terracotta-army-9

کراوات از کجا می آید؟

کراوات از کجا می آید؟

کراوات،در لغت نامه دهخدا; پارچه سبک و لطیف دو تو کرده که حلقه کنند و به طرزی خاص به دور گردن یا به یقه پیراهن گره بندند و دو سر آن را فرو آویزند از پیش سینه و روی پیراهن.

 سرگذشت جالب و پر ماجرای کراوات که بر اساس حدس و گمان های پژوهشگران و تاریخ نویسان مکتوب شده است توجه ما را  جلب کرد تا نگاهی به این تاریخچه پر ماجرا بیاندازیم. 

 

 تا به امروز، حدس و گمان هایی در رابطه با تاریخچه کراوات به وجود آمده است. کراوات بیشتر شبیه به دستمال گردن می بوده و رفته رفته با تغییراتی که به روی آن به وجود آمده به پاپیون و کراوات های امروزی رسیده است. عده ای معتقدند کراوات را فرانسویان در سال ۱۶۵۶ میلادی، در دوره لویی چهاردهم، از کُرُوات ها گرفته و گسترش داده اند. در اینجا قابل ذکر است که منابع اروپایی، بنا به تصویری که از ایوان گاندولیک (Ivan Gundulic) شاعر معروف اهل کُرُواسی، در سال ۱۶۲۲ میلادی کشیده شد، ایشان را اولین کسی میدانند که از کراوات استفاده کرد. درست در همان سال که ایوان گاندلیک درگذشت، لویی چهاردهم متولد شد و ایشان استفاده از کراوات را به طور جدی تری ادامه دادند. استفاده از کراوات توسط قدرتمند ترین پادشاه اروپایی بهانه خوبی برای مُد شدن آن بود. لویی چهاردهم زنان خود را مجبور به پوشیدن کراوات کرد. این کراواتی که از جنس موسلین و دانتل بود بین همه اقشار رواج یافت. تنها با یک تفاوت، محبوبیت و نزدیکی افراد به دربار فرانسه، بلندی کراوات را مشخص می کرد.            حال نگاهی بیاندازیم به دیگر نظریه ای که کراوات را به ایران باستان برمی گرداند.در سال ۱۶۷۷ میلادی، برای جدا سازی سربازان جنگنده کُرُوات ارتش فرانسه از افسران ارتش فرانسوی، ارتش فرانسه یک علامت به وجود آورد. همگی یک روسری شبیه به اولین کراوات های به وجود آمده که از پیشینیانشان به ارث برده بودند، می بستند، با این تفاوت که سربازان روسری ساخته شده از مواد درشت را استفاده می کردند و افسران روسری ساخته شده از پنبه ریز یا ابریشم. این روسری برای بستن زخم مجروحان به کار گرفته و وسیله ای اجباری و مورد استفاده برای جنگ به حساب می آمد. اجداد این سربازان کُرُوات، مهاجرینی از امپراطوری پارس بودند که در جنوب شرقی اروپا ساکن و در اصل گروهی از ایرانی‌های خراسان کهن به نام خور آوات یا خور آباد بوده‌اند. این ارتباط را با ایران از طریق پارچه‌های زیبای این روسری یا کراوات ها که شیبه به پارچه های ایرانی بود به خوبی می توان مشاهده کرد. با نگاهی به کتاب اوستا که سالها پیش از این اتفاقات در اختیار ایرانی ها قرار گرفته شده است، کراوات که برگرفته شده از کلمه (کُئِرِس) می باشد و این عبارت از واژه (کُئِرِت) است، بر سر زره بسته می شده و یکی از دوازده وسیله ی مورد نیاز مرد جنگی بوده است. سنگ نگاشته ای در نقش رجب، واقع در مرودشت، تصویری را از شاپور یکم، فرزند اردشیر پاپکان نشان می دهد که چیزی شبیه به کراوات امروزی به گردن خود بسته است. کراوات را در چندین نقش در تاق بستان و سکه های باستانی هم می توان مشاهده کرد.
 دیدگاه دیگر باستان شناسان نسبت به کراوات، ریشه این وسیله زینتی را به تاریخ نظامی پیوند می زند. از آنجا که کی شی هوانگ، اولین امپراطور چین، از مرگ به شدت می هراسید قصد به کشتن سربازان خود کرد تا بتواند ارتش خود را با خود به دنیای دیگر ببرد.مشاورین ایشان متقاعدشان کردند که به جای سربازان واقعی مجسمه هایی کپی شده از آنها را در مقبره خود بسازد. در مقبره عظیم ایشان که در سال ۱۹۷۴ میلادی در نزدیکی شیان پیدا شد، مجسمه هایی از ۷۵۰۰ سرباز با ابعاد و اندازه واقعی که دارای صورتی شبیه به صورت واقعی خودشان داشتند دیده می شود که همگی دستمالی به شکل کروات امروزی به دور گردن خود دارند و از مقبره مراقبت می کنند. به هر حال این مسئله همیشه به صورت رازی باقی مانده است و کسی نمیداند که دلیل استفاده از کراوات به روی گردن مجسمه های سربازان چینی چیست!  

image1-2-9

جواهرهای ایران باستان/ چند کیلو جواهر برای تدفین

جواهرهای ایران باستان/ چند کیلو جواهر برای تدفین

ایران، سرزمینی که به تاریخ ، هنر، جواهرات قدمت دار و زیورآلات گرانبهایش شهرت دارد.  با نگاهی به دستاوردهای باستان شناسان در سال های پیاپی و جواهراتی که در مکانی به نام (شهر سوخته) که در شرق ایران،در استان سیستان و بلوچستان واقع شده است پیدا شده، متوجه علاقه شدید ایرانی ها به جواهرات گرانبها و زینتی می شویم.  بعضی از این جواهرات قدمت بالایی دارند و به هزاره سوم برمیگردند. مکانی دیگر که مشهور به (تپه طلایی) یا (طلا تپه) می باشد که در گذشته بخشی از امپراطوری ایرانی ها بوده و حال در قسمت شمالی افغانستان قرار دارد و چندین مقبره قدیمی در آن مکان مشاهده شده است، این منطقه کمی از دیگر مناطق متفاوت است و دلیل آن هم گویا بودن زبان فارسی برای باستان شناسان می باشد. جواهراتی که به قرن یکم قبل از میلاد مسیح بر می گردند را در این مکان می توان مشاهده کرد. 

