جوزف بویز هنرمند مفهوم گرای آلمانی یکی از متفاوت ترین و تاثیرگذارترین این هنرمندان است که در دهه شصت میلادی در جنبش فلاکسوس نقش مهمی ایفا کرده است. بویز و هنرمندان دیگر این جنبش با پیوند زدن موضوعات سیاسی و اجتماعی به هنر و نیز ترکیب عناصر روزمره سعی داشتند چیزی فراتر از هنر را خلق و به مخاطب ارائه دهند. نتیجه این تلاش ها رسیدن به زبان بود. زبانی تازه و همه فهم تا ارتباطات اجتماعی را مستحکم تر کند. زبان فلاکسوس انتقادی، ساده و بی پیرایه بود و این ویژگی ها را در هنر بویز نیز می توان دید.
نکته مشترک بین تمام هنرمندان فلاکسوس، زندگی و رویدادهای وابسته به آن است. جوزف بویز خود را صرفا یک انتقال دهنده می دانست. او دوست داشت ایده ها و موضوعات مورد نظر خود را از طریق خودش و هنرش به مردم منتقل کند. او بر این باور بود که هر اثر هنری که قابلیت انتقال مفهوم را داشته باشد تبدیل به پدیده ای هنری می شود. ماده و اشیا برای بویز ناقلی محسوب می شوند که تا بوسیله آنها پیام انتقال یابد. بویز در اثری که عبارت است از یک دست کت و شلوار مردانه، مانند بسیاری از دیگر آثارش، با استفاده از ماده بدوی نمد لباسی معاصر خلق کرد و نوعی تناقض بوجود آورد. چیزی شبیه به تضاد میان بدویت و معاصر بودن و ایجاد وحدت میان این دو ویژگی که در آثار بسیاری از هنرمندان فلاکسوس دیده می شود.