که دستگاه بافندگی برقی یک فاز معمول شد، از آن در بافتن عریض استفاده کردند. امروزه پته را روی پارچه های معمول کارخانه های نساجی می دوزند.

 

-دست دوخت های پته

 

پته دوزی روی بعضی از اسباب و اشیا معمول است. عام ترین این اسباب و اشیا عبارت است از: بقچه، پشتی،جانماز، سرمه دان، جلد قرآن، روبالشی، زیرگلدانی، پرده، رومیزی، روکرسی، رویه کفش، کیف دستی، زیرلیوانی و روکش جعبه دستمال کاغذی. بیشتر این اشیای پته دوزی شده را در جهیزیه دختران می گذاشتند.

 

نقش های پته

 

نقش هایی که در طرح پته ها به کار می رود، بسیار متنوع است. طرح هر پته شامل دو بخش حاشیه و زمینه است. نقشهای طرح حاشیه پته ها عبارتند از:

خط های مستقیم، انواع گل ها، شکل های هندسی مانند مثلث، مربع، مستطیل و خط های شکسته ختایی، طوماری، بادامی و سروچه. نقش های طرح زمینه پته های عبارتند از: ترنج، بته جقه یا درخت زندگی، درختی، سرو، گل های بادامی بزرگ و گاهی نقش های حیوانات و پرندگان. گل های بادامی را بیشتر در چهار گوشه ی پارچه درمی آورند.

 

 

-فهرست منابع:

 

بته جقه چیست- طاهره عطروش- نشر سی بال هنر

فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی- دکتر محمد جعفر یاحقی- نشر سروش

سیری در هنر قالی بافی ایران- محمد جواد نصیری

رمزهای زنده جان- مونیک دوبوکور- نشر مرکز

a8e15d95-1af9-43a0-81bb-75ad49e55395-9

کاربرد بُته جقه در ایران (بخش دوم)

کاربرد بُته جقه در ایران (بخش دوم)

اصولاً نقش بته جقه در قدیم و زمان حال کاربرد بسیاری داشته و دارد، از جمله کاربرد آن در منسوجات و بافته ها، قالی ها، نقوش ظروف و غیره می باشد که در اینجا به برخی از آنها به اختصار اشاره ای می شود.

البته لازم به ذکر است که این کاربردها به کرات و در همه ی دوره ها نشانه ی آن است که سرو بطور کلی درختان در جوامع ایرانی از قدیم الایام قداست و احترام خاصی داشته اند.

نوع برخورد به نقش بته جقه و در نهایت فرم اصلی بته جقه سلیقه ای بنظر میرسد و در دوره های مختلف بر اثر سختیهای کار و مواد سخت و مختلف که استفاده می شده است، گاه بته جقه ها ساده سازی شده و گاه از فرم اصلی خود و ظرافت ها و ریزه کاری ها خارج شده اند و در نهایت ما به کثرت فرم بته جقه برخورد می کنیم که در هر دوره با ظرافت خاص آن دوره و با سلیقه هنرمندان آن دوره و با مواد و منابع قابل دسترس انجام شده است. بنابراین نمی توان به روشنی برای این نقوش روند گرافیکی بیان نمود، اما چنانکه می دانیم تمام این نقوش در دوران مختلف، خود نوعی آرم و تصویرسازی هایی قوی است که هنرمندان در زمانهای مختلف با سلیقه ها و ذهنیات و باورهای خود نقش بسته اند.

 

 

لذا در اینجا لازم دانستم بصورت اختصار چند کاربرد بته جقه در ایران را بیان کنم:

 

- بته جقه در هنر قالیبافی:

 

یکی از طرح های مورد استفاده در هنر قالیبافی طرح بته ای و أنواع آن است که زیبایی خاصی را در بر دارد. همچنین کرمان زیباترین أنواع آن را که بدون شک از طرح شال هایی که در دوران قدیم در این شهر می بافتند اقتباس گردیده، فراهم کرده است، جنبه تزئینی آن نسبت به سایر أنواع آن بسیار زیاد است که به آن پته دوزی می گویند.

از طرح های بته ای در کلیه کشورهای تهیه کننده قالی تقلید شده است ( خواه این قالی ها با دست تهیه شده باشد و خواه با ماشین) و گذشت زمان در آن تاثیری ندارد.

تهیه انواع ساده تر طرح های بته ای آسان به نظر می رسد. ولی حقیقت این است که در بین طرح های معمول در ایران بافتن انواع طرح های بوته ای بسیار دشوار است. مرتکب شدن یک اشتباه در یک رنگ و یا تغییر موقعیت یک گره کافی است تا طرح ضایع شود و اصالت قالی از بین برود.

 

-استفاده از بته جقه در ترمه

       

از دیرباز طرح اصیل بته جقه را بیشتر در ترمه ها به یاد می آوریم و ترمه پارچه های گرانبهایی است باقیمانده از دوران صفوی و قاجاریه که معمولا در خانواده های ایرانی به اندازه ای با ارزش است که به عنوان هدیه ای گرانبها به سبک و سیاق خاص بر روی جهیزیه دختران گذاشته می شود و همواره مورد احترام قرار می گیرد.

ترمه ها در زمان حال دو نوع هستند: ترمه های دستباف و ترمه های ماشینی که البته ترمه های دستباف ارزش بسیار والایی دارند.

معمولا در ترمه ها از رنگ های بسیار اصیل و پخته استفاده می شود.

 

-استفاده از بته جقه در پته دوزی کرمان

 

پته دوزی نوعی رودوزی روی پارچه است. پته دوزان با سوزن و ریس، رشته های نخ پشمی و ابریشم رنگین نقش و نگارهایی با بخیه روی سطح پارچه پشمی و و کرکی ضخیم به نام عریض می دوزند. پته دوزی بیشتر کار زنان کرمان است و در بیشتر نقاط کرمان و رفسنجان و سیرجان رواج دارد.

