nina_feature-9

چرا “نینا گارسیا” متخصص مُد باور دارد که انتخاب کفش مناسب موفقیت شما را افزون می کند؟

چرا "نینا گارسیا" متخصص مُد باور دارد که انتخاب کفش مناسب موفقیت شما را افزون می کند؟

همه ی ما در زندگی عادات روزمره ی صبحگاهی داریم، که این عادت ها ادامه ی روز ما را شکل می دهند.

برای گارسیا، چهره برجسته تلویزیون و مسئول بخش طراحی و بنیان گذار "پروژه ران وِی" ، کفش در درجه اول اهمیت قرار دارد.

کفش آهنگ شروع روزی را که در پیش دارم برایم می نوازد. "نینا گارسیا"

برای بعضی از خانم ها، فشن و مُد به قدری اهمیت دارد که حاضر می شوند برای داشتن استایلی بهتر، راحتی را از خود دریغ کنند و کفش هایی بسیار ناراحت و آزاردهنده بپوشند که تمرکز را از آنها بگیرد.

گارسیا می گوید: "امروزه پیشرفت تکنولوژی به اندازه ای سریع است که تمام جنبه ای زندگی ما را دربرمی گیرد. پس مسئله اولیه این است که چگونه فشن با این سرعت پیشرفت همگام شود و در عین  حال کاربردی باشد." به همین منظور او از طراحان اصلی ،کمپانی  پیشرفته طراحی و تولید کفش" ترو گالت " است

این کمپانی از پاهای مشتریان خود اسکن می گیرد و برای هرکدام کفشی با قالب مخصوص خود مشتری می سازد که پروسه آن بدین صورت است: پس از انجام اسکن سه بعدی از پا، مشتری می تواند مدل کفش موردنظر خود را انتخاب کند که بصورت دست ساز ساخته می شود و  طی زمان کوتاهی می تواند آن را درب منزل تحویل بگیرد.

گارسیا فکر می کند از آنجایی همه ی صنایع، از خوراک  تا ماشین آلات و ...، دارای تکنولوژی خاص خود برای ساخت هستند؛ فشن نیز باید در این راستا قرار بگیرد. وی می گوید: " ما در دنیایی زندگی می کنیم که می توانیم مواد غذایی خود را آنلاین درب منزل تحویل بگیریم، در هر ساعتی از روز از طریق اینترنت تاکسی برای رفت و آمد بگیریم و ... . او عقیده دارد که صنعت فشن نیز باید در راستای همین پیشرفت قرار گیرد.

 گفتگوی با نینا گارسیا در مورد راهکارهایی برای "لباس پوشیدن برای موفقیت" :

 

کفش ها تعیین کننده ی چگونگی روز ما هستند

 

 چه زمانی که برای جلسات اداری خود آماده می شوید، و چه زمانی که به کارهای شخصی و روزمره ی خود می پردازید، کفش   های خود را با دقت انتخاب کنید. چون کفش نه تنها نشانگر شخصیت و استایل شماست، بلکه بیانگر حسی است که در روز پیش رو دارید. 

ینا می گوید:" اولین کاری که هر روز صبح انجام می دهم  اینست که روزی که در پیش دارم را درنظر می گیرم و سپس کفش هایم را انتخاب می کنم." از زمانی که بیدار می شوید کارهای روزتان را مرور کنید و طبق آن ست کامل لباس خود را انتخاب کنید.

 

 

راحتی اعتماد به نفس می آورد

 

عبارت " لباس پوشیدن برای موفقیت" دور از ذهن نیست. مطالعات بسیاری نشان می دهد هنگامیکه شما لباسی را که به آن علاقه دارید می پوشید، روی اعتماد به نفستان تاثیر بسزایی می گذارد. اما این بدین معنا نیست که کفشهای کهنه تان را فقط به این خاطر که در آنها احساس راحتی می کنید بپوشید.

احساس اعتماد به نفس با احساس راحتی آغاز می شود. راحت بودن در لباس، نه تنها عزت نفس را تقویت می کند، بلکه مطالعات نشان می دهد که راحتی، روی عملکرد و بازدهی نیز تاثیر چشمگیری دارد. شما نمی توانید تمرکز و کارآیی مناسبی داشته باشید اگر مدام درحال درآوردن و پوشیدن کفش خود باشید.

گارسیا می گوید:" تاکید من این است که راحتی همیشه در اولویت قرار بگیرد. اگر در لباس و کفشی که می پوشید راحت باشید، اعتماد به نفس، تمرکز و درنهایت بازده عملکرد شما بالا خواهد رفت.

1972d683-da47-46ef-926d-3045e93bdae1-9

مصاحبه آستین با مهراد هیدن!

مصاحبه آستین با مهراد هیدن!

بعد از خوش و بش معمول و سلام و احوال پرسی رفتیم سر اصل مطلب و سوال های اصلی!

خب چی شد که اصلا یه موزیسین به فکر این افتاد که بیاد و دستبند و انگشتر درست کنه؟

من کلا اگر چیزی رو دوست داشته باشم، دوست دارم خودم درستش کنم و باهاش ور برم. دلیلش هم این هست که خیلی وقت
ها اون چیزی رو که می خوام نمی تونم پیدا کنم.این داستان هم از خیلی وقت پیش بود که من یه فکری داشتم برای این انگشتره. من کلا سنگ خیلی دوست دارم و هر کدوم سنگ ها معمولا یه داستانی و ارژی پشتش داره و خیلی سال ها پیش این ایده رو داشتم که این رو برای خودم درست کنم. با یک نفر شروع کردم درست کردن و این همینطور پیش رفت و روژن های مختلفش درست شد و به تکامل رسید و بالاخره همون شد که تو ذهنم بود. بعد اهورا رو دیدم از طرف یک نفر و یه سری ایده داشتیم که یه سری کار ها انجام بدیم و بالاخره شد، دقیقا اونجوری که می خواستم شد.

چی شد که این پروژه شروع شد و چیش برات مهمه؟

با اهورا شروع کردیم چیزهای مختلف درست کردن و فکر هم رو می فهمیدیم وفکر کردم می تونیم همدیگرو کامل کنیم. این ست برای من نماد آزادی شخصیه، چون هر کدوم این ها رو من خودم درست کردم و اون چیزی رو که خواستم درست کردم و همون شده.

با یه چیزی که تولید چند ده هزار تایی داره فرق داره!

آره دیگه با یه چیز کارخونه ای فرق می کنه و خودم از نظر احساسی بهش خیلی نزدیکترم.

یه حس آزادی شخصی میده بهم.

اصلا این فکر که بیای واین چیز هایی که خودمت می پوشی و با عشق سالها طول کشیده تا اونی شده که می خواستی رو حالا به تعداد محدود برای مردم درست کنی از کجا می آد؟

این ها هم توی کنسرت ها مختلف و مدتی جاهای مختلف دستم بوده و آدما هی راجه بهش پرسیدن که این چیه و از کجاست و اینا که تصمیم گرفتیم لیمیتد ادیشن بزنیم برای کسایی که دوست دارن داشته باشن و یا به کسی کادو بدن. این همون ۵ تا آیتم هست که تو هر جعبه میاد

این ها رو هر کدوم رو خودت عینش رو داری و می پوشی؟

آره عین این ها رو خودم دارم و می پوشم.

