اواسط قرن بیستم، عکاسی و سینما قابلیت های خود را در زمینه نشان دادن تصویر انسان مدرن به خودش اثبات کردند. حال عکاسی تبدیل به اجتماعی ترین هنر زیبا شده بود. مردم می توانستند به راحتی و با خرید یک دوربین ساده عکاسی کنند.
از سویی دیگر عکاسی توانست بازتابی واقع گرایانه از فرهنگ و مشتقات آن از جمله لباس را به انسان دوباره معرفی کند. می توان اینطور گفت که عکاسی نزدیک ترین و آشناترین هنر به طراحی مد و لباس در غرب بوده و هست. عکاسی مد اینک خود تبدیل به رشته ای کاملا مستقل شده است. مجلات مد بدون حضور عکاسی و وجود عکس و عکاس نمی توانند گزارش صحیحی از رویدادهای مربوط به خود داشته باشند.
اگر هنر عکاسی پیوندی مستحکم با طراحی لباس دارد، می توان نتیجه گرفت که هنر سینما هم از همان ابتدا توانست با لباس و طراحی آن در ارتباط مستقیم قرار گیرد. این ارتباط آن قدر قدرتمند شد که رشته ای به نام طراحی لباس صحنه پدید آمد تا بتواند به شکلی تخصصی و حرفه ای بر مبنای خواسته ی کارگردان و محتوای فیلمنامه ، لباسی را طراحی کند تا بازیگر با پوشیدن آن به بهترین شکل نقش شخصیت های موردنظر را ایفا کند. باید در نظر گرفت هم که طراحی لباس جهانی، از اجزایی مهم تشکیل شده که از طراحی، اجرا، عکاسی، نشریات آغاز و به عرصه سینما و زندگی شخصی روزمره بازیگران و کارگردانان می رسد. این گردش بی پایان نظام عظیم طراحی لباس و مد در جهان امروز است که به اشکال مختلف با هنرهای زیبا و هنرهای مفهومی ادغام شده است.