در گذشتهعریض را با دست یا دستگاه بافندگی دستی می بافتند. بعد که دستگاه بافندگی برقی یک فاز معمول شد، از آن در بافتن عریض استفاده کردند. امروزه پته را روی پارچه های معمول کارخانه های نساجی می دوزند.

 

 

-دست دوخت های پته

 

پته دوزی روی بعضی از اسباب و اشیا معمول است. عام ترین این اسباب و اشیا عبارت است از: بقچه، پشتی،جانماز، سرمه دان، جلد قرآن، روبالشی، زیرگلدانی، پرده، رومیزی، روکرسی، رویه کفش، کیف دستی، زیرلیوانی و روکش جعبه دستمال کاغذی. بیشتر این اشیای پته دوزی شده را در جهیزیه دختران می گذاشتند.

 

نقش های پته

نقش هایی که در طرح پته ها به کار می رود، بسیار متنوع است. طرح هر پته شامل دو بخش حاشیه و زمینه است. نقشهای طرح حاشیه پته ها عبارتند از:

خط های مستقیم، انواع گل ها، شکل های هندسی مانند مثلث، مربع، مستطیل و خط های شکسته ختایی، طوماری، بادامی و سروچه. نقش های طرح زمینه پته های عبارتند از: ترنج، بته جقه یا درخت زندگی، درختی، سرو، گل های بادامی بزرگ و گاهی نقش های حیوانات و پرندگان. گل های بادامی را بیشتر در چهار گوشه ی پارچه درمی آورند.

-فهرست منابع:

 

بته جقه چیست- طاهره عطروش- نشر سی بال هنر

فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی- دکتر محمد جعفر یاحقی- نشر سروش

سیری در هنر قالی بافی ایران- محمد جواد نصیری

رمزهای زنده جان- مونیک دوبوکور- نشر مرکز

 

TASVIRESTAN_14705081_t-9

بُته جقه چیست؟ (بخش اول)

بُته جقه چیست؟ (بخش اول)

بته جقه

 

این کلمه معانی گوناگونی را دربر دارد، مانند تاج-افسر، هرچیز کلاه مانند که به کلاه نصب کنند.

 

تعریف بُته جقه

 

علامه دهخدا بته جقه را ساخته شده از پر پرندگان می داند که بر بالای پیش کلاه پادشاهان ایران است و آن کوچک کرده سرو سرافکنده است، نشان ایران و ایرانیان و حکایت کننده از راستی و تواضع ایشان است.

  • بته جقه اصطلاحی است برای نوعی طرح تزئینی به شکل پر مرغ که به اشکال مختلف بر روی آثار دوره ی اسلامی و بخصوص روی پارچه های ترمه و بعضی از قالی ها دیده می شود و به استناد آثار هنری موجود از سابقه طولانی برخوردار بوده و به اشکال گوناگون، توسط هنرمندان اجرا شده است. در گچبری های دوره ساسانی می توان اشکال ابتدایی این نقش را با منشأ برگ نخلی مشاهده نمود. در آغاز دوره اسلامی نمونه های بسیاری به شکل طرح تخم مرغی در گچبری های نیشابور و گچبری های مسجد نوبلخ متعلق به قرن سوم و
  • چهارم هجری مشاهده می شود.

 

چند نقش از بته جقه:

پیدایش بته جقه در آثار هنری اسلامی

 

نخستین بار که نگاره ی باستانی بته ای به معنای واقعی جقه می شود و زیور کلاه امیران می گردد در پایان دهه سوم سده ی نهم هجری است که در مجلس مینیاتور مقدمه ی شاهنامه بایسنقری اثر میرمصور، دستار کلاه دو تن از امیران مزین به آن است.

در نیمه های سده دهم نقش مایه بته ای جایگاهی برتر پیدا می کند و بسان علامت شاهی و فرمانروایی زیور کلاه دستارگونه ی شاهان و شاهزادگان می گردد. از این زمان است که بته جقه به مفهوم واقعی خود مصداق می یابد. چنین است که در بخشی بزرگ از نقاشی ها و پارچه های عصر صفوی بته جقه را زیور کلاه و تاج شاهان و شاهزادگان می یابیم.

وجه تمایز شاهان و شاهزادگان و زیور سر فرمانروایان ، در نظام پادشاهی از حرمتی عظیم و تقدس برخوردار است که به هیچ وجه نباید در معرض هتک حرمت قرار بگیرد و یا بر زمین گسترده شده و پایمال و لگدمال شود. درست به همین دلیل است که ما تا پایان کار صفویان نقشمایه بته جقه را در هیچ یک از قالی های گرانقدر صفوی اثری از این نگاره پیدا نمی کنیم. حال آنکه در همان زمان این نگاره باستانی نمادین را زینت بخش پارچه های گرانبها و اغلب زربفت سلطنتی می یابیم که چون زیر پا افکنده نمی شده از شائبه ی بی حرمتی بری بوده است، خواه بسان نشان فرمانروایی خواه بسان نگاره ای زینتی و به کار آمده بر همان روال سنتی دیرین سال، که پیشتر ذکر آن شد.

در همان اوان که فرشهای کارگاه های سلطنتی و اشرافی از نگاره بته جقه ای تهی مانده بود، مردمان ده نشین و ایلات و عشایر، که پروای نشان شاهان و شاهزادگان نداشتند و از پایمال کردن آن بیمناک نبودند و چه بسا از حرمت تقدس بی خبر بودند، این نگاره ی باستانی را به شیوه های بسیار بدیع در فرش های خود می بافتند – شیوه های تکامل یافته و سبک های انتزاعی پیچیده ای که نه همان بدل تقلیدی بته جقه های ترمه و زیور کلاه شاهان و شاهزادگان و فرمانروایان نبود که دورانهای دراز تحول و تکامل و خلاقیت و نوآوری را پشت سر داشت.

