WhatsApp-Image-2018-08-20-at-15.12.43-9

بریم کمپینگ!

بریم کمپینگ!

شاید شما هم عاشق طبیعت باشید، اما تصور کمپ کردن ممکن است برای کسیکه خیلی در این زمینه تجربه ای نداشته دلهره آور باشد. اگر تصمیم گرفته اید که به یک کمپ هیجان انگیز در طبیعت بروید، پس باید آماده هر اتفاقی باشید و با جریان سفر در حرکت باشید، که این برای برخی از ما به معنی فراموش کردن عادات زیبایی و فشن روزانه است.

بیایید باهم روراست باشیم. خیلی از ما عادت داریم روزانه حمام کنیم و ظاهر مناسبی داشته باشیم. اگر می خواهید در طبیعت راحت باشید، وسایل زیادی به همرا نبرید  ولی همچنان از ظاهر خود راضی بمانید، پیشنهاد می کنم این چند راهکار ساده را بخوانید.مطمعناً شما را برای یک سفر چند روزه در دل طبیعت کمک خواهد کرد.

 

در کمبود امکانات بداهه پرداز باشید

 

رعایت بهداشت امری غیرقابل چشم پوشی است. اگر مکان کمپ شما امکان استحمام را به شما نمی دهد، همیشه راه هایی برای بداهه وجود دارد!

مسواک کردن دندان ها ساده است. فقط کافیست همراه خود مسواک، خمیر دندان و بطری آب داشته باشید تا لبخندتان در جنگل زیبا شود.

شستن موها چطور؟ باید بگویم که خیلی ساده نیست. اما ناامید نشوید و تمام طول سفر را با موهای چرب گره خورده سپری نکنید! از شامپوی خشک استفاده کنید. اگر روز اول کمپ موهایتان تمیز و مرتب است، شامپوی خشک برایتان دو روز دیگر را می خرد و از چرب و براق شدن موها جلوگیری و موهایتان را نیز خوشبو می کند. مدت زمان اثر آن بستگی به جنس و نوع موهایتان دارد.

تنها کاری که باید انجام دهید این است که آن را روی ریشه موهایتان اسپری کرده و سپس شانه کنید. همینقدر ساده! داشتن موهای تمیز و مرتب شما را استایلیش و زیبا می کند و روی اعتماد به نفستان تاثیر بسزایی دارد.

 

فشن کاربردی

 

گاهی اوقات انتخاب لباس مناسب می تواند چالش برانگیز باشد. خیلی از ما برای نجات یافتن از چالش انتخاب، هرچیزی که داریم همراه خود می بریم. پیشنهاد من این است: به جای اینکه کوله هایتان را انقدری سنگین کنید که در مسیرهای دشوار طبیعت کمردرد آزارتان بدهد، بارتان را سبک و فکرشده ببندید.

من شخصاً پیراهن های راحت چهارخانه تیره رنگ و تیشرت های آستین سه ربع را انتخاب می کنم. به دو دلیل: یک اینکه رنگ های روشن کثیفی را زیاد نشان نمی دهند و ظاهرتان را آشفته نمی کنند.

دلیل دوم این است که پیراهن های آستین بلند یا آستین سه ربع پوست بدن شما را در مقابل نور خورشید و حشرات محافظت می کند. اگر هم گرمتان شد می توانید آستین هایتان را بالا بزنید. به تازگی طراح ها پیراهن های آزاد دکمه داری طراحی می کنند که برای فرم بدن خانم ها نیز مناسب است و در عین حال به شما ظاهری باحال و راحت می دهد که کاملا مناسب کمپ است.

علاوه بر این، پیراهن های چهارخانه با شلوارجین تیره و لگینگ یوگا به خوبی سِت می شوند. ترکیبی عالی از راحتی و استایل. کسی هست که آن را نخواهد؟

 

 

تزئین کنید، ولی ندرخشید!

 

و حالا نوبت می رسد به زیورآلات. وقتی پای اکسسوار درمیان باشد، خانم ها همیشه در هر موقعیتی می توانند بهترین چیزها را پیدا کنند که از آن به عنوان زینت استفاده کنند.

اما نیازی نیست که شما کل جعبه جواهرات خود را به کمپینگ بیاورید چون این کار خیلی بیش از حد است و هیچکس هم دلش نمی خواهد یک پرنسس درخشان در کمپ همراهش باشد. منظور من از آویزها و زیورآلات، هر وسیله تزئینی مناسب موقعیت و مکان است. مثلاً استفاده از گل میخک یا هر گلی که شما دوست دارید به عنوان گوشواره یا گل سر! شاید گل در وهله اول براق و درخشان به نظر نرسد، اما برای تبدیل شدن به سنجاق سر یا گوشواره به اندازه کافی کوچک و ظریف و کاربردی است.

 

نکته دیگر استفاده از گل ها این است که شما می توانید در طبیعت فعالیت های خود را داشته باشید، بدون اینکه نگران خراب شدن یا گم شدن زیورآلات خود باشید. در عین حال، احساس خوب همخوانی با طبیعت را تجربه می کنید.

اما اگر استفاده از اکسسوار طبیعی برایتان عجیب است، می توانید یک جفت گوشواره کوچک ارزان قیمت با جنسی انعطاف پذیر همراه خود ببرید، فقط سعی کنید بیش از ندرخشید!

 

در نهایت، سختی آنقدر ها هم بد نیست، اگر خود را ازقبل آماده کرده باشید. کمپینگ راهی عالی برایاز بین بردن تنش های زندگی روزمره است.

گاهی اوقات بهتر است همه چیز را پشت سر بگذارید و از زندگی ساده در دل طبیعت لذت ببرید!

 

02

تاریخچه‌ ای مختصر از موزه‌ ی ویکتوریا و آلبرت

موزه ی ویکتوریا و آلبرت که در اواسط قرن نوزدهم در شهر لندن، پایتخت انگلستان تاسیس شد، امروز به عنوان مهمترین موزه‌ی دیزاین و هنرهای تزئینی در جهان شناخته می شود. در این نوشته، سرآستین تاریخچه ی مختصر این موزه را بازگو کرده تا زمینه ی آشنایی بهتر مخاطبین عزیز با این موزه ی بزرگ و پرسابقه فراهم آید.

موزه ی ویکتوریا و آلبرت[1] بزرگترین موزه ی دیزاین و هنرهای تزئینی در جهان است که کلکسیونی دائمی شامل بیش از چهار و نیم میلیون شئ مختلف را به نمایش می گذارد. این موزه یادگاری از فعالیت های ملکه ویکتوریا و شاهزاده آلبرت، و گواهی از تلاش آنها برای ورود لندنِ قرن نوزدهم به دنیای مدرن است.

ویکتوریای نوجوان، در سال های ابتدایی پس از مراسم تاجگذاریش همواره از رفتار و شخصیت کسالت آور پسردایی اش آلبرت گله داشت. آلبرت همیشه مشغول مطالعه کردن بود، علاقه ای به مراسم های تشریفاتی و جشن های سلطنتی نداشت و به طور کلی نسبت به شخصیت سرکش و جسور ویکتوریا نگاهی انتقادی داشت. هیچ کدام تصور نمی کردند که روزی ازدواج آنها به عنوان عاشقانه ترین رابطه ی سلطنتی در تاریخ انگلستان در یادها بماند، و علاوه بر آن نامشان تا ابد در کنار هم بر روی یکی از مهم ترین موسسات فرهنگی لندن باقی بماند.

موزه ی ویکتوریا و آلبرت دقیقا چیست؟!

موزه ی ویکتوریا و آلبرت (که به طور اختصاری به نام موزه ی V&A شناخته می شود) در سال 1857 تاسیس شد. در ابتدای تاسیس، نام آن «موزه ی تولیدکنندگان»[2] بود، سپس به «موزه ی کنزینگتون جنوبی»[3] تغییر نام داد و نهایتا در سال 1899 نام رسمی «موزه ی ویکتوریا و آلبرت» برای آن انتخاب شد. ملکه ویکتوریا خودش در مراسم افتتاح آن حضور داشت و آخرین سنگ بنای ساختمان جدید موزه را شخصا در محل قرار داد. این ساختمان جدید توسط «آستون وِب»[4] طراحی شده بود. مراسم افتتاح این ساختمان جدید، آخرین حضور عمومی ملکه ویکتوریا پیش از مرگش در سال 1901 بود.

