IMG_9172-9

زود و آرام بمیر؛ جنی هولتزر

جنی هولتزر از سال 1968 تا 1975 ابتدا در دانشگاه دوک در دورهام تحصیل کرد، سپس به دانشگاه شیکاگو رفت و نهایتا در دانشگاه اوهایو در آتن با مدرک کارشناسی در رشته ی هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد. دو سال بعد در کلاس های تابستانی کارشناسی ارشد در دانشکده طراحی رودآیلند در پروویدانس حضور یافت. تا آن موقع او به عنوان یک نقاش آبستره کار کرده بود، اما اینجا او ادغام عناصر کلامی در کارهایش را آغاز و در پروژه های عمومی شرکت کرد.

 

هولتزر از سال 1977 صرفا از زبان استفاده کرده است تا با کار کردن در رسانه های گوناگون و اکثرا در عرصه ی عمومی توجه عامه را بدست آورد. اولین فعالیت های هنری با هدف جلب توجه عموم، بین سال های 1977 و 1979 شکل گرفت. هولتزر آثاری از مجموعه ی "حقیقت گویی ها" را در نیویورک به نمایش گذاشت. او بالغ بر 40 اثر از این حقیقت گویی ها را که برخی محتوایی تحریک آمیز داشتند را به ترتیب حروف الفبا روی پوسترهایی چاپ کرد و تعداد بسیار زیادی از آن ها را در محل های مناسب چسباند.

این گزاره ها به لحاظ محتوایی بسیار عاقلانه بودند:" کار همه ی افراد به یک اندازه مهم است." ، "سواستفاده از قدرت هیچ عجیب نیست" و حتی جملات بسیار پیش پاافتاده ای نظیر "بی حوصلگی شما را به کار های احمقانه ای وا می دارد." از جمله نوشته های او هستند.

هولتزر حقیقت گویی های خود را همچون "کلیشه های مسخره" ای توصیف می کند و صحت آن ها را به خود مردم می سپارد تا امتحان کنند. در واقع، واکنش های مردم استثنایی بود. رهگذران روی بسیاری از شعارها را رنگ کردند و یا آن ها را تغییر دادند یا با نوشتن نظراتشان در مورد ارزش آن ها قضاوت می کردند. از قرار معلوم عبارات گاهی پیش پا افتاده، گاهی فیلسوفانه ی هولتزر، دریافت کنندگان و مخاطبان خود را به چالش می طلبید تا مستقیما خود با آن ها برخورد کنند.

آنچه هولتزر را به کار دادائیست ها ی سیاسی برلین در دهه های 1920 و 1930 و به مداخله های وضعیت گرایان در سال های بعد متصل می سازد ، اعلام قصد او برای دستیابی به تاثیری بود که از بافت هنری بسیار فراتر می رفت. مقالات "اشتعال پذیر" هولتزر که بین سال های 1979 تا 1982 منتشر شد، کاملا آشکارا به شرایط سیاسی مربوط می شوند که در بعضی موارد نیاز به یک تغییر اساسی در وضععیت موجود دارند. مانند "حقیقت گویی ها" هولتزر مقالات اشتعال پذیر را نیز در قالب پوستر هایی چاپ کرد، اما این بار رنگی، و آن ها را در سطح شهر و روی سر در ساختمان ها چسباند. اکثر این "مقالات" دقیقا از صد کلمه تشکیل شده اند. قطعه ی زیر تندروی گفته های او را به اندازه ی کافی روشن می سازد: "شادی کنید! زمان های ما تحمل ناپذیرند. شجاعت نشان دهید زیرا بدترین، پیام آور بهترین است. تنها شرایط هولناک است که می تواند تغییر را جلو بیندازد. پیش از آنکه عدالت به پیروزی برسد، کهنگی و فساد باید به زباله دان ها سپرده شوند."

هولتزر در آثار بعدی نظیر مجموعه زیستن، به پدیده های روزمره تری پرداخت و ویژگی های سیاسی واضح آثارش را به دلیل تمرکز بر فعالیت ها و نگرانی های عادی تر زندگی هر روز تعدیل کرد.

طی دو دهه ی گذشته هولتزر موفق شد آثار خود را از طریق کانال های اطلاعاتی عمومی به شیوه ای فوق العاده خلاقانه و موثر تبلیغ کند. از این رو، آثار او را می توان در روشنایی های میدان تایمز و همچنین روی کلاه های بیسبال، دیوار ها و دکمه ها در تبلیغات روزنامه ها، روی نیمکت های مرمر و تیشرت ها دید. پیام های گوناگون هولتزر که اغلب به طور غیر منتظره ای با آن ها مواجه می شویم، تا امروز قدرت آزاردهنده ی خود را از دست نداده اند.

منبع

-conceptual art by Daniel Marzona -Fatemeh Ebadi

IMG_4954-9

آسیا بریوا؛ فروتنی و زیبایی در مُد روسیه

آسیا بریوا؛ فروتنی و زیبایی در مُد روسیه

آسیا باریوا: در دنیا خیلی لباس برای پوشیدن وجود دارد

 

 

آسیا باریوا طراح مُد و فشن مسلمان متولد مسکو است که بیشتر برای پوشاک و زیورآلات دوستدار محیط زیست شناخته شده است. وُگ اشاره  می کند که باور او به اسلام و آموزه های اخلاقی او در طراحی لباس های او نمایان است. تمام لباس ها به گونه ای طراحی شده اند که تمام بدن مدل را می پوشاند و به دقت و زیبایی لایه بندی شده اند. باریوا بیشتر برای لایه بندی های لباس و اکسسوری معروف است.

