1-9

معرفی آثار طراح فشن، گَرِث پیو

معرفی آثار طراح فشن، گَرِث پیو

گَرِث پیو، متولد ۳۱ آگوست ۱۹۸۱، طراح فشن انگلیسی است.

او در سن چهارده سالگی کار خود را به عنوان طراح لباس برای تئاتر نشنال یوث شروع کرد. وی تحصیلات خود را در زمینه فشن در کالج ساندرلند آغاز و در دانشکاه مرکزی سنت مارتینز در رشته طراحی مُد در سال ۲۰۰۳ به پایان رساند.

تنها دو ماه پس از اتمام تحصیلاتش برای شرکت در برنامه تلویزیونی خانه فشن انتخاب شد.

در سال ۲۰۰۵ بواسطه مجله dazed and confused و یک شو در London club Kashpoints Alternative Fashion Week ، پیو توجه پیو به زمینه استعدادهای جدید در لندن جلب شد و توانست در نمایشگاه گروهی پاییز ۲۰۰۵ در لندن شرکت کند. او تنها ۴ هفته برای آماده کردن طرح هایش فرصت داشت، استودیو، دستیار و پولی هم نداشت که کالکشن خود را آماده کند. اما در نهایت مجموعه اش با موفقیت بسیاری روبرو شد و طرح هایش توجه زیادی را به سمت خود جلب کرد.

 

اولین نمایشگاه انفرادی پیو در هفته فشن لندن در پاییز ۲۰۰۸ بود. تمامی نمایشگاه های او مورد توجه و تشویق منتقدان قرار گرفته است. مجله وُگ کالکشن بهار ۲۰۰۷ او را " یک نمایش فوق العاده ی از دست ندادنی"  نامید و گفت که نبوغ او غیرقابل انکار است.

 

طراحی های لباس پیو با عنوان فرم های تجربی مجسمه ای قابل پوشیدنی توصیف شده اند. فرم ها، حجم ها و پارچه های پیو امضای کارهای او هستند.

این طراح در سال ۲۰۱۵ دهمین سالگرد لیبل خود را  با بازگشت به هفته فشن لندن جشن گرفت و وُگ در توصیف مجموعه بهار/تابستان ۲۰۱۶ او نوشت: "بدون شک بهترین کالکشن او تابحال".

 

چند نمونه از مجموعه های پیو

 

مجموعه بهار ۲۰۰۷

 

مدل های غیر قابل شناسایی روی ران وِی ابرگونه پنبه ای سفید راه میرفتند. چهره ها و دست های آنها ماسک ها و دستکش های لاتکس پوشانده شده بود. حجم، ساختار و سرهم کردن شکل های جئومتریک از ویژگی های اصلی این شو بودند.

مشکی، سفید و نقره ای رنگ هایی بودند که در همه چیز از آن استفاده شد: از جمله پرینت های شطرنجی تا آستین های پرشده با هوا برای رسیدن به حجم.

 

مجموعه پاییز ۲۰۰۸

 

مدل هایی با استایل، آرایش و مدل مو جنگجو با پیراهن هایی از زیپ. استفاده از موی بز، فلانل و پی وی سی.

امضای کارهای گرث یعنی فرم های اغراق شده در ساختار و سرهم بندی ها  دوباره در این مجموعه دیده شد اما این بار بیشتر حالت فشن در سطح بالاتری داشت.

با پالت رنگی معمول مشکی، سفید و نقره ای، این مجموعه با عنوان "جادوگر اُز شکارچی را می بیند " بسیار مورد استقبال قرار گرفت.

 

مجموعه پاییز ۲۰۰۹ ، پاریس

 

این بار پیو مخاطبان خود را بسیار سورپرایز کرد. هنگامیکه در صندلی های خود نشستند، انتظار دیدن ران وِی شو را داشتند. اما پیو یک فیلم هشت دقیقه ای را برای معرفی مجموعه اش ارائه داد. او از اینکه تم و لیبل علمی-تخیلی روی کارهاش باشد خسته بود و می خواست مجموعه ای از زیر زمین داشته باشد، نه سفینه فضایی. پالت رنگی مشکی، طوسی و هماتیت بود و چهره هایی که در فیلم سیاه و سفید بودند حالتی الگانت با وقار در حرکت داشتند، برخلاف لباس هایی که تا پیش از آن داشت. او می خواست در لباس هایش سیالیت و حجم را نشان دهد که این کار در ران وِی ناممکن بود. و اینبار کارهایش از خشونت و پرخاش خارج، و حالتی محافظه کار و زنانه داشت.