در آن مراسم از تلاش های شاهزاده آلبرت مرحوم برای پیشبرد هنر و تعلیمات فرهنگی در لندن نیز تقدیر شد. موضوع علاقه ی آلبرت به کتابخوانی که ویکتوریای جوان از آن گله مند بود، تبدیل به مهمترین نقطه ی قوت او به عنوان همسر ملکه شد.

شاهزاده آلبرت علاوه بر موزه ی ویکتوریا و آلبرت، در تاسیس موزه ی علوم، موزه ی تاریخ طبیعی و تالار سلطنتی آلبرت نیز نقش مهمی داشت. همه ی این اماکن در فاصله ی کمی از موزه ی ویکتوریا و آلبرت واقع شده اند و به همین دلیل محله ی کنزینگتون جنوبی، «آلبرتوپلیس»[5] لقب گرفته.

ملکه ویکتوریا، هرچند به طور مستقیم در امور روزمره ی تاسیس موزه دخالت نداشت، اما اهمیت فعالیت های اجتماعی همسرش را به خوبی درک می کرد و حمایت های او نقش تعیین کننده ای در موفقیت پروژه داشت. البته نقش خزانه ی سلطنتی و غنیمت های دوران استعمار را هم نمی توان نادیده گرفت.

 

موزه ی ویکتوریا و آلبرت چرا تاسیس شد؟

نسخه ی اولیه ی موزه ی ویکتوریا و آلبرت که موزه ی تولیدکنندگان نام داشت، حاصل مشارکت شاهزاده آلبرت و «هنری کول»[6] بود. آن دو پیش از این هم در سال 1851 در برگزاری «نمایشگاه بزرگ» همکاری کرده بودند. نمایشگاه بزرگ با نام کامل «نمایشگاه بزرگ دستاوردهای صنعتی همه ملت‌ ها» نخستین نمایشگاه از سری نمایشگاه‌های جهانی فرهنگ و صنعت بود.

شاهزاده آلبرت و هنری کول مصمم بودند که تمام مردم بریتانیا را، فارغ از طبقه ی اجتماعیشان، به کسب اطلاعات بیشتر در مورد سایر نقاط جهان تشویق کنند. این موضوع منجر به تنش هایی در مراحل اولیه ی برنامه ریزی برای نمایشگاه بزرگ سال 1851 شد. نخبگان و نجیب زادگان نگران بودند که این اختلاط طبقاتی در نمایشگاه بزرگ، منجر به نوعی انقلاب اجتماعی شود و به ساختار طبقاتی جامعه ی بریتانیا آسیبی غیرقابل جبران وارد کند.

خوشبختانه کول و آلبرت به درستی تشخیص داده بودند که داشتن ذهن کنجکاو تنها منحصر به طبقه ی ثروتمند جامعه نیست. نمایشگاه بزرگ به موفقیتی بی نظیر تبدیل شد. مردم از سرتاسر بریتانیا و سایر نقاط جهان به این نمایشگاه آمدند تا نبوغ مهندسی بریتانیا و نمود قدرت امپراتوری را نظاره کنند که در قالب اشیایی زیر یک سقف شیشه ای در «هاید پارک»[7] گردآوری شده بود.

تاسیس نسخه ی دائمی نمایشگاه بزرگ

موفقیت نمایشگاه بزرگ چنان چشمگیر بود که هنری کول و شاهزاده آلبرت را به صرافت تاسیس نسخه ی دائمی آن انداخت. نتیجه، مجموعه ای از موزه ها بود که هنوز در منطقه ی کنزینگتون جنوبی برپا هستند.

هنگامی که موزه ی تولیدکنندگان افتتاح شد، هنری کول به عنوان اولین مدیر آن انتخاب شد. اختراع چراغ گازی، رویای او و شاهزاده آلبرت را به واقعیت نزدیک تر کرد. حالا دیگر موزه برای تمام ساکنین لندن قابل دسترس بود. با نور مصنوعی، حتی بعد از غروب هم میشد موزه را باز نگه داشت؛ و بازدید در این زمان از روز برای طبقه ی کارگر لندن بسیار مناسب تر بود.

موزه ی ویکتوریا و آلبرت هنوز هم به تعهد اولیه اش نسبت به در دسترس بودن برای همه ی اقشار متعهد است. به همین دلیل بازدید از نمایشگاه های دائمی هنوز رایگان است. از دیگر فعالیت های این موزه در راستای پرورش خلاقیت در شهر لندن می توان به برگزاری سخنرانی، تور، دوره های آموزشی، رویدادهای خانوادگی و کارگاه های مختلف اشاره کرد. علاوه بر آن، موزه ی ویکتوریا و آلبرت از طریق همکاری با نهادهای بیرونی برای تاسیس پایگاه های وابسته در سایر نقاط بریتانیا به گسترش فعالیت هایش ادامه می دهد. تاسیس شعبی در شفیلد، بلک پول و داندی[8] از جمله ی این اقدامات هستند.

امروزه در موزه ی ویکتوریا و آلبرت چه چیزهایی می توان دید؟

مجموعه ی شگرفی که امروز شامل بیش از چهار و نیم میلیون شئ مختلف است از روزهای ابتدایی تا کنون دائما در حال رشد بوده. این مجموعه شامل طیف گسترده ای از اشیاء از سراسر جهان و مربوط به دوره های تاریخی مختلف است. از عتیقه جات باستانی گرفته تا اشیائی کاملا مدرن. این اشیاء شامل انواع مختلفی از جمله شیشه جات، آهن آلات، سرامیک، پارچه، نقره جات، زیورآلات، مبلمان، مجسمه، نقاشی، چاپ و عکس می شود.

برخی از مهمترین اشیائی که به صورت دائمی در موزه ی ویکتوریا و آلبرت به نمایش در آمده اند شامل قالی اردبیل (قدیمی ترین فرش شناخته شده در جهان)، مجسمه مرمرین سه الهه، عکس های سلطنتی «سسیل بیتون»[9]، و مجموعه ای شگفت انگیز از لباس های مختلف می باشد که روزگاری تن پوشِ شخصیت های برجسته ی تاریخ بوده اند.

در طول یک قرن گذشته، موزه ی ویکتوریا و آلبرت تحت چندین تغییر معماری قرار گرفته تا مجموعه ی کم نظیر و تاریخ کهنش را به شکلی بهتر از قبل به نمایش بگذارد. در نمایش «ربع راه»[10] که به تازگی توسط «آماندا لِوِت»[11]، معمار سرشناس برنامه ریزی شد، بازدیدکنندگان می توانستند از مجموعه ای که به طور موقت به نمایش گذاشته شده بود لذت ببرند و یا با آرامش در کافه تریای موزه قهوه بنوشند و به نمای تاریخی موزه که ابتدائا توسط آستون وب طراحی شده بود چشم بدوزند.

 

نمایش های دائمی و موقت

بخش هایی که در طول زمان به موزه اضافه شدند فرصتی برای نمایش آثار بایگانی شده فراهم می کنند. علاوه بر آن، احیای فضاهای قدیمی موزه و حراست از آنها نیز همواره در دستور کار قرار داشته، از جمله «تالار قالب ها» که یکی از مهمترین بخش های این موزه به شمار می رود. در این تالار دو قسمتی که در سال 1873 از آن رونمایی شد، نسخه هایی از آثار هنری مشهور جهان که با قالب گچی تکثیر شده اند به نمایش گذاشته می شود، از جمله ستون تراژان و مجسمه ی داود میکل آنژ. برگ انجیری که برهنگی مجسمه را پوشانده یادگار زمانیست که ملکه ویکتوریا از دیدن برهنگی آن خجل شده بود، و به خوبی نشان می دهد که فرهنگ بریتانیا از قرن نوزدهم تا کنون چقدر تغییر کرده.