آسیا باریوا طراح مُد و فشن مسلمان متولد مسکو است که بیشتر برای پوشاک و زیورآلات دوستدار محیط زیست شناخته شده است. وُگ اشاره  می کند که باور او به اسلام و آموزه های اخلاقی او در طراحی لباس های او نمایان است. تمام لباس ها به گونه ای طراحی شده اند که تمام بدن مدل را می پوشاند و به دقت و زیبایی لایه بندی شده اند. باریوا بیشتر برای لایه بندی های لباس و اکسسوری معروف است.

 

باریوا از ابتدا مذهبی نبود. او در روسیه در خانواده ای مسلمان بزرگ شد و پس از سفری که به مکه داشت بر آن شد تا سبک زندگی مذهبی تری را پیش بگیرد.

او در ۲۰۱۳ پیشه خود را به عنوان طراح پس از اتمام تحصیل در دانشگاه مسکو در رشته نساجی آغاز کرد. از آن پس، وی برای مجموعه هایی که از متریال های دست دوم در آن ها استفاده می شد که از بازار و یا آشنایان خود تهیه می کرد، شناخته شد. تصمیم طراح بر این بود که از پارچه های وینتیج استفاده کند تا به محیط زیست هم کمک کرده باشد.

باریوا می گوید: در دنیا لباس های بی شماری برای پوشیدن هست. ما نباید بیش از این تولید کنیم. ما به مقدار کافی داریم!

 

زیر ژاکت خیره کننده خود، باریوا یک پیراهن ساده مینیمالیستی و یک بلوز آستین بلند به تن می کند. این نماد تغییر اخیر در طرح های اوست .  همچنین در زندگی معنوی می گوید: من کارهای زیادی انجام داده ام و آن ها را به شیوه ای پیچیده به اتمام رسانده ام. من میخواستم تا همه چیز را در یک قطعه قرار بدهم. من جاه طلبی هایی برای نشان دادن دنیای درونی ام داشتم که به نظر من شیوه ی خودخواهانه کار کردن است. هدف من بر این بود که دنیای درونم را نشان دهم، که فکر می کنم برخاسته از شیوه ی کار خود-متمرکز من است. حال اهداف من بیشتر و متفاوت تر است و می خواهم بیشتر در مورد کارم فکر کنم.

 

باریوا به تازگی کمی از لباس فاصله گرفته و به ساخت سرامیک روی آورده است، گونه ای هنر که او آن را خالص کننده و پاک کننده روح می داند. آسیه می گوید: من به درون خودم نگاه می کنم و به دنبال این هستم که خودم را ساده کنم. وی در ادامه می گوید: قبت تر لباس ها سخت بودند ( اشاره دارد به طراحی های پیچیده که او را جلودار فشن روسیه قرار داد.) ، اما اکنون من گذشته را رها کردم و احساس می کنم که از من دور است. من لباس های قدیمم را دوست دارم، اما انگار که دیگر من نیستند. من آدم دیگری هستم.

 

 

769443151

ایلوژنیسم (وهم گرایی) در تاریخ هنر

ایلوژنیسم یا وهم گرایی گونه ی بسیار خاصی از ناتورالیسم (طبیعت گرایی) است که در آن هنرمند در تلاش برای فریفتن مخاطب است تا وی اشیایی نقاشی شده را به اشتباه اشیای واقعی بپندارد. این گرایش اساس هنر رنسانس را تشکیل می داد و بسیار تحت تاثیر خواست هنر کلاسیک برای خلق هنری بود که با اشیای واقعی و زنده اشتباه گرفته می شود.

خطای باصره و عمق نمایی معماری نما، دو اصطلاح فنی کایدی در ایلوژنیسم هستند. اصطلاح فریب چشم در اشاره به نوعی نقاشی به کار می رود که مخاطب را چنان می فریبد که گمان کند که برای مثال، به جای یک سیب نقاشی شده در حال نگریستن به یک سیب واقعی است. این اصطلاح اغلب در کورد نقاشی های طبیعت بی جان یا سایر آثاری که اشیایی کوچک تر را در فضایی ساده و صمیمی اغلب خانگی و داخلی تصویر می کشد به کار می رود.

"عمق نمایی معماری نما" اشاره به فریب در مقیاس بزرگتری دارد که در آن نقاشی یا فرسکو یا بنایی که در آن نمایش داده می شود، به هم آمیخته می شوند. هنرمند با تقلید از معماری بنای مورد نظر در اثرش، به این فریب دست می یابد. در نتیجه، این تکنیک اغلب ویژه ی اجرا در بناهاست. اگر صحنه و محیط اطراف اثر همیشه به یک صورت نورپردازی شود، نتیجه باورپذیر تر و متقاعد کنده تر می شود. در آن صورت هنرمند می تواند نوردهی بنا را در اثر خود ادغام کند.

تکنیک های ایلوژنیسم شامل کوتاه نمایی، پرسپکتیو و سایه-روشن پردازی است. همه ی این تکنیک ها در دوران کلاسیک اولیه (حدود 480 تا 450 ق.م) بسط یافتند و کاملا به دست هنرمندان رنسانسی استفاده می شدند.

مانتنیا نخستین هنرمند رنسانسی بود که از تزئینات وهم گرایانه برای آرایش سقف استفاده کرد. او به شکلی فریبنده ابعاد اتاق عروس در کاخ دوک نشین خاندان گونزاگا را "بسط و گسترش داد." این کاربرد نوآورانه ی عمق نمایی معماری نما، الهام بخش کورجو در تزئینات گنبد سان جووانی اوانیلیستا در پارما شد. هر دوی این آثار نمونه های ممتازی از شکل خاصی ایلوژنیسم هستند که در ترجمه، " از پایین رو به بالا" نام دارد.