 

 نمونه آثار دیگر:

Mister-Turkey-and-His-Wife-Small-1

چرا باید برای خریدن آثار هنری اصل هزینه کرد؟

شاید تا به حال با این پرسش روبرو شده باشید که چرا باید برای خریدن آثار هنری اصل هزینه کرد، در حالی که می توان کپی ارزان قیمتی از همان اثر را با قیمتی ناچیز به دست آورد. در متن زیر که سرآستین برای شما ترجمه کرده، کارن استفانو، وبلاگ نویس و نقاش اهل افریقای جنوبی، درباره ی مزایای خریدن آثار هنری اصل توضیح می دهد و از تجربیات خودش در رابطه با این موضوع سخن می گوید.

لذت خریدن آثار هنری اصل

چند ماه پیش با یک وبسایت بومی آشنا شدم که به عنوان یک گالری هنری آنلاین فعالیت می کند. آثار هنرمندان زیادی در این وبسایت موجود است، برخی هنرمندان بسیار خوب، برخی نه چندان خوب، و بسیاری هم چیزی ما بین این دو.

خریدن آثار هنری به صورت آنلاین

من که تازه با موضوعِ فروش آنلاین آثار هنری آشنا شده بودم، از دیدنِ این نکته که برخی از آثار در بازه ی قیمتی معقولی قرار دارند تعجب کردم. بعد از آن با خودم به این نتیجه رسیدم که می خواهم مجموعه دار آثار هنری باشم، و این وبسایت را به عنوان راهی برای رسیدن به این هدف می دیدم. برای من، این موضوعی کاملا جدید بود. شاید خیلی ها فکر کنند که من به عنوان یک هنرمند، به اندازه ی کافی آثار خودم را برای نصب روی دیوارهای خانه ام دارم و نیازی به خریدن آثار هنری بقیه نیست.

 

قیمت آثار هنری اصل

حالا می خواهم برایتان بگویم که این نقاشی چه احساسی در من ایجاد می کند. هرگاه به آن نگاه می کنم، از اینکه چنین اثر هنری زیبا و منحصر به فردی را انتخاب کرده ام احساس غرور می کنم. علاوه بر آن، من می دانم که هر چند قیمت این اثر بسیار منصفانه بود، اما به هر حال پول زیادی بابتش دادم و این برایم ارزش خاصی به آن اثر می افزاید.

بنابراین به تمام کسانی که می خواهند اثر هنریشان را بیش از حد ارزان بفروشند می گویم: این کار را نکنید! شما با این کار، خریدار اثرتان را از یکی از جنبه های مهم مالکیتِ اثر هنری محروم می کنید.

تابلوی نقاشی یا ماشین اسپرت؟!

مثلا ماشین های فِراری را در نظر بگیرید. سالانه تعداد محدودی از آنها تولید می شود؛ بنابراین همه نمی توانند یکی از آنها را داشته باشند. همین منحصر به فرد بودن، به خودی خود آنها را خاص می کند. اما فقط منحصر به فرد بودن نیست که اهمیت دارد. اگر قیمت هر کدام از این ماشین ها تنها چند هزار دلار بود هم همینقدر خاص بودند؟

آثار هنری هم دقیقا به همین صورت هستند، حتی شدیدتر! در مورد یک نقاشی اصل، آن نقاشی مطلقاً تنها نمونه از نوع خودش است. چاپ ها و پوسترهای یک اثر هنری اصل، همان احساس را به شما نمی دهند. شما می توانید کپی دقیقی از یک اثر هنری را چاپ و قاب کنید، اما خودتان می دانید که این تنها یک کپی کم ارزش است و احساسی که نسبت به اثر اصلی دارید را نسبت به آن نخواهید داشت.

گشت و گذار پیش از خریدن آثار هنری

مدت زیادی را صرف تماشای آثار هنرمندان مختلف کردم و آنهایی که بیشتر دوست داشتم را جدا کردم. در چند هفته ی پس از آن، تقریبا هر روز به این وبسایت سری می زدم. بخصوص آثار یکی از هنرمندان مرتباً مرا جذب خود می کرد. در تصمیمی ناگهانی، برای او ایمیلی ارسال کردم و از علاقه ام به آثارش گفتم. او پاسخ زیبایی به پیامم داد و این گونه بود که رابطه ای میان ما شکل گرفت.

انتخاب آثار

تصمیم قطعی گرفته بودم که یکی از نقاشی هایش را بخرم، موضوع فقط این بود که بهترین گزینه را انتخاب کنم و مطمئن شوم پول خریدش را دارم! بالاخره تصمیمم را گرفتم و اولین نقاشی زندگی ام را خریدم. کوتاه زمانی بعد، نقاشی به دستم رسید. بی صبرانه منتظر بودم از نزدیک ببینمش، چرا که تا آن لحظه فقط تصویرش را در وبسایت دیده بودم. حتی از آنچه فکر می کردم هم زیباتر بود و واقعا از خریدم راضی بودم.