چه برای بازدید از نسخه ی غیراصلی مجسمه ی داود به موزه ی ویکتوریا و آلبرت بروید و چه برای تماشای نمایش های مدرن تر همچون نمایش «بازی های ویدیویی» که در سال 2019 افتتاح شد، بازدید از این موزه برای هر کس با هر سلیقه ای جذاب است. سخت ترین قسمت ماجرا این است که پیش از تمام شدن وقت، هر آنچه که می خواهید را ببینید!

 

0BW1

مهرداد محب‎علی: بوگی‎ ووگی در تهران

روز پنجشنبه دوازده دیماه در خانه ی کارمان، آرت مارت میزبان مراسم رونمایی از کتاب «بوگی ووگی در تهران - گفتگوی بازسازی شده ی شهروز نظری و مهرداد محب‎علی» بود. در ادامه سرآستین گزارشی از این رویداد را به شما مخاطبان عزیز تقدیم می کند.

بوگی ووگی در تهران

این کتاب در پاییز 1398 توسط گالری هما و با همراهی گالری دستان به چاپ رسیده. آنگونه که در مقدمه ی کتاب آمده، شهروز نظری درباره ی این کتاب چنین توضیح می دهد:

کتاب حاضر با عنوان «بوگی ووگی در تهران»، قصه ی طول و درازی دارد. سال 1390 گفتگویی بلند با مهرداد محب علی داشتم که بعد از مراحل مختلف تولید به ناشری در تهران سپرده شد و به دلایلی که در این مجال حوصله ی صحبتش نیست از چاپ بازماند. حالا خوشحالم که آن روزها کتاب نخست منتشر نشد؛ از یک سو چون مهرداد محب علی طی این یک دهه تغییرات بسیاری در نقاشی و تفکر پیدا کرد و نیز دیدگاه خودم نسبت به او و کلیت نقاشی معاصر دچار دگرگونی های بسیاری شده است. علاوه بر این که تب و تاب بازار هنری در آن سال ها بسیاری از پیچیده های روانی و ذهنی هنر معاصر ایران را مستتر نگه داشته بود. حالا به سبب فاصله ی زمانی، با دقت بیشتری می شود درباره ی هنر دهه ی هفتاد و هشتاد خورشیدی مداقه کرد.

 

او در بخش دیگری از مقدمه می گوید:

این گفتگوی بلند با مهرداد محب علی دارای ویژگی دیگری هم هست. به پیشنهاد یک دوست، پنج گفتگوی غیرهمزمان با مهرداد محب علی را مورد واکاوی قرار دادم و در نهایت قرار بود تا به عنوان ماحصل، یک گفتگوی مجزا با هنرمند داشته باشم؛ پس از مطالعه ی چندین باره ی این گفتگوها، نوعی از پیوند محتوایی در آنها پیدا کردم و از آن جایی که نقاشی محب علی در ساختمان ریختی، ترکیبی از قصه های غیرپیوسته است، تصمیم گرفتم من هم از آن پنج گفتگو کولاژی بسازم، این کولاژ را به محب علی پیشنهاد دادم و مورد موافقت او قرار گرفت. اصل این گفتگو که پیش روی شماست، به شکل ویدیویی، توسط حمیدرضا فرامرزی ضبط شده است. گپ و گفت ها در پاییز و زمستان 1397 توسط احمد مرشدلو، کریم نصر، مائده مرتضوی، بهنام کامرانی و امیر سقراطی در استودیوی هنرمند انجام شده بود.

درباره ی مهرداد محب علی

مهرداد محب علی، متولد سال 1339 در تهران، نقاش رئالیست ایرانی و فارغ التحصیل رشته ی نقاشی از دانشگاه تهران است. او طراحی را از سن شش سالگی آغاز کرد و نخستین نمایشگاه انفرادیش در سال 1369 در گالری تهران برگزار شد. او در مورد اطلاق نام «واقع گرایی» یا «رئالیسم» به سبک نقاشی اش چنین توضیح می دهد:

«حتما خودم را نقاش رئالیست معرفی می کنم. رئالیسم بیشتر برای من، معنای گرایشیِ رئالیسم است نه الزاماً معنای ریختیِ آن. واقع گرایی برای من تجربه ایست که خودم از واقعیت دارم نه آن چه از واقعیت دیده می شود. در واقع شاید این طور توضیح بدهم بهتر است، آدم هایی که از فرنگ می آیند و چند صباحی این جا گشت و گذار می کنند، ایران را جای امنی می بینند و خیلی از زندگی پویا و شاد اینجا شگفت زده می شوند ولی شخصاً در این واقعیت توریستی آنها احساس امنیت ندارم. همیشه نگران فردا هستم، نگران این که قرار است چه بلایی سر ما بیاید؟ بنابراین رئالیسم برای من تجربه ی زیسته است، نه تجربه ی دیداری».

مراسم رونمایی و امضا کتاب

مراسم رونمایی و امضای کتاب روز پنجشنبه دوازده دی ماه به میزبانی آرت مارت در خانه ی کارمان برگزار شد. در این مراسم پس از پذیرایی از میهمانان، شهروز نظری و مهرداد محب علی در مورد کتاب گفتگو کردند و در انتهای صحبت، به پرسش های مخاطبان پاسخ دادند. در آخر، کتاب های خریداری شده در مراسم رونمایی، توسط مهرداد محب علی امضا شد.
اگر شما هم مایل به خرید و مطالعه ی این کتاب هستید، می توانید آن را از بخش آرت مارت وبسایت آستین خریداری کنید.

WhatsApp-Image-2018-08-18-at-20.21.14-9

بازگشت رترو

بازگشت رترو

بیایید باهم روراست باشیم. بیشتر ما در دهه نود در سنین کودکی و نوجوانی و شاید هم جوانی، ذائقه فشن خوبی نداشتیم، چه برسد به اینکه متخصص یا حتی دنبال کننده مد و فشن بوده باشیم. لباسهایمان همیشه انتخاب مادرانمان بود و ما هرچیزی را که او فکر می کرد زیبا و مُد روز است به تن می کردیم. این خیلی بد نبود، ولی شاید به نظر خیلی هایمان لباسهامان شیک و مد روز نبود.

اما، وقتی الان به عکس های گذشته و لباس های قدیممان نگاه می کنیم، شباهت هایی با الان در آنها پیدا می کنیم. مگر نه؟ پس شاید سلیقه مادرانمان خیلی هم بد نبوده؟

 

بعضی از ترند های مُد  آنقدر نوستالژیک و قابل درکند که می توانند از همان جایی که رها شده اند، دوباره از سر گرفته شوند.

بله، مُد دهه ۹۰ آرام آرام درحال بازگشت است. اما این بار با تغییراتی تازه که با مُد امروزی همخوانی داشته باشد.

به هرحال، آماده باشید تا سفری به خاطراتتان داشته باشید!

کُت های چرم آمده اند تا بمانند

شما می توانید با یک کُت چرمی کارهای بسایری انجام دهید. میدانم که شاید گران باشد، اما اگر از آن خوب مراقبت کنید میتوانید تا چند دهه از آن استفاده کنید!

کُت چرم تقریباً با همه چیز و برای همه جا مناسب است. این همان دلیلی است که این استایل همیشه بوده و درحال بازگشت است.

 

رنگ های نئون - رنگ های رترو

 

ترند دهه ۹۰ رنگهای نئون پس از یک دوره وقفه برگشتند. ترند دوست داشتنی من.

قطعاً اگر سرتاپا از رنگ های نئون استفاده کنید رترو در نظر گرفته می شوید. اما همچنین می توانید از آن الهام بگیرید و با استفاده از یکی دو آیتم نئون، استایل گذشته را دوباره احیا کنید: بوت، رژ لب،تاپ، کفش و ... می توانند همه گزینه های شما باشند.

 

سرهمی عزیز

 

کوتاه یا بلند، فرقی نمی کند. لباس سرهمی اگر به درستی استایل شود از جذابترین لباسهایی است که می توانید بپوشید. سرهمی شلواری، دامنی یا شلوارکی، فرقی نمی کند. همه نوعش جذاب است.