 

 

با نگاهی دقیق تر به دستاورد های باستان شناسان می توان به اوج علاقه ی ایرانی ها به جواهرات پی برد. یکی از هزاران رسم ایرانی های باستان دفن کردن مردگان با جواهرات با ارزششان می باشد. هرچه جواهرات بیشتری به همراه فرد مرده دفن می شد نشانی از ثروتمند بودن آن فرد می بود. جواهراتی همچون گردنبند طلا با سنگ های قیمتی، تاج، قفل، دستبند، گوشواره و آویز نمونه هایی از هزاران جواهر به دست آمده از سرزمین ایران است. اما این تنها مردگان نبودند که صاحب جواهرات زیادی بودند، بلکه علاقه زنان ایرانی به طلا و جواهراتی قیمتی به خصوص الماس، زمرد و سنگ های قیمتی تا به امروز زبان زد همگان است. زنان به دلیل اعتقادات مذهبی از نشان دادن بدن خود در اجتماع خودداری می کردند. بنابراین جواهرات در مراسم زنانه یا خانوادگی که پوشش آزاد تری داشتند مورد استفاده قرار می گرفت.

 

  موزه‌ی هنرهای زیبا در بوستون شامل ۵۵ نسخه از نقاشی مینیاتور برگرفته شده از شاهنامه می‌باشد. نقاشی‌های مینیاتوری در شاهنامه تاریخچه شش هزار hسال پوشاک و جواهرات ایرانیان را به تصویر می کشد. پادشاهان ایرانی علاقه زیادی به تاج و سر بند داشتند.بر اساس تصاویر شاهنامه،‌ اولین پادشاه که مراسم تاج گذاری را به پا کرد، کیومرث شاه بود. کیومرث شاه اولین پادشاه اسطوره‌ای نام برده شده در شاهنامه می‌باشد که مراسم تاج گذاری را در دنیا مرسوم کرد.  و اما بازهم این تنها مردان نبودند که از تاج استفاده می کردند. از آنجا که صنعتگران و هنرمندان آن دوره به خوبی آموزش دیده بودند دست به ساختن تاج هایی زینتی در عین حال ساده که عموماً مورد استفاده زنان می بود زدند. برخی از افراد ثروتمند از تاج هایی که آن ها را نیم تاج هم نیز می خواندند و  یا جواهراتی با کنده کاری حیواناتی چون غاز، شیر، آهو، قوچ یا مار برای مراسم خاص استفاده می کردند. برای استفاده از آن نیم تاج در مراسم، زنان موهای خود را از وسط به دو قسمت تقسیم کرده، در پشت سر خود جمع می کردند و در پشت گردن می بستند. نیم تاج تزیین شده با مروارید، جواهرات و سنگ های قیمتی روی آن قرار می گرفت.
 انواع مختلف سنگ و مروارید ایرانیان را جذب استفاده از آنها در جواهرات، ظروف و حتی معماری و وسایل خانه کرد. تکه سنگی بزرگ معروف به میز بزرگ الماس یکی از سنگ های بسیار ارزشمند و خاص یافته شده در ایران زمین می باشد که در سال ۱۶۴۲ میلادی توسط یک مرد فرانسوی به نام باتیست تاورنیه (Baptiste Tavernier) کشف شد. بنا به نوشته های حک شده به روی این سنگ، فتح علی شاه، اکبر شاه و نظام شاه صاحبان این سنگ بی همتا می بودند. امروزه قسمتی از این سنگ به تکه های کوچک تر تقسیم و در دنیا پخش شده است. یافتن نوع اصلی این سنگ به روی جواهرات طراحی شده بسیار سخت و ارزش مادی آن جواهرات بسیار زیاد می باشد .    

مطلبی برای آقایانی که چرم دوست دارند! 

مطلبی برای آقایانی که چرم دوست دارند!

چرم در تلفیق با چوب، پایهٔ فناوری باستانیان را شکل می‌داده است. صنعت چرم و صنعت خز با هم متفاوت‌اند. این تفاوت از اهمیت مواد خام مورد استفاده در هر کدام پیداست. مواد خام مورد استفاده در صنعت چرم، محصولات فرعی صنعت گوشت هستند؛ در حالی‌که گوشت ارزش بیش‌تری از پوست دارد. مواد خامی که در صنعت خز به‌کار گرفته می‌شوند، ارزش بیش‌تری از گوشت دارند و به همین خاطر گوشت به عنوان یک محصول جانبی تلقی می‌شود. تاکسیدرمی اجازهٔ استفاده از پوست حیوانات را به انسان می‌دهد، البته مهم‌تر از پوست‌شان، سر و بخشی از پشت آن‌هاست. پوست‌ها و پوست‌های خام در ساخت چسب و ژلاتین هم کاربرد دارند. چند راه وجود دارد که در نتیجهٔ آن‌ها، پوست جانور به یک مادهٔ انعطاف‌پذیر و محکم به نام چرم تبدیل می‌شود