post-29

آشنایی با تئاتر عروسکی سنتی ژاپن: بونراکو

آشنایی با تئاتر عروسکی سنتی ژاپن: بونراکو

بونراکو

بونراکو فرمی از تئاتر عروسکی سنتی ژاپن است که عروسک های آن تقریباً اندازه ی نیمی از بدن انسان هستند که با سرود داستانی و نوازندگی شامیزن ( نوعی ساز زهی سنتی ژاپن ) همراهی می شود.

مردم ژاپن بونراکو را از فرم های مهم هنری به شمار می آورند. نمایش های بونراکو بر پایه ی حکایات و افسانه های قرون گذشته، با تم هایی بر اساس درگیری وظایف و تعهدات اجتماعی با احساسات و عواطف انسانی است.

بونراکو نامی است که عموماً برای عبارت " نینجیو جوروری " - " نینجیو" به معنای عروسک، و " جوروری" به معنای فرمی از سرایش داستانی- بکار برده می شود. نام بونراکو نشآت گرفته از دسته نمایشگران عروسکی است که توسط "اومورا بونراکوکِن " دراوایل قرن نوزدهم راه اندازی شد.

اولین فرم بونراکو توسط داستان سرای ژاپنی " تاکِموتو گیدایا" در سال ۱۶۸۴ ، زمانی که تئاتر خود را در اوساکا اجرا کرد، ایجاد شد.  تاکموتو گیدایا برای این اجرا با " چیکاماتسو مونزامون" ، بهترین نمایشنامه نویس تاریخ ژاپن، و "تاکِدا ایزومو"، تهیه کننده معروف ژاپنی همکاری کرد. گیدایا و چیکاماتسو، بونراکو را از جنبه هنری، و ایزومو از لحاظ تکنیکال رشد دادند.

تئاتر عروسکی ژاپن در قرن هجدهم بیشترین رونق خود را داشت. نمایشنامه های چیکاماتسو مونزِمون نقش عمده ای را در معروف کردن آن داشت. پس از مرگ چیکاماتسو، از محبوبیت بونراکو به دلیل ضعف نمایشنامه کاسته شد؛ اما این علاقه و محبوبیت دوباره در قرن نوزدهم توسط بازی دهنده عروسک " اومورا بونراکوکن" دوباره زنده شد.

در سال ۱۹۶۳، دو گروه نمایشگر عروسکی ژاپنی به یکدیگر ملحق شدند و انجمن بونراکو را بنا نهادند؛ سازمانی که امروزه اجراهای معینی را که در تئاتر ملی توکیو و تئاتر ملی بونراکو در اوساکا روی صحنه می روند، پشتیبانی می کند.

 یک اجرای بونراکو حدود سه یا چهار ساعت ( و حتی در ایام قدیم یک شبانه روز) به طول می انجامد. سه نفر بازی دهنده عروسک به عنوان یک تیم با هم کار می کنند تا نمایش هایی جدی با مخاطب بزرگسال اجرا کنند.

 

اجرا کنندگان

 

عروسک گردانان، داستان سرا ها و موزیسین ها در تئاتر بونراکو عموماً مردان هستند. چهره های آنان معمولاً با پارچه های مشکی پوشیده است تا توجه و تمرکز کامل روی عروسک ها باشد. عروسک گردان اصلی، کارگردان اجراست که از باقی عروسک گردانان باتجربه تر است. یک بازی دهنده عروسک ژاپنی عمر خود را صرف این می کند که هنر بونراکو را فرا گیرد. برای اینکه یک شخص بتواند عروسک گردان اصلی شود، باید بیست و دو سال تجربه کسب کند: دو سال در مدرسه بونراکو آموزش ببیند، ده سال سعی بر آموختن حرکت پاهای عروسک کند، و ده سال دیگر آموزش ببیند تا بتواند دست چپ عروسک را حرکت دهد. سپس عروسک گردان آماده است تا حرکت دست راست و سر عروسک را فرا بگیرد.

 

بونراکو سه نفر بازی دهنده عروسک دارد. یک نفر (عروسک گردان اصلی) دست راست و سر عروسک را حرکت می دهد. عروسک گردان دوم دست چپ، و عروسک گردان سوم پاها را حرکت می دهد. بدیهی است که اگر هر سه بازی دهنده هماهنگ با یکدیگر کار نکنند، حرکت عروسک غیر طبیعی و بی جان خواهد بود.

 

 

عروسک ها

 

اندازه ی عروسک های بونراکو از ۶۰ سانتی متر تا ۱۲۰ سانتی متر یا بیشتر، بسته به سن و جنسیت کاراکتر و رسم مشخص آن گروه تئاتری متغیر است.

دست ها و بدن عروسک با مهارت بالایی تراشیده و ساخته می شود. لباس عروسک ها توسط استاد طراحی لباس دیزاین می شود که شامل ترکیبی از لباس ها با رنگ ها و طرح های مختلف است.

 

این لباس ها شامل یک شال کمر و گلو بند به عنوان زیرجامه (جوبَن) ، یک کیمونوی داخلی (کیتسوکه) ، یک جلیقه (هائوری) و یک ردا (یوچیکاکه) روی همه ی این لباس ها است. برای اینکه لباس ها نرم بمانند، با نخ و پنبه آستر می شوند.

 

زمانی که لباس ها کهنه و یا خراب شوند، توسط عروسک گردانان عوض می شوند. پروسه مهم لباس پوشاندن و لباس درآوردن عروسک توسط عروسک گردان، " کوشیرا" نام دارد. کوشیرا باید تنها توسط بازی دهنده اصلی عروسک یا استاد (اوموزوکای) انجام شود. آنان باور دارند که با پوشش گذاشتن بر یک عروسک که بدنی پوچ دارد، استاد عروسک گردان وارد ذهن کاراکتر می شود.