مهم ترین آثار هنری

اتاق عروسان، دوک نشین خاندان گونزاگا، 1456-1474، آندرئا مانتنیا

ایستادن در اتاق عروسان و نگاه کردن به بالا مثل قرار داشتن در یک چاه است. گویی سقف از میان دیواری مدور رو به آسمان باز می شود. تاثیر آن، به ویژه برای اتاق عروس، مشوش کننده است. این اثر حسی از تجاوز عمومی به محصیطی خصوصی را ایجاد می کند. مانتنیا از کوتاه نمایی و عمق نمایی معماری نما برای خلق جلوه ای توهم زا و شگرف استفاده می کند؛ این کوتاه نمایی بیش از همه در پیکرهای کودک-فرشته ها قابل مشاهده است.

منابع

Estephan Little/ /گرایش های هنری/ism:understanding art/Maryam Khosrowshahi

774d6fc98

تجدید حیات؛ رنسانس

رنسانس به معنای "تولد دوباره" است و در جریان رشد هنر در غرب به دوره ای گفته می شود که از 1300 م آغاز شد و در 1600م به پایان رسید. رنسانس دوران کشف و بازیابی، اراده و تغییر است. جریان های متعدد و متناقض بسیاری بر این دوران حاکم بودند. رنسانس بیشتر با ایتالیا، بویژه فلورانس، ونیز و رم پیوند دارد. اما اروپای شمالی هم در پرورش رنسانس سهمی داشت، خصوصا در گسترش طبیعت گرایی (ناتورالیسم).

رنسانس شاهد تولدی دوباره در گرایش به گذشته کلاسیک (هنر باستانی یونان و روم) بود. در این دوران افراد به جای نهاد های آکادمیک نقش اصلی را در هدایت جریان های هنری بازی می کردند.بررسی و مطالعه ی تاریخ، فلسفه و هنر یونان باستان و روم،؛ مهم ترین پایه ی اومانیسم(انسان گرایی) بود. این جریان، یک گرایش گسترده ی فلسفی بود که در آن پاسخ به پرسش های طرح شده درباره ی روابط انسانی( اعم از اجتماعی، دینی و فلسفی) از طریق بکارگیری خرد و تامل در تجربیات، جانشین پاسخ های مبتنی بر منابع و مراجع مذهبی شد.

عمده ترین طرح و برنامه ی رنسانس که بسیار بلند پروازانه و نیز ذاتا متناقض است تلفیق ارزش های کلاسیک یا اومانیستی با ارزش های مسیحی بود. جورجو وازاری، مولف کتاب زندگی مجسمه سازان ایتالیایی معتقد بود که هنرمندان رنسانس برتر از هنرمندان کلاسیک هستند. چراکه با تلفیق این ارزش ها به وحدت دست یافته اند.

اومانیسم نیروی محرکه ای بود که از هنر کلاسیک، به ویژه خدایان، قهرمانان اسطوره ای، تاریخ کفر و پیش از مسیحیت، در هنر رنسانس حمایت کرد. علاوه بر این احیای معماری کلاسیک با اصول طراحی منطقی و عقلانی و تاکید آن بر تقارن و تناسب نیز در این مسئله موثر واقع شد. بازنمایی های دقیق از طبیعت نیز در رنسانس اهمیت بیشتری یافت. هنرمندان رنسانس عزم داشتند تا در روش های اصولی بازنمایی طبیعت مهارت پیدا کنند. بارزترین نمونه ای از روش برای این کار پرسپکتیو خطی بود.

مهم ترین آثار هنری

مَدونا و کودک ، آندرئا مانتینا

مانتینا هم مثل بسیاری از هنرمندان رنسانس، به شدت تحت تاثیر مجسمه سازی کلاسیک بود. مسیح کودک او استحکام فیزیکی باورنکردنی دارد. مانتینا در این اثر مدونا و کودکش را در یک منظره ی متداول در ایتالیا جای می دهد تا بر انسانیت مشترکشان تاکید کند. تنها هاله ی تقدس به دور سر مدونا است که او را از یک زن معمولی متمایز می کند.

b1619c2393e6e879810f015318329b84-9

گل گلی

گل گلی

طرح گل گلی در لباس برای اولین بار از شرق سرچشمه گرفته، بیشترین استفاده از آن در کیمونو و روی پارچه های ابریشمی بوده، و توسط بازرگانان به غرب سفر کرده است. این نکته جالب توجه وجود دارد که این پارچه‌ها بسیار ارزشمند و گرانبها بوده‌اند و فقط مردم ثروتمند در آن زمان می‌توانستند این پارچه ها را تهیه کنند. در ایران هم در دوره‌ی اسلامی لباس‌ها با طرح‌های انار، انگور، و گل لاله، با جزئیات و پیچ و تاب بسیار تزیین می‌شدند، و محبوب ترین پارچه، بافت این نقوش روی مخمل بود. اما در جریان سال‌های بعد این طرح در غرب هم بسیار محبوب و همه‌گیر شد، و تولید‌کننده‌های غربی با کپی کردن این طرحها مدل‌های ارزان تر را قابل دسترس کردند.

 

به هرحال این طرح همیشه برای طراحان لباس و پارچه جذاب بوده، و همیشه به آنها الهام بخشیده. تا همین امروز هرساله در کالکشن بهترین برندهای دنیا کم و‌ بیش همیشه این طرح به چشم میخورد.