فکر کردم بد نیست که کسایی که دوست دارن بتونن یه لیمیتد ادیشن داشته باشن و بپوشن

چند تا از این ست/ جعبه ها وجود داره؟

از این کلا ۳۰ تا ست هست و هر انگشتر عدد خورده که چندمی بوده و خریده شده.

جدا از این که مردم سال ها دوست داشتن بتونن مثل ایر انگشتر و دستبند ها رو تهیه کنن، چیه که این مجموعه رو متفاوت می کنه و همیشگی؟

داستان این هست که جدا از این انگشتر و۴ تا دستبند ، من هم یک دستنوشته برای کسی که می خره می نویسم، حالا یکی برای خودش می خره، یکی کادو می گیره برای کسی و خلاصه می تونن تو قسمت توضیحات وقت خرید تو وب سایت بنویسن نُتی که می خوان من براشون بنویسم.

چند وقت کل روند این کار طول کشید؟

من کلا شاید بتونم بگم ۱۰ سال هست که درگیر این داستان ها هستم و دنبال می کنم کلا خودم دوست دارم و اولین انگشتری که درست کردم خیلی وقت پیش بود با یکی دیگه. ولی با اهورا الان ۲ سالس هست که مشغول این هستیم و خیلی چیزهای مختلف درست کردیم ولی برای خودمون ولی الان حدود یک سال هست که من ایده رو دارم که این کار ورو بکنیم و آخر سر هر تونستیم.

خود این کارها از چی درست شدند؟

نقره، سنگ انیکس، چشم ببر و عقیق و لاجورد هست و همش کار دست هست.

میکس اونیکس و  نقره و بقیه این سنگ ها به کسی که می پوشه، احساس ثبات میده.

خُب می خوای بهشون بگی کِی می تونن این سِت رو بخرن؟

فردا(پنجشنبه) ساعت ۱۲:۰۰ ، از وب سایت آستین. لینک آبیش رو می ذارم تو صفحه اینساگرامم.لینکش هست aassttiinn-blog.darkube.app/rad

طرفدار هات باید منتظر کار تازه باشن؟ و این که کِی؟
صِفر،…

ccccc-300x300

آنفلوانزای اسپانیایی و کروناویروس جدید

همه‌گیری آنفلوانزای اسپانیایی در سال 1918، در مورد همه‌گیری کووید-19 به ما چه می‌گوید؟

آنفلوانزای اسپانیایی، مرگبارترین همه‌گیری ثبت شده در تاریخ است، و همین باعث شده تا افراد سرشناسی مثل بیل گیتس آن را با همه‌گیری کنونی بیماری کووید-19 مقایسه کنند. اما همه‌گیری آنفلوانزای اسپانیایی در سال 1918 چطور چنین نرخ مرگ‌ومیر بالایی داشت؟ آگاهی از همه‌گیری آنفلوانزای اسپانیایی چطوری می‌تواند ما را برای مقابله با همه‌گیری کروناویروس جدید آماده کند؟

ماجرا با یک آنفلوانزای فصلی ساده شروع شد که تفاوتی با سایر آنفلوانزاهای فصلی نداشت. وقتی در بهار سال 1918، اولین موجِ آنفلوانزای اسپانیایی آغاز شد، به نظر یک آنفلوانزای کاملا معمولی می‌آمد. اما کمی بعد، در پایان تابستان، موج دوم آغاز شد.

در نوامبر همان سال، یک روستای کوچک در آلاسکا که بیشتر ساکنانش بومیان اینوئیت بودند، جزو اولین مکان‌هایی بود که این ویروس چهره‌ی مرگبارش را در آن به نمایش گذاشت. طی پنج روز، در روستایی که تنها حدود 80 ساکن بزرگسال داشت، 72 بزرگسال جانشان را از دست دادند.

آنفلوانزای اسپانیایی در سرتاسر جهان جان پنجاه تا صد میلیون نفر را گرفت و به کشنده‌ترین همه‌گیری ثبت شده در تاریخ تبدیل شد. 675 هزار نفر از قربانیان در ایالات متحده بودند. اما این همه‌گیری مرگبار، در رابطه با همه‌گیری کروناویروس جدید که بیماری کووید-19 را ایجاد می‌کند به ما چه می‌گوید؟

شباهت‌های بین آنفلوانزای اسپانیایی و کروناویروس جدید

اولین شباهت این است که هر دو بیماری ابتدا از حیوان به انسان منتقل شدند. تحقیقات ژنتیکی که روی نوع H1N1 ویروس آنفلوانزای اسپانیایی انجام شده نشان می‌دهد که مرگبارترین موج همه‌گیری از یک پرنده به انسان منتقل شد. اما هیچکس نمی‌داند دقیقا چه پرنده‌ای و در کجا.

اکنون هم متخصصین باور دارند که کروناویروس جدید پیش از انتقال به انسان‌ها در یک گونه‌ی حیوانی حضور داشته. البته این حیوان هنوز به صورت قطعی شناسایی نشده.

مقایسه‌ی دیگری هم صورت گرفته: ویروس آنفلوانزای اسپانیایی پس از یک جهش ژنتیکی بسیار مرگبارتر شد. می‌دانیم که کروناویروس‌ها هم به راحتی جهش ژنتیکی پیدا می‌کنند.

در واقع، بر اساس مقاله‌ای که دکتر پاتریک دیویس برای مدیسن‌نت نوشته، این اتفاق پیش از این دو بار رخ داده.

در این مقاله آمده: «مسبب همه‌گیری سارس در سال 2003 هم یک جهش ژنتیکی بود. ویروسی که مختص به یک پستاندار گوشت‌خوار به نام زباد بود دچار جهش ژنتیکی شد و بیماری را به انسان‌ها منقل کرد. در سال 2012 نیز در عربستان سعودی، یک کروناویروس که شترها را مبتلا می‌کرد دچار جهش ژنتیکی شد و به انسان‌ها انتقال پیدا کرد و بیماری مِرس را پدید آورد».

نرخ بیماری‌زایی

شباهت دیگر بین این دو ویروس، سرعت منتشر شدنشان است. آنفلوانزای اسپانیایی تقریبا یک سوم از جمعیت جهان را مبتلا کرد. هر چند هنوز خیلی چیزها را در مورد بیماری کووید-19 نمی‌دانیم، اما می‌بینیم که این ویروس به سرعت از منشاء اولیه‌اش در ماه دسامبر در چین گسترش پیدا کرد و اکنون به غیر از جنوبگان، در تمام قاره‌های جهان یافت می‌شود.

نرخ مرگ‌ومیر کووید-19 احتمالا مشابه آنفلوانزای اسپانیایی خواهد بود

نرخ مرگ‌ومیر آنفلوانزای اسپانیایی بیش از 2.5 درصد تخمین زده می‌شود. عددی به شدت بزرگتر از نرخ مرگ‌ومیر آنفلوانزای فصلی. یعنی از هر یکصد مورد تایید شده، به طور میانگین بیش از دو و نیم نفر جانشان را از دست دادند. برای مقایسه، نرخ مرگ‌ومیر آنفلوانزای فصلی کمتر از یک دهم درصد است.