 

منابع:

www.traditionalkyoto.com

The Art of Puppetry, by Bill Bird

An Introduction of Bunraku , Japan Arts Council

post-27

طراحی لباس فیلم و تئاتر

طراحی لباس فیلم و تئاتر

آیا تا به حال برایتان پیش آمده که فیلمی را تماشا کنید و از لباس های استفاده شده در آن حیرت زده شوید؟ آیا برایتان سوال پیش آمده که چه کسی تصمیم می گیرد هر کدام از کاراکترها چه شکلی هستند و چه لباسی می پوشند؟

در این مقاله با تاریخچه و چگونگی طراحی لباس آشنا خواهید شد.

 

طراحی لباس چیست؟

طراحی لباس در واقع پروسه ای از ساخت استایلی منسجم و ظاهری مشخص برای شخصیت هایی در برنامه های تلویزیونی، فیلم ها، اپرا، تئاترهای موزیکال، باله و دیگر انواع هنرهای اجرایی است.

طراحان لباس با کسانی مثل کارگردانان و طراحان صحنه کار می کنند تا به کمک یکدیگر، دنیایی را که ما در تلویزیون و روی صحنه می بینیم را خلق کنند.

 

 

تاریخچه طراحی لباس

 

طراحی لباس تاریخچه ای بلند دارد. در یونان باستان، نمایش نامه نویس آشیلوس که در قرن ۵ قبل از میلاد می زیست، لباس های لباس های خاصی را برای بازیگرانش  برای اجرای تراژدی هایش درست کرد.

در قرون وسطی و رنسانس، صحنه آرایی و لباس تبدیل به المان هایی بسیار مهم در بازی های صحنه شدند. این المان ها کمک می کردند تا یک حس و حالت ضبط شود، یک واقعه رنگارنگ جذاب خلق شود و مخاطب را سرگرم کند.

اما در آن زمان ایده ای منسجم از چگونگی لباس یک کاراکتر وجود نداشت. در زمان شکسپیر، اجراکننگان تئاتر های او خود لباس هایشان را فراهم می کردند.

در قرن شانزدهم میلادی، تعدادی از دسته های تئانری مسافر، گونه ای از تئاتر را به نام کمدیا دل آرته اجرا کردند. لباس های این نوع تئاتر کاراکترهایی تیپیکال را مانند دختر خدمتکار، دکتر و یک دلقک را نشان می داد. همه ی مخاطبان با دیدن لباس های این بازیگران متوجه خصوصیات کاراکترهایشان می شدند.

در طول سالیان ۱۷۷۰ تا ۱۸۷۰ ، نیاز برای دقت بیشتر در طراحی لباس شدت گرفت. به دلیل اینکه تعداد اجرا های صحنه ای و دسته های تئاتری دوره گرد بیشتر شده بود و مردم با لباس فرهنگ های مختلف در دنیا بیشتر آشنا شده بودند.

با ورود به قرن نوزدهم، طراحی لباس تبدیل به یکی از هنر های تخصصی شد، و دو ایده ی اصلی در آن مطرح شد. یکی " دقت تاریخی"  یا ضبط حالت یک دوره زمانی مشخص، و دیگری " رویکرد مفهومی " ، که در آن لباس ها تصویری را شکل می دهند که ارتباطی با زمان و مکانی تاریخی ندارند. با نگاهی به برخی فیلم ها و اجراها متوجه این ایده می شویم.

در هر حال چیزی که مهم است بدانیم این است که حتی زمانی که می خواهیم یک دوره زمانی را تصویر کنیم، طراح صرفا ملزم نیست که کاملا با جزئیات تعریف  شده ی آن دوره پیش برود؛ بلکه اغلب می توان تغییرات نرمی را وارد آن استایل تاریخی کرد.

 

مراحل طراحی لباس

 

طراحان کاستوم مراحل بسیاری را سپری می کنند تا در نهایت یک لباس کامل را خلق کنند.

در ابتدا، طراح متن نمایشنامه یا فیلم نامه را می خواند و متوجه می شود که آن شو یا اجرا در چه مورد است. سپس با کارگردان اجرا ملاقات می کند تا تصویر ذهنی او را در مورد اجرا متوجه شود. در این زمان، طراح لباس باید با طراح صحنه آرا و نورپردازان نیز ملاقات و مشورت کند.

 

با استفاده از تمام این اطلاعات، و حتی انجام تحقیقات بیشتر در طول این پروسه، طراح لباس اسکیس هایی مقدماتی از هر کاراکتر تصویر می کند. این اسکیس ها بعدا توسط کارگردان و باقی تصمیم گیرندگان تیم  دیده می شود. این ایده ها مورد بحث و بررسی قرار می گیرند، تغییرات اعمال می شود و طرح ها اصلاح می شوند. سپس، زمانی که طرح ها تائیدیه نهایی گرفت، طراح نقاشی هایی کامل و با جزئیات ارائه می دهد. سپس این طرح ها به دست خیاطان و کسانی که لباس ها و اکسسوار ها را درست می کنند می رسد و کار طراح در اینجا به پایان می رسد.

 

منبع:

www.study.com/acadaemiclessons

 

unnamed-10-9

آشنایی با فیلیپ لیم

رنگ سال ۲۰۱۹ پنتون؛ مرجان زنده

فیلیپ لیم متولد سال ۱۹۷۳ در تایلند از خانواده ای چینی است. خانواده لیم زمانی که او هنوز کوچک بود، به کالیفرنیا مهاجرت کرد. او از کودکی مادرش را می دید که روزانه هجده ساعت در یک کارخانه پوشاک به عنوان خیاط کار می کرد. این چیزی بود که والدین فیلیپ هیچگاه برای او نمی خواستند.لیم هم هیچ گاه فکر نمی کرد که فشن برای او مناسب باشد.به دلیل اینکه او در فرهنگ آسیایی بزرگ شده بود، از او انتظار می رفت که در زمینه های معین شغلی مشغول به کار شود. این دلیلی است بر اینکه او در کالج در رشته تجارت درس خواند. اما پس از سه سال از آن خسته شد و به جای آن در رشته اقتصاد خانگی که شامل دوخت و دوز، پرستاری و ... بود، فارغ التحصیل شد. با وجود اینکه او همیشه عاشق لباس بود، هیچ موقع به اینکه طراحی لباس بکند فکر نکرده بود؛ تا اینکه در سال ۱۹۹۹ در لس آنجلس در لاین پوشاک زنانه ای به نام " پیشرفت " شروع به کار کرد. پس از گذشت پنج سال، او لِیبل خود را با عنوان " فیلیپ لیم ۳.۱ " آغاز کرد که با موفقیت زیادی روبرو شد.در حال حاضر او پنج لاین لباس زنانه، یک لاین مردانه، یک لاین کودک ، یک لاین لباس شنا، یک لاین لباس زیر و حتی یک لاین دوستدار محیط زیست دارد که مردم را به " سبز شدن" ترغیب می کند. 