رابطه ی هنرمند و خریدار اثر

من هنوز هم از طریق ایمیل با این هنرمند در ارتباط هستم و در مورد وبلاگ و آثار جدیدمان با هم گفتوگو می کنیم. فارغ از اینکه من عاشق آثار او هستم و می خواهم کارهای بیشتری از او بخرم، او هم نسبت به من و آثارم علاقه ی زیادی نشان می دهد. این رابطه سبب می شود که هرگاه من آماده ی خریدن اثر هنری دیگری باشم، پیش از همه به سراغ او بروم.

حس خوب خریدن آثار هنری اصل

این اثر هنری که خریدم احساس بی نظیر دیگری هم در من ایجاد می کند. من می توانم رد قلم نقاش را حس کنم و ببینم که قلمو را چطور روی بوم گذاشته؛ و این احساس، نوعی از ارتباط را میان من و او به وجود آورده است.

شاید بپرسید که چرا من نمی توانم همین احساس را با رفتن به یک گالری و تماشای آثار به دست بیاورم؟

خب بیایید دوباره به مثال ماشین فِراری نگاه بیاندازیم. داشتن یکی از این ماشین ها احساس غرور و لذتی به آدم می دهد که دیدن یکی از آنها در خیابان هرگز چنین حسی ایجاد نمی کند. علاوه بر آن، من شخصاً این اثر را انتخاب کردم، و این انتخاب برایم معنادار است. در مورد اینکه چرا آن را انتخاب کردم، چرا دوستش دارم و چه احساسی در من ایجاد می کند فکر می کنم.

توصیه به هنردوستان

بنابراین من به هرکسی که در مورد خریدن آثار هنری اصل فکر می کند یک توصیه دارم: حتما این کار را انجام بده! ممکن نیست پشیمان شوی! هنرمندی را پیدا کن که آثارش را واقعا دوست داری و قیمت کارهایش به بودجه ات می خورد، آثاری که بیشتر دوست داری را انتخاب و مدتی آنها را بررسی کن.

به مرور ممکن است یکی از آثار بیش از پیش توجهت را جلب کند، این همان اثریست که باید بخری!

خریدن از هنرمندان کمترشناخته شده

من شخصاً دوست دارم آثار هنرمندان جدید و ناشناس را ببینم. اگر از آثارشان خوشم بیاید و زمانی که هنوز نسبتاً ناشناس هستند از آنها خرید کنم، هزینه ی بسیار کمتری می پردازم. اگر خوش شانس باشم و تقاضا برای آثار آنها بالا برود، در آن صورت انگار یک سرمایه گذاری خوب انجام داده ام. هرچند که من هرگز اثری را به قصد فروش نمی خرم.

خطاب به آن دسته از هنرمندان که فکر می کنند نمی توانند همزمان مجموعه دار نیز باشند می گویم در این باره تجدیدنظر کنید. احساسی که خریدن اثر هنری یک نفر دیگر به شما می دهد، کاملا با احساسی که از به نمایش گذاشتن آثار خودتان کسب می کنید متفاوت است؛ و من شخصاً به شما توصیه می کنم که این احساس را تجربه کنید.

درباره ی نویسنده از زبان خودش

معمولاً طنز عجیبی در آثار من وجود دارد. من دوست دارم موقعیت هایی را به تصویر بکشم که در زندگی واقعی با آنها مواجه نمی شویم و احساس تعجب و کنجکاوی را در آدم بر می انگیزند. من می خواهم نشان دهم که در زندگی تکراری و روزمره هم زیبایی هایی وجود دارد. من ترجیح می دهم به جای کشیدن تصویر یک شیر پر ابهت، از  یک خوک بیچاره نقاشی کنم و به جای یک منظره ی چشمگیر، پاره سنگ ساده ای روی زمین را به تصویر بکشم. پشت هر کدام از نقاشی ها داستانی هست که برای خودم معنای مشخصی دارد.

 

زندگی شخصی

من و خانواده ام در دهه ی هفتاد میلادی از بریتانیا به افریقای جنوبی مهاجرت کردیم و تا امروز همانجا زندگی می کنیم. من عاشق افریقای جنوبی هستم و حتی برایم قابل تصور نیست که جایی جز اینجا زندگی کنم. وقتی بچه بودم هنر درس مورد علاقه ام در مدرسه بود. یک سال جایزه ی هنری مدرسه را بردم و از آن روز، تبدیل شدن به یک هنرمند مشهور رویای من شد.