سرهمی برای مدتی در افق کمرنگ شده بود، اما الان دوباره در حال احیا و بازگشت به دنیای مُد و فشن است.

 

شلوار مام استایل دوباره برگردد زمانش رسیده که

 

این شلوار شاید برای خیلی ها جذابیتی نداشته باشد و حتی شاید خیلی ها به آن با اکراه نگاه کنند. این نوع شلوار در اواخر دهه نود آرام آرام کمرنگ شد و به خاطرات سپرده شد.

اما اکنون دوباره بازگشته است. شلوارهایی راحت، آزاد و سبک از کتان جین که دور کمر به خوبی می نشیند و در قسمت پاها و ران ها آزاد و راحت است، برعکس شلوارهای جینی که تنگ و آزاردهنده هستند.

وقتش بود که بالاخره این جین های راحت دوباره برگردند!

 

عینک های گرد - بازگشت رادیکال

 

چیزی که زمانی مضحک و لوس به نظر می رسید، بازگشتی اساسی داشته است.

اول فقط با عینک های آفتابی، اما رفته رفته عینک های طبی را نیز شامل شد.

اگر می خواهید کمی به استایل دهه ۹۰ نزدیکتر باشید، بدون اینکه خیلی به چشم بیایید می توانید عینک گرد را امتحان کنید.

 

کُت جین - همیشه و همه جا

 

اگر زمانی بخواهم لیستی از چیزهایی که همیشه باید در کمد لباس باشد تهیه کنم، ژاکت جین در صدر جدول است. زمانی بود که به نظر تاریخ مصرفش گذشته بود، اما الان دوباره بازگشته است. به همه چیز می آید و برای همه جا مناسب است. برای لایه بندی بسیار مناسب است و تقریباً در تمام فصول سال می توان از آن استفاده کرد. بدون آستین، با آستین تا بالا تا زده شده، دور کمر گره خورده... فقط نام ببرید. می توانید آنرا به هر شکلی که دوست دارید استفاده کنید و در عین راحتی، خوش استایل باشید.

 

پیراهن چهارخانه - اثبات بر اینکه هر چه می رود، دوباره بازمی گردد

 

شلوارهای رنگ و رو رفته و پیراهن های دکمه دار چهارخانه ای که به نظر فراموش شده بودند، مدتی است که دوباره بازگشته اند. چیزی که به نظر یادگاری از گذشته بوده دوباره در استایل است و می توانید همه جا و با همه چیز آن را بپوشید. بسیار برای لایه بندی بسیار مناسب است و تقریباً می توانید در تمام طول سال از آن استفاده کنید.

حتی می توانید این پیراهن را روی لباستان به دور کمر نیز ببندید.

 

پیراهن بزرگ آزاد برای خوشحالی

 

در دهه گذشته پوشیدن لباسهای بزرگتر از سایز خود خیلی جالب به نظر نمی رسید. خوش تیپ بودن فقط با پوشیدن لباس چسب تعریف می شد. اما در دهه نود این لباس های آزاد بسیار راحت و در عین حال جذاب بودند. و اما الان، خوشبختانه دوباره برگشته اند. چطور می توان آنها را نپوشید؟

 

چوکرها

 

بازگشت چوکر و گلوبند با کِندال و کایلی و جی جی در اینستاگرام و صفحات مجازی  شروع شد. با ریفرش کردن صفحه، ترند آغاز شد. اینگونه است که استایل ها دوباره در زمان برمی گردند.

چوکر در جنس ها و مدل های مختلف. گزینه هایتان نامحدود است.

 

 

نیم تنه ها - همیشه برای ماندن

 

مُد و فشن همیشه درحال تغییر است، اما استایل می ماند. از بین رفتن برخی ترندها خوشحال کننده است، اما بازگشت برخی از آنها نیز خوشحال کننده.

نیم تنه از ترندهایی است که راهش را به نقطه آغاز پیدا کرد و این بار حتی بهتر برگشت.

آن را با شلوار جین، شلوارک، دامن و هرچیز دیگری که می توانید با آن ست کنید بپوشید و لذت ببرید.

 

AliPhi0Main

صد تکه خروجی از چیدمان تعاملی «کال» اثر علی فی

روز جمعه بیستم دی ماه 1398، آستین در فضای جدیدی که در مجاورت کارخانه ی آرگو افتتاح کرده، از خروجی های چیدمان تعاملی صوتی-تصویری «کال» رونمایی کرد. این چیدمان دیجیتال که در سالهای پیش در ایران، اتریش و قطر به نمایش درآمده بود، اثر علی پناهی، با نام هنری «علی فی» است. در ادامه سرآستین گزارشی از این رویداد را به مخاطبین عزیز ارائه می کند.

کال، چیدمان تعاملی صوتی-تصویری

کال (ضد فرش)، یک چیدمان تعاملی صوتی-تصویری است که به کاوش در طراحی محیطی در یک معماری آینده گرایانه که ریشه در نقش‌ مایه های باستانی ایران دارد می پردازد.

ایده ی ابتدایی این پروژه، برقراری ارتباطی بین نمادهای هنری ایران باستان و مرتبط کردن آنها با رویکردهای جدید طراحی در قالب یک چیدمان بود. عناصر اصلی، فرش های ایرانی و باغ های ایرانی بودند که برآمده از ایده ی بهشت زمینی هستند؛ ایده ای که از زمان سلسله ی هخامنشیان در ادبیات ایران در حال گسترش بوده. همانطور که در متون مختلف آمده، این باغ ها در محیطی محصور بوده اند. هدف این باغ ها فراهم کردن مکانی حفاظت شده برای اشکال مختلف آسایش، هم روحی و هم جسمی بوده.

برخلاف فرش های سنتی، «کال» محدود به یک طرح ثابت نیست. آنچنان میراست که در ثانیه ای از بین می رود، و از سوی دیگر به راحتی می توان آن را به صورت آنی با حرکات دست تحت تاثیر نور خلق کرد.

طرح ها روی یک نمایشگر شفاف عمودی شکل می گیرند و توسط یک منبع نور و یک پردازنده، فرشی خلق می شود. نور سفید به سمت دست های مخاطبان تابیده می شود و با حرکت دست های آنها، طرح شروع به شکل گیری می کند.

بیش از 60 طرح مختلف در یک ثانیه شکل می گیرد، برخی از آنها ثبت شده و بر روی بوم یا متریالی دیگر چاپ می شوند.

نتیجه، یک فرش فیزیکی جدید شامل جزئیات فراوان با وضوح تصویریِ بسیار بالاست. به دلیل تنوع بیشمار در پارامترهای مختلف از جمله میزان نور در فضا، اندازه و موقعیت دست ها و رنگ پوست، هر کدام از طرح ها منحصر به فرد هستند و دوباره ساختن یک طرح قبلی، کاری تقریبا غیرممکن است.

صد تکه خروجی از چیدمان تعاملی، با همکاری آستین

طی همکاری آستین و علی فی، یکصد طرح منحصر به فرد که از این چیدمان تعاملی به دست آمده اند بر روی پارچه های شفاف چاپ شده و در فضای جدید آستین در مجاورت کارخانه ی آرگو به نمایش درآمدند. این آثار به طراحان، هنرمندان و مخاطبان ارائه شدند تا از آنها به طور مستقیم یا در آثارشان استفاده کنند.