البته انجام چنین مقایسه‌هایی اصلا ساده نیست. از آنجایی که آمار و ارقام در مورد کووید-19 توسط نهادها و سازمان‌های مختلف و به روش‌های متفاوت محاسبه می‌شود، هنوز تا مشخص شدن نرخ واقعی مرگ‌ومیر برای این بیماری جدید فاصله‌ی زیادی داریم. اما یک تحقیق که در ماه فوریه در مجله انجمن پزشکی آمریکا منتشر شد، نرخ مرگ‌ومیر این بیماری را حدود 2.3 درصد تخمین زد؛ یعنی حدودا برابر با آنفلوانزای اسپانیایی.

تفاوت کروناویروس جدید با آنفلوانزای اسپانیایی چیست؟

اما آنفلوانزای اسپانیایی با کروناویروس جدید که بیماری کووید-19 را ایجاد می‌کند تفاوت‌های مهمی هم دارد. آنفلوانزای اسپانیایی با سرعت سرسام‌آوری منجر به مرگ میشد. گزارش‌های فراوانی از افرادی وجود دارد که صبح با حال بیماری از خواب بیدار شدند و کمی بعد در مسیر رفتن به سر کار، جانشان را از دست دادند.

ولی شاید مهمترین تفاوت بین این دو بیماری ویروسی، به زمان‌بندی تاریخی‌شان بازگردد. آنفلوانزای اسپانیایی با جنگ جهانی اول همزمان شد. همین موضوع به ویروس کمک کرد که همراه با تحرکات نیروهای نظامی، از مکانی به مکان دیگر منتقل شود. اما از ابتدای انتشار کروناویروس جدید، بسیاری از کشورها محدودیت‌های شدیدی برای سفر شهروندانشان مخصوصا به نقاطی که بیشتر درگیر کووید-19 بودند اعمال کردند تا از انتشار سریع ویروس جلوگیری کنند.

چه نکاتی را هنوز در مورد کروناویروس جدید نمی‌دانیم؟

کروناویروسی که بیماری کووید-19 را ایجاد می‌کند پیش از همه‌گیریِ کنونی هرگز دیده نشده بود. به همین دلیل جزئیات مختلفی در مورد این بیماری هست که هنوز نمی‌دانیم.

یکی از مهم‌ترین سوالات این است که آیا این همه‌گیری به این زودی‌ها پایان می‌یابد یا نه. تاثیرات آنفلوانزای اسپانیایی بسیار گسترده بود و تا امروز هم ادامه دارد. نوادگان آن ویروس هنوز در خوک‌ها یافت می‌شوند، و تقریبا تمام موارد ابتلا به آنفلوانزای نوع آ در انسان‌ها، به وسیله‌ی نوادگان ویروس آنفلوانزای اسپانیایی ایجاد می‌شود.

سوالات مهم دیگری هم وجود دارند. هرچند همه‌گیری کووید-19، خیلی‌ها را در قرنطینه قرار داده و بسیاری از مشاغل در تعطیلی موقت به سر می‌برند، اما متخصصین همه‌گیرشناسی و رشته‌های مرتبط با آن در سراسر جهان سخت مشغول کارند تا هر چه سریع‌تر پاسخ این پرسش‌های حیاتی را پیدا کنند.

نوشته‌ی پیتر شلدن - ترجمه از سرآستین

Spaceship-You-Cover

فضاپیمای شخصی شما در روزهای قرنطینه

فضاپیمای شخصی شما در روزهای قرنطینه

در این ویدیو که توسط CPGGrey ساخته شده و سرآستین زیرنویس فارسی آن را آماده کرده، نکاتی بسیار آموزنده در مورد نحوه‌ی حفظ سلامت جسمانی و روانی در شرایط قرنطینه‌ی خانگی مطرح می‌شود.

پیشنهاد می‌کنیم برای خواناتر شدن زیرنویس، در گوشه‌ی پایین سمت راست تصویر به قسمت تنظیمات رفته، رنگ زیرنویس را به زرد و اندازه‌ی آن را به 150% تغییر دهید.

کشیدن و دوختن

کشیدن و دوختن

خیلی وقت ها هنگام خرید لباس چیز دلخواه خودم را پیدا نکردم، و با این که راضی نبودم به طرح هایی که موجود بود بسنده کردم. بارها درباره ی لباس ها و مدل هایی که برای خودم می پسندیدم رویا پردازی کردم. ممکن است شما هم این حس را تجربه کرده باشید و گاهی چیزهایی از بازار لباس بخواهید، که موجود نباشد. 

طراحی لباس شغلی خلاقانه و دشوار است. اما به این موضوع توجه کنید که با دوخت چند لباس برای خودمان به طراح لباس تبدیل نمی شویم. البته این مسئله نباید مانع خواسته هایمان شود. 

 


طراحی و دوخت لباسی مختص خودمان کاری هیجان انگیز است که احساس رضایت و خوشنودی خاصی به همراه دارد. اگر مایل هستید طرحی بکشید و لباسی برای خود بدوزید، و یا حتی صرفا به طراحی و دوخت لباس علاقمند هستید، این مقاله برای شماست.

 

 

 

اولین قدم برای شروع، آماده سازی ذهنی خودتان است. تکنیک های نقاشی و طراحی را تا حدودی یاد بگیرید، تا توان پیاده کردن ذهنیتتان را بر روی کاغذ داشته باشید. دوخت و دوز را تا حدی بیاموزید، این گونه مسیر ساخت طرح خود را خواهید فهمید و به شما کمک می کند تا طرحهای قابل اجرایی بکشید. 

کمی درباره طراحی بخوانید و تحقیق کنید، نه فقط طراحی لباس، بلکه در مورد همه نوع دیزاین و طراحی مطالعه کنید. از معماری و گرافیک تا لباس و جواهر. در اینترنت جستجو کنید و عکس طرح های موفق را ببنید. در هنر هرچه بیشتر اثر دیده باشید، هم ایده های بیشتری به دست میاورید و هم راحت تر می توانید از کپی پرهیز کنید. 

موضوع دیگری که باید در مورد آن بدانید مد است. با کمی چرخ در صفحه های اجتماعی می توانید مدهای مختلف روز و کلاسیک را ببنید و با مد عرصه های مختلف آشنا شوید تا مد های مورد علاقه خود را پیدا کنید. اگر می خواهید لباسی بر اساس مد روز درست کنید، ممکن است تا زمانی که لباس شما آماده شود، مد کاملا تغییر پیدا کرده باشد. طراحان بزرگ لباس دنیا همواره فراتر از زمان خود فکر می کنند و طرح های هر فصل را از چندین ماه قبل آماده می کنند. برای ایده گرفتن می توانید به کلکسیون این گونه طراح ها سری بزنید. بهتر است از تمام خلاقیت شخصیتان برای درست کردن یک لباس استفاده کنید و فقط به اطلاعات و طرح های رایج بسنده نکنید. 