 

لیم در سنین کودکی مشکلات زیادی را با مطابقت دادن محیط زندگی غربی تازه اش و فرهنگ آسیایی اش داشت.این دلیلی است بر اینکه طراحی های او ترکیبی از پیچیدگی و دلفریبی و  تداعی" استایل خیابانی" است. مردم طرح های او را به خاطر جذابیت، سرگرم کننده بودن و پویایی شان می ستایند و او را با عنوان یکی از بهترین دیزاینر های زمان خودش می شناسند. لیم به دنبال همه چیز می گردد تا این طرح های فریبنده و پر انرژی اش را عیان کند. او حتی در وب سایت خودش، چیز هایی  که به او الهام بخشیده اند را برای دیدن عموم قرار می دهد.

او عقب نشسته و خود را درگیر رسانه های عمومی نکرده است و از شبکه های اجتماعی دوری می گزیند. تبلیغات برای فیلیپ جذابیتی ندارد و بیشتر از این لذت می برد که تمرکزش را روی خود لباس ها بگذارد تا اینکه به دنبال کانال های خرید آن باشد.

دهه ۲۰۰۰ زمانی بود که بیشترین تغییرات در آن اتفاق افتاد. مردان و زنان همگی کار می کنند، خانواده ها کوچک تر می شوند، تکنولوژی پیشرفته تر می شود، ژانر های موسیقی و فیلم گسترده تر می شود و پوست بیشتری نمایان می شود. لیم برای این دوره زمانی طراحی فوق العاده بود؛ به این دلیل که دنیا برای لباس های جذاب و جالب او آمادگی کامل را داشت. او طرح هایش را " کلاسیک با پیچش " توصیف می کند.

عصر تازه ای آغاز شده بود و مردم می خواستند لباس های جدید، هیجان انگیز و مد روز لیم را بدست بیاورند. لباس هایی که آن دوران را بازتاب می کرد. همچنین توجه زیادی به استایل خیابانی می شد. انواع بسیار متنوعی از این استایل وجود دارد؛ از هیپ هاپ گرفته تا پرپ و پانک. لیم این المان های خیابانی را وارد طرح های شیک خود کرد و لباس هایی خیره کننده خلق کرد.تمرکز او بیشتر روی خلاقیت های هنرمندانه است. قابلیت لیم بر ترکیب کردن استایل های مختلف با هم برای خلق چیزی تازه و شیک، دلیلی است بر آن که او در صنعت فشن بسیار موفق و ستودنی اس

منابع:

www.influentialdesigners.weebly.com

 

 

 

 

www.vouge.com

www.31philliplim.com

IMG_5475-9

رنگ سال ۲۰۱۹ پنتون؛ مرجان زنده

رنگ سال ۲۰۱۹ پنتون؛ مرجان زنده

پَنتون هر ساله رنگی که انتظار می رود در دیزاین های آن سال غالب باشد را انتخاب می کند. انستیتو پَنتون برای سال ۲۰۱۹ رنگ پنتون ۱۶-۱۵۴۶ یا با نام " مرجان زنده "، به رنگ نارنجی هلویی  برگزیده است. رنگی گرم و با نشاط که احساس آسودگی و راحتی را در میان ازدحام دنیای دیجیتال ارائه می کند. پیش بینی شده است که رنگ مرجان زنده در سال پیش رو بسیار تاثیرگذار خواهد بود و در هر حیطه طراحی، از فشن تا دکوراسیون داخلی و گرافیک خود را بروز خواهد داد.

عیان است که بهره مندی زیاد  از تکنولوژی قابل دسترس، در نهایت ما را به کناره گیری و سردی وا می دارد. متخصصان رنگ پنتون به این دلیل رنگ مرجان زنده را برگزیدند که، به گفته خودشان، این رنگ جنبه های مطلوب، آشنا و انرژی بخش رنگ های طبیعت را نشر می دهد.

مرجان زنده دعوتی است که بی تفاوتی را پشت سر بگذاریم، احساساتمان را زنده کنیم و در طبیعت غوطه ور شویم؛ تا بتوانیم عمق خلاقیت و شگفت بیدار را کشف کنیم. جای تعجب ندارد که طراحان بسیاری جذب این رنگ شده اند: رنگی است وسوسه آمیز و خوش بین که حسی شبیه به قطره ای کوچک از اقیانوس زندگی دارد.

این رنگ در ۶ دسامبر این سال برگزیده و معرفی شد، با عنوان رنگی زندگی بخش و محرک توصیف شده است که ته رنگ طلایی آن، به آرامی روح و انرژی می بخشد. به گفته این کمپانی، طبیعت اجتماعی و سرزنده رنگ پنتون ۱۶-۱۵۴۶ فعالیت های بانشاط و سبک بار را تشجیع می کند.

با گذر از رنگ بنفش سال ۲۰۱۸، که کمپانی پنتون آن را طیفی به شدت برانگیزنده و پر خیال از بنفش توصیف کرده بود، طیف درخشان امسال متشکل از نارنجی و طلایی قصد دارد تا " نیاز فطری به خوش بینی و فعالیت های پر نشاط  " را به عنوان پاسخی به رسانه های اجتماعی و تکنولوژی دیجیتال بازتاب دهد.

گفته شده است که این رنگ همچنین بازگو کننده تاثیر مغذی مرجان بر زندگی زیر دریاست. درست مانند تاثیر ویرانگر زندگی جامعه امروز ما بر محیط زیست.