Cookingmain3

آشپزی به مثابه یک روش درمانی

صدای جلز و ولز کَره در ماهیتابه، صدای قل قل آب جوش، صدای ساییدن دانه های فلفل سیاه؛ همگی صداهای آرامش بخشی هستند که از آشپزخانه به گوش می رسند. ولی آیا هرگز واقعا به آنها توجه کرده اید؟ برخی از آرامش بخش ترین اوقات روز، ساعاتی هستند که برای آشپزی کردن صرف می کنیم. اما افراد به ندرت به لذت بردن از این تجربه توجه می کنند. بدون شک خوردن یک غذای خوشمزه با طعم خوشایند و جدید، تجربه ی لذت بخشی است؛ اما فرایند آماده کردنش چطور؟

آشپزی به مثابه یک روش درمانی

رسیدن به ذهن-آگاهی (یا به تعبیری حضور در لحظه) از طریق آشپزی، ایده ایست که به تازگی در علم روان درمانی هواداران زیادی پیدا کرده. هم محققین علمی و هم متخصصین ذِن و مراقبه، در مورد تاثیرات مثبت این روش بر سلامت روحی-روانی توافق دارند. وقتی مشغول آماده کردن هر نوع غذایی هستیم، برای تغذیه ی خودمان زحمت می کشیم و به مغز و بدنمان اطمینان می دهیم که انرژی در راه است! تمرکز، ذهن-آگاهی و هدفمندی ای که در این فرایند وجود دارد، ذهن شلوغ ما را آرام کرده و تسکین می دهد. در ادامه هشت دلیل اصلی که برای این ادعا مطرح شده را با شما در میان می گذاریم.

1. آشپزی آرامش را افزایش می دهد.

دکتر میهای چیکسنتمیهایی[1]، استاد دانشگاه شیکاگو، بعد از بیست سال مطالعه در این زمینه به این نتیجه رسید که آشپزی به عنوان یک خصیصه ی بنیادین انسان، توانایی ما برای اندیشیدن و حفظ آرامش را تقویت می کند. بر اساس تحقیقات بلند مدت او، آشپزی یکی از لذت بخش ترین فعالیت های روزانه برای اکثر افراد است و در این فهرست، تنها فعالیت هایی چون معاشرت با عزیزان و غذا خوردن بالاتر از آشپزی قرار می گیرند.

شاید دنیای بیرون پر از نگرانی و مشغله و دغدغه باشد، اما هنگامی که در خانه ی خود مشغول آشپزی هستیم، افکار سازنده و آرامش بخش در ذهنمان جاری می شود. نه بحثی، نه جدلی، نه دعوایی، هیچ درگیری و تقابلی وجود ندارد! در آشپزخانه آرام تر هستیم. یک نفس عمیق بکشید، تلویزیون را خاموش کنید، مشغول آماده کردن یک غذا شوید و از فرایند آشپزی لذت ببرید!

2. آشپزی کردن شکلی از مراقبه است.

آشپزی ترکیب متعادل و سازنده ای از چالش و آرامش را برای ما ایجاد می کند. جولیا اوهانا[2]، مددکار اجتماعی سرشناس و باتجربه، عقیده دارد که آشپزی با ایجاد چالش ذهنی از یک طرف و فراهم کردن تغذیه از طرف دیگر، تاثیرات روان شناختیِ مثبتی بر ذهن انسان می گذارد.

وقتی به شکلی خوشایند غرقِ چالشی می شویم که نتیجه ای بنیادی و لذتبخش (مثلا یک غذای خوشمزه) در پی دارد، بدنمان به آرامی وارد حالتی شبیه به مراقبه می شود. وقتی با ذهن-آگاهی و حضور در لحظه مشغول آشپزی هستیم، کاملا در این فرایند نشاط آور غرق می شویم.

بدیهیست که با قرار دادن یک غذای نیمه آماده در مایکروفر، چنین احساسی را تجربه نخواهیم کرد. در عوض، پخت یک غذا را از مرحله ی صفر آغاز کنید، و واقعا به این فکر کنید که چه چیزی می توان به غذا افزود تا خوشمزه تر شود. شاید مقداری زرچوبه همان چیزی باشد که رایحه ی غذا را خوشایندتر می کند، یا شاید اضافه کردن چند قاشق آبلیمو طعم خاص تری به غذایتان ببخشد. هر ادویه یا ماده ی خوراکی ای که دوست دارید می توانید استفاده کنید، مهم اینست که خوب در موردش فکر کنید و آگاهانه تصمیم بگیرید.

3. با آشپزی کردن بیشتر لبخند خواهید زد!

این موضوع اثبات شده که به خرج دادن خلاقیت در شب، باعث می شود روز بعد بیشتر لبخند بزنید. طی تحقیقی که نتایجش در نشریه ی «روانشناسی مثبت گرا»[3] به چاپ رسید، محققین دریافتند آنهایی که شب قبل از یک روز کاری، به فعالیتی خلاقانه مثل آشپزی مشغول می شوند، نسبت به بقیه پرانرژی تر و مشتاق تر هستند. در واقع فعالیت های خلاقانه، مغز ما را در ساعات غیرکاری آماده و روغن کاری شده نگه می دارد!

شاید احساس کنید بعد از یک روز سخت کاری، ترجیح می دهید روبروی تلویزیون لم بدهید و کاری نکنید، اما اگر کمی وقت برای آشپزی بگذارید، مغزتان سرحال و آماده و خلاق می شود. بعد از یک روز کار و تلاش، مغز انسان خسته است، در این تردیدی نیست. اما همانطور که پس از هشت ساعت نشستن پشت میز، کمی نرمش به سلامت عضلات بدن کمک می کند؛ انجام فعالیتی خلاقانه بعد از یک روز کارِ روتین و تکراری هم باعث می شود احساسات و افکار مثبت تری داشته باشیم.

4. آشپزی محیطی کم تنش فراهم می کند.

همانطور که پیاده روی یا حرکات کششی باعث کاهش تنش جسمی می شود، کشیدن چند نفس عمیق و آماده کردن یک وعده غذا در محیطی آرام، به آسایش بدن و رها شدن از گرفتگی های عضلانی که بر اثر استرس و فشار روانی ایجاد شده اند کمک می کند.

تحقیقات پیرامون تاثیر آشپزی بر ذهن که در نشریه ی بریتانیایی «کاردرمانی»[4] به چاپ رسیده نشان می دهد که افراد شرکت کننده در نظرسنجی های این تحقیقات، همگی محیط آشپزخانه را فضایی خوشایند می دانند. به عقیده ی آنها، آشپزی فعالیتی عاری از فشار است و در نتیجه حالشان را بهتر می کند. عامل اصلی این موضوع، ماده ای به نام سروتونین است که فعالیتش در مغز انسان باعث احساس آرامش و تمدد اعصاب می شود.

آشپزی غیرحرفه ای باعث آرامش و کاهش تنش می شود، چون نه ضرب العجل زمانی دارد و نه پیشرفت شغلیتان به آن وابسته است؛ بنابراین می توان واقعا از آن لذت برد. شاید کودکی داشته باشید که ترجیح می دهد به جای خوراک لوبیا، پیتزا روی میز باشد! اما آنچه اهمیت دارد فرایند پختن غذاست. در ضمن همه مان می دانیم که فرزندانمان ته قلبشان هر چه برایشان پخته باشیم را دوست دارند.

5. آشپزی کردن به ما مهارت می آموزد.

دستپختتان خوب نیست؟ چه بهتر! تلاش برای آماده کردن غذایی خوشمزه، صورت مسئله ای به مغز می دهد که نقادانه در موردش تفکر کند و باعث می شود بر روی تحلیل کاری که مشغول انجامش هستیم تمرکز کنیم. در تحقیقِ دانشمندان بریتانیایی که پیشتر به آن اشاره کردیم، شرکت کنندگان هنگامی که تحت فشار نبودند، توانایی بیشتری برای تفکر نقادانه داشتند و بهتر روی آشپزی کردنشان متمرکز می شدند. هنگامی که با آگاهی و تفکر، یک دستورالعمل تهیه ی غذا را دنبال می کنیم و با تغییرات خلاقانه آن را طبق سلیقه ی خودمان بهبود می دهیم، سلول های عصبی که در ایجاد آرامش ذهنی نقش دارند به کار می افتند و ذهنمان را آرام می کنند. در این حالت ما احساس می کنیم که هم مشغول یادگیری هستیم و هم از فعالیتی که در حال انجامش هستیم لذت می بریم.

احساس خستگی و بی انگیزگی امری طبیعیست که هر انسانی آن را تجربه می کند. این حس بخشی جدایی ناپذیر از زندگی انسان است. با این وجود، باید مغزمان را تمرین دهیم. لازم نیست حتما یک آشپز حرفه ای سرشناس باشید. وقتی ببینید ایده هایی که در ذهن دارید چطور می تواند یک غذای تکراری را خوشمزه تر کند غافلگیر خواهید شد. آشپزخانه مکانی برای خلاقیت است و کمک می کند که ذهنمان خلاق تر و فعال تر باشد.