 


پس از آماده سازی خود از نظر ذهنی، نوبت به قدم دوم می رسد. ابتدا باید چیز هایی که برای شما الهام بخش هستند را پیدا کنید. چه چیزی شما را به وجد می آورد؟ چه چیزی شما را تحریک به خلق کردن می کند؟ آیا پارچه مورد علاقه شماست؟ یا مدی قدیمی که قصد بازگرداندن آن را دارید؟ 

هیچ راهِ درست یا غلطی برای الهام گرفتن وجود ندارد. باید چیزی که هیجانتان را بر می انگیزد را پیدا کنید. اگر برای خودتان می خواهید لباسی بدوزید، فکر کنید که آیا چیزی وجود دارد که همیشه در ذهنتان بوده اما تا به حال پیدایش نکرده اید، و اگر مخاطبتان دیگران هستند به این فکر کنید که در چه قشری از جامعه قرار می گیرند و نیاز های پوشاکشان چیست. 

پارچه مناسب برای طرح خود را پیدا کنید. اگر الهام اولیه شما یک پارچه بوده است که هیچ، در غیر این صورت باید به نکاتی مانند این که طرح شما به پارچه‌ استرچی و کشی نیاز دارد یا نه؟‌ شاید هم جنسی لَخت و چین دار نیاز طرح شماست، یا پارچه‌ای شق و رق آن را بهتر نشان می دهد. به همه ی این نکات و بسیاری دیگر که در ذهنتان وجود دارد توجه کرده و پارچه مناسب طرح خود را انتخاب کنید. دکمه، زیپ، تور، سنگ، منجوق و نخ های گل دوزی، جزئیاتی هستند که حتما باید در نظر گرفته شوند. 

 طرح و رنگ مناسب برای لباسی که طراحی کرده اید را در نظر بگیرید. طرح ها و رنگ های مختلف تاثیرات بسیار متفاوتی دارند. به هدف لباستان فکر کنید، در چه مکان ها و مراسمی مورد استفاده قرار می گیرد؟ آیا بهتر است از طرحی ساده استفاده کنید و یا طرحی شلوغ؟ کدام گزینه جلوه بیشتری به طرح شما می بخشد؟ 

برای انتخاب رنگ ها می توانید سری به چرخه رنگ ها بزنید. رنگ های رو به رو که مکمل همدیگر هستند و باعث جلوه بیشتر یکدیگر می شوند. البته اگر درست استفاده نشوند خوشایند نخواهند بود. 

همیشه به خاطر داشته باشید هیچ قانونی وجود ندارد و در آخر مهم ترین نکته رو راست بودن شما با خودتان، علایق، سلیقه و ذهنیتان است، این طرح شماست.

قدم سوم پیاده کردن طرح روی کاغذ است. طراحان لباس طرح های خود را روی اسکیس آدم می کشند، زیرا دانستن نحوه قرار گرفتن لباس بر روی بدن بسیار مهم است. البته این به آن معنا نیست که شما مجبور هستید برای هر طرح اسکیس آدم جدیدی بکشید، شما می توانید با یک بار کشیدن و کپی کردن آن کار خود را ساده کنید. هنگام کشیدن مانکن خود لزومی ندارد تمام قوانین آناتومی را رعایت کنید، بلکه اکثر طراحان از ذهنیت شخصی خودشان استفاده می کنند. اگر در کشیدن به مشکل بر خوردید یا از طرح خود راضی نیستید می توانید از الگو های موجود استفاده کنید. پس از آماده کردن مانکن خود شروع به طراحی لباستان کنید. از شکل اصلی لباس شروع و کم کم جزئیات را وارد طرح خود کنید. هنگامی که از طرح نهایی راضی بودید دور آن را با خودکار، روان نویس و یا حتی ماژیک پر رنگ کنید. سپس نوبت به رنگ کردن می رسد. شما برای این مرحله می توانید از هر ابزاری می خواهید استفاده کنید. ماژیک و مداد رنگی گزینه های مناسبی هستند. از رنگ های کم رنگ شروع کنید و قسمت های وسیع را با خط های بلند موازی حاشوری رنک کنید و کم کم رنگ های تیره، طرح پارچه و سایه ها را اضافه کنید. 

 


قدم چهارم دوختن طرح شماست. برای این کار شما به یک مانکن نیم تنه نیاز دارید تا لباس خود را در حین کار ببینید. اگر مانکن ندارید می توانید یکس درست کنید. ابتدا یک تی شرت که دیگر از آن استفادهای ندارید را بر تن کنید. با نوار چسب برزنتی تمامی سطح تی شرت را بپوشانید. با این کار نوار چسب ها به صورت بدن شما شکل می گیرند. از کنار لگن تا زیر بغل و سپس کناره ی آستین را با قیچی برش دهید. پس از این که از تن خود خارج کردید، قسمت های بریده شده را با چسب بیشتر بپوشانید. داخلش را با روزنامه پر کنید و قسمت پایینی، گردن و آستین ها را با چسب ببندید. حالا شما مانکن نیم تنه ی خود را ساخته اید. 

الگوی طرح خود را در آورید و روی کاغذ بوچر کشیده و برش دهید. برای کشیدن از مداد استفاده کنید تا بتوانید اشتباهاتتان را درست کنید. یک ضرب المثل می گوید: « دو بار اندازه بگیرید و یک بار برش دهید.‌»‌

برای کشیدن الگو باید مطالبی را در این مورد بدانید. مهم تر از همه باید بدانید چطور می توانید لباستان را سرهم کنید. 

الگوی خود را بر روی پارچه‌ای برای نمونه اولیه( مانند چیت موصلی یا متقال ) با سوزن ته گرد متصل و برش دهید. پس از دوخت نمونه اولیه را بر تن مانکن خود کنید. به اندازه و سایز لباستان دقت کنید. همچنین فرم ها و شکل را بررسی کنید. چه چیزی نیاز به تغییر دارد و چه چیزی مناسب است؟‌ برای نمونه اولیه خود بکشید و یا حتی برش بدهید. قدم بعدیتان را انتخاب کنید. آیا نمونه ساخته شده نزدیک به ذهنیتتان است؟ آیا آمادگی دوخت بر روی پارچه اصلی را دارید؟ یا فکر می کنید نیاز به تمرین دوباره دارید؟ بستگی به نمونه ی شما، ممکن است مجبور شوید به مرحله طراحی باز گردید و یا حتی برای دوخت اصلی به قدم بعدی بروید. اگر همه چی آن گونه که می خواستید بود به مرحله دوخت اصلی بروید. همان کاری که با پارچه نمونه انجام دادید را با پارچه ی اصلیتان نیز انجام دهید. الگو را برش دهید و بدوزید. به یاد داشته باشید که ممکن است اشتباه کنید، پس بهتر است مقدار بیشتری پارچه تهیه کنید. همیشه اندازه ها را چندین بار بگیرید. آماده باشید تا مشکلاتی که ممکن است برای طرحتان پیش می آید را حل کنید و به کارتان ادامه دهید. خیلی وقت ها بهترین و قشنگ ترین نوآوری ها از اشتباهات شکل میگیرند. 

 

KHP-55

کیت هرینگ ؛ پیچیدگی خطوط ساده

از نقاشی با گچ بر دیوار ایستگاه‌های مترو در سراسر شهر، تا همکاری با سوپراستارهای دوران خودش، زندگی کیت هرینگ بر پایه‌ی باورش به قدرت انسان‌ها برای تغییر جهان بنا شده بود. او این نگاه خوش‌بینانه را با انفجاری از انرژی خلاقانه عرضه می‌کرد.