 

 

کاربرد بته جقه در ایران

 

اصولاً نقش بته جقه در قدیم و زمان حال کاربرد بسیاری داشته و دارد، از جمله کاربرد آن در منسوجات و بافته ها، قالی ها، نقوش ظروف و غیره می باشد که در اینجا به برخی از آنها به اختصار اشاره ای می شود.

البته لازم به ذکر است که این کاربردها به کرات و در همه ی دوره ها نشانه ی آن است که سرو بطور کلی درختان در جوامع ایرانی از قدیم الایام قداست و احترام خاصی داشته اند.

نوع برخورد به نقش بته جقه و در نهایت فرم اصلی بته جقه سلیقه ای بنظر میرسد و در دوره های مختلف بر اثر سختیهای کار و مواد سخت و مختلف که استفاده می شده است، گاه بته جقه ها ساده سازی شده و گاه از فرم اصلی خود و ظرافت ها و ریزه کاری ها خارج شده اند و در نهایت ما به کثرت فرم بته جقه برخورد می کنیم که در هر دوره با ظرافت خاص آن دوره و با سلیقه هنرمندان آن دوره و با مواد و منابع قابل دسترس انجام شده است. بنابراین نمی توان به روشنی برای این نقوش روند گرافیکی بیان نمود، اما چنانکه می دانیم تمام این نقوش در دوران مختلف، خود نوعی آرم و تصویرسازی هایی قوی است که هنرمندان در زمانهای مختلف با سلیقه ها و ذهنیات و باورهای خود نقش بسته اند.

 

استفاده از بته جقه در منسوجات

 

نقشی که در شال های ترمه و قلمکاری های اصفهان دیده می شود شکل سروی است که نوک آن بر اثر وزش باد خم شده باشد.

 

همانطور که در دوران متفاوت و قومیت های مختلف می بینیم، انواع و اقسام بته جقه ها وجود دارند، همانطور که در لباس های دوران باستان و دوران های پس از اسلام به کرات طرح هایی از بته جقه دیده می شود و همچنین این طرح به اندازه ای ریشه در زندگی ما ایرانیان دوانیده است که حتی لباس ورزشکاران باستانی و پوشش های اقوام کرد و ترک نیز مزین به این طرح هستند.

 

 

-فهرست منابع:

 

بته جقه چیست- طاهره عطروش- نشر سی بال هنر

فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی- دکتر محمد جعفر یاحقی- نشر سروش

سیری در هنر قالی بافی ایران- محمد جواد نصیری

رمزهای زنده جان- مونیک دوبوکور- نشر مرکز

IMG_3096-9

تاریخچه کوتاه اسنیکرز

تاریخچه کوتاه اسنیکرز

اولین کفش های ورزشی هزاران سال پیش بوجود آمدند تا هنگام شکار روی زمین های سخت یا هنگام نبرد از پاها محافظت کنند. در بین النهرین بین ۱۶۰۰ تا ۱۲۰۰ سال پیش از میلاد، مردمان کوه نشین در مرز ایران، کفش های نرم کتانی می پوشیدند. این کفش ها با ابزار ابتدایی مثل سوزن استخوانی و چاقوی سنگی، و مواد بومی اولیه مانند برگ، پوست درخت، پوست حیوانات و نخ ساخته می شدند. با این مواد و مراحل ساخت، کفش های اولیه فقط صندل یا پاپوش هایی از چرم نرم بود.

در ساخت صندل، پا به صفحه ای با نوار و بند و حلقه متصل می شد. رفته رفته با پرطرفدارتر شدن مسابقات ورزشی، کفش هایی نیاز شد که بیشتر خاص ورزش باشد.

جنبه های عملکردی مانند وزن، انعطاف، ضربه گیری و اصطحکاک کلید ساخت یک جفت اسنیکرز خوب هستند.

 

کلمه اسنیکر اصطلاحی تجاری بود که در آمریکا سالها بعد از اینکه این کفش ها ساخته شد، بوجود آمد. اسنیکرز یکی از بی شمار نام هایی است که به کفشی که شامل یک لایه پارچه بالایی که به یک زیره لاستیکی سفت شده متصل است. هر کفشی که به گونه دیگری ساخته شده باشد، اسنیکرز نیست.

 

اولین کفشی که با رویه پارچه ای و زیره لاستیکی ساخته شد، کفش شنی نام داشت. این کفش پیشرفته شده ی کفش شنی بود که قبل تر با رویه کتان و زیره چرمی یا کنفی ساخته می شد. در ۱۸۳۰ کمپانی انگلیسی لیورپول رابر کفش شنی را ارتقا داد و با پیوند دادن پارچه به لاستیک، آن را مقاوم تر کرد. اسم کفش شنی از آنجایی آمد که در طبقه متوسط ویکتوریایی این کفش ها در ساحل پوشیده می شد. کفش های شنی انقلابی بودند که جایگزین بوت های سنگین و گران چرمی شدند.

 

در ۱۸۷۰، کفشی قوی تر از کفش شنی به نام پلیمسول ساخته شد. این نام برگرفته از ساموئل پلیمسول (۱۸۲۴-۱۸۹۸)، بازرگان بریتانیایی بود که “Plimsoll Mark” – یک مارک بدنه کشتی های کارگو- را ایجاد کرد. عبارت پلیمسول در صنعت کفش نیز استفاده شد؛ زیرا جایی که پارچه رویه به زیره لاستیکی اتصال می یافت، شبیه به خط پلیمسول کشتی بود. این خط باعث می شد کفش از مدل های قبلی گرانتر به نظر برسد، و برای همه طبقات اجتماعی برای انواع ورزش ها مناسب بود.

همزمان با محبوبیت پلیمسول در انگلستان، اسنیکرز در آمریکا ایجاد شد. از تاریخ این عبارت چند حکایت وجود دارد. عده ای می گویند این عبارت از کلمه “sneak” به معنای آهسته آمدن یا فرار کردن (۱۸۷۰) می آید، چون اسنیکرز بدون صداست. منبع دگیری نیز وجود دارد که لاستیک بدون صدای کفش ها را دزدان استفاده می کردند (۱۸۹۱).