6. آشپزی اعتماد به نفس را بالا می برد.

 

این حقیقت اجتناب ناپذیر است که نتیجه ی آشپزی ممکن است موفقیت آمیز نباشد. ممکن است کلوچه ها بسوزند، برنج شفته شود، خوراک ته بگیرد؛ اما همین هم جزو زیبایی های آشپزیست. از طریق آزمون و خطا، به دستورالعل هایی برای تهیه ی غذا خواهیم رسید که شاید تا نسل ها بعد در خانواده مان باقی بماند.

به گفته ی محققینی چون دکتر «الیزابت آن مک کی»[5] و «لزلی هیلی»[6]، آشپزی باعث تقویت رویکردهای مثبت در انسان می شود. آنها می گویند آشپزی فعالیتی خلاقانه است که وقتی به نتیجه می رسد در فرد احساس موفقیت و مفید بودن ایجاد می کند.

برای آنکه سرسخت و پرطاقت شویم، باید فرایند دشواری را طی کنیم. معمولا، تنها از طریق شرایط پرفشار و دشوار است که انسان سرسخت و پرطاقت می شود. اما آشپزی کردن هم می تواند به ایجاد این ویژگی ها در انسان کمک کند.

پخت یک غذای کاملا جدید را امتحان کنید، به بازخوردهای آن دقت کنید، نظراتی که دریافت کردید را اعمال کنید و نتیجه را دوباره بررسی کنید.

7. آشپزی تمرکز را افزایش می دهد.

اینکه بعد از یک روز کاری سخت و طولانی روی مبل لم بدهیم و به تلویزیون خیره شویم کار لذتبخشی است؛ در این بحثی نیست! اما بیایید کار جدیدی را امتحان کنیم! آشپزی همراه با ذهن-آگاهی و حضور در لحظه، روشی ارزشمند و قابل لمس برای پر کردن اوقات است که به گفته ی محققان، تمرکز را افزایش می دهد و کمک می کند تا خارج از آشپزخانه هم کارهای دیگرمان را به شکل بهتری انجام دهیم.

باز هم به موضوع محرک های ذهنی سالم بازگردیم. هنگامی که مغزمان درگیر تولید چیزیست که قرار است از آن استفاده کنیم، مهارت های ذهنی مان تقویت می شود. در واقع با آشپزی کردن، برای انجام دادن هر چه بهترِ وظایفمان در دنیای بیرون از آشپزخانه هم تمرین می کنیم.

شاید در نگاه اول به نظر بیاید که آرامش و تلاش برای رسیدن به یک دستاورد با هم در تضادند. اما آشپزی کردن، هر دوی اینها را در خود دارد. به غذایی که آماده کرده اید افتخار کنید و صد درصدِ توانتان را برای آماده کردنش به کار ببندید. با این کار هم به شکمتان لطف کرده اید و هم ذهنتان را تقویت می کنید!

8. آشپزی حواس را تقویت می کند.

اگر بخواهید با ذهن-آگاهی و حضور در لحظه آشپزی کنید، باید هر ماده ی اولیه را حس کنید، هر ادویه را بو کنید و به هر صدایی دقت کنید. تحقیقات نشان داده که وقتی آگاهانه به این فکر کنیم که ذهنمان روی چه چیز متمرکز شود، حواسمان تقویت می شود و همین کمک می کند که به جای سخت تر کار کردن، هوشمندانه تر کار کنیم.

مانند بیشتر فعالیت های مراقبه ای، آشپزی سر و صدای اضافی ذهن را خاموش می کند، و ما را قادر می سازد که در هر لحظه بر چیزی که واقعا اهمیت دارد تمرکز کنیم. به حسی که نسبت بر هر ادویه یا ماده ی غذایی دارید توجه کنید، و تصور کنید که چه تاثیری در طعم نهایی غذا دارد. چنین کاری بدون شک به تقویت حواستان کمک می کند.

آشپزی کردن فرایندی زمانبر است، و انجامش به شکلی که مثل مراقبه عمل کند آن را چالش برانگیزتر هم می کند. با این حال، عزم و اراده برای رسیدن به یک روش سالم در آشپزی، بسیاری از مزایای انواع مختلف مراقبه را با خود دارد.

البته که قرار نیست تمام آشپزخانه ها به سالن یوگا تبدیل شوند! اما با بهره گرفتن از ایده های مختلف طراحی، می توان آشپزخانه را به فضایی آرامش بخش تبدیل کرد. جایی که در آن غذا می پزید باید به شما حس آرامش بدهد. فارغ از اینکه چقدر در آشپزی مهارت دارید، دفعه ی بعد که می خواهید غذایی بپزید، سعی کنید به این موارد توجه کنید، مطمئن باشید که نتیجه ی مثبتش را فوراً لمس خواهید کرد.

WhatsApp-Image-2018-08-15-at-16.43.55-9

جوراب های رنگی رنگی

جوراب های رنگی رنگی

پیراهن بلند و جوراب، شلوار دمپا گشاد و جوراب و حتی جوراب عروس!

شما می توانید با یک جفت کارهای مختلفی انجام دهید و استایل های متفاوتی داشته باشید.

ما در ادامه به شما چند راه تازه برای استایل کردن جوراب هایتان معرفی می کنیم.

میدانم حتماً الان پیش خود چه فکر می کنید؛ "جوراب؟ واقعاً؟ "

بله، چرا نه؟ بسیاری از مردم نمی دانند که جوراب می تواند هر ترکیبی را جذاب تر کند. فقط کافی است جفت مناسب را پیدا کنیم.

جوراب را می توانید  نه تنها با انواع مختلف کفش، بلکه با لباس های مختلف نیز ست کنید. ما به شما می گوییم چگونه:

پیراهن بلند و جوراب

 

پیراهن و دامن های بلند، مثال واقعی راحتی اند. یک پیراهن بلند تیره رنگ به تن کنید، و آن را با یک جفت کفش بی رنگ (رنگ پوست) و جوراب رنگ روشن ست کنید. تعادل استایل روزتان بدست خواهد آمد.

 

جوراب و شلوار دمپا گشاد

 

شلوارهای آزاد می توانند به راحتی با هرچیزی ست شوند. جوراب نیز به همین صورت است. جفت کردن یک شلوار آزاد تیره طرح دار با جوراب های روشن پاستلی ایده بسیار خوبی است.

 

جوراب و لباس نیمه رسمی

 

لباس رسمی دیگر تنها به معنای کت و شلوار سه تکه نیست. این مهم است که لباس رسمی، حالتی پروفشنال به شما بدهد، و در عین حال راحت هم باشد. از آنجایی که تکرنگ (مونوتُن) هنوز هم بیشتر لباسی رسمی تلقی می شود، پوشیدن جورابی رنگی و عجیب و غریب به استایلتتان روحیه و رنگ می دهد.

 

جوراب و لباس عروس

 

چه کسی گفته است که عروس نمی تواند جوراب رنگی بپوشد؟ این ترکیب عجیب و جالب مونوتُن روزمره را به کل از بین میبرد. اما بین خودمان باشد؛ استایلی نیست که هر عروسی حاضر باشد آن را امتحان کند.

 

جوراب ناجور

 

پوشیدن لباسهایی که باهم جور نیستند در نوع خود جالبند. مثلاً جوراب صورتی و کفش قرمز یا  جوراب آبی و کفش های قهوه ای.

استایل جدید و جذاب به خلاقیت خودتان بستگی دارد!

 

جوراب درخشان برای تابستان

 

جوراب براق برای فصل گرم و آفتابی تابستان بسیار مناسب است. این کار ظاهرتان را با نگاه اول بسیار جذاب خواهد کرد. می توانید آن را با کفش پاشنه دار نیز امتحان کنید.