حالا میرسیم به این تصور کلی،  که آیا این نقوش فقط برای خانم‌ها قابل استفاده است؟ و‌ آیا استفاده از آن در لباس‌های مردانه غیرمعمولی است؟

این حقیقت غیرقابل انکار وجود دارد که لباس‌های گل‌ گلی از اولین لحظه‌ی ورود به هر جمعی توجه همه را به خودش جلب میکند. و حتا برای لحظاتی چشم ها را بدون پلک زدن به خود خیره میکند. استفاده از این لباس‌ها برای کسانی که می‌خواهند مرکز توجه باشند و سلیقه‌ی خودشان را به رخ بکشند چه خانم ها و چه آقایان توصیه می‌شود. اما به هرحال استفاده از این طرح‌ها برای آقایان به جسارت بیشتری احتیاج دارد. مثلا شاید استفاده از یک شلوار گل‌گلی حتا در مهمانی کمی غیرمعمولی و ناراحت به نظر برسد، اما به جای آن یک کراوات با این طرح میتواند همه‌چیز را درست کند. یا اینکه شاید یک کت پر از گل به اندازه‌ی یک کت سرمه‌ای قابل استفاده نباشد، اما با یک تی‌شرت سفید جلوه‌ی فوق‌العاده‌ای خواهد داشت.

 

از طرفی، نقش گل‌گلی منحصر به لباس نیست. به کار بردن آن در کیف، کفش، دستمال گردن و انواع اکسسوری‌ها همیشه خاص بوده و حتی محدود به زمان نخواهد بود. بنابراین می‌توان لباس‌های ساده را با همنشینی در کنار یک کفش یا کیف گل‌گلی دوچندان دیدنی کرد. و در پایان، پیشنهاد من به شخصه این است که نباید در استفاده از این طرح ها زیاده روی کرد. به عنوان مثال ست کردن یک لباس آستین بلند مشکی با شلوار گل گلی، یا استفاده از یک کراوات با این طرح روی یک لباس ساده تاثیر بهتر و بیشتری خواهد داشت. 

پس ترس و خجالت رو کنار بگذارید و لباس‌های گل‌گلیتون رو از کمدتون بیرون بیارید. وقتشه که یه تغییر اساسی در لباس‌های روزانه‌تون ایجاد کنید.

 

bekir-donmez-335320-unsplash2

مکتب آتن؛ دوره ی کلاسیک

بسیاری از هنرمندان رنسانس، قرون وسطی را با انحطاط های فرهنگی مرتبط می دانستند و بنابراین از سبک های هنری آن فاصله گرفتند. در عوض، این هنرمندان به مطالعه و بررسی هنرهای یونان و روم باستان پرداختند، زیرا نه تنها در پیروی از دستاوردهای این هنرها بودند، بلکه سودای پیشی گرفتن و فراتر رفتن از آن ها را نیز در سر داشتند. هنر این هنرمندان نمونه ای از شیفتگی فراگیری است که در این دوران نسبت به ارزش های دوران کلاسیک یونان و روم وجود داشت.

نسبت و تقسیم بندی، تقارن، تناسب، ترکیب، اسطوره، تحصیل علم و کسب دانش

گذشته ی باستانی و کلاسیک در تمام حوزه های هنر تاثیر داشت. هنرمندان رنسانسی، چه در معماری و چه در مجسمه سازی یا نقاشی می خواستند آثارشان را براساس اصول منطقی طراحی که از هنر و معماری دوران کلاسیک درک کرده و آموخته بودند، خلق کنند. علاوه بر این یکی دیگر از مشخصات کلاسیسیسم رنسانسی احیای موضوعات و مضامین کلاسیکی بود که از اسطوره شناسی و تاریخ کلاسیک برداشته می شد.

در نقاشی، مازاچو با استفاده منسجم از پرسپکتیو، انقلابی در بازنمایی فضا پدید آورد. هنر او چیزی بیش از به عاریه گرفتن نقش مایه ها و موتیف های کلاسیک بود؛ او تلاشی آگاهانه در جهت خلق آثار بر پایه اصول و قواعد کلاسیک داشت.

دوناتلو نقشی مشابه در مجسمه سازی داشت. "داوود" اثر او اولین مجسمه ی مستقل با موضوع بدن برهنه ی مرد پس از عهد باستان بود. معاصران او، این اثر را به دلیل شبیه سازی و حس نیرومند حرکتی اش ستایش کردند. اگرچه درباره این نکته که این اثر حقیقتا کدام اسطوره کلاسیک را بازنمایی می کند بحث و تردید وجود دارد. بعضی معتقدند که این اثر بازنمایی مرکوری در حال حمل سر بریده ی آرگوس است.

شگرف ترین گسست از گذشته ی قرون وسطایی در آغاز به دست معماران رنسانسی صورت گرفت، به ویژه برونلسکی و آلبرتی بودند که معماری گوتیک را ترک و اصلاحات معماری کلاسیک را مجددا برقرار کردند. آنها بسیاری از بناهای کلاسیک باقی مانده در ایتالیا را مطالعه کردند و به جای تقلید صرف از صورت ظاهری، اصول ساخت این بناها را احیا کردند. برونلسکی و آلبرتی بناهایشان را بر پایه نسبت های ریاضی گونه طراحی می کردند و بدنبال رسیدن به طرحی متقارن، متناسب و یکدست بودند. آن ها در بسیاری از بناها مستقیما از بناهای کلاسیک الهام و الگو گرفته بودند.

برامانته و آلبرتی به احیای این باور دوران کلاسیک کمک کردند که طبیعت، با قوانین منطقی و عقلانی اداره می شود. این قوانین را می توان شناخت و در خلق آثار هنری به کار بست.