 

اهمیتی ندارد که نام این کفش ها از کجا آمد؛ کفش های کتانی پارچه ای شکل های بسیاری به خود گرفت. این پیشرفت ها به مردم اجازه داد تا مهارت های ورزشی شان را با استفاده از طراحی مناسب این کفش ها تقویت کنند. در ۱۸۸۰، لاستیک سخت شده به جلوی کفش اضافه شد تا از انگشت بزرگ پا محافظت کند. این لایه همچنین در تعادل کفش تاثیر داشت. الگوهای زیره کفش نیز بصورت کاربردی تغییر کرد تا سطح اصطحکاک اضافه کند، حرکات بازیکن را تسهیل کند و هنگام پریدن ضربه را بگیرد.

انواع مشابه این کفش برای قایق رانی و کشتی نوردی برای زمین های خیس به وجود آمد. ارتش نیز از رنگی به خصوص برای این کفش ها استفاده کرد. مدرسه ها آن را برای کلاس های ورزش پیشنهاد کردند و ورزشکاران آن را در اولین المپیک مدرن پاریس در ۱۹۰۰ پوشیدند.

 

 

نام ها

 

از زمان ساخت کفش شنی، نام های جهانی بیشماری برای توصیف کفش هایی با رویه پارچه ای و زیری لاستیکی استفاده شد. در ابتدا، اسنیکرز و پلیمسول نام هایی بودند که بکار می رفتند. با گذشت زمان، انواع اسم های دیگر نیز ایجاد شدند. برخی طبق کارکرد، و برخی بر اساس متریال، افراد و حتی اصطلاحات خیابانی نام گذاری شدند.

برخی از این نام ها:

Bobos, Bumper Boots, Chuck's, Creepers, Daps, Felonies, Fish Heads, Go Fasters, Grips, Gym Shoes, Gymmers, Joggers, Jumps, Kicks, Outing Shoes, Pumps, Runners, Sabogs, Skiffs, Sneaks, Tackies, Tennies, Trainers, and Treads

 

مواد اولیه و ساخت

 

با وجود اینکه ورزشکاران برای هزاران سال از پاپوش هایی مشابه برای کار خود استفاده می کردند، اسنیکرزتنها ساخته ای است که بر اساس آداپته شدن و ارتقای اختراعات انقلاب صنعتی به وجود آمد.

 

شناخته شده ترین نوع اسنیکرز، زیره لاستیک حرارت داده شده است. لاستیک طبیعی یا هندی که از فراورده های جانبی درختان است، از ۱۶۰۰ قبل از میلاد توسط مایاها استفاده می شده. با این وجود، این نوع لاستیک طبیعی خیلی برای کفش مناسب نیست؛ در هوای گرم و مرطوب ذوب شده و در هوای سرد، شکننده و سخت می شود.

در سال ۱۸۳۹، چارلز گودیِر آمریکایی، هنگامیکه تلاش می کرد ماده ای ضدآب برای کیسه پست برای دولت آمریکا پیدا کند، بصورت تصادفی فرمی مدرن از لاستیک را برای اسنیکرز پیدا کرد. شیوه گود یِر که بعدها ولکانیزاسیوننام گرفت، هنگامی کشف شد که او اتفاقی ترکیبی از لاستیک، گوگرد و سرب را در اجاق داغ انداخت. نتیجه این تصادف، ماده ای بود که وقتی کش می آمد دوباره به شکل اولیه اش برمی گشت.

 

دستگاه دوخت

 

رویه کتان از مدت ها پیش از ساخت اولین اسنیکرز وجود داشته؛ با این حال، دوختن بخش های کوچک روی یک جسم سه بعدی بصورت دستی که با فرم پا مطابقت کند ممکن است خسته کننده باشد. ماشین دوخت کوک زنجیری در سال ۱۸۴۵ توسط اِلیاس هَوی اخترااع شد، که اجازه می داد پارچه با هر وزن و ساختی به سرعت و تمیز به هم دوخته شود.

در سال ۱۸۵۱، آیزاک سینگر از اختراع هوی پیشروی کرد و شروع به کار با ماشین دوخت خود کرد، که هنوز هم در خیاطی های خانگی و تولیدی های لباس استفاده می شود.

ماشین دوخت سینگر بعدها توسط یکی از کارمندانش به نام لیمن رید بلِیک” پیشرفت کرد. در سال ۱۸۵۶، بلِیک در یک کمپانی تولید کفش شراکت کرد و به اختراع ماشین های دوختی کمک کرد که پروسه ساخت کفش را بصورت خودکار انجام می داد.

در سال ۱۸۵۸، او امتیازی انحصاری برای دستگاهی دریافت کرد که می توانست رویه کفش را به زیره اش بدوزد. او این اختراع ثبتی خود را در ۱۸۵۹ به گُردُن مک مِی فروخت، و از ۱۸۶۱ تا زمان بازنشستگی اش در سال ۱۸۷۴ برای او کار کرد.

کفش هایی که با دستگاه او ساخته شدند “McKays” نام داشتند.

negargari-9

پیشینه پارچه بافی در ایران باستان

پیشینه پارچه بافی در ایران باستان

پیشینه:

 

تحقیقات باستان شناسی نشان می دهد که بافندگی از نخستین حرفه های صنعتی و حتی سفالگری قدیمی تر است و ساکنان فلات ایران در زمره اولین مبدعان این فن بوده اند. یافته ای باستانی تپه سراب و غار کمربند نشان داده که در فاصله سالهای نه هزار تا هفت هزار قبل از میلاد پشم نخستین الیاف مورد استفاده در پارچه بافی بوده است. استفاده از کرک بز نیز که در غرب به عنوان موهر شناخته می شود نیز رایج بوده است. کتان، کنف، پنبه، ابریشم از جمله الیافی بودند که برای بافتن پارچه از آن ها استفاده می شد.