پنتون هر سال در ماه دسامبر، رنگ سال پیش رو را طبق گزارشات و تحقیقات تیم انستیتو پنتون اعلام می کند. انتخاب این رنگ بر پایه این انجام می شود که " در لحظه ای از زمان، چه اتفاقی در حال رخ دادن در زندگی و فرهنگ جهانی ماست. به گفته ی پنتون، رنگ مرجان زنده هم اکنون در کت واک شوهای فشن و نیز در شبکه های اجتماعی دیده می شود.

 

منابع:

www.dezeen.com

www.creativemarket.com

www.pantone.com

4559b085f

تاریخچه کلاه

تاریخچه کلاه

 

تاریخ شناسان معتقدند اولین چیزی که به دست انسان به عنوان لباس ساخته شد ، کلاه بوده است.تصویر کشف شده در یکی از معابد مصر به اسم معبد توم نقاشی مردی را نشان می دهد که کلاه حصیری شکل به سر دارد.کارشناسان تاریخی معتقدند که شواهد این چنین نشان می دهد که کلاه احتمالا به مصریان باستان برمی گردد و اولین شغل هم باید کلاه سازی باشد.به هرحال محافظت از بدن و به خصوص سر در برابر عوامل طبیعی خیلی مهم بوده است.

 

حتی امروزه مردم بومی  ساقه ، ریشه و برگ گیاهان مختلف را به هم می بافند تا از آن کلاه بسازند.تقریبا همه کشورها کلاه سنتی متعلق به خودشان را دارند که بنابر شرایط آب و هوایی و همچنین فرهنگی و مذهب آن جامعه طراحی شده است مثل کلاه ارتشی هر کشور.
اصلی ترین ماده برای ساخت کلاه به وسیله قبیله های چادرنشین آسیایی کشف شد که از پشم گوسفند بوده است.در گذشته پوشیدن کلاه نشانه رتبه و درجه اشخاص بوده است.امروزه کلاه ها بر اساس کاربردی که دارند استفاده می شوند.به طور مثال کلاه های ایمنی و جنگی برای حفاظت از سر استفاده می شود.یونیفرم های مختلف شغل معمولا کلاه هم به همراه دارند برای شناسایی یک مارک یا برند.

مردم در مراسمات مختلف کلاه بر سر می گذارند مثل مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان.مردان و زنان در طول تاریخ برای پوشاندن سرشان از روش ها و موارد مختلف استفاده می کردند ولی تقریبا در قرن ۱۴ و ۱۵ بود که کلاه در بین ثروتمندان به عنوان یکی از پوشش روزمره محبوبیت پیدا کرد.در ابتدا این مردان بودند که پوشاندن کلاه به عنوان بخشی از پوشش روزمره آنها به حساب می رفت و برای زنان بیشتر نقاب ، روسری و یا چهارقد وجود داشت ولی در قرن ۱۶ به بعد بود که کلاه وارد دنیای زنان شد و تغییر شکل پیدا کرد.خلاقیت در طرح کلاه بانوان باعث رشد در حرفه کلاه دوزی شد.

 

کلمه کلاه دوز که به انگلیسی میلینر گفته می شود ، گفته شده از اسم شهر میلان است در ایتالیا که در اوایل دوران رواج کلاه ، بهترین کلاه ها در آن شهر ساخته می شدند.شغل کلاه دوزی اول در ایتالیا راه اندازی شد و تزیین مختلف کلاه ها که بیشتر به وسیله گلهای رنگارنگ و پر پرندگان و یا تورهای زیبا بوده و هست ، از کشور فرانسه نشأت می گیرد.هر چند این انگلستان بود که در رابطه با معرفی طرح های جدید کلاه در دنیا اولین بود.بر همین اساس هم است که در سال های ۱۹۰۰ که به دوره ادواردین مشهور است و به دوره پادشاهی ادوارد هفتم بر می گردد ، فشن و مد یکی از دوران های طلایی خودش را تجربه کرد.اگر الان از خانم های اروپایی پرسیده شود که اگر قرار باشد به گذشته بروند به کدام دوران برمی گردند ، همه به نیمه اول قرن ۲۰ اشاره می کنند. به دلیل اهمیت زیادی که به فشن و مد در آن دوران داده می شد و طراحان لباس و کلاه بعضی از زیباترین طرح های کلاه خانم ها را در این دوران طراحی کردند.در این دوران کلاه جزیی از لوازم ضروری هر زن به حساب می آمد.


شکل و طرح کلاه ها به دلایل مختلف تغییر شکل پیدا می کردند مثل مدل مویی که در هر دوران رواج داشت.گاهی اوقات طرح کلاه ها آنقدر بلند بودند که به گلدان تشبیه می شدند و گاهی چنان کوتاه و چسبیده به سر بودند.بعضی خیلی بزرگ بودند در حدی که از شانه های کسی که آن را می پوشید بزرگتر بوده است مثل کلاه های مد شده در سال های ۱۹۱۱ که بزرگترین کلاه ها در طول تاریخ بودند و به وسیله یک سنجاق به طول ۴۵ سانتی متر به موی شخص محکم می شدند.مردان در آن زمان این سنجاق رابه عنوان یک اسلحه در دست زنان می دانستند و گاهی این کلاه ها خیلی کوچک می شدند و بیشتر به یک گیره مو شبیه بودند.

 

کلاه شاید برای مدتی از دنیای فشن و مد فاصله گرفته باشد مثلا در طول سال های ۱۹۶۰ ولی هیچ وقت به طور کامل حذف نشده است و جدیدا به دنیای مد برگشته است.پرسس دایانا در سال های ۱۹۸۰ با پوشیدن کلاه سعی در معرفی دوباره آن کرد.زمان رضاشاه بعد از کشف حجاب در ایران خانم ها کلاه می گذاشتند.الان هم آدم های مشهور زیادی دیده می شوند که کلاه سرشان می گذارند که به رواج بیشتر آن در بین مردم منتهی می شود.خانواده سلطنتی انگلستان و اطرافیانشان مشتری های اصلی خرید کلاه هستند و در مراسم هایی که آنها شرکت می کنند ، طراحان لباس از فرصت استفاده می کنند و طرح های جدیدشان رابه نمایش می گذارند.