بسیاری از هنرمندان رنسانس، قرون وسطی را با انحطاط های فرهنگی مرتبط می دانستند و بنابراین از سبک های هنری آن فاصله گرفتند. در عوض، این هنرمندان به مطالعه و بررسی هنرهای یونان و روم باستان پرداختند، زیرا نه تنها در پیروی از دستاوردهای این هنرها بودند، بلکه سودای پیشی گرفتن و فراتر رفتن از آن ها را نیز در سر داشتند. هنر این هنرمندان نمونه ای از شیفتگی فراگیری است که در این دوران نسبت به ارزش های دوران کلاسیک یونان و روم وجود داشت.

مهم ترین آثار هنری

مدرسه ی آتن،رافائل

رافائل این اتاق را با تصویری از مدرسه آتن تزئین کرد. این مدرسه را فیلسوفانی نظیر افلاطون و ارسطو تاسیس کردند و در سال 529 م به دست کلیسا تعطیل شد. مدرسه آتن مهمترین مرکز فلسفه در دنیای باستان و کلاسیک بود. اثر رافائل ترکیب بسیار پیچیده ای از فلسفه کلاسیک و الهیات مسیحی است و آن را یکی از مهم ترین شاهکارهای هنری به شمار می آورند. افلاطون و ارسطو در مرکز نقاشی اند و در دوطرفشان مجسمه هایی از آپولو و آتنا جای گرفته اند. بنای داخل نقاشی که بر اساس معماری کلاسیک و با پرسپکتیوی فوق العاده بازنمایی شده، در واقع بازآفرینی نقاشانه ای از بنای جدید سن پیتر است.

منابع

Estephan Little/ /گرایش های هنری/ism: understanding art/Maryam Khosrowshahi

a8e15d95-1af9-43a0-81bb-75ad49e55395-9

کاربرد بُته جقه در ایران (بخش دوم)

کاربرد بُته جقه در ایران (بخش دوم)

کاربرد بته جقه در ایران

 

اصولاً نقش بته جقه در قدیم و زمان حال کاربرد بسیاری داشته و دارد، از جمله کاربرد آن در منسوجات و بافته ها، قالی ها، نقوش ظروف و غیره می باشد که در اینجا به برخی از آنها به اختصار اشاره ای می شود.

البته لازم به ذکر است که این کاربردها به کرات و در همه ی دوره ها نشانه ی آن است که سرو بطور کلی درختان در جوامع ایرانی از قدیم الایام قداست و احترام خاصی داشته اند.

نوع برخورد به نقش بته جقه و در نهایت فرم اصلی بته جقه سلیقه ای بنظر میرسد و در دوره های مختلف بر اثر سختیهای کار و مواد سخت و مختلف که استفاده می شده است، گاه بته جقه ها ساده سازی شده و گاه از فرم اصلی خود و ظرافت ها و ریزه کاری ها خارج شده اند و در نهایت ما به کثرت فرم بته جقه برخورد می کنیم که در هر دوره با ظرافت خاص آن دوره و با سلیقه هنرمندان آن دوره و با مواد و منابع قابل دسترس انجام شده است. بنابراین نمی توان به روشنی برای این نقوش روند گرافیکی بیان نمود، اما چنانکه می دانیم تمام این نقوش در دوران مختلف، خود نوعی آرم و تصویرسازی هایی قوی است که هنرمندان در زمانهای مختلف با سلیقه ها و ذهنیات و باورهای خود نقش بسته اند.

 

لذا در اینجا لازم دانستمبصورت اختصار چند کاربرد بته جقه در ایران را بیان کنم:

 

- بته جقه در هنر قالیبافی:

 

یکی از طرح های مورد استفاده در هنر قالیبافی طرح بته ای و أنواع آن است که زیبایی خاصی را در بر دارد. همچنین کرمان زیباترین أنواع آن را که بدون شک از طرح شال هایی که در دوران قدیم در این شهر می بافتند اقتباس گردیده، فراهم کرده است، جنبه تزئینی آن نسبت به سایر أنواع آن بسیار زیاد است که به آن پته دوزی می گویند.

از طرح های بته ای در کلیه کشورهای تهیه کننده قالی تقلید شده است ( خواه این قالی ها با دست تهیه شده باشد و خواه با ماشین) و گذشت زمان در آن تاثیری ندارد.

تهیه أنواع ساده تر طرح های بته ای آسان به نظر می رسد. ولی حقیقت این است که در بین طرح های معمول در ایران بافتن أنواع طرح های بوته ای بسیار دشوار است. مرتکب شدن یک اشتباه در یک رنگ و یا تغییر موقعیت یک گره کافی است تا طرح ضایع شود و اصالت قالی از بین برود.

 

-استفاده از بته جقه در ترمه

 

از دیرباز طرح اصیل بته جقه را بیشتر در ترمه ها به یاد می آوریم و ترمه پارچه های گرانبهایی است باقیمانده از دوران صفوی و قاجاریه که معمولا در خانواده های ایرانی به اندازه ای با ارزش است که به عنوان هدیه ای گرانبها به سبک و سیاق خاص بر روی جهیزیه دختران گذاشته می شود و همواره مورد احترام قرار می گیرد.

ترمه ها در زمان حال دو نوع هستند: ترمه های دستباف و ترمه های ماشینی که البته ترمه های دستباف ارزش بسیار والایی دارند.

معمولا در ترمه ها از رنگ های بسیار اصیل و پخته استفاده می شود.