آشوریان در در سده هفتم قبل از میلاد در شمال بین النهرین به تولید ابریشم می پرداختند. هخامنشیان نیز با فراگیری روش تهیه آن از آشوری ها، ابریشم را به یونان صادر می کردند. کشف قطعات منسوج ابریشم با منشأ چینی و ابریشم با منشأ پیله های کرم ابریشم وحشی متعلق به سده پنجم قبل از میلاد در گورهای یونان و شبه جزیره کریمه، این مسئله را تایید می کند.

 

از سده سوم تا اوایل سده هفتم میلادی، بافندگی در ایران دارای اعتبار و منسوجات ابریشمی آن به دلیل داشتن نقوش پرشکوه و رنگ های شفاف ممتاز بود. کشف قطعات متعدد پارچه های ابریشمی و پشمی ایران در ترکستان، چین، قفقاز، فرانسه، سوریه، مصر و ایتالیا این مدعی را اثبات می کند. نخستین مدرک از منسوجات نقش دار در نقش برجسته خسرو دوم در طاق بستان برجای مانده که قدمت آن از زمان خود کنده کاری ها بیشتر است.

 

نگاره های آمیخته با تصاویر شکارگران و جنگاوران، مورد پسند فرمانروایان صدراسلام و اروپای قرون وسطی قرار گرفت و میراث ساسانی که عمدتا مبتنی بر مضمون و مقام پادشاهی یا شمایل وابسته به آن بود، سراسر جهان اسلام و اروپای مسیحی و چین و ژاپن را فرا گرفت و تا پنج قرن پس از انقراض آن سلسله باقی بود.

 

 

دستگاه های بافندگی و روش های بافت:

 

دوک نخ ریسی اولین وسیله پارچه بافی است که الیاف را به نخ تبدیل می کند. تکامل این وسیله نقش مهمی در پیشرفت فن نساجی داشته و مقدمه پیدایش چرخ نخ ریسی است. یافته های های باستان شناسی نشانگر استفاده از دوک در دوره نوسنگی است. در بسیاری از محوطه های باستانی عصر نوسنگی ایران، دوک های متعددی یافت شده اند. مهری از محوطه چغامیش خوزستان متعلق به ۳۳۰۰ قبل از میلاد زنی را در حال نخ ریسی نشان می دهد.

 

دستگاه بافندگی وسیله ای است که تاریخ ابداع آن به اوایل هزاره چهارم قبل از میلاد می رسد. بر روی مهری که از شوش بدست آمده، دو تن در کنار دستگاه بافندگی نقش شده اند که نشان دهنده وجود این حرفه در آغاز عصر شهرنشینی است. این دستگاه یکی از دستاوردهای تاریخ تمدن است که تمدن های ایران، چین، سوریه و مصر در تکامل آن نقش بسزایی داشتند. کار دستگاه بافندگی، در هم تنیدن تار با پود است. دستگاه بافندگی تارها را به حالت کشیده نگه می دارد تا پود ها را به آن ببافند. نخستین بافته یافت شده از تپه یحیی کرمان، متعلق به هزاره پنجم قبل از میلاد و از نخ هایی است که از الیاف حیوانی بدست آمده اند.

 

 

ایجاد طرح و نقش روی پارچه نیازمند ابزار و مهارتهای فنی بود. به احتمال زیاد بافت پارچه های طرح دار به شکل طرح دو پودی در جنوب و غرب ایران در حدود دوهزارسال قبل از میلاد رایج شده بود. در این روش دو پود باهم و در یک سازمان بکار میرفتند.یکی برای بافت ساده و دیگری برای جایی که لازم بود طرح روی پارچه آورده شود. این روش، شکل ساده ای از پارچه مرکب است. کمی بعد از ایران، در چین نوعی بافت رایج شد که اصطلاحا به آن طرح تار مرکب می گویند. در این روش دو تار با رنگ های متضاد بکار میرفت و قسمتی از هر تار طبق طرح روی پارچه آورده می شد و بدون آنکه تارها درهم بافته شوند ، پ،د از بین دو تار عبور می کرد.

در آغاز عصر مسیحیت روش دیگری در بافت تار طرح مرکب در چین ابداع شد. این روش با روش قبلی اندکی تفاوت داشت، بدین صورت که تار نگهدارنده پود، جناغی بافته می شد و تار طرح روی آن آزاد بود. در این نوع بافت، پارچه در قسمت تارهای آزاد و شناور اطلس نما می شد و بقیه پارچه زمینه جناغی متضاد پیدا می کرد.

در دوره اسلامی نیز دوک نخ، چرخ نخ ریسی و دستگاه بافندگی مهمترین ابزارهای بافت بودند. در این دوره دستگاه ها از لحاظ فنی پیشرفت کردند و و دستگاه های رکاب دار رواج یافت.

کیفیت نقش پارچه ها کمک ارزنده ای به شناخت دستگاه های بافندگی دوره اسلامی می کند. با دستگاه دو رکاب و دو تارکش می توان پارچه های ساده و راه راه و یا به عبارتی نقوش هندسی بافت، اما طرح های تزئینی و بافت پارچه هایی با نقوش جانوری و گیاهی و صحنه های شکار و غیره با دستگاه هایی با رکاب های بیشتر امکان پذیر است. بافت چنین پارچه هایی نیاز به دستگاهی به نام چله کش دارد. مسلمانان اینگونه دستگاه های نقش بندی را تکمیل کردند و در کارگاه های طرازبافی بکار گرفتند. مشخصات فنی و کیفی پارچه ها همواره موردتوجه محتسبان بود. پارچه ها پس از اتمام بافت، پرداخت و سپس به فروش می رسیدند.