کودکی کیت هرینگ

کیت هرینگ در سال 1958 در ریدینگ، شهری در جنوب شرقی پنسیلوانیا به دنیا آمد و در شهر کاتزتان در همان حوالی بزرگ شد. او و سه خواهر کوچکترش زندگی ساده‌ای داشتند. او عاشق تلویزیون، به‌خصوص والت دیزنی و دکتر سوس بود و در کودکی آرزو داشت روزی برای والت دیزنی کار کند. از همان کودکی، پدرش او را تشویق به نقاشی کردن می‌کرد.

اما در پسِ این کودکی ساده و قشنگ، رویدادهای دراماتیک امریکای دهه‌ی شصت رخ داد؛ از جمله بحران موشکی کوبا، جنگ ویتنام، جنبش حقوق مدنی، ترور مارتین لوتر کینگ، جان اف کندی و برادرش بابی، و شورش‌های استون‌وال.

کیت هرینگ برای مدت کوتاهی در پیتزبورگ در رشته‌ی طراحی گرافیک تحصیل کرد، اما خیلی زود دانشگاه را رها کرد و در سال 1978 به نیویورک رفت تا فعالیت هنری خودش را پیگیری کند. او در ایست‌ویلج با هنرمندانی چون کنی شارف و ژان میشل باسکیت آشنا شد.

دهه‌ی 80

در دهه‌ی 1980، ایست‌ویلج به مرکز فرهنگ معاصر امریکا تبدیل شده بود. مرکزی برای هنر، کنشگری، هیپ‌هاپ، علم روبوتیک و بازی‌های کامپیوتری. همه‌ی اینها به آثار هرینگ هم راه یافت. او با افراد بسیاری همکاری کرد، از مدونا گرفته تا ویلیام باروز، نویسنده‌ی مشهور؛ و از یوکو اونو تا ویوین وستوود، طراح مد سرشناس.

در سال 1982، او برای اولین بار با اندی وارهول ملاقات کرد و اندی وارهول او را به گریس جونز معرفی کرد. برای چندین اجرای جونز در «پارادایز گاراژ»، باشگاه شبانه‌ی مشهور و پر طرفدار، کیت هرینگ روی صورت و بدن اون نقاشی کرد.

موسیقی هم نقشی کلیدی در فعالیت هنری او داشت. در دهه‌ی 80 کارگاه او بسیار نزدیک به سالن «سی‌بی‌جی‌بی» بود، سالنی که به خاطر اجراهای زنده‌ی موسیقی سبک پانک شهرت داشت. این سالن، مرکز موج جدیدی از موسیقی محسوب میشد و گروه‌های موسیقی سرشناسی چون بلاندی و تاکینگ‌هدز در آن اجرا می‌کردند. در حالی که محبوبیت سبک هیپ‌هاپ رو به افزایش بود، کیت هرینگ از «آفریکا بامباتا» برای اجرای زنده در افتتاحیه نمایشی به نام «فراتر از کلمات» دعوت کرد، نمایشی که به کیوریتوری «فب‌ فایو فردی» در «ماد کلاب» برگزار میشد.

مفاهیم پیچیده در تصاویر ساده

کیت هرینگ پیام‌های سیاسی پیچیده‌ای را در قالب تصاویر ساده اما به یاد ماندنی ارائه می‌کرد. او از هنرمندانی چون پییر آلچینسکی و ژان دوبوفه الهام می‌گرفت که در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم، به سراغ انرژیِ خام و بی‌آلایش نقاشی‌های بچگانه رفتند تا احساس معصومیت و سادگی را منتقل کنند.
کیت هرینگ عاشق کار کردن با کودکان بود و روحیه‌ی کودکانه‌ی خودش در خطوط ساده و تمیزِ تصویرنگاشت‌های گرافیکی‌اش مثل «کودک درخشان» و «سگ در حال پارس کردن» به خوبی دیده می‌شود.

او که کودکیش را در دهه‌ی 60 سپری کرده بود، به خوبی می‌دانست که چطور ایده‌های سیاسی و اجتماعی را ساده کرده و در قالب تصاویر معنادار و به‌ یاد ماندنی ارائه کند. او که فعالیت حرفه‌ایش مصادف با دوران جنگ سرد، بحران ایدز، و بحران اعتیاد در نیویورک بود، خوب می‌دانست که تصاویر و شعارهای ساده، چقدر می‌توانند قدرتمند و تاثیرگذار باشند؛ و از طریق همین تصاویر ساده زمانه‌ی خودش را بازتاب می‌دهد.

در سال 1986، او روی دیوار برلین یک نقاشی دیواری با رنگ‌های پرچم آلمان ترسیم کرد. اثری که تبدیل به ندایی رسا برای اتحاد شد. اثر دیگر او که در سال 1985 در مخالفت با آپارتاید خلق شد، بعدها به عنوان نمادی در تظاهرات اعتراضی در افریقای جنوبی به کار گرفته شد.

کیت هرینگ از شهرتش برای آگاهی‌بخشی در مورد معضلاتی بهره می‌برد که خودش در جامعه با آنها روبرو بود یا در سایر نقاط جهان می‌دید. او همواره تلاش می‌کرد سخنگویی برای نسل خودش باشد.

هرینگ با استفاده از نمادهایی ساده و مثبت، یک زبان منحصر‌به‌فرد خلق کرد. او هنرش را در خیابان اجرا می‌کرد، اما هرگز فقط یک یک هنرمند خیابانی نبود.

این مقاله از وبسایت WePresent توسط سرآستین ترجمه شده.

image1-9-9

ایده و خلاقیت

ایده و خلاقیت

طراحی مد (Fashion Design) هنر استفاده از طراحی، زیبایی شناسی (حسّیک) و یا زیبایی طبیعی برای خلق پوشاک و زیورآلات است. طراحی مد متأثر از نگرش های اجتماعی، فرهنگ‌ها و جوامع مختلف بوده وبه اندازهٔ همین تفاوت‌ها دارای تنوع بالایی است.

یک طراح لباس از ترکیب خطوط، تناسب، رنگ و بافت، شکل را تصور می‌کند، اگرچه داشتن مهارت‌هایی مثل خیاطی و الگو کاری برای یک طراح لباس می‌توانند سودمند باشند اما به عنوان پیش شرط برای تبدیل شدن به یک طراح لباس موفق در نظر گرفته نمی‌شوند در صورتی که داشتن ایده و خلاقیت مهترین پیش شرط برای یک طراح می باشد.

اکثر طراحان مد تلاش می‌کنند تا لباسی که طراحی می‌کنند تابعی از زیبایی و دل‌انگیزی باشد، آنها در نظر دارند که هر نوع لباسی چه مخاطبی دارد و همچنین در چه موقعیتی پوشیده می‌شود اما برخی از طراحان برای اینکه ایده های خاصی رو به نمایش در بیاورند پا فراتر از نگرش های اجتماعی می گذارند و با عناصر و متریال های خیلی ساده که در اطراف و زندگی روزمره ی همه ی ما قرار دارند لباس هایی طراحی می کنند که منحصر به فرد و خاص می باشند.