 

منابع

www.localhistories.org

www.zibakadeh.com

www.historyofhats.net

www.britianmagazine.com

IMG_5644-9

پوست و استخوان؛ رابطه میان مُد و معماری

پوست و استخوان؛ رابطه میان مُد و معماری

بدن می تواند به عنوان یک وسیله، یک ماشین یا حتی یک ساختمان در نظر گرفته شود. از این رو می توان اینطور بیان کرد که پوشش دادن به یک فرد، به معنای ایجاد یک فضای شخصی است، درست مانند سازه های معماری، گرچه از نظر مقیاس بزرگتر هستند.

فشن و معماری ممکن است ارتباطاتی با یکدیگر داشته باشند: هدف هر دو این است که برای انسان پناهگاه " بسازد " به گونه ای ذائقه ما را بازتاب دهد. در همین راستا، باور شده است که رابطه میان فشن و معماری از از اولین مردمان پدید آمد که از یک ماده مشترک برای ساخت لباس و نیز پناهگاه خود استفاده می کردند.این رابطه به ارتباطات نزدیک تری میان این دو موضوع منجر شده است؛ به عنوان مثال، هر دو رشته در پروسه طراحی شان اشتراکاتی دارند که باعث ایجاد مرز های مشترک می شود: معماری و فشن هر دو قصد دارند تا فرم هایی بی نقص، راحت و زیبا را برای بدن انسان خلق کنند.

از سوی دیگر، معماری و فشن از جهات بسیار دیگری با هم متفاوت هستند. بطور مثال، فشن ناگزیر است که به نسبت معماری، در زمان کوتاه تری از میان برود، به مقیاس کوچکتری مرتبط است و مهم تر از همه این که فشن بیشتر در مورد بازاریابی و مصرف است، در صورتی که معماری پایا است و مرتبط به ابدیت. تمامی این تفاوت ها با هم، جامه ای از ارزش گذاری و تجاری سازی بر تن معماری کرده اند.

معماری نقش ایجادگر فضا را ایفا می کند. به طور مثال، معماری نقش یک استعاره سمبلیک و نماینده ای از ارزش های فرهنگی جامعه است. از آنجایی که فضای خارجی، فضای داخلی ما را بازتاب می دهد، این ارزش گذاری و تجاری سازی ها ممکن است معماری را به سمتی سوق دهد که ماموریت خود را در زندگی اجتماعی از دست بدهد. به همین منظور این امر اظهار می کند که معماری باید با فضاهای انسانی، سنت ها و ارزش های فرهنگی جامعه ای عجین شود که پایداری، جاودانگی و تمامیت دنیا را نشان دهد، تا اینکه میرایی فشن را تصویر کند.

این مقاله می کوشد تا ارتباط میان معماری و فشن را از جنبه های مفهومی، بصری و مادیت پیدا کند. این پژوهش اظهار می کند که در عصر جهانی شده ی امروز، تقریبا ناممکن است که معماری را جدا از فشن در نظر بگیریم. زیرا هر دوی این هنر ها پاسخگوی فرهنگ و محیط فردی و اجتماعی هستند. از جنبه مفهومی، معماری و فشن هر دو ادراک روانشناسی و ساختارهای فضایی را مخاطب قرار می دهند. از جنبه استعاری-بصری، هر دوی این هنرها ذوق و سلیقه ی فردی که آن فضا را اشغال می کند بازتاب می نماید. و از جنبه مادیت نیز معماری و فشن اشتراکات زیادی دارند؛ مانند استفاده از مواد و ساخته ها، استفاده از تکنولوژی، و از لحاظ جهانی شدن نیز، هنر و هنرمندان این دو حیطه بر یکدیگر اثرات متقابل نزدیکی دارند، به خصوص در دیزاینی پاسخگوی اجتماع، اقتصادی و ماندگار.

در حقیقت، نزدیک ترین رابطه میان فشن و معماری، از شروع خلق " سازه ها وفضاهای مطلقا زیبا " برای بدن است. برای تصویر این فضا، فرد معمار باید این را تجربه کند که مرکزیت دنیای تجربی، بدن انسان است.

بدن های ما و حرکات ما در ارتباط مداوم با محیط است؛ جهان و خودآگاهی و بازنمایی دوباره یکدیگر بطور مستمر. سپس، ماموریت فشن این است که مناسب ترین و راحت ترین پوشش را برای بدن برای بیان این حس فضا ایجاد کند.

 

1.Artwork: Galaxy Soho by Zaha Hadid

Design: Lacoste Shoes, Zaha Hadid Collection

 

2.Aertwork:Mobius Strip Library by BIG Architects

Design: Mobius Dress, Meejin Yoon

3.Artwork: Burj Khalifa by Adrian D.Smith+ Skidmore Architects

Design: Crab-claw Heels , Alexander McQueen collection

4.Artwork: Hearts Tower NYC by Norman Foster

Design: Gareth Pugh

 

5.Artwork: Curtain Wall House by Sigueru Ban

Design: Airplane Dress by Hussein Chalayan

6.Artwork: The Kremlin , Moscow

Design: Alexander McQueen

7.Artwork: House in Phoenix  by Frank LIoyd Wright

Design: Dress by Jil Sander

منابع:

www.mymodernmet.com

www.fashionista.com

www.ukessays.com

 

history-9

تاریخچه انگشتر

تاریخچه انگشتر

داستان انگشتر، تا اندازه ای شبیه خود انگشتر است؛ نه شروعی معین دارد و نه پایانی مشخص. هیچ کس نمی تواند به طور قطع بگوید که انگشتر، از چه زمانی مورد استفاده قرار گرفته است. به نظر می رسد که انگشتر، از مصر باستان، در پی تکامل «مُهر» سرچشمه گرفته باشد؛ چون مُهرها نشانه قدرت بودند، افرادی که مُهرهای برجسته و انگشتر خاتم «مُهر» داشتند، به عنوان اشخاص قدرتمند و بانفوذ، مورد احترام مردم قرار می گرفتند. مقامات بالای حکومت نیز با اعطای انگشترشان به نماینده هاشان، برای اجرای فرامینشان، اختیار تام می دادند که در تورات نیز به نمونه ای از این عمل، اشاره شده است: «سپس فراهه، انگشترش را درآورد و به جوزف داد». به احتمال زیاد، تغییر و تحوّل انگشتر خاتم و تبدیل شدن آن به یکی از آلات زینتی نیز در مصر باستانْ رخ داده است. زنان ثروتمند مصری، انگشترهایی از طلا، دست می کردند و زنان طبقه پایین نیز از انگشترهایی با قیمت های ارزان تر، از جنس نقره، بُرنز، شیشه یا سفال های رنگی استفاده می کردند