۰۰۰۰عکس

 

 

-استفاده از بته جقه در پته دوزی کرمان

 

پته دوزی نوعی رودوزی روی پارچه است. پته دوزان با سوزن و ریس، رشته های نخ پشمی و ابریشم رنگین نقش و نگارهایی با بخیه روی سطح پارچه پشمی و و کرکی ضخیم به نام عریض می دوزند. پته دوزی بیشتر کار زنان کرمان است و در بیشتر نقاط کرمان و رفسنجان و سیرجان رواج دارد.

در گذشتهعریض را با دست یا دستگاه بافندگی دستی می بافتند. بعد که دستگاه بافندگی برقی یک فاز معمول شد، از آن در بافتن عریض استفاده کردند. امروزه پته را روی پارچه های معمول کارخانه های نساجی می دوزند.

 

-دست دوخت های پته

 

پته دوزی روی بعضی از اسباب و اشیا معمول است. عام ترین این اسباب و اشیا عبارت است از: بقچه، پشتی،جانماز، سرمه دان، جلد قرآن، روبالشی، زیرگلدانی، پرده، رومیزی، روکرسی، رویه کفش، کیف دستی، زیرلیوانی و روکش جعبه دستمال کاغذی. بیشتر این اشیای پته دوزی شده را در جهیزیه دختران می گذاشتند.

 

نقش های پته

 

نقش هایی که در طرح پته ها به کار می رود، بسیار متنوع است. طرح هر پته شامل دو بخش حاشیه و زمینه است. نقشهای طرح حاشیه پته ها عبارتند از:

خط های مستقیم، انواع گل ها، شکل های هندسی مانند مثلث، مربع، مستطیل و خط های شکسته ختایی، طوماری، بادامی و سروچه. نقش های طرح زمینه پته های عبارتند از: ترنج، بته جقه یا درخت زندگی، درختی، سرو، گل های بادامی بزرگ و گاهی نقش های حیوانات و پرندگان. گل های بادامی را بیشتر در چهار گوشه ی پارچه درمی آورند.

 

 

-فهرست منابع:

 

بته جقه چیست- طاهره عطروش- نشر سی بال هنر

فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی- دکتر محمد جعفر یاحقی- نشر سروش

سیری در هنر قالی بافی ایران- محمد جواد نصیری

رمزهای زنده جان- مونیک دوبوکور- نشر مرکز

shawnn-tan-1560073-unsplash

ویتو آکونچی ؛ محوطه ی مشارکت

در اوایل دهه 1960 ویتو آکونچی در آغاز یک شاعر و نویسنده بود و اشعار یا متون نثر خود را مرتب در مجله های ادبی منتشر می کرد. تا پایان این دهه کم کم علاقه اش به هنرهای تجسمی معاصر زیاد شد. او شیفته ی مینیمال آرت شده بود و علاقه داشت در سایر زمینه های هنری نیز آزمایش های بدیعی انجام دهد. بنابراین او با الهام از حال و هوای پرشور صحنه هنر نیویورک خیلی زود روش خود را تغییر داد.

افکار و اندیشه های خود را دیگر تنها در قالب نوشته هایش تدوین نمی کرد، بلکه می کوشید آن ها را در بافت اجراهایش و در تماس مستقیم با مردم امتحان کند. ویتو آکونچی در نخستین آثارش  به مضمون های بسیار گوناگون می پردازد : مشغولیت های ذهنی، تفکراتی راجع به نقش هنرمند در جامعه، مکانیسم های روانشناختی ، ساختار اجتماعی هویت و ارتباط بین قلمروهای خصوصی و عمومی. این ها تنها بعضی از موضوعاتی هستند که در اجرا های ویدیوهای او اکثرا به شیوه مستقیم بیان میشوند.

اجراهای جنجالی

ویتو آکونچی خیلی زود بدن خود را به عنوان رسانه ای مناسب کشف کرد و آن را بر سایر چیزها ترجیح داد، به طوری که بسیاری ار اجراهای اولیه اش بر مبنای فعالیت های مرتبط با بدن بود؛ البته این فعالیت ها را تا حد تحملش پیش می برد. بنابراین او آنقدر با چکش آرام آرام بر تصویرش در آینه می زد تا آینه بشکند (شفاف؛1970) ؛ در مدت زمان معینی فعالیت های فیزیکی سختی انجام وی داد؛ تا اینکه کاملا خسته شود و از پا بیفتد و رکورد هر بار را هم نگه می داشت (قدمگاه ، 1970) کوهی از مکعب های یخ را روی سینه خود قرار می داد تا به تدریج آب شوند؛ یا در یک حرکت تغییر جنسیتی نمادین ، موهای تنش را با شمع کز داد (تبدیلات ، 1973).

اجرای محل نشو و نمای او (1972) امروزه هنوز به بدی شهره است. در گالری ایلینا سونابند در فضایی که زیر یک ساخنار چوبی پنهان بود و مردم هم از روی ان سطح چوبی عبور می کردند، قرار می گرفت و هر بار به مدت یک روز خودارضایی می کرد، به طوری که بازدیدنندگان نیز به راحتی صدای او را می شنیدند.

محوطه مشارکت

اجرای محوطه مشارکت ویتو آکونچی ، یکی از قطعه های دستورالعملی او است و در تعداد معینی از شرکت کننده ها می کوشیدند حرکاتی را مطابق با قوانین از قبل وضع شده انجام دهند. در محوطه ی مشارکت دو شرکت مننده وجود دارد که در طول بازی به سبب چشم بند و گوش گیرهایشان نه می توانند ببینند و نه می توانند بشنوند. به هر یک گفته شده تا حرکات دیگری را دقیقا تل انجا که ممکن است تقلید کند. پیش از شروع ، این دو نفر باید چندبار دور خود بچرخند تا سرشان گیج برود و نفهمند به کدام جهت می روند.