طراحان مد و فشن تمام تلاش شان را می کنند تا چیزی متفاوت تولید کنند.«اگر می خواهید جایگزینی نداشته باشید، متفاوت باشید.»فشن شوها مکان هایی هستند که این فرصت را به طراحان می دهند تا خلاقیت خود را در تولید و طراحی لباس ها و اکسسوری ها به معرض نمایش بگذارند. در اینجا برخی از عجیب ترین و خلاقانه ترین لباس ها را مشاهده می کنیم که لزوما مورد استفاده قرار نمی گیرند اما جالب هستند.

لباس هایی از جنس برگ

 در عکس زیر لباس ساخته شده از بتن قابل انعطاف را می بینیم. این لباس فوق العاده جالب بوده .از این لحاظ که آلودگی هوا را به خود جذب کرده و بصورت طرح هایی بر روی خودش نمایش می دهد.

یکی دیگر از مواد مورد استفاده در این نوع طراحی ها، کاغذ است. این طراحی ها بسیار به لحاظ بصری جذاب هستند ،شاید با خود بگوید که این امکان وجود ندارد که با غذا ها لباس هایی را تهیه کرد و آن ها را پوشید. ولی این امر شدنی است و اتفاق افتاده است. 

این اثر های هنری که مشاهده می کنید اثر هنرمندی خلاق و خوش فکر است که ساعت ها برای پخت این مواد غذایی و پوشاندن آن ها بر تن افراد زمان صرف کرده است. این اثر ها توسط عکاسی به نام Ted Sabarese گرفته شده است.

لباسی از جنس روزنامه

روزنامه کاغذی است که از تفاله ی چوب ساخته می شود و ارزان، اما شکننده و لطیف است. این کاغذ، سفید، صاف و جاذب الرطوبه می باشد. کاغذ روزنامه برای طراحی های سریع و موقتی مناسب است. لباسی از این جنس برای پروژه های عکاسی کاربرد مناسبی دارند. 

 

your_double_lighthouse2-300x237

اولافور الیاسون ، آگاهی از ادراک فضا

اولافور الیاسون ، معنای هنرمند بودن را تغییر داده. آثار او با مفاهیم و امور مختلفی از جمله معماری، بوم‌شناسی، غذا، آموزش، پایایی، تغییرات اقلیمی، ادراک و کنش جمعی درگیر است. شاید این مفاهیم خیلی جدی به نظر بیایند، اما حسی از شگفتی در آثار او جریان دارد که باعث شده آثارش در نقاط مختلف جهان مورد توجه بسیاری افراد با سلایق متفاوت قرار گیرد.

مارک گادفری، کیورتور گالری تیت، در این مقاله از زندگی الیاسون و تاثیرات ماندگارش می‌گوید. از کودکیش در ایسلند گرفته تا علاقه‌اش به رقص «برِیک‌دنس»؛ و از کنجکاویش نسبت به آب‌وهوا تا کنش‌گری‌اش برای مقابله با تغییرات اقلیمی، که مورد توجه بسیاری از رهبران جهان قرار گرفت.

او از ایسلند الهام گرفت که هنر و طبیعت را پیوند بزند.

اولافور الیاسون در سال 1967 (برابر با 1346 شمسی) در دانمارک متولد شد، اما بیشتر دوران کودکیش را در ایسلند، که زادگاه پدر و مادرش بود سپری کرد. مناظر طبیعی بکر ایسلند تاثیر عمیقی بر این هنرمند به جای گذاشت؛ چشمه‌های آب گرم، میدان‌های گدازه، آتشفشان‌ها، آبشارها، غارها و صخره‌های پوشیده از خزه. برخی از آثار متاخرتر او شامل رنگین‌کمان و ابر و مه هستند، و به نوعی همان عناصری را بازنمایی می‌کنند که در کودکی از آنها شگفت‌زده می‌شد.

علاوه بر این، اولافور الیاسون در ایسلند به این موضوع علاقه‌مند شد که ما از چه طرقی فضا را تجربه می‌کنیم. مثلا اینکه چطور می‌توان از سرعت حرکت جریان آب در یک آبشار دوردست فهمید که آن آبشار در چه فاصله‌ای از بیننده قرار دارد. در چنین محیطی همه‌ی حواس انسان برای درک فضا به کار گرفته می‌شوند. در چیدمان‌های متاخرتر اولافور الیاسون هم همین اتفاق روی می‌دهد.

در اواخر دهه‌ی 1980 و اوایل دهه‌ی 1990، اولافور الیاسون در آکادمی سلطنتی هنرهای زیبا در دانمارک مشغول به تحصیل شد، و در آنجا شروع به ساخت چیدمان‌های نوری کرد. با خلق آثاری که مبتنی بر تجربه‌ی زنده بودند (و در واقع خرید و فروش‌شان کار سخت‌تری بود)، او در برابر تجارت‌گرایی‌ای که در آن دوران دنیای هنر را در بر گرفته بود ایستادگی می‌کرد.

 

او می‌خواهد مخاطب ببیند که آثارش چطور پدید می‌آیند

در دهه‌ی 1990 و اوایل 2000، اولافور الیاسون آثاری خلق کرد که پدیده‌های طبیعی را بازسازی می‌کردند. مثلا چیدمان سال 1993 او به نام «زیبایی» را در نظر بگیرید. مارک گادفری آن چیدمان را اینگونه توصیف می‌کند: «وارد یک اتاق می‌شود. فضای اتاق تاریک شده. از یک شلنگ که سوراخ‌های ریزی روی زده شده، مه ریزی بیرون می‌آید. تنها از یک لامپ روی آن نور می‌افتد. از بعضی زوایا یک رنگین‌ کمان دیده می‌شود و از زوایای دیگر نه».

اولافور الیاسون در این اثر مثل بسیاری دیگر از آثارش می‌خواهد چیزی که خودش روزگاری در ایسلند دیده بوده را بازسازی کند. اما نمی‌خواهد نحوه‌ی پدید آمدن اثر را پنهان کند. گادفری می‌گوید: «مخاطب شلنگ را می‌بیند، لامپ را می‌بیند. در حالی که خود رنگین کمان را می‌بیند، چیزهایی که رنگین کمان را خلق می‌کنند را نیز می‌بیند».

زیربنای این آثار، علاقه‌ی او به فرایند ادراک و آگاه کردن مخاطب از این فرایند است. او با این کار قصد دارد مخاطب خودش را در حال ادراک کردن ببیند. مخاطب نه تنها در حال یک تجربه است، بلکه از این تجربه کردن آگاه است. در واقع مخاطب با تماشای آثار او، از ادراک خودش آگاه می‌شود.

اولافور الیاسون همیشه تمایل داشت تا ببیند که مخاطبان چطور این آگاهی را وارد زندگی خودشان می‌کنند. مارک گادفری در این باره می‌گوید: «او همیشه کنجکاو بود ببیند چه رابطه‌ای میان تجربه‌ای که در یک گالری رخ می‌دهد و نحوه‌ای که آن تجربه بر رفتار مخاطب با دنیای پیرامونش پس از خروج از گالری تاثیر می‌گذارد وجود دارد».

استودیوی فضاهای دیگر

در سال 2014، اولافور الیاسون به همراه «سباستین بهمان» معمار مشهور، استودیوی جدیدی به نام «استودیوی فضاهای دیگر» (با سرواژه‌ی SOS) تاسیس کردند. دفتری برای هنر و معماری که از رویکردی تجربه-محور برای پیشبرد پروژه‌های نوآورانه‌اش بهره می‌برد.