تحصیلات و زندگی حرفه ای

بعدها در دانشگاه ویتز به تحصیل هنرهای زیبا با گرایش نقاشی پرداختم. بعد از فارغ التحصیلی، با وجود اینکه دو عدد از آثارم برای نمایشگاه سالانه ی فارغ التحصیلان هنر انتخاب شد و یک جایزه ی ملی هم دریافت کردم، با خودم گفتم هنر و پولدار شدن با هم سازگار نیستند. بنابراین فعالیت حرفه ایم را در زمینه ای دیگر آغاز کردم و برای زمانی طولانی، هنر را به عنوان یک سرگرمی دنبال کردم. بعد از سال ها که بهانه های مختلفی می آوردم و به خودم قول می دادم که بالاخره به دنیای هنر باز خواهم گشت، بالاخره به حرفه ای برگشتم که به آن تعلق داشتم. حالا دیگر خودم را به عنوان یک هنرمند جدی می گیرم و می خواهم هنرم را با دنیا به اشتراک بگذارم.

Shiraz0-1

نشستن آستین در نشیمن

در ادامه ی رویدادهای آستین، در تاریخ چهاردهم آذرماه 1398، آستین به دعوت نشیمن به شیراز رفت تا میهمان دو روزه های نشیمن باشد. طی این رویداد دو روزه، علاوه بر اینکه برخی از محصولات آستین به عنوان نمونه به شیراز برده شد و برای هنردوستان شیرازی به نمایش درآمد، داستان آستین از زبان بنیانگذارانش برای مخاطبین روایت شد. سرآستین گزارشی از این رویداد را برای شما مخاطبین عزیز آماده کرده است.

دو روزه های نشیمن

نشیمن که در ابتدا فعالیتش را با نام لمکده آغاز کرد، در سال 1376 در کنار کارگاه کوچکی واقع در زیرزمین یک ساختمان مسکونی تاسیس شد. در سال 1384 با هدف گسترش زمینه ی فعالیت، کارگاهی نیمه صنعتی در شهرک صنعتی شیراز افتتاح کرد و یک سال بعد کارخانه ای صنعتی با فضای تولیدی اختصاصی و واحد طراحی مختص به خود تاسیس کرد. این تلاش متمادی در طی بیش از دو دهه، به تولید کالاهای مرغوب و باکیفیت با طراحی منحصر به فرد منجر شده. امروز نشیمن علاوه بر تولید محصولات تحت برند خودش، با برگزاری رویدادهایی به نام دو روزه های نشیمن، به همکاری و مشارکت با دیگر برندها و طراح ها می پردازد.

نشستن آستین در دو روزه های نشیمن

اخیرا در یکی از این رویدادهای مشترک، آستین به دعوت نشیمن به شیراز رفت تا علاوه بر به نمایش گذاشتن محصولاتش برای هنردوستان شیرازی، داستانش را برای آنها روایت کند. محصولاتی که آستین به شیراز برد توسط محمدحسین قادری (م ح ق)، طراح و مدیرعامل نشیمن انتخاب شده بودند. این محصولات در چیدمانی زیبا در کنار کالاهای تولید شده توسط نشیمن به نمایش در آمدند.

 

شناخت دو طرفه

یکی از نکات قابل توجه در این رویداد، تفاوت سلیقه ی هنردوستان در نقاط مختلف کشور بود. طبیعتا پیشینه ی فرهنگی اقوام مختلف، که منجر به پدید آمدن سبک های هنری متفاوت در نقاط مختلف جغرافیایی شده، در سلیقه ی هنردوستان هر شهر نیز تاثیرگذار است. یکی از اهداف آستین از برگزاری چنین رویدادهایی در شهرهای مختلف، علاوه بر آشنایی بیشتر مخاطبین با آستین، پیدا کردن شناخت بهتر نسبت به همین تفاوت سلیقه هاست. خرید اینترنتی در کنار راحتی و سادگی ای که برای مشتریان دارد، می تواند منجر به نوعی فاصله یا شکاف بین فروشنده و خریدار شود. نمایش های اینچنینی با شناخت بهتری که بین دو طرف ایجاد می کنند، نقش مهم و تاثیرگذاری در پر کردن این شکاف دارند.