در حالی که سوژه ها همین طور در تلاشند تا دستورات را انجام دهند، با بلندگوهای خارج صحنه نیز راهنمایی می شوند. اما این راهنمایی ها را فقط بینندگان فیلم ویدیویی می توانند بشنوند. بینندگان به مدت یک ساعت به پرده چشم دوخته اند با فقط با ناامیدی فیلم را تماشا میکنند تا ببینند این دو سوژه چطور می توانند حرکات یکدیگر را تقلید کنند و آیا اصلا قادر به این کار خواهند شد یا خیر.

از اواسط دهه 1970 ، ویتو آکونچی استفاده از بدنش را کنار گذاشت و شروع به کار روی چیدمان هایی در اتاق ها کرد ، اگرچه در این کارگذاری ها نیز لازم است مردم تا حد خاصی فعالیت بدنی از خود نشان دهند. امروزه، ویتو آکونچی مشغول پروژهای معماری مداخله گرایانه در فضاهای شهری است.

a8e15d95-1af9-43a0-81bb-75ad49e55395-9

کاربرد بُته جقه در ایران (بخش دوم)

کاربرد بُته جقه در ایران (بخش دوم)

اصولاً نقش بته جقه در قدیم و زمان حال کاربرد بسیاری داشته و دارد، از جمله کاربرد آن در منسوجات و بافته ها، قالی ها، نقوش ظروف و غیره می باشد که در اینجا به برخی از آنها به اختصار اشاره ای می شود.

البته لازم به ذکر است که این کاربردها به کرات و در همه ی دوره ها نشانه ی آن است که سرو بطور کلی درختان در جوامع ایرانی از قدیم الایام قداست و احترام خاصی داشته اند.

نوع برخورد به نقش بته جقه و در نهایت فرم اصلی بته جقه سلیقه ای بنظر میرسد و در دوره های مختلف بر اثر سختیهای کار و مواد سخت و مختلف که استفاده می شده است، گاه بته جقه ها ساده سازی شده و گاه از فرم اصلی خود و ظرافت ها و ریزه کاری ها خارج شده اند و در نهایت ما به کثرت فرم بته جقه برخورد می کنیم که در هر دوره با ظرافت خاص آن دوره و با سلیقه هنرمندان آن دوره و با مواد و منابع قابل دسترس انجام شده است. بنابراین نمی توان به روشنی برای این نقوش روند گرافیکی بیان نمود، اما چنانکه می دانیم تمام این نقوش در دوران مختلف، خود نوعی آرم و تصویرسازی هایی قوی است که هنرمندان در زمانهای مختلف با سلیقه ها و ذهنیات و باورهای خود نقش بسته اند.

 

 

لذا در اینجا لازم دانستم بصورت اختصار چند کاربرد بته جقه در ایران را بیان کنم:

 

- بته جقه در هنر قالیبافی:

 

یکی از طرح های مورد استفاده در هنر قالیبافی طرح بته ای و أنواع آن است که زیبایی خاصی را در بر دارد. همچنین کرمان زیباترین أنواع آن را که بدون شک از طرح شال هایی که در دوران قدیم در این شهر می بافتند اقتباس گردیده، فراهم کرده است، جنبه تزئینی آن نسبت به سایر أنواع آن بسیار زیاد است که به آن پته دوزی می گویند.

از طرح های بته ای در کلیه کشورهای تهیه کننده قالی تقلید شده است ( خواه این قالی ها با دست تهیه شده باشد و خواه با ماشین) و گذشت زمان در آن تاثیری ندارد.

تهیه انواع ساده تر طرح های بته ای آسان به نظر می رسد. ولی حقیقت این است که در بین طرح های معمول در ایران بافتن انواع طرح های بوته ای بسیار دشوار است. مرتکب شدن یک اشتباه در یک رنگ و یا تغییر موقعیت یک گره کافی است تا طرح ضایع شود و اصالت قالی از بین برود.

 

-استفاده از بته جقه در ترمه

       

از دیرباز طرح اصیل بته جقه را بیشتر در ترمه ها به یاد می آوریم و ترمه پارچه های گرانبهایی است باقیمانده از دوران صفوی و قاجاریه که معمولا در خانواده های ایرانی به اندازه ای با ارزش است که به عنوان هدیه ای گرانبها به سبک و سیاق خاص بر روی جهیزیه دختران گذاشته می شود و همواره مورد احترام قرار می گیرد.

ترمه ها در زمان حال دو نوع هستند: ترمه های دستباف و ترمه های ماشینی که البته ترمه های دستباف ارزش بسیار والایی دارند.

معمولا در ترمه ها از رنگ های بسیار اصیل و پخته استفاده می شود.

 

-استفاده از بته جقه در پته دوزی کرمان

 

پته دوزی نوعی رودوزی روی پارچه است. پته دوزان با سوزن و ریس، رشته های نخ پشمی و ابریشم رنگین نقش و نگارهایی با بخیه روی سطح پارچه پشمی و و کرکی ضخیم به نام عریض می دوزند. پته دوزی بیشتر کار زنان کرمان است و در بیشتر نقاط کرمان و رفسنجان و سیرجان رواج دارد.

در گذشتهعریض را با دست یا دستگاه بافندگی دستی می بافتند. بعد که دستگاه بافندگی برقی یک فاز معمول شد، از آن در بافتن عریض استفاده کردند. امروزه پته را روی پارچه های معمول کارخانه های نساجی می دوزند.