استودیوی فضاهای دیگر از همکاری اولافور الیاسون و سباستین بهمان در پروژه‌های گذشته نشأت گرفت. پروژه‌هایی مانند نمای هندسی شگفت‌انگیز سالن کنسرت و مرکز کنفرانس «هارپا ریکیاویک»؛ و پروژه‌ی فیوردن‌هاوس، یک ساختمان خارق‌العاده شبیه به یک قلعه که در میان یک آبدره‌ی طبیعی در دانمارک بنا شده.

استودیو اولافور الیاسون ، استودیویی بر محور یک آشپزخانه

«استودیو اولافور الیاسون»، استودیوی دیگر اوست که در یک ساختمان قدیمی چهار طبقه در برلین واقع شده و محل همکاری بیش از یکصد نفر است. مارک گادفری درباره‌ی این استودیو چنین می‌گوید: «محلی برای آزمایشات بزرگ، همکاری، گفتگو و فعالیت‌های بینارشته‌ای، که افرادی از حرفه‌های مختلف را به کار می‌گیرد: پیشه‌وران، تکنسین‌ها، محققین، آشپزها، برنامه‌نویسان، کنش‌گران، معماران، فیلمسازان و غیره».

در طبقه‌ی آخر، آشپزخانه‌ی استودیو واقع شده که همه‌ی اعضا، چهار روز هفته در آنجا دور هم غذا می‌خورند. غذا که در همان آشپزخانه توسط یک تیم متعهد تهیه می‌شود همیشه ارگانیک، بدون گوشت و با استفاده از محصولات محلی است. مارک در این باره می‎‌گوید: «خواهر اولافور الیاسون یک آشپز حرفه‌ایست. بنابراین فکر می‌کنم او همیشه به غذا و آشپزی علاقه داشته. این آشپزخانه نقشی بسیار محوری در فعالیت این استودیو دارد».

این مقاله از وبسایت WePresent توسط سرآستین ترجمه شده.

Fereydoun-Ave-02-157-Mockup-9901-300x214

برای آقای آو ؛ شباهنگ طیاری

« برای آقای آو » متنی است که شباهنگ طیاری به بهانه‌ی نمایش جدید فریدون آو به نام «یک فصل کاری» نوشته است. «یک فصل کاری» شامل دو مجموعه‌ی «تلخی پیری» و «تزئینات برای دالان‌های تنگ و تاریک» است. این مجموعه‌ها که در فضای بازسازی شده‌ی دستان+۲ و زیرزمین دستان به صورت مجازی به نمایش درآمده‌اند جریان سیال ذهن فریدون آو را در مکان‌های مختلفی دنبال میکند که او در طول تابستان و پاییز ۲۰۱۹ در آنها حضور داشته است. این نمایش مجازی در بخش آرت‌مارت وبسایت آستین ارائه شده است. 

برای آقای آو

خبرنامه ی گالری دَستان را باز کردم و زمان همانجا ایستاد. نوشته‌ی «تلخی پیری» روی یک نقاشی اثر فریدون آو یکی از غم انگیزترین لحظه هایی بود که در مواجهه با یک نقاشی برایم رخ داده بود. فکر کردن به نقاشی که پیری را پذیرفته درد به استخوانم آورد.

یادم آمد که آقای آو خیلی هم پیر نبود. اولین بار در گالری سیحون کارهای او را دیدم. خبر نمایشگاه را در مجله ی تندیس خوانده بودم. سال هشتاد و پنج شاید مجموعه ی چهار عنصر. کلاژهایی در ابعاد بزرگ و خیلی شجاعانه. شجاعانه کلمه درستی است برای توصیف آن کارها. کارها را به یاد دارم و هنوز کارت نمایشگاه را نگه داشته ام.

بعد از آن تا به امروز تقریبن تمام نمایشگاه هایی که در ایران برپا کرد را رفتم. همه را هم دوست داشتم. ماندگارترین ها برایم مجموعه ی رستم در آخر تابستان و بعد ا ز آن مجموعه ی رستم در چله زمستان است. چقدر آن کُشتی گیر با کفتارها و کرکسها و سایه هایش برایم ماندگار شد. یادم هست که یکی از پرینت های رستم را هم به مبلغ صد هزار تومان از گالری آران خریدم. پول را از پدرم گرفتم و به او گفتم این کار را میخرم چون دوست دارم و هم گران میشود. آن کار را چند سال بعد از آتلیه ام دزدیدند و من هرگز نفهمیدم که شد. همین جا از پدرم پوزش میطلبم.

 

بعد از آن سعی کردم نمایشگاه های گالری سیزده ونک را هم ببینم. آن پسر نوجوانی که همیشه در گالری مینشست و صدا و رفتار متشخصی داشت عجیبترین قسمت گالری سیزده ونک بود. نمایشگاه های زیادی را از آنجا به یاد دارم ولی نمایشگاه حسین زندرودی و لیلی متین دفتری را هرگز فراموش نمیکنم. نمایشگاه لیلی متین دفتری چند هفته بعد از فوت او بود. بزرگداشتی که آقای آو برای او گرفته بود. یادم هست که چه قدر غمگین بود. یک بروشور چند صفحه ای هم چاپ کرده بود. آن را هم نگه داشته ام. این اتفاق بعد از ملاقاتم با او بود.

خود آقای آو را سال هشتاد و شش توسط دوستی ملاقات کردم. در حیاط خانه اش معروف به استخر. استخری که مانند شکم یک نهنگ طراحی شده بود. او آنقدر ها هم مانند امروز در دسترس نبود. نه کتابی از او چاپ شده بود که آدمها او را بشناسند و نه فضا به شکلی بود که یک آدم با هفده هجده سال سن کارهایش را بزند زیر بغلش ببرد برای نشان دادن. اصلن نشان بدهی که چه شود. این فضاها برای من دور بود. بار اول که او را دیدم خود را فریدون معرفی کرد و خواست که فقط فریدون صدایش کنم. در توان من نبود. قدرتش را نداشتم. من فقط هجده سال داشتم و فریدون برای من زیادی بود. پس همان آقای آو صدایش کردم.

استخر یکی از زیباترین فضاهای هنری بود که تا آن زمان دیده بودم. سلیقه و ضرافتش در چیدمان تحسین برانگیز بود. هنوز آن نقاشی کوچک از مجموعه کوزه های فرهاد مشیری را یادم هست. کار آینه ی منیر شاهرودی فرمانفرمائیان، نقاشی بزرگی از گل و مرغ های رضا درخشانی و آن کار ابولقاسم سعیدی. آن لیوان روی طاقچه و درخت پشتش چیز دیگری بود، سراسر نقاشی و نقاشی. اما کاری که فراموشش نمیکنم نقاشی حسین زنده رودی بود حرف ب در داخل یک کادر طلایی همیشه در وجودم باقی ماند. شاید خوابش را هم دیده باشم.

شاید همه ی این ها حالا چیز خاصی نباشد ولی یادم هست که چیز خاصی بود. من هجده سال داشتم و همه چیز آنجا برایم خاص بود. آن نوار کاستی که در ضبط صوت گیر کرده بود و همیشه صدای عبدالوهاب شهیدی از آن پخش میشد.