پارچه های پشمی را زیرفشار قرار می دادند تا پر و ضخیم شوند و بعد پارچه را می شستند. پارچه های کتانی را می ک،بیدند تا سطح آن بهبود یابد. پس از کوبیدن و شستن، پارچه را در هوای آزاد می گستردند تا خشک شود. کار رنگبری پارچه های پشمی و کتانی را قصار (شوینده) انجام میداد. سرانجام پارچه ها را اتو و صاف می کردند.

در تولید انواع پارچه بیش از صد صنف کار می کردند و حرفه های دیگری چون رنگبر، کوبنده، زرگر، نخ ریس نیز در کار تولید پارچه شرکت داشتند.

 

 

تولید و تجارت پارچه در دهه های اخیر:

 

تجارت پارچه عمدتا بر اساس شرایط عمومی بازار بین المللی شکل می گیرد. بر اساس آمار موجود در قرن سیزدهم – نیمه دوم قرن بیستم، بویژه از دهه شست-هشتاد، سلطه کشورهای پیشرفته صنعتی بر بازار جهانی پارچه افزایش یافت. در پی آن، برخی از کشورها نظیر هند، پاکستان، ترکیه، مصر و برزیل از صدور پارچه کاستند و به تولید و صدور پوشاک روی آوردند و کشورهایی چون سنگاپور و هنگ کنگ به جای تولیدپارچه، از پارچه های وارداتی پوشاک تولید و صادر کردند. در همین اوان که صنعت نساجی در کشورهای آسیای جنوب شرقی رونق می گرفت، کشورهای خاورمیانه بویژه صادرکنندگان نفت به افزایش واردات پارچه روی آوردند. از جمله این کشورها عربستان سعودی و امارات متحده عربی و کویت بودند. همزمان، در کشورهای افریقایی مصرف و واردات منسوجات کاهش یافت.

 

در دهه های اخیر، عمده پارچه موردنیاز ایران از طریق واردات تامین شده است. در فاصله ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ در میان صادرکنندگان عمده الیاف و نخ و منسوجات پنبه ای به ایران، سهم ژاپن ۳۳،۹٪ ، هندوستان ۱۱،۶ ٪، آلمان ۷،۶٪ ، چین ۶،۳٪، کره جنوبی ۲،۳٪، ترکیه ۲،۱٪ و هنگ کنگ ۲.۱٪ بوده است. در سالهلی پس از انقلاب، پاکستان و ترکیه و سوریه در رأس صادرکنندگان پارچه به ایران قرار گرفنتد و از سهم اروپاییها و هند و ژاپن کاسته شد. با اینهمه، ژاپن همیشه مهمترین صادرکننده پارچه های بافته شده از الیاف مصنوعی به ایران بوده است.

 

کارخانه های بزرگ پارچه بافی ایران در شهرهای تهران، اصفهان، یزد، بهشهر، کاشان، قائمشهر و چند شهر دیگر پراکنده اند. در زمینه صادرات پارچه بیشترین ارزش دلاری در ۱۳۸۷ به پارچه های تار و پودباف از نخ بسیار مقاوم نایلونی یا از پلی استرها تعلق داشت. در زمینه واردات نیز بیشترین ارزش دلاری به پارچه های تار و پودباف رنگرزی شده از نخ رشته های سنتتیک اختصاص داشت.

درحال حاضر پارچه های تولید شده از نخهای مصنوعی در رأس تجارت پارچه در ایران است.

 

 

منابع:

-بررسی اقتصادی بازرگانی منسوجات، محمد اخوی

وبسایت دانشنامه جهان اسلام ، محمدرضا ریاضی، محمود صباحی

هنر اسلامی

بررسی پیشنیه پارچه بافی در ایران باستان

جی کلوگ، سیری در صنایع دستی ایران

ماهنامه سفر، پیشانی هنر ایرانیان، نوشته فاطمه عرفانی

negargari-9

پیشینه پارچه بافی در ایران باستان

پیشینه پارچه بافی در ایران باستان

پیشینه:

 

تحقیقات باستان شناسی نشان می دهد که بافندگی از نخستین حرفه های صنعتی و حتی سفالگری قدیمی تر است و ساکنان فلات ایران در زمره اولین مبدعان این فن بوده اند. یافته ای باستانی تپه سراب و غار کمربند نشان داده که در فاصله سالهای نه هزار تا هفت هزار قبل از میلاد پشم نخستین الیاف مورد استفاده در پارچه بافی بوده است. استفاده از کرک بز نیز که در غرب به عنوان موهر شناخته می شود نیز رایج بوده است. کتان، کنف، پنبه، ابریشم از جمله الیافی بودند که برای بافتن پارچه از آن ها استفاده می شد.

آشوریان در در سده هفتم قبل از میلاد در شمال بین النهرین به تولید ابریشم می پرداختند. هخامنشیان نیز با فراگیری روش تهیه آن از آشوری ها، ابریشم را به یونان صادر می کردند. کشف قطعات منسوج ابریشم با منشأ چینی و ابریشم با منشأ پیله های کرم ابریشم وحشی متعلق به سده پنجم قبل از میلاد در گورهای یونان و شبه جزیره کریمه، این مسئله را تایید می کند.

 

از سده سوم تا اوایل سده هفتم میلادی، بافندگی در ایران دارای اعتبار و منسوجات ابریشمی آن به دلیل داشتن نقوش پرشکوه و رنگ های شفاف ممتاز بود. کشف قطعات متعدد پارچه های ابریشمی و پشمی ایران در ترکستان، چین، قفقاز، فرانسه، سوریه، مصر و ایتالیا این مدعی را اثبات می کند. نخستین مدرک از منسوجات نقش دار در نقش برجسته خسرو دوم در طاق بستان برجای مانده که قدمت آن از زمان خود کنده کاری ها بیشتر است.

