هولتزر حقیقت گویی های خود را همچون "کلیشه های مسخره" ای توصیف می کند و صحت آن ها را به خود مردم می سپارد تا امتحان کنند. در واقع، واکنش های مردم استثنایی بود. رهگذران روی بسیاری از شعارها را رنگ کردند و یا آن ها را تغییر دادند یا با نوشتن نظراتشان در مورد ارزش آن ها قضاوت می کردند. از قرار معلوم عبارات گاهی پیش پا افتاده، گاهی فیلسوفانه ی هولتزر، دریافت کنندگان و مخاطبان خود را به چالش می طلبید تا مستقیما خود با آن ها برخورد کنند.
آنچه هولتزر را به کار دادائیست ها ی سیاسی برلین در دهه های 1920 و 1930 و به مداخله های وضعیت گرایان در سال های بعد متصل می سازد ، اعلام قصد او برای دستیابی به تاثیری بود که از بافت هنری بسیار فراتر می رفت. مقالات "اشتعال پذیر" هولتزر که بین سال های 1979 تا 1982 منتشر شد، کاملا آشکارا به شرایط سیاسی مربوط می شوند که در بعضی موارد نیاز به یک تغییر اساسی در وضععیت موجود دارند. مانند "حقیقت گویی ها" هولتزر مقالات اشتعال پذیر را نیز در قالب پوستر هایی چاپ کرد، اما این بار رنگی، و آن ها را در سطح شهر و روی سر در ساختمان ها چسباند. اکثر این "مقالات" دقیقا از صد کلمه تشکیل شده اند. قطعه ی زیر تندروی گفته های او را به اندازه ی کافی روشن می سازد: "شادی کنید! زمان های ما تحمل ناپذیرند. شجاعت نشان دهید زیرا بدترین، پیام آور بهترین است. تنها شرایط هولناک است که می تواند تغییر را جلو بیندازد. پیش از آنکه عدالت به پیروزی برسد، کهنگی و فساد باید به زباله دان ها سپرده شوند."