حرفهای آقای آو برای یک جوان با هجده سال سن دقیقن حرفهایی بود که یک جوان با هجده سال سن دلش میخواست از یک نقاش جا افتاده بشنود. در مورد زمانی که ما ندیده ایم. زمانی که شما بودید و ما نبودیم. در مورد علاقه اش به مانه یا مونه که یادم نمیآید. در مورد داستان موزه ی معاصر تهران که حالا همه در موردش میدانند. عشق به دانستن اینکه کی چه کسی بود و چه کار کرد.

فکر میکنم سه شنبه ها آنجا میشد رفت. و ما هر هفته میرفتیم. زیادی هم میرفتیم دلیلی نداشت که برویم. ولی این رفتن ها باعث دیدارهای کوتاه با خود آقای آو و نقاشانی چون درخشانی و سعیدی شد. و دوست های جوانی هم پیدا کردم.

اولین کارم را در استخر فروختم. تا قبل از آن نمیدانستم که کار هم میشود فروخت. 150 هزار تومان. با همه ی پول آن رنگ و کاغذ خریدم.
خیلی زود گالری سیزده ونک تعطیل شد و بعد از آن استخر. تا سالها بعد فریدون آو را ندیدم. شاید یک بار در گالری خاک و بعد از آن در دلگشا.

همیشه به این فکر میکنم که چه چیزی از یک نقاش دیگر میشود آموخت و من چه چیزی از دیگران آموختم.

چه چیزی از فریدون آو میشد یاد گرفت. میراث او برای من آن است که همیشه کار کنم و سماجت در کار کردن داشته باشم و به آزادی در کار وفادار بمانم. مهربان باشم این مهربانی را با دیگران تقسیم کنم. هنر بالاتر از زندگی نیست و نخواهد بود. یاد بگیرم که وسعت قلبم را بزرگتر کنم. اینهارا یاد گرفتم ولی خیلی موفق نبودم.

فریدون آو برای من و امثال من آقای آو باقی خواهد ماند. آدمی که میخواست برای همه باشد و برای همه بود.
امیدوارم که بعد از این اتفاقها نمایش مجازی اش در دَستان به شکلی واقعی برگزار شود و من یک بار دیگر برای دیدن نمایشش بروم.
دلم میخواهد گل روی کاغذ ببینم جوری که آقای آو میکشدش.

شباهنگ طیاری
بهار یک هزار و سیصد و نود و نه

socks-3-9

جوراب

جوراب

یک خلاصه ی کوتاه از تاریخچه ی جوراب  : 

اولین جوراب باستانی توسط یک یونانی اختراع و طراحی شد و از قرن هشتم میلادی تا قرن ۲۱ میلادی یونانیان نقش مهمی در این داستان داشته اند. در دوران باستان جوراب از موی چرم ساخته شده است، و در قرن ۱۶ جوراب های بافتنی طراحی شد و مورد استفاده قرار گرفت. بازگشت به عصر حجر، "جوراب" نمونه اولیه که توسط اجداد غار ما زندگی می کردند، پوست های حیوانی بودند که در اطراف مچ پا قرار داشتند. 

از زمانی که هوا رو به سرما میرود لباسهای گرم را به کمد هایمان می آوریم، و کم کم تاپ و شلوارکها کنار میرود و جایش را به  لباس های پشمی و جورابهای ساق بلند و گرم میدهد، در فصل زمستان برای جلو گیری از سرما و گرم نگه داشتن پاهایمان باید جوراب های متنوع بخریم، جورابها انواع مختلفی دارند و همیشه در فصل سرما استفاده نمیکنیم اگر کتانی به پا کنیم باید جوراب بپوشیم تا از عرق کردن و بوی بد جلوگیری کنیم. 

امروزه اگر بخواهیم به مد و فشن نگاهی بی اندازیم متوجه میشویم که جوراب های مختلفی مد شده است، مثلا جوراب های ساق بلند با دامن های کوتاه و یا جوراب های ساق نیمه بلند با شلوار های کمی از مچ بالا تر، جوراب های مختلفی در بازار عرضه شده است جورابهای راه راه، جورابهای رنگی، جورابهای منگوله دار که بسیار مد شده اند.

 

معمولا ما بیشتر اوقات درگیر ست کردن رنگهای لباسمانیم و وقتی سراغ کمد لباسهایمان میرویم از همه بد تر این است که دیرمان شده و دنبال جوراب میگردیم و لنگه به لنگه پیدا میکنیم، اگر جایی که میخواهید بروید رسمی نیست و لباس رسمی تنتان نکردید و دیرتان شده است اگر جوراب یک جنس پیدا کردید و لنگه های آن گم شده میتوانید دو رنگ متفاوت بپوشید و اصلا ایرادی ندارد و به شما نمیگویند شلخته اید، چون دو رنگ متفاوت  ولی جنس هم به نظر بامزه هم میباشد و نترسید از این کار. 

 

البته بستگی به سبک لباس پوشیدنتان دارد که چقدر سختگیرید. دقت کنید اگر میخواهید جوراب های ضخیم استفاده کنید سعی کنید با لباس های جنس ضخیم تر مثل جین ، چرم ، بافتنی بپوشید واگر جورابهای جنس نازک میخواهید بپوشید با پارچه های سبک تر مثل نخی ، لینن ، استفاده کنید.

امروزه شلوار هایی که کمی از مچ پا بالا تر است با جوراب های طرح دار و کفش های رسمی یا غیر رسمی مد شده است. 

اینکه میگوییم مُد در واقع مُد را خود شما به وجود می آورید هرکس به نظر من باید لباس و کیف و کفشی را انتخاب کند که خوشش بیاید و همچنین برازنده او باشد. 

جالب این است که جوراب های ساق بلند و کوتاه هم با کفش پاشنه بلند زنانه  مد شده است البته درکشورهای اروپایی این سبکها بیشتر باب است  و میپوشند با دامن های کلوش و کمی ساسون دار تا زیر زانو.  

جوراب ها انواع مختلفی دارند : 

جوراب های نخی و خنک ، جوراب های بافتنی ، جوراب های نایلونی ،که هرکدام با توجه به فصل مورد استفاده قرار میگیرند. اگر جوراب شلواری های طرح دار و رنگی دارید با پیراهن های ساده بپوشید بسیار شیک و جذاب میشود. جوراب شلواری های مختلفی آمده است مثلا یکی از آنها که خیلی مُد شده است طرح های قدیمی از جمله لانه زنبوری که لوزی لوزی میباشد. این جوراب ها را زیر شلوار ها مخصوصا جین هم میپوشند. 

 

اگر به یک مهمانی رسمی دعوتید و میخواهید کت شلوار خاکستری تان را بپوشید جورابتان را رنگ ذغالی انتخاب کنید و اگر پشیمان شدید و کت شلوار آبی تان را میپوشید جوراب خاکستری کمرنگ بپوشید، اگر اهل ریسک هستید و میخواهید کمی متفاوت تر از بقیه ی مهمان ها باشید کت شلوار سرمه ای تان را با جوراب قرمز که طرح سرمه ای دارد بپوشید،انتخاب اکثر ما رنگ مشکی است چون این رنگ به ما اعتماد به نفس میدهد و رنگ قدرتمندی است ولی سعی کنید رنگها را امتحان کنید و ترکیب کنید.