 

نگاره های آمیخته با تصاویر شکارگران و جنگاوران، مورد پسند فرمانروایان صدراسلام و اروپای قرون وسطی قرار گرفت و میراث ساسانی که عمدتا مبتنی بر مضمون و مقام پادشاهی یا شمایل وابسته به آن بود، سراسر جهان اسلام و اروپای مسیحی و چین و ژاپن را فرا گرفت و تا پنج قرن پس از انقراض آن سلسله باقی بود.

دستگاه های بافندگی و روش های بافت:

 

دوک نخ ریسی اولین وسیله پارچه بافی است که الیاف را به نخ تبدیل می کند. تکامل این وسیله نقش مهمی در پیشرفت فن نساجی داشته و مقدمه پیدایش چرخ نخ ریسی است. یافته های های باستان شناسی نشانگر استفاده از دوک در دوره نوسنگی است. در بسیاری از محوطه های باستانی عصر نوسنگی ایران، دوک های متعددی یافت شده اند. مهری از محوطه چغامیش خوزستان متعلق به ۳۳۰۰ قبل از میلاد زنی را در حال نخ ریسی نشان می دهد.

 

دستگاه بافندگی وسیله ای است که تاریخ ابداع آن به اوایل هزاره چهارم قبل از میلاد می رسد. بر روی مهری که از شوش بدست آمده، دو تن در کنار دستگاه بافندگی نقش شده اند که نشان دهنده وجود این حرفه در آغاز عصر شهرنشینی است. این دستگاه یکی از دستاوردهای تاریخ تمدن است که تمدن های ایران، چین، سوریه و مصر در تکامل آن نقش بسزایی داشتند. کار دستگاه بافندگی، در هم تنیدن تار با پود است. دستگاه بافندگی تارها را به حالت کشیده نگه می دارد تا پود ها را به آن ببافند. نخستین بافته یافت شده از تپه یحیی کرمان، متعلق به هزاره پنجم قبل از میلاد و از نخ هایی است که از الیاف حیوانی بدست آمده اند.

 

ایجاد طرح و نقش روی پارچه نیازمند ابزار و مهارتهای فنی بود. به احتمال زیاد بافت پارچه های طرح دار به شکل طرح دو پودی در جنوب و غرب ایران در حدود دوهزارسال قبل از میلاد رایج شده بود. در این روش دو پود باهم و در یک سازمان بکار میرفتند.یکی برای بافت ساده و دیگری برای جایی که لازم بود طرح روی پارچه آورده شود. این روش، شکل ساده ای از پارچه مرکب است. کمی بعد از ایران، در چین نوعی بافت رایج شد که اصطلاحا به آن طرح تار مرکب می گویند. در این روش دو تار با رنگ های متضاد بکار میرفت و قسمتی از هر تار طبق طرح روی پارچه آورده می شد و بدون آنکه تارها درهم بافته شوند ، پود از بین دو تار عبور می کرد.

 

در آغاز عصر مسیحیت روش دیگری در بافت تار طرح مرکب در چین ابداع شد. این روش با روش قبلی اندکی تفاوت داشت، بدین صورت که تار نگهدارنده پود، جناغی بافته می شد و تار طرح روی آن آزاد بود. در این نوع بافت، پارچه در قسمت تارهای آزاد و شناور اطلس نما می شد و بقیه پارچه زمینه جناغی متضاد پیدا می کرد.

در دوره اسلامی نیز دوک نخ، چرخ نخ ریسی و دستگاه بافندگی مهمترین ابزارهای بافت بودند. در این دوره دستگاه ها از لحاظ فنی پیشرفت کردند و و دستگاه های رکاب دار رواج یافت.

 

کیفیت نقش پارچه ها کمک ارزنده ای به شناخت دستگاه های بافندگی دوره اسلامی می کند. با دستگاه دو رکاب و دو تارکش می توان پارچه های ساده و راه راه و یا به عبارتی نقوش هندسی بافت، اما طرح های تزئینی و بافت پارچه هایی با نقوش جانوری و گیاهی و صحنه های شکار و غیره با دستگاه هایی با رکاب های بیشتر امکان پذیر است. بافت چنین پارچه هایی نیاز به دستگاهی به نام چله کش دارد. مسلمانان اینگونه دستگاه های نقش بندی را تکمیل کردند و در کارگاه های طرازبافی بکار گرفتند. مشخصات فنی و کیفی پارچه ها همواره موردتوجه محتسبان بود. پارچه ها پس از اتمام بافت، پرداخت و سپس به فروش می رسیدند.

 

پارچه های پشمی را زیرفشار قرار می دادند تا پر و ضخیم شوند و بعد پارچه را می شستند. پارچه های کتانی را می ک،بیدند تا سطح آن بهبود یابد. پس از کوبیدن و شستن، پارچه را در هوای آزاد می گستردند تا خشک شود. کار رنگبری پارچه های پشمی و کتانی را قصار (شوینده) انجام میداد. سرانجام پارچه ها را اتو و صاف می کردند.

در تولید انواع پارچه بیش از صد صنف کار می کردند و حرفه های دیگری چون رنگبر، کوبنده، زرگر، نخ ریس نیز در کار تولید پارچه شرکت داشتند.

 

 

تولید و تجارت پارچه در دهه های اخیر:

 

تجارت پارچه عمدتا بر اساس شرایط عمومی بازار بین المللی شکل می گیرد. بر اساس آمار موجود در قرن سیزدهم – نیمه دوم قرن بیستم، بویژه از دهه شست-هشتاد، سلطه کشورهای پیشرفته صنعتی بر بازار جهانی پارچه افزایش یافت. در پی آن، برخی از کشورها نظیر هند، پاکستان، ترکیه، مصر و برزیل از صدور پارچه کاستند و به تولید و صدور پوشاک روی آوردند و کشورهایی چون سنگاپور و هنگ کنگ به جای تولیدپارچه، از پارچه های وارداتی پوشاک تولید و صادر کردند. در همین اوان که صنعت نساجی در کشورهای آسیای جنوب شرقی رونق می گرفت، کشورهای خاورمیانه بویژه صادرکنندگان نفت به افزایش واردات پارچه روی آوردند. از جمله این کشورها عربستان سعودی و امارات متحده عربی و کویت بودند. همزمان، در کشورهای افریقایی مصرف و واردات منسوجات کاهش یافت.