یونانیان و رومی ها در ساخت انگشترهای زینتی، بیش از دیگر تمدن ها دقت و ظریف کاری به خرج داده اند. بین سال های 31 تا 449 قبل از میلاد، در روم باستان، شهروندان، فقط از انگشترهای آهنی استفاده می کردند. استفاده از انگشتر، برای برده ها ممنوع بود. با شروع دوره امپراتوری (حدود 31 قبل از میلاد)، تمامی این قوانین تغییر کردند یا کنار گذاشته شدند. انگشترهای طلا نیز رواج یافتند و قانون، حق استفاده از انگشترهای طلا را که در درجه اوّل، محدود به سفیران کبیر می شد، تغییر داده، به اعضای رسمی مجلس سنا، کنسول ها و افسران ارشد دولت نیز داده شد.برای نظارت دقیق به استفاده از انگشتر، قوانین گوناگونی در روم باستان (بعد از سال 31 قبل از میلاد)، به تصویب رسید. پِلینی (pliny)، در کتاب «تاریخ طبیعی» می گوید: «انگشتر، اوّلین بار در اساطیر یونانی، وارد شده است. وقتی که «پرومتئوس (پرومیته)» جرئت پیدا می کند تا آتش را برای استفاده زمینی ها از آسمان بدزدد. به خاطر این خطای عمدی، «زئوس»، خدای خدایان، او را به مدّت سی هزار سال، به قلّه کوه «کاوکازوس (قفقاز)»، می بندد. در این مدّت، کرکسی از جگرش او را غذا می داد. بعد از سال ها تلاش و کوشش، پرومتئوس، موفّق به کندن قسمتی از صخره ای که زنجیر به آن بسته شده بود می شود و خود را از اسارتْ نجات می دهد. سرانجام، زئوس نیز دلش نرم می شود و پرومتئوس را از زنجیرها رهایی می بخشد؛ ولی برای این که پرومتئوس دیگر بی حرمتی نکند، زئوس به او دستور می دهد که حلقه ای از زنجیر خود را در انگشتش فرو کند».با این که داستان پلینی، افسانه به نظر می رسد، ولی با وجود این، در آداب و رسوم، جایگاه ویژه ای پیدا کرده است. جیمز مک کارگی می نویسد: «وقتی که یک برده رومی، آزاد می شد، همراه آزادی اش یک کلاه، یک جلیقه و یک انگشتر آهنی هدیه می گرفت. برده ها که با زنجیرهای قفقازی بسته می شدند، وقتی آزاد می شدند، مجبور بودند که به عنوان نشانه پرومتئوس، حلقه ای از آن زنجیر را در دست خود، حفظ کنند. برده ها هرگز مجاز به استفاده از انگشتر طلا نبودند».

رومی ها، تنها از انگشتر برای تعیین طبقه اجتماعی استفاده نمی کردند؛ بلکه از آن برای ازدواج نیز استفاده می کردند. طی مراسم نامزدی، داماد، یک انگشتر ساده آهنی به نشانه تعهّد و توانایی مالی برای حمایت از عروس، به خانواده عروس می داد. مراسم نامزدی که به طور ساده ای برگزار می شد، بسیار مهم تر از مراسم ازدواج قلمداد می شد و ارزش والایی داشت. ایین مسیحیت نیز بعدها این سنّت را به عنوان بخشی از مراسم ازدواج پذیرفت.

 

 

در میان بت پرستان باستان نیز به هنگام ازدواج، داماد، ریسمانی را به مچ دست و مچ پای عروس، به نشانه در بند کشیدن روح عروس و کنترل روح او می بستند.

ترویج انگشتر ازدواج از روم باستان آغاز شد. در حقیقت، امروزه داستان حلقه نامزدی در روم باستان، می تواند برای ما آموزنده باشد. همان گونه که پیش تر بحث شد، حلقه نامزدی در ابتدا، حلقه ای ساده از آهن بود که بعدها به حلقه های طلایی و زینتی تغییر یافت. در دائرة المعارف «بریتانیکا» آمده است: «بخشیدن یک حلقه برای برجسته کردن مراسم نامزدی یک سنّت رومی کهن است».

 

 

حلقه، احتمالاً یک عهد و پیمانی بوده است که طرفین باید به آن وفادار می شدند و به آن عمل می کردند. در زمان پلینی (سال هفتادِ پیش از میلاد) هنوز حلقه، یک سنّت پسندیده و مثبت در بین مردم بوده و استفاده از حلقه های آهنی در این گونه مراسم ها، رایج بوده است، بویژه در مراسم ازدواج. این گونه استفاده از حلقه ازدواج که همراه با تعهّد طرفین بود، توسط کلیسا، از همان زمان، پذیرفته شد و از قرن یازدهم میلادی، دعای خیر و اوراد خاص آن نیز به مراسم اضافه گردید.

 

 

 

unnamed-12-9

نیم بوت: بزرگترین ترندی که می توانید روی آن سرمایه گذاری کنید

نیم بوت: بزرگترین ترندی که می توانید روی آن سرمایه گذاری کنید

نیم بوت: بزرگترین ترندی که باید روی آن سرمایه گذاری کنید

 

پیدا کردن بهترین نیم بوت از اهداف ضروری خرید کردن در این فصل است. از نیم بوت های پاشنه دار گرفته تا تخت، یک جفت نیم بوت خوب را می توان مناسب هر فصل در تمام طول سال استایل کرد، فرقی نمی کند آب و هوا چگونه باشد.