روایت داستان آستین

بهادر ادب، یکی از دو بنیانگزار اصلی آستین، در روز اول این رویداد برای میهمانان و بازدیدکنندگان سخنرانی کرد و از فلسفه ی آستین و چگونگی و چرایی تاسیس آن گفت. از عشق به صنعت و هنر ایرانی، و از تلاش برای فراهم کردن سکویی برای طراحان ایرانی که به وسیله ی آن محصولاتشان را به بازه ی گسترده تری از مخاطبان عرضه کنند. سکویی که جای خالی آن در صحنه ی طراحی و دیزاین ایرانی به شدت احساس می شد. علاوه بر این، بهادر ادب از چشم انداز آینده ی آستین و اهداف حرفه ایش صحبت کرد. از برنامه ریزی برای ایجاد تاسیسات تولیدی جدید، و گسترش تیم های تخصصی آستین در زمینه های مختلف. او همچنین در مورد نقش پررنگ برندینگ و اولویت آن نسبت به مارکتینگ در فلسفه ی کاری آستین صحبت کرد.

استقبال کم نظیر

استقبال گرم و پرشور مردم هنردوست شیراز از این رویداد دو روزه، از موفقیت آستین در برقراری ارتباط مثبت با مخاطبینش حکایت دارد. اغلب بازدیدکنندگانی که در این رویداد شرکت کردند علاوه بر شنیدن صحبت های بنیانگذار آستین و مشاهده و امتحان کالاهایی که آستین همراه خود به نشیمن برده بود، از تجربه ی حضور در این رویداد لذت می بردند و تمایل داشتند ساعاتی را در محیط نمایشگاه سپری کرده و از فضای آن بهره مند شوند. آستین و نشیمن نیز به تأسی از همین امر، امکاناتی برای پذیرایی از مهمان ها تدارک دیدند.

dav

استایل هفته: سبز، سبز، سبز

استایل هفته: سبز، سبز، سبز

فصل گرما رو به پایان است و کم کم وقتش رسیده که لباس های خنک و دوست داشتنی تابستانه مان را جمع کنیم و سراغ رنگ های گرم و عمیق پاییزه برویم.

این هفته من رنگ سبز زیتونی تیره را انتخاب کردم. بیایید این را بپذیریم: سبز زیتونی و سبز در هر تنالیته رنگی تقریباً برای هرکس دلنشین است. رنگی عالی برای موتیره ها، بلوند ها، یا کسانیکه که پوست تیره رنگ دارند. فرقی نمی کند. شما می توانید با این رنگ و ترکیبش با رنگ های دیگر، استایلی زیبا، راحت و مناسب سرما داشته باشید.

 

مزیت این رنگ این است که هیچگاه قدیمی و از مد افتاده نمی شود. تنالیته فوق العاده این رنگ همواره یادآور برگ های آماده ریزش پاییزه است.

        

طیف رنگی سبز لجنی و زیتونی زمان ندارند و همیشه تطبیق پذیر و قابل استفاده هستند. در طی سالیان و با تغییرات در مُد و فشن، این رنگ همواره ثابت و پرطرفدار مانده و بسیار مناسب زمان هایی است که می خواهید ظاهری زیبا و جذاب و در عین حال راحت و بدون زحمت داشته باشید.

این طیف رنگی به خوبی با رنگ سبز زیتونی ترکیب می شوند:

 

استایل امروز:

من یک مانتو پاییزه زیتونی رنگ را انتخاب کردم که جنس آن برای اوایل پاییز و تغییر فصل بسیار مناسب است. این مانتوی آزاد را می توانید تقریباً همه جا به تن کنید؛ چه زمانی که میخواهید برای استفاده روزانه لباسی راحت به تن داشته باشید، چه در محل کار و چه زمانی که بخواهید توجه را به سمت خود منعکس کرده و استایلی زیبا و جذاب داشته باشید. همه چیز بستگی به دیزاین و سِت کردن آن دارد.

 

 با انتخاب یک شلوار کرم سندبادی آزاد، می توانید این استایل را راحت تر کنید و ظاهری نسبتاً اسپرت و در عین حال بدون تلاش داشته باشید.

از آزاد بودن هر دو آیتم شلوار و مانتو نهراسید. می توانید با پوشیدن یک بلوز نسبتاً تنگ از زیر مانتو، از حالت رهایی و آزادی لباسهایتان بکاهید.

خب، تا به اینجا از مونوکروم سبز- خاکی استفاده کردم. حالا برای اینکه رنگ متفاوتی ایجاد کنم و به فصل سرما نیز نزدیک تر شوم، یک کفش تخت سورمه ای را رنگ را انتخاب کردم که رویه آن از جنس پشم و ابریشم دست باف و آستر داخلی اش از جنس چرم است. زری دوزی روی این کفش یادآور برگ های طلایی رنگ پاییز است.

 

کلاچ چوبی!