 

در دهه های اخیر، عمده پارچه موردنیاز ایران از طریق واردات تامین شده است. در فاصله ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ در میان صادرکنندگان عمده الیاف و نخ و منسوجات پنبه ای به ایران، سهم ژاپن ۳۳،۹٪ ، هندوستان ۱۱،۶ ٪، آلمان ۷،۶٪ ، چین ۶،۳٪، کره جنوبی ۲،۳٪، ترکیه ۲،۱٪ و هنگ کنگ ۲.۱٪ بوده است. در سالهلی پس از انقلاب، پاکستان و ترکیه و سوریه در رأس صادرکنندگان پارچه به ایران قرار گرفنتد و از سهم اروپاییها و هند و ژاپن کاسته شد. با اینهمه، ژاپن همیشه مهمترین صادرکننده پارچه های بافته شده از الیاف مصنوعی به ایران بوده است.

 

کارخانه های بزرگ پارچه بافی ایران در شهرهای تهران، اصفهان، یزد، بهشهر، کاشان، قائمشهر و چند شهر دیگر پراکنده اند. در زمینه صادرات پارچه بیشترین ارزش دلاری در ۱۳۸۷ به پارچه های تار و پودباف از نخ بسیار مقاوم نایلونی یا از پلی استرها تعلق داشت. در زمینه واردات نیز بیشترین ارزش دلاری به پارچه های تار و پودباف رنگرزی شده از نخ رشته های سنتتیک اختصاص داشت.

درحال حاضر پارچه های تولید شده از نخهای مصنوعی در رأس تجارت پارچه در ایران است.

 

 

منابع:

-بررسی اقتصادی بازرگانی منسوجات، محمد اخوی

وبسایت دانشنامه جهان اسلام ، محمدرضا ریاضی، محمود صباحی

هنر اسلامی

بررسی پیشنیه پارچه بافی در ایران باستان

جی کلوگ، سیری در صنایع دستی ایران

ماهنامه سفر، پیشانی هنر ایرانیان، نوشته فاطمه عرفانی

 

IMG_2785-9

خرگوش سفید را دنبال کن؛ آشنایی با دنیای تیم واکر

خرگوش سفید را دنبال کن؛ آشنایی با دنیای تیم واکر

تیم واکر متولد ۱۹۷۰در انگلستان و در حال حاضر ساکن لندن است.وی عکاس دنیای مُد و فشن است. علاقه او به حرفه عکاسی از کاندِ نِست شروع شد. تیم در قسمت بایگانی سِسیل بیتون کار می کرد. وی پس از اتمام تحصیل در سال ۱۹۹۴و پیش

از رفتن به نیویورک به عنوان دستیار برای ریچارد اِیودُن عکاس کار کرد.

واکر پس از بازگشت به انگلستان بر رروی عکاسی مستند و پرتره برای روزنامه های بریتانیایی متمرکز شد.

تیم در ۲۵سالگی اولین شات هایش را برای مجله وُگ نسخه های بریتانیا، ایتالیا، آمریکا و ... و بعد ها برای مجلاتی مثل دبلیو ، لاو و ... عکس برداری کرد.

تیم واکر اولین نمایشگاه خود را در سال ۲۰۰۸ در موزه دیزاین لندن و همزمان با انتشار کتاب پیکچرز خود ارائه کرد.

 

وی پس از ۱۵ سال تمرکز بر حرفه عکاسی در سال ۲۰۱۰ اولین فیلم کوتاه خود را با نام لاست اِکسپلورر ساخت. علاوه بر مجلات سایر آثار این هنرمند را می توان در موزه های ویکتوریا آلبرت و گالری پرتره های لندن مشاهده کرد.

 

برخلاف تمامی فعالیت های تیم واکر در صنعت مد، او علاقه چندانی به مد ندارد. او در این مورد می گوید: تا زمانی که در دنیای مُد شروع به کار کنم هرگز علاقه ای به مد و دنیای آن نداشتم. در واقع عکاسی مد به من کمک کرد تا رویاهای فانتزی و خیالی کشف کنم. این چیزی است که در صنعت مد به آن علاقه دارم.

 

او که گویی در دنیای خیالی دیگری سیر میکند آثارش را با نبوغ رویا پردازانه ای به ثبت میرساند. چنانکه واکر را نمیتوان فقط به عنوان عکاس مد و

فشن تلقی کرد بلکه آثار او را در زمره ی شاهکارهای هنرهای تصویری نیز میتوان گنجاند.

 

تیم انگار به دنیا من و شما تعلق ندارد. او پیتر پن است، یک رویاپرداز خیالگرا. عکس های او وهم هایی هستند بازگو کننده داستانهایی که مستقیما از خیالاتی که ما در دوران کودکی به جای گذاشته ایم.

نگاه کردن به عکس های تیم مانند دنبال کردن خرگوش سفید به درون دنیایی است که در آن فیل ها آبی نقاشی شده اند، اسب ها یاسی اند، نقاشی ها زنده می شوند و دختران زیبایی که به ماریونت تبدیل می شوند.

 

واکر عکس هایی خلق می کند که اعجاب را برمی انگیزد. در نمایش خیال به ما ، عکس هایش یادآور توانایی ما در دیدن رویاست. و حتی با وجود اینکه

تصاویر او فریب دهنده اند، احساسی واقعی دارند چون دقیق اجرا شده اند.

 

برای خلق تصویری حیرت انگیز، غالبا اتفاقی حیرت آور باید به وقوع بپیوندد. جادو، کلمه ای نامشخص برای تعریف است. اما همین کیفیت است که آثار تیم را از زیبایی محض به اثری هنری تبدیل می کند.