 

 

WhatsApp-Image-2018-08-13-at-16.14.08-9

چگونه صبح ها شاداب تر به نظر برسیم

چگونه صبح ها شاداب تر به نظر برسیم

چه شما فردی سحرخیز باشید که با صبح ها میانه خوبی دارد، یا نه؛ بیدار شدن از خواب و سرحال و شاداب به نظر رسیدن همیشه کار راحتی نیست. هست؟

با شستن صورت با آب، دستی به موها کشیدن و پوشیدن لباسی رنگی، آماده اید تا روز خود را شروع کنید.

ما در اینجا لیستی از کارهایی تهیه کرده ایم که بدون استفاده از مواد آرایشی، صبح ها زیبا و شاداب از خانه خارج شوید.

 

آب یخ روی صورتتان بریزید

 

این قدیمی ترین روشی است که همه آن را می دانند، و همیشه هم جواب می دهد. سینک تان را با آب خیلی سرد پر کنید و تعدادی قطعه یخ در آن بیندازید تا دما پایین تر بیاید. آب را روی صورت خود بپاشید. در لحظه منافذ پوستتان تنگ شده و مویرگها جمع می شوند، که این کار باعث می شود صورتتان صاف تر به نظر برسد. علاوه بر این، این کار شما را بیدار می کند که قطعاً روی ظاهرتان تاثیرگذار است.

 

به باشگاه بروید

 

هیچ چیز بیشتر از ورزش شما را بیدار نمی کند. پیاده روی کنید، روی تردمیل بدوید یا چند حرکت یوگا انجام دهید. هر ورزشی که ضربان قلبتان را بالا ببرد خوب است. با بالا رفتن تپش قلب و افزایش ترشح ایندورفین، انرژی تان بیشتر می شود. اضافه بر این، گونه هایتان سرخ رنگ می شود و نیازی به رژگونه نخواهید داشت.

 

 

به آشپزخانه بروید

 

اگر مشکلتان پف زیر چشم هاست، به آشپزخانه بروید. دو قاشق را به مدت ده دقیقه در فریزر بگذارید. سرتان را به عقب تکیه دهید و قاشق ها روی چشمانتان قرار دهید. سرما باعث کاهش التهاب می شود.

تکه های خیار سرد نیز به همین صورت عمل می کند. به مدت پنج تا ده دقیقه قطعات خیار را روی چشمانتان بگذارید. این کار باعث می شود که قرمزی، پف و التهاب پلک هایتان از بین برود.

 

 

سر و ته شوید

 

برای درست کردن موها در ده ثانیه، از کمر خم شوید و موهایتان را سر و ته کنید. نوک انگشتانتان را محکم روی ریشه موها ماساژ دهید و بافت های پوست سرتان را احیا کنید.

این شیوه علاوه بر سرحال شدن، باعث می شود که خون به صورتتان بدود و گونه هایتان را صورتی و براق کند.

 

آب رسانی، آب رسانی، آب رسانی

 

وقتی خسته به نظر میرسید، کم آبی بدترین دشمن شماست. وقتی آب کافی به بدنتتان نرسیده باشد، پوستتان خاکستری یا زرد رنگ به نظر می رسد و چروک های صورتتان خود را بیشتر نمایان می کنند. برای آبرسانی و بزرگ شدن سلول های بدن، میزان آب مصرفی تان را بالا ببرید و در طول شبانه روز هشت لیوان آب مصرف کنید.

 

لباس رنگی بپوشید

 

رنگ مشکی شاید شما را لاغر نشان دهد، اما کمکی نمی کند که سرحال تر به نظر برسید.

روزهایی که خسته اید، تاپ مشکی را رها کنید و رنگ روشن مناسب پوستتان را انتخاب کنید. این باعث می شود که در لحظه ظاهرتان روشن تر و پرانرژی تر به نظر می رسد.

davidson0cover

عکس های بروس دیویدسون از بریتانیا در گذار

بروس دیویدسون ، عکاس مشهور امریکاییست که سالیان دراز برای آژانس عکس مگنوم عکاسی کرده. او که آثارش در بسیاری از گالری های مشهور جهان به نمایش درآمده اند، به عکاسی از جوامع مختلف در شرایط بحرانی شهرت دارد. به تازگی نشریه اینترنتی «انادر مگ» به دنبال مصاحبه ای که با او انجام داده مقاله ای در موردش نوشته که سرآستین برای شما مخاطبین عزیز ترجمه نموده است.

بروس دیویدسون ، عکاس روایتگر

بروس دیویدسون، عکاس مشهور امریکایی که حالا 86 سال سن دارد، در کتابخانه ی منزلش در منهتن نشسته و با نشاط خاصی خاطره ی سفر دو ماه اش به بریتانیا در دهه ی 60 میلادی به عنوان عکاس مجله ی کویین را بازگو می کند.

دیویدسون می گوید: «آنها به من اختیار کامل دادند، چون کورنل کاپا بهشان گفته بود اگر می خواهید یک مجموعه عکس بی نظیر داشته باشید بگذارید بروس کار خودش را بکند! حتما غافلگیر می شوید! و همینطور هم شد!»

پاییز آن سال، بروس دیویدسون در تمام کشور سفر کرد، به لندن، اسکاتلند و سواحل جنوبی انگلیس رفت تا تصویری از بریتانیا که تازه آسیب های جنگ و چند دهه ریاضت اقتصادی را پشت سر گذاشته بود ارائه کند. دیویدسون در سفرهایش مناطقی از کشور را دید که از دهه ی 1930 دست نخورده باقی مانده بود. این مناطق در تضادی مشهود با خرده فرهنگ نوظهورِ نوجوانان بریتانیایی بود که در سال های بعد تمام جهان را فرا گرفت.

بریتانیا از نگاه یک امریکایی

تعدادی از آثار این مجموعه به تازگی با عنوان «بروس دیویدسون: پادشاهی متحده» در گالری هاگزلی-پارلور لندن به نمایش درآمد. این مجموعه اولین بار در 12 آوریل 1961 در کتابی به نام «بریتانیا از نگاه یک امریکایی: مقاله ای تصویری در باب بریتانیا» به چاپ رسید. دیویدسون می گوید: «من کاملا آزادی عمل داشتم. دستم باز بود و دستور کار مشخصی نداشتم. رنگ آسمان و غباری که در هوا بود فضای بسیار خاصی ایجاد می کرد. به همین دلیل هم احساس خاصی از ظرافت در عکس ها وجود دارد. خودم هم این ظرافت را احساس می کردم».

به عنوان یک جوان 27 ساله که دو سال سابقه ی عکاسی برای مجله ی مگنوم را با خود داشت، دیویدسون در یک موسسه تبلیغاتی در لندن مشغول به کار شد. یکی از اصلی ترین فعالیت های این موسسه، یک کارزار تبلیغاتی بود که مردم را به خوردن یک لیوان شیر در روز تشویق می کرد. با پولی که از این کار به دست آورد، یک خودروی کروکی «هیلمن مینکس» با صندلی های چرمی قرمز براق خرید. او تا مدتی دائما با این ماشین زیبا در لندن گشت و گذار می کرد، در حالی که قوت غالبش را شیر، موز و شیرینی تشکیل می داد! او می گوید: «بعد از مدتی حوصله ام از این وضع سر رفت، سوار قطار شدم و به روستا رفتم. خب در واقع هدف اصلی من، نوعی کاوش شخصی بود».

شهر معدن ها

دیویدسون با تکیه بر غریزه اش به عنوان یک عکاس، پرتره ای از بریتانیا در یک دوره ی گذار تاریخی را تهیه کرد. دوره ای که در آن، راه و روش سنتی زندگی جای خود را به زندگیِ مدرن داد. در این مجموعه همچنین عکس هایی که دیویدسون در سال 1965 از شهر کومکارن گرفته به چشم می خورد. شهر کومکارن که به معادنش مشهور است در ولز واقع شده و دیویدسون در سال 1950، هنگامی که در ارتش امریکا خدمت می کرد برای اولین بار به آنجا رفت. زمانی که او به عنوان سرباز به پاریس اعزام شده بود، از یک گروهبان ولزی پرسید: «بدترین دشمنت را به کجا تبعید می کنی؟»، پاسخِ او: «کومکارن»! وقتی دیویدسون قراردادی برای عکاسی از قلعه ی کارناروون دریافت کرد، تصمیم گرفت وقت بیشتری بگذارد و کمی در آن منطقه سفر کند.