دیدتان را وسیع تر کنید. کیف شما می تواند از هر جنسی که فکرش را می کنید باشد، پس چرا چوب نه؟

شاید استفاده از کیف چوبی برای خیلی ها ملموس نباشد. اما این کلاچ های بسیار سبک و با دوام نظر شما را عوض خواهد کرد. جنس این کیف ها از چوب های مختلف با رنگ های طبیعی است که بصورت دست ساز ساخته شده و به شما ظاهری متفاوت و جذاب می دهند.

 

تزئین کنید!

استایل امروز شما آماده است. تنها کاری که باقی می ماند اکسسورایز کردن و اضافه کردن آیتم هایی برای گردش چشم و جلوگیری از یکنواخت بودن استایل شماست.

 

من از یک بند عینک به رنگ طلایی، و دستبندی برنجی آبی و یک گردنبند طلایی استفاده کردم. شما می توانید از هر رنگ متفاوت دیگری که بیشتر به سلیقه تان نزدیک است، در یک آیتم کوچک مثل دستبند، انگشتر، گل سینه، گوشواره و ... استفاده کنید.

 

همه چیز برای شروع امروز آماده است!

لینک خرید:

http://aassttiinn-blog.darkube.app/index.php?route=product/category&path=300

http://aassttiinn-blog.darkube.app/index.php?route=product/category&path=267

http://aassttiinn-blog.darkube.app/index.php?route=product/category&path=510

http://aassttiinn-blog.darkube.app/index.php?route=product/category&path=371

http://aassttiinn-blog.darkube.app/index.php?route=product/category&path=276

http://aassttiinn-blog.darkube.app/index.php?route=product/product&path=369&product_id=2417

http://aassttiinn-blog.darkube.app/index.php?route=product/product&path=263&product_id=2442

 

66

رونمایی از طاق حریر در گالری شیرین

در ادامه ی رویدادهای آستین، روز جمعه پانزدهم آذرماه 1398، آستین در گالری شیرین از «طاق حریر»، آخرین مجموعه زیورآلات رهام بابایی فرد رونمایی کرد. در این رویداد دو روزه که با استقبال بسیار خوب مخاطبین روبرو شد، آثار مختلفی از این طراح باتجربه ی ایرانی به نمایش درآمد. در ادامه، سرآستین گزارشی از این رویداد را به مخاطبین عزیز تقدیم می کند.

درباره ی رهام بابایی فرد

رهام بابایی فرد، فارغ التحصیل رشته عمران، از سال 1380 فعالیت خود را در زمینه ی معماری و طراحی آغاز کرد. به سبب علاقه ی خاصی که به عتیقه جات، اشیاء قدیمی، جواهرات آنتیک و همینطور سنگ های رنگی داشت، به سراغ طراحی زیورآلات با استفاده از این عناصر رفت. مجموعه های مختلف او تاکنون دو بار در آرت تایم گالری تهران و یک بار در پاریس به نمایش درآمده. او همچنین در دو سال گذشته همکاری نزدیکی با آستین داشته که به برگزاری چهار نمایشگاه مختلف منجر شده.

طرح های رهام بابایی فرد

پیشینه ی او در معماری، تاثیر مشهودی در طراحی هایش دارد و گویی همان حجم ها، سطوح، رنگ ها و نورهایی که در معماری ساختمان هایش دیده می شوند در طراحی این زیورآلات نیز به چشم می خورند، اما حالا به شکلی که می توان آنها را لمس و از فاصله ای بسیار نزدیک تر با آنها ارتباط برقرار کرد.

طاق حریر

مجموعه ی طاق حریر شامل پنجاه مدل انگشتر، پنج مدل گردنبند، پنج مدل سنجاق سینه، پنج مدل دستبند و حدود بیست مدل گوشواره است. در طراحی آثار این مجموعه نیز عناصر همیشگی کارهای رهام بابایی فرد به چشم می خورد.

بسیاری از گوهرسنگ های به کار رفته در این آثار رنگ های خیره کننده ای دارند که در کنار رنگ طلاییِ قاب ها به شکلی چشم نواز خودنمایی می کند. نکته ی دیگری که در طراحی این زیورها جلب توجه می کند، الهامیست که طراح از عناصر طبیعی همچون صدف ها و گل و برگ گیاهان گرفته است. این عناصر به شکلی ترکیب شده اند که مخاطب را ناخودآگاه به یاد زیورآلات قدیمی ایرانی می اندازد. گویی که این انگشتر یا این گردنبند، میراثیست که نسل به نسل به دستمان رسیده.