نیم بوت در چند فصل اخیر در تمامی ران وِی ها دیده می شد. نیم بوت مناسب ترین کفش برای تغییر فصل تابستان به پاییز است و از وسایل ضروری داخل هر کمد است.

نیم بوت انواع بسیاری دارد. فرقی نمی کند شما چه استایلی داشته باشید، ما در اینجا انواع مختلف آن را به شما معرفی خواهیم کرد.

 

نیم بوت بند دار تا بالا

 

زمان آن رسیده که دکتر مارتنز مورد اعتمادتان را گردگیری کنید، چون نیم بوت های بند دار مناسب هر استایل بازگشته اند. اگر چکمه های بندی جذبتان نمی کنند، از نیم بوت های ظریف بند دار استفاده کنید که پاشنه کوتاه گربه ای دارند.

 

 

نیم بوت پاشنه گربه ای

 

این نیم بوت برای زنان چه بلند قد و چه کوتاه قد کاملا مناسب است. و مهمترین مزیتی که دارد این است که بعد از یک روز راه رفتن روی سنگفرش خیابان، پایتان درد نمی گیرد.

 

نیم بوت کابوی

 

بوت های وسترن در تمام طول تابستان در اینستاگرام دیده می شد. و اکنون بالاخره زمان آن رسیده به نیم بوت کابوی را در زمستان امتحان کنیم و نه فقط با استایل وسترن، با هر تیپ و استایلی آن را بپوشیم.

 

نیم بوت با طرح چاپی پوست حیوانات

 

هیچ حیوانی نیست که از این زمره مستثنا باشد. چه می خواهد چاپ گورخر باشد، چه لئوپارد و چه مار.  ما اما خود عاشق نیم بوت با نقش کروکودیل هستیم.

 

 

نیم بوت تخت

 

نیم بوت تخت را در آغوش بگیرید. هیچ دلیلی وجود ندارد که انقدر خودتان را درگیر مدل های استایل های مختلف کنید و از راحتی و زیبایی نیم بوت های تخت غافل بمانید. می توانید نیم بوت های تخت خود را تقریبا با هرچیزی، دامن کوتاه، دامن بلند، پیراهن های گلدار و ... استایل کنید.

با علاقه این فصل به هر چیز یونیسِکس، می توانید نیم بوت های تخت خود را با سرهمی های و شلوار های آزاد نیز همراه کنید.

 

نیم بوت های سفید

 

در فصل قبلی، بوت های سفید تقریبا در همه جا دیده می شد. خوش شانس هستید اگر در فصل قبلی روی این بوت ها سرمایه گذاری کردید؛ این نیم بوت های سفید خاص برای فصل جدید هم دوباره بازگشته اند.

 

 

نیم بوت جورابی

 

انواع مختلف جذابی از این نوع  نیم بوت ها وجود دارد، از بالنسیاگا گرفته تا بوت های گل گلی، این نیم بوت های جورابی به این سرعت جایی نمی روند و می توان نهایت بهره را از آن ها برد. نیم بوت های جورابی می توانند بافتنی، توری، متالیک یا کاملا ساده باشند و باز هم مناسب هر فصل هستند.

 

منبع:

www.marieclaire.co.uk

unnamed-13-9

آشنایی با دنیای تسوموری چیساتو؛ طراح مد و فشن ژاپنی

آشنایی با دنیای تسوموری چیساتو؛ طراح مد و فشن ژاپنی

چیساتو تسومُری طراح مُد و فشن ژاپنی زاده سایتاما، ژاپن در نوامبر ۱۹۵۴ است. "چیساتو تسوموری" همچنین نام برند لباس این دیزاینر است.

 

برند چیساتو تسوموری

برند لباس چیساتو تسوموری - از پیراهن گرفته تا جین، شلوار کوتاه، دامن، کفش، تاپ و اکسسوار- با عنوان  " باحال و جذاب" شناخته شده است. این برند در میان دختران ژاپنی بسیار پر طرفدار است و در حال رشد و گسترش میان دخترانی است که به دنبال مُد جذاب ژاپنی از آسیا تا اروپا و آمریکا هستند.

 

درباره چیساتو تسوموری

چیساتو تسوموری بی شک از معروف ترین نام ها در فشن داخل و خارج از ژاپن است. در میان غول های فشن در کل دنیا، تسوموری راه خود را به سمت بهتر فشن توکیو در جهان به واسطه استعداد و کار و تلاش زیاد سوق داد. طراحی های او مکتبی خلق کرده که علاقه مندان جوان  به مد وفشن  در خیابان های شهر های ژاپن آن را دنبال می کنند.

 

"زمانی که من بیدار هستم و یا در حال غذا خوردن نیستم، مشغول کار کردن هستم". این گفته ی چیساتو به مجله متروپولیس توکیو است. پس از اینکه تسوموری از آکادمی فشن بونکا در سال ۱۹۷۶ فارغ التحصیل شد، از قبل سخت مشغول به کار بود. او قبل از اینکه بتواند  لِیبل برند خود را در سال ۱۹۸۳ بگیرد، در لاین "ایسی اسپرت" میاکی مشغول به کار بود. از سال ۱۹۹۰ لیبل او وارد عرصه فشن و نیز در صنعت مد ایسی میاکی شد.

چیزی که تسوموری را از طراح های دیگر متمایز می کند، جدای از سخت کوشی و دقت زیاد به جزئیات، این است که او با طراحی هایش تفریح می کند. پژوهش اخیری در میان فارغ التحصیلان فشن در ژاپن نشان می دهد که  کار کردن با تسوموری چیساتو از پرخواهان ترین جایگاه ها در صنعت فشن بوده است. که بی دلیل هم نیست؛ او نه تنها بسیار سخت کوش و پر تلاش و عالی در کار خود است، بلکه او دوست دارد که کارش را لذت بخش هم کند. طرح های او توانایی او را در لذت بردن از هر چیز سرگرم کننده ای در زندگی نشان می دهد.

یکی از نشانه های او استفاده از رنگ های روشن و درخشانی مانند صورتی، آبی روشن و بنفش است.امضای آثار تسوموری، پارچه های لوکس خلاقانه، منجوق دوزی های پیچیده، گلدوزی و چاپ های طرح های خودش است.