بروس دیویدسون درباره ی آن روزها چنین می گوید: «فیلیپ جونز گریفیتز که اصالتا اهل ولز بود، من را با شاعر 92 ساله ی ولزی آشنا کرد و با این کار درهای زیادی به روی من باز شد. آن روزها برای هر مرد خانواده داری بسیار سخت بود، چراکه تمام معدن ها تعطیل شده بودند».

عکس به مثابه یک دریچه

عکس های دیویدسون که در فواصل زمانی نزدیک به هم گرفته شده اند، تصویری خیره کننده از بریتانیا ارائه می کنند؛ کشوری که در حال جنگیدن برای خروج از لبه ی پرتگاه بود و تلاش می کرد با به پایان رسیدن سبک زندگی ای که پیش از آن می شناخت کنار بیاید و راه را برای ظهور یک دوران جدید باز کند. به قول دیویدسون: «بریتانیایی ها مردم سرسختی هستن!». گفته ای که هنوز هم به اندازه ی آن روزها صادق است.

دیویدسون عقیده دارد که خودش هم در آن سال ها تغییرات زیادی کرده است. تجربه ی او در ثبت وقایع مربوط به جنبش حقوق مدنی امریکا، باعث افزایش آگاهی و درک او از دنیای بیرون از خودش شد. او می گوید: «اگر عکسی می گیرم باید برایش توضیحی داشته باشم. در واقع با این کار دریچه ای به دنیای یک نفر دیگر باز کرده ام. می توانم اینطور بگویم که من شبیه کودکی هستم که یک دوربین عکاسی به دستش داده اند. این بهترین نوع نگاه به عکاسیست. وقتی بچه بودم، کاملا بر کاری که می کردم و مسیری که میرفتم تمرکز داشتم. اگر ذهنت را باز بگذاری و اتفاقاتی که پیرامونت رخ می دهد را مشاهده کنی، مسیر خودش را برایت نمایان می کند».

5-9

تاریخچه کوتاه عطر

تاریخچه کوتاه عطر

هنگامیکه ما یک رایحه خاص مانند لباسهای تازه شسته شده یا یک هلوی تازه را بو می کنیم، ناخودآگاه این رایحه وارد بخشی از حافظه ما می شود. عطر می تواند یادآور احساسات ما باشد و خاطراتی را که فراموش کرده ایم برایمان دوباره تداعی کند.

عطر وسیله ای تاثیرگذار برای نشان دادن شخصیت ما در ارتباط با دیگران است.

رایحه ما هر روز ما را همراهی می کند و درباره شخصیت ما سخن می گوید، خاطرات را بازگو می کند و احساسات را برمی انگیزد.

برای فهم بهتر عطر لازم است تا تا با سرآغاز آن آشنا شویم، زمان مصریان باستان.

 Perfumeکلمه 

 

 از عبارت لاتین per" به معنای "از طریق" و "Fumus" به معنای دود گرفته شده است. 

سپس فرانسوی ها آنرا  Parfum ، به معنای رایحه ای که از دود و بوی

بخور ایجاد می شود نامیدند.

 

اما در حقیقت اولین شکل عطر، نوعی از بخور بود که حدود ۴۰۰۰ هزار سال پیش توسط مردمان بین النهرین ایجاد شد. فرهنگ های کهن گونه های مختلف رزین و چوب را می سوزاندند و در مراسم مذهبی از آن استفاده می کردند.

 

بخور، سه هزار سال پیش از میلاد وارد مصر شد. اما تا ابتدای عصر طلایی مصر، از عطر فقط در مراسم مذهبی و آیینی استفاده می شد. سپس رفته رفته حق انحصاری کشیش ها  از روی عطر لغو شد و مردم توانستند از حمام ها برای فرو رفتن در روغن های معطر صرفا جهت لذت استفاده کنند.

 

اولین عطر مایع را به یونانیان باستان نسبت می دهند. اما پیشرفت عصاره گیری عرب ها بود که باعث شد ساختن عطر تا به امروز بسیار موفق و ماندگار باشد.

عطر در قرن هفدهم به خصوص در فرانسه به موفقیت های فراوانی رسید. در آن زمان بهداشت از اهمیت زیادی برخوردار بود و از عطر برای از بین بردن رایحه بد بدن استفاده می شد. در انگلستان در دوره سلطنت هنری هشتم و ملکه الیزابت اول از عطر استفاده گسترده ای می شد. در زمان ملکه الیزابت همه اماکن عمومی با رایحه خوب عطرآگین بود، زیرا ملکه نمی توانست بوی بد را تحمل کند.

 

در قرن نوزدهم، عطر از نظر صنعت و هنر دستخوش تحولاتی بسیار شد. تغییر در سلیقه و همچنین پیشرفت شیمی بنیان های عطرسازی مدرن را ایجاد کرد. تا پیش از آن زمان، عطر معمولا  فقط از رایحه یک گل گرفته می شد. امروزه عطرها بسیار پیچیده اند و از بسیاری از رایحه های طبیعی و مصنوعی و شیمیایی ساخته می شود.

اولین مرحله برای ساختن عطر، استخراج کردن روغن های معطر از گیاهان است. برای ساختن عطر راه های بسیاری وجود دارد که رایج ترین آن عصاره گیری است. گیاه مورد استفاده برای عطر، در آب با حرارت بالا می جوشد که بخار آن بعدا  تبخیر می شود. با فشرده شدن روغن و بخار، روغن از آب جدا شده و جمع آوری می شود.

هزاران کیلو گل لازم است تا تنها یک کیلو از این روغن بدست آید، و این از دلایلی است که قیمت عطر بالاست. روغن عطر سپس با الکل رقیق می شود و باعث ماندگاری عطر و تاخیر در تبخیرش می شود، سپس طی فرآیندهایی فیلتر شده و بسته بندی می شود.

 

امروزه در صنعت عطرسازی از هر دو مواد اولیه مصنوعی و طبیعی استفاده می شود. عصاره های طبیعی از گل، برگ، ریشه و میوه (مرکبات) گرفته می شود. عصاره های حیوانی از مُشک، نهنگ و سگ دریایی گرفته می شود. شیمیدانان در تولید عطرهای مصنوعی با روش های ترکیبی طبیعی مهارت بسیاری پیدا کرده اند که باعث پیشرفت زیاد صنعت عطر شده است.

رایحه عطرها با توجه به درجه اشباع روغنشان دسته بندی می شوند. عطری که غلیظ ترین و بیشترین روغن را دارد، گرانترین و مرغوبترین است که بسیار قوی و ماندگاری بالاست و حاوی ۲۰ تا ۵۰ درصد از عطر با چگالی بالاست.

مطالعات در مورد رایحه ها نشان می دهد که مردم از عطر فقط برای داشتن بویی خوب استفاده نمی کنند. عطر تاثیر بسیار مثبتی در کاهش استرس، انرژی مثبت و بهتر شدن حال روحی دارد. پژوهشی در نیویورک انجام گرفته که نشان می دهد که هنگامیکه رایحه وانیل در هوا پراکنده می شود، بیمارانی که تحت ام آر آی هستند، ۶۳ درصد از استرس کمتری برخوردارند.

 

عطر طی قرن ها، از المانی مقدس تبدیل به اکسسوآری لاکچری و همینطور درمانی شده است. امروزه عطر دیگر فقط برای طبقه مرفه کاربرد ندارد، بلکه تبدیل شده است به همراه زندگی هر روز ما به عنوان وسیله ای یونیک برای نشان دادن شخصیت.

 

منابع:

https://www.parfumsraffy.com/perfume-history

https://www.thoughtco.com/history-of-perfume-1991657

https://www.mcgill.ca/oss/article/history/story-perfume

http://www.museesdegrasse.com/en/history-perfumery

https://www.tailormadefragrance.com/en_int/history_of_perfume

https://www.perfume.com/article-history-of-perfume