 

 

-دست دوخت های پته

 

پته دوزی روی بعضی از اسباب و اشیا معمول است. عام ترین این اسباب و اشیا عبارت است از: بقچه، پشتی،جانماز، سرمه دان، جلد قرآن، روبالشی، زیرگلدانی، پرده، رومیزی، روکرسی، رویه کفش، کیف دستی، زیرلیوانی و روکش جعبه دستمال کاغذی. بیشتر این اشیای پته دوزی شده را در جهیزیه دختران می گذاشتند.

 

نقش های پته

نقش هایی که در طرح پته ها به کار می رود، بسیار متنوع است. طرح هر پته شامل دو بخش حاشیه و زمینه است. نقشهای طرح حاشیه پته ها عبارتند از:

خط های مستقیم، انواع گل ها، شکل های هندسی مانند مثلث، مربع، مستطیل و خط های شکسته ختایی، طوماری، بادامی و سروچه. نقش های طرح زمینه پته های عبارتند از: ترنج، بته جقه یا درخت زندگی، درختی، سرو، گل های بادامی بزرگ و گاهی نقش های حیوانات و پرندگان. گل های بادامی را بیشتر در چهار گوشه ی پارچه درمی آورند.

-فهرست منابع:

 

بته جقه چیست- طاهره عطروش- نشر سی بال هنر

فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی- دکتر محمد جعفر یاحقی- نشر سروش

سیری در هنر قالی بافی ایران- محمد جواد نصیری

رمزهای زنده جان- مونیک دوبوکور- نشر مرکز

 

7893c2948

انسان گرایی یا اومانیسم در تاریخ هنر

اومانیسم یا انسان گرایی را تقریبا با رنسانس مترادف می دانند. انسان گرایی دارای دو مولفه ی اصلی است: احیای توجه به هنر و ارزش های دنیای کلاسیک ( یونان و روم باستان) و تجدید حس توانایی فرد در درک و تغییر هم خود و هم دنیا از طریق جستجوی راه حل های عقلانی به جای پاسخ های دینی.

اصطلاح «اومانیست» (انسان گرا) نخستین بار در قرن 14ام و در اشاره به مدرسان هنرهای خاص آزاد اندیشان رومی (هندسه، صرف و نحو، شعر، علم بلاغت و سخنوری و فلسفه ی اخلاق) به کار گرفته شد. به تدریج این اصطلاح در مورد هر انسان تحصیل کرده ی علاقه مند به دنیای کلاسیک و معتقد به اهمیت احساسات بشری و روابط انسانی استفاده شد.

با اینکه انسان گرایی در ابتدا جنبشی ادبی و تحقیقی بود، اما این تمایل جدید را در هنرمندان تقویت کرد که به عنوان «مردان بزرگ» نقش مهمی در کشف گذشته ی کلاسیک و باستانی و نیز طبیعت بشری ایفا کنند. انشان گرایی آغازگر گذاری بود از دنیایی که در آن هنرمندان، پیشه‌وران و صنعتگرانی بیش نبودند، به دنیایی که در آن هنرمندان نکات مهمی برای بیان درباره ی جهان داشتند.

انسان گرایی با تاکید بر اهمیت خرد و کاوش های عقلانی، سلطه ی سنتی الهیات را به چالش کشید؛ الهیاتی که عالم ملکوتی را متعالی و عالم زمینی را، به عنوان عرصه ی گناه آلود و فاسد، خوار می پنداشت.

هنرمندان شروع به نمایش تقدس در مردم عادی کردند: پس از قرن ها جلال و شکوه زراندود به عنوان ملکه ی بهشت، باکره ی مقدس به صورت دختری محقر و معمولی تصویر می شد. این تمایل به وضوح در آثار داوینچی آشکار است و به کاراواجو منتهی می شود.

انسان گراها به اهمیت آموزش اعتقاد داشتند، زیرا متقاعد شده بودند که عقل بشر می تواند طرح های منطقی و مستدل عالم را درک کند. چنین استدلالی الهام بخش این باور گردید که هنر را می توان برای اهداف آموزشی، به صورت یک سری قانون تدوین کرد. در عوض، این مسئله به تاسیس آکادمی های هنری منجر شد. هدف از این آکادمی ها اطمینان از کاربرد صحیح این قوانین بود.در فرانسه، پوسن هنرمندی بود که بیشترین نفوذ و تاثیر را در آموزش آکادمیک داشت؛ کسی که به اذعان خود یک انسان گرا بود و یکی از اولین هنرمند-روشنفکران بزرگ محسوب می شد.

مهم ترین آثار هنری

باکره ی مقدس و کودک با قدیسه آن، 1510م، لئوناردو داوینچی

در این اثر باکره ی مقدس بر زانوی قدیسه ی آن نشسته است و هر دو به مسیح نگاه می کنند که از روی بازیگوشی گوش های یک بره را می کشد. داوینچی داین شخصیت های مرکزی دین مسیحیت را به کمک نمایش شان با احساسات معمولی و بشری متمایز و مشخص ساخته است.

پرتره ی نقاش همراه یکی از دوستانش، حدود 1518م، رافائل

انسان گرایی ، همانند بسیاری از فلسفه های کلاسیک و باستانی، بر اهمیت دوستی بیش از عشق احساسی تاکید داشت. پرتره ی رافائل همراه دوستش حاکی از این تمایل است. این اثر، تجسمی گرم و صمیمی از دوستی است که در آن پیوندهای احساسی ناب انسانی تجلیل و تصدیق می‌شوند.