 

نه تنها عده زیادی دوست دارند که با او کار کنند، بلکه خواهان طراحی های تسوموری نیز هستند. او به موفقیت زیادی چه درون ژاپن و چه در خارج از کشور دست پیدا کرده است. او در ژاپن جایزه بسیار معروف  "ماینیچی" را از آن خود کرده. این یکی از بالاترین جوایزی است که برای طراحان فشن در نظر می گیرند. در تمام دنیا نیز افراد زیادی پس از گشوده شدن اولین فروشگاه تسوموری در اروپا در پاریس، به ذائقه او در فشن جذب شدند.

چیساتو تسوموری مسیر زیادی را در عرصه فشن تا به اکنون آمده است. طراحی های او همواره در بازار بین المللی پر طرفدار است و او هنوز در حال دریافت جوایز بسیار در وطنش، ژاپن، نیز است. او به کارش ادامه می دهد و این کارش را با لذت و علاقه انجام می دهد، با امید سال های پیش رو و ادامه ی موفقیت هایش.

 

پوشاک مردانه چیساتو تسوموری

از سال ۲۰۰۳، این برند در حال گسترش لاین مردانه لباس هایش است. به نسبت لاین زنانه، این برند تمرکز محدود تری را روی پوشاک مردانه گذاشته بود. که در آینده این موضوع تغییر پیدا خواهد کرد و لاین مردانه نیز گستره فعالیتش رشد خواهد کرد.

 

منابع:

www.virtualjapan.com

www.tsumorichisato.com

IMG_5515-9

آیا چیزی برای پوشیدن نداشتن می تواند موجب اضطراب شود؟

آیا چیزی برای پوشیدن نداشتن می تواند موجب اضطراب شود؟

آیا چیزی برای پوشیدن نداشتن می تواند موجب اضطراب شود؟

 

ما از یک روانشناس سوال کردیم تا برایمان بطور کامل توضیح دهد.

همه ما لحظاتی از صبح را داریم که با عجله از در خانه خارج می شویم، بدون اینکه از لباسی که پوشیده ایم راضی باشیم. چون زمان زیادی را صرف این کرده ایم که تصمیم بگیریم چه بپوشیم. مرتب کردن و دسته بندی کردن کمد لباس و برنامه ریزی برای انتخاب لباس از قبل می تواند بسیار کمک کننده باشد. اما در بیشتر مواقع، زندگی از ما پیشی می گیرد و این کار از لیست اولویت های ما خارج می شود.

اما آیا این شرایط می تواند پیامدهای جدی تری داشته باشد؟ مانند افکار منفی و اضطراب. ما تصمیم گرفتیم که از متخصص روانشناس دکتر جو هِمینگز برای این موضوع کمک بگیریم.

واقعا چیزی با عنوان "انتخاب زیاد" وجود دارد. چه انتخاب فیلم و سریال، سفارش دادن غذا و انتخاب لباس.

زمانی که ما درگیر انتخاب های گسترده ای می شویم، از عنوان " پارادوکس انتخاب" یاد می شود.  چه می خواهد شبکه تلویزیونی باشد که تماشا میکنیم، کسیکه با او قرار می گذاریم، چه کورن فلکسی را برای صبحانه میخریم و چه لباسی را صبح قب از خارج شدن از خانه به تن می کنیم.به گفته جو همینگز، نشان داده شده است که این فراوانی انتخاب می تواند موجب اضطراب شود.

وقتی که ما انتخاب های زیادی مواجه می شویم، ذهنِ همیشه درگیرمان دچار استرس می شود و این باعث می شود که ما بیشتر نگران این شویم که چه لباسی را انتخاب کنیم، تا اینکه از انتخاب های گسترده مان احساس آزادی کنیم. در واقعیت یک کمد کپسول مینیمال احتمالا برای احساس رضایت و کاهش استرس ما ایده آل است.

خب چگونه به مرحله ای برسیم که کمد و ذهنمان را راحت کنیم؟ دکتر جو نکاتی را می گوید که می تواند کمکمان کند.

" اگر شما بیش از حد مشتاق در خرید لباس هستید، راه هایی وجود دارد که اضطراب شما صبح ها موقع آماده شدن کاهش دهد. کمدتان را بر اساس رنگ یا نوع مرتب کنید. برای مثال، همه شلوارها در یک سمت، دامن ها در وسط، پیراهن ها در طرف دیگر. سپس هر دسته را نیز بر اساس رنگ مرتب کنید. این چینش لباس ها باعث می شود که انتخاب، شما را کمتر گیج کند. جمع کردن لباس هایی که فصلشان گذشته نیز بسیار کمک کننده است."

همانطور که قبلا اشاره شد، برنامه ریزی برای لباس ها از قبل بسیار مهم است و کاری است که همین حالا باید آن را شروع کنید.

جو می گوید، "این امری کاملا واضح است. اگرلباستان را از شب قبل انتخاب کنید، باعث می شود که در صبح عجله کمتری داشته باشید. همه چیزهایی را که قصد دارید روز آینده به تن کنید را بیرون بیاورید. از لباس زیر گرفته تا کفش و باقی لباس هایتان را قبل از اینکه به تختخواب بروید آماده کنید. سپس دیگر به خودتان اجازه ندهید که تصمیمتان را عوض کنید!"

هر چیزی را که یک سال است نپوشیده اید خارج کنید و در انبار بگذارید. اگر بعدا یادش افتادید یا دلتان برایش تنگ شد، دوباره بیرون بیاوریدش. اگر نه، یک فصل دیگر بهش مهلت دهید سپس آن را رها کنید یا بفروشید تا به دیگران بدهید یا دورش بیاندازید! این پروسه دو مرحله ای باعث می شود "درد دور انداختن چیزی که شاید بعدا آن را بپوشید" ، کمتر شود و زودتر بتوانید کمدتان را خالی کنید.

این راهی است که از لباس های قدیمتان خلاص شوید و آرامش ذهنیتان را بازیابید.

 

منبع:

www.marieclare.co.uk