آستین جفت و جور می کند

یکی از مفاهیم و ارزش های اصلی که آستین از ابتدای فعالیتش همواره در راستای آن تلاش کرده و می کند، موضوعِ «همدستی» است. آستین، همدستی و همکاری و همدلی را عاملی مهم در موفقیتِ جمعی می داند. همین هدف، نیروی محرکه ایست که آستین را به تلاش برای گرد هم آوردن هنرمندان، هنردوستان، ایده ها، اشیاء و آثار هنری واداشته است. به همین دلیل است که آستین علاوه بر همکاری با طراحان مختلف، در پی مشارکت با نگارخانه ها و پلتفرم های هنری مختلف برای ارائه و نمایش آثار طراحان ایرانیست. این رویداد که اولین همکاری آستین و گالری شیرین است هم در راستای همین هدف قرار دارد.

درباره ی گالری شیرین

گالری شیرین با مدیریت شیرین پرتویی، یک نگارخانه ی هنر معاصر و بستری برای فعالیت های آموزشی و هنرگردانیست که بر مبادلات فرهنگی بین المللی تمرکز دارد. این نگارخانه که ابتدائاً در سال 1384 در تهران افتتاح شد، در سال 1392، فضای جدیدی در محله ی چلسی شهر نیویورک افتتاح کرد. محله ای که به خاطر گالری های هنری فراوانی که در آن واقع شده اند شهرت دارد. هر دوی این مکان ها، بر معرفی و شناسایی هنرمندان ایرانی تمرکز دارند، هم هنرمندان شناخته شده و باتجربه و هم هنرمندان نوظهور و کمتر شناخته شده.

علاوه بر فضای نمایش آثار هنری، نگارخانه ی واقع در تهران شامل یک فروشگاه است و در زمینه ی توزیع اختصاصی کتاب های هنرمندان مختلف نیز فعالیت می کند.
گالری واقع در نیویورک هم در راستای تلاش همیشگی شیرین برای گسستن مرزهای هنر معاصر و همچنین ایجاد نگرش بین المللی مثبت نسبت به هنرمندان اهل خاورمیانه فعالیت می کند.

ws1-9

حسین چالایان؛ از معماری تا پیراهن های لیزری

حسین چالایان؛ از معماری تا پیراهن های لیزری

حسین چالایان، طراح مُد قبرسی-انگلیسی متولد ۱۲ آگوست ۱۹۷۰ است که برای وارد کردن مفاهیم روشنفکرانه در دیزاین هایش شناخته شده است. او از طراحان تجربی و نوآور در دوران معاصر است. وی طراحی هایی ارائه داده که در آنها از قطعات هواپیما، لباسهایی یادآور وسایل خانه و پیراهنی لیزری با کریستال های سواروسکی استفاده شده.

طرح های فوتوریسیتی و مفهوم گرایانه چالایان بصورت بین المللی شناخته شده اند و کارهایش در موزه ه های زیادی مانند لوور پاریس، موزه دیزاین لندن، موزه هنر متروپولیتن نیویورک و موزه هنرهای معاصر توکیو به نمایش درآمده است.

 

وی کودکی اش را در قبرس گذراند و پس از آن به همراه خانواده اش به لندن مهاجرت کرد و در کالج مرکزی سنت مارتینز هنر و دیزاین   در رشته فشن دیزاین فارغ التحصیل شد.

چالایان سپس کمپانی خود را با نام کارتسیا ال تی دی آغاز کرد. وی جوایز فشن متعددی را دریافت کرده و همچنین اعتبار مجله تایمز به عنوان " صد نوآور تاثیرگذار در قرن ۲۱" را نیز از آن خود کرد.

چند نمونه از مهم ترین آثار

 

Readings

پیراهن های پرتو لیزری برای سواروسکی، آخرین سری از کالکشن بهار/تابستان ۲۰۰۸ چالایان، به نام "خواندنی ها" است. طراحی این پیراهن ها ملهم از پرستش خورشید در دوران باستان و وضعیت معاصر سلبریتی فشن است که در هفته مُد پاریس در فیلم کوتاه "نیک نایت" به نمایش رسید.

تِم این کالکشن چالایان، "نیروهای بالاتر" است. پیراهن ها با پرتوهای متحرک لیزر قرمز تزئین شده اند؛ شاهکاری هنری که با مهندسی و برنامه ریزی تکنیکی طراح انگلیسی، موریتز والدِمایر میسر شد.

 

لیزرهای مزین با کریستال های سوارُوسکی، به پارچه متصل شده اند که با مدارهای کوچک برنجی که توسط موتورهای خودکار کنترل می شوند. این موتورها از پیش برنامه ریزی شده اند تا جهت و زمانبندی پرتوها را فرمان دهند.

هنگامیکه پرتوهای لیزر بر کریستال ها می تابند، مانند گدازه های آتشفشانی می درخشد و تاثیری خیره کننده برجای می گذارند.

چالایان می گوید: " لیزرها نور را روی لباس می شکنند و روی آیینه هایی که در اطراف است منعکس می شوند. این نشان دهنده اثر متقابل فرم بسیلر دیقی فیگور با مخاطب است."

 

 

ذاشت. پیراهن هایی با فریم سیمی و پرینت های معماری گونه در پس زمینه ثابت سفید، که با برنامه کامپیوتری ایجاد شده بود.

 

 

Before Minus Now

حسین چالایان یک سری از پیراهن های الهام گرفته از معماری در کالکشن بهار/تابستان ۲۰۰۰ را با نام " قبل از منفی الان" را به نمایش گذاشت. پیراهن هایی با فریم سیمی و پرینت های معماری گونه در پس زمینه ثابت سفید، که با برنامه کامپیوتری ایجاد شده بود.

 

Remote Control Dress

پیراهن ریموت کنترل چالایان که با آمیختن ایرودینامیک هواپیما در فرمش، اولین وسیله بدون سیم بود که بطور کامل به عنوان یک لباس در فشن کاربردی بود.

این پیراهن در فستیوال هِیریس فرانسه در سال ۲۰۰۰ به نمایش رسید.

1-19

تاریخچه مختصر گوشواره

تاریخچه مختصر گوشواره

در دوران باستان گوشواره عمدتاً وسیله ای زینتی برای مردان تلقی می شد. و حتی هفت هزار سال پیش در آسیا وسیله ای بسیار پرکاربرد بودند. مصریان و  آشوریان از گوشواره استفاده می کردند تا نشان دهند به طبقه اجتماعی بالاتری تعلق دارند.

در زمان روم باستان، گوشواره فقط توسط بردگان استفاده می شد. زنان ثروتمند یونانی و رومی هم از گوشواره های مروارید برای نشان دادن طبقه اجتماعیشان استفاده می کردند. زیورآلات آنها غالباً توپاز، لعل و یاقوت بودند.

در کشورهای شرقی در عهد باستان ترجیح غالباً بر گوشواره های طلا و نقره ای بود که رویشان با لعل و یاقوت و زمرد کار شده بود. این گوشواره ها به خصوص در هند و چین بسیار پرطرفدار بودند.

طی قرون وسطی در اروپا، گوشواره مردانه متناوباً از وسیله ای پرطرفدار به وسیله ای کم کاربرد درحال تغییر بود، تا زمانیکه در قرن سیزدهم میلادی کلیسای کاتولیک سوراخ کردن گوش را منع کرد. آنان بر این باور بودند که بشر نباید ظاهر بدن خود را که خدا خلق کرده است تغییر دهد. پس از آن در آن دوره فقط راهزنان،  دزدان دریایی و کسانیکه از طبقات اجتماعی پایینتری بودند از گوشواره استفاده کردند. دزدان فقط به منظور انگیختن وحشت در جامعه از گوشواره استفاده می کردند. در حالیکه رعیت مردم گوش تنها پسر خانواده یا کودکی که بلافاصله پس از مرگ کودک دیگری بدنیا می آمد را سوراخ می کردند. برای دزدان دریایی، گوشواره به معنای کشتی غارت شده بود. این وسیله زینت برای قزاق های روس نیز از اهمیت بالایی برخوردار بود.

پسران مادران بیوه به گوش چپ خود، و تک پسران خانواده به پوش راست خود گوشواره می آویختند. مردی که به هر دو گوش خود گوشواره می آویخت به معنای این بود که او آخرین مرد در خانواده است. چنین مردی توسط همسایگانش مراقبت می شد و اجازه نداشت که در جنگ شرکت کند، چون ریشه خانوادگی اش برای همیشه از بین می رفت.

 

امروزه انواع مختلفی از گوشواره با قصد بهتر و زیابتر نشان فرم چهره توسط مردم استفاده می شود.

 

گوشواره های بلند صورت و گردن را به طرز چشمگیری بلندتر نشان می دهند.

 

گوشواره با شکل های جئومتریک باعث برجسته تر نشان داده شدن اجزای صورت می شود. اگر اجزای صورتتان خود زاویه دار هستند، می توانید با استفاده از گوشواره های گرد و بیضی نرمتر نشان دهید.

اگر صورتتان بلند و کشیده است، گوشواره کوچک گرد بهترین گزینه برای شما هستند. در حالیکه کسانیکه صورتهای مربع شکل دارند بهتر است که از گوشواره های بلند و آویزان استفاده کنند.

گوشواره های بزرگ برای چهره های کوچک بسیار مناسبند.اما گوشواره های بسیار بزرگ را باید بدون گردنبند استفاده کرد.